ماهیت جنبش‌های اعتراضی: انقلاب یا اصلاح؟ | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (1)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

ماهیت جنبش‌های اعتراضی: انقلاب یا اصلاح؟

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ بهداد بردبار
image انقلابیون تونسی با شعار رادیکال ملت خواستار سقوط نظام هستند در برابر دیکتاتور پیروز شدند

نقدی بر تفسیر اکبر گنجی از جنبش سبز.

در رژیم‌های قابل اصلاح، انقلاب صورت نمی‌گیرد و بالعکس در رژیم‌های غیر‌قابل اصلاح انقلاب صورت می‌گیرد. با این تحلیل «انقلاب» و یا «اصلاح» یک نظام سیاسی به ماهیت حاکمیت ربط دارد و در شرایطی که اصلاح نظام سیاسی ممکن نیست انقلاب اجتناب‌ناپذیر است.

 

سوریه در آستانه انقلاب است. به رغم وعده‌های اخیر بشار اسد برای آغاز تغییرات دمکراتیک و موافقت دولت با لغو قانون وضعیت فوق‌العاده‌، انقلابیون بر خواسته‌های خود پافشاری می‌کنند و خواستار کناره‌گیری بشار اسد و حزب حاکم بعث از قدرت هستند.


‌در تظاهرات خونین روز «جمعه سیاه» دست‌کم هفتاد و پنج نفر از شهروندان به ضرب گلوله‌های جنگی کشته شدند. روز شنبه نیروهای امنیتی به شهروندانی که در مراسم تشییع جناره کشته‌شدگان شرکت کرده بودند‌ آتش گشودند و دوازده تن را هلاک کردند. خشونت نیروهای امنیتی در سرکوب معترضان و آتش گشودن بر زنان و مردان و کودکانی که به صورت مسالمت‌جویانه در تظاهرات شرکت کرده‌اند نشان دهنده «اصلاح‌ناپذیر» بودن دولت سوریه است.


هرچند که بشار اسد بخشی از خواسته‌های انقلابیون را قبول کرده اما دولت او به سمت سقوط حرکت می‌کند. معترضان از عقب‌نشینی دیکتاتور نیرو می‌گیرند و دامنه اعتراضات را گسترش می‌دهند. سرکوب معترضان نتوانسته اراده ملتی که مصمم به تغییر است را شکست دهد.


در این رابطه پیروزی دو انقلاب دمکراتیک در تونس و مصر جامعه ایران را با یک سوال روبه‌رو کرده است: آیا برای تغییر وضع موجود، باید در جهت اصلاح رژیم تلاش کرد و یا به انقلاب دست زد؟


در رژیم‌های قابل اصلاح، انقلاب صورت نمی‌گیرد و بالعکس در رژیم‌های غیر‌قابل اصلاح انقلاب صورت می‌گیرد. با این تحلیل «انقلاب» و یا «اصلاح» یک نظام سیاسی به ماهیت حاکمیت ربط دارد. آیا دولت لیبی توان ایجاد اصلاحات واقعی را دارد؟ آیا دولت سوریه قادر به انجام اصلاحات است؟ جمهوری اسلامی چطور؟ آیا ساختار حقیقی و حقوقی ایران امکان اصلاحات واقعی را می‌دهد؟


تصمیم درباره انقلاب ماحصل خرد جمعی است. در شرایطی که رییس جمهوری سوریه دستور لغو وضعیت فوق‌العاده را صادر کرده و وعده داده تا دادگاه‌های امنیتی منحل شوند و هزاران شهروند کرد تابعیت این کشور را به دست آورند معترضان در حالی که با خطر مرگ روبه‌رو هستند خیابان‌های شهرهای مختلف را به اشغال خود در می‌آورند تا بگویند «الشعب یرید اسقاط النظام» ملت خواستار سقوط نظام سیاسی حاکم است. مردم سوریه از ماهیت حاکمیت این کشور شناخت کافی دارند و می‌دانند که وعده تغییرات دمکراتیک با حضور بشار اسد و حزب بعث بر سر قدرت غیر ممکن است.


هر جنبشی منطق خود را دارد. نمی‌توان دو انقلاب را کاملن با هم قیاس کرد. ماهیت انقلاب مشروطه با انقلاب اسلامی فرق داشت. در انقلاب مشروطه روحانی طرفدار مشروعه (شیخ فضل‌اله نوری) را انقلابیون دار زدند و در انقلاب پنجاه و هفت یک متشرع رهبری انقلاب را به دست گرفت.


شعارهای جنبش‌ها را نمی‌شود از بالا تزریق کرد. کسی نمی‌تواند یک جنبش اصلاحی را به جنبشی انقلابی مبدل کند یا بالعکس. جنبش «دوم خرداد» اصلاح‌طلب بود و از راه تغییر قانون و چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین به دنبال پیش‌برد برنامه خود بود و جنبش سبز در خیابان با شعارهای ساختار‌شکن متولد شد.


جنبش سبز ایران و «روشنفکران»


در شرایطی که تظاهرات گسترده مخالفان حاکمیت مدتی است فروکش کرده صحبت از ماهیت جنبش دشوار است.  اما این روزها تحلیلگران سعی دارند علت عدم پیروزی جنبش را توضیح دهند.


از آغاز جنبش سبز عباس عبدی و اکبر گنجی در مصاحبه‌ها و مقالات خود مدعی شدند که شعارهای جنبش «رادیکال» شده و این دلیل شکست جنبش است. اکبر گنجی روزنامه‌نگار ناراضی در مصاحبه اخیر خود با رادیو فردا به آسیب‌شناسی جنبش سبز پرداخته و در پاسخ  به سوال خبرنگار مهم‌ترین عاملی را که باعث شده جنبش سبز از تظاهرات میلیونی ۸۸ به تجمعات پراکنده ۸۹ برسد این گونه توضیح می‌دهد:


«زمانی که رژیم سرکوب‌گر به مطالبات مردم پاسخ نداد و کوچک‌ترین احقاق حقی صورت نگرفت، فضای سرکوب گسترده‌تر شده و شمار زیادی از فعالان مدنی و سیاسی و مدافعان حقوق بشر بازداشت شدند، این حرکت رادیکال‌تر و رادیکال‌تر شد».


او می‌افزاید: «وقتی شما در خیابان‌ها شاهد یک حرکت اعتراضی رادیکالیزه شده هستید که خودش را در شعار «مرگ بر دیکتاتور» به نمایش می‌گذارد، که خطابش به شخص اول مملکت است، به هر حال این حرکت اعتراضی نمی‌تواند آن جمعیت کثیر را با خودش به دنبال بکشاند».


ادعای رادیکال شدن شعارهای جنبش را می‌توان از جهات مختلف مورد نقد قرار داد. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد شعارهای یک حرکت ماحصل خرد جمعی است. همین شعارهای رادیکال در تونس، مصر، سوریه و لیبی شهروندان را با خود هم‌راه کرده. در یمن معترضان که خواستار برکناری علی عبداله صالح ، دیکتاتوراین کشور بودند، با طرح شعار رادیکال «ملت خواستار سقوط نظام است» در آستانه پیروزی قرار گرفته‌اند. علی عبداله صالح متعهد شده تا در مدت یک ماه از قدرت کناره‌گیری کند.


شعار اولیه معترضان به انتخابات ریاست جمهوری «رای من کجاست؟» یک شعار چند وجهی است. «رای من کجاست؟» یعنی ما خواستار انتخابات آزاد هستیم. انتخابات آزاد نیازمند آزادی بیان و آزادی بعد از بیان است. آزادی بیان نیازمند مطبوعات آزاد است. انتخابات سالم نیازمند حذف شورای نگهبانی است که جانب‌دارانه از یک طرف حمایت می‌کند و نیازمند حذف نیروهای نظامی و شبه نظامی است تا منتقدان بتوانند در انتخابات آزاد شرکت کنند.


آیا نظام سیاسی ایران در برابر چنین خواسته‌هایی نرمش نشان می‌دهد؟ آقایان گنجی و عبدی که یکی از علل شکست را شعارهای رادیکال مردم می‌دانند، در اصل با فرافکنی می‌خواهند خود معترضان را عامل شکست معرفی کنند.


اما از آقایان گنجی و عبدی باید پرسید آیا خواست آزادی زندانیان سیاسی، برکناری دولتی که با تقلب در انتخابات پیروز شده و محاکمه عوامل سرکوب شهروندانی که خواسته‌های مدنی داشته‌اند یک خواست رادیکال است؟


ادعای رادیکال شدن شعارها در ماههای بعد از انتخابات صحیح نیست. من به عنوان بخشی از جنبش دانشجویی به خاطر دارم از سال هفتاد و نه که وارد دانشگاه شدم شعار "مرگ بر دیکتاتور" شعار اصلی تجمعات دانشجویی بوده و منظور از دیکتاتور شخص علی خامنه ایی بود.


اگر گنجی مدعی است به دلیل رادیکال شدن شعارها سرکوب افزایش یافته این مدعا نیز صحیح نیست. تجمع دانشجویان در اعتراض به تعطیلی روزنامه سلام با خشونت سرکوب شد و منجر به کشته شدن یک تن در کوی دانشگاه و دستگیری و شکنجه ده ها دانشجو شد. تجمع مردم قزوین در دهه هفتاد در اعتراض به مرکز استان بودن زنجان به خونریزی انجامید. تجمع مردم کردستان در اعتراض به دستگیری عبدالله اوجالان رهبر کرد، توسط دولت ترکیه به خونریزی انجامید. تجمع ملی مذهبی ها در سالگرد قتل فروهرها با دستگیری های گسترده خاتمه یافت. جمهوری اسلامی هرگونه تجمعی را در سی سال گذشته سرکوب کرده. 


در بخشی دیگر از این مصاحبه گنجی می‌گوید: «شما وقتی در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که یک دولت «قدرقدرت» بر سر کار است، و این دولت تمام عرصه‌ها را گرفته و جایی برای تنفس جامعه مدنی باقی نگذاشته است، و جامعه مدنی را سرکوب کرده است، دموکراسی نخواهید داشت.»


حتا اگر این دولت سرکوب شود یک دولت سرکوب‌گر دیگر جای آن را خواهد گرفت که همین بلا را سر جامعه می‌آورد. کما این‌که در انقلاب سال ۵۷، انقلابیون رژیم شاه را سرنگون کردند، به این امید که فضای بهتری ایجاد شود. اما شما دیدید که رژیمی جانشین رژیم قبلی شد که به مراتب سرکوب‌گرانه‌تر از رژیم پیشین بود. به این دلیل که جامعه مدنی وجود نداشت.


الان نیز نکته اصلی این است که چنین جامعه مدنی اساسن وجود ندارد. تا زمانی که مردم قدرت‌مند نشوند و جامعه مدنی قوی و گسترده به وجود نیاید، دموکراسی نخواهیم داشت. باید از راه قدرت‌مند کردن مردم آغاز کنیم و مردم از طریق سازمان‌یابی قدرت‌مند می‌شوند. سازمان‌های متنوع و متکثر باید ایجاد شوند».


اما پارادوکس ( تناقض) سخن گنجی در این‌جاست که می‌خواهد درون سیستم تمامیت خواهی که تمام عرصه‌ها را گرفته و امکان تشکیل نهادهای مستقل را نمی دهد، جامعه مدنی شکل بدهد. در شرایطی که فعالان کارگری، مدافعان حقوق بشر، وکلا، رهبران سیاسی، فعالان جنبش دانش‌جویی، روزنامه‌‌نگاران، نمایندگان اقلیت‌های دینی و قومی با اتهامات واهی راهی زندان می‌شوند و دولت از انتشار افکار آن‌ها جلوگیری می‌کند، نهادهای مستقل مدنی را زمین‌گیر و روزنامه‌های منتقد را تعطیل می‌کند، اینترنت را فیلتر می‌کند و بر روی شبکه‌های ماهواره‌ای پارازیت می‌اندازد چطور می‌توان جامعه مدنی قوی تشکیل داد؟


گنجی و عبدی تلاش دارند با نادیده گرفتن ماهیت جنبش سبز تصویری غلط  از جنبش را نشان دهند. جنبش سبز شعارهای رادیکال داشته پس‌‌ریزش کرده. در صورتی که می‌توان به گونه دیگری جنبش را تحلیل کرد. رهبران نمادین جنبش خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی بودند و این شعار برای شهروندان جذابیت نداشت. کسی حاضر نیست جانش را در خطر بیاندازد تا قانون اساسی غیر‌دمکراتیک اجرا شود. قانون اساسی استبدادی کف مطالبات معترضان را هم برآورده نمی‌کند.


اکبر گنجی در مصاحبه با برنامه گفت‌وگو با تاریخ در دانش‌گاه برکلی می‌گوید: «ما انقلاب کردیم تا رژیم بهتری مستقر شود، یک رژیم سلطانی جانشین یک رژیم سلطانی دیگر شد، چون انقلاب‌ها نمی‌توانند دمکراسی درست کنند».


این اعتراف کلید واژه تحلیل دگم و متعصبانه گنجی در مخالفت با انقلاب است. او تصور می‌کند تمام انقلاب‌ها راهی چون انقلاب پنجاه و هفت در پیش خواهند گرفت‌. او نمی‌تواند تصور کند که حداقل بعضی از انقلاب‌ها منجر به روی کار آمدن حکومت‌های دمکراتیک خواهند شد.


در رژیم‌های قابل اصلاح، انقلاب صورت نمی‌گیرد و بالعکس در رژیم‌های غیر‌قابل اصلاح انقلاب صورت می‌گیرد. با این تحلیل «انقلاب» و یا «اصلاح» یک نظام سیاسی به ماهیت حاکمیت ربط دارد و در شرایطی که اصلاح نظام سیاسی ممکن نیست انقلاب اجتناب‌ناپذیر است.


گفت‌وگوها را در لینک‌های زیر بیابید:


مصاحبه گنجی در گفت‌وگو با تاریخ 


Conversations with History: Akbar Ganji


http://www.youtube.com/watch?v=Y0hAwEnqTjk


متن مصاحبه گنجی با رادیوفردا از میلیون‌ها سکوت تا فریادهای پراکنده؛ آسیب‌شناسی جنبش سبز در گفت‌وگو با اکبر گنجی


http://www.radiofarda.com/content/f7_ganji_iv_on_green_movement_current_situation/3553689.html


برای مطالعه بیش‌تر درباره رادیکال بودن جنبش رجوع کنید به مصاحبه من با محمود دلخواسته


«عباس عبدی به تفریط روی آورده، نه اعتدال»


نبود ادبیات امیدبخش، جنبش را زمین‌گیر می‌کند

ارزیابی این خبر:

5.00

Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):

sam********@ymail.com در ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰
البته آقای گنجی و دوستان اصلاح طلبش حق دارند که تقصیر را از انقلاب نشان دهند و نه از خودشان. اینها نمیخواهند که مسولیت اعمال چماقدارانه خود را در انحراف انقلاب و سرکوب مطالبات مردم قبول کنند. آقای گنجی معروف به "اکبر پونز" نمیخواهد قبول کند که فرو کردن پونز در پیشانی زنان بی حجاب توسط ایشان و دوستان خط امامیشان و سرکوب زنان ایرانی آغازگر سرکوب جامعه مدنی ایران و مطالبات و آزادی مردم از پس از انقلاب بود. اینان راه رفتن بلد نیستند، میگویند زمین کج است. از آنجا که دوستان نو محافظه کارشان در آمریکا دوران خاتمه انقلابها را هم اعلام کرده اند و حمله به انقلاب سکه روز است، چرا گنجی و شرکا از این مساله بهره برداری نکنند و خود و دستان آلوده به خونشان را نشویند. این مساله بخودی خود نشانگر اینست که ذهنیت متعصب و مذهبی آقای گنجی همچنان تغییری نکرده، همانطوریکه یک مسلمان متعصب در سفر حج، سنگ به شیاطین بزرگ و کوچک میاندازد تا "گناه" نکند و "گناهش پاک شود"، آقای گنجی هم سنگی برداشته و به شیطان انقلاب میزند تا گناه استبداد و ارتجاع به سراغ جنبش نیاید. گویی دون کیشوت قرن بیست و یکم ما آقای گنجی، آسیاب بادی خود را پیدا کرده است که بر ان حمله کند، شیطان بزرگش را پیدا کرده تا بنا به رهنمود امامش تمام فریادهایش را بر سر ان بکشد.
نخیر آقای گنجی، شما نه ان زمان که پونز در پیشانی زنان فرو میکردید و چماق بر سر انقلابیون میزدید انقلابی بودید و نه هم اکنون اصلاح طلب هستید. گویی هر کلام و مفهوم انسانی در مکتب شما اسلامیون معنایی دگرگونه بلکه متضاد با معنای اصلیش پیدا میکند. حقوق بشر اسلامیتان عین بی حقوقی است و توجیه گر سنگسار و قطع دست و پا و در آوردن چشم، حقوق زنتان توجیه گر سرکوب و بی حقوقی زنان است، انقلابتان چیزی جز ارتجاع و واپس گرایی نیست، اصلاحاتتان چیزی جز توجیه نقض حق حاکمیت ملی در زیر لوای قانون گرایی، و حقنه یاسای چنگیزیتان، موسوم به قانون اساسی، به مردم نیست، برخوردتان با مردم جز با فریب و ریا و ضد و نقیض گویی نیست و اندیشه های متعالیتان!!! جز هذیانهای تب آلود و بی معنایی نیست که وجود کلامی انسانی در ان معمولا یا از سر تصادف است و یا تکرار سخنان دیگران، که خود شما هم درست آنرا نفهمیده اید و صرفا طوطی وار آنرا تکرار میکنید. این خود از تضاد بزرگتری ناشی میشود و ان عدم تحول فکری شما است. هم میخواهید با مقتضیات قرن بیست و یکم و اندیشه های متعالی ان زندگی کنید و هم نمیتوانید یا نمیخواهید از ارتجاع تان در اندیشه و دورویی و تقیه در عمل دست بردارید که این دو اساس تفکر و جهان بینی امثال شما را تشکیل میدهند. جایی برای خود و اندیشه های ارتجاعی تان در قرن بیست و یکم نمیبینید و دچار سر در گمی هستید و جز تکرار طوطی وار حرفهای دیگران، راهی پیش پایتان نمیبینید. اگر شماها هم مثل بقیه جامعه بشری به قرن بیست و یکم آمده بودید و ذهنیت حاکم بر ان را درک میکردید میدانستید که اصلاح و انقلاب هر یک جای خویش را دارند و هر یک در جای خود کاربرد مشخص خود را دارند. میدانستید که ایندو نه در مقابل هم که مکمل یکدیگرند.
مجموعه نتایج: 1 | نمایش: 1 - 1

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد
رییس مجلس شورای اسلامی می‌گوید که طرح نظارت بر نمایندگان مجلس با نظر و «راهنمایی‌های»، رهبر جمهوری اسلامی تصویب شده است و از ابتدای مجلس نهم نیز به اجرا در خواهد آمد....
سیاست | سروش جعفری

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»
هر سال با فرا رسیدن دوم خرداد، فیل بسیاری یاد هندستان «اصلاحات» می‌کند. دورانی که برداشت‌های متفاوتی می‌توان از آن داشت. برای خیلی‌ها، سید محمد خاتمی قهرمانی بود که دشمن مجال‌اش نداد، اما بودند کسانی چون عبدالکریم سروش و عباس عبدی که از انتقاد از سید محمد، نهراسیدند. سروش خاتمی را «قدرناشناس» و «فرصت سوز» خواند، با چاشنی «تذبذب». عبدی ضمن «ترسو» خواندن خاتمی، معتقد بود که بقای او در ساختار قدرت، به دنبال در پیش گرفتن سیاست «انفعال»، بـیش از پیش مملکت را تضعیف می‌کند و مخالفان مردم را جری‌تـر مـی‌نمایـد. ...
سیاست | خودنویس

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند
تعداد زیادی از افرادی که از گوشی‌های هوشمند استفاده می‌کنند عکاس‌های حرفه‌ای نیستند اما دوست دارند عکس‌های زیبایی بگیرند و بتوانند لذت دیدن آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران شریک شوند. ...
مکتب‌خانه | نسترن فرمانیان

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد
سفیر ایران در باکو در اعتراض به توهین برخی از شهروندان آذربایجان به علی خامنه‌ای از سوی وزارت امور خارجه ایران به تهران فراخوانده شد....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید