بوهای بدی میآید
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
این خطر که «اگر جمهوری اسلامی برود، اصولگرا و اصلاحطلب هم میرود» از همان ابتدای جنبش مطرح بود، اما تا این پایه امکان وقوع آن وجود نداشت. به نظر میرسد هر دو طرف درون جمهوری اسلامی میخواهند اعتراضات آرام شود. تاسیس «شورای هماهنگی راه سبز امید» هم در همین راستاست: کانالیزه کردن خواستههای جنبش به چیزی که اصلاحطلبان حکومتی میخواهند و ریزش نیروهای سکولار از جنبش و نهایتا توقف موقت فعالیت جنبش تا اطلاع ثانوی
در دو هفتهی اخیر نشانههایی دیده میشود که با چینش آنها در کنار یکدیگر به گزارههای خوبی نخواهیم رسید. جدایی هاشمی از خبرگان و استعفای پسرش از مترو، عتاب ملایم خامنهای به هوادارانش و عقب نشستن شاخهی فرهنگی بسیج از جو سازی، آرام شدن لحن کیهان تا جایی که تا قبل از ده روز پیش تمامی صفحهی دو به فحش و تهمت به اصلاحطلبان و اپوزیسیون اختصاص داشت، اکنون این اتهامها به چند خط کاهش پیدا کرده است، دیدار میرحسین و کروبی با نزدیکانشان، نشستن مجلسیها بر سر جای خود و حذف شعارهای تند از مجامع اصولگرا و نمونههای بسیاری در همین راستا.
به نظر میرسد اصلاحطلبان حکومتی به شکلی معامله با جناح اصولگرای پارلمانی و امنیتی - و نه تیم احمدینژاد- دست پیدا کردهاند و گویا قول و قرار هایی گذاشته شده. از ظواهر امر چنین بر میآید که اصلاحطلبان قصد دارند خود را کاملا از مخالفان اصل نظام در جنبش سبز و سکولارها جدا کنند و از آن طرف هم دیگر حرفی از اعدام سران جنبش و دستگیری و محاکمهی لایههای میانی اصلاحطلبان حکومتی زده نشود و امکان مشارکت آنها در انتخابات بعدی فراهم آید.
این خطر که «اگر جمهوری اسلامی برود، اصولگرا و اصلاحطلب هم میرود» از همان ابتدای جنبش مطرح بود، اما تا این پایه امکان وقوع آن وجود نداشت. به نظر میرسد هر دو طرف درون جمهوری اسلامی میخواهند اعتراضات آرام شود. تاسیس «شورای هماهنگی راه سبز امید» هم در همین راستاست: کانالیزه کردن خواستههای جنبش به چیزی که اصلاحطلبان حکومتی میخواهند و ریزش نیروهای سکولار از جنبش و نهایتا توقف موقت فعالیت جنبش تا اطلاع ثانوی
این نظریات اگر صحت داشته باشد، نشان دهندهی حقهی کثیفی است که دارد به طبقهی متوسط وارد میشود و اگر اثبات شود، از نقاط سیاه تاریخ ایران به شمار خواهد آمد. جامعهی مدنی ایران اگر زمانی به جنبش سبز پیوست، به دلیل تایید دوران طلایی امام و باند بازیهای گستردهی زمان ریاست جمهوری هاشمی و خاتمی نبود. جامعهی مدنی ایران، بستری که زمان ریاست جمهوری خاتمی برای فعالیت به وجود آمد را قدمی - هر چند کوچک - در راستای تثبیت و تقویت خود و رسیدن به دموکراسی سیاسی میدانست. اما گویا کسانی که ابدا اعتقادی به آزادی و عدالت و رفاه عمومی ندارند، اکنون میخواهند خود را سردمدار جنبش بدانند و همینها هستند که خونهای ریخته شده را سر میز معامله خواهند برد و باکشان هم نیست.
با توجه به این گزارهها، فکر میکنم قربانیان مخلص این راه، شهدای خیابانی و بازداشتشدگان، و کسانی مانند رمضانزاده - شیر مرد پاک اصلاحطلب- تاجزاده و ... و البته خود موسوی و کروبی اند که اعتبار و جان خود را در این راه گذاشتند. و بعید هم نیست که از آن طرف هم، اقشار اصولگرا، احمدینژاد را - که پا روی دم خیلیهایشان گذاشته- به عنوان قربانی، پیشکش طرف معامله کنند.
در این گذرگاه سخت تاریخی - که میرحسین موسوی هم در بیانیه شماره ۱۷ به آن اشاره کرد و همگی غافل بودیم- جامعهی مدنی ایران باید تکلیف خود را با قشر معاملهگر مشخص کند. جنبش زنان، کارگران، محیط زیست، حقوق بشر، اهالی هنر و ... باید حساب خود را از بازیهای سیاسی جدا کنند. مراقبت از جنبشهای مدنی در برابر «مورد معامله قرار گرفتن» وظیفهی بزرگان و نخبگان جنبشها است. اگر نمایندهی جنبش سبز فراگیر ایران، امثال «شورای هماهنگی راه سبز امید» و سیاستگذاران سایت جرس و کلمه اند - که به تدارکهای احمدی نژاد برای عید نوروز، ایراد «مذهبی» میگیرند! - جنبشهای مدنی باید خود را از آن مبری سازند.
Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):
من که شخصان در هیچ تضاهراتی که از طرفه این افراد باشد شرکت نمیکنم و دیگر تظاهرات با این اهداف جواب نخواهد داد .
خود موسوی میگوید که خواهان بازگشت به دوره طلایی خمینی است
دیگر چه بگوید من یادم است که ما را برای موی سر در خیابانها دستگیر و شکنجه میکردند ، تیربارانها ، تجاوزات، گورهای بی نام و نشان همه در زمان این آقایان بود
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید