معترضین مصر در مسیر سرنوشت جنبش سبز | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (25)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

معترضین مصر در مسیر سرنوشت جنبش سبز

۱۳ بهمن ۱۳۸۹ سوسن سیروسی

باید گفت که اگر معترضین مصری وعده کنارگیری حسنی مبارک را بعنوان یک پیروزی دستاویز سکوت‌شان قرار ندهند و اینک بدان قناعت نکنند همچنان «الشعب یرید اسقاط النظام» و این نیز کف مطالبات‌شان باشد باید منتظر شکست‌شان در این مقطع نشست .

 

پیش از این بارها آموخته‌ایم که در گیر و دار یک واقعه نمی‌توان درک و تصویر درستی از سنگربندی و مواضع طرفین درگیر داشت و نیاز است که لختی تحمل کرد و پس از رعایت فاصله‌ای به تامل در آن پرداخت.

 

پیروزی معترضین مصری آرزوی همه بوده و حتی بزرگنمایی‌ها و تبلیغات حول آن از سوی برخی را می‌توان مبتنی بر این احساسات دانست.

 

اما واقعیت چیز دیگری است.

 

بله! متاسفانه واقعیت مدتی است مقابل رویاهای ما اتفاق می‌افتد!

 

اگر معترضین همچنان پیگیر اسقاط نظام باشند و این را هدف ایشان برشمرد باید گفت که اینک به صحنه کشانیدن موافقین مبارک این خواسته را عقیم کرده است. اینک راه بر اسقاط آنی مبارک مسدود گشت.

 

با اهمیت‌ترین عنصر موثر بر تحولات مصر از آغاز اعتراضات تا اینک به صحنه آمدن موافقین مبارک و درگیری و تلفات دادن در تقابل با معترضین می‌باشد. این خود به تنهایی برای ناکام گذاشتن معترضین کفایت می‌کند.

 

بیاد آوریم که جنبش سبز نیز روایتی اینچنین داشت.

 

آن روزها نه اینکه مزدوران رژیم ترس در دل سبزها افکنده باشند اما نفس تن دادن جمعیتی از ملت به خفت مزدوری و تجمع برای مصادره بعنوان حامیان رژیم بسیاری را دلسرد کرد.

 

بدتر از آن اما امروز در مصر این به صحنه آمدن موافقین مبارک باعث ایجاد فضای وحشتناک تقابل مردم با یکدیگر شده است.

 

توضیح و تفسیر بماند برای بعد اما باید گفت که اگر معترضین مصری وعده کنارگیری حسنی مبارک را بعنوان یک پیروزی دستاویز سکوت‌شان قرار ندهند و اینک بدان قناعت نکنند و همچنان «الشعب یرید اسقاط النظام» و این نیز کف مطالبات‌شان باشد باید منتظر شکست‌شان در این مقطع نشست و آنچه واضح است اینک نیز در آستانه بن بست آکسیون خیابانی می باشیم.

 

معترضین باید درک نمایند که نمی توانند بصرف حضور خیابانی توقع داشته باشند که تمام مطالبات‌شان بر آورده شود. نباید  مسئولیت‌های شهروندی خود را در رسیدن به اوضاع کنونی بی تاثیر قلم‌داد نمایند و بخواهند یکشبه جبران مافات کنند.

 

اینک شاید عاقلانه این باشد که معترضین مصری حضور خیابانی را ترک گفته و دلخوش به وعده کنارگیری مبارک در آینده نزدیک در خانه هایشان نشسته و با بکارگیری شبکه‌های اجتماعی راه‌های دیگر را برای خدمت به وطن‌شان بیابند و خود را برای ایفای نقش شهروندان متعهد به جامعه شان آماده کنند.

 

و البته لازم است که گوش به زنگ بیانیه‌های دانایان‌شان نیز بنشینند!

 

همگی به یاد داشته باشیم که اصلاحات زمان بر است  و هزینه دارد، این یک قاعده جبری است.

ارزیابی این خبر:

3.00

Subscribe to comments feed نظرات (7 نوشته شد):

ali**********@gmail.com در ۱۳ بهمن ۱۳۸۹
حالا صبرکنید و فتوا صادر نکنید.شاید مردم مصر موفق شدند نظام را ساقط کنند و جایگزین دموکراتیک هم برایش فراهم کنند.بعد از انقلاب 57 بعضیها اینجور القا میکنند که انگار استراتژی باید اصلاح باشد.حال آنکه تمامی اصلاح طلبان رژیم از خود آن!! هستند و مشتی اوباش اند که دوره تصدیشان از دوره احمدینژاد هزاران بار بدتر بوده و اصولا رفورمیست هم نیستند! بلکه آرایشگر رژیمند که دردشان بیرون انداخته شدن از نظام است.حالا چه کسانی از اصلاح حرف میزنند؟ همانها که به کمتر از براندازی رژیم شاه راضی نمیشدند و حالا بعد از 30 سال جنایت رژیم و ناکارآمدی آن باز هم اسم انقلاب 57 را "شکوهمند اسلامی" گذاشته اند و حتی یک نفر از آنها اظهار پشیمانی نکرده و نگفته که 30 سال قبل اشتباه کردند که انقلاب کردند و باید اصلاحات را دنبال میکردند!! چون آن انقلابی بود که آخوند و بچه آخوند و آخوند مکلا را بقدرت رساند ولی انقلاب مخملی جوانان ما برای جمهوری ایرانی بساط آنها را هم جمع خواهد کرد.اینجاست که صداقت بعضیها که ادعای فیلسوف بودن(پوپرها و هابرماس های پاسدار)دارند معلوم میشود.
خدا باز پدر علی خامنه ای رو بیامرزه که او هم هزار درجه از خمینی میانه روتره! وگرنه اگر امام قاتل زنده بود همه مخالفینش را بعنوان محارب و مفسد فی الارض قتل عام میکرد.کما اینکه به نزدیکترین افراد خود چون قطب زاده و یا آیت الله شریعتمداری و یا لاهوتی هم رحم نکرد.
سوسن سیروسی در ۱۳ بهمن ۱۳۸۹
-5
دوست عزيزم درود
اينها که گفتي يعني چه؟!
باور کن که بسياري از کسان که از لزوم اصلاح مي گويند در آن زمان انقلاب اصلا متولد نشده بودند!
خواست اصلاح نتنها به معني تاييد اين d سال نيست بلکه نفي آن ميباشد و تنها جدلي است بر روش رسيدن به سر منزل آزادي
شما نيز که اينچنين سليقه مخالف ميلتان را منکوب ميکنيد دست کمي از جلادان نداريد. با برچسب زدن به طرفداران اصلاح تلاش مي کنيد ايشان را تضعيف و از ميدان بدر کنيد!؟؟؟
فکر کنم شما همچنان گرفتار لغاتيد و گمان مي بريد که هر مدعي اصلاحي منتسب به دوران هشت ساله اصلاحطلبان مي باشد.
نه برادر من اشتباه نکنيد و دوستان خود را از خود مرنجانيد. اين برچسب زدن ها زيبنده کسي نيست که آرزومند آزادي مي باشد.
شايد آنچه گفته شده را پيش گويي تلقي نماييد اما در آينده نزديک وقوع آن به شما ثابت خواهد کرد که در اين مورد نيز چون موارد ديگر در اشتباه و توهم گرفتاريد!
zed در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
خانم عزیز آیا انصاف و شرم میدانی چیست.چطور می‌‌توانی‌ علی‌ که با نظر شما مخالف است با یک جلاد یکی‌ کنی‌.این مقاله خانم رهنورد آیا این عکسها را دیده‌اید در همین خودنویس بخوان و اگر دسترسی‌ داری فیلم درختی که بیاد می‌‌آورد را هم ببین تا دوزاریت بیفتد که جلاد یعنی‌ چی‌.
sos********@gmail.com در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
-1
شما عزيزم آيا سواد خواندن و درک يک نوشته را داريد؟
چرا تلاش داريد که همفکرتان را به قيمت تحريف کلام حمايت کنيد؟
باور بفرماييد راههاي بهتري براي بحث کردن بود که شما گويا اينراه را بيشتر مي پسنديد.
zed در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
من اصلا سواد ندارم، این دوست هم خودش می‌‌تواند از خود دفاع کند،ولی‌ سرکار می‌‌فرمائید دیگران بر چسب می‌‌زنند شما فقط بگو چرا مخالفت را که اصلا نمی شناسی‌ با یک جلاد یکی‌ کردی.من تا بحال هزاران مقاله بی‌ سر و ته مثل این از بهنود و نبوی و نگهدار و علینژاد خونده‌ام ولی‌ بی‌ سوادی جلوی درک من را گرفته.
ali**********@gmail.com در ۱۳ بهمن ۱۳۸۹
من الان باید برم بخوابم و جواب کامل و مفصل شمارو فردا میدم.فقط در همان کامنتم بین رفورمیست بودن و تغییرطلب(تحولخواه) بودن با اصلاح طلبان حکومتی بودن(همان آرایشگران نظام که سروروی نظام را اصلاح و بزک میکنند)فرق قائل شدم.خود شما هم بهتر میدانید منظور ما از اصلاح طلبان و رهبرانشان و آنها که حتی هنوز در ساختار رژیم اند و در سرنوشت سیاسی مملکت تاثیر دارند(تا موقعی که خامنه ای بطور رسمی آنها را از نظام حذف و هزینه طرفداری از آنها را مثل مخالفان نظام کند)همان خط امامی ها و انقلابی های 30 سال پیش است که دائم از اخ بودن انقلاب حرف زده اند ولی حتی یکی از آنها(حتی خارج نشینان آنها)نگفته که باید رژیم شاه را اصلاح میکردیم و اشتباه کردیم انقلاب کردیم و خیلیهاشان هنوز با رژیم شاه در جنگند و به آن دوران طاغوت میگویند! و معتقدند فقط احمدینژاد بدِ بدبد نظام رو به انحراف برده و کار امام درست بوده.و همان بحثهایی که در کامنت بالا نوشتم.در ضمن اصلاح طلبان(خط امام)بقول امامشان هنوز سر موضع اند و وقتی موسوی هنوز از خمینی تمجید میکنه و هدفش بازگشت به دوران طلایی اوست تکلیف را معلوم کرده و نشان داده آن 30 سال را تایید کامل میکند و دهه 60(به جرئت سیاهترین دوران ایران بعد از مشروطه)را ستایش میکند و خود اینها آن چیزهایی را که گفتم قبول دارند و به آن افتخار میکنند و این برچسب زنی نیست.
راستی من و خیلی از طرفداران تغییر کامل و ماهوی رژیم(بسمت حکومتی سکولار و غیردینی) خشونت طلب نیستیم و به تغییر مسالمت آمیز اعتقاد داریم(البته مثل مصر بستگی به رفتار رژیم هم دارد)و معتقدیم تا یک رژیم و رهبرش احساس سقوط و از دست رفتن قدرت نکنند یک اپسیلون هم امتیاز نخواهند داد.این را گفتم که انگ "جلاد بودن"و "خشن بودن"نزنید.
بدرود تا فردا!
sos********@gmail.com در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
-3
به نظر شما چرا بايد بحث پيرامون مسائل مصر به تحليل شخصيتي طرفداران خميني و يا اساسا بررسي روحيات او مرتبط شود؟
!!!!!؟؟؟؟؟
ali**********@gmail.com در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
چون اولا-جنابعالی اوضاع مصر را با ایران مقایسه کردید و گفته اید مردم باید عقب نشینی کنند تا به سرنوشت جنبش سبز دچار نشوند(تا احتمالا مبارک زمان بخرد و بتواند آنها را سرکوب کند و از طرف دیگر مردم سرد و سرخورده شوند و دیگر حوصله قیام دوباره نداشته باشند)و گفته اید اینکه میخواهند کل نظام را ساقط کنند بد است و باید سراغ اصلاح طلبی بروند.اصلا این مقاله نوشته شده که بگوید ما در ایران باید از سیاستها و خط مشی اصلاح طلبان حکومتی پیروی کنیم و مساله مصر را بهانه اثبات حرف خود قرار داده تا بگه اگر در هر دو کشور مردم خونه بشینند تا خود دیکتاتور به آنها امتیاز بده مشکل حل میشه.و البته آخرش نوشتین که گوش بزنگ بیانیه دانایان!!(یعنی موسوی مصری)بمانند.
ثانیا-روحیات خمینی و طرفدارانش که انحصارطلبی و دروغگویی و سرکوبگری است در شرایطی که آنها خواهان قدرت اند و ژست دموکرات بودن و انتخابات آزاد را هم گرفته اند بسیار بسیار مهم و حیاتی است و در سرنوشت آینده ایران(که با اجازه شما وطن ماست)تاثیر میگذارد.بخصوص اگر بدست خودمان بدبخت شویم و در چاه خط امامیها بیافتیم و اینکار با مشروعیت مردمی هم همراه باشد،آنوقت 30 سال طول میکشد که از استبداد جدید مشروعیت زدایی بشود!اصلاح طلبانی هم که در صحنه سیاسی کشور هستند همه طرفداران خمینی و شاگرد مکتب او هستند و از قضا هیچ گروه دیگر مردم را(که اسلامگرا و خمینی دوست نباشند) به رسمیت نمیشناسند و در صورت بقدرت رسیدن همان بساط سابق انتخابات بین اصولگرا-اصلاح طلب را برای تقسیم ثروت ملی و غارت بیت المال پهن خواهند کرد.
سوسن سیروسی در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
دوست عزيزاگر با اين پيش فرض به استقبال نوشته من بروي که من از ته دل سقوط تمام ديکتاتورها را مي خواهم شايد معما حل شود.
باور کن که خواست اصلاح از سوي من هيچ نسبتي با علاقه مندي به خميني ، موسوي ، خاتمي ، کروبي و يا هيچ شخص ديگري ندارد چون اساسا هيچ علاقه کاريزماتيکي به هيچکس ندارم.
به نظر من به خانه رفتن معترضين مصري بدون اسقاط نظام مبارک حتمي است.
حرف اصلي اين است که چرا ملتي بدون پيگيري حقوق شهروندي خود توقع داشته باشند که يک شبه و يا با چند تظاهرات خياباني تمام مشکلاتشان حل شود؟
به نظر من سقوط آني حکومت مبارک نتنها دور از دسترس بوده بلکه اتفاق مبارکي براي ملت مصر نخواهد بود چون بيم آن مي رود که مردم فارغ از مسئوليت هاي شهروندي راه حل مشکلات را در عدم ثبات جستجو کنند.
بايد پذيرفت که چه در مصر و يا ايران و يا هر مملکت ديگري اگر ديکتاتوري فرصت ظهور مي يابد تقصير عمده اي متوجه مردم آن کشور مي باشد .
اينک که علاقه مند به بحث ايراني هستيد صادقانه و منصفانه بياد آوريد آنهمه تمجيد ها را از برخورد قهر آميز حاکميت با مخالفين بلاخص در دهه شصت.
چرا آنروز از مخالفين اعدامها حمايت عمومي نمي شد؟
اصلا چرا راه دور برويم. چند سال اخير را بياد آوريد که برخي را به اتهام شرارت آفتابه به گردنشان آويزان کرده و در رسانه ها نشانشان مي دادند. بقول خودشان که کهريزک را هم براي تحت فشار گذاشتنشان ساخته بودند. چرا عموم مردم به جاي حمايت از آن اشخاصي که حقوق شهرونديشان نقض شد به تمجيد از اين فعل خلاف حقوق بشر حاکميت پرداختند؟
آيا همين کهريزک قتلگاه جوانان ما نشد؟ آيا همان الگوي نقض حقوق بشر سر لوحه برخورد با کنشگران سياسي نبود؟
البته که اينچنين بود .
پس در لجام گسيختگي حاکميت براي نقض حقوق شهروندي خود شهروندان نيز بي تقصير نبودند و فراغت ايشان از مسئوليت هاي مدني خودشان را نيز گرفتار فعل غير انساني عوامل رژيم کرد.
به نظر من چندان ارتباطي ميان نام اين رژيم با جناياتش نيست که به هدف تغيير نامش هزينه جاني داده شود. ببينيد که در غيبت مردم حق طلب هر رژيم با هر نام و عنواني چنان ميکند که رژيم اکنون ايران انجام مي دهد.مثالش همين مصر و تونس است. آيا در تونس با يک رژيم سکولار نيز چنين نمي شد که در ايران مي شود؟
تمام حرف من اين است که مردم بواسطه يک حضور ولو پر شمار در خيابانها محق به بخشيده شدن نيستند بلکه بايد بياموزند که مسئوليت هاي شهروندي خود را هر روز و هميشه پيش چشم داشته باشند.
ali**********@gmail.com در ۱۵ بهمن ۱۳۸۹
اینکه حکومت مصر یا تونس سکولار بودند و یا هستند اتفاقا نکته مثبت آنها است.کافی است به رشد زنان در این جوامع و قوانین آنها در مورد زنان با قوانین اسلام رحمانی که در کشور ماست مقایسه کنید.اسلام کلا یک مکتب ضدزن است و اولا کاری که میکند سرکوب جنسی و اجتماعی زن است تا خود را نشان بدهد.همین حالا هم میبینیم که زنان بیحجاب در مصر آزادانه در همین تظاهرات شرکت میکنند و کسی جرئت ندارد مزاحم آنها بشود.احکام ارتجاعی دیگر اسلام هم در این کشورها اجرا نمیشود.قبول دارم که یک رژیم سکولار لزوما دموکراتیک نیست.ولی باید بپذیریم که یک رژیم اسلامی ذاتا استبدادی و دیکتاتوری است.حتی از نوع رحمانی اش!! و البته سکولار بودن رژیم شرط صددرصد لازم و نه کافی است.برای همین است که تاکید دارم نظام آخوندی-نظامی اسلامی باید بساطش را کامل از ایران ما جمع کند! و آنهایی که خواهان جمهوری اسلامی رحمانی با اجرای بیتنازل قانون اساسی تبعیض آمیزش هستند خائن و فاشیست و "طرفدار تبعیض"بنفع اسلامگراها(که 10% جامعه هم نیستند)هستند.
اینکه نقش مردم را انقدر پررنگ کرده اید هم جالبست.این را در نظر نگرفته اید که جمهوری اسلامی یک نظام عقب افتاده قرون وسطایی است که در 1400 سال پیش سیر میکند و از متوسط فرهنگ جامعه ایرانی بسیار پایینتر است.ما در ایران رژیمهایی دیکتاتوری کم نداشته ایم ولی آن چیزی که نداشتیم یک رژیم فاشیستی بود که بر افکار عقبمانده ترین آخوندهای زمان(رجوع شود به رساله خمینی و توصیه دفع شهوت با طفل شیرخواره و یا حکم افضا نمودن او و یا نظریه! ولایت وقیح)بنا شده باشد و در قرن21 دست وپا قطع کند و چشم دربیاورد و سنگسار کند(که فقط در ایران،عربستان و پاکستان صورت میگیرد)و یا تنها کشور دنیا باشد که طفل زیر18سال را اعدام کند!انصافا که این رژیم(شامل خط امامیها و خط خامنه ایها!)حق ما نبود!
حالا اگر شما مسائل منطقه را دنبال کنید میبینید که تمامی کشورهای منطقه مثل تونس و مصر و افغانستان وعراق و حتی یمن! و در آینده نزدیک سوریه!! هم دارند یک نظام دموکراسی را در کشورشان مستقر میکنند ولی ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم! و بحرف روشنفکرنماهایی مثل بهنود و نگهدار و... گوش میکینیم که براندازی این نظام بد است وباید به این رژیم تن داد تاانشالله تا 100 یا شاید(شاید!) 200 سال دیگر این مملکت هم رنگ دموکراسی ببیند و علی خامنه ای و شرکای اصلاح طلبش دلشان بسوزد! و کناربروند و بقیه را هم بازی بدهند!!
این مطلب یک طنز بود که کنایه اش به جنبش سبز است؟ اصلا بحثهای این نوشته را جدی نمی دانم.
سوسن سیروسی در ۱۳ بهمن ۱۳۸۹
-2
اين نيز حق شماست!
همچنان که بنده خود را محق به پيشگويي و يا بقول شما طنز پردازي دانسته ام!
hav********@yahoo.com در ۱۳ بهمن ۱۳۸۹
-3
جمعه کار مبارک تمام است. ایشان میخواهند با ۱۰۰۰۰ مزدور تاریخ را به عقب برگرداند و اینکار رویایی بیش نیست.
تا حالا هم خیلی خونریزی کرده است خیلی بیشتر از دیکتاتور ایران.
سوسن سیروسی در ۱۳ بهمن ۱۳۸۹
-2
اميدوارم که اينگونه شود و آرزويم اين است که اراده مردم بر تزوير ظالمين چيره شود.
افسوس خواهم خورد اگر اينگونه نشود اما صد افسوس که بقول معروف چشمم آب نمي خورد!
کاش مردم پيروز شوند تا من نيز از بدبيني خلاص شوم!!!
per***********@gmail.com در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
خانم سیروسی همین حرفها را میزنید که یه عده هم برچسب سبز الهی درست میکنند و ....

خواهر من نتیجه گیری برعکس می‌کنید چرا؟ اتفاقاً تاا همین جا هم مصری‌ها به ما ثابت کردند که از ما خیلی‌ جلوتر هستند چون بر خلاف ما به استدلالهایی نظیر آنچه شما میگویید گوش نکردند،و خیابانها را خالی‌ نکردند. گیریم این پیشگویی شما که چندان هم منطقی‌ نیست درست از آب در بیاد، همین الان هم مبارک کلی‌ عقب نشینی کرده در حالیکه جمهوری اسلامی اهل هیچ جور اصلاح و گفتگویی نیست . همه دنیا هم پشت این اعتراضات ایستاده، چون دیدند که مردم در خستشون برای یک تغییر اساسی‌ جدی هستند بر خلاف بعد از انتخابات ما که اوباما در آمد و گفت " هر کس که رئیس جمهور ایران اعلام بشه ما با او مذاکره می‌کنیم" که یک چراغ سبز برای سرکوب مردم توسط رژیم قلمداد شد. یک دلیلش این بود که مشاور‌های اوباما به اون گفتند که این اعتراضات به تغییر اساسی در ایران ختم نمی‌شه و در نهایت یک جأبجایی درون حکومتی هست.

شما می‌شه بگید دنبال چی‌ هستید؟ اینکه اصلاح طلبهای حکومتی آزاد شوند، یه کم هم قرص بصیرت از رهبری بگیرند و مصرف کنند، بعد کرد ها، مستقل ها، چپی ها، سلطنت طلبها، .... و کسایی که به جائی‌ بند نیستند شکنجه و اعدام بشوند؟
sos********@gmail.com در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
عزيز دل!
بنده کمترين نيز تنها گفته ام که وعده کناره گيري مبارک خود پيروزي بزرگي است و بالابردن سطح توقعات از سوي معترضين ايشان را به موضع سرخوردگي مي برد.
پرسيده ايد که من به دنبال چه هستم
من بدنبال فضاي آزاد تبادل نظر با هموطنانم جهت نيل به ايران آباد و آزاد هستم و ذره اي از اين خواسته عدول نمي کنم.
اين که شما از قول خود موضع بنده را کشف و افشا مي کنيد تنها نماينده ظرفيت پايين پذيرش عقيده مخالف توهم ها مي باشد.
per***********@gmail.com در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
من کاملا دوستانه نظرت را نقد کردم، و فرض را نه بر مخالفت بلکه بر نیت خوب شما و اینکه همه ما دنبال راه حل و فهمیدن هستیم گذشته بودم هیچ افشا گری ، کشفی در کار نبود. فقط ازت سوال کردم که با اصلاحات تدریجی‌ و هزینه دادن جز این ثمری خواهد داشت که شما دنبالش هستید. حالا شما به من میگی‌ که من ظرفیت ندارم و دچار توهم هستم. فکر می‌کنم بقیه کسانی که قبل از من به تو جواب دادند با هوش تر از من بودند در شناخت شما. شما اگر ظرفیت بالایی داشته باشی‌ فقط در پر رویی و بی‌ شرمی هست. نمیخواهم همه اصلاح طلبان را با هم یکی‌ کنم، ولی‌ منظور افرادی مانند تو و مرادتون خاتمی از اصلاح، فقط سهم گرفتن از جمهوری اسلامی هست و گول زدن دنیا و مردم هست و ادامه جنایت و دزدی با روشهای کم سر و صداتر. واقعا احمدی نژاد و مصباح یزدی ترجیح دارند به شما‌ها که اقلا تکلیف خودشون را روشن کردند و صریحاً می‌گویند که چی‌ هستند.

من که باور نمیکنم که شما واقعا بخواهی تبادل نظر کنی‌، وقتی‌ با این غرور مضحک به کسی‌ میگی‌ بی‌ ظرفیت. ایران آباد و اصلاحات زمان بر و دادن هزینه هم هرچند حرفهای خوشگلی‌ هستند مثل خود سید خندان، خاتمی که بیش از ۸ سال از این حرفهای شیرین برای فریب دادن مردم استفاده کرده، شما یه کم دیر رسیدی. حالا همه میدونیم این حرفها یعنی چی‌، یعنی هدیه ائ‌ به حاکمیت که افرردی که صاحب فکر هستند و توانیی دارند را شناسایی کند و سر صبر تک تک سر به نیست کنند یا به یه نحوی گرفتار و فلج کنند.
سوسن سیروسی در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
-1
عزيز جان
اي قاضي القضات!
اين افراد صاحب فکر و توانا که فرمايش مي کنيد احتمالا شامل خودتان نيز مي شود؟!!
کشف اين انگيزه ستودني است و لايق تشويق مي باشد
فقط لطفا تکليف ما را روشن بفرماييد
من بحث کردن با شما را بلد نيستم اما آن صبر که گفتي را مي خواهم داشته باشم!!!
per***********@gmail.com در ۱۵ بهمن ۱۳۸۹
فقط زبان بازی می‌کنید، فکر هم میکنی‌ خیلی با مزه هست روش توهین کردنت. روش گفتگو هم اگر نمیدانی دلیلیش احتمالاً این هست که معلمت آخوند‌ها بودند که مرتب به صحرای کربلا میزنند.

من هیچ مشکلی‌ ندارم اگه بفهمم اشتباه فکر می‌کنم، در موردش تجدید نظر کنم، تازه خیلی‌ هم ممنون میشوم اگر کسی‌ به من نشان بده کجای فکرم از نظر منطقی‌ درست نیست. اما توقع نداشته باش که بیایی و جای دلیل آوردن و روشن کردن موضوع، متلک بگی‌، و با لحن تمسخر آمیز به خیال خودت بخوای دیگران را ضایع کنی‌، و در عین حال بتونی‌ احترام و اعتماد هم کسب کنی‌.

نکته دیگه اینکه من هیچ چیزی درباره صبر نگفتم. در گذشته هم بعضی نوشته‌هات را خواندم، اتفاقاً در کامنتها آن چیز هایی که به نظرم درست بوده ازشون دفاع کردم. تکلیف شما هم را من روشن نمیکنم، خودت تصمیم بگیر که می‌خوای با عصبانیت جبهه بگیری و مبارزه کنی‌، یا به طور جدی و منصفانه یک لحظه سعی‌ کنی‌ از فکر و علایق قبلی خودت فاصله بگیر و درباره نظر مخالفت فکر کنی‌، اگر هنوز به نظرت منطقی‌ نیست بدون شلوغ بازی در آوردن بگی‌ چرا نمیتونی‌ قبول کنی‌، شاید ما هم هدایت شدیم و به جرگه طرفدران نظام اسلامی "رحمانی" در آمدیم
تارا فرهنگ در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
مطالب شما برای سایت های اصلاح طلب و سایت کلمه بسیار مناسب است.
per***********@gmail.com در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
تارا، من هم با نظر خانم سیروسی مخالف هستم، ولی‌ این پیشنهاد شما که البته خیلی‌ این روزها طرفدار دارد نگرانی‌ بیشتری ایجاد می‌کند. قرار نیست یه چند نفر که با هم همفکر هستیم نظر بدهیم و برای همدیگر کفّ بزنیم. این اچه فایده دارد؟ در همین گفتگو دو نظر مخالف هست که حقیقت‌ها روشن میشوند و دو طرف میتوانند از هم یاد بگیرند.
zed در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
اتفاقاً جایش همین جاست،تا فرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.
hav********@yahoo.com در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
حقیقت رو بگم اول فکر کردم طنز است

نس پیروز شد گفتیم اه اسلامی ها میاند بعد دیدیم که نه نیروهای دموکرات آمدند بعد گفتیم کوچیک است رو نقشه نگاه کردی ،،،،،،،
بعد مصر شد گفتیم اسلامی ها میاند دیدیم دموکراتها داران میان ، دیدیم حکومت مصر بسیار شبیه ایران اداره میشود. در زندانهایش برای سالهای بسیاری به زندانیان تجاوز میکردند و اگر مقاومت میکردند در جلوی چشم زندانی به زن و دخترش تجاوز میکردند تا به حرف بیا،،،،،، ۱۲۰۰،۰۰۰ لباس شخصی و بسیجی دارد ،،،،،،،،
حالا میگیم اصلان این جنبشها از ما یاد گرفتن و پیروز شدن و کسی نیست بگوید شاید ولی آنها به ما نشان دادند چه طوری تمام کنیم.
ما فقط نشستیم دلیلی برای شکست های خودمان پیدا کنیم و حاضر نیستیم واقیت را که در جلویی چشمانمان در aljzeera live میگذرد نگاه کنیم و بفهمیم دلیله شکستمان چی بوده ؟
ما فقط دنباله این هستیم که ببینیم اختلافهای رژیمه دیکیتاتوری در تونس و مصر با دیکتاتور ایران چیست … ولی دنباله شباهتهای زیاده آنها نیستیم و چه گونه با آنها مبارزه میشود .
دیکتاتورها هم مانند انقلابهای مردمی دارای شباهتهای زیاد و همچنین اختلافهای زیاد میباشند چه از نظر مذهبی، ناسیونالیستی ، قومی، فرهنگی،،،،،،،،،،،،،،،،
به نظر من ما باید به هدف اصلی فکر کنیم و ان سرنگونی دیکتاتور است و بعد انتخاباته آزاد … به نظر من ما به طرفه یک جمهری ملی دموکراتیک در هاله حرکت هستیم و دنباله انقلاب مردمی ۵۷ است.
اگر دقت کنیم بعد از هر انقلابی در دنیا دیکتاتور ها برای مدتی به روی کار آمدند شاید این از خصلت های انقلابات مردمی در قرن های گذشته بوده باشد.
sos********@gmail.com در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
چطوره اول و پيش از هر چيز به امکان برگزاري يک انتخابات آزاد بينديشيم؟؟؟
متاسفانه بايد گفت که مردم مصر بايد به وعده کناره گيري مبارک بسنده کنند و فکر تغيير آني را از سر بيرون آورند.
تمام حرف من اين است
شاهد آن متن بالا مي باشد !
اين هجمه به يک تحليل از واقعيات جدا شگفت انگيز مي باشد.
چرا ما نمي توانيم نظرات مخالف خود را بدون عقده گشايي ها و برچسب زدن هاي بي مورد برسميت شناخته و نقد کنيم؟
sos********@gmail.com در ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
اين مطلب تنها يک برداشت شخصي و تحليل از ديدگاه بنده بوده و آينده ميزان صحتش را مشخص مي کند.
شگفت آور است که چرت دوستان پاره شده و هر عقيده مخالف روياها شان را با هر ابزار ولو برچسب زدن منکوب مي کنند.
چرا مبناي انديشه خود را تنفر گرفته ايد؟
چرا نمي توان با عشق به هموطن و توجه به سرنوشت ميهن در فضاي سالم تبادل نظر کرد.
پيش بردن مباحث از محور اصلي و گسترانيدن دامنه اش به عرصه ابراز احساسات تنفر انگيز شايد از سر ناتواني و يا حتي نيت تخريب توان و امکان مباحثه باشد.
دوستان عزيز بياييد در مورد مسائل مصر پاي اين مطلب اظهار نظر کنيم.
از سر ناراحتي مي گويم که چنين واکنش هايي از سوي برخي دوستان بهترين خدمت به بقاي ديکتاتوري در ايران است.
دقت کنيد:
ادبيات برخي درست منطبق بر ادبيات تبليغاتچي هاي رژيم شده است.
با پيش فرض مرگ بر اين و آن هر مخالفي را منتسب به ايشان دانسته و مستحق تهاجم کرده اند
مجموعه نتایج: 7 | نمایش: 1 - 7

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد
رییس مجلس شورای اسلامی می‌گوید که طرح نظارت بر نمایندگان مجلس با نظر و «راهنمایی‌های»، رهبر جمهوری اسلامی تصویب شده است و از ابتدای مجلس نهم نیز به اجرا در خواهد آمد....
سیاست | سروش جعفری

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»
هر سال با فرا رسیدن دوم خرداد، فیل بسیاری یاد هندستان «اصلاحات» می‌کند. دورانی که برداشت‌های متفاوتی می‌توان از آن داشت. برای خیلی‌ها، سید محمد خاتمی قهرمانی بود که دشمن مجال‌اش نداد، اما بودند کسانی چون عبدالکریم سروش و عباس عبدی که از انتقاد از سید محمد، نهراسیدند. سروش خاتمی را «قدرناشناس» و «فرصت سوز» خواند، با چاشنی «تذبذب». عبدی ضمن «ترسو» خواندن خاتمی، معتقد بود که بقای او در ساختار قدرت، به دنبال در پیش گرفتن سیاست «انفعال»، بـیش از پیش مملکت را تضعیف می‌کند و مخالفان مردم را جری‌تـر مـی‌نمایـد. ...
سیاست | خودنویس

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند
تعداد زیادی از افرادی که از گوشی‌های هوشمند استفاده می‌کنند عکاس‌های حرفه‌ای نیستند اما دوست دارند عکس‌های زیبایی بگیرند و بتوانند لذت دیدن آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران شریک شوند. ...
مکتب‌خانه | نسترن فرمانیان

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد
سفیر ایران در باکو در اعتراض به توهین برخی از شهروندان آذربایجان به علی خامنه‌ای از سوی وزارت امور خارجه ایران به تهران فراخوانده شد....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید