معترضین مصر در مسیر سرنوشت جنبش سبز
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
باید گفت که اگر معترضین مصری وعده کنارگیری حسنی مبارک را بعنوان یک پیروزی دستاویز سکوتشان قرار ندهند و اینک بدان قناعت نکنند همچنان «الشعب یرید اسقاط النظام» و این نیز کف مطالباتشان باشد باید منتظر شکستشان در این مقطع نشست .
پیش از این بارها آموختهایم که در گیر و دار یک واقعه نمیتوان درک و تصویر درستی از سنگربندی و مواضع طرفین درگیر داشت و نیاز است که لختی تحمل کرد و پس از رعایت فاصلهای به تامل در آن پرداخت.
پیروزی معترضین مصری آرزوی همه بوده و حتی بزرگنماییها و تبلیغات حول آن از سوی برخی را میتوان مبتنی بر این احساسات دانست.
اما واقعیت چیز دیگری است.
بله! متاسفانه واقعیت مدتی است مقابل رویاهای ما اتفاق میافتد!
اگر معترضین همچنان پیگیر اسقاط نظام باشند و این را هدف ایشان برشمرد باید گفت که اینک به صحنه کشانیدن موافقین مبارک این خواسته را عقیم کرده است. اینک راه بر اسقاط آنی مبارک مسدود گشت.
با اهمیتترین عنصر موثر بر تحولات مصر از آغاز اعتراضات تا اینک به صحنه آمدن موافقین مبارک و درگیری و تلفات دادن در تقابل با معترضین میباشد. این خود به تنهایی برای ناکام گذاشتن معترضین کفایت میکند.
بیاد آوریم که جنبش سبز نیز روایتی اینچنین داشت.
آن روزها نه اینکه مزدوران رژیم ترس در دل سبزها افکنده باشند اما نفس تن دادن جمعیتی از ملت به خفت مزدوری و تجمع برای مصادره بعنوان حامیان رژیم بسیاری را دلسرد کرد.
بدتر از آن اما امروز در مصر این به صحنه آمدن موافقین مبارک باعث ایجاد فضای وحشتناک تقابل مردم با یکدیگر شده است.
توضیح و تفسیر بماند برای بعد اما باید گفت که اگر معترضین مصری وعده کنارگیری حسنی مبارک را بعنوان یک پیروزی دستاویز سکوتشان قرار ندهند و اینک بدان قناعت نکنند و همچنان «الشعب یرید اسقاط النظام» و این نیز کف مطالباتشان باشد باید منتظر شکستشان در این مقطع نشست و آنچه واضح است اینک نیز در آستانه بن بست آکسیون خیابانی می باشیم.
معترضین باید درک نمایند که نمی توانند بصرف حضور خیابانی توقع داشته باشند که تمام مطالباتشان بر آورده شود. نباید مسئولیتهای شهروندی خود را در رسیدن به اوضاع کنونی بی تاثیر قلمداد نمایند و بخواهند یکشبه جبران مافات کنند.
اینک شاید عاقلانه این باشد که معترضین مصری حضور خیابانی را ترک گفته و دلخوش به وعده کنارگیری مبارک در آینده نزدیک در خانه هایشان نشسته و با بکارگیری شبکههای اجتماعی راههای دیگر را برای خدمت به وطنشان بیابند و خود را برای ایفای نقش شهروندان متعهد به جامعه شان آماده کنند.
و البته لازم است که گوش به زنگ بیانیههای دانایانشان نیز بنشینند!
همگی به یاد داشته باشیم که اصلاحات زمان بر است و هزینه دارد، این یک قاعده جبری است.
Subscribe to comments feed نظرات (7 نوشته شد):
خدا باز پدر علی خامنه ای رو بیامرزه که او هم هزار درجه از خمینی میانه روتره! وگرنه اگر امام قاتل زنده بود همه مخالفینش را بعنوان محارب و مفسد فی الارض قتل عام میکرد.کما اینکه به نزدیکترین افراد خود چون قطب زاده و یا آیت الله شریعتمداری و یا لاهوتی هم رحم نکرد.
اينها که گفتي يعني چه؟!
باور کن که بسياري از کسان که از لزوم اصلاح مي گويند در آن زمان انقلاب اصلا متولد نشده بودند!
خواست اصلاح نتنها به معني تاييد اين d سال نيست بلکه نفي آن ميباشد و تنها جدلي است بر روش رسيدن به سر منزل آزادي
شما نيز که اينچنين سليقه مخالف ميلتان را منکوب ميکنيد دست کمي از جلادان نداريد. با برچسب زدن به طرفداران اصلاح تلاش مي کنيد ايشان را تضعيف و از ميدان بدر کنيد!؟؟؟
فکر کنم شما همچنان گرفتار لغاتيد و گمان مي بريد که هر مدعي اصلاحي منتسب به دوران هشت ساله اصلاحطلبان مي باشد.
نه برادر من اشتباه نکنيد و دوستان خود را از خود مرنجانيد. اين برچسب زدن ها زيبنده کسي نيست که آرزومند آزادي مي باشد.
شايد آنچه گفته شده را پيش گويي تلقي نماييد اما در آينده نزديک وقوع آن به شما ثابت خواهد کرد که در اين مورد نيز چون موارد ديگر در اشتباه و توهم گرفتاريد!
چرا تلاش داريد که همفکرتان را به قيمت تحريف کلام حمايت کنيد؟
باور بفرماييد راههاي بهتري براي بحث کردن بود که شما گويا اينراه را بيشتر مي پسنديد.
راستی من و خیلی از طرفداران تغییر کامل و ماهوی رژیم(بسمت حکومتی سکولار و غیردینی) خشونت طلب نیستیم و به تغییر مسالمت آمیز اعتقاد داریم(البته مثل مصر بستگی به رفتار رژیم هم دارد)و معتقدیم تا یک رژیم و رهبرش احساس سقوط و از دست رفتن قدرت نکنند یک اپسیلون هم امتیاز نخواهند داد.این را گفتم که انگ "جلاد بودن"و "خشن بودن"نزنید.
بدرود تا فردا!
!!!!!؟؟؟؟؟
ثانیا-روحیات خمینی و طرفدارانش که انحصارطلبی و دروغگویی و سرکوبگری است در شرایطی که آنها خواهان قدرت اند و ژست دموکرات بودن و انتخابات آزاد را هم گرفته اند بسیار بسیار مهم و حیاتی است و در سرنوشت آینده ایران(که با اجازه شما وطن ماست)تاثیر میگذارد.بخصوص اگر بدست خودمان بدبخت شویم و در چاه خط امامیها بیافتیم و اینکار با مشروعیت مردمی هم همراه باشد،آنوقت 30 سال طول میکشد که از استبداد جدید مشروعیت زدایی بشود!اصلاح طلبانی هم که در صحنه سیاسی کشور هستند همه طرفداران خمینی و شاگرد مکتب او هستند و از قضا هیچ گروه دیگر مردم را(که اسلامگرا و خمینی دوست نباشند) به رسمیت نمیشناسند و در صورت بقدرت رسیدن همان بساط سابق انتخابات بین اصولگرا-اصلاح طلب را برای تقسیم ثروت ملی و غارت بیت المال پهن خواهند کرد.
باور کن که خواست اصلاح از سوي من هيچ نسبتي با علاقه مندي به خميني ، موسوي ، خاتمي ، کروبي و يا هيچ شخص ديگري ندارد چون اساسا هيچ علاقه کاريزماتيکي به هيچکس ندارم.
به نظر من به خانه رفتن معترضين مصري بدون اسقاط نظام مبارک حتمي است.
حرف اصلي اين است که چرا ملتي بدون پيگيري حقوق شهروندي خود توقع داشته باشند که يک شبه و يا با چند تظاهرات خياباني تمام مشکلاتشان حل شود؟
به نظر من سقوط آني حکومت مبارک نتنها دور از دسترس بوده بلکه اتفاق مبارکي براي ملت مصر نخواهد بود چون بيم آن مي رود که مردم فارغ از مسئوليت هاي شهروندي راه حل مشکلات را در عدم ثبات جستجو کنند.
بايد پذيرفت که چه در مصر و يا ايران و يا هر مملکت ديگري اگر ديکتاتوري فرصت ظهور مي يابد تقصير عمده اي متوجه مردم آن کشور مي باشد .
اينک که علاقه مند به بحث ايراني هستيد صادقانه و منصفانه بياد آوريد آنهمه تمجيد ها را از برخورد قهر آميز حاکميت با مخالفين بلاخص در دهه شصت.
چرا آنروز از مخالفين اعدامها حمايت عمومي نمي شد؟
اصلا چرا راه دور برويم. چند سال اخير را بياد آوريد که برخي را به اتهام شرارت آفتابه به گردنشان آويزان کرده و در رسانه ها نشانشان مي دادند. بقول خودشان که کهريزک را هم براي تحت فشار گذاشتنشان ساخته بودند. چرا عموم مردم به جاي حمايت از آن اشخاصي که حقوق شهرونديشان نقض شد به تمجيد از اين فعل خلاف حقوق بشر حاکميت پرداختند؟
آيا همين کهريزک قتلگاه جوانان ما نشد؟ آيا همان الگوي نقض حقوق بشر سر لوحه برخورد با کنشگران سياسي نبود؟
البته که اينچنين بود .
پس در لجام گسيختگي حاکميت براي نقض حقوق شهروندي خود شهروندان نيز بي تقصير نبودند و فراغت ايشان از مسئوليت هاي مدني خودشان را نيز گرفتار فعل غير انساني عوامل رژيم کرد.
به نظر من چندان ارتباطي ميان نام اين رژيم با جناياتش نيست که به هدف تغيير نامش هزينه جاني داده شود. ببينيد که در غيبت مردم حق طلب هر رژيم با هر نام و عنواني چنان ميکند که رژيم اکنون ايران انجام مي دهد.مثالش همين مصر و تونس است. آيا در تونس با يک رژيم سکولار نيز چنين نمي شد که در ايران مي شود؟
تمام حرف من اين است که مردم بواسطه يک حضور ولو پر شمار در خيابانها محق به بخشيده شدن نيستند بلکه بايد بياموزند که مسئوليت هاي شهروندي خود را هر روز و هميشه پيش چشم داشته باشند.
اینکه نقش مردم را انقدر پررنگ کرده اید هم جالبست.این را در نظر نگرفته اید که جمهوری اسلامی یک نظام عقب افتاده قرون وسطایی است که در 1400 سال پیش سیر میکند و از متوسط فرهنگ جامعه ایرانی بسیار پایینتر است.ما در ایران رژیمهایی دیکتاتوری کم نداشته ایم ولی آن چیزی که نداشتیم یک رژیم فاشیستی بود که بر افکار عقبمانده ترین آخوندهای زمان(رجوع شود به رساله خمینی و توصیه دفع شهوت با طفل شیرخواره و یا حکم افضا نمودن او و یا نظریه! ولایت وقیح)بنا شده باشد و در قرن21 دست وپا قطع کند و چشم دربیاورد و سنگسار کند(که فقط در ایران،عربستان و پاکستان صورت میگیرد)و یا تنها کشور دنیا باشد که طفل زیر18سال را اعدام کند!انصافا که این رژیم(شامل خط امامیها و خط خامنه ایها!)حق ما نبود!
حالا اگر شما مسائل منطقه را دنبال کنید میبینید که تمامی کشورهای منطقه مثل تونس و مصر و افغانستان وعراق و حتی یمن! و در آینده نزدیک سوریه!! هم دارند یک نظام دموکراسی را در کشورشان مستقر میکنند ولی ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم! و بحرف روشنفکرنماهایی مثل بهنود و نگهدار و... گوش میکینیم که براندازی این نظام بد است وباید به این رژیم تن داد تاانشالله تا 100 یا شاید(شاید!) 200 سال دیگر این مملکت هم رنگ دموکراسی ببیند و علی خامنه ای و شرکای اصلاح طلبش دلشان بسوزد! و کناربروند و بقیه را هم بازی بدهند!!
همچنان که بنده خود را محق به پيشگويي و يا بقول شما طنز پردازي دانسته ام!
تا حالا هم خیلی خونریزی کرده است خیلی بیشتر از دیکتاتور ایران.
افسوس خواهم خورد اگر اينگونه نشود اما صد افسوس که بقول معروف چشمم آب نمي خورد!
کاش مردم پيروز شوند تا من نيز از بدبيني خلاص شوم!!!
خواهر من نتیجه گیری برعکس میکنید چرا؟ اتفاقاً تاا همین جا هم مصریها به ما ثابت کردند که از ما خیلی جلوتر هستند چون بر خلاف ما به استدلالهایی نظیر آنچه شما میگویید گوش نکردند،و خیابانها را خالی نکردند. گیریم این پیشگویی شما که چندان هم منطقی نیست درست از آب در بیاد، همین الان هم مبارک کلی عقب نشینی کرده در حالیکه جمهوری اسلامی اهل هیچ جور اصلاح و گفتگویی نیست . همه دنیا هم پشت این اعتراضات ایستاده، چون دیدند که مردم در خستشون برای یک تغییر اساسی جدی هستند بر خلاف بعد از انتخابات ما که اوباما در آمد و گفت " هر کس که رئیس جمهور ایران اعلام بشه ما با او مذاکره میکنیم" که یک چراغ سبز برای سرکوب مردم توسط رژیم قلمداد شد. یک دلیلش این بود که مشاورهای اوباما به اون گفتند که این اعتراضات به تغییر اساسی در ایران ختم نمیشه و در نهایت یک جأبجایی درون حکومتی هست.
شما میشه بگید دنبال چی هستید؟ اینکه اصلاح طلبهای حکومتی آزاد شوند، یه کم هم قرص بصیرت از رهبری بگیرند و مصرف کنند، بعد کرد ها، مستقل ها، چپی ها، سلطنت طلبها، .... و کسایی که به جائی بند نیستند شکنجه و اعدام بشوند؟
بنده کمترين نيز تنها گفته ام که وعده کناره گيري مبارک خود پيروزي بزرگي است و بالابردن سطح توقعات از سوي معترضين ايشان را به موضع سرخوردگي مي برد.
پرسيده ايد که من به دنبال چه هستم
من بدنبال فضاي آزاد تبادل نظر با هموطنانم جهت نيل به ايران آباد و آزاد هستم و ذره اي از اين خواسته عدول نمي کنم.
اين که شما از قول خود موضع بنده را کشف و افشا مي کنيد تنها نماينده ظرفيت پايين پذيرش عقيده مخالف توهم ها مي باشد.
من که باور نمیکنم که شما واقعا بخواهی تبادل نظر کنی، وقتی با این غرور مضحک به کسی میگی بی ظرفیت. ایران آباد و اصلاحات زمان بر و دادن هزینه هم هرچند حرفهای خوشگلی هستند مثل خود سید خندان، خاتمی که بیش از ۸ سال از این حرفهای شیرین برای فریب دادن مردم استفاده کرده، شما یه کم دیر رسیدی. حالا همه میدونیم این حرفها یعنی چی، یعنی هدیه ائ به حاکمیت که افرردی که صاحب فکر هستند و توانیی دارند را شناسایی کند و سر صبر تک تک سر به نیست کنند یا به یه نحوی گرفتار و فلج کنند.
اي قاضي القضات!
اين افراد صاحب فکر و توانا که فرمايش مي کنيد احتمالا شامل خودتان نيز مي شود؟!!
کشف اين انگيزه ستودني است و لايق تشويق مي باشد
فقط لطفا تکليف ما را روشن بفرماييد
من بحث کردن با شما را بلد نيستم اما آن صبر که گفتي را مي خواهم داشته باشم!!!
من هیچ مشکلی ندارم اگه بفهمم اشتباه فکر میکنم، در موردش تجدید نظر کنم، تازه خیلی هم ممنون میشوم اگر کسی به من نشان بده کجای فکرم از نظر منطقی درست نیست. اما توقع نداشته باش که بیایی و جای دلیل آوردن و روشن کردن موضوع، متلک بگی، و با لحن تمسخر آمیز به خیال خودت بخوای دیگران را ضایع کنی، و در عین حال بتونی احترام و اعتماد هم کسب کنی.
نکته دیگه اینکه من هیچ چیزی درباره صبر نگفتم. در گذشته هم بعضی نوشتههات را خواندم، اتفاقاً در کامنتها آن چیز هایی که به نظرم درست بوده ازشون دفاع کردم. تکلیف شما هم را من روشن نمیکنم، خودت تصمیم بگیر که میخوای با عصبانیت جبهه بگیری و مبارزه کنی، یا به طور جدی و منصفانه یک لحظه سعی کنی از فکر و علایق قبلی خودت فاصله بگیر و درباره نظر مخالفت فکر کنی، اگر هنوز به نظرت منطقی نیست بدون شلوغ بازی در آوردن بگی چرا نمیتونی قبول کنی، شاید ما هم هدایت شدیم و به جرگه طرفدران نظام اسلامی "رحمانی" در آمدیم
نس پیروز شد گفتیم اه اسلامی ها میاند بعد دیدیم که نه نیروهای دموکرات آمدند بعد گفتیم کوچیک است رو نقشه نگاه کردی ،،،،،،،
بعد مصر شد گفتیم اسلامی ها میاند دیدیم دموکراتها داران میان ، دیدیم حکومت مصر بسیار شبیه ایران اداره میشود. در زندانهایش برای سالهای بسیاری به زندانیان تجاوز میکردند و اگر مقاومت میکردند در جلوی چشم زندانی به زن و دخترش تجاوز میکردند تا به حرف بیا،،،،،، ۱۲۰۰،۰۰۰ لباس شخصی و بسیجی دارد ،،،،،،،،
حالا میگیم اصلان این جنبشها از ما یاد گرفتن و پیروز شدن و کسی نیست بگوید شاید ولی آنها به ما نشان دادند چه طوری تمام کنیم.
ما فقط نشستیم دلیلی برای شکست های خودمان پیدا کنیم و حاضر نیستیم واقیت را که در جلویی چشمانمان در aljzeera live میگذرد نگاه کنیم و بفهمیم دلیله شکستمان چی بوده ؟
ما فقط دنباله این هستیم که ببینیم اختلافهای رژیمه دیکیتاتوری در تونس و مصر با دیکتاتور ایران چیست … ولی دنباله شباهتهای زیاده آنها نیستیم و چه گونه با آنها مبارزه میشود .
دیکتاتورها هم مانند انقلابهای مردمی دارای شباهتهای زیاد و همچنین اختلافهای زیاد میباشند چه از نظر مذهبی، ناسیونالیستی ، قومی، فرهنگی،،،،،،،،،،،،،،،،
به نظر من ما باید به هدف اصلی فکر کنیم و ان سرنگونی دیکتاتور است و بعد انتخاباته آزاد … به نظر من ما به طرفه یک جمهری ملی دموکراتیک در هاله حرکت هستیم و دنباله انقلاب مردمی ۵۷ است.
اگر دقت کنیم بعد از هر انقلابی در دنیا دیکتاتور ها برای مدتی به روی کار آمدند شاید این از خصلت های انقلابات مردمی در قرن های گذشته بوده باشد.
متاسفانه بايد گفت که مردم مصر بايد به وعده کناره گيري مبارک بسنده کنند و فکر تغيير آني را از سر بيرون آورند.
تمام حرف من اين است
شاهد آن متن بالا مي باشد !
اين هجمه به يک تحليل از واقعيات جدا شگفت انگيز مي باشد.
چرا ما نمي توانيم نظرات مخالف خود را بدون عقده گشايي ها و برچسب زدن هاي بي مورد برسميت شناخته و نقد کنيم؟
شگفت آور است که چرت دوستان پاره شده و هر عقيده مخالف روياها شان را با هر ابزار ولو برچسب زدن منکوب مي کنند.
چرا مبناي انديشه خود را تنفر گرفته ايد؟
چرا نمي توان با عشق به هموطن و توجه به سرنوشت ميهن در فضاي سالم تبادل نظر کرد.
پيش بردن مباحث از محور اصلي و گسترانيدن دامنه اش به عرصه ابراز احساسات تنفر انگيز شايد از سر ناتواني و يا حتي نيت تخريب توان و امکان مباحثه باشد.
دوستان عزيز بياييد در مورد مسائل مصر پاي اين مطلب اظهار نظر کنيم.
از سر ناراحتي مي گويم که چنين واکنش هايي از سوي برخي دوستان بهترين خدمت به بقاي ديکتاتوري در ايران است.
دقت کنيد:
ادبيات برخي درست منطبق بر ادبيات تبليغاتچي هاي رژيم شده است.
با پيش فرض مرگ بر اين و آن هر مخالفي را منتسب به ايشان دانسته و مستحق تهاجم کرده اند
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید