سند دیگری از دوران کشتار و غارت (طلائی!!!) خمینی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
خمینی بعد از آنکه خیالش از بابت تسخیر ایران و کشتار و غارت و مصادره اموال بسیاری از ایرانیان کمی راحت شد و رفراندوم کذایی سبز و قرمز «جمهوری اسلامی اری یا نه» را برگزار کرد و قانون شرع اسلام را توسط مجلس تشریفاتی خبرگان به عنوان قانون حاکم بر جان و مال ایرانی جایگزین قانون اساسی مشروطیت کرد. و خود به عنوان ولی فقیه در مسند خلیفه مسلمین جهان نشست، و احساس کرد که رسالت دارد که در مرحله اول کشورهای مسلمان دیگر را نیز مانند ایران به آشوب کشیده و حکومت اسلامی را در آنها برقرار کند و سپس همچون صلاح الدین ایوبی جنگ صلیبی جدیدی راه انداخته و اسرائیل (قدس خمینی) را نیز ضمیمه متصرفات اسلامی خود کند.
سند زیر برای ثبت در تاریخ در ذیل آورده میشود جهت یادآوری به انهأییکه آن دوران را به خاطر نمیآورند یا مانند سران اصلاحطلب خود را به خواب فراموشی زدهاند و همچنین آگاهی جوانانی که در آن زمان به دنیا نیامده بودند یا خرد سال بودند.

روزنامه کیهان تاریخ سی فروردین ۱۳۵۹ از قول خمینی میگوید «امام ارتش عراق را به قیام دعوت کرد» این درست است که عراق جنگ را شروع کرد ولی این گفته و تحریکات دیگر خمینی و سران حکومت اسلامی در عرض دو سال باعث شد که صدام وحشت زده شده و با تحریکات کشورهای غرب، شرق برای فروش اسلحههای خود قرارداد ۱۹۷۵ الجزیره را پاره کرده و از زمین و هوا در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (۵ ماه بعد از تاریخ این روزنامه) به ایران حمله کند.
خمینی معتقد به صدور انقلاب اسلامی به دیگر ملل بود و در نخستین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی اظهار داشت:
«ما باید به شدت هرچه بیشتر انقلاب خود را به جهان صادر کنیم و این طرز فکر را که قادر به صدور انقلاب نیستیم، کنار بگذاریم»
جنگی که بعد از دوسال جنگندگی دلیران باقیمانده ارتش ایران و مقاومت دلاورانه مردم ایران منجر به آزادی خرمشهر و اعلام آتش بس و قبول پرداخت خسارت از طرف کشورهای عرب شده بود توسط خمینی ، رفسنجانی، و... هرکدام دلیلی برای خود داشتند، دلالی پر سود اسلحه برای رفسنجانی ، و سودای خام تسخیر کربلا و اورشلیم برای خمینی ادامه جنگ را به هشت سال کشاند.
خمینی در روز ۳۱ خرداد،۱۳۶۱ بیست و هشت روز پس از آزادی خرمشهر گفته بود:
«ما باید از راه شکست عراق به لبنان برویم. ما میخواهیم که قدس را نجات بدهیم. لکن بدون نجات کشور عراق از این حزب منحوس (حزب بعث عراق) نمیتوانیم. مقدمه اینکه لبنان را نجات بدهیم، این است که عراق را [با تشکیل حکومت اسلامی در آن کشور] نجات بدهیم.»
خمینی حتی به افسران دلیر ایرانی هم رحم نکرد و باوجود دلاوری آنها در جبهه جنگ آنها را به جوخه اعدام سپرد به این خبر که ده روز پس از جنگ پخش شد توجه کنید:
«در میان واحدهای نیروی زمینی ارتش ایران در هفته اول حمله عراق به ایران، تنها سرهنگ هوشنگ عطاریان در جبهه غرب کشور بود که با اتخاذ تاکتیک عملیاتی ضد حمله در روز هشتم از شروع جنگ توانست ارتش عراق را از خاک ایران بیرون نمایند.»
در گزارش جنگی جمهوری اسلامی در آن ایام آمدهاست:
«بعد از ظهر امروز سرهنگ عطاریان قصر شیرین را باز پس ستاند و در جبهه غرب کشور ۸۰ تانک عراقی را نابود کردند و نیروهای ما رادیو و تلویزیون را باز پس گرفتند.»
دو سال بعد، سرهنگ عطاریان به علت تودهای بودن دستگیر و به اتهام عامل نفوذی بودن تیرباران شد.
ولی در زمانی که جمهوری اسلامی با کمبود پول،اسلحه ، تجهیزات و نیرو مواجه بود و بالعکس عراق با موشکهای اسکاد با برد بالا، هواپیماهای میراژ و سوپر اتاندارد فرانسوی تجهیز شده بود و فضای شهرهای ایران عملا بیدفاع شده بود و ارتش عراق مجددا داخل خاک ایران شده و به پیشروی ادامه میداد. رفسنجانی و رضایی سرافکنده پیش خمینی میروند و خمینی جام زهر را مینوشد و آتش بس را قبول میکند.
این جنگ باعث کشتن، مجروح، معلول و اسارت نزدیک به یک میلیون نفر، ویرانی بسیاری از شهرهای ۴ استان بزرگ غرب و جنوب ایران، ویرانی پالایشگاهها، کارخانهها، ٔپلها، راهها و تجهیزات ایران و خسارتی نزدیک به یک هزار میلیارد دلار (در آمد حدود ۳۰ سال نفت ایران) گشت.
حال این دهه خمینی که دوران نکبت، قتل، غارت، کشتار، شکنجه و مصادره اموال مردم ایران از نظر بسیاری از مردم ایران میباشد، بایستی دوران طلائی برای «موسوی» صدر اعظم وقت، «رفسنجانی» رئیس مجلس وقت و دلال اسلحه، «کروبی» رئیس بنیاد شهید وقت و رئیس حج و سایر سران رژیم آن دوران و اصلاحطلبهای امروزی باشد.
چون به نظر نمیرسد که در یک حکومت دمکرات و انتخابات آزاد و در کشور قدیمی و ثروتمندی مانند ایران، اینان از طرف مردم به چنین پست و مقامی برسند.
Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):
مساله اینست که برای ما ایرانیان عملی ترین راه ممکن برای مقابله با استعمار خارجی، خلع ید از ارتجاع داخلی است تا از یاری رسانی به استعمار ناتوان شود، نه آنکه سنگ بزرگ " مبارزه با استعمار خارجی" را برداریم که علامت نزدن است.
می گویند اوایل الاغ بر روی میدان مین میفرستاند تا نسل الاغ در ایران ور افتاد ،پولی هم برای وارأدت الاغ نبود.رفتند پیش خمینی و جریان را گفتند و امام فرمود بچه نو جوان که زیاد داریم.این شاید یک جک تلخ باشد ولی در عمل هقیگتی است انکار ناپذیر.چه زیبا گفت آرش سبحانی که تنها یک مملکت اشغالی در خاور میانه وجود دارد و آن ایران است.
صورت مساله به این سادگی که شما ،خواهان پاک نمودن ان هستید نیست .خمینی هر اشتباهی که نمود ،دلیلی بر حقانیت صدام حسین نبود ،که دست به تجاوز زد ،مگر اینکه شما هم از زمره ان دست به اصطلاح ایرانیان بودید ،که در نهان خانه دل ،روزی که سربازان سردار قادسیه،دست به تجاوز به مناطق مرزی زدن خجولانه خرسند بودید ،وگرنه هیچ ایرانی شرافتمندی سنگ صدام حسین را به سینه نخواهد زد ،علیرغم اینکه از رژیم جهل جمهوری اسلامی کینه به دل میداشت .
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید