سقوط دولت تونس و من می دونستم های نیک اهنگ و یارانش در خودنویس...!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
بجای اینکه از وحدت مردم تونس در مقابل استبداد درس بگیریم فقط و فقط نا امیدی را به مردم تحمیل می کنیم...! دست از گالم بازی بردارید...!
حتما خیلی از متولدین دههی شصت کارتون گالیور رو یادشون هست. یکی از اون شخصیت های کارتون به اسم گالم یک تکیه کلام معروف داشت که همیشه اوج نا امیدی رو نشون میداد! جمله ی معروف «من میدونستم» رو یادتون هست؟! حالا بعد از گذشت سالها از کارتون گالیور لینکهای من میدونستمه که از خودنویس ارسال میشه! یا از طرف دوستان سکولار که فقط فکر میکنند خودشان اندیشه سکولار دارند و بس! دیروز به پدرم میگفتم: «مردم تونس ۲ هفته مبارزه کردند و با دادن یک کشته و چند صد تا زندانی که فورا آزاد شدند دیکتاتور را فراری دادند اما ما ۲ سال با ۳۰۰ الی ۴۰۰ کشته، هزاران نفر زخمی، هزاران نفر زندانی و هزاران نفر مهاجر به کشورای دیگه چرا هنوز به جایی نرسیدیم؟! بماند که چقدر جوونای مملکت بهشون تجاوز شد یا شکنجه شدند!»
پدرم جوابی نداشت.
این رو گفتم تا به خودنویس نشینها بگم که برادرای من ما از خودمون خرابیم، زخم خوردهایم و ناامیدی منتظره که دیگه امید ما رو از بین ببره...! ولی هر طور که هست اگه حداقل کار آگاهی رسانی باشه داریم انجام میدیم که یه روزی بتونیم از شر استبداد راحت بشیم دیگه چرا شما انقدر نمک میپاشین؟! حکومت با گفتن فتنه و فتنه گران شما با مسخره کردن و متلک گفتن به مردم؟! چه فرقی بین شما و حکومت هست؟! میرحسین موسوی فقط بیانیه میده خب شما هم دستور قیام رو صادر کنید دیگه چرا بیکار نشستید؟! بجای اینکه از وحدت مردم تونس در مقابل استبداد درس بگیریم فقط و فقط نا امیدی را به مردم تحمیل میکنیم...! بجای اینکه انقلاب مردم تونس را تحلیل کنیم همراه با حکومت سران جنبش سبز را نقد می کنیم؟! فراموش نکنید با این من میدونستم ها فقط ناامیدی بیشتر میشه و از هدف مشترکمون دورتر میشیم...! آزادی درد مشترک همه ی ماست رفقا ولی راه رسیدن به آزادی است که فرق میکنه و هرکس یا هر گروهی راه خودش رو داره...
Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):
ایران دو چیز دارد که تونس ندارد و بهمین علت هم مردم تونس توانستند تا اینجا دیکتاتور را بیرون کنند، در حالیکه در ایران چنین اتفاقی هنوز نیفتاده است.
۱- وجود گروهی از شارلاتانهای حکومتی، که پس از ارتکاب جنایات فراوان، بدست شاگردانی که پرورده اند، از حکومت اخراج شده اند. این جماعت هم در عوض با فریبکاری، خود را اپوزیسیون بخواند و برای سوار شدن بر مخالفت مردم، تا میتواند شعار مورد علاقه مردم را بدهد ولی تنها هدفش چانه زدن بر سر قدرت است به قیمت خون و رنج و امید مردم به فردای بهتر تا اینها را کابین وصلش با میزهای وکالت و وزارت کند. بهمین دلیل هم وقتی بقدرت میرسد و هشت سال کشور را بدست میگیرد کاری جز محکم کردن پایه های دیکتاتوری و فاشیسم نمیکند.
۲- وجود مردمی که پس از تحمل ۲۰ سال ستم، دروغ و تزویر از صدر تا ذیل حکومت، با وعده و وعیدهای یکی از آدمکشان همان حکومت، بقول مرحوم پروانه فروهر، قهر بزرگش را با حکومتی بشکند، آدمکش، سرکوبگر و مزور و فاشیست و بی اخلاق که تن به هر کاری برای حفظ قدرتش میدهد. مردمی که با رای خود به آدمکشان از قدرت افتاده ای رای اعتماد دادند، که خود بساط ارتجاع و استبداد را پهن کرده و ارگانهای سرکوب را برقرار نموده اند. آخر به ریش ما نمی خندند که امثال خاتمی و موسوی را "اپوزیسیون" و "اصلاح طلب "میدانیم؟ آخر این جانوران را چه به این حرفها؟
در این مورد حکایتی است در مورد انگلستان در روزگارانی که در ایران حرف آخر را میزد. از یکی از نخست وزیران انگلیس میپرسند که چطور شما اینهمه کشورهای پهناور را ضمیمه خاک خود کرده اید و آفتاب هم در پهنه امپراتوریتان غروب نمیکند ولی هنوز در ایرلند کاری از پیش نبرده و نتوانسته اید تثبیت شوید. این جناب نخست وزیر انگلیس پاسخ میدهد که ایرلند دو چیز را ندارد که بقیه جاها داشتند و کار سلطه ما را راحت کردند. یکی اکثریتی نادان و دیگری اقلیتی خائن.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید