ماه دانشجو از نگاه میرحسین موسوی | رسانه‌های خودمانی | سیاست | صفحه اصلی
نظرات (19)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

ماه دانشجو از نگاه میرحسین موسوی

۲۹ آبان ۱۳۸۹ ahvaz
image

میرحسین موسوی به مناسبت روز دانشجو بیانه‌ای صادر کرد. میرحسین در این پیام که یک مقدمه و پنج بنددارد، ۱۶ آذرماه را یادآور حادثه‌ای دانسته که در آن دانشجویان هوشیار و پیشتاز ایران، به خاطر اعتراض به استبداد داخلی و استعمار خارجی، به خاک و خون کشیده شدند.

میرحسین موسوی به مناسبت روز دانشجو بیانه‌ای را برای دانشجویان همراه جنبش سبز صادر کرده است.


  • و مگر نه این است که ۱۶ آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می‌کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می‌کنند مرتکب می‌شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.

  • مستبدان نمی‌دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می‌کند، وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می‌راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.

  • و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می‌کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم.

  • کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل ۴۳ قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی‌گویید با پولی که می‌خواهید با افزایش قیمت‌ها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می‌خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده اید، می‌تواند بحران‌های بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره‌ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می‌برید؟ نمی‌اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه‌ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می‌توانند با پراکندن پرسش‌ها و نقدها پل‌های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه‌های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟

  • آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می‌اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس‌های جنس مخالف فراهم می‌کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب‌های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟

  • به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است».

  • یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی‌کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می‌گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.

  • این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی ۱۶ آذر را فراموش نکرده و نشان داده‌اند که در راه نیل به جامعه‌ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی‌هراسند و دلیرانه مقاومت می‌کنند.

متن کامل بیانیه‌ی میر حسین موسوی:

بسم الله الرحمن الرحیم

دانشجویان همراه جنبش سبز،

دوستان جوان و پرمهر و شجاع هموطن،

سلام و درود بر شما باد

در آستانه ماه آذر -ماه دانشجو- در یادآوری ایستادگی‌ها و مبارزات شما برای پاسداری از حقوق ملت ایران و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، لازم دیدم چند کلمه از باب قدردانی و احترام برای شما عزیزان بنویسم، به ویژه آنکه امکان دیدار مستقیم با شما کم شده است.

در دوسال اخیر، در ملاقات هایی که با شما داشته ام و یا در نامه ها و یادداشت هایی که فرستاده اید، همواره شاهد دغدغه های شما درباره آینده ایران عزیز و جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران بوده ام. و البته از شما نیز جز این انتظار نیست، چرا که در سرزمین ما، دانشجو همواره ی تاریخ دیده بان بیدار مخاطراتی بوده است که جامعه ایرانی را تهدید می‌کرده است و در این راه خود نیز، به گواهی تاریخ، از خطرهای بزرگ در راه دفاع از مردم و ملت استقبال کرده است. و مگر نه این است که ۱۶ آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می‌کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می‌کنند مرتکب می‌شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.

مستبدان نمی‌دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می‌کند، و آنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می‌راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.

مستبدان، روز به روز تنهاتر می‌شوند و به همه چیز و همه کس گمان بد می‌برند، دوستان دیروزشان را از خود می‌رانند، و هر انتقاد و نصیحتی را توطئه‌ای برای نابودی خویش می‌پندارند. و بدتر آنکه منافع خودشان را مساوی با منافع ملی می‌گیرند و در چنین وضعی ناچار به سلاح داران تکیه می‌کنند، و به دنبال کسانی می‌گردند که چشم و گوش بسته از آنها فرمان برند و سایه شک و تردید نسبت به افکار و اعمال آنها را حتی برای لحظه‌ای از دل نگذرانند.

مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده‌اند، آنقدر گرد خویش می‌چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می‌مانند و زمانی بیدار می‌شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.

آنان نمی‌دانند که دهان و گوش و چشمان مردمان را شاید بتوان از گفتن و شنیدن و دیدن بازداشت، اما اندیشیدن موهبتی الهی است که دروازه‌های خلوتگاه آن به روی زورمندان بسته است. راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه‌های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می‌کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم. آیا قانون گریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می‌دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می‌دانند؟

مگر امام رحمت الله علیه در سال ۵۹ نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»

ودر سال ۶۰ نیز فرمودند:

«البته دزدها از قانون بدشان می‌آید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می‌آید»

و هم ایشان بودند که در جواب نامه صریح نمایندگان مجلس در مورد انحراف نظام از حدود قانون اساسی گفتند که همه باید به قانون برگردیم.

۱- چنین است دوستان عزیز که امروز، به واسطه به کارگیری شیوه غلط خریدن فرصت‌های زودگذر از طریق ایجاد بحران‌های پیاپی، هزینه‌های سنگینی بر مردم ما تحمیل می‌شود، تا با تمسک به شیوه از پیش شکست خورده فرار به جلو، تحکیم مناسبات فرقه‌ای با الگوی «اطاعت محض یا اخراج»، برانگیختن کینه‌های ناشی از شکاف عمیق‌تر شده میان فقرا و اغنیا، این قدرت چندروزه چند روزی بیشتر در دست قدرتمندان باقی بماند.

روندی که می‌بایست در بستر اعتمادسازی گسترده مردم -مردمی که به دولتمردان به دلیل انتخابات پر از تخلف و تقلب و دستکاری رایانه‌ای آرا بدبین شده بودند- و با تکیه بر خرد جمعی و استفاده از صاحبنظران خدا ترس و بیطرف صورت می‌گرفت، اینک جراحی دردناکی نامیده می‌شود که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاست‌های من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است. همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده‌هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می‌کنند.

صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیم‌ناکی خود نسبت به واکنش‌های عصبی مردم و خطر سوء استفاده‌های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می‌گویند.

پرسش بزرگ مردم ما از آنها این است که اگر به راستی بر این حقایق آگاهید و می‌شنوید نظر کارشناسان را که متفق‌اند اجرای این طرح به شکلی که شما تهیه کرده و اجرا می‌کنید جز خسارت های مادی و انسانی و تشدید بی‌عدالتی، دستاوردی در بر ندارد، چرا این همه اصرار بر چشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده‌های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل ۴۳ قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی‌گویید با پولی که می‌خواهید با افزایش قیمت‌ها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی‌خاصیت شدن شوراها و سازمان‌های نظارتی، چه می‌خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده‌اید، می‌تواند بحران‌های بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره‌ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می‌برید؟ نمی‌اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه‌ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می‌توانند با پراکندن پرسش‌ها و نقدها پل‌های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه‌های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟

۲- شاید قرار است که به این بهانه، باز هم آب گل آلود شود و کسانی باز هم به جای پاسخگویی، راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت‌ها تا مرز نابودی نظام و ایجاد بحران‌های شدید در این کشور را دنبال کنند. امروز بیش از همیشه شاهد دشمن دشمن کردن دست اندر کاران، به عنوان جزئی از استراتژی پیروزی از طریق ترساندن هستیم. پیش از این شاهد بوده‌ایم که به گواه تصاویری که ضبط شده است، مأموران امنیتی و افراد موسوم به لباس شخصی، خودروها و موتورسیکلت‌ها را می‌سوزانند، شیشه‌ها را خرد و ساختمان‌ها را تخریب می‌کنند، و با بی‌شرمی، معترضان را متهم به انجام آن می‌کنند. آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می‌اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می‌کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب‌های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله‌ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب‌های جدید سیاسی قرار دهند؟

متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی‌پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائی‌های ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمع‌های مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی‌شود.

۳- همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می‌دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می‌دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می‌دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.

هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم‌های عمیق نابسامانی‌های‌شان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده‌ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می‌خورند کمک شود تا، به دور از روش‌هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت‌تر نکنیم، بلکه در حد توان‌مان، در زیبا کردن آن بکوشیم.

۴- دوستان گرامی، پرسیده‌اید که این روزها که امکان بیان اعتراض‌ها و انتقادها به سبب سرکوب‌های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقه‌مندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.

به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس‌های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه‌های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می‌توانند بخشی از تلاش‌های ما و نه همه آن باشد.

می‌توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه‌های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولت‌مردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده‌اند، گرفت.

یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی‌کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ‌های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی‌ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده‌سازی و سایر اقدامات سرکوب‌گرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می‌گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.

۵- یاد و یادآوری مبارزان در بند از زن و مرد و آگاه کردن مردم از ایستادگی زندانیان سیاسی و رسیدگی به خانواده‌های شهدا و آسیب دیدگان جزو وظایف همه ماست. در این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی ۱۶ آذر را فراموش نکرده و نشان داده‌اند که در راه نیل به جامعه‌ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی‌هراسند و دلیرانه مقاومت می‌کنند.

و سرانجام آن که چه کسی است که نداند سه میلیون دانشجوی آگاه کشور بزرگترین سرمایه جنبش سبز است؟ جنبشی که همراهان آن بی‌شمارند و هریک به نوعی رهبر این جریان عظیم مردمی هستند.

ارزیابی این خبر:

3.17

Subscribe to comments feed نظرات (12 نوشته شد):

بل بلی گوش در ۲۹ آبان ۱۳۸۹
بیانیه های یا حسین میر حسین درست مثل انشاء های علم بهتر است یا ثروت و تنها تفاوتش ایه که میدانیم نویسنده موقعی که سر کار بوده به حرفهایی که الان میزنه عمل نکرده.
راستی این یکی بیانیۀ شمارۀ چندمی است، سه رقمی شده؟
"امام رحمت الله علیه " بداد جنبش سبز رنگ پریده برسه با این رهبرش که میگه رهبر نیست و باز هی بیانیه صادر میکنه.
هنوز راجع به قتل عام دوران نخست وزیریشون "محذورات " دارن؟
محمد در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
28
جناب بلی بلی گوش، حضرتتان گمان برداند که چرخ فلک نخواهد چرخید مگر اینکه شخص شخیصتان از مخزن اسرار خود برای اهل جهل و نادانی، که لابد بنده کمترین باشم، دست به افشای حقایقی عمیق بزنید. یحتمل لبخند ملیحتان نیز گواهی بر هوش سرشارتان خواهید نمود و سرمستانه فریاد سر خواهید داد که، ای مردمان من همانم که پرده از اسرار جنایتها کنار زده ام. اما معزورم که به عرض برسانم که ساز مخالف کوک میکند که چه بد سازی است و از دیده خود غبار نفرت پاک نمی کنید. زمانه بر تصمیم و رای شما به نظاره خواهد نشست. می پندارم که این ره که می روید به ترکستان است.
ali در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
-14
"بیانیه های یا حسین میر حسین درست مثل انشاء های علم بهتر است یا ثروت و تنها تفاوتش ایه که میدانیم نویسنده موقعی که سر کار بوده به حرفهایی که الان میزنه عمل نکرده."

درست میگی ولی این میتونه نشونه ی پختگی یک سیاستمدار باشه. در اون زمان حامی این ها آماتوری بیش نبودند.
رامین آزاد در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
-26
احتمالا از اون ساندیسی های جیره خواری.... بدبختی نمی دونی چه جوری باید بین جنبش نفوذ کنی تا تفرقه بندازی
ف. در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
20
شما ولی با این لحن سخن گفتن قطعا یک طرفدار کور و متعصب موسوی هستین که هر حرفی را به صرف اینکه از دهان شخصیت مورد علاقتون درآمده, بدون فکر کردن میپذیرید.

در ضمن دایما نگویید میخواهند با کامنتها سبزها را تخریب کنند و تفرقه بیاندازند.

اگر صفوف به هم پیوسته! شما موسوی پرستان با چندتا کامنت تخریب میشود, از قدرت کامنت نیست بلکه از ضعف بیش از اندازه شماست و اینکه اصلا هم به هم پیوسته نیستید.پس فکری به حال خود کنید!
ف. در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
-2
موسوی در حین نوشتن این بیانیه داشته به اینجا نگاه میکرده:
http://www.khodnevis.org/persian/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/9889-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%81-%D9%86%D8%B8%D8%B1.html
arash parsi در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
24
آقای موسوی می‌گوید:
(آیا قانون گریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به" قانون اساسی" وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می‌دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می‌دانند؟)
به این دو اصل قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی نگاه کنید:
اصل ۲
جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به:‏

1. خدای یکتا (لا اله الا الله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او.
2. وحی‏ الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین.
3. معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا.
4. عدل خدا در خلقت و تشریع.
5. امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلام.
6. کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسیولیت او در برابر خدا، که از راه‏‏:
* اجتهاد مستمر فقهای جامع‏الشرایط بر اساس کتاب و سنت معصومین سلام الله علیهم اجمعین،
* استفاده از علوم و فنون و تجارب پیشرفته بشری و تلاش در پیشبرد آنها،
* نفی هر گونه ستمگری و ستم‏کشی و سلطه‏گری و سلطه‏پذیری،

قسط و عدل و استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی را تأمین می‌کند.
اصل ۴
کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس ""موازین اسلامی"" باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهاء"" شورای نگهبان"" است.

آقای موسوی یکبار دیگر این دو اصل را بخوانید، شما مزاح می‌کنید، قانون اساسی‌ رژیم اسلامی امام راحل شما به عده‌ای اجازه میدهد فراتر از قانون باشند، اصل ۴ می‌گوید تمام قوانین باید اسلامی و زیر نظر شورای نگهبان باشد یعنی‌" شورای نگهبان منتصب ولی‌ فقیه بالاتر از قانون هستند!!!!!

به اصل ۲ یکبار دیگر بدون غرض و ذوب شدن در امام راحل نگاه کنید :

امر خدا چیست و توسط چه کسی‌ به مردم ابلاغ میشود ، اگر ولی‌ فقیه یا آخوند مجتهد است پس او فراتر از قانون است!!!

سایر اصول بند ۲ یعنی‌ طرفداران شیعه از سنی، مسیحی‌، یهودی، زرتشتی، بهائی، بی‌ دین که بعضی‌ یا تمام اصول را قبول ندارند بالاترند. چون باید قوانین شیعه و نظر مجتهد و کتاب ،سنت را قبول داشته و آنرا اجرا کنند.
دوستان گرامی‌ به یک کلیک در اینترنت بروید و قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی را بخوانید و ببینید که آقای موسوی شما را به کدام مدینه فاضله حواله میدهد!!!!!
علی در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
36
آقای بل بلی گوش
آیا انتخاب دیگری بین احمدی نژاد و میرحسین دارید؟
در حال حاضر قویترین جنبش مخالف حکومت جنبش سبز است و میرحسین در بوجودآمدنش موثرترین فرد بوده است و بنظر می اید در حال حاضر بهترین فرصت برای مبارزه همین جنبش است و اصلا امیدی به اپوزیسون خارج نشین یا سایر مخالفتها حداقل در کوتاه مدت نیست بنابرین بهتر است انتقاد سازنده داشته باشیم نه تمسخر و کوبیدن این روزنه های امید.
واقعا هدف از این کامنتهایی که میگذارین جیه؟!
در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
27
امام راحل بیا این شیفتگان خودت را ببر پیش خودت ، اینها دهن ما را سرویس کردند از فراغ تو .
یک ایرانی که در هر شرایطی در وطن می ماند در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
47
با سلام
متاسفانه پیام های منتشر شده در این سایت دقیقا مانند پیام های سایت های رجا و جهان نیوز پر از توهین و بی ادبی است و اگر دقت کنید متوجه می شوید که دقیقا مانند هم به موسوی و کروبی و دیگر سران جنبش توهین می کنند. من مانده ام که این سایت خودنویس چگونه خود را مخالف دیکتاتوری می داند ولی بیشترین حمله را به جای این که متوجه دیکتاتوران نظامی دولتی کند متوجه امثال موسوی و کروبی می کند.
واقعا این سایت مشکوکی است اگر هدفش انتشار اطلاعات بود باید منصفانه برخورد می کرد.
---------
سایت خودنویس تابع هیچ ایده‌ای نیست. طرفداران آقای موسوی نیز می‌توانند در طرفداری از ایشان اینجا بنویسند.
moh*********@gmail.com در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
23
خب الهی شکر که آقای موسوی دومرتبه بیانیه داد و وظیفه شرعی و میهنی خودش را ادا کرد!
ولی هیچ چیز جالب تر از آن دو نقل قول نبود که از "امام راحلش" کرده بود. درست مثل این بود که از یک بچه دبستانی نقل قول کرده باشد:
«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»
بابا ایول به این قدرت بیان و استدلال!
محمدرضا در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
-23
خودنویس ، رسانه سانسور است و به قول جعفر پناهی عملکردی چون فارس و کیهان در تخریب هر که با او نیست دارد ( نقد جدای از تخریب و اتهام است ) و درنتیجه رسانه ی مناسبی برای نقد جنبش سبز و رهبران سبز نیست .

تحریم این رسانه ی سانسور توسط سبزها و حتی بالاترینی ها گواه این مدعاست .
------------
آقای پناهی در گفتگو با ما، تاکید کرد که واکنش او به کسانی بود که در فیسبوک به مسیح علینژاد حمله کرده‌اند و مطلبش هیچ ربطی به خودنویس نداشته است.
وای تحریم بالاترین ............. همچی میگه بالاترین تحریم کرده که انگار از سازمان ملل حرف میزنه، بالاترین بره فکری به حال خودش بکنه که خیلی وقته با مشتریهای خودش داره دور خودش میگرده
ف. در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
10
حضور شما در اینجا و انتقاد خبرنگاران و طرفداران سبز از خودنویس گواه همین تحریم است.
اولش من یه مقدار شک داشتم که الان به لطف تحریم شما برطرف شد.
در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
17
عوضی ها به نخست وزیر محبوب امام بد میگین!
ایشالله به قدرت برسیم همتون که به امام فش دادین رو اعدام میکنیم.بخصوص تورو بلبلی گوش
الله اکبر! الله اکبر!
یا حسین میرحسین!
یا حسین میرحسین!(BoomB)
در این لحظه نامبرده با زدن چاشنی کمربند انفجاری به شهادت رسید! و من داداش سبزاللهی شهید این کامنت را برای او تایید میکنم.
همسر روشنفکرترین زن مملکت در ۳۰ آبان ۱۳۸۹
کار امثال یاحسین میرحسین و دوستانش دیگر از سوپاپ بودن هم گذشته! بعد از اینکه خط امام خشم سی ساله مردم و نارضایتی عمیق اجتماعی را تخلیه کردند و نیروی مردم را هرز دادند تا رژیم در برابر هرگونه مخالفتی باتجربه تر،ضد ضربه،قوی تر در سرکوب شود و بتواند مخالفان خود را شناسایی کند و بقول خامنه ای در برابر فتنه ها واکسینه شود حالا تنها کورسوهای امید که ممکن است ملت به جان آمده از آنها استفاده بکند و بنحوی صدای اعتراض خود را بلند و بتواند ریشه این نامردمان را بکند را هم پیشاپیش میخواهد از آنها بگیرد و اتحاد و همبستگی خود را با رهبر فرزانه در مورد لزوم سرکوب فتنه بعدی(که احتمالا یا کار بیگانه است یا کار محمود لولو پسر بد قصه!)و مقابله با «آشوبگران»(همانی که عظما هم آنها را اغتشاشگر و آشوبگر و فتنه گر مینامد! ضمنا هر دو زنان و دختران بدحجاب(اکثریت معترضین که نماد آنها ندا است) را فتنه گر و مامور و مزدور! میدانند. چه شباهتی!) اعلام میکند! تمام اینها هم برای جلب ترحم مقام معظم رهبری! است تا ایشان را دوباره بازی دهد و سهمی هم به آنها بدهد که البته جناب نخست وزیر محبوب امام در این مورد روی اسب مرده شرط بسته و با این حرفها آغا را که حالا در دوران پسا فتنه و سرمست از سرکوب فتنه است نمیتواند خر کند!!!
کسی از ایشان نخواسته در تظاهرات شرکت کند،کما اینکه ایشان در تمامی تظاهرات در خانه شان به همراه روشنفکرترین زن ایران (به بهانه مسخره حبس خانگی)قایم میشدند و شرکت نمیکردند.بحث سر اینست که چرا در مقابل اعتراضی که هنوز رخ نداده و ربطی هم به ایشان ندارد اینچنین موضع سخیفی میگیرند.همین که ایشان بگوید که سبزها به دوران طلایی امام دلبسته اند کافی است.دیگر چرا تلاشهایی که احتمال دارد!(که ندارد چون اینها نظام را بیمه و ضد ضربه کرده اند واعتماد مردم به هر رهبر سیاسی را هم از بین بردند،حالا اگر خود گاندی و ماندلا هم بیایند مردم از ترس رهبری آنها را نمیپذیرند! و در رخوت عجیبی! فرو رفته اند و سرخورده شده اند!)از سوی بقیه سر بزند به سبک پسر عمویشان سید علی خامنه ای هنوز رخ نداده محکوم میکنند؟
جالب اینکه با تاکتیکهای انقلابی برای استراتژی اصلاح طلبی! آنها دیگر بازی قدیمی اصلاح طلب-اصولگرا را هم بدست خودشان منتفی کردند و باید از این ببعد بین اصولگراهای خوب(مثلا قالی باف،مطهری،لاریجانی ها!!) و اصولگراهای بد(مثل احمدی نژاد،طائب،روح الله حسینیان!)رییس زندان خود(یعنی ایران) را انتخاب کنیم.
sor*************@gmail.com در ۰۱ آذر ۱۳۸۹
-5
همسر روشنفکرترین زن مملکت عزیز اگه لطف کنید یه اکانت بگیرید و تمام نظراتتون رو در مقاله های مختلف توضیح بدبد بهتره تا فقط کامنت نویسی کنید .
در ۰۱ آذر ۱۳۸۹
-16
زنده باد موسوی. اونهایی که یادشون رفته حضور انبوه مردم در حمایت از میرحسین موسوی در خیابان های ایران را بهتر است اخبار را مرور کنند. آنها هیچ کمکی به ملت ایران نمی کنند که هیچ و مثل مجاهدین خلق و سلطنت طلبها، یک دنده و لج باز هستند
آقای موسوی
تا آنجا که یادم هست خلف وعده "نظام مقدس" از زمان خمینی ... شروع شد که شما نخست وزیرش بودید. قرار بود که حتی کمنیستها آزاد باشند، ولی وقتی خمینی بقدرت رسید، تمام وعده هایش را بدست فراموشی سپرد و سرکوب و چماقداری را شیوه حکومت کرد. مطمئنم که شما یادتان نرفته چه خود آنزمان در لباس یک چماقدار خط امامی مشغول تثبیت دستگاه های سرکوب حکومتی و گشتهای سرکوبگر علیه زنان بودید. قتل عام ۶۷ هم که در همان "دوران طلایی!!!!" اتفاق افتاد که شما نخست وزیرش بودید. دست آخر هم خمینی در همان "دوران طلایی" فتوای معروفش را صادر کرد که اصل منافع نظام است و حکومت میتواند قرار و مدرسه را با مردم یکطرفه زیر پا بگذارد. سوال اینست که چرا در ان موقع که خود بر مسند بودید صدا از شما در نیامد؟ آیا درد شما اراذل خط امامی، براستی "خلف وعده حکومت" است یا سوز و گداز دوری از میز و صندلی های قدرت و رانتهای دولتی؟
مجموعه نتایج: 12 | نمایش: 1 - 12

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد
رییس مجلس شورای اسلامی می‌گوید که طرح نظارت بر نمایندگان مجلس با نظر و «راهنمایی‌های»، رهبر جمهوری اسلامی تصویب شده است و از ابتدای مجلس نهم نیز به اجرا در خواهد آمد....
سیاست | سروش جعفری

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»
هر سال با فرا رسیدن دوم خرداد، فیل بسیاری یاد هندستان «اصلاحات» می‌کند. دورانی که برداشت‌های متفاوتی می‌توان از آن داشت. برای خیلی‌ها، سید محمد خاتمی قهرمانی بود که دشمن مجال‌اش نداد، اما بودند کسانی چون عبدالکریم سروش و عباس عبدی که از انتقاد از سید محمد، نهراسیدند. سروش خاتمی را «قدرناشناس» و «فرصت سوز» خواند، با چاشنی «تذبذب». عبدی ضمن «ترسو» خواندن خاتمی، معتقد بود که بقای او در ساختار قدرت، به دنبال در پیش گرفتن سیاست «انفعال»، بـیش از پیش مملکت را تضعیف می‌کند و مخالفان مردم را جری‌تـر مـی‌نمایـد. ...
سیاست | خودنویس

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند
تعداد زیادی از افرادی که از گوشی‌های هوشمند استفاده می‌کنند عکاس‌های حرفه‌ای نیستند اما دوست دارند عکس‌های زیبایی بگیرند و بتوانند لذت دیدن آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران شریک شوند. ...
مکتب‌خانه | نسترن فرمانیان

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد
سفیر ایران در باکو در اعتراض به توهین برخی از شهروندان آذربایجان به علی خامنه‌ای از سوی وزارت امور خارجه ایران به تهران فراخوانده شد....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید