مصاحبه با شهرام امیری، جاسوسی که از پنتاگون آمد! | رسانه‌های خودمانی | سرگرمی | صفحه اصلی
نظرات (7)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

مصاحبه با شهرام امیری، جاسوسی که از پنتاگون آمد!

۰۲ مرداد ۱۳۸۹ امید حبیبی‌نیا
image

در راستای تعاریف جدیدی که از روزنامه نگاری نوین ارائه شده و در طی آن برخی از سایت های موسوم به اصلاح طلب مطالب برخی دیگر از سایت های موسوم به محارب را کش رفته، چاپیده و ملاخور می نمایند و در قبال هر گونه اعتراضی به صدور شیشکی و اعمال قبیح دیگری از این دست می پردازند، ما نیز مقابله به مثل کرده و فی المجلس مصاحبه خبرنگار رشید سایت عظیم الشانی موسوم به "جکس" (جنبش کیهان سبز) با آقای شهرام امیری را قبل از پیاده کردن، سوار کرده و به اسم خودمان در خودنویس می‌چاپیم، تا باشد که بدانند جواب های هوی می‌باشد و مکرو مکر و الله و امثالهم!

 الف-میدیا


مصاحبه گر (آقا یا خانم م. ع- ا. ن): بسم الله قاسم الجبارین و ضدسبز علینا، آقای شهرام امیری لطفا بفرمائید شما هم اکنون در کجا هستید؟


مصاحبه شونده (آقای شهرام امیری موسوم به شرجیمز دوصفرسوتی): سلام حاجی، من الان در خدمت برادران گمنام اینوری هستم، جای شما خالی داریم آبگوشت بزباش می خوریم با پیاز مضاعف.

مصاحبه گر: نوش جان، لطفا بفرمائید آیا ویدئوی جدیدی در دست تهیه دارید؟

مصاحبه شونده: خیر ولی پیشنهاداتی داشته ام ، آقای مسعود ده نمکی قرار است با رایدلی اسکات مشترکا فیلمی در باره بنده تهیه کنند، تهیه کننده ش هم آقای استون است که قرار شده مشاور سینمایی آقای احمدی نژاد اوکی بدهند.

مصاحبه گر: به سلامتی، پس لطفا بفرمائید فعلا که دیگر نوار ویدئویی پخش نمی کنید پس چه غلطی می خواهید بکنید؟

مصاحبه شونده: بنده جاسوس دوجانبه هستم، فلذا با صلاحدید مقام معظم رهبری (روحنا فدا) قرار است به یک کشور دیگر اعزام شوم، بالاخره ما هم خرج داریم، باید چند میلیون دلار دیگر کاسب شویم.

مصاحبه گر: به خوشی، ولی رئیس محترم سی آی ا که من دیشب صبحانه خدمتشان بودم، یواشکی به من گفتند که شما پول تان را نگرفته اید و چون از آمریکا خارج شده اید مشمول تحریم قرار گرفته اید و در نتیجه پول تان را بالا کشیده اند.

مصاحبه شونده: ایشان شکر زیادی میل فرموده اند، نکند شما هم باور کردید؟ یعنی به هیکل بنده می خورد که بدون اینکه پولم را از آنها بگیرم از آمریکا برگردم؟ جای شما خالی الان داریم قمار می زنیم سنگین، بنده تا به حال سه میلیونش را به برادران باخته ام و البته ککم هم نگزیده است.

مصاحبه گر: گوارای وجود، اصلا قرار بود چقدر به شما پرداخت شود؟ پنج میلیون، ده میلیون یا پنجاه میلیون؟

مصاحبه شونده: والا بنده صد بار به این لئون سفیه گفتم مبلغ را اعلام نکنید، بالاخره ما هم زن و بچه داریم، برادران گمنام برگردیم ولایت همه ش را از حلقوم مان می کشند بیرون، گوش نکرد نه آنکه ایتالیایی تبار است این کاره نیست فلک زده. این جوری شد که می بینید ما الان داریم آبگوشت بزباش می خوریم خدمت برادران با پیاز اضافه.

مصاحبه گر: نوش جان، جسارتا این مبلغ در ازای چه نوع سرویسی به شما پرداخت شد یا قرار بود بشود؟

مصاحبه شونده: در ازای خوش تیپی و باج سیبیل! حاجی ما را گرفتی؟ سرویس کجا بود؟ چند ماهی ملت را سرکار گذاشتیم و به قول مقام معظم رهبری موجبات شادی و نشاط مضاعف فراهم وجامعه را سرکار گذاشتیم ارزش چند میلیون دلار ناقابل نداشت؟

مصاحبه گر: الحمدالله، حالا که ذکر خیر مقام معظم رهبری شد، بفرمائید از بدو ورود موفق به زیارت ایشان شده اید؟

مصاحبه شونده: فعلا که به این توفیق نائل نشده ایم اما قرار است قبل از اعزام به محل ماموریت جدید خدمت ایشان رسیده از فرمایشات و دعای خیر ایشان مستفیض شویم.

مصاحبه گر: انشاالله، می شود بفرمائید حوزه ماموریت بعدی شما کجاست؟

مصاحبه شونده: حاجی می دانید که این تاپ سکرت است اما قرار است در حوزه روسیه، چین و ژاپن فعال باشم به امید خدا، البته روسیه در اولویت است چون برادران وزارت خارجه می گویند جاسوسه های آن مملکت از وجاهت مضاعفی برخوردار هستند. بهرحال ما سرباز آقائیم هر جا بفرمایند دوجانبه که هیچ چند جانبه می رویم.

مصاحبه گر: به سلامت، اگر امکان دارد بفرمائید حوزه مطالعات شما در امور امنیتی چیست یا چه بوده است؟

مصاحبه شونده: عرض کنم خدمتت حاجی، من مقداری کتاب های مایک هامر را مطالعه کردم و مقداری هم در زمینه فیلمهای جیمزباند با دوبله فارسی دارای بینش خاصی می باشم که از قضا مقداری از رساله هرگز نگو هرگز را در این ماموریت دوجانبه اخیر به کار بستم به لطف خدا.

مصاحبه شونده: موید باشید، لطفا بفرمائید در ایام اقامت در آمریکا اوقات خود را چطور می گذراندید؟

مصاحبه شونده: والا آنجا هم مثل اینجا، منتهی آنجا به جای آبگوشت بزباش، استیک و همبرگر می خوردیم فلذا کمی اضافه وزن آوردیم و به جای محافل خصوصی که اینجا خدمت برادران این طرفی می رفتیم نایت کلاب که خوب من برای تقیه و حفظ ظاهر دوجانبگی ناچار بودم همراه برادران آن طرفی بروم.

مصاحبه گر: به سلامتی، این قضیه دروغ سنج و آزمایشهای روانشناسی چه بود؟

مصاحبه شونده: والا گفتند ما نمی دانیم تو یک جانبه ای، دو جانبه ای یا چند جانبه ای؟ باید تست کنیم تا شمار جانبگی ت مشخص شود که الحمدالله کردند و روسفید شدیم.

مصاحبه گر: الحمدالله، قضیه این لپ تاپ چه بود؟

مصاحبه شونده: والا یک لپ تاپی به ما داده بودند برادران این وری که تویش مقداری گیم، دستور آشپزی، فیلم مستهجن و طنزهای شما را ذخیره کرده بودیم، برادران آن وری مدتها داشتند کشف رمز می کردند ولی آخر سر هرچه زور زدند از این قضیه اسب تروا سر در نیاورند که نیاوردند.

مصاحبه گر: نعوذ بالله، یک آقایی در برلین یک سالی دندان روی جگر گذاشت تا شما به میهن اسلامی بازگردید و بعد چند ای میل افشاء فرموده، لطفا بفرمائید، برادر نامبرده (که ما می خواهیم سر به تنش نباشد) حرف مفت می زندیا ایشان هم سرکار بوده و یا اصولا حالا که شما بازگشته اید این حرفها سبب نمی شود که خدای ناخواسته برادران گمنام بلایی سر شما بیاورند؟

مصاحبه شونده: خدا خیرش بدهد، ایشان اصولا دست به افشاگریشان خوب است، منتهی این بار برادران تصمیم گرفتند در راستای چند جانبگی این ماموریت یک حال مبسوطی هم از ایشان و سرویس های اطلاعاتی مرتبط با ایشان بگیرند، در همین راستا بود که ایشان هم داخل بازی شد.

مصاحبه گر: خیرهم مبسوطها، لطفا بفرمائید شما هم اکنون احساس قهرمانی می کنید یا دوجانبگی یا که چی؟

مصاحبه شونده: حاجی نشنیدی امام راحل که شما می فرمائید دوران طلایی داشت قدس سره، فرمود دیانت ما عین سیاست ماست و دوغ هم می شود با آن درست کرد، اینجا برادران گمنام یک تابلو زده اند که جاسوسی ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین جاسوسی ما، فلذا ما هم اکنون همچون سوپرمن احساس قهرمانی می نمائیم. راستی برادر حمید سلام می رساند می گوید چک حاج آقا واصل شد؟

مصاحبه گر: اهم! وصولا و شکرا، بنده از شما برای حضور در این مصاحبه در فضای مجازی و از برادران گمنام برای فراهم آوردن این امکان کمال تشکر را دارم.

مصاحبه شونده: عزت زیاد، مشتاق دیدار

مصاحبه گر: التماس دعا!

توضیح: الف- میدیا، نام مستعاری بود که با آن برای سروش در زمانی که دبیر سرویس رسانه هایش بودم طنز سیاسی- رسانه‌ای می‌نوشتم که گویا به مذاق آقایان آن جناحی خوش نیامد و به محض ورود اشعری عذر بنده را از این سرویس خواستند، حالا گویا  برخلاف آن که گفته می شد کار از شوخی گذشته، کار ما دوباره به شوخی کشیده در نتیجه باز دست به دامن این کنیه نامیمون شده، باشد که ما را این بار از صفحه اینترنت هم مثال فیس بوکمان حذف فرمایند. پیشنهاد می‌شود ارباب و مستخدمان محترم جراید و رسانه ها که جنبه و تاب شوخی ندارند از مطالعه این خزعبلات خودداری فرموده، بهداشت روانی خود را به خطر نیافکنند، در غیراین صورت هزینه‌های درمانی خود را برای آقای علی اکبر ه. ر. بهرمانی به نشانی تهران، شمیران، خیابان فرصت بن بست یواشکی پلاک خدا ارسال دارند.

ارزیابی این خبر:

2.25

Subscribe to comments feed نظرات (6 نوشته شد):

در ۰۳ مرداد ۱۳۸۹
-3
ما رسما باید از این خودنویس بریم، خیلی مطالبه خنک و به دارد نخوری توش مینویسن!
------------
در نبود قلم قهاری مثل قلم شماست که چنین سو تفاهمی پیش می‌آید! چرا شما نوشتن را شروع نمی‌کنید؟
در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
از قضا من قلمم خوبه ولی ماجرا بر اینست که من میام اینجا که بخونم نه بنویسم، نوشتنم ماله جای دیگریست. و نمیبینم چیزی برای خوندن، عینه ی جاییه که همه دارن دعوا میکنن!
------------
در هر حال خوش آمدید!
خندان در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
این مطلب شاهکار بود، همیشه از آقای حبیبی نیا مطالب جدی و سنگین و تخصصی خوانده بودم، نمی دانستم ایشان دستی هم در طنازی دارند، احسنت! لطفا ادامه بدهید چون این جوری که شما دارید می نویسید احتمالا یک عالمه هزینه درمانی روی دست رفسنجانی می گذارید!
:))))
lar******@googlemail.com در ۰۴ مرداد ۱۳۸۹
-1
من معتقدم . آقای شهرام امیری قربانی رژیم جمهوری اسلامی شده است. شواهد عینی نشان می دهد، که ایشان آزادانه پناهنده امریکا شده است. و علت برگشتش به ایران تحت فشار قرار دادن خانواده اش از سوی جنایتکاران سازمان امنیت رژیم بوده است. ایشان آزادانه به ایران برنگشته است. و مقاله آقای حبیبی نیا تنها یک روی سکه را نمایان می سازد.
پناهندگان فعال سیاسی در تمام نقاط جهان بگونه ای از سوی دژخیمان امنیتی شناسایی می شوند،. ابتدا از طریق تلفن می کوشند آنهارا متصاعد نمایند، تا به ایران برگردند. بدین منظورآنها از نزدیکان خانوده ای آنها استفاده می نمایند. اگر این شگرد کارساز نبود، خانواده وی را شدیدا تحت فشار قرار می دهند. بعنوان نمونه برادر وپدر دوست من را که در آموزش وپرورش سالیان سال کار می کردند، ابتدا اخراج نمودند، سپس به جرم قاچاق دستگیرشان نمودند.
البته آنها برای آوردن شهرام امیری نیز خانواده اش را تحت فشار قرار دادند. نمونه بسیاری در خارج از کشور پیش آمده است. اغلب این قربانیان چندی بعد به طرز مشکوکی ناپدید یا کشته شده اند. سرنوشت آقای امیری نیز از آنها جدا نیست. به همین دلیل ایشان را بخاطر توبه کردن یا ریش گذاشتن مسخره کردن، منطقی نیست.
lar******@googlemail.com در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
-4
من متاسفم،، که خیل عظیمی از دوستان بجای آنکه به مسائل بگونه انتقادی بنگرند، آنها را تنها به خاطر زیبایی شان می ستایند. حبیبی نیا نیز یکی از هزازان هزار نویسنده یا خبرنگار ایرانی ست . هیچ امتیاز برتری نسبت به نویسنگانی که در بند هستند ندارد. ، تنها تفاوتی که میان وی و نویسنگان دیگر ایرانی وجود دارد . این است که ایشان در اروپاست و دیگران یا دربندند و یا فراری اند.
بنابراین بهتر است بجای آنکه ما از یک شخص معمولی بت بسازم ،، آنرا کاملا با پیرامونش آشنا سازیم. به مسخره گرفتن قربانیان رژیم هنر نیست. بلکه فقر فرهنگی و عقب ماندگی ست.
رهگذر در ۰۵ مرداد ۱۳۸۹
آقای ... ، آن وقتی که ایشان در بند بودند شما در کجا بودید که فوری برگشتید اظهار تاسف کردید؟
darab در ۰۹ مرداد ۱۳۸۹
آقای رهگذر دوست عزیز، ایشان تنها کسی نبودند که در زندانهای جمهوری اسلامی زندانی کشیدند. بنده نیز بدون هیچ دلیلی مانند هزاران هزار زندانی دیگر،، چند سالی در زندانهای مخوف رژیم زندانی بودم. آیا زندانی بودن من دلیل بر درست بودن برخوردهایم می شود؟؟ مسلما نه .
من دشمن آقای حبیبی نیا نیستم. اتفاقا وجه مشترکهای زیادی با یکدیگر داریم. بعنوان مثال هر دوی ما مخالف سرسخت سیستم حاکم بر ایران هستیم و خواهان براندازی ساختار این نظام می باشیم . هردوی ما موسوی ، کروبی و دیگر رهبران نمادی سبز را جزیی از این سیستم می دانیم .و... بنابراین انتقاد به شیوه برخورد ایشان با قربانیان رژیم نمی تواند بیانگر دشمنی من با ایشان باشد. از این گذشته اینکه یکنفر زندانی بوده یا نبوده به هیچ وجه ملا ک بر منطقی یا غیر منطقی بودن برخورد وی نمی باشد.
مجموعه نتایج: 6 | نمایش: 1 - 6

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد
رییس مجلس شورای اسلامی می‌گوید که طرح نظارت بر نمایندگان مجلس با نظر و «راهنمایی‌های»، رهبر جمهوری اسلامی تصویب شده است و از ابتدای مجلس نهم نیز به اجرا در خواهد آمد....
سیاست | سروش جعفری

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»
هر سال با فرا رسیدن دوم خرداد، فیل بسیاری یاد هندستان «اصلاحات» می‌کند. دورانی که برداشت‌های متفاوتی می‌توان از آن داشت. برای خیلی‌ها، سید محمد خاتمی قهرمانی بود که دشمن مجال‌اش نداد، اما بودند کسانی چون عبدالکریم سروش و عباس عبدی که از انتقاد از سید محمد، نهراسیدند. سروش خاتمی را «قدرناشناس» و «فرصت سوز» خواند، با چاشنی «تذبذب». عبدی ضمن «ترسو» خواندن خاتمی، معتقد بود که بقای او در ساختار قدرت، به دنبال در پیش گرفتن سیاست «انفعال»، بـیش از پیش مملکت را تضعیف می‌کند و مخالفان مردم را جری‌تـر مـی‌نمایـد. ...
سیاست | خودنویس

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند
تعداد زیادی از افرادی که از گوشی‌های هوشمند استفاده می‌کنند عکاس‌های حرفه‌ای نیستند اما دوست دارند عکس‌های زیبایی بگیرند و بتوانند لذت دیدن آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران شریک شوند. ...
مکتب‌خانه | نسترن فرمانیان

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد
سفیر ایران در باکو در اعتراض به توهین برخی از شهروندان آذربایجان به علی خامنه‌ای از سوی وزارت امور خارجه ایران به تهران فراخوانده شد....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید