نامه روزنامه‌نگاران تبعیدی ایرانی به احمدی‌نژاد | رسانه‌های خودمانی | حقوق بشر | صفحه اصلی
نظرات (40)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

نامه روزنامه‌نگاران تبعیدی ایرانی به احمدی‌نژاد

۰۱ مهر ۱۳۸۹ خودنویس
image

جمعی از روزنامه‌نگاران ایرانی که در سال‌های اخیر به خاطر بسته شدن روزنامه‌ها و یا فشارهای سیاسی مجبور به ترک خانه و کاشانه‌شان شده‌اند، امشب نامه‌ای را در اختیار رئیس دولت دهم در نیویورک می‌گذارند. در این نامه آمده است: «
ما روزنامه‌نگارانی هستیم که تنها به دلیل پرسش‌گری از داشتن روزنامه در ایران محروم مانده‌ایم، هوشیار باشید که پاسخ منفی شما به این نامه و یا بی‌تفاوت گذشتن شما از کنار پرسش‌های روزنامه‌نگاران ایرانی شاید بار دیگر افکار عمومی دنیا را متوجه این سازد که چرا رییس دولت ایران از پاسخ‌گویی به روزنامه‌نگاران کشور خودش گریزان است.»

متن این نامه به شرح زیر است:

 

جناب آقای محمود احمدی‌نژاد،
رییس دولت جمهوری اسلامی  ایران،
با سلام،

ما جمعی از خبرنگاران، عکاسان و روزنامه‌نگاران  ایرانی هستیم که به دلیل بسته شدن روزنامه‌هایمان و فشارهای سیاسی از کشور مهاجرت کرده‌ایم. هیچ روزنامه‌ای در ایران نداریم اما پرسش‌های زیادی داریم که متاسفانه به هیچ کدام از آن پرسش‌ها در مصاحبه‌های مطبوعاتی‌تان با رسانه‌های غربی پاسخی نیافتیم. 

همکاران روزنامه‌نگارمان در داخل ایران نیز یا در زندان به سر می‌برند، یا با قید وثیقه آزاد هستند و یا به دلیل تهدیدها و تذکرهای نهادهای امنیتی در یک  فضای نا امن رسانه‌ای ناگزیر شده‌اند که سکوت را به عنوان تنها راه چاره برگزینند.
 
پس از انتخابات پر اما و اگر ایران بسیاری از شهروندان در اعتراض‌های مدنی به همراه روزنامه‌نگاران، دانشجویان و فعالان سیاسی بازداشت و جمعی دیگر نیز در راهپیمایی‌ها هدف گلوله قرار گرفتند و جان باختند. از آن هنگام شما چندین کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرده اید که غالبا با حضور رسانه‌های هوادار دولت برگزار می‌شد و جای خالی بسیاری از روزنامه‌نگاران منتقد حاکمیت در این کنفرانس‌ها مشهود بود. در نتیجه روزنامه‌نگاران منتقد در کنفرانس‌های خبری شما فرصت پرسشگری نمی‌یابند.


از آنجا که شما در مصاحبه با خبرنگاران رسانه‌های غربی بارها تاکید کرده اید که در ایران آزادی بیان وجود دارد و هر کسی می‌تواند عقیده و نظر خود را بیان کند لذا با ارسال این نامه خواهان این هستیم که به احترام آنچه خود گفته‌اید، زمینه‌ای فراهم سازید تا ما روزنامه‌نگاران که بخشی از قربانیان محدودیت آزادی بیان در ایران و مهاجرانی رانده شده به خارج از ایران هسیتم در یک کنفرانس خبری، پرسش‌های‌مان را مطرح کنیم.  

ما روزنامه نگارانی هستیم که  تنها به دلیل پرسش‌گری از داشتن روزنامه در ایران محروم مانده‌ایم. حتی اگر برای توجیه مهاجرت ما شما نظر دیگری داشته باشید هیچ عقل سلیمی باور نمی‌کند که این تعداد از روزنامه‌نگاران یک کشور بدون اضظرار خاک و خانه و خانواده‌شان را رها کرده باشند تا به کشوری دیگر مهاجرت کند.

پاسخ منفی شما به این نامه و یا بی‌پاسخ گذشتن شما از کنار پرسش‌های روزنامه‌نگاران ایرانی افکار عمومی دنیا را متوجه این سوال می‌سازد که چرا رییس دولت ایران از پاسخ‌گویی به روزنامه‌نگاران کشور خود گریزان است و گفته شما را در باره وجود آزادی بیان در ایران با تردید روبرو می‌سازد.


امضا کنندگان:

شبنم آذر
محمد اروند
محمد ایزدی
مرتضی اصلاحچی
کیان امانی
سولماز ایکدر
بیتا بختیاری
بهداد بردبار
نگین بهکام
سپیده بهکام
آرش بهمنی
دلبر توکلی
منصور تیفوری
مهدی جامی
سعید جلالی فر
احمد جلالی فراهانی
رحمان جوانمردی
وحید حبیب پناه
آیدین جهانبخش
سیامک حیدری
بابک داد
فریبا داوودی مهاجر
علیرضا رضایی
نیلوفر رستمی
سامان رسول پور
امیر رشیدی
اردوان روزبه
لادن سلامی
مسعود سفیری
حسن سربخشیان
فریبرز سروش
لیلا سعادتی
آیدا سعادت
مسعود سفیری
لادن سلامی
کیانوش سنجری
شکوفه شادابی
محمد رضا شکوهی فرد
سولماز شریف
صادق شجاعی
رضا شمس
شهاب الدین شیخی
فرح شیلندری
آسو صالح
باقر صمیمی
حمیدرضا ظریفی نیا
مسیح علینژاد 
بابک غفوری آذر
فاطمه فناییان
آیدا قجر
مهرداد قاسمفر
بهنام قلی پور
کاوه قریشی
مهرانگیز کار
پریسا کاکایی
رویا کریمی مجد
نیک آهنگ کوثر
مژگان مدرس علوم
رویا ملکی
لیلا ملک محمدی
حسام میثاقی
روزبه میر ابراهیمی
ابراهیم نبوی
شاهین نوربخش
پروانه وحیدمنش
رضا ولی زاده
محمد رضا یزدان پناه

ارزیابی این خبر:

3.00

Subscribe to comments feed نظرات (35 نوشته شد):

ata**********@yahoo.com در ۰۱ مهر ۱۳۸۹
14
بدون ذکر اسامي بايدعرض کنم بسياري از امضا کنندگان روزنامه گار نيستند.هرکس بايد جايگاه خود را داشته باشد
-------------
لطفا نام کسانی را که می‌دانید روزنامه‌نگار مکتوب و آنلاین نبوده اند را بنویسید. اگر نتوانید ثابت کنید، کامنت‌تان معتبر نخواهد بود
منبع من براي تاييد انجمن صنفي روز نامه نگاران وگزارشگران بدون مرز ميباشد حال اگر منع شما چيز دگريست بفرماييد مگر آنکه وبلاگ نويس شخصي را هم روزنامه نگار بخوانيد .در حرفه روزنامه نگاري چيزي بنام روزنامه آنلاين نداريم اگر نويسندگان سايتها و وبلاگها منظورتان باشدبايد گفت در تعريف روزنامه نگار نميگنجند...اعتبار کامنت را هم خواننده ها تعين ميکنند من اعتبار نامه از کسي نخواستم دوست خوب من

سايت انجمن صنفي روز نامه نگاران:http://aoij.ir
خودتان زحمت جستجو را بکشيد
----------
دوست عزیز:
روزنامه‌نگاری آنلاین نداریم؟
http://en.wikipedia.org/wiki/Online_journalism
http://www.ojr.org/
بسیاری از سایت‌های خبری تا حدی کار روزنامه‌نگاری آنلاین انجام می‌دهند.
چگونه می‌توانید کادر حرفه‌ای آنها را روزنامه‌نگار ندانید؟
در ۰۱ مهر ۱۳۸۹
13
اين گروه نوشته اند:ما روزنامه نگارانی هستیم که تنها به دلیل پرسش‌گری از داشتن روزنامه در ایران محروم مانده‌ایم.
اگر چنين باشد چرا در سايت انجمن صنفي روزنامه نگاران وگزارشگران بدون مرز ما اطلاعيه ي مطلبي در دفاع از بسياري از آنها نيافتيم بطور مثال در مورد خانم داودي مهاجر ما دهها اطلاعيه در دفاع از حقوق ضايع شده ايشان داريم که تاييد کننده روزنامه نگار بودن ايشاناست که از حق خود محروم شده است اما در مورد بسياري از اسامي بالا که ادعاي روزنامه نگار محرومشده از حقوق خود را دارند حتي يک خط هم در آرشيو گزارشگران بدون مرز و انجمن صنفي روزنامه نگاران نميتوان يافت !
------------
لطفا از کسانی که معتقدید به دلایل دیگری بیرون آمده‌اند درخواست کنید نام خود را بردارند. اگر معترضید، باید اعتراض‌تان را بیان کنید.
امين موحدي در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
مرحوم علامه دهخدا ميگويد:مشکل جامعه ايران عدم درک واژگان واستفاده نابجا ونادرست از واژگان ولغات ميباشد.مرحوم دهخدا براي عبور از اين مانع همه کارهايش را بکناري نهاد وتمام عمرش را به تحقيق وتاليف در باره واژه ها ولغات گذرانيدمطالعه لغتنامه دهخدا بايد اولين وظيفه براي هر ايراني فعال در عرصه هاي سياسي ;اجتماعي وفرهنگي تعريف شود تا هر کسي و هر واژه اي در جايگاه اصلي خود تعريف شده وبنشيند.اينک در اين آشفته بازاري که آب سر بالا ميرود وقورباغه ابوعطا ميخواند اصلا جاي تعجب نخواهد بود حتي اگر يک ايراني خود را پادشاه چين هم بخواند روزنامه نگار شدن که چيزي نيست!
--------------
آقای موحدی عزیز. مشکل را شخصی نکنید، یا اینکه چرا مثلا نام شما در این فهرست نیست. این نامه به عده‌ای که می‌شناخته‌اند فرستاده شده، و عده‌ای امضا کرده‌اند، عده‌ای امضا نکرده‌اند. خود من بنا به تعریف‌های روزنامه‌نگاری جدید، با خیلی از همکارانم مشکل دارم، اما بحث را حاشیه‌ای کردن طبیعتا به ارزش نکته‌ای که مد نظرتان است نخواهد افزود. به نظرم با مدرک و منبع از دیدگاه‌تان دفاع کنید. یک مقاله کاملا مستدل.
در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
10
آقاي نيک آهنگ اولا من در پاي بيانيه اي که از طرف صنفي باشد که تعدادي متعلق به آن صنف نباشد امضا نميگذارم اگر از افرادي نام برم موضوع شخصي ميشود .آنچيز که عيان است چه حاجت به بيان است اين سايت انجمن صنفي http://aoij.ir
واينهم گزرشگران بدون مرزhttp://www.rsf-persan.org/ بفرمايد اسامي را آنجا کنترل فرماييد ويکيپديا چه ربطي به موضوع دارد من الان ميتوانم در ويکيپديا جلوي اسم خود لقب امپراطور ژاپن را بنويسم.اين ديگر يک جدل آشکار با حقايق است چرا حقير را بابت بازگويي يک حقيقت متهم ميفرماييد که چون اسمم آنجا نيست انتقاد ميکنم عزيز دلم اسم من خيلي جاها نيست ! دوست من خودتان بهتر از من ميدانيد ارايه مدرک جزيي از کار ما هست اين شماييد که اسامي را بعنوان روزنامه نگار رديف فرموده ايد که اينکاره نيستند شما بدون مدرک استناد کرده اييد پس خودتان موظف به ارايه سند هستيد مثلا ثابت کنيد که کيانوش سنجري کجا روزنامه نگار بوده يا لیلا سعادتی
و...گرچه آدمهاي محترمي هستند اما روزنامه نگار نيستند
------------------
شما مدرک بیاورید که نیستند، من خوشحال می‌شوم که با نام خودتان بحث کنید تا اگر مدرکی آوردند، شما مسوولیت‌تان معلوم شود.
برای من مهم‌ترین امر این است که حرفه‌ روزنامه‌نگاری تعریفی معین داشته باشد، هفته پیش هم با بالاترین مراجع جهانی‌اش جلسه داشتیم تا از راه به همکارانمان کمک کنیم.
یکی دیگر از مشکلات جامعه ایران هم این است که تأیید و رد یک موضوع به «گوینده» ارتباط پیدا می کند و نه به «موضوع». مثلاً اگر آقای احمدی نژاد جمله ی صحیحی را هم گفت، چون از او خوشمان نمی آید، برعکس آن را با هزار دلیل غیرمنطقی، منطقی جلوه می دهیم.
به همین دلیل است که اصولاً امضاءکننده نامه، مهمتر از مفاد نامه می شود.
ببخشيد ميتوانيد بيشتر توضيح فرماييد من متوجه فرمايشتان نشدم
کمی دیرتر جواب دادم که کامنت های دیگر را هم بتوانیم با هم بخوانیم.
منظور من این بود که فرض کنیم اسمی زیر این نامه نبود، آیا شما به عنوان یک روزنامه نگار آن را امضا می کردید یا خیر؟ و حالا چون تعدادی متفرقه هم آن را امضا کرده اند با مفاد آن موافق نیستید؟ موضوع نامه مهم است یا کسانی که زیر آن را امضا می کنند؟ مثلاً اگر بقال سر محله هم این موضوع را از رئیس جمهوری که خود را منتخب مردم می داند می کرد، آنوقت این سئوال محلی از اعراب نداشت؟
فکر می کنم خیلی از خوانندگان می دانند که چه کسی خبرنگار و روزنامه نگار بوده یا نبوده. شاید این توقع بی جای من باشد که از شما به عنوان یک روزنامه نگار داشتم. بحثی که شما شروع کردید به موضوع شخصی تبدیل شد (به کامنت های آقای انصاری و عبادی توجه کنید). اینکه چه کسی با چه ویزایی از کشور خارج شده و نامزد چه کسی بوده و چه جوری پیچیده شده یا نه موضوع مهمی است یا اینکه از رئیس جمهور سئوال شود که در این مدت چه کرده است؟ قضیه حتی به محل درآمد امضا کنندگان هم کشیده شده است. فکر نمی کنید بحثی که باز کرده اید تبدیل به یک موضوع شخصی شد؟ آخر به من و بقیه چه ربطی دارد که کسی در این دنیای بزرگ با کس دیگری رابطه داشته است یا نه واینکه با تاکسی مخارج خود را تأمین می کند و یا ظرف می شوید؟
باز هم عرض می کنم، می دانیم که تعدادی از امضا کنندگان روزنامه نگار نبوده اند و نیستند، اما بار کردن این موضوع کمکی به «موضوع» نامه کرد؟ بله، شاید حقیقت را فرمودید، اما نتیجه اش را در کامنت ها مطالعه بفرمایید. به نظر من همین که اشاره می کردید که برخی روزنامه نگار نیستند، کفایت می کرد و دیگر کسی این جرأت را به خود نمی داد که فردا روزی از شما در مورد منبع درامدتان سئوال کند (که البته من جواب آن را پیش پیش می دهم: به شمای سئوال کننده چه مربوط!)
مخلصیم
meloudi در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
یک موضوع خیلی مهمتر که از قلم افتاده این است که اینها مخارجشان از کجا تامین میشود ؟ چون هر وقت اسم گنجی می اید چپ ها ، سکولارهای نو ، اپوزیسیون پر مدعا، سوپر انقلابیون به جای پرداختن به مطالب او گیر میدهند به اینکه چه کسی مخارج او را میپردازد . اما خود اینها اگر از روسیه تا امریکا و برزیل و .... با همه حساب کتاب داشته باشند کسی نباید بپرسد .
لطفا برای اینکه این یک بام و دو هوا از بین برود بعد از این منابع مالی و اینکه اینها در گذشته چی فکر میکردند و چیکار میکردند را هم مشخص کنید . مخارج این همه گروه های چند صد نفره چپ و وب سایت های آنها از کجا می اید ؟ اینکه قبلا چیکار میکردن البته فقط خواجه حافظ شیرازی نمیداند . سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید ! حالا هم یا حسین میر حسین ، زن روشنفکر با چادر مشکی و روسری گلدار . آنوقت گنجی میخواهد اسلام را برگرداند !
امين موحدي در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
10
عجب فرمايشي ميکنيد ميفرماييد روزنامه نگارند 'منهم ميخواهم بدانم کي وکجا روزنامه نگار بودند يک خط از انجمن صنفي يا جاهاي معتبر بياوريد قبول کنم مثلاآقاي کيانوش سنجري در کدام روزنامه وکجا مينوشتند که بخاطر بسته شدن آن روزنامه مجبور به خروج شدند يا لیلا سعادتی
وخيليهاي ديگر ...آقاي نيک آهنگ من دارم مدرک ميدم مدرک من نبود تاييديه انجمن وگزارشگران بدون مرز وعدم وجود حتي يک خطنوشته از آنها در روزنامه ها است شما ميگوييد هستند مدرک نشان دهيد .اگر بگوييد بتهوون روز نامه نگار بود خواننده ها بايد مدرک ارايه دهند که نبود يا شما بايد مدرکي براي اثبات روزنامه نگار بودن بتهون بياوريد.!!
Nazanin در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
اتفاقا وقتی رئیس کودتا به اقای لری کینگ گفت چرا خبرنگار ما نمیتواند با اوباما مصاحبه کند دقیقا همین نظر این مقاله به نظرم رسید مگر شما ها خودتان خبرنگاران خود را پذیرا هستید که چنین توقعی از اوباما دارید ضمن اینکه اوباما حق ندارد میلیونها پول زبان بسته ملتش را هزینه رسانهای تشریفاتی برای تبلیغ خود و نظامش کند ..
سروش در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
11
شبنم آذر کجا روزنامه نگاره؟!بابا بی خیال تورخدا
شبنم آذر در ۱۱ مهر ۱۳۸۹
دوست عزیزی که به نام سروش خود را معرفی کردید.اگر مایل هستید بدانید که من در کدام روزنامه ها و سایت های خبری کار کرده ام میتوانید نام من را در گوگل به همراه نام روزنامه دنیای اقتصاد،روزنامه کارگزاران،روزنامه آینده نو،روزنامه جهان صنعت،خبرگزاری میراث فرهنگی،خبر گزاری ایلنا،خبرگزاری سینا،ماهنامه گزارش،ماهنامه زنان،ماهنامه فکر روز،سایت رادیو زمانه وسایت گذار جستجو کنید و سوابق روزنامه نگاری ام رااز سال 1379 تعقیب کنید.البته تعریف من از رونامه نگار بودن همان تعریفی است که روزنامه نگاری را به عنوان شغل و منبع در آمد معرفی میکند.این را جهت اطلاعتان گفتم تابیشتر با روزنامه نگاران کشورتان آشنا شوید ولاغیر.

در ضمن ای کاش پیش از نوشتم این کامنت سهل انگارانه زحمت میکشیدید و سری به گوگل می زدید.
kia در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
-11
حالا این امضا کننده گان روزنامه نگار باشند یا نباشند بالاخره همه انها دستی در نوشتن دارند بعد مسله اصلی اعتراض است انهم بکسی که صداها را در گلو خفه میکند ما باید به این جریان کمک کنیم نه سنگ در راه انها بیندازیم
بی نام که بعدا بشم خبرنگار در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
11
آقای کوثر شما نام شهاب الدین شیخی را نوشته اید این اقا مدعی است از بند 209 اوین فرار کرده است!
برادر من
اسم خودتان و دیگران را با آوردن از این جمله اسامی خراب نکنید
این اقا 2 تا مقاله نوشته تو روز آنلاین این که نشد روزنامه نگار.
به ریش همه شاعر ها می خنده به همه نویسنده ها توهین می کند

ایشون فعال زنان بوده قبول ولی سیاسی نبوده.
هر گردی که گردو نیست قربان،
هر کس ، فکر کنه سیاسی هست و سیگار بکشه. خبرنگار نیست.(بی احترامی نمی کنم چون خیلی ها اینطوری فکر می کنند و تصور سازی کرده اند.)
من هم یک دروبین رو دوشم هست و هر چند وفت دست به قلم می شوم. اط دست بد روزگار بنویسم پس برم جار بزنم بگم خبرنگارم
به سلامتی.
اسامی روز انلاین ها را همه را نوشتید
نوشابه امیری کجا هست؟؟

شما این تیتر را در تاریخ یازدهم سپتامبر در روزنامه تایمز لندن بخوانید
Iranian journalist describes escape from Evin prison
-----------------------
دوست عزیز
من پای بیانیه‌ای را امضا کرده‌ام. چیزی را من ننوشته‌ام.
kia در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
-8
اینها هر چه باشند جرلت ان را داشته اند که نام حقیقی خود را انجا سبت کنند شما که در یک کامنت جرات نمیکنی اسم واقعی و حقیقی خودت را بنویسی بعتر است ساکت باشید
خیلی ببخشید ، یک نفر لطف کند و اول برای بنده توضیح بدهد که دست کم نیمی از این افراد در کدام روزنامهء ایران کار می کردند و در کجا به شغل شریف روزنامه نگاری اشتغال داشتند که امروز خودشان را روزنامه نگار تبعیدی می نامند؟ و ضمنا" چه کسی و چکونه آنها را از کشور تبعید کرده است که ما خبر نداریم؟
برای نمونه : خانم آیدا سعادت که در طول عمرش حتی به مدت نیم دقیقه در هیچ روزنامه ای شاغل نبوده و در هیچ کجا روزنامه نگار هم نبوده و در هیچ دادگاهی محکوم نبوده و ممنوع خروج هم نبوده ، حال چگونه است که ناگهان زیر این نامه تبدیل به یک روزنامه نگار تبعیدی شده است؟ بامزه تر از همه شهاب الدین شیخ است و کیانوشسنجری هستند . ظاهرا" این اواخر هر کسی به خارج می رود و پناهندگی سیاسی می گیرد یک لقب " روزنامه نگار تبعیدی " هم به او اعطا می کنند!
------------------
برای آشنایی با جمعی از این روزنامه نگاران تبیعدی! لینک زیر را ملاحظه بفرمایید
http://www.aebadi.com/archives/3558
در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
-11
سلام دوستان عزیز، اینها اصلا روزنامه نگار نیستند بقال یا آرایشگاه سر کوچه اند که همهء خبرها زیر دستشون رد و بدل میشه. مهم اینه که عده ای زحمت کشیدند و این ایده «حالا از هر کسی سرچشمه گرفته باز هم مهم نیست» رو دارند عملی میکنند به جای اینکه تشویق بشند و ما هم همتی کنیم و کمک کنیم گیر دادیم به این کلمه روزنامه نگار... از دید من عده ای با وجدان و با شرف و شجاع همت کردند و میخواهند آقای احمدی نژاد رو بیارند سر میز گفتگو. حالا ممکنه اون روز یکنفر 2 نفر غیر از این افراد که اسامیشون اینجاست برنند و از این آقا سوال و جواب کنند. دوستان عزیز مهم هدفه ترا خدا ترا به اون اغتقادی که دارید کم سنگ بندازید جلو پای همدیگه، مردم دارند یواش یواش و بی صدا تلف میشند. شما نشسته اید سر کلمه روزنامه نگار بحث میکنید.

حرف شما درست باید آدم دقت به خرج بده ولی نه در شرایط فغلی....

سربلند باشید
خیلی ببخشید ، یک نفر لطف کند و اول برای بنده توضیح بدهد که دست کم نیمی از این افراد در کدام روزنامهء ایران کار می کردند و در کجا به شغل شریف روزنامه نگاری اشتغال داشتند که امروز خودشان را روزنامه نگار تبعیدی می نامند؟ و ضمنا" چه کسی و چگونه آنها را از کشور تبعید کرده است که ما خبر نداریم؟
برای نمونه : خانم آیدا سعادت که در طول عمرش حتی به مدت نیم دقیقه در هیچ روزنامه ای شاغل نبوده و در هیچ کجا روزنامه نگار هم نبوده و در هیچ دادگاهی محکوم نبوده و ممنوع خروج هم نبوده ، حال چگونه است که ناگهان زیر این نامه تبدیل به یک روزنامه نگار تبعیدی شده است؟ بامزه تر از همه شهاب الدین شیخ است و حسام میثاقی و کیانوش سنجری هستند . ظاهرا" این اواخر هر کسی به خارج می رود و پناهندگی سیاسی می گیرد یک لقب " روزنامه نگار تبعیدی " هم به او اعطا می کنند! ء
------------------
برای آشنایی با جمعی از این روزنامه نگاران تبعیدی! لینک زیر را ملاحظه بفرمایید
http://www.aebadi.com/archives/3558
حسن انصاری در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
10
خیلی ببخشید جسارت می کنم. این آقای کیان(علی) امانی، عکاس است نه روزنامه نگار. با ویزای نامزدی هم از ایران خارج شد. رفت آمریکا و اون دختری که براش دعوتنامه نامزدی فرستاده بود، پیچوند و رفت جزو دار و دسته باطبی و فریبا داوودی و خودش رو سیاسی جا زد و پناهندگی سیاسی گرفت. البته تنها سابقه سیاسی ایشون کتک خوردن از بسیجیها در یک تظاهرات بوده وقتیکه داشته عکاسی میکرده ولی هرگز و هیچگاه روزنامه نگار نبوده!
مانی در ۰۳ مهر ۱۳۸۹
-4
حالا روزنامه نگار نباشند عکاس باشند چه میشود؟؟حالا سابقه روزنامه نگاری نداشته باشند. پس آنهمه عکس و فیلم را که مردم در تظاهرات گرفتند و در اینترنت گذاشتند و دنیا را خبر کردند بی ارزشند چون روزنامه نگار و عکاس رسمی نبوده اند؟؟ اصل این است که در ایران خفقان است چه روزنامه نگار باشی چه چند کتاب در خانه داشته باشی باید در ترس و لرز از دستیگری و زندان شب را به روز و روز را به شب برسانی. اینکه اینهمه ایرانی از ایران فرار میکنند نتیجه چیست فقط فرصت طلبی؟ به غربت رفتن و آواره شدن هم فرصت طلبی است؟حالا که این روزنامه نگاران نامه ای نوشته اند ما به جای اینکه تشویق شان کنیم و نامه ای در حمایت شان بنویسیم و امضا کنیم داد و بیداد راه انداخته ایم که چه؟ چند روز در روزنامه کار کردی؟ خرجت از کجا در میاید؟ با چه کسی نامزد بودی؟؟ خدا بدور بازپرس مردم شده ایم.
ب در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
پروانه وحید منش در کدوم روزنامه کار می کرده؟ محمد رضا شکوهی فرد چی؟ بابک داد! ایشون روزنامه نگار بودن!؟

نیک آهنگ! شما یک ادعا کردی و اون هم این که اینها روزنامه نگارن... ما نباید به شما ثابت کنیم که نیستن این شمایی که باید جوابگو باشی
ب در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
پروانه وحید منش در کدوم روزنامه کار می کرده؟ محمد رضا شکوهی فرد چی؟ بابک داد! ایشون روزنامه نگار بودن!؟

نیک آهنگ! شما یک ادعا کردی و اون هم این که اینها روزنامه نگارن... ما نباید به شما ثابت کنیم که نیستن این شمایی که باید جوابگو باشی
Fatemeh در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
10
نیک‌ آهنگ عزیز

شما برای گذشته و جّد آباد اصلاح طلبها مدرک می‌‌آوری و مدرک میخواهی‌.حالا برایت مهم نیست این افراد کدامشان روزنامه نگار بودند؟!زحمت یک جستجوی ساده که آقای موحدی از شما خواستند اینقدر زیاده؟

جالب اینجاست که این وسط یک عده اصلا میفرمایند مهم نیست که اینها کی‌ هستند!

اگر موسوی یا رهنورد دهانشان را باز کنند،خلاصه تاریخ ۳۰سالهٔ مملکت را تا دست در حلقشان فرو می‌کنید.ولی‌ اگر عده‌ای شارلاتان خود را روزنامه نگار جا بزنند،فدای سر بیانیهٔ پر سوز و گدازشان؟!

خاک بر سر بی‌ عرضهٔ ام.اگر می‌دانستم پناهندگی گرفتن به همین راحتی‌ امکان پذیر است،حداقل از کتک خوردنم در تظاهرات چند تا عکسی‌،مدرکی‌،چیزی جور می‌کردم.حد عقل از جهنمی به نام ایران خارج میشودم.

شما که از مردم ایران میخواهی‌ به روزنامه نگاران تبعیدی کمک مالی‌ کنند،منظورت کمک به یک مشت شارلاتان دروغگو است که خود را روزنامه نگار جا زده اند؟!حاضری برای تخریب بسیاری از اصلاح طلبها دست به قلم ببری،ولی‌ حاضر نیستی‌ حداقل نام آن خبر نگاران بیچاره را در کنار کسانی‌ که هیچ سابقه روزنامه نگاری ندارند قرار ندهی.یعنی‌ آنها باید قربانی پروندهٔ پناهندگی یک عده آدم هوچی باشند؟اسم این کار را هم لابد میگذاری روزنامه نگاری حرفه ای!

خدا را شکر که جناب عالی‌ در فرنگستان کلاس روزنامه نگاری رفتی‌،که به ما از همه جا بی‌ خبر‌ها هم چیزی یاد بدهی‌.
در ۰۲ مهر ۱۳۸۹
13
"شما مدرک بیاورید که نیستند"

این هم شد استدلال؟!من دانشمند انرژی هسته ایم.شما مدرک بیار که نیستم!
1 2 next مجموعه نتایج: 35 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

کلیک‌کلیک، در چشم بشار اسد

کلیک‌کلیک، در چشم بشار اسد
با شدت گرفتن حملات بشار اسد به مخالفان در شهرهای مختف به ویژه شهر حمص در این روزها، حالا یک کارزار اینترنتی، علیه اقدامات دولت سوریه آغاز شده است. ...
علمی | نسترن فرمانیان

بروجردی: مهاجرانی اپوزیسیون نیست؛ اکثر مردم اصلاح‌طلب هستند

بروجردی: مهاجرانی اپوزیسیون نیست؛ اکثر مردم اصلاح‌طلب هستند
معاون وزیر کشور دولت اصلاحات می‌گوید که عطاءالله مهاجرانی از مدافعان نظام است و وی را نباید در طبف اپوزیسیون قرار داد. وی همچنین معتقد است که اکثریت مردم ایران اصلاح‌طلب هستند....
سیاست | سروش جعفری

باوجود انفجار در بازار مسکن: ایران ۲۰۰ هزار واحد مسکونی در عراق می‌سازد

باوجود انفجار در بازار مسکن: ایران ۲۰۰ هزار واحد مسکونی در عراق می‌سازد
در حالی که به‌دنبال نوسانات شدید در بازار ارز و طلا، بازار مسکن نیز به‌شدت ملتهب شده است؛ ایران امروز یادداشت تفاهمی را با عراق در تهران امضاء کرد که براساس آن قرار شد جمهوری اسلامی ۲۰۰ هزار واحد مسکونی در کشور عراق بسازد....
چرتکه | سروش جعفری

آیت‌الله خامنه‌ای: عقب‌نشینی نمی‌کنیم

آیت‌الله خامنه‌ای: عقب‌نشینی نمی‌کنیم
رهبر جمهوری اسلامی ایران با بیان اینکه تحریم‌های اخیر غرب علیه ایران چیزی جدیدی نیست و از ابتدای انقلاب وجود داشته گفت ایران به مسیر خود ادامه خواهد داد و عقب‌نشینی نخواهد کرد....
سیاست | سروش جعفری

میرحسین: بر مواضع‌ام ایستاده‌ام

میرحسین: بر مواضع‌ام ایستاده‌ام
میرحسین موسوی در گفتگویی تلفنی با دختران خود گفته است: «هیچ چیز عوض نشده است و خطاب فرزندان خود گفته است: دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده‌ام...ممکن است به دلایلی همین تنها امکان حداقلی چند ماه یکبار برای کسب خبر از وضعیت ما با شما را هم قطع کنند.» ...
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید