نامه روزنامهنگاران تبعیدی ایرانی به احمدینژاد
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
جمعی از روزنامهنگاران ایرانی که در سالهای اخیر به خاطر بسته شدن روزنامهها و یا فشارهای سیاسی مجبور به ترک خانه و کاشانهشان شدهاند، امشب نامهای را در اختیار رئیس دولت دهم در نیویورک میگذارند. در این نامه آمده است: « ما روزنامهنگارانی هستیم که تنها به دلیل پرسشگری از داشتن روزنامه در ایران محروم ماندهایم، هوشیار باشید که پاسخ منفی شما به این نامه و یا بیتفاوت گذشتن شما از کنار پرسشهای روزنامهنگاران ایرانی شاید بار دیگر افکار عمومی دنیا را متوجه این سازد که چرا رییس دولت ایران از پاسخگویی به روزنامهنگاران کشور خودش گریزان است.»
متن این نامه به شرح زیر است:
جناب آقای محمود احمدینژاد،
رییس دولت جمهوری اسلامی ایران،
با سلام،
ما جمعی از خبرنگاران، عکاسان و روزنامهنگاران ایرانی هستیم که به دلیل بسته شدن روزنامههایمان و فشارهای سیاسی از کشور مهاجرت کردهایم. هیچ روزنامهای در ایران نداریم اما پرسشهای زیادی داریم که متاسفانه به هیچ کدام از آن پرسشها در مصاحبههای مطبوعاتیتان با رسانههای غربی پاسخی نیافتیم.
همکاران روزنامهنگارمان در داخل ایران نیز یا در زندان به سر میبرند، یا با قید وثیقه آزاد هستند و یا به دلیل تهدیدها و تذکرهای نهادهای امنیتی در یک فضای نا امن رسانهای ناگزیر شدهاند که سکوت را به عنوان تنها راه چاره برگزینند.
پس از انتخابات پر اما و اگر ایران بسیاری از شهروندان در اعتراضهای مدنی به همراه روزنامهنگاران، دانشجویان و فعالان سیاسی بازداشت و جمعی دیگر نیز در راهپیماییها هدف گلوله قرار گرفتند و جان باختند. از آن هنگام شما چندین کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرده اید که غالبا با حضور رسانههای هوادار دولت برگزار میشد و جای خالی بسیاری از روزنامهنگاران منتقد حاکمیت در این کنفرانسها مشهود بود. در نتیجه روزنامهنگاران منتقد در کنفرانسهای خبری شما فرصت پرسشگری نمییابند.
از آنجا که شما در مصاحبه با خبرنگاران رسانههای غربی بارها تاکید کرده اید که در ایران آزادی بیان وجود دارد و هر کسی میتواند عقیده و نظر خود را بیان کند لذا با ارسال این نامه خواهان این هستیم که به احترام آنچه خود گفتهاید، زمینهای فراهم سازید تا ما روزنامهنگاران که بخشی از قربانیان محدودیت آزادی بیان در ایران و مهاجرانی رانده شده به خارج از ایران هسیتم در یک کنفرانس خبری، پرسشهایمان را مطرح کنیم.
ما روزنامه نگارانی هستیم که تنها به دلیل پرسشگری از داشتن روزنامه در ایران محروم ماندهایم. حتی اگر برای توجیه مهاجرت ما شما نظر دیگری داشته باشید هیچ عقل سلیمی باور نمیکند که این تعداد از روزنامهنگاران یک کشور بدون اضظرار خاک و خانه و خانوادهشان را رها کرده باشند تا به کشوری دیگر مهاجرت کند.
پاسخ منفی شما به این نامه و یا بیپاسخ گذشتن شما از کنار پرسشهای روزنامهنگاران ایرانی افکار عمومی دنیا را متوجه این سوال میسازد که چرا رییس دولت ایران از پاسخگویی به روزنامهنگاران کشور خود گریزان است و گفته شما را در باره وجود آزادی بیان در ایران با تردید روبرو میسازد.
امضا کنندگان:
شبنم آذر
محمد اروند
محمد ایزدی
مرتضی اصلاحچی
کیان امانی
سولماز ایکدر
بیتا بختیاری
بهداد بردبار
نگین بهکام
سپیده بهکام
آرش بهمنی
دلبر توکلی
منصور تیفوری
مهدی جامی
سعید جلالی فر
احمد جلالی فراهانی
رحمان جوانمردی
وحید حبیب پناه
آیدین جهانبخش
سیامک حیدری
بابک داد
فریبا داوودی مهاجر
علیرضا رضایی
نیلوفر رستمی
سامان رسول پور
امیر رشیدی
اردوان روزبه
لادن سلامی
مسعود سفیری
حسن سربخشیان
فریبرز سروش
لیلا سعادتی
آیدا سعادت
مسعود سفیری
لادن سلامی
کیانوش سنجری
شکوفه شادابی
محمد رضا شکوهی فرد
سولماز شریف
صادق شجاعی
رضا شمس
شهاب الدین شیخی
فرح شیلندری
آسو صالح
باقر صمیمی
حمیدرضا ظریفی نیا
مسیح علینژاد
بابک غفوری آذر
فاطمه فناییان
آیدا قجر
مهرداد قاسمفر
بهنام قلی پور
کاوه قریشی
مهرانگیز کار
پریسا کاکایی
رویا کریمی مجد
نیک آهنگ کوثر
مژگان مدرس علوم
رویا ملکی
لیلا ملک محمدی
حسام میثاقی
روزبه میر ابراهیمی
ابراهیم نبوی
شاهین نوربخش
پروانه وحیدمنش
رضا ولی زاده
محمد رضا یزدان پناه
Subscribe to comments feed نظرات (35 نوشته شد):
-------------
لطفا نام کسانی را که میدانید روزنامهنگار مکتوب و آنلاین نبوده اند را بنویسید. اگر نتوانید ثابت کنید، کامنتتان معتبر نخواهد بود
سايت انجمن صنفي روز نامه نگاران:http://aoij.ir
خودتان زحمت جستجو را بکشيد
----------
دوست عزیز:
روزنامهنگاری آنلاین نداریم؟
http://en.wikipedia.org/wiki/Online_journalism
http://www.ojr.org/
بسیاری از سایتهای خبری تا حدی کار روزنامهنگاری آنلاین انجام میدهند.
چگونه میتوانید کادر حرفهای آنها را روزنامهنگار ندانید؟
اگر چنين باشد چرا در سايت انجمن صنفي روزنامه نگاران وگزارشگران بدون مرز ما اطلاعيه ي مطلبي در دفاع از بسياري از آنها نيافتيم بطور مثال در مورد خانم داودي مهاجر ما دهها اطلاعيه در دفاع از حقوق ضايع شده ايشان داريم که تاييد کننده روزنامه نگار بودن ايشاناست که از حق خود محروم شده است اما در مورد بسياري از اسامي بالا که ادعاي روزنامه نگار محرومشده از حقوق خود را دارند حتي يک خط هم در آرشيو گزارشگران بدون مرز و انجمن صنفي روزنامه نگاران نميتوان يافت !
------------
لطفا از کسانی که معتقدید به دلایل دیگری بیرون آمدهاند درخواست کنید نام خود را بردارند. اگر معترضید، باید اعتراضتان را بیان کنید.
--------------
آقای موحدی عزیز. مشکل را شخصی نکنید، یا اینکه چرا مثلا نام شما در این فهرست نیست. این نامه به عدهای که میشناختهاند فرستاده شده، و عدهای امضا کردهاند، عدهای امضا نکردهاند. خود من بنا به تعریفهای روزنامهنگاری جدید، با خیلی از همکارانم مشکل دارم، اما بحث را حاشیهای کردن طبیعتا به ارزش نکتهای که مد نظرتان است نخواهد افزود. به نظرم با مدرک و منبع از دیدگاهتان دفاع کنید. یک مقاله کاملا مستدل.
واينهم گزرشگران بدون مرزhttp://www.rsf-persan.org/ بفرمايد اسامي را آنجا کنترل فرماييد ويکيپديا چه ربطي به موضوع دارد من الان ميتوانم در ويکيپديا جلوي اسم خود لقب امپراطور ژاپن را بنويسم.اين ديگر يک جدل آشکار با حقايق است چرا حقير را بابت بازگويي يک حقيقت متهم ميفرماييد که چون اسمم آنجا نيست انتقاد ميکنم عزيز دلم اسم من خيلي جاها نيست ! دوست من خودتان بهتر از من ميدانيد ارايه مدرک جزيي از کار ما هست اين شماييد که اسامي را بعنوان روزنامه نگار رديف فرموده ايد که اينکاره نيستند شما بدون مدرک استناد کرده اييد پس خودتان موظف به ارايه سند هستيد مثلا ثابت کنيد که کيانوش سنجري کجا روزنامه نگار بوده يا لیلا سعادتی
و...گرچه آدمهاي محترمي هستند اما روزنامه نگار نيستند
------------------
شما مدرک بیاورید که نیستند، من خوشحال میشوم که با نام خودتان بحث کنید تا اگر مدرکی آوردند، شما مسوولیتتان معلوم شود.
برای من مهمترین امر این است که حرفه روزنامهنگاری تعریفی معین داشته باشد، هفته پیش هم با بالاترین مراجع جهانیاش جلسه داشتیم تا از راه به همکارانمان کمک کنیم.
به همین دلیل است که اصولاً امضاءکننده نامه، مهمتر از مفاد نامه می شود.
منظور من این بود که فرض کنیم اسمی زیر این نامه نبود، آیا شما به عنوان یک روزنامه نگار آن را امضا می کردید یا خیر؟ و حالا چون تعدادی متفرقه هم آن را امضا کرده اند با مفاد آن موافق نیستید؟ موضوع نامه مهم است یا کسانی که زیر آن را امضا می کنند؟ مثلاً اگر بقال سر محله هم این موضوع را از رئیس جمهوری که خود را منتخب مردم می داند می کرد، آنوقت این سئوال محلی از اعراب نداشت؟
فکر می کنم خیلی از خوانندگان می دانند که چه کسی خبرنگار و روزنامه نگار بوده یا نبوده. شاید این توقع بی جای من باشد که از شما به عنوان یک روزنامه نگار داشتم. بحثی که شما شروع کردید به موضوع شخصی تبدیل شد (به کامنت های آقای انصاری و عبادی توجه کنید). اینکه چه کسی با چه ویزایی از کشور خارج شده و نامزد چه کسی بوده و چه جوری پیچیده شده یا نه موضوع مهمی است یا اینکه از رئیس جمهور سئوال شود که در این مدت چه کرده است؟ قضیه حتی به محل درآمد امضا کنندگان هم کشیده شده است. فکر نمی کنید بحثی که باز کرده اید تبدیل به یک موضوع شخصی شد؟ آخر به من و بقیه چه ربطی دارد که کسی در این دنیای بزرگ با کس دیگری رابطه داشته است یا نه واینکه با تاکسی مخارج خود را تأمین می کند و یا ظرف می شوید؟
باز هم عرض می کنم، می دانیم که تعدادی از امضا کنندگان روزنامه نگار نبوده اند و نیستند، اما بار کردن این موضوع کمکی به «موضوع» نامه کرد؟ بله، شاید حقیقت را فرمودید، اما نتیجه اش را در کامنت ها مطالعه بفرمایید. به نظر من همین که اشاره می کردید که برخی روزنامه نگار نیستند، کفایت می کرد و دیگر کسی این جرأت را به خود نمی داد که فردا روزی از شما در مورد منبع درامدتان سئوال کند (که البته من جواب آن را پیش پیش می دهم: به شمای سئوال کننده چه مربوط!)
مخلصیم
لطفا برای اینکه این یک بام و دو هوا از بین برود بعد از این منابع مالی و اینکه اینها در گذشته چی فکر میکردند و چیکار میکردند را هم مشخص کنید . مخارج این همه گروه های چند صد نفره چپ و وب سایت های آنها از کجا می اید ؟ اینکه قبلا چیکار میکردن البته فقط خواجه حافظ شیرازی نمیداند . سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید ! حالا هم یا حسین میر حسین ، زن روشنفکر با چادر مشکی و روسری گلدار . آنوقت گنجی میخواهد اسلام را برگرداند !
وخيليهاي ديگر ...آقاي نيک آهنگ من دارم مدرک ميدم مدرک من نبود تاييديه انجمن وگزارشگران بدون مرز وعدم وجود حتي يک خطنوشته از آنها در روزنامه ها است شما ميگوييد هستند مدرک نشان دهيد .اگر بگوييد بتهوون روز نامه نگار بود خواننده ها بايد مدرک ارايه دهند که نبود يا شما بايد مدرکي براي اثبات روزنامه نگار بودن بتهون بياوريد.!!
در ضمن ای کاش پیش از نوشتم این کامنت سهل انگارانه زحمت میکشیدید و سری به گوگل می زدید.
برادر من
اسم خودتان و دیگران را با آوردن از این جمله اسامی خراب نکنید
این اقا 2 تا مقاله نوشته تو روز آنلاین این که نشد روزنامه نگار.
به ریش همه شاعر ها می خنده به همه نویسنده ها توهین می کند
ایشون فعال زنان بوده قبول ولی سیاسی نبوده.
هر گردی که گردو نیست قربان،
هر کس ، فکر کنه سیاسی هست و سیگار بکشه. خبرنگار نیست.(بی احترامی نمی کنم چون خیلی ها اینطوری فکر می کنند و تصور سازی کرده اند.)
من هم یک دروبین رو دوشم هست و هر چند وفت دست به قلم می شوم. اط دست بد روزگار بنویسم پس برم جار بزنم بگم خبرنگارم
به سلامتی.
اسامی روز انلاین ها را همه را نوشتید
نوشابه امیری کجا هست؟؟
شما این تیتر را در تاریخ یازدهم سپتامبر در روزنامه تایمز لندن بخوانید
Iranian journalist describes escape from Evin prison
-----------------------
دوست عزیز
من پای بیانیهای را امضا کردهام. چیزی را من ننوشتهام.
برای نمونه : خانم آیدا سعادت که در طول عمرش حتی به مدت نیم دقیقه در هیچ روزنامه ای شاغل نبوده و در هیچ کجا روزنامه نگار هم نبوده و در هیچ دادگاهی محکوم نبوده و ممنوع خروج هم نبوده ، حال چگونه است که ناگهان زیر این نامه تبدیل به یک روزنامه نگار تبعیدی شده است؟ بامزه تر از همه شهاب الدین شیخ است و کیانوشسنجری هستند . ظاهرا" این اواخر هر کسی به خارج می رود و پناهندگی سیاسی می گیرد یک لقب " روزنامه نگار تبعیدی " هم به او اعطا می کنند!
------------------
برای آشنایی با جمعی از این روزنامه نگاران تبیعدی! لینک زیر را ملاحظه بفرمایید
http://www.aebadi.com/archives/3558
حرف شما درست باید آدم دقت به خرج بده ولی نه در شرایط فغلی....
سربلند باشید
برای نمونه : خانم آیدا سعادت که در طول عمرش حتی به مدت نیم دقیقه در هیچ روزنامه ای شاغل نبوده و در هیچ کجا روزنامه نگار هم نبوده و در هیچ دادگاهی محکوم نبوده و ممنوع خروج هم نبوده ، حال چگونه است که ناگهان زیر این نامه تبدیل به یک روزنامه نگار تبعیدی شده است؟ بامزه تر از همه شهاب الدین شیخ است و حسام میثاقی و کیانوش سنجری هستند . ظاهرا" این اواخر هر کسی به خارج می رود و پناهندگی سیاسی می گیرد یک لقب " روزنامه نگار تبعیدی " هم به او اعطا می کنند! ء
------------------
برای آشنایی با جمعی از این روزنامه نگاران تبعیدی! لینک زیر را ملاحظه بفرمایید
http://www.aebadi.com/archives/3558
نیک آهنگ! شما یک ادعا کردی و اون هم این که اینها روزنامه نگارن... ما نباید به شما ثابت کنیم که نیستن این شمایی که باید جوابگو باشی
نیک آهنگ! شما یک ادعا کردی و اون هم این که اینها روزنامه نگارن... ما نباید به شما ثابت کنیم که نیستن این شمایی که باید جوابگو باشی
شما برای گذشته و جّد آباد اصلاح طلبها مدرک میآوری و مدرک میخواهی.حالا برایت مهم نیست این افراد کدامشان روزنامه نگار بودند؟!زحمت یک جستجوی ساده که آقای موحدی از شما خواستند اینقدر زیاده؟
جالب اینجاست که این وسط یک عده اصلا میفرمایند مهم نیست که اینها کی هستند!
اگر موسوی یا رهنورد دهانشان را باز کنند،خلاصه تاریخ ۳۰سالهٔ مملکت را تا دست در حلقشان فرو میکنید.ولی اگر عدهای شارلاتان خود را روزنامه نگار جا بزنند،فدای سر بیانیهٔ پر سوز و گدازشان؟!
خاک بر سر بی عرضهٔ ام.اگر میدانستم پناهندگی گرفتن به همین راحتی امکان پذیر است،حداقل از کتک خوردنم در تظاهرات چند تا عکسی،مدرکی،چیزی جور میکردم.حد عقل از جهنمی به نام ایران خارج میشودم.
شما که از مردم ایران میخواهی به روزنامه نگاران تبعیدی کمک مالی کنند،منظورت کمک به یک مشت شارلاتان دروغگو است که خود را روزنامه نگار جا زده اند؟!حاضری برای تخریب بسیاری از اصلاح طلبها دست به قلم ببری،ولی حاضر نیستی حداقل نام آن خبر نگاران بیچاره را در کنار کسانی که هیچ سابقه روزنامه نگاری ندارند قرار ندهی.یعنی آنها باید قربانی پروندهٔ پناهندگی یک عده آدم هوچی باشند؟اسم این کار را هم لابد میگذاری روزنامه نگاری حرفه ای!
خدا را شکر که جناب عالی در فرنگستان کلاس روزنامه نگاری رفتی،که به ما از همه جا بی خبرها هم چیزی یاد بدهی.
این هم شد استدلال؟!من دانشمند انرژی هسته ایم.شما مدرک بیار که نیستم!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید