سنگسار سکینه، تاکتیک جدید جمهوری اسلامی؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
دلیل دادن این همه هزینه برای یک حکم سنگسار چیست؟ چرا حکومت با اصرار بر محکومیت سکینه آشتیانی سعی دارد هر چه بیشتر در مجامع بین المللی مورد انتقاد قرار گیرد؟ آیا نمیتوان به این نتیجه رسید که ممکن است این جریانات بر اساس یک نقشه از پیش اندیشیده شده طراحی شده باشند؟
چند ماه است حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی، به یکی از مهمترین دغدغههای سازمانهای حقوق بشری جهان تبدیل شده است.
سکینه آشتیانی زنی است که در سال ۱۳۸۵ به اتهام رابطه نامشروع با دو مرد به زنای محصنه محکوم و علیه او حکم سنگسار صادر شد. این زن ۴۳ ساله و صاحب دو فرزند، در تبریز زندانی است. چندی پیش محمد مصطفایی وکیل مدافع سکینه آشتیانی، اعلام کرد که بر طبق اخباری که به دست آورده حکم سنگسار او به زودی اجرا خواهد شد. و به دنبال آن موجی از مخالفت با این حکم در ایران و سپس سراسر جهان بر خاست که در نوع خود قابل توجه است.
وزیر امور خارجه بریتانیا، دولت نروژ، نمایندگان ارشد کنگره آمریکا، هیلاری کلینتون، گروه دیدهبان حقوق بشر، سازمان عفو بین الملل و رئیس جمهور برزیل در کنار بسیاری از چهرههای سرشناس سیاست و همینطور رسانههای معتبر بین المللی و گروههای حقوق بشر درباره این حکم گفتگو کردند و با محکوم کردن مجازات سنگسار از دولت ایران خواستند که این حکم را متوقف کند. حتی چهرههای نزدیک به دولت ایران مانند داسیلوا رئیس جمهور برزیل ابراز آمادگی کرد که به خانم آشتیانی پناهندگی بدهد.
نظام ایران پس از پیدا کردن ابعاد بین المللی این موضوع در ۱۸ تیر اعلام کرد که خانم آشتیانی سنگسار نخواهد شد. اما چند روز بعد ادعا کرد خانم آشتیانی قاتل است و امکان دارد به این جرم اعدام شود. همزمان قوه قضائیه آقای مصطفایی وکیل او را احضار کرد و پس از گریختن وکیل، با بازداشت همسر، برادر همسر و پدر همسر مصطفایی به نوعی دست به گروگانگیری زد. هر چند که در نهایت محمد مصطفایی به ترکیه گریخت و اکنون در کشور نروژ پناهنده شده است. در همین مدت کوتاه نیز چند مصاحبه با نشریات و تلویزیونهای خارجی داشته، از جمله با برنامه هارد تاک بیبیسی.
صدا و سیما پس از این اتفاقات مستند کوتاهی درباره سکینه آشتیانی پخش کرد که در آن به قتل و زنا اعتراف میکرد و میگفت اصلا تا به حال وکیل خود را ندیده است. اما با وجود این اعترافات، تب تند مخالفت همچنان بالاست. همچنان در چندین شهر دنیا تجمعات حقوق بشری برگزار میشود و مقالات و تحلیلهای زیادی در روزنامهها، نشریات و سایتهای بینالمللی منتشر میشود.
نکتهای در میان مطرح است که دلیل دادن این همه هزینه برای یک حکم سنگسار چیست؟ چرا حکومت با اصرار بر محکومیت سکینه آشتیانی سعی دارد هر چه بیشتر در مجامع بین المللی مورد انتقاد قرار گیرد؟ تا جایی که ناچار باشد با متحد جدیدش برزیل هم در این باره چهره به چهره شود. دو فرض در این میان قابل بررسی است.
اولی اینکه طبق روال ۳۰ ساله حکومت ایران، نقض حقوق بشر به یک عادت برای سران نظام تبدیل شده و اصولا واهمهای از اینهمه مخالفت جهانی ندارند. حکومت ایران همواره این مخالفتها را به سیاست پیوند زده و مدعی شده است که در مقابل احکام اسلام به هیچ وجه کوتاه نخواهد آمد. تمام مخالفتهای گروههای مستقل و غیر مستقل ایرانی و خارجی را نیز ناشی از سیاست زدگی و زیر سلطه رسانههای غرب دانسته است.
اما فرض دومی هم به تازگی و پس از کش آمدن این جریان قابل طرح است. شاید اگر جریان سنگسار یا اعدام در مدت کوتاهی انجام میشد یا لغو میشد، این گزینه به ذهن نمیآمد. اما حالا با گذشت چند ماه و اصرار حکومت به ادامه این جنجال آیا نمیتوان به این نتیجه رسید که ممکن است این جریانات بر اساس یک نقشه از پیش اندیشیده شده طراحی شده باشند؟
در نظر بگیریم زنی محکوم به سنگسار است که هیچ وزن سیاسی برای حکومتی که درگیر مشکلات عدیده سیاسی است ندارد. این حکم کمکم به زمان اجرا نزدیک میشود که فرزندان و وکیل او ماجرا را جهانی میکنند. حکومت میتواند حکم را به سرعت اجرا کند یا تعلیق کند. اما با دیدن واکنشهای بین المللی به آتش ماجرا دامن میزند. با این کار چند هدف قابل پیگیری است. اول افکار جهانی از سایر زندانیان سیاسی، کسانی که در بازداشت هستند و کسانی که احکام قطعی بلند مدت برایشان صادر شده منحرف میشود. دوم فشار از قوه مجریه و دولتی که با کودتای انتخاباتی بر سر کار آمده برداشته شده و بر قوه قضائیه به عنوان قوه ای در ظاهر مستقل وارد میشود و به این ترتیب دولت فرصت خواهد داشت در عرصه بینالمللی حرکات تازهای انجام دهد. سوم احمدینژاد میتواند با ادعای بیطرفی در این جریان یا حتی درخواست از دادگاه برای بخشش یا رسیدگی مجدد به این پرونده وجهه مقبول بینالمللی پیدا کند (این میتواند فاز بعدی عملیات باشد). چهارم جمهوری اسلامی از برخورد غرب با کشورهایی مانند چین آموخته است که مشکل غرب با پروندههای حقوق بشر بیشتر لفظی بوده و معمولا هیچ گام عملی برای این جریانات برداشته نخواهد شد. بنابر این در بحبوحه راهاندازی نیروگاه بوشهر و آزمایشات متعدد سلاحهای نظامی، با بزرگ مائی این سنگسار، افکار جهانی از پرونده هستهای بر حقوق بشر چرخش کرده و حساسیتهای هستهای در کوتاه مدت کمرنگ میشود و پنجم حکومت فرصت مییابد تا در سایه این مخالفتها، باقی پروندههای حقوق بشری خود را (از جمله سرکوب شدید مخالفان و رسانهها) پنهان کند.
شاید این فرض کمی دایی جان ناپلئونی جلوه کند. اما باید توجه کرد که حکومت ایران در فواصل منظم با درج اخباری یا اظهار نظری و همچنین اعمالی مانند تهدید وکیل پرونده، گویا سعی میکند سنگسار سکینه آشتیانی از اذهان پاک نشود. به واقع در صورتی که نظام خواستار جمع شدن این پرونده بود به راحتی میتوانست در همان روزهای ابتدائی رسانهای شدن، مشکل را حل کند. اما وقایع به سمتی میرود که گویی جریان سیاسی حاکم چندان هم بی میل نیست که مهمترین مشکلش در سطح بین المللی سنگسار سکینه باشد. زن فنا شدهای که ممکن است حالا جانش و آبرویش بازیچه دولت کودتائی شده باشد.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید