دوگانگی در رفتار جهانی؛ باز هم به سود جمهوری اسلامی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
حاکمیت شادمان است که خبرهای زندانیان سیاسی ضمن آن که چندان بازتابی ندارد، در سطح جهانی واکنشی نیز برنمیانگیزد و میتواند با خیال راحت هر بلایی خواست سر مخالفانش بیاورد و چنان زهر چشمی بگیرد که دیگر کسی هوس مخالفت با استبداد را در سر نپروراند. حاکمیت شادمان است که توجّهات به این موضوع جلب شده و میتواند با خیال راحت به فعّالیتهای هستهای و تسلیحاتیاش بپردازد. حاکمیت شادمان است که توانسته مانند همیشه حواس جهان را از موضوعات اصلی پرت کند و با طرح یک مسئلهی فرعی به آن کاری که میخواهد بپردازد و کسی هم جلودارش نباشد.
سکینه محمّدی؛ زنی ست که به اتّهام زنای محصنه و مشارکت در قتل همسرش به سنگسار محکوم شد. محمّد مصطفایی که پیشینهی فعّالیتهای حقوق بشری را داشت، وکالت این زن را بر عهده گرفت و به تمام دنیا خبر این حکم را رساند. اکنون حکم خانم محمّدی به اعدام تقلیل پیدا کرده است و آقای مصطفایی که به خاطر پیگیری این پرونده و سایر کوششهایش برای احقاق حقوق محکومان مدّتی را در زندان گذرانده بود و هنگام دستگیری همسر، پدر و برادر همسرش به ترکیه رفته بود، به نروژ پناهنده شده است و احتمالن خانوادهاش نیز به او پیوستهاند و اگر هم این اتّفاق نیافتاده باشد به زودی رخ خواهد داد.
خبرهای خوشآیندی از اوضاع زندانیان سیاسی به گوش نمیرسد. در مواردی که نقض حقوق زندانیان رسانهای میشود روایاتی عنوان میشوند که از مرز ناراحتکنندهبودن میگذرند و شوکآور میشوند؛ حمزه کرمی شرح شکنجههایش را داده است و از آزار روحی با صدای یک خانم و تلقین این که این صدا، صدای دختر او ست که دارد شکنجه میشود تا تهدید به تجاوز و فروکردن سر در کاسهی توالت در آن رنجنامه وجود دارد، هنگامه شهیدی به خاطر فشارهای زندان دچار افسردهگی و بیماری شده و در بیمارستان بستری ست و برایش ۴ سال حبس تعزیری میبُرند، حامد روحینژاد که دچار اِماِس شده به زندان زنجان تبعید میشود تا حکم ۱۰ سال حبس تعزیریاش را بگذراند، حسام ترمسی -زندانی گمنام جنبش سبز که تنها ۲۰ سال دارد- پس از گذراندن ۱۱ ماه حبس تحت شدیدترین شکنجهها اکنون که آزاد شده در بیمارستان بستری ست و دچار بیماری ناشناختهای شده؛ پوستش در حال ریزش است و پزشکان دلیل آن را نوعی سمّ نامعلوم میدانند که در دوران بازداشت به او تزریق شده و اکنون از درمانش عاجز ماندهاند، احکام بیسروسامان پیدرپی صادر میشوند و رییس ستاد انتخاباتی موسوی را به ۵ سال حبس تعزیری محکوم میکنند، نیما نحوی برای انتقال به زندان محلّ زندهگیاش اعتصاب غذا کرده و پس از این کار با این انتقال موافقت شده، خبری از وضعیت ارژنگ داوودی که تنها برای ملاقات با خانوادهاش مدّت طولانیای ست اعتصاب غذا کرده نیست، مسعود باستانی دچار عفونت فک و دندان شده و از حقّ مرخصی استعلاجی برای درمان این بیماری بیبهره است، عیسا سحرخیز که دچار فشار خون مزمن و بیماری قلبی و جوشخوردهگی نامناسب شکستهگی قفسهی سینه و پارهگی تاندون شانهی چپ است و نیاز مبرم به درمان و مراقبتهای پزشکی دارد پس از ۱۵ ماه همچنان در رجاییشهر ایستاده است.
خبرهای ناخوشآیند به همین جا ختم نمیشوند؛ وکیل شیوا نظرآهاری از احتمال صدور حکم اعدام برای خانم نظرآهاری خبر میدهد و یک زندانی دیگر به نام زهرا بهرامی که «رقّاص» است و برای دیدن خانوادهاش از هلند به ایران آمده و این ملاقات به دلیل مصادفشدن با عاشورای سال گذشته و حضور ایشان در خیابان، به اتّهام عضویت در انجمن پادشاهی ایران، اعتراف تلهویزیونی، استفاده از این اعتراف علیه ایشان و در نهایت به این انجامیده است که قاضی صلواتی به او بگوید حکمت یا اعدام است یا حبس ابد.
در این شرایط عیسی سحرخیز به دبیر کلّ سازمان ملل نامه نوشته و از خواسته برای پیگیری وضعیت حقوق بشر و در واقع نقض گستردهی آن و مجازات آمران و عاملان آن به ایران نماینده و کارگروه ویژه بفرستد و همچنین به دلیل این که عموم ملّت ایران دولت کنونی را به عنوان نمایندهی خود قبول ندارند، گروهی متشکّل از آسیبدیدهگان و قربانیان کودتای انتخاباتی سال گذشته به نمایندهگی از ملّت ایران همزمان با حضور هیئت دولتی در مقرّ سازمان ملل، در مجمع عمومی این سازمان حاضر شده و به تشریح وضعیت اسفبار حقوق بشر، به ویژه در ۱۵ ماه گذشته بپردازند. این نامه و رخدادهایی که ذکرشان رفت -حتّی بحث حکم احتمالی اعدام برای شیوا نظرآهاری- در رسانههای جمعی بینالملل بازتاب درخور توجّهی نداشته، در عوض ماجرای سکینه محمّدی آنچنان در دنیا بازتاب داشته که حتّی بانوی نخست و رؤسای جمهور پیشین فرانسه را به واکنش واداشته و ایشان تومار اعتراض به حکم این خانم را امضا کرده و رییسجمهور برزیل نیز پیشنهاد رسمی اعطای پناهندهگی به خانم محمّدی را مطرح میکند.
چرایی توجّه به سکینه محمّدی و بیتوجّهی به مواردی که ذکر شد از چند زاویه قابل تحلیل است. اصلیترین موردی که باید به آن توجّه شود این است که پروندهی خانم محمّدی صرفن یک پروندهی نقض حقوق بشر است که مایههای حمایت از حقوق زنان و مخالفت با مجازاتهای وحشیانه و در نهایت مبارزه برای حذف کلّی حکم اعدام را نیز در خود دارد امّا پروندهی زندانیان سیاسی علاوه بر نقض حقوق بشر مایههای جرم سیاسی دارد و ورود به آن توسّط کشورهای مختلف با احتیاط صورت میگیرد؛ همانگونه که رؤسای دولتهای مختلف در ایّام اعتراضات خیابانی و سرکوبها و بازداشتهای گسترده رویّهای معتدل در پیش گرفتند و واکنشهایی نرم نشان دادند. باید توجّه کرد برای دولتهای جهانی نخستین موضوع پراهمیت منافع ملّی -و حتّی منافع حزبی که دولت را در اختیار دارد- است و واکنش به موضوعات بینالمللی نیز از همین دید باید تحلیل شود. این که در سالگرد پیروزی نهضت فمینیستهای فرانسوی همسر رییسجمهور فرانسه به حکم اعدام یک زن که به دلیل همخوابهگی با مردی غیر از شوهرش و مشارکت در قتل شوهرش به اعدام محکوم شده اعتراض میکند و در عوض از کنار این همه ستم دیگر به آسانی عبور میکند دلایل سادهای دارد؛ فرانسه علاوه بر این که نمیخواهد روابطش با ایران به واسطهی حمایت از کسانی که با حاکمیت این کشور مخالف اند تیره و تار شود، نمیخواهد وجههی حامی حقوق بشر و حامی حقوق زنانش خدشهدار شود. در آن کشور تشکّلهای حقوق بشر و زنان قدرت زیادی دارند و پنجشنبهی گذشته سالروز پیروزی نهضت فمینیستهای فرانسوی بوده است. همین امر سبب شده برای جلب حمایت این سازمانها به اعتراض به این امر دست بزنند. انتخابات ریاست جمهوری برزیل هم نزدیک است و لولا داسیلوا برای پیروزی در این انتخابات باز به دو عامل روابط دوستانه با کشورهای دنیا و وجههی مردمدوست در داخل نیاز دارد؛ از این رو به نامهی ۵ زندانی سیاسی که از او میخواهند با توجّه به پیشینهی فعّالیتش در امور کارگری و پیشنهادش برای اعطای پناهندهگی به سکینه محمّدی به وضعیت نقض حقوق زندانیان سیاسی نیز توجّه کند پاسخی نمیدهد و در عوض درخواست رسمی اعطای پناهندهگی به خانم محمّدی را به دولت ایران تقدیم میکند. طبیعی ست او نخواهد با معترضان در یک جبهه قرار گیرد و با حکومت ایران سرشاخ شود امّا برای راضیکردن نهادهای حقوق بشر و در واقع برای کسب برگ برنده در مبارزات انتخاباتی آینده برای سکینه محمّدی نگران میشود.
در مورد رسانهها هم با تمام ژست آزادیای که میگیرند نمیتوانند آنچنان فراتر خواست دولتها عمل کنند. وقتی بحث خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان مورد توجّه قرار میگیرد، مجلّهی تایم روی جلدی کار میکند و عکس هولناکی را از یک زن که مورد خشونت مردانه قرار گرفته و بینیاش بریده شده چاپ میکند و مضمونی در مایههای «اگر آمریکا نباشد چه میشود» به آن اضافه میکند و دهان مخالفان حضور آمریکا در افغانستان را میبندد. اکنون هم اگر در مورد ایران حمایتی از زندانیان سیاسی صورت دهند، در راستای منافع ملّی عمل نکردهاند؛ چرا باید در امور داخلی کشوری که تمامن در حال و شاخوشانه کشیدن برای «کرهی زمین» است دخالت کنند و این دخالت شاید به عواقب خوبی نیانجامد؟
با این تفاسیر جمهوری اسلامی نباید از اوضاع چندان ناراضی باشد. به هر حال سکینه محمّدی یک زندانی معمولی ست و حتّی اگر در نهایت فشارهای جهانی به آزادی او بیانجامد زیانی متوجّه جمهوری اسلامی نشده است. حاکمیت شادمان است که خبرهای زندانیان سیاسی ضمن آن که چندان بازتابی ندارد، در سطح جهانی واکنشی نیز برنمیانگیزد و میتواند با خیال راحت هر بلایی خواست سر مخالفانش بیاورد و چنان زهر چشمی بگیرد که دیگر کسی هوس مخالفت با استبداد را در سر نپروراند. حاکمیت شادمان است که توجّهات به این موضوع جلب شده و میتواند با خیال راحت به فعّالیتهای هستهای و تسلیحاتیاش بپردازد. حاکمیت شادمان است که توانسته مانند همیشه حواس جهان را از موضوعات اصلی پرت کند و با طرح یک مسئلهی فرعی به آن کاری که میخواهد بپردازد و کسی هم جلودارش نباشد.
حاکمیت این روزها خیلی شادمان است.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید