نوریزاد را طلبیدند، جلاییپور را آزاد کردند
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
محمد نوریزاد باید به زندان برگردد. نوریزاد که چند روز پیش آخرین نامهاش را به رهبری نوشت، میتوانست منتظر بازگشت به اوین باشد. دیروز با این منتقد و فیلمساز تماس گرفتند تا خود را به اوین معرفی کند. اما از آن سو محمد رضا جلایی پور بعد از ۶۶ روز آزاد شد و به خانه پدری باگشت.
در حالیکه محمود نوریزاد نمیتوانست انتظار جوابی جز بازداشت مجدد بعد از نامهاخیرش به آیتالله خامنهای داشته باشد، مسوولان اوین پاسخ عملی رهبری را با تلفن به او منتقل کردند و او را به زندان اوین فراخواندند. نوریزاد در آخرین پست وبلاگش نوشت:
نمیدانم مرا بکجا خواهند برد. انتظار پذیرایی ندارم. انتظار رفتار و برخورد خوب ندارم. ممکن است مرا بزنند. بدجوری. ممکن است مرا به ناسزا و فحش های ناموسی بگیرند. بدجوری. و ممکن است حتی مرا به قول بازجویم محارب تشخیص دهند و به دم تیغ بسپرند. هرچه را که پیش آیدبه آغوش میکشم. برای آیندهی مردمان سرزمینم. بدرود.
با احترام وادب و امتنان : محمد نوری زاد ۸۹/۵/۲۹ ساعتی مانده به افطار
نوریزاد پیش از بازگشتش به اوین در گفتگو با شبکه العربیه گفت که مقامهای امنیتی در تماس برای احضار او، از دلایل بازگشتش به زندان، سخنی به میان نیاوردهاند اما گمان میکند، آخرین نامهای را که خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته، دلیل مساله باشد.
این نویسنده منتقد به العربیه گفت که پس از بازگشت به اوین، نامه دیگری از او به رهبری منتشر خواهد شد که کاملا با دیگر نامهها متفاوت است: «"اکنون نامهای نوشتهام که به محض بازگشتم به زندان منتشر خواهد شد. این نامه دیگر در ردیف نامههای قبلی نخواهد بود و به شکل دیگری صحبت خواهم کرد.»
محمد نوریزاد همچنین گفته است که ترسی از برخوردهای امنیتی ندارد: «از چه باید بترسم؟ ایران سرزمین ما است. باید با تمام وجود در آن بمانیم و آن را بسازیم.»
اما پیش از بازگشت نوریزاد به زندان، محمد رضا جلاییپور بعد از ۶۵ روز تحمل زندان در مشهد و اوین آزاد شد.
فاطمه شمس، همسر جلاییپور که بیش از یک سال است که در لندن دور از او زندگی میکند و بسیاری معتقدند دستگیری محمد رضا عملا برای مجبور کردن خانم شمس به بازگشت به ایران است، در وبلاگش نوشت:
«بالاخره آمدم که خبر خوش آزادی را اینجا بنویسم. محمدرضا لحظاتی پیش بعد از ۶۶ روز انفرادی از بند رست. هنوز باورم نمیشود. این بار بی هیچ وعده و خبری آزاد شد. همه شصت و شش روزش در انفرادی گذشته. روی هم با دفعه پیش حدود ۱۵۴ روز را در انفرادی گذرانده. آزادیاش با قرار وثیقه بوده. صدایش را همین الان شنیدم. سر حال بود. نتوانستیم درست حرف بزنیم. هنوز خانه پر از مهمان است. کاش زود بروند که بتوانیم دو کلمه بعد از ۶۶ روز حرف بزنیم. هنوز نمیدانم وثیقه چقدر بوده. ولی همچنان از پاسپورت خبری نیست. امیدوارم این دفعه پاسپورت را زود بدهند. از همه رفقا و آشنایان به خاطر همه همدلیهایی که این مدت داشتند یک دنیا ممنونم. از همه کسانی که به این خانه مجازی آمدند و دردهایم را شنیدند و با مهربانی خطی نوشتند ممنونم . از پدر و مادرم، از خواهرم به خاطر همهی صبوریهایشان، به خاطر همه دلتنگیها و دلنگرانیهایی که پا به پای من در این شصت و شش روز تحمل کردند ممنونم. جز شرمندگی هیچ چیزی برایم نمانده. بیش از هر زمان دیگری خستهام و البته به لحاظ جسمی بیمار. درگیر معالجهام این روزها. بهتر که شوم باز هم خواهم نوشت.»
Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):
باشد که ایران هم به آزادی زندانیان بیشمار و اکثراً گمنام غیر خودیش برسد.
شایداین خوب باشد:«شوهرخاک برسرمزدورمن که به علت استفاده ازرانتهای دولتی نفراول کنکورشده(!) وچون برادرزاده سه شهیدوفرزندیک حکومتی سابق بوده،متأسفانه به اوشیشه نوشابه فرونکردند،آزادشده ومن منتظرم زودتربیایدانگلستان تاباهم به مفتخوری درآکسفوردادامه دهیم-آکسفوردیک جایی مثل لاس وگاس است که مزدوران حکومتی برای تفریح والواطی به آنجامی روند- ازتمام شکنجه شدگان وبازماندگان قربانیان دهه ٦٠ که توسط پدرشوهرالدنگم موردتجاوزقرارگرفتند-اسنادش هم موجوداست-بابت آزادی اوطلب مغفرت دارم.»
موافقین ومخالفین جمهوری اسلامی هرچه می گذردبیشتربه هم شبیه می شوند.بااین حساب من مانده ام که دیگرچه نیازی به براندازیست؟!
عمل حسن خمینی و رفسنجانی با شرکت در آن مراسم افطار با حضور سرداران معلوم الحال قاتل مردم و جنتی و رئیسان عدالت خانه (قتل خانه )قضایی ایران، شاهرودی و لاریجانی ، بیشتر به یک روسپی گری میماند ، چه رسد به اینکه واقعا به خامنه ایی رو انداخته باشد تا پسر آقای جلایی پور آزاد شود.
حالا حضرات خودشان تا تقی به توقی خورده و یکم جایشان تنگ شده، ساک و بقچه را جمع کرده اند با عیال و بچهها با استفاده از رانتهای حکومتی راحت ویزا و پناهندگی جور کرده اند و لابد با پول ارثیه پدریشان "هجرت" فرموده اند تا نوباوگانشان در آنجا مدرسه و دانشگاه بروند و البته گاهی هم تفریحات "سالم" داشته باشند که عقده یی نشوند، حاج خانمهای و عروسانشانشان در آنجا زایمان کنند تا نوباوگان بعدی "سیتی زن" شوند! گور پدر اینهمه جوان با استعداد و بی کس و کار ایرانی که به خاطر کارهای شما در داخل جای زندگی ندارد و در خارج هم انگ تروریست میخورد و ویزا بهش نمیدهند.
تمام این دار و دسته اصلاح طلب و "سبز" و رفسنجانی اینطوری "هجرت" فرموده اند و میفرمایند و و کشوری را که خودشان به نابودی کشانده اند را پس از بستن تمام راههای فرار برای مردم بدبخت گذشته اند. آفرین! عجب آزادی خواهان دمکراتی! چقدر درد مردم دارند! چقدر کشور دوست و انسان دوست بودند و هستند!!
مشکل امثال شماهمان عقده خارج رفتن است نه دردمملکت.بایدعرض کنم که کاملاهم حق داریدازاین جهنم فراری باشید.حرف شمادرموردتمام سران کشورهم کاملاصحیح وقابل درک است.ولی مسأله اینجاست که به یک دختروپسرجوان ربطی نداردکه نسل قبل چه شکری خورده.بسیاری ازاینهانه عقایدچرندخانواده هایشان راقبول دارندونه برای آرمانهای انقلاب تره خوردمی کنند.درموردفاطمه شمس وشوهرش:این دونفردرایران که بودند،بچه های المپیادی بودند(علوم انسانی).محمدرضارتبه ١کنکوربوده.دانشگاه آکسفوردباکمایل میل به چنین افرادی بورسیه دکتری هم می دهند.
وقتی خودم دراروپادانشجوبودم-وقراراست برای مقطع دکتری دوباره برگردم.دنبال بورسیه ام-باچندتاازآن فناشدگان اپوزیسیون برخورداشتم.ازهمانهاکه همه ایرانیان داخل کشوررامزدورمی دانند.باخونسردی درپاسخ مزخرفاتشان گفتم:گورپدرخودتان وآرمانتان.چشمتان کور,انقلاب نمی کردید.
بدترازاین حرف رابه عموی انقلابی سابقم زده بودم.به کسی که هنوزجای شکنجه های ساواک روی بدنش هست گفتم کوچکترین ارزشی برای خودتان وآرمانتان وانقلاب مسخره تان ورهبرمسخره ترازانقلابتان قائل نیستم.دلم هم برای چشمان پرازاشکش چنددقیقه بیشترنسوخت.
آن زمان که انقلاب شد،من هنوزبدنیا نیامده بودم.مثل همین محمدرضاوفاطمه،سن شما رانمی دانم.ولی به نسل ماربطی نداردپدرانمان چه خاکی به سرمملکت کردند.هرکس مشکلی دارد،شخصامشکلش راباپدرمربوطه تصفیه کند.اگرهم نمی تواند،مشکل بچه هانیست.البته منظورم بچه هاییست که خودبدنبال لفت ولیس نیفتاده اند.نمونه اش همین پسراحمدی نژادکه هم نسل ماست.
آقای عزیز،وضعیت کشورهای جهان سوم(نه فقط ایران) مثل مرداب خرچنگهاست.عده ای ازاین خرچنگهاتلاش می کنندخودراازاین مرداب بیرون بکشند،عده ای دیگرپای آنهارامی کشندتا مانع بیرن رفتن آنها شوندچون خودشان_به هردلیلی_ نمی توانندبیرون بروند.بدبختی اینست که عده ای ازخرچنگهای آزادشده آنقدرپست وبی شرفندکه سعی می کنندتازه رسیده هارادوباره به مرداب پرت کنند.باچندتن ازاینهاهم برخوردداشتم که حالم رابه هم زدند.
خودتان قضاوت کنیدکه گفتارتان شبیه کدام دسته ازخرچنگهای ذکرشده است.
وقتی باکلی امیدوآرزودرایران دانشگاه می رفتم،دررویای خدمت به کشورومردم بودم.خیلی وقت است که بزرگ شدم وازرویابیرون آمدم.این مردم راهم درتظاهرات دانشجویی دیدم وهم درمحیط کار.بسیاری ازدوستانم به خدمت مشغول شدندولی به خدمتشان رسیده شد.من فقط شانس آوردم که به موقع بارم رابستم.
انشاءالله مشکل شماهم حل شودوبتوانیدبارتان راببندید.آنوقت شایداحساس خرچنگهای فراری رابهتردرک کنید.
مهم نیست من رو توی کدام دسته از خرچنگها طبقه بندی کنی ولی کسانی که خودشان آب را به گند کشاندند و چنان آلوده کردند که قابل زندگی برای دیگران نیست، خیلی دلسوزی من را بر نمیانگیزند. اینها حتا اگر ۱۸۰ درجه هم برگردند و بر فرض محل تمام خراب کاریهایشان را پاک کنند و مملکت را به بهشت تبدیل کنند هنوز ۲۰، ۳۰ سال عمر به من و میلیون هم سال من بدهکارند که نمیدانم چطور میخواهند پرداخت کنند. (اگر اصلا به....شان هم باشد).
شما هم زیاد برایشان دلسوزی نکن آنها به اندازه کافی "دلسوز" دارند. ما هم اینجا به درد خودمان میپوسیم و هر روز یک بلای جدید از ارمغانهای آقایان را انتظار میکشیم، یک روز تورم، یک روز جنگ...
به مامی گویندنسل سربه هوا،بی سوادوغیرمسئول.ازروهم نمی روندبااین گندی که بالاآورده اند!
دوست عزیزنادیده ام، ماراچنان سوزانده اندکه ازاین جهنم فراری شدیم.باورکن روانیست ماهم همدیگررابه زخم زبان وقلم بسوزانیم.
ما همگی نسل سوخته ایم حتی پدران ما بد تر از ما بودند.ولی به نظر من هم نباید کسی رو بخاطر پدرش توبیخ کرد من هیچ آشنایی با جلایی پور به طور شخصی ندارم و واسم خیلی پرسشه که چرا تو این بگیر بگیر ۳ بار خودشو گرفتن ولی پدرش رو نه ؟ حتما خودش با پدرش تفاوت داره !
بعید است که مردم ایران از یک سوراخ ده بار گزیده شوند.
اینبار دیگر با این هم اغوشیهای اخیر آقایان رفسنجانی ( ظاهرا در حال حذف از مجلس خبرگان) و حسن آقا , اگر مردم فرصتی پیدا کنند و سد دیکتاتور را (حتی به کمک نیروهای خارجی ) بشکنند ،بعید است که دیگر اجازه دهند دینداری به خاطر دیندار بودن برای آنها تعیین تکلیف کند. اصلاح طلبان دارند پرونده خودشان را قطور و قطورتر میکنند.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید