نوری‌زاد را طلبیدند، جلایی‌پور را آزاد کردند | رسانه‌های خودمانی | حقوق بشر | صفحه اصلی
نظرات (13)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

نوری‌زاد را طلبیدند، جلایی‌پور را آزاد کردند

۲۸ مرداد ۱۳۸۹ خودنویس
image

محمد نوری‌زاد باید به زندان برگردد. نوری‌زاد که چند روز پیش آخرین نامه‌اش را به رهبری نوشت، می‌توانست منتظر بازگشت به اوین باشد. دیروز با این منتقد و فیلم‌ساز تماس گرفتند تا خود را به اوین معرفی کند. اما از آن سو محمد رضا جلایی پور بعد از ۶۶ روز آزاد شد و به خانه پدری باگشت.

در حالیکه محمود نوری‌زاد نمی‌توانست انتظار جوابی جز بازداشت مجدد بعد از نامه‌اخیرش به آیت‌الله خامنه‌ای داشته باشد، مسوولان اوین پاسخ  عملی رهبری را با تلفن به او منتقل کردند و او را به زندان اوین فراخواندند. نوری‌زاد در آخرین پست وبلاگش نوشت:

نمی‌دانم مرا بکجا خواهند برد. انتظار پذیرایی ندارم. انتظار رفتار و برخورد خوب ندارم. ممکن است مرا بزنند. بدجوری. ممکن است مرا به ناسزا و فحش های ناموسی بگیرند. بدجوری. و ممکن است حتی مرا به قول بازجویم محارب تشخیص دهند و به دم تیغ بسپرند. هرچه را که پیش آیدبه آغوش می‌کشم. برای آینده‌ی مردمان سرزمینم. بدرود.

با احترام وادب و امتنان : محمد نوری زاد   ۸۹/۵/۲۹ ساعتی مانده به افطار

 

نوری‌زاد پیش از بازگشتش به اوین در گفتگو با شبکه العربیه گفت که مقام‌های امنیتی در تماس برای احضار او، از دلایل بازگشتش به زندان، سخنی به میان نیاورده‌اند اما گمان می‌کند، آخرین نامه‌ای را که خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته، دلیل مساله باشد.

این نویسنده منتقد به العربیه گفت که پس از بازگشت به اوین، نامه دیگری از او به رهبری منتشر خواهد شد که کاملا با دیگر نامه‌ها متفاوت است: «"اکنون نامه‌ای نوشته‌ام که به محض بازگشتم به زندان منتشر خواهد شد. این نامه دیگر در ردیف نامه‌های قبلی نخواهد بود و به شکل دیگری صحبت خواهم کرد.»

محمد نوری‌زاد همچنین گفته‌ است که ترسی از برخوردهای امنیتی ندارد: «از چه باید بترسم؟ ایران سرزمین ما است. باید با تمام وجود در آن بمانیم و آن را بسازیم.»

اما پیش از بازگشت نوری‌زاد به زندان، محمد رضا جلایی‌پور بعد از ۶۵ روز تحمل زندان در مشهد و اوین آزاد شد.

فاطمه شمس، همسر جلایی‌پور که بیش از یک سال است که در لندن دور از او زندگی می‌کند و بسیاری معتقدند دستگیری محمد رضا عملا برای مجبور کردن خانم شمس به بازگشت به ایران است، در وبلاگش نوشت:

«بالاخره آمدم که خبر خوش آزادی را اینجا بنویسم. محمدرضا لحظاتی پیش بعد از ۶۶ روز انفرادی از بند رست. هنوز باورم نمی‌شود. این بار بی هیچ وعده و خبری آزاد شد. همه شصت و شش روزش در انفرادی گذشته. روی هم با دفعه پیش حدود ۱۵۴ روز را در انفرادی گذرانده. آزادی‌اش با قرار وثیقه بوده. صدایش را همین الان شنیدم. سر حال بود. نتوانستیم درست حرف بزنیم. هنوز خانه پر از مهمان است. کاش زود بروند که بتوانیم دو کلمه بعد از ۶۶ روز حرف بزنیم. هنوز نمی‌دانم وثیقه چقدر بوده. ولی همچنان از پاسپورت خبری نیست. امیدوارم این دفعه پاسپورت را زود بدهند. از همه رفقا و آشنایان به خاطر همه همدلی‌هایی که این مدت داشتند یک دنیا ممنونم. از همه کسانی که به این خانه مجازی آمدند و دردهایم را شنیدند و با مهربانی خطی نوشتند ممنونم . از پدر و مادرم، از خواهرم به خاطر همه‌ی صبوری‌هایشان، به خاطر همه دلتنگی‌ها و دل‌نگرانی‌هایی که پا به پای من در این شصت و شش روز تحمل کردند ممنونم. جز شرمندگی هیچ چیزی برایم نمانده. بیش از هر زمان دیگری خسته‌ام و البته به لحاظ جسمی بیمار. درگیر معالجه‌ام این روزها. بهتر که شوم باز هم خواهم نوشت.»

ارزیابی این خبر:

1.33

Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):

بل بلی گوش در ۲۸ مرداد ۱۳۸۹
-4
خبر خوشی است که جلایی پور همسر فاطمه خانوم، پسر یکی از خودیها با سابقه ای درخشان در ترویج آزادی و عدالت در مسند اجرایی، آزاد شدند و انشاء الله به زودی در انگلستان به ایشان خواهند پیوست، شمس به جلالش رسید.
باشد که ایران هم به آزادی زندانیان بیشمار و اکثراً گمنام غیر خودیش برسد.
Fatemeh در ۲۸ مرداد ۱۳۸۹
چقدرآدم می تواندحقیرباشد.ازیک دخترجوان که تاه مدتیست ازدواج کرده وبیش ازیک سال رادرنگرانی برای شوهرش به سربرده چه توقعی دارید؟مثلا چه بنویسد؟
شایداین خوب باشد:«شوهرخاک برسرمزدورمن که به علت استفاده ازرانتهای دولتی نفراول کنکورشده(!) وچون برادرزاده سه شهیدوفرزندیک حکومتی سابق بوده،متأسفانه به اوشیشه نوشابه فرونکردند،آزادشده ومن منتظرم زودتربیایدانگلستان تاباهم به مفتخوری درآکسفوردادامه دهیم-آکسفوردیک جایی مثل لاس وگاس است که مزدوران حکومتی برای تفریح والواطی به آنجامی روند- ازتمام شکنجه شدگان وبازماندگان قربانیان دهه ٦٠ که توسط پدرشوهرالدنگم موردتجاوزقرارگرفتند-اسنادش هم موجوداست-بابت آزادی اوطلب مغفرت دارم.»
موافقین ومخالفین جمهوری اسلامی هرچه می گذردبیشتربه هم شبیه می شوند.بااین حساب من مانده ام که دیگرچه نیازی به براندازیست؟!
در ۲۹ مرداد ۱۳۸۹
-4
آن صدها بیچاره ایی را که به خاطر تظاهرات آرام در خبابان کشتند و بهشان پیشنهاد دیه میدهند ، ازدواج نکرده بودند یا زن و بچه نداشتند ؟
عمل حسن خمینی و رفسنجانی با شرکت در آن مراسم افطار با حضور سرداران معلوم الحال قاتل مردم و جنتی و رئیسان عدالت خانه (قتل خانه )قضایی ایران، شاهرودی و لاریجانی ، بیشتر به یک روسپی گری میماند ، چه رسد به اینکه واقعا به خامنه ایی رو انداخته باشد تا پسر آقای جلایی پور آزاد شود.
نیما در ۲۸ مرداد ۱۳۸۹
حاج خانوم! سوال اینجاست که اصلا میروند به دیار کفر که چه غلطی بکنند؟ مگر مملکت ۳۰ سال دست خودشان نبوده؟ ۳۰ سال است که گفته اند که اینها کافر و امپریالیست و دشمن هستند و ما اینجا برای امّت اسلام بهشت ساخته ایم. حالا چرا خودشان در این بهشتی‌ که ساخته اند نمیمانند؟! من و امثال من جوان بدبخت ایرانی‌ برای اینکه بخواهم از این بهشتی‌ که اینها ساخته اند فرار کنم، هزار و یک مکافات باید بکشم، جلوی صد تا سفارت گردن کج کنم و التماس کنم و آخر هم جواب منفی‌ بگیرم چون "این آقایان در دوران عزتمندی نظام مقدس رابطه را با همه دنیا خراب کرده اند و ما را تروریست معرفی‌ کرده اند" از گروگانگیری سفارت تا هر کوفت و زهر مار دیگری انجام داده اند که امروز ایران از منزوی‌ترین کشور‌های دنیا شود. این پاسپورت کوفتی جمهوری اسلامی که اینها به وجود آورد‌ند و همه کاره اش بودند در دنیا به اندازه دستمال توالت هم ارزش ندارد. دلیلش هم کار‌هایی‌ است که در این ۳۰ سال کرده اند و حرف‌هایی‌ که زده اند. در داخل که زندگی‌ جهنم است راه فرار هم اینقدر دشوار است که از هرکسی بر نمیاید.

حالا حضرات خودشان تا تقی‌ به توقی خورده و یکم جایشان تنگ شده، ساک و بقچه را جمع کرده اند با عیال و بچه‌ها با استفاده از رانت‌های حکومتی راحت ویزا و پناهندگی جور کرده اند و لابد با پول ارثیه پدری‌شان "هجرت" فرموده اند تا نوباوگانشان در آنجا مدرسه و دانشگاه بروند و البته گاهی‌ هم تفریحات "سالم" داشته باشند که عقده یی نشوند، حاج خانم‌های و عروسانشان‌شان در آنجا زایمان کنند تا نوباوگان بعدی "سیتی زن" شوند! گور پدر اینهمه جوان با استعداد و بی‌ کس و کار ایرانی‌ که به خاطر کارهای شما در داخل جای زندگی‌ ندارد و در خارج هم انگ تروریست می‌‌خورد و ویزا بهش نمیدهند.

تمام این دار و دسته اصلاح طلب و "سبز" و رفسنجانی‌ اینطوری "هجرت" فرموده اند و میفرمایند و و کشوری را که خودشان به نابودی کشانده اند را پس از بستن تمام راه‌های فرار برای مردم بدبخت گذشته اند. آفرین! عجب آزادی خواهان دمکراتی! چقدر درد مردم دارند! چقدر کشور دوست و انسان دوست بودند و هستند!!
Fatemeh در ۲۹ مرداد ۱۳۸۹
حاج آقا
مشکل امثال شماهمان عقده خارج رفتن است نه دردمملکت.بایدعرض کنم که کاملاهم حق داریدازاین جهنم فراری باشید.حرف شمادرموردتمام سران کشورهم کاملاصحیح وقابل درک است.ولی مسأله اینجاست که به یک دختروپسرجوان ربطی نداردکه نسل قبل چه شکری خورده.بسیاری ازاینهانه عقایدچرندخانواده هایشان راقبول دارندونه برای آرمانهای انقلاب تره خوردمی کنند.درموردفاطمه شمس وشوهرش:این دونفردرایران که بودند،بچه های المپیادی بودند(علوم انسانی).محمدرضارتبه ١کنکوربوده.دانشگاه آکسفوردباکمایل میل به چنین افرادی بورسیه دکتری هم می دهند.
وقتی خودم دراروپادانشجوبودم-وقراراست برای مقطع دکتری دوباره برگردم.دنبال بورسیه ام-باچندتاازآن فناشدگان اپوزیسیون برخورداشتم.ازهمانهاکه همه ایرانیان داخل کشوررامزدورمی دانند.باخونسردی درپاسخ مزخرفاتشان گفتم:گورپدرخودتان وآرمانتان.چشمتان کور,انقلاب نمی کردید.
بدترازاین حرف رابه عموی انقلابی سابقم زده بودم.به کسی که هنوزجای شکنجه های ساواک روی بدنش هست گفتم کوچکترین ارزشی برای خودتان وآرمانتان وانقلاب مسخره تان ورهبرمسخره ترازانقلابتان قائل نیستم.دلم هم برای چشمان پرازاشکش چنددقیقه بیشترنسوخت.
آن زمان که انقلاب شد،من هنوزبدنیا نیامده بودم.مثل همین محمدرضاوفاطمه،سن شما رانمی دانم.ولی به نسل ماربطی نداردپدرانمان چه خاکی به سرمملکت کردند.هرکس مشکلی دارد،شخصامشکلش راباپدرمربوطه تصفیه کند.اگرهم نمی تواند،مشکل بچه هانیست.البته منظورم بچه هاییست که خودبدنبال لفت ولیس نیفتاده اند.نمونه اش همین پسراحمدی نژادکه هم نسل ماست.
آقای عزیز،وضعیت کشورهای جهان سوم(نه فقط ایران) مثل مرداب خرچنگهاست.عده ای ازاین خرچنگهاتلاش می کنندخودراازاین مرداب بیرون بکشند،عده ای دیگرپای آنهارامی کشندتا مانع بیرن رفتن آنها شوندچون خودشان_به هردلیلی_ نمی توانندبیرون بروند.بدبختی اینست که عده ای ازخرچنگهای آزادشده آنقدرپست وبی شرفندکه سعی می کنندتازه رسیده هارادوباره به مرداب پرت کنند.باچندتن ازاینهاهم برخوردداشتم که حالم رابه هم زدند.
خودتان قضاوت کنیدکه گفتارتان شبیه کدام دسته ازخرچنگهای ذکرشده است.
وقتی باکلی امیدوآرزودرایران دانشگاه می رفتم،دررویای خدمت به کشورومردم بودم.خیلی وقت است که بزرگ شدم وازرویابیرون آمدم.این مردم راهم درتظاهرات دانشجویی دیدم وهم درمحیط کار.بسیاری ازدوستانم به خدمت مشغول شدندولی به خدمتشان رسیده شد.من فقط شانس آوردم که به موقع بارم رابستم.
انشاءالله مشکل شماهم حل شودوبتوانیدبارتان راببندید.آنوقت شایداحساس خرچنگهای فراری رابهتردرک کنید.
در ۳۰ مرداد ۱۳۸۹
-3
نیازی به اینهمه توضیح نبود. متن نوشته افراد مثل دستخط و یا عکس شناسنامه، به افراد هویتی میدهد که قابل تغییر نیست، حتی اگر تلاش کنند.
در ۰۳ شهریور ۱۳۸۹
-3
حاجیه فاطمه خانم

واقعا که جواب چرتی بود
Fatemeh در ۳۰ مرداد ۱۳۸۹
؟!
نیما در ۲۹ مرداد ۱۳۸۹
منم همون سنّ و سالهای شما هستم. چطور به ما ربطی‌ نداره که نسل قبلی‌ چه غلطی کردند؟! نمی‌خوام حرف‌هایی‌ بزنم که دوباره پیر و پاتال‌های حزب توده و عقدهی یی‌های مارکسیست و خط امام بیاند اینجا و یقه چاک بعدند، ولی‌ همین نسل قبل این گند رو به زندگی‌ امروز من و شما زدند. ما شانس زندگی‌ خیلی‌ خیلی‌ بهتری را داشتیم و اینها از ما گرفتند. حالا اینجاش زور داره که خودشان تمام چیز‌های که ما را از آنها محروم کردند دارند برای خودشان و فرزندانشان فراهم میکنند (با رانت و پول تو و من بدبخت) و ما همچنان توی باتلاقیم. آره من عقده خارج رفتن دارم. عقده نجات از این منجلاب رو دارم. مملکت و دردش ارزونی شما و همین "آزادیخواهان"! من کودکی و نوجوانی و جوانی‌ام در این خراب شده تباه شده (که هرگز بر نمیگرده). من اینها رو نه میبخشم نه فراموش می‌کنم. چرا جلایی پور فاشیست خط امامی آدمکش (کردستان) بچه اش رو راحت می‌فرسته به دیار کفر که اونجا آب توی دلش تکون نخوره. غصه خرج و مخارجش رو هم نداره، اونوقت منی‌ که پدر و مادرم معلم ساده بودند (انقلابی و "آزادیخواه" هم نبودند) چون پاسپورت کثافت اینها دستمه، چون کسی و کار سیاسی ندارم، چون بابام سرمایه دار نیست که اقامت ۲۰۰ هزار دلاری کانادا بگیره،... هرجا که میرم پرتم میکنند بیرون؟! چرا آکسفورد به من بورسیه نمیدهد؟ من هم دانشجوی ممتاز بودم. برای هرجا که اپلای کردم فقط پذیرش دادند بورس ندادند. چند تایی‌ هم که در کانادا و آمریکا بورس دادند ویزا نتوانستم بگیرم.

مهم نیست من رو توی کدام دسته از خرچنگ‌ها طبقه بندی کنی‌ ولی‌ کسانی‌ که خودشان آب را به گند کشاندند و چنان آلوده کردند که قابل زندگی‌ برای دیگران نیست، خیلی‌ دلسوزی من را بر نمی‌‌انگیزند. اینها حتا اگر ۱۸۰ درجه هم برگردند و بر فرض محل تمام خراب کاری‌هایشان را پاک کنند و مملکت را به بهشت تبدیل کنند هنوز ۲۰، ۳۰ سال عمر به من و میلیون هم سال من بدهکارند که نمیدانم چطور میخواهند پرداخت کنند. (اگر اصلا به....‌شان هم باشد).

شما هم زیاد برایشان دلسوزی نکن آنها به اندازه کافی‌ "دلسوز" دارند. ما هم اینجا به درد خودمان میپوسیم و هر روز یک بلای جدید از ارمغان‌های آقایان را انتظار میکشیم، یک روز تورم، یک روز جنگ...
Fatemeh در ۳۰ مرداد ۱۳۸۹
به خداکه حق دارید.من هم وقتی درخواست ویزای کانادام ردشد،احساس کردم به آخردنیارسیدم.این سرنوشت نکبت راپدران ومادران ابلهمان برای مارقم زدند.خوش به سعادتت که پدرومادرت کاری به سیاست نداشتند.مجبورنبودی یک عمردوموجودازخودراضی راکه درتوهماتشان خودراژان پل سارترواوریانافالاچی می بینندتحمل کنی.برای همین است که می گویم پای درددل بسیاری ازاین هم نسلانمان بنشینی تاببینی چقدربانسل قبل متفاوتند.نمونه اش همین دخترکلهر.
به مامی گویندنسل سربه هوا،بی سوادوغیرمسئول.ازروهم نمی روندبااین گندی که بالاآورده اند!
دوست عزیزنادیده ام، ماراچنان سوزانده اندکه ازاین جهنم فراری شدیم.باورکن روانیست ماهم همدیگررابه زخم زبان وقلم بسوزانیم.
sade در ۲۹ مرداد ۱۳۸۹
10
سلام نیمای عزیز
ما همگی نسل سوخته ایم حتی پدران ما بد تر از ما بودند.ولی به نظر من هم نباید کسی رو بخاطر پدرش توبیخ کرد من هیچ آشنایی با جلایی پور به طور شخصی ندارم و واسم خیلی پرسشه که چرا تو این بگیر بگیر ۳ بار خودشو گرفتن ولی پدرش رو نه ؟ حتما خودش با پدرش تفاوت داره !
در ۲۸ مرداد ۱۳۸۹
-7
ممّد آقا انگلستان خوش بگذره!غصّه پاسپورتت رو نخور. همین چند روزه جور می‌شه. بی‌ بی‌ سی‌ و صدای آمریکا و بقیه هم منتظر شما هستند. راستی‌ میگن لندن شهر گرونی هست. اما شما غصّه نخور! یاران وفادار امام نمیگذرند به شما و خانواده بد بگذره.
d در ۲۹ مرداد ۱۳۸۹
-6
خدا را شکر که آقای حمید جلایی پور بالاخره به آرزوی اولشان رسیدند که آزادی پسرشان از زندان بود، انشاالله به آرزوی دوم و اصلیشان هم که عاقبت به خیری پسرشان و وزیر و وکیل شدن ایشان و گرفتن پست و مقام دولتی در دولت اصلاح طلبان است، خواهند رسید. مگر برای همین در علوم اجتماعی آکسفورد تحصیل نمیکنند که جزو خواص به آغوش اصلاح طلبان باز گردند؟
بعید است که مردم ایران از یک سوراخ ده بار گزیده شوند.
اینبار دیگر با این هم اغوشیهای اخیر آقایان رفسنجانی ( ظاهرا در حال حذف از مجلس خبرگان) و حسن آقا , اگر مردم فرصتی پیدا کنند و سد دیکتاتور را (حتی به کمک نیروهای خارجی ) بشکنند ،بعید است که دیگر اجازه دهند دینداری به خاطر دیندار بودن برای آنها تعیین تکلیف کند. اصلاح طلبان دارند پرونده خودشان را قطور و قطورتر میکنند.
مجموعه نتایج: 3 | نمایش: 1 - 3

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد
رییس مجلس شورای اسلامی می‌گوید که طرح نظارت بر نمایندگان مجلس با نظر و «راهنمایی‌های»، رهبر جمهوری اسلامی تصویب شده است و از ابتدای مجلس نهم نیز به اجرا در خواهد آمد....
سیاست | سروش جعفری

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»
هر سال با فرا رسیدن دوم خرداد، فیل بسیاری یاد هندستان «اصلاحات» می‌کند. دورانی که برداشت‌های متفاوتی می‌توان از آن داشت. برای خیلی‌ها، سید محمد خاتمی قهرمانی بود که دشمن مجال‌اش نداد، اما بودند کسانی چون عبدالکریم سروش و عباس عبدی که از انتقاد از سید محمد، نهراسیدند. سروش خاتمی را «قدرناشناس» و «فرصت سوز» خواند، با چاشنی «تذبذب». عبدی ضمن «ترسو» خواندن خاتمی، معتقد بود که بقای او در ساختار قدرت، به دنبال در پیش گرفتن سیاست «انفعال»، بـیش از پیش مملکت را تضعیف می‌کند و مخالفان مردم را جری‌تـر مـی‌نمایـد. ...
سیاست | خودنویس

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند
تعداد زیادی از افرادی که از گوشی‌های هوشمند استفاده می‌کنند عکاس‌های حرفه‌ای نیستند اما دوست دارند عکس‌های زیبایی بگیرند و بتوانند لذت دیدن آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران شریک شوند. ...
مکتب‌خانه | نسترن فرمانیان

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد
سفیر ایران در باکو در اعتراض به توهین برخی از شهروندان آذربایجان به علی خامنه‌ای از سوی وزارت امور خارجه ایران به تهران فراخوانده شد....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید