موسوی: جزئیات اعدامهای ۶۷ را نمیتوانم بگویم، من هم «محذوراتی» دارم
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
میرحسین موسوی در دیدار با گروهی از روزنامهنگاران گفت که نمیتواند در باره مسائل سال ۶۷ همه چیز را بگوید. نخست وزیر «امام» گفت: «مسأله سال ۶۷ را باید در منظر تاریخی خود بررسی کرد و بعد هم دید آیا دولت در این زمینه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟... آیا در احکام و اسناد، نامی از دولت وجود داشته است؟ دولت که نقشی در این مسأله نداشته است. خیلی از کسان دیگر هم اطلاع نداشتهاند.»
به گزارش سایت کلمه، میرحسین موسوی در این دیدار ضمن تاکید روی این نکته که اطلاع رسانی؛ مهمترین ابزار مشروط کردن قدرت است، گفت: «تجربیات یک سال گذشته نشان داد که مهمترین خواسته های فعلی ما، مشروط کردن قدرت است و اگر موفق شویم که قدرت را مشروط کنیم، بسیاری از مشکلات بنیادین کشور حل می شود. به نظر من مقاومتی که امروز در برابر پیشرفت کشور وجود دارد از همین ناحیه است و بهایی که امروز خبرنگاران می پردازند به این دلیل است که رکن اطلاع رسانی و گسترش آگاهی، مهمترین ابزار مشروط کردن قدرت است.»
این کاندیدای سابق ریاست جمهوری و سردبیر پیشین روزنامه جمهوری اسلامی گفت: «حساسیت بسیاری که به کار خبرنگاران و فعالیت رسانهها وجود دارد و دلیل اصلی حمله به روزنامهها و روزنامهنگاران همین است که مهمترین مسئله کشور را هدف گرفتهاند.»
موسوی در پاسخ به سوالات متعدد در باره اعدامهای سال ۶۷ گفت: «مسئله سال ۶۷ را باید در منظر تاریخی خود باید بررسی کرد و بعد هم دید آیا دولت در این زمینه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟ آیا اصلا امکانی برای دخالت داشته است؟ آیا در احکام و اسناد، نامی از دولت وجود داشته است؟ دولت که نقشی در این مسئله نداشته است. خیلی از کسان دیگر هم اطلاع نداشتهاند. اما برای مطرح کردن این مسائل با ذکر جزئیات، من هم محذوراتی دارم.»
به گزارش منابع مستقل حاضر در جلسه، میرحسین سخنان بیشتری نیز گفته است که از سوی سایت کلمه منتشر نشده.
بنا بر همین گزارش، میرحسین موسوی نگفته است که از خودش از اعدامها اطلاع نداشته است.
-----
توضیح: در صورت گرفتن اطلاعاتی بیشتر از این دیدار، منتشر خواهیم کرد.
Subscribe to comments feed نظرات (21 نوشته شد):
«مسأله سال ۶۷ را باید در منظر تاریخی خود بررسی کرد و بعد هم دید آیا دولت در این زمینه اطلاعی داشته است؟ نقشی داشته است؟... آیا در احکام و اسناد، نامی از دولت وجود داشته است؟ دولت که نقشی در این مسأله نداشته است. خیلی از کسان دیگر هم اطلاع نداشتهاند.»
محض اطلاع ایشان ایندست دفاعیه در دادگاه نورنبرگ هم بکار گرفته شد. دادگاه جنایتکاران نازی رأی داد که چون مدرکی دال بر اینکه شخص هیتلر یا وزیری از وزرای او که پای آنرا برای قتل عام یهودیان و دیگران منجمله آلمانیها امضاء کرده باشد وجود ندارد دلیل بر بیگناهی آنان نمیباشد.
در ضمن ادعای "نداشتن اطلاع " مسئولی که جنایت در حیطه مسئولیت او به وقوع پیوسته هم برای رفع و رجوع برو بچه های حرف شنو خوب است و بار حقوق جنایی ندارد
این شکل منتشر کردن یک خبر یک نوع اقدام واکنشی است که از نظر من هم که قواعد روزنامه نگاری را نمی دانم، جایگاه ندارد.
می شود مطلب را بدون کم و کاست منتشر کرد و در مطلب جداگانه نقدش کرد. می شود اصلاً خبر را مننتشر نکرد و نقدش کرد. می شود کلاً بی خیال خودش و نقدش شد. اما اینکه یک پاراگراف از یک خبر را ذکر کنیم و مخصوصاً جمله ی "بنا بر همین گزارش، میرحسین موسوی نگفته است که از خودش از اعدامها اطلاع نداشته است." عجیب است؟یعنی چه؟
مگر برای چیزی هم که گفته نشده، منبع ذکر می کنند؟ این حمله بیشتر به درد کامنت فیس بوک می خورد تا انتشار در خودنویس.
-----------
لطفا با اخبار سایتهای شهروند روزنامهنگاری مقایسه کنید، نه با رسانههای سنتی. خودنویس یک سایت شهروند روزنامهنگاری است.
قرار نیست خبر را بر اساس آنچه سایت کلمه و دیگر رسانههای نزدیک به جنبش منتشر کردهاند بازنشر کنیم. بحث هم خارج از محتوا و کانتکست نیست.
عجب دلایل نغز و بی بدیلی آوردید! دولت خبر نداشت! شما هم خبر نداشتی؟!
۱- مگر یکی از افراد هیات مرگ که راجع به مرگ و زندگی زندانیان تصمیم میگرفت، از وزارت اطلاعات نبود که مستقیما زیر نظر شما بود؟
۲- مگر ان مساله در شورایعالی امنیت مطرح نشد؟ مگر شما عضو این شورا نبودی؟
۳- به گزارش قاضی جفری رابرتسون به بنیاد عبدالرحمن برومند، شما در مصاحبه ای که با تلویزیون اتریش داشتید، با دروغ و نادرستی از این اعدامها دفاع کردید. آیا این گزارش دروغ است؟ آیا خبر این مصاحبه شما دروغ است؟ اگر این خبر درست باشد که چطور میتوانید ادعا کنید که خبر نداشته اید؟ چطور میتوانید ادعا کنید که اگر خبر داشتید، جلوی این کشتار را میگرفتید؟
۴- اگر جنابعالی در زمان ولی فقیه اول که از شما حمایت میکرد، تا این حد ناتوان از انجام مسولیتتان در حفظ جان ایرانیان و ایفای مسولیت خود بودید، چطور در زمان ولی فقیه ثانی، که با شما سابقه عداوت هم دارد، از عهده ایفای حتی وظایف معمولتان به ا نوان یک دولتمرد مسئول بر اید؟ انجام قولهایی که به مردم دادید پیشکش.
۵- چطور بنا به خاطرات آقای منتظری، آقای خامنه ای از این مساله خبر داشت و شما نداشتید، با توجه به اینکه در ان زمان آقای خامنه ای و جناحش مغضوب ولی فقیه اول بودند، بر خلاف جنابعالی که محبوب آقای خمینی بودید؟
تازه مگه این مهندس تشخیص مصلحت قبلا در مصاحبه با یک روزنامه اتریشی (یا شاید چیزی شبیه به این) از اعدام زندانی ها حمایت نکرده بود یا من خوابنما شدم؟
فقط حواسش باشد که متاسفانه در زمان امام هم مردم بیشتر اخبار تا حدی واقعی و تلخ جمهوری اسلامی را مجبور بودند که از رادیو های خارجی مثل بی بی سی و غیره و یا ارتباطات اجتماعی بشنوند. از جمله آن اخبار همین اعدامهای دهه شصت و عروس کردن دختران اعدامی بود. مشخصا، یکی از دلایلی که آقای موسوی یا خیلیهای دیگر میتوانند یا اظهار بی اطلاعی و یا اظهار ناتوانی از جلوگیری از وقوع چنین جنایتی بکنند، همین ناقص بودن اطلاع رسانی بود که البته دلیلش محدود یا نابود کردن اطلاع دهنده و یا اعتراض کننده به جرم ضد انقلاب بود.
معادل ایرانی این مثل را به یاد نمی آورم که
" what goes around, comes around
داداش محذوراتی داره
چه میشه کرد حتما داره دیگه
نه یادم رفت
این یارو میترسه( کی گفته ما به یه ترسو رای دادیم)
خجالتهم خوب چیزیه والا
اگر موسوی اینقدر آدم بی خبری در دوران طلایی بوده پس چه جوری میتونه بگه که به ان دوران میخواهد برگرده. آیا منظورش به دوران نا آگاهی خودش هست یا به دوران کشتار زندانی ها.
در این که آقای موسوی باید با تداوم این راه , خود را در معرض پرسش های ملت ایران در برابر اتفاقاتی که رخ داده است قرار دهد و تا روشن شدن موضوع به طور کامل باز نایستد تردیدی نیست . زیرا ارزش های حاکم بر جنبش سبز راه دیگری را برای وی باقی نخواهد گذاشت مگر این که تصمیم به عوض کردن راه خود بگیرد .
اما نکته اساسی تر این است که آیا دوستانی که با نشاندن فحاشی و اهانت به جای نقد , فاتحانه خود را در مقام پرسشگری قرار می دهند آیا خود را برای پاسخگویی به ملت ایران و نسل های اکنون و آینده آماده کرده اند .
آیا اگر روزی از آن ها سئوال شود که نقش شما در شکست جنبش سبز چه بود ؟ خواهند گفت آن چه که برای ما مهم بود هدف بود و ما هیچ مسئولیتی در مقابل عدم تطابق جامعه با تاکتیک های خود نداشتیم و این جامعه بود که باید خود را با ما هماهنگ می کرد و نه برعکس . آیا این خود نوعی بی توجهی به شرایط و از دست دادن فرصت ها نیست .
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید