ايرج مصداقي: غرب عاملان کشتار را ميشناسد
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
ايرج مصداقي فعال حقوق بشر، دهه ۶۰ را در زندانهاي نظام اسلامي سپری کرده. او براي كساني كه قتلعام زندانيان در سال ۶۷ را پيگيري ميكنند نام شناخته شدهاي است. مقالهها و كتابهاي او در اين ارتباط با سند و مدرك و نشاني دقيق عاملان شكنجه و كشتار جمهوری اسلامی همراه است. مصداقي در گفتگو با خودنویس گفت که غربیها عاملان کشتار را میشناسند اما بخاطر منافعشان چشمپوشی کردهاند.
او اين روزها مشغول آمادهسازي سه جلد كتاب است كه در آمريكا چاپ خواهد شد. عليرغم اين گرفتاري پيشنهاد گفتوگو را با ما پذيرفت و به پرسشهاي خودنويس پاسخ داد كه قسمت اول اين مصاحبه را ميخوانيد:
از مصداقي درباره تحريمهاي افراد ناقض حقوق بشر سوال كرديم و اين كه تحريمها به مسولان نظام كمتر فشار وارد ميكند تا مردم از اينرو گروهي دست به كار شدهاند با شناسايي افراد و چهرههاي شناخته شده و كمتر شناخته شدهاي كه ناقض حقوق بشر بودهاند، دولتها را براي تحريم و محدود كردن فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي اين افراد ترغيب كنند. فكر ميكنيد تا چه حد اين روش ميتواند در فشار به عوامل جمهوري اسلامي كار ساز باشد؟
مصداقي: البته من هم معتقدم تحریمها روی عاملان و مسئولان داخل نظام تأثیر چندانی نداشته و نخواهد داشت، اما روی سیاستهای آنها اثر ميگذارد. هدف تحریمها هم ایجاد فشار روی مسئولان نظام نیست. تصور آن هم غیرواقعی است. معلوم است امکانات یک کشور در دست آنهاست و به هیچوجه به خاطر تحریم تحت فشار قرار نمیگیرند. اما سیاستهای آنها برای حکومت کردن تحت فشار قرار میگیرد.
من با نظر کروبی که مطرح کرد «سپاه پاسداران از تحریمها سود نجومی میبرد» مخالفم. تحریمها سپاه را هدف قرار داده، و خواهی نخواهی باعث تضعیف سپاه و نظام خواهد شد.
بلافاصله بعد از این موضعگیری، شاهد بودید سپاه پاسداران مجبور به عقب نشینی از پروژه پارس جنوبی شد. درست است که تخصص لازم را ندارد، اما بودجه و سرمایههم ندارد. در دنیا هم کسی به خاطر درگیر بودن سپاه در در این پروژه پا پیش نمیگذارد چون با عواقب تحریم روبرو میشود. اگر نبود این تحریمها سپاه عقبنشینی نمیکرد. مگر در دوره خاتمی یادتان رفته، لشکرکشی کردند و فرودگاه «امامخمینی» را تسخیر کردند؟
اگر تحریم نباشد سپاه سود نجومی میبرد. اصلاً سپاه پاسداران احمدینژاد را جلو انداخته که سود نجومی ببرد. این ربطی به مسئله تحریم ندارد. امروز تمام مقدرات کشور دست سپاه پاسداران است
من بطور کلی مدافع و حامی هر نوع فشار روی جمهوری اسلامی هستم. از تحریم گفتگو و سلام و علیک ساده بگیرید تا تحریمهای گسترده و هوشمند نفتی، بانکی، هوایی، دریایی و تسلیحاتی. اگر تحریمها کارساز نباشند، اگر تحریمها به اندازه کافی بازدارنده نباشند، جنگ پیش رو خواهیم داشت. دنیا رژیم اسلامی هستهای را نخواهد پذیرفت. این خط قرمز است. خامنهای و احمدینژاد چهارنعل به سمت هستهای شدن و دستیابی به سلاح هستهای میتازند.
مطمئن باشید اگر این فشارها برداشته شود برای حقوق بشر و یا پیگیری جنایتکاران ذرهای روی رژیم فشار وارد نخواهند کرد. جنایتکاران را تحریم نخواهند کرد. تجربه دنیای معاصر و كشور خودمان به خوبي این را نشان میدهد. شما ببینید مدتي پیش بود که ضرغامی به آلمان آمد. ضرغامی چه زمانی که در وزارت ارشاد بود و چه در یک سال گذشته بزرگترین خیانتها را مرتکب شده، اما به سادگی با او نشست و برخاست میکنند. مسئلهشان نیست. ممکن است در کنار بحث تحریم اقتصادی آنهم به خاطر مسئله اتمی رژیم، ما بتوانیم مسئله حقوق بشر و پیگیری جنایتکاران را دنبال کنیم، و یا این بحث را به پیش ببریم، مجرد از آن امکان ندارد. چون با منافع غرب در تضاد میافتد. من تجربه فعالیت در کمیسیون حقوق بشر و سو کمیسیون حقوق بشر را دارم، از نزدیک بحثها را دنبالکردهام. با بسیاری از سیاستمداران اروپایی گفتگو کردهام. گالیندوپل نماینده کمیسیون حقوق بشر در سه سفری که پس از کشتار ۶۷ به ایران داشت، در مورد تنها چیزی که تحقیق نکرد همین کشتار ۶۷ بود. منافعشان اینگونه اقتضا میکرد که تا سرحد امکان آن را پوشیده نگاه دارند. الان بایستی از موقعیت استفاده کرده و خواسته خودمان را مطرح کنیم. چرا که سمت و سوی جهانی لااقل به نفع رژیم نیست. شناسایی چهره قاتلان مردم و معرفی آنها به دنیا از این منظر مهم است. بماند که در فردای سرنگونی یا تغییر این نظام هم ما به این لیستها برای اجرای عدالت نیاز داریم.
آيا واقعا ميتوان تحريم عليه افراد را اعمال كرد؟
مصداقي: من با نظر شما هم موافقم که افراد و چهرههای شناخته شده و کمتر شناخته شده ناقض حقوق بشر هم تحریم شوند. حسابهای بانکیشان بسته شود و امکان تردد به خارج از کشور را نداشته باشند. منتهی بایستی توجه داشت پروسه محدود کردن فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی این افراد در خارج از کشور بسیار سخت، زمانبر و پرهزینه است چرا که بایستی یک مسیرحقوقی طولانی را برای این کار طی کرد. در بسیاری مواقع عملی نیست. خیلی از اینها در سوئیس حساب دارند. یادم هست در اواخر دهه شصت خورشیدی در روزنامه رسالت در میان دعواهای درونی جناحهای رژیم، حساب دهها میلیون دلاری هادی غفاری یکی از بزرگترین ناقضان حقوق بشر در ایران افشا شد. از همین حالا به شما میگویم که در شرایط عادی ایجاد محدودیت برای چنین افرادی بسیار سخت است.
فرزندان و وابستگان درجه یک بسیاری از جنایتکارانی که دستشان به دهنشان میرسد ارتباطاتی با خارج از کشور دارند. متأسفانه امروز حتی آمریکا و کانادا جولانگاه بسیاری از جنایتکاران است و اتفاقاً سرمایهگذاریهای زیادی هم کردهاند.
از طرف دیگر بسیاری از ناقضان حقوق بشر اصلاً پایشان به خارج نمیرسد. مراودهای با خارج از کشور ندارند. اعمال فشار روی آنها در ایران امکانپذیر نیست.
سیدحسین موسویان، مسئول تیم مذاکره کننده هستهای سابق رژیم، امروز در آمریکاست. اگر نبود ملاحظات دیپلماتیک بایستی به خاطر ترورهایی که در آلمان توسط جوخههای ترور رژیم در میکونوس و بن و ... انجام گرفت دستگیر میشد.
سیروس ناصری که اتفاقاً او هم عضو تیم مذاکره کنندهی هستهای و ۱۲ سال هم نماینده رژیم در ژنو و کمیسیون حقوق بشر بود در تروریسم خارج از کشور فعال بوده؛ در ترور دکتر کاظم رجوی در نزدیکی ژنو دست داشته؛ در معاملات نفتی نقش دارد و در اتریش زندگی میکند. اینها نزد دستگاههای امنیتی اروپایی پرونده دارند و این سرویسها آنها را به خوبی میشناسند. آخوندزاده بسطی کاردار سابق رژیم در لندن در تروریسم دست داشت. محمدعلی هادی نجف آبادی که بعداً معاون کنسولی وزارت خارجه در دولت خاتمی شد در تروریسم خارج از کشور دست داشته، برای همین ترور به ژنو سفر کرده بود. نوار مکالماتش هست که ۱۷ بار در روز ترور دکتر کاظم رجوی با سفارت، سیروس ناصری و ... تماس داشته.
عباس ملکی معاون ولایتی در وزارت خارجه، عضو دفتر خامنهای و کمیتهای سابق است. امروز در آمریکا مشغول تحقیق و تدریس است! محمد جعفر محلاتی سفیر سابق رژیم در نیویورک هم امروز در آمریکا مشغول تحقیق و تدریس است. اگر یادتان باشد. بچههای مردم ایران در بوسنی و یوگسلاوی سابق و اکراین و روسیه و مالزی درس میخواندند و بچههای جنایتکاران حاکم بر کشورمان غالباً در انگلستان و کانادا و کشورهای غربی. از توکلی گرفته تا الیاس نادران، از دانشجو گرفته تا جلاییپور، همه و همه در این کشورها تحصیل کردند و بسیاریشان بورسیه هم بودند.
آمریکاییها دائماً با کسانی که دیپلماتهایشان را گروگان گرفته بودند به مذاکره مینشینند. آیا فکر میکنید برای اینها فشاری که من و امثال من یا مردم ایران متحمل شدند و میشوند مهمتر از فشاری است که دیپلماتهایشان متحمل شدند؟ از آنها چشمپوشی میکنند به طریق اولی چشمشان را روی فشارهایی که مردم ایران متحمل شدند میبندند.
هزاران آمریکایی در عراق و لبنان و عربستان و افغانستان در اثر مداخلههای رژیم کشته شدند، فکر میکنید آمریکاییها عاملان آن را نمیشناسند؟ چرا بخوبی میشناسند اما بخاطر منافعشان چشمپوشی میکنند. بنابر این حالا که به خاطر منافع غرب فرصتی پیش آمده تا رژیم تحت فشار قرار گیرد ما باید استقبال کنیم.
اما اینهایی که گفتم از وظیفهی ما برای افشای چهره جنایتکاران نمیکاهد. ما باید کار خودمان را بکنیم. وظیفهی ماست که ناقضان حقوق بشر را به مردممان و به دنیا بشناسانیم. نبایستی منتظر بازتاب و نتیجهی عملکردمان باشیم. هیچچیزی نبایستی ما را از انجام وظیفهمان بازدارد.
دولتهای اروپایی و آمریکایی به دنبال منافع ملی خودشان هستند. از سربریدن حقوق بشر ابایی ندارند. مرتضی شریف اصفهانی یا بهتر است بگویم مرتضی قبه، در ترور دکتر کاظم رجوی دست داشته، حکم جلب بینالمللی او صادر شده بود، در فرانسه زیر برج ایفل با یک همکار دیگرش دستگیر شد، اما دولت ادوارد بالادور و وزیر کشورش شارل پاسکوا و وزیر دادگستری فرانسه این دو را علیرغم درخواست رسمی دولت سوئیس و علیرغم قوانین اروپا و التزام فرانسه به رعایت آنها، به ایران بازگرداندند. قبه مسئول ایستگاه وزارت اطلاعات در مجارستان بود. یعنی از اروپا هم نرفته بود.
یا اکبر خوشکوش، سرویسهای امنیتی خارجی به خوبی او را میشناختند و میدانستند در تروریسم بینالمللی فعال است، اما وی به سادگی به اروپا تردد میکرد.
بنیهاشمی که مسئولیت ترور میکونوس را داشت و خودش به روی قربانیان آتش گشوده بود، پیشتر در سوئد و هنگامی که میرفتند تا دیپلمات سعودی را ترور کنند دستگیر شده بود. اما بدون آن که وی را مورد بازخواست قرار دهند به ایران فرستاده شده بود و او دوباره به اروپا بازگشت و اینبار جنایت میکونوس را مرتکب شد.
توجه داشته باشید محمد جعفری صحرارودی معاون لاریجانی در شورای امنیت ملی و دبیر این شورا، در تروریسم خارج از کشور دست داشته، سرمیز مذاکره با قاسملو وی را قتل رساندند. غربیها با او به مذاکره پرداخته و نشست و برخاست میکنند.
مرتضوی به کمیسیون حقوق بشر در ژنو آمد. قبلش مقتدایی که در دوران کشتار ۶۷ عضو شورای عالی قضایی بود آمده بود. خوب اینها بزرگترین ناقضان حقوق بشر هستند. اسنادش هم وجود دارد. محسن رضایی حکم بینالمللی در موردش هست اما به قبرس سفر کرد. اینها را میگویم که متوجه قضیه باشیم.
وزیر امور خارجه رژیم يعني متكي، در تروریسم خارجی دست داشته، پرونده سیاهی در ترکیه دارد، مقامات ناتو به خوبی از آن مطلع هستند.
اگر غرب حاضر شود روی جنایتکاران فشار وارد کند ایدهآل ماست. چه چیزی از این بهتر و مبارکتر. ولی واقعبینی را نبايد کنار گذاشت.
پايان قسمت اول
Subscribe to comments feed نظرات (7 نوشته شد):
دادگاه بین المللی حقوق بشر در لاهه در انتظار است، دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.
" تحریم ها روی عاملان و مسئولان داخل نظام تأثیر چندانی نداشته و نخواهد داشت، اما روی سیاستهای آنها اثر ميگذارد. هدف تحریمها هم ایجاد فشار روی مسئولان نظام نیست. تصور آن هم غیرواقعی است. معلوم است امکانات یک کشور در دست آنهاست و به هیچوجه به خاطر تحریم تحت فشار قرار نمیگیرند. اما سیاستهای آنها برای حکومت کردن تحت فشار قرار میگیرد."
مطمئنم که پاسخ های ایشان را نخوانده خود را ملزم دانستید که تیله ای بپرانید رفیق ژرف اندیش.
آیا ایشان گفته اند که تحریم های اقتصادی، رژیم های دیکتاتوری را از پای در می آورد و یا اینکه تاکید کرده اند که این اقدامات موجب تغییر سیاست های آنها خواهد شد؟
ضمنا فکر می کنم در یک گفتمان اگر اظهارات گوینده یا نویسنده ای بر خلاف عقیده و نظر مان است ، بیان عقیده ی خود و مخالفت با وی بدون آن که وی را به سطحی نگری و ساده اندیشی متهم کنیم زیبا و پسندیده تر باشد .
رفيق غير ژرف انديش!
ظاهراً شما مطلب را بخوبي درك نكرده در مقام پاسخ به نظر مخالف بر مي آئيد. بنده منظورم اين بود كه چرا بايد كسي موافق سرسخت تحريمي باشد كه نتيجه آن جز بدبختي و نابودي و فلاكت مردم چيز ديگري نخواهد بود. آيا شما و ايشان اطلاع داريد كه بواسطه همين تحريمها در داخل ايران مردم چه رنج و عذابي را متحمل مي شوند؟از ان گذشته اين همه تحريمهايي كه قبلاً اعمال شده آيا ذره اي در سياستهاي سران مملكت تاثير داشته؟ البته شايد جناب مصداقي هنوز شناخت دقيقي از تيم حاكم بر كشور (كه حاضرند كل عالم و آدم را به نابودي بكشانند ولي ذره اي ار مواضع خود عقب نشيني نكنند) ندارند.
من در مورد نظر خود و اینکه چگونه فکر می کنم سخنی ننوشته ام و شما لابد از نهان من بهتر از خود من آگاهید .
بحث من در مورد نحوه ی نقد و گفتمان شماست و نه اینکه چرا این گونه نظری دارید . آقای مصداقی گفته اند که ایشان با هر گونه تحریم موافق است ضمن آن که تاکید دارند این تحریم ها باعث سرنگونی نخواهد شد ، ولی شما در کامنت خود طوری نوشته اید که اینگونه تداعی می شود که ایشان گفته اند این تحریم ها مثلا ج.ا.ا را از پای در خواهد آورد .
ضمنا شما هم مخالف هر گونه تحریم هستید و هر کدام از شما دو نفر دلایل خاص خود را دارید . تا این جا هیچ موردی وجود ندارد چرا که طبیعی است دو انسان دارای دو نظر متفاوت باشند و این که کدام نظر درست است به قول شما آینده مشخص خواهد کرد.
تنها نکته ای که من می خواستم یادآوری کنم این مطلب بود که آیا نمی شود هر گونه عقیده، نظر و مخالفت خود را بدون به کار بردن کلماتی چون سطحی نگر ، ساده اندیشانه و ... که تحقیر و تخریب طرف مقابل از آن مستفاد می شود ابراز داشت؟
حال خودتان قضاوت کنید که کدام یک از ما مطلب را بخوبی درک نکرده و در مقام پاسخ به نظر مخالف برآمده است؟ من یا شما؟
بد نيست به اسامي ارائه شده توجه كنيد...اين نامها براي شما آشناست؟ اگر جوابتان مثبت است چرا چيزي تا كنون درباره آنها ننوشته ايد و اگر منفي است چرا در شناختن و معرفي كردن بيشتر اين افراد تلاشي نمي كنيد؟
بهتر نيست به جاي ايراد گرفتن از هم به فكر هدفي مشترك باشيم؟
من در مورد نظر خود و اینکه چگونه فکر می کنم سخنی ننوشته ام و شما لابد از نهان من بهتر از خود من آگاهید .
بحث من در مورد نحوه ی نقد و گفتمان شماست و نه اینکه چرا این گونه نظری دارید . آقای مصداقی گفته اند که ایشان با هر گونه تحریم موافق است ضمن آن که تاکید دارند این تحریم ها باعث سرنگونی نخواهد شد ، ولی شما در کامنت خود طوری نوشته اید که اینگونه تداعی می شود که ایشان گفته اند این تحریم ها مثلا ج.ا.ا را از پای در خواهد آورد .
ضمنا شما هم مخالف هر گونه تحریم هستید و هر کدام از شما دو نفر دلایل خاص خود را دارید . تا این جا هیچ موردی وجود ندارد چرا که طبیعی است دو انسان دارای دو نظر متفاوت باشند و این که کدام نظر درست است به قول شما آینده مشخص خواهد کرد.
تنها نکته ای که من می خواستم یادآوری کنم این مطلب بود که آیا نمی شود هر گونه عقیده، نظر و مخالفت خود را بدون به کار بردن کلماتی چون سطحی نگر ، ساده اندیشانه و ... که تحقیر و تخریب طرف مقابل از آن مستفاد می شود ابراز داشت؟
حال خودتان قضاوت کنید که کدام یک از ما مطلب را بخوبی درک نکرده و در مقام پاسخ به نظر مخالف برآمده است؟ من یا شما؟
مارس 9, 2009
راستی ایرج مصداقی چه کسی است
حتما این سوال خیلی از هموطنان هم شده که این ایرج مصداقی چه کسی است که فرقه رجوی وقتی که میخواهد صدای اعتراض جدا شده ها را یا مخالفین و معاندین خود را سرکوب کند با نام ایرج مصداقی ویا پشت این نام است که انها را تهدید ویا شانتاژ میکند که بترساند و برعلیه فرقه کسی حرفی نزنند حالاعیاران پرده از چهره این فرد برمی دارد تا تمامی هموطنان این فرد را بشناسند .
اقای ایرج مصداقی ازهواداران فاز سیاسی این فرقه است که در سال 1360 دستگیر میشود ودر زندان های تهران بوده است وی تا سال 70 در زندان به سر می برده است در زندان اوین وی فردی پا سفت نبود زیاد لب پر می خورد اوج شاهکارهای وی یا به تعبیر درست رجوی کار وی در سال 1367 بود .داستان از این قرار بود که بعد از عملیات خودکشی سال 67 که فرقه رجوی به ان نام فروغ جاویدان گذاشت در زندان های رژیم خمینی خونخواران و لاشخورها وکفتارها به جان زندانیان بی دفاع واسیر افتادند . در یک به اصطلاح دادگاه یک دقیقه ای از زندانیان سوال می کردند که منافقین را قبول داری یا نه سر موضع هستی یا نه نظرت در رابطه با منافقین چی است و……. از این قبیل سوالات . هر کس به هر نحوی جواب می داد که سازمان را قبول دارد در یک سمت قرار می دادند و کسانی که سازمان را رد و محکوم می کردند در سمت دیگر قرار می گرفتند که همان لاشخور ها و کفتارها بودند و زندانیان اسیررا که از حسینیه اوین دسته دسته برای اعدام می بردند در محل جوخه اعدام انهارا که به خط می کردند و خونخواران شب پرست که لحظاتی بعد می خواستند سینه این فرزندان بی دفاع را اماج گلوله ها قرار بدهند . در کنار جوخه اتش اقایان ایرج مصداقی – اصفر مهدی زاده – (که هم اکنون در فرقه رجوی است )- ( ا…- ش… و م …- ک…. و ع …. س و….. …… این افراد چونکه از فرقه رجوی جدا شده اند و دنبال زندگی خود رفته اند از بردن نام کامل انها معذورم ) این اقایان یا به عبارت بهتر این لاشخورها و کفتارها شروع به شعار دادن می کردند و خونخوران شب پرست سینه فرزندان این مرزو بوم را اماج گلوله قرار می دادند در واقع شعار اقایان فرمان اتش بود . پس از ان مزد خود را گرفت که همانا چند صباحی زنده ماندن بود و در سال 1370 از زندان ازاد شد وبه ترکیه رفت و مجدد به فرقه رجوی وصل شد و به اروپا رفت . در اروپا فرقه رجوی مسله پناهندگی اورا حل کردند وی مجدد شروع به فعالیت کرد . در سال 1373 وی مدتی به کار مالی اجتماعی در سوئد پرداخت و پس از ان به بخش پشتیبانی شورای ملی مقاومت در پاریس به دفتر شورا رفت . و اقای ایرج مصداقی که دستانش تا مرفع اغشته به خون است مدتی است در پشت اتجمن های پوشالی ساخته فرقه رجوی اشک تمساح برای افراد جدا شده که در تیف مستفر بودند می ریزد و همین فرقه جنایت کار رجوی بود که با توطعه های که کردند تمام افراد تیف را در شهرهای عراق و ترکیه و یونان اواره کرد و حالا هم دست از سر انان برنمی دارند هموطنان عزیز پشت این ماسک ایرج مصداقی و انجمن های پوشالی که وی از انها نام می برد کسی نیست بجز فرقه جنایت کار رجوی و در راس ان مریم عضدانلو قجر (قاجار) باید یک دست مریزاد و احسنت به اقای ایرج مصداقی گفته شود . این عنتر خوب از لوتی خودش یاد گرفته است که چگونه دست در خون داشته باشد . مسعود رجوی لوتی در زندان های اوین – کمیته مشترک – قزل حصاردر همکاری با عوامل ساواک در لو دادن و فروختن همرزمانش از هیچ چیز فروگذار نکرد از محمد حنیف نژاد و سعید محسن گرفته تا مارکسیست ها و مذهبی ها تا بتواند خودش را از اعدام نجات بدهد و چند صباحی بیشتر زنده بماند حالا عنتر او هم کار و خط لوتی خودش را رفته است . از قدیم گفته اند مال بد بیخ ریش صاحبش است
محمد کرمی
http://mohamadkarami.wordpress.com
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید