زنده باد آنکه میکشد مرا
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
وقتی خبر حکم اعدام برای مجرمین کهریزک را شنیدم در ابتدا خوشحال شدم ... اما
گفتم چه عجب به این پرونده رسیدگی شد، بعد که یکم فکر کردم گفتم از کجا معلوم که اصلا این بنده خداها که اعدام گرفتند مجرم باشند؟! بعد که یه کم فکر کردم گفتم پس مرتضوی چی میشه؟ الباقی کله گندهها چی میشن؟ آیا یه سرباز باید بره بالای چوبه دار تا دل ما خنک بشه؟! بعد که بازم فکر کردم دیدم اصلا شاید راست میگن و این دو نفر همون متجاوزین به بچههای ما بودند، و شاید همونهایی باشند که دخترک زیر دست و پاشون ضجه میزد. بعد که یکم فکر کردم گفتم اعدام... اونقدر سنگ دل شدیم که با دیدن کسی بالای چوبه دار دلمون خنک میشه؟ اعدام... اونقدر تو چرخ و فلک خشونت سرمون گرم شده که تنها با دیدن جون کندن دشمن ارضا میشیم؟!! پس شعار و ادعای حقوق بشرمون کجاست؟! حقوق بشر فقط برای ما قشنگه ؟! اعدام فقط برای بچههای ما بده ؟! فقط مادر های ما عزا دار میشن؟! هر چی فکر کردم نتونستم قانع بشم به مرگ؛ نگنجید اعدام دشمن تو لباس سبزم.
گمان میکنم که امروز فرصت خوبیه برای اینکه به خودمون اثبات کنیم که چه قدر راست میگفتیم، وقتی فریاد میزدیم اعدام نه! برای دل خودمون و دلسوزی به رفیقمون فریاد میزدیم یا نه در اصل و ریشه مخالف اعدام بودیم؟! امروز فرصت اینکه ثابت کنیم که سبزیم و سبز تو دام دور باطل خشونت نمیافتد ؛ شاید این احکام اصلا الکی باشه، شاید هممون سر کار باشیم ولی نکته اینکه ما میتونیم از الکیها هم استفاده کنیم میتونیم با همین سر کار رفتنها بزرگ شویم، میتونیم تو دل سیاهترین جلادان لرزه بندازیم و فریاد بزنیم زنده باد آنکه میکشد مرا ...
میتوانیم متوقف کنیم دور باطلی را که تمام تاریخ ما را لجن مال کرده، میتوانیم به اعدام جلادانمان اعتراض کنیم تا دل سیاهشان را به سبزی دلهایمان دعوت کنیم.
باور کن میتوانیم بمانیم در تاریخ و ثابت کنیم که تاریخ ما، دین ما، سیاست ما، بیهوده سبز نشده است.
Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید