اعترافی که هر موقع از آب بگیری، تازه است
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
اعترافات تاج زاده به عنوان یکی از مطرحترین فعالان سیاسی و مدیران برجسته دولت خاتمی، اتفاق بسیار بزرگی است. پذیرش اینکه اتفاقی افتاده، جنایتی صورت گرفته، سوالهای بسیاری به عمد در طول سالهای بعد از انقلاب بیپاسخ مانده، خود یک انقلاب در ساختار مونولوگی انقلابیون سابق است. این اتفاق آنقدر مهم است که بسیاری از چپهای حکومتی هنوز نتوانستهاند واکنش مناسبی نشان دهند. راستها بیتردید به این اعترافات حمله میکنند، چون کار دیگری نمیتوان از مدافعان ولایت انتظار داشت، چه بسیاری از جنس لاجوردی هستند.
کار بزرگ تاجزاده درست پس از انتشار گزارش اعدامهای سال ۶۷ جفری رابرتسن، اتفاق بزرگی است، حتی اگر مستقیما ارتباطی نتوان بین این دو پیدا کرد. تاجزاده عملا از طرف حکومت برای اعتراف تحت فشار نبوده باشد، اعترافی کرده که از نظر بسیاری از چپها بدون مورد بوده است! ۳۲ سال سکوت و بعد اعتراف، آنقدر تکان دهنده است که بسیاری از دوستان من در ایران و اروپا از دیروز تا حالا گیج بودهاند و منتظرند «بزرگان» نظری بدهند تا اینان هم در فیسبوک یا وبلاگهایشان واکنش نشان دهند.
همین چند هفته پیش بود که ویدیوی سخنان خشونتبار آیت الله خمینی را در خودنویس گذاشته بودیم. یکی از دوستان سبز منکر چنین حرفهایی شد. همان سخنان را در «صحیفه نور» یافتم و در فیسبوک گذاشتم تا ببیند. بعد گفتند موردی ندارد چنین مسائلی امروز طرح شود. انگار حرف از خشونتهای دهه ۶۰ و پیش از آن زدن، جنایتی در حق جنبش سبز است.
اگر جنبش سبز خواهان دموکراسی است، باید رهبرانی دموکرات داشته باشد، و اگر دموکراسی بدون پاسخگویی بدست میآید، پس تا کنون مسیر درست طی شده و اگر نیاز به شفافیت دارد، اعترافات تاجزاده، انتظار از رهبران را بالاتر خواهد برد. میرحسین موسوی و مهدی کروبی از این به بعد بر اساس موقعیت خود نسبت به اعترافات تاجزاده سنجیده خواهند شد، اگر روزنامهنگاران سابق و همکاران رسانههای جنبش سبز بتوانند واقعگرایی را جانشین پروپاگاند حزبی کنند.
اگر دبیران ارشد رسانههایی چون بیبیسی و صدای آمریکا که از یاران حامی جنبش سبز و چپ حکومتی انباشته شدهاند، به این بیاندیشند که واقعیت فراتر از علایق همکارانشان است، بیشتر از این میتوانند به گشودن درهای بسته حقیقت کمک کنند.
گزارش نهادهای مستقل مدافع حقوق بشر را باید بیش از این جدی گرفت. وقتی مدرکی ارائه میشود که در سال ۱۳۶۷، نخست وزیر وقت، اعدامها را توجیه کرده، حتی اگر در آن دست نداشته، میتوان به اعتقاد غالب حکومت به سرکوب مخالف پی برد. امروز، نخست وزیر «امام» میتواند نگاهی منطقی به شرایط داشته باشد. ببیند قدرت را برای خویش میخواهد یا برای مردمش. و اگر قدرت غیر پاسخگو هدفی است که به آن میاندیشد، همین مسیر را ادامه بدهد. اما از امروز، همه خواهند گفت که تو نخست وزیر بودی، تاجزادهای که آن روزگار مدیر جوانی بود اعتراف کرد...آیا حق این است؟
Subscribe to comments feed نظرات (11 نوشته شد):
بنده حقیر پیش از این هم به این نکته اشاره نمودم ،میدان بازی سیاسی،درست پس از بیست پنج خرداد هشتاد هشت به درستی آغاز شد .بازیگرانی که توان بازی نمودن در این میدان که به وسعت یک میلیون ششصد چل هشت هزار کیلومتر مربع هستند ،باید صریح ،روشن ،و شفاف ،نقطه نظرات خود را بیان کنند .معدل ،و میزان درک اذهان عمومی مردم ایران بسیار فراتر از ان است که سیاستمداران کنونی تصور میکنند .و خوشبختانه ،هنوز شکاف بزرگی بین نسلی که انقلاب نمود ،و نسلی جوانی که رستاخیز بیست پنج خرداد را رقم زد نیست ،منهای اندکی فسیل شده از هر دو قشر ،چه انهای که هنوز به اصطلاح خودشان حکومت داری میکنند ،از گونه احمدی نژاد و اربابش،و چه قشر افراطی اپوزیسیون ،که هیچ کس را به جز خود برسمیت نمیشناسد . از این رو باز کردن دمل چرکینی که قریب به سی سال از ان میگذرد ،پدیده ای هست مبارک .
چرا مبارک ؟؟؟ به دلیل اینکه این بدعت و پدیده شوم نه تنها محصول کمپانی آقای خمینی بود ،بلکه طیف وسیعی از نیروهای چپ ان زمان هم در ان نقش داشتند ،اینکه آقای تاجزاده از ایران آغاز نموده ،جای خرسندی میباشد .به هر حال به این امید حال که آقای تاجزاده ،صادقانه این گفتگو را آغاز نموده ،امید که دیگرآن هم با این رخداد شوم برخورد جدی کنند ،به خصوص ان بخش از سازمان مجاهدین خلق اگر حرفی برای گفتن دارند ،در ثانی آقای رفسنجانی هم بیش از این نمیتواند سکوت کند .
کرده، یعنی موسوی نیز تلویحا نوشته آقای تاجزاده را تایید می کند
قابل توجه دارا ایرانی
کمی منصف باشید
نمی دونم چرا اینقدر با موسوی دشمنی؟
----------
تلویحا از طرف یک رهبر سیاسی بی معنی است.
----------------
آقای رضایی، اتفاقی افتاده؟ ۱- اینجا محل نظر است، نه گزارش و خبر. در بخش نظر، روزنامهنگار حق دارد نظرش را بیان کند. اگر در بخش خبر خطایی در این باب کرد، حتما حق با شماست.
۲- اگر اساس حقوق بشر باشد، و در حوزهای طول موج افراد نزدیک به هم باشد، آیا مثل هم هستند؟ اگر من به اعدامهای دهه ۶۰ اعتراض کنم، و کسی دیگر هم که پدرش اعدام شده و هر دیدگاهی میتواند داشته باشد هم معترض باشد، آیا این به معنای پذیرفتن دیدگاه طرف است؟
۳- ممنون که مرا مزدور خواندید. احتمالا اتفاقی افتاده که من از آن بی اطلاعم و چون خبر ندارم، قضاوت بیشتری نمیکنم
به هر حال چنین مطلب سربسته و گنگی آنهم در شرایط کنونی که اصلاح طلبان از جناح رقیب شکست مفتضحانه یی خورده اند و در اپوزیسیون هم کسی قبولشان ندارد، مردم هم دیگر اعتمادی بهشان ندارند، و کاملا از اینجا رانده و از آنجا مانده شده اند، دیگر ارزش و اعتبار چندانی برایشان ایجاد نمیکند. فکر نمیکنم دیگر چیزی بتواند آب رفته این جناح حکومت را بجوی بازگردند مگر اینکه باز "اتاق فکر" در خارج طرح محیر العقول جدیدی صادر فرماید!
خدا کند اینطور نباشد ولی احساس میکنم که خودنویس بعضی اخبار را پاکنویس میکند .
با تمام اینها من هنوز شما را در نردبان دموکراسی ایران در جایگاهی قابل قبول میبینم .
---------------------
من درم مسافرت هستم و نمیتوانم همه خبرهای رسیده را بررسی کنم و انتشار خبرها نیاز به بررسی بیشتری دارد. ممنون از تذکرتان
«امروز آمریکا دیگر آن آمریکایی نیست که ملت ما آن را با کودتای ۲۸ مرداد علیه دولت قانونی و ملی دکتر مصدق می شناخت، بلکه آمریکایی است که انتخابات عراق زیر برق سرنیزه های ارتش او با چنان شفافیتی برگزار میشود که حضور اکثریت ملت و حمایت مرجعیت شیعه و روحانیت اهل سنت را به دنبال دارد.»
آقای تاجزاده به این برداشت رسیده ولی هنوز عده ای از به اصطلاح روشنفکران ما برای دخالت احتمالی نیروهای خارجی بیشتر داد و هوار راه میاندازند تا وجود رژیم سراسر قتل و جنایت اینها
بسیار زیبا بیان کردید.
این سایت ها، و رسانه های اصلاح طلبان، بیشتر جنبه پروپاگاندا داره. نظرات مخالف در سایت ها حذف میشه. اگر به کامنت ها نگاه کنید، همه "به به" و "درود" هست. زهرا رهنورد یکدفعه لقب پروفسور میگیره. و نوشته نویسندگان بیشتر به انشایی پر از احساس و تهی از محتوا شبیه هست، تا نقد، آنالیز، و ارائه راه حل.
درست مانند اوایل انقلاب، که امثال نوری زاده ها، برای خمینی و برادر صدام (عرفات)، شعر های عاشقانه میگفتند، همینطور حاج سید جوادی ها.
در این سایت ها، خانوم رهنورد صحبت از آزادی زنان و حقوق زن میکنه، ولی جواب نمیده چرا "بانو دکتر فرخ رو پارسا" در زمان خمینی ، با نقشه رجایی و با هنر، به قتل میرسه. بانو فرخ رو پارسا بیشتر در زمینه حقوق زنان تلاش کرده بودند، یا زهرا رهنورد ؟
خانم رهنورد، از قتل زیبا کاظمی در زمان فریبا خاتمی، و هزاران دختر نوجوانی که در سال های ۶۰، پس از تجاوز و شکنجه اعدام شدند، حرفی نمیزنه. آیا آنها دختر و زن نبودند ؟
آقای موسوی زن چادر به دندون گرفتش زهرا رو روشنفکر ترین زن ایرانی لقب میده .
یکی نیست به این مردک بگه، به اندازه دهانت گ...ه بخور. مگه با دسته کورها و کچل ها طرفی ....
چطور هر کجای دنیا، هرکی میخواهد، رییس جمهور شود و یا منصب مهم دولتی داشته باشد، رسانه ها، از کودکی تا زندگی خصوصی او را به نقد میکشند، حال آنکه اندیشه ها، نوشته ها، سخنرانی های موسوی را از آن سال ها هیچکس بررسی نمیکند، ببینند ماهیت اصلی این فرد چیست.
با دوست بالا موافقم، نمیشه هم از دموکراسی و سبز بودن حرف زد، هم خمینی را الگوی زندگی خود دانست.
سبزه
http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2010/june/17//-11030ed677.html
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید