فرصت‌هایی که نباید از دست برود | رسانه‌های خودمانی | حقوق بشر | صفحه اصلی
نظرات (24)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

فرصت‌هایی که نباید از دست برود

۲۲ خرداد ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

تغییر ادبیات و نگاه سیاست‌مداران زمان و هزینه و زحمت زیادی می‌طلبد. مرور سخنان جمهوری‌خواهان و کاندیدای‌شان در رقابت‌های پیشین ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸، و مقایسه با حرف‌هایی که جان‌ مک‌کین در کنفرانس یک روزه بنیاد ملی دموکراسی در واشینگتن زد، برای هر شنونده‌ای جذاب است. بدون حضور ایرانیانی موثر در فضای فکری واشینگتن، نمی‌توان تغییر و تحول را در نگاه و ادبیات سیاستمداری کهن‌سال دید و شنید. سال‌هاست در واشینگتن، گروه‌های قدرتمند تنها حرفی که تکرار می‌کنند، حمله نظامی به ایرانی است که سپاه حاکم آن است. اینان تنها راه ممکن برای کاهش قدرت هسته‌ای، حمله‌ای پیشگیرانه می‌دانند. حتی از ایده حمله اسرائیل به ایران حمایت می‌کنند. حضور احمدی‌نژاد در قدرت و بهانه‌هایی که به نام حمایت از فلسطین به اسرائیل می‌دهد، نعمتی برای جنگ‌طلبان دو طرف است. اما سوال بزرگی که فعالان حقوق بشر در این سر دنیا در دیدار با سیاسیون مطرح می‌کنند، این است که تا کنون چند بار ناقضان حقوق بشر در ایران در عرصه بین‌المللی از سفر و تجارت محروم شده‌اند؟ آیا کسی ارتباط‌های مالی گروهی از مهاجران اقتصادی به کشورهایی نظیر کانادا را بررسی کرده است؟ چگونه است که نزدیکان یکی از بزرگ‌ترین حامیان نقض حقوق بشر در ایران، آیت‌الله مصباح یزدی به این راحتی در کانادا سرمایه‌گذاری می‌کنند، کنفرانس می‌گذارند و کسی عین خیالش نیست؟ وقتی بتوان از طریق نهادهای بین‌المللی، سرمایه‌های بزرگان و قدرتمندان حاکم را ضبط کرد، البته به طریقی قانونی، اگر بتوان معاملات را محدود کرد بی‌آنکه هزینه‌اش را مردم ایران بدهند، وقتی بتوان شکنجه‌گران و حامیانشان را در نقاط مختلف دنیا دستگیر کرد، می‌توان امیدوار بود که تلاش‌های فعالان حقوق بشر در واشینگتن و استراسبورگ و نقاط مختلف جهان مثبت بوده. ممکن است امروز به نتیجه نرسند، اما نگاهی به سرنوشت سرکوب‌گران چهار گوشه عالم، مایه امیدواری فعالان حقوق بشر است. وقتی جان مک‌کین در سال ۲۰۰۷ به شوخی در جایی گفت «ایران را بمباران کنید» و امروز به جای تاکید بر حمله نظامی، از نقش مهم شیوا نظر آهاری می‌گوید، می‌توان فهمید که تغییر ادبیات، زمان و تلاش زیادی برده. اینکه آدمی مثل مک‌کین مشاوره می‌گیرد و حاضر است گفتمانی جدید برگزیند شاید بیان این مساله باشد که حضور هرچه بیشتر فعالان برای گفتگو با سیاستمداران در مراکز قدرت بی‌نتیجه نیست.

 

چرا نباید کسی چون علی‌اکبر موسوی خوئینی، نماینده‌ای که شجاعانه زندانبانان را زیر سوال برد و در حمایت از جنبش زنان دستگیر شد، در کنار لادن برومند بنشیند؟ لادن برومندی که حامی انتشار گزارشی در باره اعدام‌های ۶۷ بوده. اعدام‌هایی که بسیاری از یاران سابق موسوی خوئینی در برابرشان ساکتند و نمی‌خواهند وجهه «امام» لطمه ببیند.

چرا باید از اعطای جایزه از سوی یک بنیاد آمریکایی به جنبش سبز ترسید؟ تا کی باید پیرو ادبیات غالب کیهان و ولی فقیه بود؟ تا کی باید ترسید که سپاهیان در باره این طرف چه قضاوتی می‌کنند؟ تعارف نداریم! اگرمی‌خواهیم موثر باشیم، باید از بدنامی نترسیم. اما بدنامی از سوی کدام طرف؟ از سوی ناقضان حقوق بشر؟ از سوی غاصبان دموکراسی؟ از سوی پنهان‌کاران و ساکتان در مقابل نقض حقوق بشر در ۳۲ سال گذشته؟

باید نقدها را شنید، اما عقل را جانشین احساسات حزبی کرد. وقتی مک‌کین ۷۲ ساله بتواند، شما نمی‌توانید؟

ارزیابی این خبر:

3.89

Subscribe to comments feed نظرات (16 نوشته شد):

مانی در ۲۲ خرداد ۱۳۸۹
همه اینها درست. اما چگونه میتوان به مک کین اعتماد کرد؟ او نه تنها به قول خودش به شوخی گفت ایران را بمباران کنیم بلکه بارها در سنا پیشنهاد حمله به ایران را کرد و از هر پیشنهادی هم که برای برخورد نظامی با ایران بود پشتیبانی کرد. من یکی به این سناتور و بسیاری دیگر نمیتوانم اعتماد کنم. راستش وقتی خبر را جایزه را خواندم خوشحال شدم اما با دیدن مک کین خوشحالیم رنگ باخت . به خود گفتم کاش به جای این یکی سناتوردنیس کو چینیک سخنرانی میکرد.
----------------
کوچینیک سناتور نیست. در ضمن مک کین در کنفرانس حرف زد نه در مراسم اعطای جایزه. اما همینکه گفتمان جناح راست آمریکا را بتوان تغییر داد، و اینها را پایبند حرف‌هایشان نگه داشت، تلاش زیادی می‌طلبد
جمال در ۲۴ خرداد ۱۳۸۹
-2
با سلام خدمت دوستان: من خودم با گوشهای کر شده ام از کانالهای مختلف میشنوم که این آقا اسمش کوسینیچ هست، البته قد و قامت کوچکی دارند ولی اسمش ربطی به قدش ندارد.
اتفاقا در بین جمهوریخواهان به تنها کسی که میتوان اطمینان کرد همین مک کین است و بخاطر همین هم تندروهایی مثل راش لیمبا و شان هنیتی هم از او خوششان نمی اید. فضولی مرا ببخشید، ولی دیدم نیکان هم در جواب شما کوچینیک نوشته دیگه نتونستم چیزی نگم.
در ۲۲ خرداد ۱۳۸۹
نیکان عزیز ،عصر فرهنگ و تعارفات ان چنانی را باید از ضمیر ذهنمان پاکسازی کنیم ،نه به سادگی گول سیاستمداران غربی رابخوریم ،نه در افکار پوکیده دایناسورهای فسیل شده ،حسین شریعت مداری ،و الی اکبر محتشمی زد اسراییلی در گیر شویم ،،به خاطر منافا ملی نه تنها با شیطان دست میدهیم ،حتی سر میز با یک نوشیدنی میزنیم .سیاستمداران غربی بر خلاف قرشمالهای ولای ،به منافا ملی خودشون بسیار آگاه میباشند ،تنها به ایران و ایرانی فکر کنیم نه تنها سناتور مکین ،حتی خود اوباما هم در فکر ما نمیتواند باشد ،خیری که ما ندیدیم از سیاست مداران غربی ،امید که به ما شر نرسانند .همینکه زیر ابی با حکام فاسد لاس خشکه نزنن ،برا ماها پیروزی بزرگی میباشد .قریب به سی سال سیاستهای یک بام و دو هوای این سیاستمداران غربی را با پوست خود احساس نمودیم .فرانسوی های بیشرم ،آلمان های که در داستان میکونس گیر کردند ،وگرنه از همتایان فرانسوی خود کمتر نبودن ،کشور اتریش به درستی شده مقر تروریستهای جمهوری اسلامی ،دولت بیشرم به اصطلاح سوسیال دمکرات نروژ به خاطر نفت گاز ،تلاش میکرد که آقای حیدری نتواند در نروژ پناهنده شود .
cra***********@gmail.com در ۲۲ خرداد ۱۳۸۹
ببینید! اینکه جایزه یک بنیاد امریکایی به جنبش سبز و یا حمایت امریکا و غرب از جنبش سبز چه تاثیری بر آینده جنبش سبز دارد را باید با توجه به واقعیات اجتماعی ایران که رابطه متقابلی با تاریخ سیاسی ایران دارد سنجید. به هزار دلیل( درست یا غلط) مردم ایران دید مثبتی نسبت به بیگانگان ندارند و جمهوری اسلامی هم دقیقا از همین (بنامیم عدم اعتماد تاریخی مردم به بیگانه) بهره برداری میکند و حس بیگانه ترسی و بیگانه ستیزی مردم را با متصل کردن هر حرکتی که خوشایند آنها نباشد به خارج بر می انگیزد و سعی میکند تا بانیان آن حرکت را ستون پنجم بیگانگان جلوه دهد. من معتقد نیستم که نباید از دنیا کمک گرفت معتقدم این گونه جوایز یا حمایت های زبانی و تئوریک بیش از آنکه به نفع حرکت های آزادی بخش در ایران باشد به ضرر آنها است. به جای آن دنیا باید در عمل حامی حرکت های دموکراسی خواهانه باشد. همانگونه که گفتید با بویکات کردن مقامات جمهوری اسلامی و جلوگیر از سفرها و باز کردن درهای دنیا (از نظر تبادل اطلاعات) به روی مردم ایران راه را برای افزایش آگاهی ها در ایران باز کند. هیچ چیزی به حیات جمهوری اسلامی بیش از این کمک نمیکند که ایران (به معنای مردم) ایزوله گردد. جمهوری اسلامی از کشیده شدن حصار به دور کشور منفعت میبرد و از هیچ چیزی به اندازه ارتباط ایرانیان با دنیای خارج و اگاه شدن آنها از حقایق و واقعیت های دنیا هراس ندارد.
Fatemeh در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹
برای من جالب است که شمادربرخوردباسیاستمداران ایرنی بویژه اصلاح طلبان موراازماست بیرون می کشیدامادربرابرهمتایان غربی آنها اینقدردست ودلبازهستید!یعنی آقای مک کین بایک سخنرانی یکدفعه شدطرفداردموکراسی؟!شماکه بسیاری ازایرانیان رابه آلزایمرداشتن متهم می کنیدخودتان مواضع سیاسی امثال مک کین رافراموش کردید؟مخالفان سقط جنین,مخالفان باازدواج همجنسگرایان،طرفداران جنگ درخاورمیانه واعتقادات آخرالزمانی -چیزی تومایه های انجمن حجتیه ومصباح بااین تفاوت که مال ماشیعه است ومال آنهامسیحی پروتستان-صاحبان صنایع اسلحه سازی آمریکاطرفدارکدام کاندیداوحزب هستند؟همه اینهابایک سخنرانی دل شماراربودند؟!
کدام تغییری یکشبه یک جنگ طلب تمام عیاررابه صلح طلب تبدیل کرده؟تغییری که باحمایت امثال مک کین (وسایرنومحافظه کاران)انجام شوددرنهایت می شودگرجستان وآبروریزی اوستیاوآبخازیا.
امثال خوئینی به خاطریک سخنرانی دلشان برای جنایتکاران جنگی غش وضعف نمی روند.نشستن درکنارمدیربنیادی که درصدی ازبودجه اش را(طبق ادعای وبسایت خودشان)کنگره آمریکاتأمین می کندوبعدازتقریبادوده ازآغازبه کارتوسط یک وکیل انگلیسی(احتملاوکلای ایرانی همگی مرده بودند.دکترلاهیجی هم رفته بودگل بچیند) اعلام می کندمنتخب مردم ایران آدمکش است درجه ای ازحماقت می خواهدکه قاعدتا بسیاری ازفعالان سیاسی ایرانی ندارند.یادمصاحبه احمدباطبی افتادم که تمام تلاشش رامی کردهمه راخاطرجمع کندکه ازدولت آمریکاپولی نگرفته.
مادرایران هنوزهزاران جوان داریم که پدرانشان رادرجنگی ازدست دادندکه آمریکامهمترین تهیه کننده سلحه،اطلاعات لجستیکی وجنگ روانیش بوده نمی توانیم به آنهابگوییم لطفابرای دموکراسی(!)ازخون پدرانتان بگذرید.نفرت ازاعراب(متحداستراتژیک آمریکا) ومحافظه کاران آمریکادرایران خیلی ریشه دارترازاین حرفهاست.
سیاست خارجی فعلی آمریکادرنامه ابامابه خامنه ای خلاصه می شود،آنهایک قذافی دیگرمی خواهند.عشوه های جمهوریخواهان هم رقابت سیاسیست نه آزادیخواهی.
به لطف جنبش سبزهمه مردگان سیاسی زنده شدند:ازفسیلهای سلطنت طلب (که حداقل وطن پرستند)تاروانپریشان کمونیست وهمکاران سابق صدام.وقتی دراین آب گل آلود ایرانیهاخون همدیگررامی خورندچراسیاستمداران غربی عقب بمانند؟
-----------------------------
۱- در سالی که جمهوری‌خواهان در مبارزات کنگره و سنا نیاز به رای دارند، تغییر ادبیات حزبی، آن هم از سوی یکی از مهم‌ترین جمهوری‌خواهان با تفکر شما همخوان نیست
۲- اعتقاد ندارم که نماینده‌های آمریکایی جز منافع کشور و حزب خود را می‌خواهند. اما اگر بتوان متناسب با منافع مردم ایران، نظرشان را برگرداند، هر چند سخت، نتیجه‌اش به نفع کدام گروه خواهد بود؟
۳- نگاه غالب حاکمیت به رابطه انگار روی ذهن همه آنقدر تاثیر می‌گذارد که اصل را بر عدم تغییر می‌گذارند. منافع تعیین کننده انتخاب‌هاست،
۴- سیاستمداران ما در برابر ملت خودشان پاسخگو هستند. شهروندان ما به ایشان رای می‌دهند نه شهروند‌های آمریکایی، و بالعکس!
۵- اینکه کارشاسان ایرانی در واشینگتن بتوانند در جهت منافع مردم ایران کاری کنند که منته به تغییر ادبیات سیاسیون شود، باید از آن به عنوان یک فرصت‌ استفاده کرد.
ج در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹
به نظر من سیاست ما باید ضامن منافع ملی ما باشد. اینکه آنها بدنبال منافع خود هستند هیچ شکی در ان نیست، ولی زمانی هم منافع یک ملت بر علیه یک دولت اشغالگر آدمکش با منافع یک دولت خارجی دشمن همان دولت اشغالگر در یک راستا قرار میگیرد. مانند مردم فرانسه در جنگ جهانی دوم که توانستند دولت دست نشانده آلمان نازی (حکومت ویشی) را با کمک آمریکاییان بیرون برانند. در جنگ ایران و عراق هم اگر بخواهید با کشورهایی که به عراق کمک کردند قطع رابطه نمایید آنگاه باید فقط با کره شمالی ارتباط داشته باشید. تازه بغیر از یک کشور که ما نمایندگانش را گروگان گرفته بودیم به اونهای دیگه از گل نازکتر هم نگفته بودیم. در زمینه خانواده های کشته شدگان در جنگ هم لطفا مثل برادران اشغالگر وطنمان حکم کلی صدر نفرمایید که ما نمیتوانیم به آنها بگوییم ......منطق حکم میکند که هر آنچه منافع آینده کشور ما و مردمانش را تضمین کند باید انجام داد. مطمئن باشید اگر بخواهیم دنبال بهانه برای دشمن تراشی باشیم از یونان گرفته تا اسپانیا و انگلیس ، روسیه، مغولستان، کشورهای ماورا قفقاز و مصر و یمن هم خیلی بما بدهی دارند. آیا میشود مغولستان را بخشید با ان همه جنایات چنگیز خان در ایران. راندن همه سیاستمداران غربی با یک چوب و همسان خواندن همه آنها بنظر فقط برای آسان کردن دیدگاه دشمنانه است که بوسیله رفقای روسی در اندیشه جریانات چپ و بسیاری دیگر نهادینه شده است، وگرنه سیاست علم و هنر بهره گیری از ممکنات است. چرا فکر میکنید که برای منافع مملکتش آقای اوباما نباید به آقای خامنه ای نامه بنویسد در حالیکه اکثریت گروههای سیاسی ما هنوز تحت تاثیر تبلیغات روسها و جمهوری اسلامی هیچ راه مذاکره ای به عنوان یک قدرت جانشین با دولتهای جهانی باز نکرده اند و حتا بسیاریشان معتقدند که در صورت جنگ بین جمهوری اسلامی و آمریکا،در کنار اداره کنندگان کهریزک خواهند ایستاد و شاید بعضی وقتها فکر میکنند که اگر در جنگ جهانی دوم مردم فرانسه فهم و شعور همینها را داشتند چه دنیای بهتری در کنار هیتلر میداشتند.
Fatemeh در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹
١ .اتفاقاچون الان افکارعمومی دردنیاوبویژه آمریکاحامی جنبش سبزاست،ژست گرفتن به نفع این جنبش می تواندرأی بیشتری برای هرجناح سیاسی بیاورد.قرارنیست آنهادرمقابل دوربینهای تلویزیون اعلام کنن:گورپدرایرانیها!
٢.یعنی واقعاباورتان شده می شودنظرکسانی راکه همیشه به جنگ به عنوان راه حل نگاه می کنندبرگرداند؟نگاه اغلب آنهانگاهی ایدئولوژیک است.نگاهی که به همین زودیهاعوض نمی شود.ازنظرآنهاآمریکاآقای دنیاست.همین الان هم درشبکه های تلویزیونی ومیتینگهای سیاسیشان ابامارامتهم می کنندکه دارد«آمریکا»ی آنان رانابودمی کند!هروقت محافظه کاران ایرانی عوض شدند،اینهاهم عوض می شوند.
٣.اتفاقاماایرانیهابه لطف جمهوری اسلامی آنقدربه «نگاه غالب حاکمیت»بدبین شدیم که گاهاسفیدی ماست راهم درصورت تأییدآنهاباورنمی کنیم.مادرمقایسه بابسیاری ازمردمان غرب کمترتحت تأثیررسانه های دولتی قرارمی گیریم.این رادرتجربه مدتی زندگی دراروپابه چشم خوددیدم.ساده اندیشی وزودباوری بسیاری ازهمکلاسیهای اروپاییم اوایل برایم غیرقابل هضم بود.تصوراکثرآنهاازایران همان چیزی بودکه بی چون وچراازرسانه هایشان گرفته بودند.ماایرانیهاآنقدربدبین شدیم که دیگرچیزی رابه همین راحتی باورنمی کنیم.
٤.سیاست خارجی سیاستمداران یکی ازعوامل مهم درمحبوبیت ومقبولیت آنهانزدمردمشان است.این ربطی به پاسخگویی به ملتهای دیگر ندارد.
٥. کارشناسان ایرانی سالهاست این کاررامی کنند.خوشبختانه اکثرآنهاآنقدرعقل دارندکه ازسیاستمداران آبرومندتری ازمک کین برای تأثیرگذاری استفاده کنند.

راستی،شماچطوردرموردسیاستداران ایرانی انتقاد «بی رحمانه»وبدون مصلحت سنجی راتجویزمی کنیدولی به خارجیهاکه رسیدید «گذشته»آنهارابی خیال می شوید؟یعنی اگرمااینجاحقیقت رافدای مصلحت کنیم اشکال ندارد؟یعنی درکل آمریکاقحط الرجال آمده ومانتیجتابایدباجنگ طلبان سریک سفره بنشینیم؟
---------------
من به مک‌کین رای نمی‌دهم، اما کاندیدای ایرانی به رای من احتیاج دارد. پس باید پاسخگویش کنم. مک کین به رای دهنده آمریکایی پاسخگو است. اگر من آمریکایی بودم، همین رفتارها را با کاندیداهای آمریکایی می‌کردم، و اگر رئیس دولت ایران با آن سابقه خرابش، از خر شیطان پیاده می‌شد و حاضر به گفتگو بود، همین حرف را می‌زدم که الان زده‌ام.

کارشناسان ایرانی بر خلاف نظر شما، تاثیرگذاری افراد برایشان مهم است. در جامعه آمریکا هم مک‌کین یک قهرمان ملی است. شما به عنوان کسی که از دور و بر اساس نگاه رسانه‌های محلی‌تان در مورد افراد قضاوت می‌کنید، طبیعتا از آنچه می‌گذرد دور می‌افتید. مک‌کین در انتخابات شکست خورد، اما هنوز مدال‌های جنگی‌اش مورد احترام همه است. حتی اگر جنگ علیه ویتنام باشد.

اینجا نیز طبیعتا لابی قوی با دو طرف بازی سیاست نتیجه می‌دهد. قطعا اگر ایرانیان تاثیر زیادی روی لابی اسرائیل بگذارند، نتیجه بهتری گرفته می‌شود. «آیپک» قدرت زیادی دارد و باید کار بیشتری رویش انجام شود. بسیاری از نمایندگان کنگره و سنا عضو این گروه هستند. مک‌کین خالی هم کافی نیست. لیبرمن و رهبران دموکرات و جمهوری‌خواه معمولا با آیپک در نمی‌افتند.
فرقان در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹
-6
نام آن آقا، کوسینیچ هست.
یکی از نوه های خمینی هم، از حمله امریکا به ایران حمایت کرده بود. ویدئو اش در یوتوب هست.
استدلال کرده بودند، وقتی شما در یک زندان هستین، و نمیتونین فرار کنید، یا کاری کنید، میخواهید از خارج حمله کنند و شما رو نجات دهند.
در ضمن، دوستانی که به مککین انتقاد میکنند که چرا یک بار از حمله از ایران صحبت کرده.
نکته اول اینکه، اون نظر ایشون، قبل از رستاخیز مردم بود. و با مشاهده دلاوری و هوشیاری مردم، نظر ایشون به ایران عوض شده، و از ابتدا از خیزش مردم حمایت کردند.
و چطور به سخنان گذشته مککین استناد میکنند، از طرفی میگویند که با گذشته موسوی، قصاب و جلاد خاوران کاری نداشته باشید.

من از طرف خودم صحبت میکنم.
موسوی برای من، تنها یک تخته پرش برای سرنگونی کامل رژیم اسلامی بود. و در ایران آزاد، قبل از رسیدگی به جنایات خامنه ای و احمدینژاد، به جنایات موسوی، رفسنجانی و خاتمی و باند اصلاح طلبان باید رسیدگی بشه، که ۲۴ سال در قتل، غارت، تجاوز، شکنجه در داخل و خارج از ایران دست داشتند.
سکوت آنها کافیست تا حکم شریک جرم بودن آنها محرز شود.

در ضمن، ما ایرانی هستیم، اینکه چه کسی یزید، ابو سفیان، طلحه، زبیر، حسین، و ... زمان هست، به ما چه ربطی داره. با شاهنامه فردوسی و تاریخ غنی ایران، نیازی به الگو برداری از کشور های بیگانه داریم ؟ این به معنای ستیز موسوی با ایرانیان نیست ؟ همانگونه که در گذشته نفرت خود را از تاریخ ایران و فردوسی بیان کرده بود. شرم بر مردمی که از گذشته درس نگیرند.

دوستانی که میگویند رای من کو ؟ وقتی بنی صدر با رای مردم انتخاب شد، ولی خمینی اون رو برکنار کرد، جواب سوالتون رو باید گرفته باشید، یا از خانواده میپرسیدید.
در انتخابات گذشته هم کروبی مدعی تقلب شد، و وعده داد که حزبی تشکیل میده و پیگیری میکنه، و ۴ سال گذشت، کاری نکرد، ...
ببخشید، اگر شما یک اشتباه را چندین بار تکرار کنید، در سلامت عقلی شما شک باید کرد.
در ضمن، چشمک معنا در کروبی به محسن رضایی در مناظره تلویزیونی که ویدئوش در یوتوب موجود هست، نشان از این است، که همه اینها باهم هستند، و هدف چاپیدن و غارت مردم هست. مگه موسوی و کروبی نگفته بودند که کفن میپوشیم، چه شد ؟ خانوم رهنورد هم که میخواهند برای ایران آزادی بیارند، بپرسین، در این ۲۴ ساله که باند رفسنجانی سر قدرت بوده، در ایران آزادی بوده ؟ در دوران طلایی حضرت امام که شمار قتل و شکنجه هزاران برابر بیشتر از دوران احمدینژاد هست.

ببخشید جناب نیک آهنگ، در سایت های اصلاح طلبان ، هرچی نظر میدم، حذف میکنند، که خود نشان دهنده این هست که به آزادی بیان اعتقادی ندارند.

به چه زبانی بگویم، من سبز نیستم، من ۳ رنگ سبز، سفید، قرمز شیر و خورشید نشان هستم. من ایرانی هستم. نه به سبز محمدی اعتقادی دارم، نه سبز علوی، نه سبز موسوی، و نه جنبش قرمه سبزی .

پاینده باشید.
hoveyda در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹
-1
نیک آهنگ گرامی، خواهش میکنم، در مورد کنفرانس گوادلوپ ، و شرکت کنندگان ان، و سرنوشت آنها تحقیق کنید و روشنگری کنید.
اینکه چگونه بسیاری از آنها به دست رفسنجانی در ترور های اول انقلاب حذف شدند....

دوستان جوان شاید ندانند که این رژیم اسلامی، از روز اول دست نشانده دولت های غربی بوده.
در مورد ایران-کنترا، و کمپین ریگان هم روشنگری کنید.

http://www.youtube.com/watch?v=ruf5CynbPJo

http://en.wikipedia.org/wiki/October_surprise_conspiracy_theory
محمد در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹
چرا نباید منافع طبقه حاکم را با منافع مردم یکی ندانست؟ چرا نباید تصور کرد که صندوق ملی دموکراسی که برای پیشبرد مقاصد نظام سرمایه داری و جلوگیری از هرگونه جنبش واقعاً مردمی برعلیه نظام سرمایه داری کنونی ایجاد شده حالا در واقع تغییر جهت صد و هشتاد درجه نداده و در واقع پشتیبان توده های مردم نشده؟ چرا نباید کلاه شرعی از نوع عباس میلانی را قبول نکرد؟ چرا نبایستی تصور کرد که نظام سرمایه داری در واقع تنها راه خوشبختی بشر است؟ چرا نبایستی تصور کرد که خواهران برومند که با سرمایه اتاق های فکری دست راستی حمایت می شوند در واقع خیرخواه ملت ایران نیستند؟ چرا نباید همه مان با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنیم، به جلسات صندوق های فکری راستگرا برویم و سعی کنیم آنها را از «داخل» عوض کنیم؟ چرا نباید قبول کنیم که حتی سر سخت ترین عناصر راستگرا را می توان تغییر داد؟ چرا نباید نتوانیم در دنیای خیالات زندگی کنیم؟ هزاران چرای دیگر
agh sia در ۲۳ خرداد ۱۳۸۹
جناب کوثر
خاطرتون هست کاریکاتوری کشیدید از خاتمی و مهاجرانی که میگفتین "قرقیزا اگر اینارو داشتن"؟
اخبار اخیر قرقیزستان رو که خوندین؟
حالا که انتقاد سازنده رو باب کردین، بد نیست بیاین از خودتون و از همه کسانی که قرقیزستان رو مدل مبارزه میدونستن (گر چه الان همه انکار میکنن) هم انتقاد کنین.
البته قبول دارم سنت نیست بزرگان اشتباه خودشون رو قبول کنن. ولی شما یکی سنت شکن خوبی هستین، ببینم چه میکنین؟ 
ولی خارج از شوخی یه مطلب کوچیک در مورد تبعات حرکت سرخ بجای سبز بنویسید هم من قبول دارم، به شرطی که اشاره ای هم به قضاوت عجول عده ای در روزای اول قرقیزا بکنین، و گر نه که کم نیستن سروش هایی که تا صحبت از انقلاب فرهنگی میشه سوت میزنن! 
--------------
من نسبت انتقاد شما را درک نمی‌کنم و اینکه چه ربطی به این مطلب داشت؟
agh sia در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹
ربطی به نوشته شما نداره، جای دیگری نبود اینو بنویسم. فرصت نوشتن مقاله هم ندارم. ولی به نظرم خیلی مهمه که بدونیم حرکت عجولانه خیلی میتونه صدمه بزنه. ما از این راه دور به زور میتونیم برداشتی کامل از تهران داشته باشیم، چه برسه به شرایط استان ها و شهرستان های ایران و خلاصه نسخه قرقیز دادن خیلی خطرناکه. احتراما البته، چون هنوز شما برای ما نیک آهنگ دوران دانشجوییم هستین، همونجور که سروش برام همیشه سروشه
ped در ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
ببینین 1 بام 2 هوا که نمیشه. آدم یا مبارزه با خشونت میکنه یا بی خشونت. اگه با خشونت باشه که تکلیف معلومه، یک رهبر میگه آقا فرضا صدا سیما رو بگیرین.
اگه بی خشونت باشه، دیگه از گاندی که معروف تر نداریم، اون بنده خداهم گفت مردم جنس اینگلیسی رو تحریم کنین. متاسفانه آقای موسوی نه کار اول رو میکنه نه دستور تحریم میده. من فکر نمیکنم این حکومت با ماچ ور بیفته. بلاخره یا باید بصورت خشونت آمیز ور بیفته یا مردم اعتصاب و تحریم کنن تا شروع به فروپاشی کنه. من تا حالا نشنیدم حکومتی با 30-40 بیانیه سقوط کنه.
خاوران در ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
-1
نیک آهنگ گرامی،
خبر بسیار مهم،

افشای نقش رفسنجانی و موسوی در قتل و عام گسترده و کشتار ۶۷.

جالبه که دوستان سبزللاهی، این خبر مهم رو در بایکوت و سکوت خبر قرار دادند.

نیک آهنگ، شجاعت شما رو بینهایت تحسین میکنم، که در شرایطی که قلم به مزد هایی در رسانه های زرد سبز، در اینترنت و سایت های زنجیره ای، عربده میکشند، تا صدای مخالفان را خاموش کنند، شما از بیان حقایق، باکی ندارید.

بسیار دوستتان دارم، در این زمینه روشنگری بکنید. افشای نقش موسوی در کشتار ۶۷.



گزارش جفری روبرتسون رو بخودنین.


http://www.balatarin.com/permlink/2010/6/15/2089405

http://www.doughtystreet.co.uk/files/Iran%20Massacre%20Report.pdf

http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/iran/7811996/Mir-Hossein-Mousavi-involved-in-massacre-says-report.html

http://www.smh.com.au/opinion/politics/iranians-involved-in-1988-massacres-remain-in-public-life-20100613-y5uo.html
aabbas در ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
برادر
اینقدر تابلو ننویس.
در نامه آن انگلیسی مشکوک از سه نفر نام برده شده بود تا معلوم نشود که به سفارش چه کسانی تهیه شده است.
ظاهرا غیرت اعتقادی به شما اجازه نداده است تا نام نفر سوم را ذکر کنید. و به این ترتیب دم خروس را لو داده اید.
رضا در ۲۵ خرداد ۱۳۸۹
تبریک میگم. رجانیوز هم کاراتون رو چاپ می کنه دیگه.

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=52940
سامان در ۲۶ خرداد ۱۳۸۹
"بدون حضور ایرانیانی موثر "؟ ‎مثلاً کی؟ نیک آهنگ کوثر؟!!! چی میشد باور میکردی که فقط یه کاریکاتوریستی.
afrashteh در ۲۶ خرداد ۱۳۸۹
واقعا
mohamad در ۲۶ خرداد ۱۳۸۹
اقای عزیز من مشگلی با انتقادات یا کارتونهای شما از جنبش ندارم اما بنظرم این بی انصافی است کسیکه خودش شجاعتی ندارد ازدیگران توقع شهامت وشجاعت داشته باشد برطبق نوشتههای خودتان هنوزبعدازسالهایاداوری ان بازداشت مایع زردرنگ از شلوار مبارک جاری میشود جالبتر اینکه بیشترنویسندگان خودنویس دچار همین مشکل می باشندهمه رابه کندروی متهم میکنندوبرای ما که دراین مملکت زندگی میکنیم این شبهه را ایجادمیکنند که گویا شماهیچوقت درایران نبوده اید
سبزی پلو ماهی در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹
خانوم پروفسور زهرا رهنورد که گفتند حاضرند بر بالای چوبه دار بروند.

موسوی و کروبی هم که گفته بودند کفن میپوشیم.

به آنها بگویید، پس چه شد ؟
هزیان گفتن که مالیات ندارد ؟
وعده های آزادی آنها هم وعده سر خرمن است .

۳۱ سال وقت داشتید که استقلال آزادی جمهوری اسلامی ای که روزی عربده میزدید اجرا کنید.

دوران طلایی امام .... وای بر مردمی که برای امثال موسوی ها، سوت و کف میزنند.

در اجلاس بیلدربرگ، به اسرایل چراغ سبز برای بمباران اتمی ایران دادند. تا چندین نسل کودکانی با مشکلات ژنتیکی به دنیا خواهند آمد.

امیدوارم که این اصلاح طلبان، با اعتراف به گذشته، شهامت این را داشته باشند، که نوع حکومت ایران را به رفراندوم بگذارند. وگرنه جابجایی مهره های سوخته، که در این ۳۱ سال شاهد بودیم، نه فایده ای برای مردم داره، نه جامعه جهانی.

ببینید این باند خامنه ای و مصباح، چه مدارک جنایتی بر علیه اصلاح طلبان دارند، که با تهدید به رو کردن آنها، اصلاح طلبان را وادار به خفه خون مرگ میکنند.

تمام این بچه های این اصلاح طلب ها، لندن نشین و واشینگتون نشین هستن، حتا در امریکا به دنیا اومدن، با پول های غارت شده در خارج تحصیل میکنند، ولی حقوق ابتدایی رو از دانشجویان در ایران دریغ میکنند.

امثال آقای سروش و موسوی، جزو پیشگامان انقلاب فرهنگی، قلع و قمع اهل اندیشه بودند.
ملتی که گذشته خود را نشناسد، آینده هولناکی در انتظارشان خواهد بود.
در پشت بام مدرسه علوی چه گذشت در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹
نیک آهنگ، یک شهروند عادی بوده و هست و هیچ ادعا ی بیشتری هم نکرده.

آقای موسوی، ۸ سال در رژیم جمهوری اسلامی، نخست وزیر بودند. حامیان موسوی، رفسنجانی و خاتمی هم هرکدام ۸ سال رییس جمهور بودند. این شد ۲۴ سال. اگر شما با خامنه ای مشکل دارید، حتما میدانید که این رفسنجانی بود که از بیماری خمینی سو استفاده کرد، و به زور خامنه ای را به ایران قالب کرد. وگرنه خمینی بعد از مرگش میخواست رهبری به صورت شورایی باشه.

نیک آهنگ، بر خلاف ابراهیم نبوی، مخملباف، جلایی پور، سازگارا،گنجی، سروش، نوری زاده، فاطمه حقیقت جو، مهاجرانی، تاج زاده، حجاریان، ۱ روز هم پست و مقامی در حکومت جمهوری اسلامی نداشته، و در قتل و کشتار و شکنجه، سهیم نبوده.

بنابر این مقایسه نیک آهنگ با این جانیان بسیار بی پایه و همانند مقایسه رهبران و مهره های حزب آلمان نازی با یک شهروند ساده آلمانی هست.

وحشت این افراد و اصلاح طلبان از این است، که با فروپاشی جمهوری اسلامی، این افراد نیز محاکمه خواهند شد. از این رو هست که هرجور شده میخواهند سر و ته قضیه رو یجوری هم بیارند.

مشکل موسوی، آزادی نیست، چرا که باند رفسنجانی، و خود موسوی، همانگونه که اشاره کردم، ۲۴ سال در ایران حکومت کردند، و در غارت ، قتل و چپاول و دزدی سهیم بودند. و هیچ آزادی در آن ۲۴ سال نبود.

حال باند مصباح و سپاه گفتن که ۲۴ سال شما بخور بخور کردید، حالا نوبت ما هست.

به نامه آخر خاتمی نگاه کنید، که باز داره ماتحت خامنه ای رو لیس میزنه، تا هر جور شده از فرو پاشی جمهوری اسلامی فرار کنه، تا مبادا خودش و یاران اصلاح طلبش در ایران آزاد بدون جمهوری اسلامی محاکمه بشوند.

اگر رفتار انقلابی و شرکت در قتل و شکنجه و غارت و ... ، یعنی همان رفتاری که یاران اصلاح طلب از ۵۷ تا ۸۲ انجام دادند، از نظر شما شهامت هست، همان بهتر که نیک آهنگ جزو آن گروه نیست.
مهم نیست در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹
راست گفته اند که سیاست بولواری است که آخر چپ روی در آن راست روی است. جناب کوثر بسیار شبیه حسین درخشان شده ای البته از نظر روش و منش -- کلمات و بیانات چندان مهم نیستند. طبیعی و قابل انتظار است که منطق مک کین و بوش و پیلین و مشتریان ایرانی آنها که تفاوت چندانی با خامنه ای و مصباح -- مرادهای نویافته حسین درخشان -- ندارند جز در اسم و زبان، برای شما جذابیت داشته باشند. امیدوارم آزادی ناشی از زندگی در غرب اینقدر شرافت و شعور در شما باقی گذاشته باشد که به فراست مطالعه برداشتهای موجود از اطوار و ذهنیت مک کین و همقطاران او نزد اکثریت متفکران آمریکا افتاده باشید. در هر صورت، هر کسی را بهر کاری ساخته اند، لطف کنید همان کاریکاتوریست بمانید. به صلاح شما است سنت مالوف وطن را که در پیروی از آن هیچ کاره ها عقده همه کاره شدن دارند، فراموش کنید و بیش از این گنده گویی نفرمایید.
رستم فرخزاد در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹
-1
شما سبز اللهی ها هم شبیه حزب اللهی ها و ثارالهی های اول انقلاب شدین، که موسوی جلاد و قصاب خاوران را بت خود کرده اید، و هرکه بر خلاف منش سبز اللهی شما فکر کرد ، بی درنگ برایش حکم ارتداد و عدول از مشی انقلابی صادر میکنید. و با توهین و برچسب و اتهام، سعی در خفه کردن و سرکوبش دارید.

یادتان نرود، که ندا سمبل آزادی هیچگاه به موسوی ، شریک قتل عام گسترده سال ۶۷ و سرکوب رای نداد. و این تنها یک نمونه از میلیون ها اکثریت خاموشی بودند که نه برای اصلاحات که برای سرنگونی بیرون ریختند.

برای مردم ناتوان، انتخاب موسوی و خاتمی، همواره انتخاب بین بد و بدتر بوده. امیدوارم در ایران آزاد موسوی و خاتمی و یارانشان محاکمه شوند.و پاسخ این همه جنایات درون و برون مرز رو بدهند. و جمهوری اسلامی برای همیشه به زباله دان تاریخ فرستاده شود، که جز ننگ و نکبت، و جنایات هیچ دستاورد دیگری نداشته.

این مهره های سوخته ای که شما دل به آنها دوختید، و گاهی فریاد الله اکبری برایشان سر میدهید، با شما همان کاری را خواهند کرد که خاتمی ۸ سال کرد. فقط حرف، مثل حاج حسین اوباما .
جمال در ۲۷ خرداد ۱۳۸۹
جالبه، همونجوری که فونامه های صدای آمریکا بعضی وقتها مورد حمله سربازان گمنام امام زمان قرار میگیرد، در خودنویس هم سربازان گمنام سبزاللهی با دادن منفی به کامنتهای انتقادی خود را آینده رویایی خود آماده میکنند. اون کامنتی که در جواب خانم فاطمه با امضای ج نوشته شده از اینجانب بود.
مجموعه نتایج: 16 | نمایش: 1 - 16

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد
رییس مجلس شورای اسلامی می‌گوید که طرح نظارت بر نمایندگان مجلس با نظر و «راهنمایی‌های»، رهبر جمهوری اسلامی تصویب شده است و از ابتدای مجلس نهم نیز به اجرا در خواهد آمد....
سیاست | سروش جعفری

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»
هر سال با فرا رسیدن دوم خرداد، فیل بسیاری یاد هندستان «اصلاحات» می‌کند. دورانی که برداشت‌های متفاوتی می‌توان از آن داشت. برای خیلی‌ها، سید محمد خاتمی قهرمانی بود که دشمن مجال‌اش نداد، اما بودند کسانی چون عبدالکریم سروش و عباس عبدی که از انتقاد از سید محمد، نهراسیدند. سروش خاتمی را «قدرناشناس» و «فرصت سوز» خواند، با چاشنی «تذبذب». عبدی ضمن «ترسو» خواندن خاتمی، معتقد بود که بقای او در ساختار قدرت، به دنبال در پیش گرفتن سیاست «انفعال»، بـیش از پیش مملکت را تضعیف می‌کند و مخالفان مردم را جری‌تـر مـی‌نمایـد. ...
سیاست | خودنویس

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند
تعداد زیادی از افرادی که از گوشی‌های هوشمند استفاده می‌کنند عکاس‌های حرفه‌ای نیستند اما دوست دارند عکس‌های زیبایی بگیرند و بتوانند لذت دیدن آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران شریک شوند. ...
مکتب‌خانه | نسترن فرمانیان

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد
سفیر ایران در باکو در اعتراض به توهین برخی از شهروندان آذربایجان به علی خامنه‌ای از سوی وزارت امور خارجه ایران به تهران فراخوانده شد....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید