حسین درخشان، قربانی سکوت خانواده یا کمکاری کاناداییها
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
از بازداشت حسین درخشان، یکی از مطرحترین شهروندروزنامهنگاران ایرانی-کانادایی که متهم به جاسوسی است بیش از ۱۸ ماه میگذرد. در ارتباط با وضعیت این بلاگر، با «جیسون کنی»، وزیر مهاجرات کانادا گفتگو کردیم. کنی میگوید وقتی خانواده کسی خواهان سکوت نسبی کاناداییهاست، نمیشود کاری کرد.
جیسون کنی، شنبه پیش در گفتگو با خودنویس در باره وضعیت حسین درخشان و دیگر کاناداییهای ایرانی-تبار بازداشتی در ایران گفت که دولتش به همه ایرانیها اعلام کرده است که به دلیل عدم رسمیت شهروندی دوگانه از سوی جمهوری اسلامی ایران، ایرانیان کانادایی امنیت زیادی در صورت بازداشت از سوی دستگاههای قضایی و امنیتی ایران ندارند. کنی گفت که وقتی خانواده یک ایرانی-کانادایی بازداشتی در ایران از دولت کانادا درخواست عدم مداخله کند، اتاوا نمیتواند فراتر از خواست خانواده عمل کند.
وزیر مهاجرت کانادا در جواب این سوال که دولت کانادا چه کاری برای ایرانی -کاناداییهای زندانی و همچنین دارندگان اقامت کانادا که در تهران بازداشت شدهاند خواهد کرد، گفت: «هرگاه یک کانادایی به زندان میافتد، به ویژه اگر به طور غیر عادلانه توسط یک دولت تمامیتخواه مثل ایران، کانادا نگرانیهای خودش را دارد. ما تمامی تلاشهای خود را میکنیم که از حقوقشان دفاع کنیم. اما بخشی از مشکل ناشی از عدم پذیرش شهروندی دوگانه از سوی ایران است. آنها شهروندی کاناداییها این ایرانیان را قبول ندارند. وقتی شهروندان ایرانی-کانادایتی به ایران باز میگردند، توصیه میکنیم که خیلی مراقب باشند چون گذرنامه و ملیت کاناداییشان و حتی اقامت دائمیشان در کانادا هیچ جایگاه حقوقی از دید دولت ایران ندارد. همین باعث میسود که حتی دولت ایران مانع دسترسی این افراد به حمایتهای کنسولی کانادا برای دستگیر شدگان بشود.»
وزیر مهاجرت در باره نقش خانوادههای این دستگیر شدگان گفت: «وقتی خانوادهای از ما بخواهد که تلاش بسیار کمی بکنیم چون خودشان تمایل دارند که با روابط یا راههای خودشان مشکل را حل کنند، نمیخواهند عضو زندانی خانواده تبدیل به یک "توپ فوتبال دیپلماتیک" شود، بعضی وقتها از دولت کانادا میخواهند که پا را از حدی جلوتر نگذارد. در نتیجه دولت کانادا در قبال هر مورد قضایی مجبور است راه جداگانهای در پیش بگیرد، متناسب با منافع شهروند کانادایی دربند و خانوادهاش.»
این در حالی است که بنا به شواهد، خانواده درخشان با وجود انجام ملاقاتهایی با مقامهای کنسولی کانادا در تهران، اقدامی برای فشار به دولت کانادا جهت پیگیری بیشتر آزادی حسین در مجامع بینالمللی به عمل نیاورده است.
یک منبع مستقل به خودنویس گفت که شاید بهترین راه برای فشار به دولت ایران، طرح شکایت در دادگاهی کانادایی باشد. با توجه به تجربه جدی گرفته شدن پروندههای قضایی از سوی نمایندگان سیاسی ایران در کانادا به دعاوی حقوقی، از جمله گرفتن وکیل برای دفاع از جمهوری اسلامی در پرونده «زهرا کاظمی» در دادگاه عالی استان کبک، شاید طرح شکایت به نمایندگی از حسین درخشان در کانادا بتواند فشار تبلیغاتی و حقوقی زیادی هم بر ولت کانادا و هم بر تهران بیاورد.
اما خانواده درخشان هم چندان ساکت ننشستهاند و وبلاگی برای جلب حمایت از حسین راه انداختهاند. با این همه معلوم نیست قاضی صلواتی و دستگاه قضایی بیشتر از عملکرد این وبلاگ اثر بپذیرند یا نگران دعوای حقوقی جدیدی علیه دولت ایران باشند؟ یکی از دوستان حسین درخشان گفت که با توجه به روابط خانوادگی «درخشان»، بعید به نظر میرسد که پدر خانواده حاضر به کمک به شکایت از دولت ایران در کانادا شود.
در کانادا، احزاب مختلف در جریان پرونده حسین درخشان در ایران هستند، اما آنها نیز نمیتوانند بیشتر از حدی به دولت هارپر برای کاری بیشتر برای آزادی درخشان فشار وارد کنند، وقتی خانواده درخشان تمایلی به پیگیریهای دیپلماتیک در ردههای بالاتر ندارد.
باب ری، نفر دوم حزب لیبرال که رقیب دولت محافظهکار به حساب میآید نیز چندی پیش در گفتگو با خودنویس تاکید کرد که دولت کانادا نمیتواند از حدی پیشتر برود و پیگیریهای کنسولی نیز در تهران با مشکلاتی روبرو است.
Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):
------------
دوست عزیز. ماندن کسی بدون آنکه در دادگاهی قانونی محاکمه شده باشد اندکی غیر معقول است و حمایت از در بند کردن کسی که جرمش معلوم نیست، غیر معقولتر.
۱-انتصاب خانواده پدری حسین ( دست کم عموی درگذشته در حادثهٔ ۷ تیر سال ۱۳۶۰ و پدر حسین) به " موتلفه اسلامی" و باورمندی به این امر که این وابستگی نوعئ "نفوذ سیاسی" بهمراه دارد که سرانجام مانع ازرقم خوردن سرنوشت بدی برای حسین خواهد شد.
در این راستا عدم جدیّت خانواده ی حسین در اعمال فشارهای خارجی بر مقامات جمهوری اسلامی، با آویختن بر معاذیری چون [(عدم طرح دعوای خانوادگی نزد بیگانه (در اینجا کانادا) و یا به به دستاویز به "بیگانه" پناه نبردن برای حل مسائل داخلی] و یا اینکه "چاقو دسته خودش را نمیبرد" که جملگی تا این لحظه انجامی جز "بی عملی" مطلق در تعیین تکلیف حسین - بعد از نزدیک به ۲۰ ماه بازداشت- به بار نیاورده است،
فراموش نکنیم که خانواده همسر اول حسین -خانم پگاه جمالان( پدر، عمو و حتا دایی ایشان) - از وابستگان سیستم امنیتی جمهوری اسلامی هستند. گذشته از وجود هر نوع امکان "انتقام گیری" از حسین بابت "مطلقه" کردن دختر خانواده، اقدامات بعدی حسین مانند ۲ بار سفر به اسرائیل و یا در مظان اتهام "جاسوس " بودن او را به "لکه ننگی" تبدیل کرده است که باید به هر نحوی از دامان منزّه خاندانهای با اعتبار و ریشه دار اسلامی و انقلابی "پاک" شود.
۲- باورمندی پدر حسین به این امر که او نیز مانند بعضی از مقامات جمهوری اسلامی باید با دادن قربانی به دوام و بقای این نظام یاری رساند ( مانند فرزندان محمدی گیلانی، جنتی و مشکینی و یا برادر شهیدش مرحوم علی درخشان)،
۳- ترجیح خانواده درخشان به این امر که با ادامه باورمندی به "سیستم قضایی" جمهوری اسلامی و در نهایت با مظلوم نمایی و "صدا" را در محدوده دنیای مجازی بلند کردن - از طریق دایر کردن یک وبلاگ مخصوص حسین - خواهند توانست فشار لازم را برای تعیین تکلیف حسین به مقامات امنیتی وارد آورند.
و سرانجام اینکه بر اساس اطلاعات دریافتی - و غیر قبل تایید - حتا تماسهای ادعایی آقای حسن درخشان با سفارت کانادا در تهران هم از سر ناچاری و نیم بند و تنها در واکنش به فشارهای سایر اعضای خانواده حسین ( مادر و خواهر) بوده است نه بر اساس اعتقاد به پگیری جدی سیاسی و یا حقوقی وضعیت "حسین" به عنوان یک تبعه دولت کانادا.
و از یاد نبریم: تمامی احتمالات یاد شده دربالا بر اساس اطلاعات دریافتی و یا مکتسبه از منابع گوناگون است و هیچ کدام از آنان "وحی منزل" نیست و احتمال راه یافتن خطا در آنها همواره یک اصل مسلم است.
نمیدانم گذارتان هرگز به زندانهای جمهوری اسلامی (توحید و اوین و ...) افتاده است یا خیر اما میدانم که چقدر راحت ادبیات بازجویان و شکنجه گران جمهوری اسلامی را به خدمت گرفتهاید.
آقای محترم!
خدا اگر کسی راا دوست داشته باشد لازم نیست اورا به مرکز ظلم و جنایت ببرد تا به قول شما در آنجا از نزدیک ظلم و شکنجه را تجربه کند، فقط به او اندکی بینش میدهد. چیزی که بگمان من خدا از حسین درخشان دریغ کرده است.
اما هیچ انسانی شایسته شکنجه شدن و مورد ظلم قرار گرفتن نیست حتا علی خامنهای.او اگر ظالم و جنایتکار هست که بی تردید هست باید با حفظ تمامی شئونات انسانیش محاکمه شود، اجازه داشته باشد "آزادانه" از خود و آعمال خود دفاع کند و چنان چه "محکوم" شد تمامی "کیفر" را تحمل کند. اینجا دیگر عفو و بخششی در کار نیست. ولی اعدام و شکنجهای هم در کار نیست. همین
تنها فقط و فقط از این راه میتوان به آیندهای روشن مشحون از انسانیت، شرف انسانی و عدالت امید داشت و رسید نه با در غلطیدن دوباره و چند باره در دایره شوم ظلم و شکنجه و مرگ.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید