نوشتهای از مجید توکلی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
مجید توکلی، اینک در سلول انفرادی است و دست به اعتصاب غذای خشک زده. گفته میشود بعد از ملاقات نماینده دادستان و گفتگو با زندانیان معترض به نتیجه انتخابات، و اعتراض مجید توکلی به اظهارات وی، توکلی به سلول انفرادی منتقل شده است. قرار است فردا در بسیاری از شهرها، فعالان در حمایت از توکلی دست به اعتصاب غذا بزنند. امروز نوشتهای از مجید توکلی در فیسبوک منتشر شد که گفته میشود پیش از بازداشت نوشته بود اما در زندان کاملش کرده. مجید مینویسد: «زیستن در زمان و مکان انقلابهای بزرگ جهان آرزوی بسیاری از انسانها به ویژه آزادی خواهان جهان بوده است, حال که چنین فرصت بزرگی را بدست آورده ایم تا تاریخ را بسازیم, باید قدر این فرصت را بدانیم.»
تغییر وضع موجود یا براندازی نرم
قصه تلاش برای براندازی این روزها بسیار برای ایرانیان آشنا شده است. عبارتی که سالها پیش به مانند بسیاری از محرمات جامعه در عرصه سیاسی، احتیاطها و اجتنابهای فراوانی را بر میداشت. اما امروز حرمت شکسته و عادی و هنجاری واژگون گردیده تا از ضد ارزش به یک ارزش ستودنی در میان مردم (و به ویژه مخالفان ساختار کنونی) مبدل شود. البته مراد آن نیست که اساساً ضد ارزشی در میان بوده است. بلکه افکار عمومی فاصلهگیری تا براندازی را لازم میگردانیده (حداقل در مقام طرح مسئله) و قصد و عمل براندازانه به اجبار در حجاب و پوشیده به راه میافتاده است. لیک امروز قصه اندکی متفاوت شده و در پی ساختار شکنیهای صورت گرفته در دو سر ماجرا تغییرات چنان بوده است که در ارزش یابیهای کنونی و قیاس با دیروز با واژگونی برخورد میکنیم.
در طول این سالها وقتی از جزوات مبارزات مسالمت آمیز در ایران سخن گفته میشد و یا بر ارزشهای یک مبارزه مسالمت آمیز و ضرورت تشکیل کمپینی اینچنین سخن رانده میشد، چنان با نگاه تردید و ابهام به آدمی نگریسته میشد که همین توجهها و سخنهای پسینی موجب دردسر و گاه توهمات منجر به اقدامات و فاجعهها میشد.
کتابچههای جین شارپ به ویژه از دیکتاتوری تا دموکراسی او و نگاهی به مبارزات گاندی و ماندلا و انقلابهای رنگی و مبارزات مسالمت آمیز در چین و صربستان و اوکراین و بلاروس و گرجستان و قرقیزستان و لبنان و میانمار و کودتاهای متعدد در سراسر دنیا و انقلاب لهستان و حتی اتفاقات دوران گورباچف در شوروی و وقایع پس از جنگ جهانی در اروپای شرقی و دیکتاتوریهای آن منطقه و شرح انقلاب هایی چون مجارستان و کوبا و بسیاری موارد دیگر در تاریخ معاصر در کنار فلسفه خوانی و علاقه به اندیشههای سیاسی و تاریخ دانی میتوانست فرد را در مظان اتهام از سوی دستگاه های امنیتی قرار دهد که عمدتاً نیز چنین شده است.
اینکه دغدغهای و تلقی از ساختار موجود و پندار توانایی و یافت الگو و ساختاری مناسب، خیزش و لااقل ایستادنی را حاصل شود، بدیهی است و آنچه که در پی آن میآید انتخابهای پسینی انتخاب گری و آزادی منشی نوع بشر است که خردهگیری بر آن بیانصافی و منزل در سرای بیداد و استبداد است. در امروز ایران وقایع متعدد به سوی پنداره ی وجود حاکمیت دیکتاتور نهاد و استبداد منش راهنما است و همین تلقی از وضع موجود در کنار در هم تنیدگی دنیای امروز انتظاراتی را موجب میشود. انتظاراتی که گاه ریشه در گذشتهها و طلب های خویش از زمین و زمان دارد و گاه ریسمان را به آینده و آرزوهای دور و دراز میاندازد.
خواست تغییر وضع موجود در کنار رفتار و اخلاق مسالمت آمیز کنونی نوع بشر باب انقلاب های مخملی (براندازی های نرم، انقلاب های رنگی، مبارزات مسالمت آمیز، تغییر ساختار حاکمیت از طریق نتایج تشکیل و فعالیت کمپین مبارزه مسالمت آمیز) را در دنیا باز کرد. در طول دوران دانشجویی به کرات با این عبارات برخورد کردهام و هر عملی که از سوی منتقدین وضع موجود انجام میشده است تلاشی برای براندازی دانسته و معرفی میشده است. اگرچه ۱۸ تیر و طرح رفراندم و تحریم انتخابات نقاط اوج توجه به براندازی در ایران بود که نتوانست به فرهنگ عمومی راه یابد ولی تلاش های منتقدان وضع موجود (فعالان سیاسی و مدنی،اصلاح طلبان و نوگرایان دینی، روزنامه نگاران، دانشجویان، زنان، کارگران، معلمان و قومیتها و اقلیتها) به شناسه عناد با حاکمیت و خواست براندازانه سرکوب و تنبیه میشد. حال باید فارغ از داوریها پیرامون عملکردهای ایشان و برای کوتاه کردن سخن بسنده کرد که خواست تغییر وضع موجود و رفتار و مبارزه مسالمت آمیز نه تنها ناپسند نبوده که بسیار پسندیده و ستودنی نیز است. سادهتر از این جملههای پذیرفتنی چه که اگر مردمی حکومتی را نخواهند، حاکمان باید تمکین کنند و اگر رهبر و سلطانی را مردم نخواهند باید برود. و مگر فراتر از این خواست تغییر وضع موجود و مسالمت آمیزی و امنیت طلبی و آرامش و رفاه خواهی خواهد بود که مردمی بیایند و به شجاعت تمام خواست های خودشان را بگویند. بدون واسطه و صادقانه با حاکمانشان سخن بگویند و از آنها بخواهند که اراده خویش را به حق انتخاب و آزادی بازگردانند و به این اصول احترام گذارند و به سرای قدرت و منافع نرانند. فراموش نمیکنم در چه نشستها و گردهمایی ها به تاکید شنیدهام که بسیاری گفته اند که یک تغییر مسالمت آمیز را بر هر آنچه در ایران ممکن است رخ دهد ترجیح میدهند. در گفتمانی انقلاب مخملی را در برابر انقلاب کلنگی میخواهند و در جایی می خواهند رنگ سرخ انقلاب را بستانند و جایی دیگر می خواهند خشونت را بر زمین بزنند و رسوا کنند و محو سازند و هزاران عبارتی که به اشاره و هشدار شنیدهایم.
فراموش نکنم میخواستم اشارهای هم به مسئلهای از بازداشت سابق خودم هم داشته باشم که وقتی با اتهام تلاش برای براندازی مواجه شدم نه تعجب کردم و نه سردرگم و حیران ماندم که رسم دروغ پردازیها و پرونده سازیها برایم آشنا بود. اما پیش رفتن اتهام سوالاتی را ایجاد کرد که چگونه پارهای مطالعات و اندکی دست نوشتهها و چند جملهای از گفتههای خوش و بشانه جمعهای دوستانه و انگیزه کاویها و غرض سنجیهای چندین مقاله و مطلب، خود یک داستان مفصل از فعالیت های براندازانه چندین ساله میشود. داستانی که مجوز نشرش را از تلقی اوهامی دوستان و اشتباهات بزرگ ساده انگارانه میگرفت و توهماتِ ساکتِ دیدن و شنیدن در پرحرفیها و طوفانهای ذهنی تا به کارشناسان وزارت اطلاعات و سناریونویسان اطلاعاتی می رسید، مفصلتر از "از دیکتاتوری تا دموکراسی" جین شارپ حادثه آفرین میشد. حال در این تجربه شخصی یافتن آنچه که موجب این تلقی شده است را امری شخصی میدانم که یاری رسان خودم خواهد بود. ولی دو توصیه سکوت در برابر بسیاری کنجکاویهای غیرعالمانه و پرهیز از دانستن و آگاهی دادن از آنچه که ضرورتی برای آن نیست را کافی میدانم. (دانستن اینجا از جنس اطلاعاتی است که در زمره دانشها و آگاهیها زاینده نیست.)
با توجه به اینکه فرض نامطلوبی ساختار موجود برای نگارنده فراتر از یقین رفته است. در یافت بهتری و برتری مسیر تغییر در میان سالهای تاریخ و سطرهای مکتوبات اندیشه های ژرف و تاثیرگذار آنچه که امروز محل بحث است نیکتر مینماید که در اینجا قصدی برای پیش رفتن در این گفتار نیست و باز به آینده موکول میشود و خواست اجتناب از طولانی شدن مطلب فقط ذکر چند نکته که به دلیلی در این روزها در صحبتی با یکی از دوستان طرح شده را مکتوب میکنم. چرا که هنوز معتقدم برای اینکه بهتر گامی را به پیش برداریم باید تمام تجربیاتمان و نظراتمان را مکتوب کرده و در اختیار دیگران قرار دهیم.
بیشتر اصول یک تغییر برای وضع موجود، جهانی و اساسی است و در کنار اندک قواعد بر اساس فرهنگ و آداب بومی قرار می گیرد. آن هنگام که گاندی اسوه شجاعت و صداقت ملت خویش شد، نمی پنداشت زمانه ای دیرتر تمام رهبران انقلابی جهان بدون شجاعت و صداقت شانسی نداشته باشند. اگر شجاعت با گفتن و نوشتن همراه شود و خودسانسوریها و سانسورها تحقیر شود. اگر فاشگوییها و افشاگری هادروغها را بر ملا کند. اگر بی پروایی ها و بی پرده گویی ها، چاپلوسی ها و متملق گویی ها را رسوا کند. اگر با صراحت و رک گویی تظاهر و ریا خوار شود. اگر ذلت مبهمگوییها با روشنی سخن کنار رود؛ شاید دیگر نیازی به شجاعت ایستادن و مبارزه کردن هم نباشد. دیگر دیکتاتوریها که به گفته یکی از مبارزان مجارستانی حکومت در پشت متملق گوییها و کاسه لیسیها است دوامی نیابد.
اگر صادق بودن فعالان در کنار شجاعتشان آن ها را مورد اعتماد گرداند، آنگاه برای تغییر وضع موجود شرایط مهیا است. اما هر تغییری نمیتواند مطلوب باشد چه آنکه اگر ایراد به دیکتاتوری و جفاهای نظام استبدادی و خشونت فراوان این دستگاه است که یک تغییر خشن نمیتواند مراد فعالان را برآورده کند. همانگونه که صداقت و شجاعت (به ویژه شجاعت در بیان) در مسیر تغییر، اصول فعالان میگردد، میبایست پس از تغییر به عنوان ارزشهای اساسی و معیار سنجش گردد. پس اگر خشونت استراتژی و اصل مبارزه باشد، آنگاه پس از از تغییر چه خواهد شد. باز رفتن به سوی وضع پیشین صورت نمیگیرد. پس نفی خشونت نیز باید یک اصل باشد. همانگونه که قانونگرایی باید یک اصل باشد.
بیان مطالب بالا به این دلیل است که توجه به ریشههای گزینش اصل های یک تغییر مهم بوده و از این طریق کشف و به ریشه داری و گاه همیشگی و هم جایی بودن آن ها پی برده میشود. اگر در اتاق بازجویی نفی خشونت، شجاعت و صداقت سرکوب میشود. اگر رسانههای نظام دیکتاتوری با استراتژی قانونگرایی و نفی خشونت سر جنگ دارند، نمیتوان به سادگی از آن ها گذشت. اما فقط ارزش آفرینی و جامعنگری در ارزشهای جدید برای ساختاری جدید کافی نیست و زمانی ارزش های نو میتوانند موفق شوند که ارزشهای خود ساخته نظام پیشین با سوالات و ابهامات اساسی و تردید های جدی روبرو شوند. هماگونه که گفته شد شجاعت در بیان نقشی اساسی دارد ولی آنچه که در مبارزات سال های اخیر بیشتر اهمیت یافته است تابوشکنی و رفتارهای ساختارشکنانه است. به خصوص اینکه در دیکتاتوری ها اصول و ارزش هایی وجود دارد که تخطی از آن ها استمرار و بقای نظام حاکم را با خطر جدی مواجه می کند. پس علاوه بر ارزش آفرینی ها در بستر فعالیت ها و توجه به تثبیت برای دوران پس از تغییر، برای استقرار مطلوب در جهت خواست های دایره تغییر، تابوشکنی و رفتار ساختارشکنانه برای شروع شکست وضع موجود و رسیدن به وضعی جدید (حاکمیتی جدید) لازم است.
در مجموعه رفتارهای اعتراضی در کمپین مبارزه مسالمت آمیز حرکت عمومی و خواست عمومی نیاز به معرفی دارد که این فعالیت ها لزوم هویت اعتراضی و ماهیت اعتراضی را همزمان دارند. یعنی اینکه یک فعالیت عمومی باید برای همگان (جامعه مخاطب) به معنای اعتراض باشد و در حین و در پی عمل اعتراضی اینچنین معرفی شود. - به عنوان مثال اگر شعار خاصی داده میشود. بر روی اسکناس یا هر کاغذی که رها میشود، کارتن بسته بندی، بر روی زمین و ستونها و دیوارها و درها و ... عبارتی نوشته میشود. کشوری خاص هدف میشود و کالاهای آن تحریم میشود. یا تیمهای ورزشی آن با هو و سوت اعتراضی روبرو میشود. رادیو و تلویزیون رسمی و کالاهای تبلیغ شده در آن ها تحریم میشود. مردم در ساعتی خاص در شب بر بام ها شعار میدهند. در روز چراغهای اتومبیل ها روشن میشود. بوق خودروها به صدا در میآید. به منظور اخلال در نظام اداری و دولتی مقرر میشود همه در ساعت خاصی از روز به بانکها یا ادارات پر رفت و آمد مراجعه کنند. در روز خاصی در هفته به ادارهای دولتی مراجعه کنند. مردم در روز خاصی به محل کار خود مراجعه نکنند. در یک روز همه اتومبیل ها را بیرون بیاورند. در یک ایستگاه اتوبوس یا مترو همگی جمع شوند. لباس خاصی را بپوشند. در ساعت خاصی از شب وسایل پر مصرف را به کار گیرند یا در مورد گاز و بنزین و آب و هر آنچه مدیریتش به دولت مربوط است اقدامات هماهنگ و عمومی داشته باشند و ...
لازم است اعتراضی بودن این موارد برای همه مشخص باشد. اینها در جامعهای که تجمعات به سختی برگزار میشود اهمیت بیشتر دارد. در چنین جامعهای باید همیشه و به هر شکل ممکن پیشنهادها را به میان مردم برد و به ساده ترین شکلها و در دور افتادهترین مکانها جزئی از جریان اعتراضی شد. (حتی با یک خودکار و ماژیک) بنابراین لیستی از فعالیتهایی که میبایست انجام شود و تقویمی که براساس آن عمل میشود، توسط مردم تهیه شده که در این میان فعالان سیاسی و مدنی نقش راهنما را خواهند داشت.
حال همه این توضیحاتی که ارائه شد متوجه مردم است و در میان فعالان فعالیت ها و نقش ها کمی متفاوت است. در مورد فعالان که اساساً جریان پیشرو و خطشکن نیز محسوب میشود و عمده تابوشکنیها و رفتارهای ساختارشکنانه توسط ایشان انجام میشود، داستان کمی متفاوت است. با توجه به پیشبینی محدودیتها و محرومیتها و محکومیتها؛ روزنامهنگاران سایتهای اجتماعی را جایگزین خبرگزاریها و پایگاههای خبری میکنند. روزنامههای الکترونیکی و وبلاگها جای روزنامههای کاغذی را میگیرند. فعالان در نحوه عملکرد، ارتباطات، حضور در برنامهها و ... خود تغییرات اساسی ایجاد میکنند. اگرچه شرایط سخت تر میشود ولی نهادهای مدنی (و مستقل) فعالتر و توانمندتر میشوند. این نهادها مقاومتر و منظمتر شده و هویت واقعی مییابند و در نتیجه فعالیتها واقعی و اصیل شده که میتواند ملاک داوری و سنجش دقیق شرایط حال و آینده باشد.
آنچه که در سه بند بالا بیان شد بسیار بدیهی است و بیان آن نیز بیشتر برای ایجاد همین تلقی بوده است. ولی همین امور بدیهی و ساده اهمیت بسیار زیادی دارند. کافی است که مراجعهای به مجموعههای نوشته شده پیرامون دستور کار انقلابهای مخملی یا به عبارتی تشکیل کمپینهای مبارزات مسالمت آمیز و عمل در آنها انداخت تا متوجه موضوع شوید. تشکیل، سازمان دهی، نمادسازی، ارتباط گیری و اتفاقات سادهای دیگر که در یک فعالیت دانشجویی نیز به چشم میخورد تمام درون مایه این مجموعهها و کمپینهاست. در واقع انقلاب مخملی یا براندازی نرم فراتر از خواست عمومی تغییر وضع موجود با حضور آگاهانه مردم نیست. چیزی بیشتر از یک اعتراض هدفمند عمومی نیست. تنها نوگراییها و خلاقیتها و ابتکارات زمانی و مکانی در نحوه عملکردها و معرفی ارزشها (تغییر الگو و نماد ارزشها) قصهای جدید را در موارد مختلف روایت میکند. بنابراین در پایان فقط دو نکته را برای ادامه این مسیر در کنار همه اصول لازم میدانم. یکی ضرورت تابوشکنی و دیگر توجه به رفتارها و اقدامات جدید.
در مورد رفتارهای نو باید سخت گیریها را کنار گذاشت و نسبت به تغییر رویهها و خروج از قواعد پیشین سخت نگرفت. بلکه آن را به مثابه یک ارزش و ضرورت در نظر آورد. به عنوان مثال برای آینده دفتر تحکیم وحدت پیشنهادی را میتوان آورد. برگزاری نشست سراسری و انتخابات برای دفتر تحکیم وحدت یک ضرورت و یک نیاز مبرم است. حال فضای کنونی امنیتی در ایران برگزاری چنین نشستی را بسیار سخت میکند. پس باید یا کلیه فعالیتها را متوقف کرد و یا با اجرای روال همیشگی به استقبال خطرات بسیاری رفت و یا دنبال راهی دیگر بود. راهی که در آن شرایط نشستهای قبلی اعم از سخنرانی، بحث و گفتگو میان اعضای شورای عمومی، ارائه گزارش اعضای شورای مرکزی، ارائه طرحها، رای گیریها و تهیه مصوبات و انتخابات شورای مرکزی تقریباً رعایت شود. در این شرایط برگزاری نشست مجازی از طریق اینترنت با ایجاد وبلاگ سخنرانیها و ارائه مقالات، معرفی ایمیل ارائه نظرات، در اختیار قرار دادن ایمیل رسمی تمامی انجمنها و معرفی همه اعضا به همدیگر با مدیریت شورای مرکزی، ارائه وبلاگ تبلیغات و ایمیلهای هیئتهای اجرایی و نظارت در صورت برگزاری انتخابات و بسیاری مسائل دیگر با رعایت تمامی رویه ها و اصول مرامنامه و اساسنامهی (عرفی مجموعه) میتواند کارگشا باشد. همچنین ارائه گزارش خصوصی از تمام روند در پایان پروسه به تمامی اعضا میتواند اعتماد ساز و رفع کننده شبهات نیز باشد.
بنابراین ارائه یک روال جدید با رعایت صداقت میتواند در کنار حفظ انسجام و امنیت فعالین یک مجموعه از بار هزینههای اضافی ممانعت به عمل آورده و انرژی مجموعه را بعدتر در مسیرهایی چون ایفای نقش جریانات پیشرو و لزوم ساختارشکنیها، آگاهی بخشیهای شجاعانه و راهبردی و فعالیتهای سیاسی و مدنی فراگیر تا تغییر وضع موجود و تحقق آرمانهای یک ملت پیش برد.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید