خطر بالای سر حسین درخشان
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
یک منبع امروز به خودنویس خبر داد که قاضی صلواتی عهدهدار پرونده حسین درخشان شده است. بنا به گزارشهای رسیده، در محافل مختلف امنیتی، از حسین درخشان به عنوان جاسوس نام برده شده است. با توجه به رویکرد قوه قضاییه در روزهای منتهی به ۲۲ خرداد، صدور حکمی سنگین از سوی دستگاه قضایی، چندان نامتعارف نمینماید.
بنا به اطلاعات رسیده از یک منبع به خودنویس، پرونده حسین درخشان به دفتر قاضی صلواتی در دادگاه انقلاب رسیده است. اگر این خبر تایید شود، میتوان منتظر صدور حکمی نسبتا سنگین بود.
این در حالی است که حسین درخشان، شهروند کانادا است، اما دولت این کشور کار چندانی برای آزادی او نکرده است.
باب ری، نفر دوم حزب لیبرال کانادا به خودنویس گفت که تلاشهایی از سوی کاناداییها صورت گرفته است، اما در مورد امکانپذیر بودن آزادی او چیزی نگفت.
حسین درخشان، وبلاگنویس ایرانی است که پس از ازدواج در سال ۱۳۷۹ به کانادا رفت و از سال ۱۳۸۰، یکی از بانیان وبلاگنویسی فارسی بوده است. موضعگیریهای متفاوت او در طی سالیان گذشته همراه با لحن تندی که به بعضی مقامهای جمهوری اسلامی داشت، باعث شد که مدتی کوتاه پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۸۷، از سوی سپاه پاسداران و با دستور قاضی مرتضوی، دادستان تهران دستگیر شود.
بنا به گفته چند نفر از بازداشت شدگان بعد از انتخابات، درخشان در بند ۲-الف نگهداری شده و در بازجوییهای تحت فشار، به جاسوسی برای اسرائیل و آمریکا اعتراف کرده است.
بخش عمده کیفرخواست دادگاه ۱۰۰ نفر از منتقدین بازداشت شده بعد از انتخابات ۲۲ خرداد سال پیش، از روی وبلاگ درخشان برداشته شده بود.
همچنین بر اساس فایل صوتی رسیده از یکی منابع خودنویس که گفته شده مربوط به جلسه تعدادی از شخصیتهای امنیتی است، به «جاسوس» بودن درخشان و ارتباطش با بعضی افراد شاخص جبهه دوم خرداد از جمله محمد علی ابطحی از سوی یکی از مقامهای امنیتی (مشفق) اشاره شده است. صحت و اعتبار این فایل در حال بررسی است.
Subscribe to comments feed نظرات (5 نوشته شد):
به گمان من این گونه اطلاعات رو خودشان عمدا بیرون میدهند تا بتوانند از آن بهره برداری کنند و در این جریان هم چندتا روزنامه نگار تازه وارد بازیچه مامورین امنیتی اطلاعاتی سیاسی رژیم می شوند.
خطلاصه اینکه برادر جان این قدر ساده انگار نباشید. حکومتی که ۳۱ سال با همه بازی کرده از غرب گرفته تا شرق بازی با یک روزنامه نگار بازی است بسیار ساده. لطفا بازیچه دست ماموران امنیتی رژیم نشوید!
ببخشید لطفا واضح تر بفرمایید منظورتان از "مواظب باشید بازیچهٔ دست مامورین امنیتی نشوید" چیست؟
حتما حضرت عالی عنایت دارید که در این مورد خاص این اصلا مطرح نیست که دریابیم رژیم این اطلاعات را به چه منظوری به بیرون درز داده است و یا در این میان چند روزنامه نگار "تازه کار" بازیچهٔ دست شده اند یا نشده اند!
در راه حفظ "جان " انسانها - و در این مورد خاص حسین درخشان - تنها مهم این است که مطمئن شویم آیا این "پیام" به راستی ارسال شده است یا خیر؟ چرا که در اولین مواجه با دریافت چنین پاکتی از "چیدههای اطلاعاتی" با به خرج دادن کمی - و فقط کمی تا قسمتی- ذکاوت میتوان دریافت که هدف " سازمان اطلاعات سپاه" از "درز" این پیام اطلاعاتی به بیرون چیست.
مزید اطلاع شما اضافه کنم که مقام امنیتی سخنران در آن جمع برخلاف "کشف" شرلوک هولمزهای وطنی آقای "محمدعلی مشفق " مدیر کل سابق سیاسی و انتخاباتی دوران وزارت عبدالواحد موسوی لاری نیست. آن اسم، چناچه درست باشد یک نام مستعار است و به یکی از مقامات بخش ضد جاسوسی سازمان جدید التاسیس اطلاعت سپاه که بر روی کاکل برادر "میثم" سابق - حجت الاسلام حسین تائب امرزی- میچرخد، تعلق دارد.و طرفه اینکه جان حسین درخشان در خطر جدی است و حضرت عالی هنوز در شک میان دو و سه گرفتارید!
چرا شخصی مثل حسین درخشان که در تمام دوران وبلاگ نویسی اش بجز خدمت به همین سازمان امنیت مخفی که شما می فرمایید کار دیگری نکرده امروز همان سازمان مخفی پلیسی جمز باندی مورد نظر یکی از بهترین پادوهای خود را بخواهد اعدام کند. تازه اگر هم این کار را بخواهند بکنند مگر فکر کردید از من و شما میترسند؟ مگر آن همه انسان بیگناه که اعدام می کنند از من و شما اجازه می گیرند؟
اگر وقت دفاع از جان انسانها را دارید لطفا به دیگرانی بپردازید که مهر رژیم نبوده اند و بیگناه ده تا دها می روند بالای چوبه دار؟
اولا، من اسمم عامری است نه "کوثر" که گذاشتن یا برداشتن فایل صوتی ربطی به من داشته باشد. حضرتعالی خودتان رأ پشت یک اسم "مستعار" پنهان کردهاید قیاس به نفس میفرماید آقا!؟
ثانیا، قرار نیست مطمئن باشم یا نباشم که بازی حسین درخشان از روز اول ( بخوانید ازل) یک بازی امنیتی بوده یا نبوده؟ تمامی داستان این جاست که جان یک " انسان" با تمامی ضعفهای انسانیاش ( که شما و من هم به نوعی شبیه آن رأ به فراوانی داریم ) در خطر جدی است.
ثالثا، بفرض محال ( که محال نیست) تمامی مدعیات شما درست ( که نیست، چون هیچ مدرکی برایش ندارید مگر خودتان عضو همان سازمان مخفی باشید!) آیا این دلیل میشود که بگذاریم رژیمی آدمخوار جان یک انسان دیگر رأ بستند؟ مروری در نوشتههای شما نشان میدهند که جناب عالی تا سر حسین درخشان را مانند عبد الحمید ریگی بالای "دار" نبینید کوتاه نمیایید. شرم بر شما آقا!
رابعاً، حاضرت عالی از کجا میدانید بنده ( به وسع خودم) در راه دفاع از جان آن دهها انسان بیگناه از بذل وقت و اعصاب و جان کوتاهی کرده ام. اینکه- شرمسارانه- مانند دهها فعال حقوق بشر دیگر در این راه موفق نبودهام بخشی هم به سبب "گزینشی" برخورد کردن آدمهایی مانند شما است .
خامسا، سرم از این همه سبعیت شما درد گرفت و از پاسخ به سایر خزعبلات شما در میگذرم و شما را به خواندن "نامهٔ" آقای جباری حواله میکنم.
و سادسا، من برادر شما نیستم. از من دور باد چنین نسبت ناروایی.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید