تاکتیک جدید کروبی: فرار رو به جلو؟ تبرئه آیت‌الله خمینی؟ | رسانه‌های خودمانی | حقوق بشر | صفحه اصلی
نظرات (52)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

تاکتیک جدید کروبی: فرار رو به جلو؟ تبرئه آیت‌الله خمینی؟

۰۱ خرداد ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

طرح این مساله که آیت‌الله خمینی از اعدام‌های سال ۱۳۶۷ بی‌اطلاع بوده، آن هم در زمانی که دیگر اثری از آیت‌الله منتظری نیست، شاهکاری است که نمی‌توان از کنارش به راحتی گذشت.

سوال آقای کروبی از آیت‌الله موسوی اردبیلی جذابیت‌های زیادی دارد! چرا که این آقای موسوی اردبیلی بود که روند اعدام‌ها برایش ایجاد سوال کرد و از طریق احمد خمینی جویای علل برخورد با «منافقین» شد.


موسوی اردبیلی از رهبر وقت در باره علل برخورد می‌پرسد...پاسخ چنین است:

پدر بزرگوار حضرت امام مدظله‏العالى‏

پس از عرض سلام، آیت ‏الله موسوی اردبیلى در مورد حکم اخیر حضرتعالى درباره منافقین ابهاماتى داشته‏اند که تلفنى در سه سوال مطرح کردند:

۱- آیا این حکم مربوط به آنهاست که در زندانها بوده‏‌اند و محاکمه شده‌‏اند و محکوم به اعدام گشته‌‏اند ولى تغییر موضع نداده‏اند و هنوز هم حکم در مورد آنها اجرا نشده است، یا آنهایى که حتى محاکمه هم نشده‏اند محکوم به اعدامند؟

۲- آیا منافقین که محکوم به زندان محدود شده‏‌اند و مقدارى از زندانشان را هم کشیده‏اند ولى بر سرموضع نفاق مى‏باشند محکوم به اعدام می‌‏باشند؟

۳- در مورد رسیدگى به وضع منافقین آیا پرونده‏هاى منافقینى که در شهرستان‌هائى که خود استقلال قضائى دارند و تابع مرکز استان نیستند باید به مرکز استان ارسال گردد یا خود مى‏توانند مستقلا عمل کنند؟

فرزند شما، احمد

اما پاسخ آیت الله خمینی به سوال‌ها چه بود؟

 بسمه ‏تعالى‏
در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است، سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید، در مورد رسیدگى به وضع پرونده‏ها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است.

جالب است وقتی آیت‌الله منتظری با نیری – قاضی شرع اوین ، اشراقی - دادستان و پور محمدی نماینده وزارت اطلاعات صحبت می‌کند و به آنها می‌گوید: «گفتن الان محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگه دارید. آقای نیری گفت ما تا الان ۷۵۰ نفر را در تهران اعدام کرده‌ایم ، ۲۰۰ نفر را هم به عنوان سر موضع از بقیه جدا کرده‌ایم کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمائید

حالا ۲۲ سال از آن زمان گذشته، دادستان تهران متلکی به میرحسین موسوی انداخته و بعد از ۲۲ سال مهدی کروبی به دنبال درک واقعیت یا به عبارتی، روایتی «رحمانی» از ماجرا است.

بعضی می‌گویند که نامه آیت‌الله خمینی به آقای منتظری رد سال ۱۳۶۸، واقعی نیست...اما آیا کسی هم هست که در نامه تابستان ۱۳۶۷ تردید کند که مال «امام» بوده  یا نبوده است؟

گرچه باز شدن کاملا ماجرا اندکی تلخ است، اما کمک می‌کند واقعیت‌ها را دریابیم. ما مشکلی که می‌بینم این است که جماعت به دنبال واقعیت نمی‌گردند، بلکه «حقیقت»ی دارند که معیارشان شده و بر آن پایه منافع‌شان را تنظیم می‌کنند.

ادامه دارد

ارزیابی این خبر:

4.03

Subscribe to comments feed نظرات (21 نوشته شد):

بامداد سکوت در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
وقتی نوشته کروبی را خواندم، فوراً به ذهنم رسید که الان نیک آهنگ دست به قلم می شود.
می دانی متأسفم که عامدانه یا غیرآگاهانه نتیجه نوشته هایت به ضرر دلسوزان ایران تمام می شود. می شود برای یک بار به این سووال پاسخ بدی؟ به نظر تو واقعاً به جز یک مسیر آرام و گام به گام راه دیگری برای پیشرفت پایدار یک کشور سراغ داری؟ اگر داری لطفاً نظرت را بگو تا بقیه هم بتوانند آن را نقد کنند. نشستن و فقط نقد دیگران کار بدی نیست حق شماست. اما به عنوان دلسوز شما هم ایده ای که ازش پشتیبانی می کنی را بفرما
مونا در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
دوست عزیز این دلسوزان ایران چرا 30 سال در مقابل جنایتها و سرکوبها سکوت کردن و حالا که منافع خودشون به خطر افتاده دلسوز ایران و ایرانی شدن؟ شما فکر می کنی این بار اولی بوده که در زندانهای جمهوری اسلامی تجاوز به نوامیس مردم صورت گرفته و کروبی یکباره حامی و دلسوز مردم شده؟ و یا فکر می کنی اگر موسوی یا کروبی رئیس جمهور میشدن بازهم دم از ناعدالتی و ظلم و ستمی که به مردم میره میزدن؟ ای کاش انقدر زود فریب حرفها رو نمیخوردیم و یه کمی هم به گذشته و عمل افراد دقت می کردیم
بامداد سکوت در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
سووال اصلی این است که آیا جز یک مسیر با شیب ملایم راه دیگری برای نهادینه شدن پایدار آزادی و احترام به حقوق مردم، وجود دارد؟
هیچ کس منکر شیب ملایم نیست انچه که آدم را می آزارد سیب ملایم به بیراهه است. همگی می دانیم که دموکراسی یک شبه به هیچ مملکتی القا نشده است، اما دموکراسی با دروغ و فریب و لاپوشانی کردن محقق نمی شود. این همه مستندات کتبی و شفاهی و نقل قول وجود دارد که کل ماجرا چه بوده است. واقعاً این نامه آقای کروبی نمونه کامل فرار رو به جلو است. ایشان که انقدر دلسوز بوده اند (بدون مسایلی که در بنیاد شهید زعامت ایشان اتفاق افتاد که بهتر است در مورد آن ننویسم!!!) چرا همان موقع چیزی نگفتند. ایشان بارها در تبلیغات خود اذعان کردند که دست راست امام بودند، همان موقع به ایشان می فرمودند که چه جنایتی در حال انجام است، همه چیز مشخص می شد. از هر طرف به موضوع نگاه می کنیم، یک جای کار می لنگد. ایستادن بهتر از شیب ملایم به بیراهه است.
df در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
-1
من فکر کنم تمام دوستان یک مساله را فرموش کرده اند و آن این است که، ما ایرانیان خطی مشی ها ، عملکردها، نیت ها و تصمیم گیریها ی سران حکومت جمهوری اسلامی از ابتدا تا کنون را خیلی جدی گرفته ایم . به طور کلی تصمیم گیری عاقلانه و متفکرانه در هر زمینه بر اساس تحقیقات وسیع , تحصیلات تخصصی، دنیا گردی و از همه مهمتر تجربه به دست میاید. برای تربیت یک کودک شما صدها کتاب بخوانید و با دهها مشاور مشورت کنید. باز هم هر بچه پیچیدگیهای خاص خود و مشکلات خود را دارد که اصلا با فرمولهایی که مشاوران دادند جور در نیامده و ممکن است کاملا به بیراهه رود. شما چطور انتظار دارید که چند تا ملا به سرکردگی خمینی که همه ما به نحوه تصمیم گیریهای وی واقفیم و یک سری بچه انقلابی چماق به دست زیر بیست سال ، برای یک کشور به بزرگی ایران در چنین موقعیت ستراتجیک تصمیم گیری کنند, آنهم زمانی که کشور درگیر جنگ است. حالا بگذریم که تب داغ اسلام بعد از حکومت استبدادی شاه چنان همه را گرفته بود که حکم خمینی را تنها کلمه عبور برای ورود به بهشت میدانستند. به نظر من, ایران در سی سال گذشته تا حد زیادی یک خوکچه هندی بوده که یک سری افراد نا کاردامد و بیتجربه بر آن راندند. حالا اگر بعضی از آنها به واسطه دنیا گردی و دیدن عواقب نادانی هایشان، می خواهند با جماعت یکی شوند، نمی توان انتظار داشت که بیاید و جار بزنند که "غلط کردیم"
man***********@hotmail.com در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
معنی مسیر با شیب ملایم چیست ؟ در کدام دولت یا حکومت میتوان با شیب ملایم حرکت کرد ؟ واقعیت این است که این مسیر با شیب ملایم متعلق است به زمانی که دولت با مردم همراه است و میخواهد جامعه را به سوی دمکراسی ببرد ونه زمانی که حکومت دیکتاتوری همه را می کشد و به زندان می افکند ، با چنین حکومتی اول باید تعیین تکلیف قطعی شود ، بعد با ایجاد دولت مردمی به سوی مردمسالاری با شیب ملایم جرکت کرد
مونا در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
درسته ما به یک روند کند برای نهادینه شدن مفاهیم آزادی و ... نیازمندیم. اما با شناخت راه از بیراهه. با اعتماد به گرگانی که در لباس میش موعظه می کنن راه به جایی نمیبریم.
بامداد سکوت در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
ضمن احترام به نظر بچه ها، اما واقعاً اگر فقط انتزاعی و بر اساس داده های دنیای مجازی در مورد یک جامعه قضاوت کنیم، گمراه می شویم. اول اینکه حرکت متداوم و ملایم برای جامعه است و ربطی به دولت ندارد، که اگر دولت همراه باشد، شاید این همه بحث بی معنی می شد.
تعیین تکلیف قطعی با این حکومت و بعد حرکت آرام به سمت مردم سالاری؟؟ این فقط تکرار چند باره اشتباه تاریخی مردم ایران است.
اما در مسیر خود قرار نیست در این مسیر به هیچ کس اعتماد کنیم، ضمن اینکه به عقیده من نگاه سیاه و سفید را شاید بهتره با نگاه خاکستری عوض کنیم، تفتیش در مورد نیت درونی آدم ها هم شاید بهتر باشد بگذاریم کنار.
man***********@hotmail.com در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
دوست عزیز بامداد جان میشه لطفا از بکار بردن کلماتب مثل انتزاعی و بر اساس داده های دنیای مجازی ، خود داری کنی ؟ اینگونه بحث کردن باعث میشه که فرق ارتش سایبری با دوستان ، قابل تشخیص نباشه .
جامعه هم هرگز خود بخود و بدون رهبری دولت به جائی نمیرسه عزیز ، در این مورد میتونی جامعه شناسی نوین را بخوانی . مردم همواره تحت رهبری دولت ها حرکت میکنند واین رهبری فقط شعار و سخن پراکنی نیست بلکه ایجاد شرایط رشد اقتصادی و اجتماعی توامان هست ، مردمسالاری بدون اقتصاد معنی نداره واین اقتصاد با حمایت دولت الیجاد میشود ، همانطور که دولت فعلی تیشه به ریشه طبقه متوسط می زنه .
ممنون، در ذیل نامه ایشان هم بنده نامه ایی برای ایشان مرقوم کردم که انشا الله جواب بدهند! که نمی دهند!!
برای این که هر گونه سوء تفاهمی هم برطرف بشود، من اصل نامه ها را در سایت مرحوم منتظری پیدا کردم که آدرس آنها این است:
http://www.amontazeri.com/farsi/khaterat/html/0562.حتم (به صورت اچ تی ام )

http://www.amontazeri.com/farsi/khaterat/html/0563.حتم (مجدداً اچ تی ام است)
man***********@hotmail.com در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
-1
مسئله ای که کروبی به آن اشاره کرد با مسئله ای که شما به آن اشاره کردید دو مسئله جدا گانه است . کروبی در مورد علت تصمیم گیری و اینکه چه شد که امام چنین تصمیمی را گرفت ، سخن می گوید ، در آن زمان رئیس جمهور وقت و شیوخ کوتوله ، یعنی جنتی و یزدی و مصباح و دارو دسته حجتیه اعدام را برای آینده ایران ضروری میدانستند و میگفتند که بعد از امام چنانچه منافقین و کمونیست ها باقی بمانند ، جمهوری اسلامی نابود خواهد شد ، در حالی که حتی رفسنجانی با این مسئله مخالف بود و کروبی و دیگران ولی میر حسین موضع گیری نکرد واین علت برخورد دادستان با میر حسین است . در واقع دوجناح بر سر اعدامها بشدت اختلاف داشتند ولی خمینی به نفع حجتیه موضع گیری کرد که وزیر امور خارجه آن زمان با کسانی که امروز در صدا وسیما هستند نیز جزو آنان بودند ودر شهر بهشهر همراه با احمد توکلی جلسه بر پا می کردند . مسائل بسیار زیادی وجود دارد که دانستنش به شناخت بهتر کمک میکند و ندانستنش ممکن است باعث کم باری برخورد ها شود
aar****@msn.com در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
-1
اندکی صبر که سحر نزدیک است .
چندی پیش در همین سایت خودنویس ماه نکاتی را در این مورد داشتیم ،که پیش از این من هم چند مورد را نوشتم ،کنکاش در مورد کشتار سال شست هفت ،بدون توجه به نقش مردان نخست آقای خمینی در قوه قضایه بدون مشارکت این آقایان در دوره کنونی کاریست بیهوده .آقای ،موسوی تبریزی ،آقای موسوی اردبیلی ،وآقای خویینیها ، و آقای سانه ای ،این آقایان محرم راز آقای خمینی بودند ،اطلات ات مرحوم منتظری اطلات ات دست دومی میباشد ،خوشبختانه این آقایان بیش از این نمیتوانند سکوت کنند ،چون سکوت آنها کار را برای آقای موسوی ،و کروبی سختر میکند .به علاوه نیرهای طیف راست ،دری نجفآبادی ،ریشهری ،در قضیه نقش نخست را بازی نمودند ،گرچه من به مرگ جلاد اوین لاجوردی هم مشکوک میباشم .
Shahriar در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
ان دسته از مردم که به سیستم و نظام جمهوری اسلامی ایراد میورزند و با اصل و اساس این نظام مخالف هستند نباید به این جنبش سبز متمول شوند. این جنبش راه نیست. فقط بیراهه هست. وقتی که پیشکسوتان این جنبش سبز از خمینی طرف داری میکنند قابل اعتماد نیستند. کروبی با شک
کردن به اطلاع امام از کشتار در زندانها ساله ۶۷ چهره واقعی خودش رو نشون میده. ایشان مزورشان بی گناهی امام خمینی هست.
فاطمه در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
عده زيادي معتقدند که سران جنبش "مجبورند" هر از گاهي مواضعي بگيرند که در فشار حکومت روي آنها توازن ايجاد کند، مثلا ان را کاهش دهد:
۱- ايا تا به حال اتخاذ اين مواضع در مقايسه با سکوت تفاوتي در ميزان فشار و هجوم حکومت به آنها داشته است؟هر بار که اين آقايان حرفي از خميني و پايبندي به اصل انقلاب مي زنند سري به رجا نيوز بزنيد و ببينيد که موضع حکومت اين است:اصلا شما حق نداريد از روي نفاق نام مبارک امام را بياوريدو...اين مواضع تا به حال تغييري در موضوع"فشار "ايجاد نکرده است.
۲-استفاده از تکنيک "مواضع حکومت پسند" با قلب واقعيت فرق دارد. کروبي مي توانست در اين باره سکوت کند اگر به دنبال تطهير چهره خميني نبود.
در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
بدون اینکه بخوام کسی رو اینجا تطهیر بکنم، و فقط برای اینکه گیر سه پیچ دادی و با اینکه دوران حکومت آقای خمینی برای لای جرز خوب بود و بدیهتا به دلایل زیادی این جنایات منجر شد، فقط برای اینکه نشون بدم که مسئله می تونه پیچیده تر از این حرفها باشه این یک مورد رو می نویسم:‌

خوب نامه خمینی که می گه "منافقین"،که با صدام همکاری کرده بودند. حرفی از کمونیست ها و سایر زندانیهای سیاسی نیست.
می گه هم (از منافقین)تحقیق بکنید ببینید سر موضع (حمایت از رجوی) هستند یا نه. نمی گه بپرسید نماز می خونن اگه نمی خونن اعدامشون کنید (که اینکار رو کردن)
خوب، پس نمی شه همه تقصیر رو از نظر فرمال قضیه-
یعنی کسی که حکم مرگ را صادر کرده-به گردن خمینی انداخت.
در کدام کشور در جنگ خائنین رو تیرباران نمیکردند، مثلا همین فرانسه ی مهد دموکراسی سال ۱۹۱۴. اگر امروز هم یکی مثل صدام توی یه کشور همسایه بیادسر کار یه جنگ درست کنه، فکر می کنید اعدال ملغی باقی بمونه تو فرانسه؟‌ اعدام خوبه که نباشه، جنگ و خیانت هم خوبه نباشن. ولی اگه باشن چی؟ البته یه راه حل هست که می گه
افسار حکومت رو بنداز گردنش ولش کن چون از هر طرف کاری بکنی جنایت کردی، خائن رو اعدام کنی جنایت کردی، خائن رو اعدام نکنی خیانت کردی و منجر به جنایت می شه. شما با این موافقین؟
 --------------
با این منطق طرفدار اعدام جنابعالی، این سوال بر جای می‌ماند که آیا کسانی که محاکمه شده بودند و حکم زندان داشتند را باید می‌کشتند؟ آیا تنها مجاهدین خلق اعدام شدند؟ آیا هیچ توجیهی برای اعدام زندانیان دور از محیط اطراف وجود داشت؟ آیا تحت شرایط قانونی محاکمه شده بودند؟ به نظر می‌رسد دوستان خیلی راحت با مساله اعدام برخورد می‌کنند.
بهمن در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
آقا یا خانم محترم جنگ ضد میهنی هشت ساله که اگر آغاز کننده اش خمینی نبود _که البته تحریک کننده اش بود _ ادامه دهنده اش بود استراتژی ماندگاری جمهوری اسلامی و بهانه ای برای ایجاد جو خفقان و سرکوب بود و به بهای خون هزاران تن و معلول و آواره شدن بهترین جوانان این مملکت تمام شد شورای ملی مقاومت که متشکل از گروها ، احزاب و شخصیت ها و د رراس همه آنها مجاهدین خلق بود پس از فتح خرمشهر ادامه جنگ را محکوم کرد پس از سال ۶۱ این جنگ نه جنگ مردم ایران بلکه جنگ خمینی و رژیمش برای بقا بود کل اپوزیسیو ن وقت تلاش شان ر ا برای توقف جنگ و توقف ماشین سرکوب و جنایت جمهوری اسلامی معطو ف کردند که در زمان خود بیشترین آسیب به ایران و ایرانی را رقم می زدخود سردمداران رژیم هم اعتراف می کنند که پس از خرمشهر ادامه جنگ لزومی نداشت مثل این که الان هم خامنه ای بخواهد با کشوری مثل اسراییل یا یک کشور عربی دیگه جنگی رو آغاز کنه که من و شما ناخواسته مجبور به شرکت در آن شویم در این شرایط موضع ما چه خواهد بود گول خوردن وایستادن پشت مواضع ضد امپریالیستی یا ناسیونالیستی یا اسلامیستی آقایان ؟ خاین هم جز مسولین وقت جمهوری اسلامی کس دیگر ی نیست واگر قرار باشد کسی به جرم خیانت محاکمه می شد خمینی و رفسنجانی وخامنه ای و موسوی و امثال کروبی و... بودندمساله دوم دفاع جنایتکارانه شما از اعدام دسته جمعی هزاران زندانی سیاسی است که خود در محکمه صالحه ای که امیدوارم در سایه رزم فرزندان دلیر میهنمان پس از سرنگونی رژیم ضد بشری بر پا خواهد شد جای اقامه دعوا دارد . یک نکته هم اضافه کنم برای مزید اطلاع دوستانی که به مساله اعدام ها در رژیم ج ا ا علاقه دارند دوستان فقط در پنجم مهرماه سال شصت حدود یکهزار چهارصد نفر در یک شب و اغلب در تهران به حکم صریح خمینی جلاد اعدام شده اند لطفا روی مسایل قبل از شصت وهفت هم کار کنید
شاهین در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
آیا هیچکس رییس مملکتی را میشناسد که سیاستمدار نباشد؟
آیا هیچکس سیاستمداری را میشناسد که سالم و راستگو باشد؟
این مشکل جهانیست، هیچ سیاستمداری در دنیا وجود ندارد که پروانده اش پاک باشد.
یک انسان سالم و پاک نمیتواند سیاستمدار باشد.
اگر اینها را قبول کنیم، انتظارمان از رهبرانمان کمتر میشود.
شاهین س در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
حقیقت این است که اگر آقای کروبی و امثالهم زیاده روی نمیکردند میتوانستند مطرب شوند و اکنون به سرگرم کردن مردم مشغول بودند. اما متاسفانه از آن مرحله گذشتند و آخوند شدند.
Fatemeh در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
مخالفین اعدام بعضی وقتهامغلطه ای می کنندکه مرغ پخته هم خنده اش می گیرد.فرانسویهامارشال پتن وبسیاری ازخائنینی راکه بانازیهاهمکاری کردنداعدام کردند.حالاچراایرانیهابایدجانیانی راکه باصدام همکاری می کردندموردترحم قراردهندیاحداکثرزندانی کنند؟
مسأله اعدامهای ٦٧وکلادهه ٦٠پیچیده ترازاین حرفهاست.گفته های کروبی رابادقت بیشری بخوانید.خمینی ماههای آخرعمرش رامی گذرانده.اطرافیانش وبویژه پسرجاه طلبش نقش مؤثری درتصمیم گیریهای آن دوران اوداشته اند.محدودکردن تصمیمات واعمال آن برهه به خمینی نهایت ساده اندیشیست.
اگرقصدحکومت ازاعدامهای ٦٧صرفامجازات تروریستهای مجاهدین خلق بود,می توانست بابرپایی دادگاههای علنی همه آنهاراقانونابه جوخه اعدام بسپارد.کاری که بعدازپایان همه جنگهاصورت می گیرد.افکارعمومی بویژه بعدازعملیات فروغ وهمچنین خاطره بمب گزاریهابرضدآنهابود.خانواده هایشان نیزجزسرافکندگی درمقابل مردم چیزی نداشتندنه اینکه مثل الان طلبکارباشند.دولتهاومطبوعات غربی هم صرفامی توانستندخفقان بگیرندونظاره کنند.پس چراچنین امری صورت نگرفت؟حتما دلایلی دارد.چراگورهای دسته جمعی وقبرهای بی نشان؟مگرمرده هامی توانستندضرری برسانند؟قطعا.
مرده های بی نشان نمی تواننددرموردچیزی شهادت بدهند:ازاعدام مخالفین سیاسی که هیچ ربطی به مجاهدین نداشتند,ازاعدام کودکان زیر١٨سال(حتی آنهاکه فریب منافقین راخورده بودندولی قانونانمی شداعدامشان کرد),ازتجاوزبه دختران باکره قبل ازاعدام.زندانیانی که حکومیتشان روبه پایان بودهم بایددرگورمی شدندتاشاهدی برای شکنجه های قرون وسطایی وجودنداشته باشد.شکنجه هایی که روی زندانهای شاه راسفیدمی کند.
برای چنین عمل ازقبل حساب شده ای,برنامه ریزی گسترده ای بایدصورت گرفته باشد.خمینی فقط نوک کوه یخیست که ازآب بیرون مانده.
--------------------------
اتفاقا نکته مهم این است که آقای کروبی دوستی بسیار نزدیکی با احمد خمینی داشت. به عبارت بهتر، تطهیر می تواند شامل آیت‌الله خمینی و پسرش و همراهان احمد خمینی هم بشود.
در ضمن، هرکاری که بقیه انجام داده‌اند حکم نمی‌شود. اگر کسی با دشمن همکاری نکرده باشد و در زندان باشد و حکم هم گرفته باشد، بعد یکهو آقای خمینی خواب نما شود و حکم جدید بدهد تکلیف چیست؟ چه توجیهی دارد؟
در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
فاطمه
حالا ببینم چرا افشای جنایت آخوندها و اصلاح طلبان شما را انقدر سوزانده؟ اگر بقول شما مجاهدین خیانت کردند چرا کسانی که حتی پا از ایران بیرون نگذاشته بودند به جرم خیانت اعدام شدند؟ مگر ما مجازات دسته جمعی داریم؟ این منطق جنایتکارانه فقط در دستگاه آخوندهای جنایتکار پیدا میشود. لطفا این قانون بربریت را با کشورهای متمدنی مثل فرانسه مقایسه نکنید. امثال میر حسین، کروبی، و بقیه آقایان باید در یک دادگاه صالحه جوابگوی جنایات خود باشند. ضمنا ان خانواده هایی که باید شرمگین باشند، نه خانواده زندانیان بیگناه، که خانواده سران رژیم و حامیان این ادمهای جنایتکارانه هستند،
در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
فاطمه خانم چند هفته پیش بود که میخواست میزبان چومسکی و هابرماس باشد که از قضا هر دو مخالف سر سخت مجازات اعدام هستند، حالا همراه با مرغ پخته به خنده مشغولند. در ضمن مارشال پتن اعدام نشد و در سال ۱۹۵۱ در زندان در گذشت. شارل دو گل که کمی رقیق القلب تر از فاطمه بود حکم او را به حبس ابد تقلیل داد.
بسیاری از کسانی که در دهه ۶۰ اعدام شدند از مجاهدین نبودند، حتی بسیاری از مجاهدین اعدام شده کسانی بودند که قبل از اینکه مجاهدین همکاری با عراق را شروع کنند دستگیر شده بودند.
مبارز در ۰۴ خرداد ۱۳۸۹
اگر کسی از شما از هویت این "فاطمه " خبر دارید و میدانید در کدام دانشگاه هستند و از طرف کدام ارگانی میخواهد هابر ماس را دعوت کند، پیشنهاد میکنم که تمام حرفهای ایشان (فاطمه) در همین سایتها در دفاع از جنایت هولناک خمینی و خط امامیها را جمع آوری کند (جنایت خاوران) و آنرا به دفتر آقای هابر ماس برسند تا آقای هابر ماس هم بداند و چشمش روشن شود که حضورش، محفل چه جنایتکارانی را گرم میکند و چه چماقدارانی با لبیک ایشان خود را متفکر جا میزنند و بداند که حضور در محفل اینان، درست مثل حضور در محفل هیتلر یا نئونازی هاست . صد رحمت به نازیها که اقلا از هولوکاست دفاع نکرده و یا آنرا توجیه نمیکنند. این، اولین بار نیست که ایشان از این جنایت هولناک پشتیبانی میکنند. بگذارید آقای هابر ماس بداند که لبیک به چنین دعوتی، نفی تمامی ارزشهای انسان متمدن امروز است که به قیمت قرنها رنج و خون بدست آمده است.
در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
یادتان باشد و یادمان نرود که اصلاح طلبان امروز همان تروریستها و گروگانگیران خط امامی هستند که از فرط شاخ شکستگی ادعای اصلاحات میکنند وگرنه که همان آدمکشان دهه ۶۰ هستند که با چماقداری، حمله به احزاب و تجمعات دمکراتیک و مسالمت جویانه آزادیهای حاصل از انقلاب را نابود کردند. معلوم است که از اعدامها هم حمایت میکنند. به همین علت هم هست که اینها نمیتوانند بدیل دمکراتیک برای ایران باشند. اینها باید در یک دادگاه علنی پاسخگوی جنایاتشان باشند. اتفاقا ساواکیهای شاه هم الان که بالاجبار از کار بیکار شده اند، دکان دو نبش دموکراسی باز کرده اند و شب و روز به ما خلایق لابد بی خبر!! از همه جای دنیا، درس دموکراسی میدهند. کافی است که فقط کمی با اینها راجع به اعمالشان صحبت کنید و راجع به گذشته خود توضیح بخواهید تا هم جنایات گذشته را توجیه کنند و هم بابت جنایاتشان پاچه قربانیان را بگیرند و اگر هم بیشتر بهشان رو بدهید، ارث پدری هم از قربانیانشان مطالبه میکنند و خودشان را هم با نظامهای متمدنی مثل فرانسه و سوئد مقایسه میکنند.
Fatemeh در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
عجب!من الان یک دقیقه است که بادهان بازجلوکامپیوترنشستم.یعنی یک انسان اینقدربیکاراست که کامنتهای یکی دیگرراازچندهفته پیش رصدکند؟!
حالااینکه دکتربهشتی وشاگردانش میزبان هابرماس بودندچراشمارااینقدرسوزانده؟
برای مارشال پتن دریک دادگاه ناعادلانه وسراسربغض وکینه حکم اعدام صادرشد.البته گزارشگرفرانسوی که من نوشته اش راخواندم پتن رامجرم می دانست ولی به رونددادگاه ایرادداشت.حالااگرحکم رااجرانکردندبنده بی تقصیرم.
جریان اعدامهای دهه شصت خیلی گسترده ترازاین هوچیگریهای شماست.مسأله اعدام تروریستهای مجاهدین خلق نبودکه بادادگاه نظامی حل شود.مسأله این بودکه سرهرگونه شاهدزنده ومخالف سیاسی بخت برگشته رازیرآب کردند.گوردسته جمعی نشانه لاپوشانیست نه مجازات.خاوران هم فقط یکی ازآن گورهاست.می توانیدازکردهابپرسید.کردستان ایران ازاین گورهاکم ندارد.
فاطمه جان شما رفتی تو کلا تاریخ گشتی پیدا کردی که فلان سال تو فرانسه فلان کار انجام شد در نتیجه خمینی کار درستی کرد اینهمه آدم رو فرستاد بالای دار!!!چرا موقع الگو برداری از فرانسه فقط اعدام هاش رو باید الگو برداری کنیم!
همین آقای خمینی نبود که وقتی صحیح و سالم بود تمام اشخاصی که باهاش مخالفت کردند رو سرکوب کرد!نکنه این همه نمونه داره در فرانسه!؟یا همین خمینی نبود که با لحن کوچه و بازاری در مورد مطبوعات گفت باید خودم بیام ببندم!!!
حرفهای خمینی بیشتر حالت کوچه و بازاری و تهدید داشت هر چی میشد میگفت خودم بیام !!!!!!!
یا همین خمینی نبود که خیلی راحت گفت آزادی بدون اسلام معنی نداره!!!!
طرز مقایسه شما با فرانسه من رو یاد مقایسه خمینی با صدر اسلام انداخت که میگفت علی هم تو یک روز ۷۰۰ نفر کُشت!!!!
شاهین س در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
ما چقدر بدبختیم که باید به امید کروبی و موسوی باشیم که رهبر جنبشمان باشند. من فکر میکنم که باید این آقایان به دستبوس علی وکیلی راد و بقیه تروریست ها بروند که چنین قحط الرجالی ایجاد کرده اند که الان مردم دست به دامان اینها شده اند.
در ۰۵ خرداد ۱۳۸۹
به هر حال مردمی که من میشناسم ترجیح میدهند بمیرند تا دست به دامن رجال شاه پرست و سلطنت طلب شوند. ناگفته نماند که تروریستهای مورد اشاره شما، تروریست هستند و قاتل، ولی قاتل رجالی بودند که در صورت زنده بودن هم کسی دست به دامنشان نمیشد
Fatemeh در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
دوست عزیز
یکی ازدلایلی که آن زمان به مجاهدین خلق می گفتند«منافقین»تزمعمول آنهابرای رهایی اززندان بود.یعنی کمونیست ازاول می گفت من کمونیستم ولی بسیاری ازهمین منافقین به دروغ تواب می شدندبعداگرمی توانستندازاشرف سردرمی آوردندتادرپناه قائداعظم خون هموطنانشان رابریزند.تصورنمی کنم دادگاه نظامی چندان ترحمی به حال چنین موجوداتی می کرد.
اتفاقاصحبتهای کروبی مطالب بیشتری بیان می کند.باوجوددستخط خمینی که نمی شوداوراازدادن حکم اعدام تبرئه کرد(هرچندمن درچندجاخواندم که نامه راسیداحمدنوشته که بازفرقی نمی کند) ولی حکم اعدام کجاوتجاوزبه دختران اعدامی وگورهای دسته جمعی کجا؟
شماکه باورنمی کنید«لاجوردی»و«صیادشیرازی»(که تصادفاازفرماندهان عملیات مرصادبوده!)همینطوری تصادفی ترورشده باشند؟
ازقرارمعلوم کاسه صبرکروبی لبریزشده.ایشان معمولادراین مواقع یک حرفهایی می زندکه بعدانمی شودجمعش کرد(مثل اشاره به اسکله های زیرنظرسپاه بامجوزرهبری درمجلس ششم).
کسانی که شهریور٦٧رارقم زدند,سالهاست درمیان مازندگی می کنند.ازصحبتهای دادستان بوی خون می آید.کروبی شامه تیزی دارد. بایدمنتظرباشیم ببینیم آقایان چطوری پته همدیگرراروی آب می ریزند.
در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
فاطمه
نخیر خمینی خیلی قبل از اینکه مجاهدین خلق به عراق بروند یعنی در سال ۶۰ به مجاهدین میگفت منافقین. مجاهدین در سال ۶۵ به عراق رفتند. شما هم معلوم است که هر جا کم میاورید تاریخ را تحریف میکنید.
در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
دوست عزیز در نظر داشته باش که چه دادگاه به مجاهدین خلق ترحم میکرد یا نمی کرد اسمش """""""" دادگاه """"""""""" بود. ما قرار نیست تصمیم بگیریم دادگاه علنی و مردم هستند که تصمیم میگیرند.همانطور که سران نازی بعد از جنگ دوم محاکمه شدند. به این میگویند حقوق بشر. البته از نظر خمینی و خامنیی و بقیه این اراذل، بشر فقط آن کسانی هستند که به اسلام اینها ایمان داشته باشند و تا خر خره در ولایت آنها ذوب شده. هر چند مشکلات استبدادی خمینی تا حد زیادی از نفهمی و نادانی و مشکلات روانی بود چیزی شبیه هیتلر و مشکلات خامنیی از نوع دیگری است. تاجگذاری به شیوه خلیفه اسلامی و هارون الراشیدی که می خواهد خلافت را به پسرش منتقل کند.
مونا در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
تو معلوم هست بالاخره کدوم وری هستی؟
keyvan در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
خيلي وحشتناکه بعضي ها کشتار 67 توجيه ميکنون
اما کي که ندونه آیت‌الله منتظری براي اعتراض به کشتار 67
مغضوب خميني جلاد شد
اما کشتار 67 خيلي وقت پيش برنامه ريزي شده بود ربطي
به حمله مجاهدين نداشت
عجیب است که یک عده اینهمه از افشای حقایق وحشت دارند . من نظرهای زیر مطلب درخودنویس را خواندم. یک نفر میگوید برای حرکت آرام به سمت دموکراسی نباید این مطلب را می نوشتی ؟! انگار که حرکت آرام به سوی دموکراسی باید با کلک و دروغ و فریب باشد. یک سئوال درذهن تاریخی ملت ایران هست . یک سئوال بزرگ . آیا خاوران دروغ است ؟ آیا گورهای دسته جمعی بی نام و نشان دروغ است ؟ بلاخره آیا دروغ است یا نه . این سئوال را چه کسی باید پاسخ دهد. جمعیت عظیمی ار مردم ایران که برادر یا خواهر یا خواهرزاده یا شوهر و یا زن و یا پسرعمو و دخترعمو ودخترخاله و پسرخاله شان بناگهانی و بدون هیچ اطلاعی در تابستان سال 67 اعدام شدند و درسنین مختلف هم بودند حتی زیر بیست سال . جرم آنها هم تعیین شده بود یعنی زندان که برخی حتی دوران محکومیت شان را هم تمام کرده بودند . ناگهان ملاقات ها قطع میشود . ناگهان تلفن ها قطع میشود و هراز بند بیرون میرود برنمیگردد . قتل عام - قتل عام - قتل عام . حدود 5 هزار نفر بودند . همه با نام ونشانی و عکس در لیست ها هستند. آیا این دروغ است . ترا بخدا جواب دهید آیا این دروغ است یا راست . کروبی یا موسوی یا خاتمی یا هرکس دیگری باید به این سئوال جواب دهد. پسرخاله من بوده است - دختر عموی دوست من بوده است - پسر همسایه ما بوده است . به این سئوال جواب دهید . چه کسی آنها را کشت . بله البته 23 سال گذشته است . و مثل خون فرزاد و شیرین تازه نیستند آن خونها ولی سئوال همیشه هست . تا جاودان هست . حتی اگر خاوران را خراب کنند . بازهم هست .
چه کسی به این سئوال پاسخ میدهد ؟ زندانی اسیر و بدون دفاع را چرا کشتید . همین . جواب بدهید
در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
س : سئوال ديگري كه در بسياري از اذهان وجود دارد اين است كه اين نامه منسوب به حضرت امام در ارتباط با اعدامها آيا واقعا از سوي ايشان صادر شده است و به خط خود ايشان مي‎باشد يا اينكه اين نامه هم همچون برخي ديگر از نامه هايي است كه در اواخر عمر امام به نام ايشان منتشر شده و در صحت انتساب آن به معظم له ترديد شده است ؟ و بر فرض اينكه اين نامه از سوي ايشان صادر شده باشد به نظر جنابعالي چه گزارشها و زمينه هايي باعث صدور اين نامه گرديد؟ ج : واقع امر اين است كه با توجه به شناختي كه من از مرحوم امام دارم و سالهاي زياد با ايشان معاشر بوده ام به هيچ وجه نمي توانم قاطعانه بگويم كه اين نامه از ايشان است، من سالها با ايشان محشور بوده ام و ايشان فردي با تقوا و عارف بودند و در اين گونه مسائل احتياط مي‎كردند و حاضر نبودند به كسي ظلم شود; بعد از پيروزي انقلاب هم ايشان در سخنراني هاي خود نسبت به رعايت حقوق زندانيان تاكيد داشتند و حتي پس از حادثه هفتم تير كه طبعا اوضاع خيلي داغ بود ايشان در سخنراني خود نسبت به حقوق زندانيان تاكيد مي‎كردند كه مبادا مسئولان به فكر انتقام از آنها باشند; اما اينكه چه شد اين اواخر اين نامه ازايشان منتشر شد يا اينكه اصلا نامه به خط خود ايشان است يا نه، من قضاوت نمي كنم و اين مساله براي من هم تعجب و مبهم است .
مونا در ۰۵ خرداد ۱۳۸۹
به فرض که فرمایش شما درسته و اصلا این نامه جعلیه و اصلا هم روح حضرت امام از وجود این اعدام ها و گورهای دسته جمعی و ... خبر نداشته و این عارف ربانی کاملا بی اطلاع بوده. ولی معظم له اگه عرضه مملکت داری نداشتن و نمی تونستن حتی بر چنین جنایتهای هولناکی که همه عالم و آدم ازش خبر دار شدن نظارت داشته باشن، خیلی غلط فرمودن که اونهمه آدم بیگناه رو به کشتن دادن و بالاترین و پرمسئولیت ترین مقام مملکت رو به عهده گرفتن. ایشان همان بهتر بود که در حوزه علمیه میماندن و اوضاع و سرنوشت یک ملت رو اینجوری به ... نمی کشیدن.
در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
رجوع کنید به " آشنایی با وجه غیر رحمانی آیت‌الله خمینی" در بخش سیاست منتشر شده در ۲ خرداد. آن گونه نطق کردن دقیقا از نویسنده همچین نامه ی بر میاید.
در ۰۲ خرداد ۱۳۸۹
دقیقا به همین دلیل هم اصلاح طلبان کذایی رژیم نمیتوانند امر تحول دموکراتیک را در ایران به عهده گیرند و آلترناتیوی دموکراتیک را نمایندگی کنند. صد البته چون خط امامی ها (اصلاح طلبان) خود در ان زمان (سال ۶۷) در قدرت بودند و از آمرین و مباشرین قتلها، طبعا نه میخواهند و نه میتوانند که این پرونده ها باز شود. ضمن اینکه باز شدن این پرونده ها، پرونده های دیگری را در سالهای اولیه انقلاب خواهد گشود که چماقداران خط امامی در سرکوب بهترین فرزندان کشور و نابودی دموکراسی حاصل از انقلاب وبباد دادن آمال و آرزوهای مردم نقش داشتند. متاسفانه با بسته ماندن این پرونده ها، فقط زمینه برای تکرار فجایع مشابه باز میشود. یادمان نرود که جنایات کهریزک دنباله جنایات خاوران و اوین در سالهای پیشین میباشد. برای آنکه زمینه این فجایع بطور کلی از بین برود، چاره ای جز قرار گرفتن تمامی آمرین و عاملین کلیه این فجایع از بالا تا پایین در دستان عدالت و پاسخگویی آنان در یک دادگاه صالحه میباشد و اجرای عدالت در حق آنها میباشد.
در ۰۵ خرداد ۱۳۸۹
ما همه منتظریم که این امر حیاتی محاکمه و مجازات آمرین و عاملین کلیه این فجایع از بالا تا پایین) هر چه زودتر اتفاق بیفتد. فقط با روند فعلی که ایران پیش میرود و انسجام و هدفمندی که حرکت دموکراسی ایران دارد !!!، سفارش میدهم از نپتون بیایند رژیم ایران را بر ا ندازند و اختیار مردم را دست خودشان بدهند ، شاید در صد سال آینده شاهد این امر دلچسب و دلپذیر باشیم ؟؟؟؟البته آنوقت اینها عمرشان را به شما داده اند و دست کسی به کسی نمیرسد که محاکمه عمومی کند. اگر هم زودتر این نزول جلیله از نپتون اتفاق افتاد، مردم احتمالا بر سر اختلاف مذهب ، قومیت و عقیده همدیگر را لت و پر می کنند، (همانطور که عراقیها دارند میکنند).
در ۰۵ خرداد ۱۳۸۹
پس بالاخره قبول داری که با بودن این رژیم و "بازگشت به عصر طلایی!!!! امام خمینی" نمیتوان به دموکراسی و مشارکت مردم در امور مربوط بخودشان رسید، درست؟ منهم همین را میگویم. بالاخص با وجود کسانی مثل موسوی که باید بخاطر اعمالش مورد محاکمه قرار گیرد، در راس رهبری، بطور حتم نه تنها ذره ای به دموکراسی نزدیک نمیشویم که از ان بیشتر فاصله میگیریم.
بابك در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
نيك آهنگ عزيز ، لطفا در اين شرايط كمي هوش سياسي داشته باش . آرمانگرائي خام مثل كاري كه تو مي كني بسيار بسيار ساده است. لطفا كمي تاريخ بخوان تا ببيني آدمها حق دارند عوض شوند و بر همين اساس هم سياست ورزي كنند(كه با آرمانگرائي خام متفاوت است) فكر مي كني با خراب كردن كروبي يا موسوي كمكي به جنبش آزاديخواهي (سبز) ايران ميكني؟ شما خودت زماني كه ايران بودي چه كار شجاعانهء عجيبي كردي كه حالا از آن سوي آب سر ما داد ميزني كه لنگش كن. ما كه توي ده تا تظاهرات خطرناك و واقعا پر فشار كتك خورديم و دستگير شديم فكر نمي كنيم موسوي مثل كاريكاتوري كه كشيدي منفعلانه با قيافهء مات فقط به صحنهء سياسي ايران نگاه مي كند. يه كمي شرائط مارو توي ايران بفهم و بازهم توصيه مي كنم بيشتر تاريخ بخوان تا ببيني تفرقه و نزاع بي وقت چه بر سر هواداران نهضت ملي در زمان مصدق آورد. بگذار گام به گام پيش برويم . در ضمن من اصلا مذهبي نيستم
dena در ۰۵ خرداد ۱۳۸۹
درسته، آنچه که مصدق را نابود کرد تفرقه و نزاع بود ،و لی اصل تفرقه از گور دودوزه بازیها, نامردیها و وطن فروشیهای کاشانی بلند میشد که شبیه جانشینان بر حقش ،آخوند کوتولههای خودمان، مصباح و جنتی و امثالهم ، حاضر بود، ملیت و استقلال و آزادی ایران را به اقتدار امامه و عبایی به راحتی بفروشد و با انگلیس هم آبشخور شود. ممکن بود که وحدت با امثال کاشانی بی پدر و مادر در یک زمان ، به مصدق کمک کند که جلوی کودتا را بگیرد، ولی مطمئن باشید که خائن مذهبی نما بالاخره خودش را نشان داده و دیر یا زود، رییس جمهور مردمی و ملی ایران را قربانی منافع شاه، انگلیس و آمریکا میکرد. پس گمان نکنم اتحاد ظاهری و نا پایدار بین مصدق و کاشانی در کشوری مثل ایران که مذهب مردم دائم در دست و پایشان است زیاد کارا باشد. نتیجه این در دست و پا بودن این بود که مردم مذهبی از سر خیابان تا ته خیابان را با شعار " شاه سایه خدا است میرفتند" و از ته خیابان با شعار " خدا سایه ندارد " برمیگشتند.
مبارز در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
جناب بابک
بر خلاف تصور خوشبینانه شما، اصلاح طلبان عوض نشده و همچنان همان آدمکشان خط امامی هستند. چرا این را میگویم؟ به این دلیل که عوض شدن، علائم و نشانه هایی دارد. نباید که ساده لوحانه به قضیه نگاه کرد و حرفهای ظاهرالصلاح امروز اصلاح طلبان را که امروز از سر ناچاری و ضعف و در نتیجه پایین بودن دستشان در تعادل قوای بین مافیاها بمردم میگویند تا درست مثل خمینی از مطالبات مردم سواری بگیرند را، بحساب عوض شدنشان گذاشت. اگر واقعا عوض شده اند این را باید با نقد بیرحمانه گذشته خود نشان دهند و به سوالات و ابهامات مردم ایران پاسخ دهند. هر نوع اصلاحی، ملایم یا تند فرق نمیکند، ابتدا نیاز به شناخت همه جانبه و بررسی بیطرفانه مساله دارد. تا زمانی که امثال موسوی به این سوالات و ابهامات جواب ندهند و همچنان بر طبل بازگشت به "دوران طلایی امام خمینی" کوبیده یا بدنبال تبرئه خمینی از جنایات هستند، با کمال شرمندگی فرمایشات شما مبنی بر عوض شدن خط امامیها چیزی جز خوشبینی و ساده لوحی خطرناک نیست.
بابك در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
فقط بگويم كه بدون ترديد اختلاف افكني بين سبزهاي مذهبي و سكولار يكي از اهداف اصلي كودتا چيان است. تقريبا شك هم ندارم كه جنبش دموكراسي خواهي ايران در حال حاضر بدون مشاركت مذهبيون دموكرات و فقط با حضور سكولارها موفق نمي شود. بازهم ياداوري ميكنم من مذهبي نيستم.
مبارز در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
جناب بابک
اگر منظورتان از همراهی و اتحاد با مذهبیها، فدا کردن ابتدایی ترین اصول انسانی و دموکراسی است که در اینصورت نتیجه فداکاری ملت ایران، اینبار هم هدر رفته و به استبداد جدیدی میرسد. سوال اساسی اینست که آیا با هر متحدی، مردم ایران میتوانند به هدف تاریخی خود یعنی آزادی و دموکراسی برسند؟ عملا در زمان خاتمی دیدیم که اینگونه متحدین مذهبی بیش از آنکه قاتق نان باشند، قاتل جان هستند. آقای خاتمی حتی نتوانست مساله قتلهای زنجیره ای را حل کند، چرا؟ چون هر وقت مساله قتلهای زنجیره ای پیش کشیده میشد، حریف هم با زرنگی قتلهای سال ۶۷ را پیش میکشید و نهایتا هم مافیاها با صلاحدید رفسنجانی فتیله بحث را پایین کشیدند و کل جریان را ماستمالی کردند. اصولا بدون تعیین تکلیف اصلاح طلبان با گذشته خود، هیچ مساله ای حل نمیشود. بنا براین متاسفانه با مصلحت طلبی و عافیت جویی نمیتوان به هدف آزادی رسید. مافیای اصلاح طلبان هم تا حدودی که منافعش اقتضا کند میتواند با مردم همراهی کند. شما نمیتوانید انتظار همراهی همیشگی از اینها با مردم را داشته باشید. محدود کردن خواسته ها و مطالبات مردم هم در چهارچوب تنگ منافع مافیای اصلاح طلب هم مسلما مردم را به همراهی با جنبش ترغیب نخواهد کرد. بنظر من بهتر است که جنبش مردم با جنایتکاران سابق و لاحق رژیم مرز بندی روشن و منطقی داشته باشد.آقای موسوی هم میتواند با جنبش همراهی داشته باشد، اما اگر بعضی بهر دلیل میخواهند ایشان را رهبر جا بزنند که در اینصورت آقای موسوی باید مثل هر رهبر دموکراتی پاسخگوی گذشته خود به مردم ایران باشند.
گفته اید که "تقريبا شك هم ندارم كه جنبش دموكراسي خواهي ايران در حال حاضر بدون مشاركت مذهبيون دموكرات و فقط با حضور سكولارها موفق نمي شود"
البته که دموکراتها از مذهبی و غیر مذهبی باید در جنبش باشند منتهی کسی که دموکرات است باید در مقام رهبر پاسخگوی گذشته خود باشد. من شک دارم که امثال موسوی و کروبی اصلا دموکرات باشند. اگر هستند اینرا باید در جریان عمل خویش نشان دهند. فرار از پاسخگویی به گذشته، به تنها چیزی که دلالت ندارد همان دموکراسی است.
مونا در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
آقای بابک آدمها حق دارند عوض شوند ولی وقتی یه نفر فردای انتخابات که رای نمیاره یکهو! عوض میشه و یکهو یادش میفته که این حکومت داره به مردم ظلم میکنه یکهو یادش میفته تو زندانها داره تجاوز میشه و ... با عقل سلیم جور در نمیاد. و حالا اگه یه عده بیان فریب این آدمای به ظاهر عوض شده! رو بخورن وظیفه چه کسانی هست که اونها رو بیدار کنه؟
موسوی چه گام موثری برداشته که شما میگی منفعل نیست؟ آیا در ازای کودتایی که شد و تمامی حوادث بعد از اون چند تا بیانیه دادن موسوی اقدام خیلی موثریه؟
در ضمن بهتره که ادبیاتتون که کاملا شبیه جمهوری اسلامی هست و هر انتقادی رو فوری انگ تخریب، توهین و ... میزنید رو عوض کنید
karoun در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
جناب آقای بهمن قرار شد که تاریخ را دست کاری نکنیم ،سازمان مجاهدین سال شست با خمینی تصفیه حساب نمود ،از همان سال شست هم ،رزمندگان دم دست را به عراق میفرستاد ،در صورتیکه ، شرق دزفول و خرمشهر ،بتاریخ دوم فروردین شست یک ،و سوم خرداد آزاد شد ،در صورتیکه بردار مسعود و آقای بنیصدر پیش از این تشریف برده بودند .
در ۰۴ خرداد ۱۳۸۹
نخیر جناب کارون
مجاهدین در سال ۶۰ بهمراه بنی صدر به فرانسه پناهنده شدند. پس از بروز اختلاف بین مجاهدین و بنی صدر در سال ۶۰ و تحریکات دولت موسوی و رژیم خمینی و فشار سنگینی که فرانسه به مجاهدین وارد کرد، آنها به ناچار به عراق رفتند. اینکه رفتن به عراق تا چه حد درست بوده، این یک بحث است، ولی چیزی که مسلم است اینکه مجاهدین تا سال ۶۵ همچنان در فرانسه بودند. ضمنا نمیتوان کسی را کشت یا اصولا آزادی اش را سلب کرد و حقوق وی را زیر پا گذاشت، چون ممکن است کار خلافی انجام دهد. همیشه مجازات بر اساس اعمال انجام شده (زمان گذشته) تعیین میشود نه بر اساس خیال یا کاری که تصور میشود انجام داده خواهد شد (زمان آینده).
در ۰۳ خرداد ۱۳۸۹
تا جایی که حافظه یاری میدهد، در اوایل ۶۰ بنی صدر و رجوی ابتدا به فرانسه پناهنده شدند و هیچ ارتباطی با عراق نداشتند.،بعد در میانه دهه شصت و پیش از پایان جنگ به عراق رو آوردند. اولا با خمینی تصفیه حساب کردن در سال ۶۰ ، به خمینی حق صدور اعدام " بشر " بدون محاکمه علنی و مردمی را نمیدهد. دوما بیشتر مردم عادی هم با خمینی در سال شصت تصفیه حساب کردند، فقط از ترس جانشان صدایشان در نمی آمد، پس ۸۰ درصد کشور بایداعدام میشدند. سوما، کشتن نوجوان های سیزده- چارده ساله که به جرم حمل اعلامیه، در زندان بودند،با هیچ منطقی حتی توحش و حیوانیت دشمن ایران ملحق شدند،. چهارما، در سال ۶۵ که مجاهدین به دشمنان ایران ملحق شدند، جایی دیگر نداشتند، عراق صلح را پذیرفته بود، ولی خمینی به تحریک آقایان برای دریافت پورسانتهای اسلحه میخواست کربلا و کاخ سفید بگیرد، پس صلح را قبول نمیکرد. پنجما، مردم ایران فهم و شعور داشتند که در دادگاه علنی برای خائنینی که به عراق پناهنده شده بودند، و دلایل کافی برای مجرم و خائن بودنشان بود، تصمیم بگیرند.
جان انسان ارزش زیادی دارد و برای خمینی و نائب بر حقش، جان آدمها رده بندی دارد. منطقشان هم البته این است که علی ۷۰۰ نفر یهودی را از دم تیغ در یک روز گذارند، لابد به جرم اینکه مسلمان نبودند.
شاهین در ۰۴ خرداد ۱۳۸۹
هیچکس جواب این سوالها رو نداد؟ حتی یک نفر هم نخواست جواب بده. معلوم میشه چه قدر مطلع هستیم.

شاهین در ۰۱ خرداد ۱۳۸۹
آیا هیچکس رییس مملکتی را میشناسد که سیاستمدار نباشد؟
آیا هیچکس سیاستمداری را میشناسد که سالم و راستگو باشد؟
این مشکل جهانیست، هیچ سیاستمداری در دنیا وجود ندارد که پروانده اش پاک باشد.
یک انسان سالم و پاک نمیتواند سیاستمدار باشد.
اگر اینها را قبول کنیم، انتظارمان از رهبرانمان کمتر میشود.
در ۰۵ خرداد ۱۳۸۹
پس وقتی سیاست دستخوش ناپاکی و آلایش است، همان بهتر که دور دینی را قلم بگیرد که فقط با پاکی و ارتباط صادقانه انسان با خدایش مربوط می باشد.
همانطور که سران ممالک و سیاست مداران دنیای پیشرفته جدا از این مقوله هستند. اگر الگو سایر ممالک است ، این هم انتظار ما از رهبرمانمان است. انتظار معقولی است نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مونا در ۰۵ خرداد ۱۳۸۹
1- بله من میشناسم، رییس همین مملکت که یه آدم بی سواد و ابله هست که سیاستمدار که هیچی سوادش در حد بقال سرکوچه ما هم نیست
2- کسی انتظار نداره از مسئولین مملکت که پاک باشن. ولی این انتظار رو داریم که قانونمند باشن، در راستای منافع ملی حرکت کنن، رفاه و امنیت جامعه رو تامین کنن و پاسخگو باشن اینها ابتدایی ترین انتظاراتی هست که میشه از مسئولین یک حکومت داشت.
1 2 next مجموعه نتایج: 21 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

خرمشهر را خدا آزاد نکرد

خرمشهر را خدا آزاد نکرد
سی سال پیش و در سوم خرداد سال ۱۳۶۱، ایران توانست با شش هزار کشته و ۲۱ هزار زخمی شهر خرمشهر را از دست نظامیان عراقی آزاد کند. اگرچه آیت‌الله خمینی بلافاصله پس از آزادسازی خرمشهر، این اقدام را به آسمان حواله داد و خداوند را فرمانده اصلی معرفی کرد؛ اما همین آیت‌الله و خلف او هیچگاه از شش هزار انسان کشته شده و بیش از ۲۱ هزار زخمی که برای آزادسازی این شهر به خاک و خون غلطیدند سخنی نگفتند....
سیاست | سروش جعفری

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد

علی لاریجانی: طرح نظارت بر نمایندگان با نظر خامنه‌ای تصویب شد
رییس مجلس شورای اسلامی می‌گوید که طرح نظارت بر نمایندگان مجلس با نظر و «راهنمایی‌های»، رهبر جمهوری اسلامی تصویب شده است و از ابتدای مجلس نهم نیز به اجرا در خواهد آمد....
سیاست | سروش جعفری

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»

خاتمی از نگاه عبدی و سروش؛ «منفعل»، «ترسو»، «قدرناشناس» و «فرصت سوز»؛ با چاشنی «تذبذب»
هر سال با فرا رسیدن دوم خرداد، فیل بسیاری یاد هندستان «اصلاحات» می‌کند. دورانی که برداشت‌های متفاوتی می‌توان از آن داشت. برای خیلی‌ها، سید محمد خاتمی قهرمانی بود که دشمن مجال‌اش نداد، اما بودند کسانی چون عبدالکریم سروش و عباس عبدی که از انتقاد از سید محمد، نهراسیدند. سروش خاتمی را «قدرناشناس» و «فرصت سوز» خواند، با چاشنی «تذبذب». عبدی ضمن «ترسو» خواندن خاتمی، معتقد بود که بقای او در ساختار قدرت، به دنبال در پیش گرفتن سیاست «انفعال»، بـیش از پیش مملکت را تضعیف می‌کند و مخالفان مردم را جری‌تـر مـی‌نمایـد. ...
سیاست | خودنویس

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند

نُه روشِ کاربردی برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند
تعداد زیادی از افرادی که از گوشی‌های هوشمند استفاده می‌کنند عکاس‌های حرفه‌ای نیستند اما دوست دارند عکس‌های زیبایی بگیرند و بتوانند لذت دیدن آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی با دیگران شریک شوند. ...
مکتب‌خانه | نسترن فرمانیان

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد

سفیر ایران در اعتراض به توهین به خامنه‌ای، از باکو فراخوانده شد
سفیر ایران در باکو در اعتراض به توهین برخی از شهروندان آذربایجان به علی خامنه‌ای از سوی وزارت امور خارجه ایران به تهران فراخوانده شد....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید