روز جهانی آزادی مطبوعات، قدیمیترین زندانی مطبوعات ایران عدنان حسن پور را فراموش کردیم
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
عدنان حسن پور با حکم ۳۱ سال زندان که سنگینترین حکم برای یک روزنامه نگار در ایران است، نزدیک به ۴۰ ماه است که در زندان بسر میبرد. این حکم سنگین تنها بخاطر نوشتن و انجام وظایف رسانهای که یگانه فعالیت او بوده به او تحمیل شده است. فراموش نکنیم که عدنان حسن پور در زندان نیز نمونه مقاومت و بزرگ منشی بوده و با دست زدن به اعتصاب غذا در موارد متعدد با یگانه وسیله ممکن در زندان اعتراض خود را به زندانبانان و مقامات امنیتی نشان داده است. اعتراض عدنان تنها بخاطر پرونده خودش نبوده و حداقل در دو مورد برای حمایت از زندانیان دیگر و اعتراض به پروسه های پرونده سازی و شرایط سخت زندان دست به اعتصاب زده است.
آنروز که آزاد بودم میخواستم جهان را عوض کنم و فکر می کردم که میتوانم دنیا را تکان بدهم. پول، مقام و هر شغلی ناچیز بودند و توانایی و انگیزه های من بیش از آن بود که مبلغی و منصبی بتواند با آن مقابله بکند. بعد از سپری کردن یکهفته در آن سلول سرد و تاریک، باز شدن دریچه ۳۰ سانتیمتری روی درب سلول دغدغه خاطرم و هم صحبتی با هر انسان دیگر و هواخوری ۵ دقیقه ای مشغولیت فکریم شده بود. آرزوی یک زندانی در موقعیت خطرناک زیر اعدام و زیر تهدید روزانه زندانبانان سنگ دلی که خدا را بنده نیستند و ماموران امنیتی که جهان را در چارچوب ترسیم شده نظامی که بدان تعلق دارند، میخواهند تنظیم کنند، در تصور یک انسان آزاد و زندان ندیده نمیگنجد. عدنان حسن پور جوانی آگاه و توانایی بود که در مدت کوتاهی در کردستان منشا خیر شد و میخواست سنگی باشد در اساس جامعه مدنی برای جامعه اش در کردستان.
عدنان حسن پور به نیکی میدانست بدون گفتمان و اندیشه ورزی جامعه در بند و میراست. رسانه و مطبوعات رکن چهارم دمکراسی است و بدون مطبوعات آزاد جامعه مدنی هیچ مفهومی جز فریب ندارد. وی به تبادل نظر و برخورد آرا اعتقاد داشت و بهمین سبب نیز به فکر انتشآر نظرات خود و دیگرانی افتاد که به این شیوه از "ساختن" معتقد بودند. عدنان بزودی بکمک شبکه ای از اهل قلم و رسانه که با خود همگام میدید برای این هدف تلاش خود را شروع کرد. هفته نامه ئاسو(آسو) در دو زبان کردی و فارسی در کردستان با همکاری او منتشر شد. ئاسو مرکزی شد برای نوشتن، کار فرهنگی و اطلاع رسانی برای عده زیادی از روزنامه نگاران کرد که قصدشان سهیم شدن در پایه ریزی جامعه مدنی بود. اما گفتگو و اظهار نظر و اندیشه ورزی برای جوانانی مانند عدنان و همکارانش ممنوع بود و مقامات امنیتی تشخیص میداند که چه کسی بجای چه کسانی میتواند فکر کند و افکارش را بنویسد و انتشار دهد. توقیف انتشار ئاسو کفایت نداشت باید بانیان و ناشران و نویسندگان تاثیر گذار آن نیز حذف میشدند تا دیگر کسی جرات چنین جسارتی را بخود ندهد. و بزودی این اتفاق باید میافتاد و افتاد.
از آنروز سرد در اواخر آذرماه ۱۳۸۵ زمانی که وی را در قفس کردند برایش انواع سناریوها ساختند، میخواستند کرامت او را از وی سلب کنند، او را بزانو در بیاورند و از او موجودی که آرزوهایش کوچک و کوچکتر شود بسازند. عدنان را متهم به جاسوسی کردند. داشتن دوربین عکاسی و جی پی اس را پرونده جاسوسی کردند. هیچ کس را با هیچ دوربینی در ایران دستگیر نمی کنند ولی اگر فعالیتی داشته باشید که در خدمت مردم باشد، و صاحب افکاری باشید که برای تعالی جامعه اهمیت داشته باشد، دوربین عکاسی و تلفن موبایل هم سوژه مقامات امنیتی میشود، زندگی خصوصی و رابطه شما با هر احدی و حتی جرایم رانندگی مساله شود. عدنان را محکوم به اعدام کردند و او و خانواده اش را بشدت تحت فشار گذاشتند. دوست و فامیل نزدیکش هیوا بوتیمار را هم یکماه بعد اسیر کردند و برای او هم سرنوشتی مشابه ساختند، هیوا را هم به مرگ محکوم کردند(هیوا نشریه سبز چیا، که یک نشریه در ارتباط با محیط زیست بود منتشر میکرد). پرونده جاسوسی و محاربه برای هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور فقط ناشی از فعالیتهای مدنی آنها بود که نظام اسلامی آنها را بر نمی تافت، همچنانکه فعالیتها مازیار بهاری، رکسانا صابری، هنگامه اخوان، احمد زیداآبادی، عیسی سحرخیز، مسعود باستانی، عمادالدین باقی و محمد نوریزاد را بر نمیتابد و برایشان پرونده های دیگر با اتهامات واهی ساخته است.
اهالی مطبوعات در بند و آوره
رسانه ها و اطلاع رسانی در ایران در طی ۳۱ سال گذشته تحت شدیدترین سرکوب و فشار بوده است، جمهوری اسلامی پس از بستن روزنامه آیندگان در همان فردای انقلاب تا کنون صدها نشریه و روزنامه را تعطیل کرده و صدها روزنامه نگار را زندانی و آوراه نموده است. اعمال سانسور و خود سانسوری نیز در کار رسانه ای به امری عادی تبدیل شده است.
با کودتای انتخاباتی در خرداد سال گذشته موج دستگیری و سرکوب شتابی دوچندان گرفت و هرآنکه قلمی در خدمت آزادی در دست داشت تحت تعقیب قرار گرفت. برای روزنامه نگاران بسیاری بخاطر نوشتن نقد و اعتراض به دولت و یا به رهبر جمهوری اسلامی احکام زندانهای طویل المدت صادر شده است و یا شرط آزادیشان را ابراز ندامت و عذرخواهی از آیت الله خامنه ای قرار داده اند. اقدام علیه امنیت ملی، جاسوسی و محاربه از جمله اتهاماتی است که به روزنامه نگاران بسته اند. در مورد زیر فشار قراردادن روزنامه نگاران برای عذرخواهی از آیت الله خامنه ای، گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود نوشته است:«روزنامه نگاران، در حالی که کاری جز انجام وظیفه، یعنی اطلاع رسانی انجام نداده اند، چرا باید تقاضای پوزش کنند؟ در هشت ماه گذشته، بیش از ۱۱۰ روزنامه نگار زندانی و نزدیک به ۲۰ نشریه توقیف شده اند. این رژیم جمهوری اسلامی ایران است که پس از آزاد کردن همه روزنامه نگاران باید از آنها تقاضای بخشش کند.»
"هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضانیه گفته است حکم اعدام دو فعال سیاسی کرد، از «کانال دیگری» به غیر از قوه ی قضائیه صادر شده و او در این زمینه کاره ای نیست."
امروزه دیگر برای همگان روشن شده است که قضاوت و دادگاه در ایران نمایشی تراژیک بیش نیست. تصمیمات و پرونده سازیها نزد دستگاههای امنیتی، زندانبان و بازجویان اطلاعات و سپاه است و دادگاهها برای نمایش و تظاهر به "تمکین" قسمتی از قانونشان تشکیل میشوند.
هنگامه شهیدی که طبق دستور بازجویش میبایست ۶ سال را در زندان بگذراند و دادگاه فرمایشی دقیقن به آن عمل کرده است، نمونه بسیار گویایی از این رویکرد است:
"مطابق تهدیدات بازجویان وزارت اطلاعات مبنی بر ۶ سال حبس در بازداشتگاه ۲۰۹، بدون حق ملاقات حضوری و حتی یک روز مرخصی و همچنین این تهدید که جلوی عفو مشروط وی را در کمیته عفو وزارت اطلاعات خواهند گرفت و وی باید بدون کم و کاست ۶ سال محکومیت خود را به طور کامل بگذراند"
ایران بزرگترین زندان روزنامه نگاران
آنگونه که آمار گزارشگران بدون مرز اشاره دارد در ایران تنها در هشت ماه آخر سال گذشته بیش از ۱۱۰ تن روزنامه نگار بازداشت شده و ده ها تن از فعالان رسانه ای آوره از خانه و کاشانه خود گشته و ده ها تن دیگر کار و شغل خود را از دست داده اند.
همچنین عده زیادی از دستگیرشدگان که فعال سیاسی و حقوق بشری نامیده میشوند نیز بخاطر دسترسیشان به رسانه و کار رسانه ای به زندان افتاده اند. وکیلی که برای اشکار کردن اجحافاتی که بر موکلش میگذرد و ناچار به رسانه ای کردن پرونده سازیهای مقامات امنیتی و قضایی میشود و با رسانه ای مصاحبه کرده. پزشکی که وبلاگش یگانه اقدام مجرمانه اوست، گزارشگر حقوق بشری که برای اطلاع رسانی در مورد زیرپاگذاشتن حقوق انسان و سرکوب آزادی و آزادیخواهی را افشا کرده و در وبلاگ و یا وبسایتی مقاله ای منتشر کرده است و موارد و نمونه های دیگر مبین این مساله است.
عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار قدیمیترین زندانیان قربانی دادگاههای نمایشی و پرونده سازی امنیتی مطبوعات
دنبال کردن اخبار منتشره از روند پرونده سازی و دادگاههای عدنان حسن پور گویا تر از آنست که توضیحی در این باره لازم باشد.
عدنان حسن پور ٢٧ ساله روزنامه نگار هفته نامه ئاسو درآذر ماه ١٣٨٥ دستگير و در تاريخ ٢٢ خرداد در دادگاهي غير علني و بدون اینکه حق برخورداری از وکیل را داشته باشد، به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي"، " جاسوسي" و "محاربه" محاکمه و به اعدام محکوم شد. ديوان عالي کشور در تاريخ ٣٠ مهر ماه ١٣٨٦حکم اعدام عدنان حسن پور را تائيد کرد. با درخواست اعاده دادرسی در تاریخ ١٩ مرداد ماه ١٣٨٧ دیوان عالی کشور حکم اعدام وی را لغو کرد. این روزنامه نگار مجددن در ١٦ شهریور و ١١ بهمن ١٣٨٧ در دادگاه انقلاب سنندج محاکمه شد و نهایتن دادگاه حکم اعدام او را به ۳۱ سال زندان کاهش داد.
سنگین ترین حکم مطبوعاتی برای انسان بزرگی مانند عدنان حسن پور
عدنان حسن پور با حکم ۳۱ سال زندان که سنگینترین حکم برای یک روزنامه نگار در ایران است، نزدیک به ۴۰ ماه است که در زندان بسر میبرد. این حکم سنگین تنها بخاطر نوشتن و انجام وظایف رسانه ای که یگانه فعالیت او بوده به او تحمیل شده است. فراموش نکنیم که عدنان حسن پور در زندان نیز نمونه مقاومت و بزرگ منشی بوده و با دست زدن به اعتصاب غذا در موارد متعدد با یگانه وسیله ممکن در زندان اعتراض خود را به زندانبانان و مقامات امنیتی نشان داده است. اعتراض عدنان تنها بخاطر پرونده خودش نبوده و حداقل در دو مورد برای حمایت از زندانیان دیگر و اعتراض به پروسه های پرونده سازی و شرایط سخت زندان دست به اعتصاب زده است.
مختار زارعی در وبلاگ خود تحت عنوان ۲۹ از ۳۱ بزرگتر است در مورد این انسان بزرگ مینویسد:
"با وصف اینکه خودش محکوم به اعدام بود اما برای تقلیل مرارت دیگران از هیچ تلاشی فرو نمیگذاشت از هم بندیهایش شنیدم برای نجات ارسلان اولیایی، انور حسین پناهی و احسان فتاحیان از حکم اعدام بسیار تلاش کرده بود شکر خدا آن دو از طناب رستند و اما احسان...
در زندان بودم که حکم خودش هم به 31 سال حبس تغییر یافت بسیار خوشحال شدم از اینکه دادگاه اجازه سلب حیات عدنان را به هیچ انسانی نداده است چه مبارک خبری بود نمیدانستم بابت رهایی از مرگ تبریکش گویم یا بابت آن حکم سنگین صبوریش دهم شاید هر دو البته روحیه قوی و تبع بلند او زحمت تبریک گفتن و صبوری دادن را کم میکرد."
عدنان را فراموش نکنیم
خوشبختانه وجدانهای بیدار در سطح بین المللی هیچگاه زیر بار پرونده سازی علیه عدنان حسن پور نرفتند و مراکز حقوق بشری، فرهنگی و رسانه ای زیادی با حمایت بی شائبه خود از این روزنامه نگار و حتی اهدای جوایزی، مستقیمن به جمهوری اسلامی اعتراض کردند. در روز آزادی مطبوعات مقالات و نوشته های زیادی منتشر شد و تا آنجایی که اطلاع دارم به وضعیت منحصر بفرد عدنان اشاره ای نشد. تعداد زیاد دستگیرشدگان و موارد بسیار از حق کشی و توجه به روز و خبرهای تازه مارا از این مساله غافل کرد. غفلت یا فراموشی در مورد عدنان عزیز از انصاف آزادیخواهان بدور است. نباید عدانان حسن پور را فراموش کرد. او را در قفسی که بناحق برایش ساخته اند تنها نگذاریم. نوشته های ما و قدردانی از زحماتش، درد محرومیتهایی که به او تحمیل شده را کمتر خواهد کرد. خواست آزادی عدنان حسن پور و حمایت و قدردانی از وی وظیفه ی هر انسان آزاده است. عدنان را آزاد کنید....
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید