زندانیان گمنام، زندانیان نامدار
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
در روزهای اخیر، تعدادی از فعالان سپهر وبلاگی فارسی دست روی مسالهای گذاشتهاند که چندان به آن توجه نشده است. همین توجه در فضای شبکههای اجتماعی آنلاین به وضعیت وبلاگنویسان و فعالان گمنام سبب شده رسانههای نزدیک به جنبش سبز بعد از عید نوروز مساله را جدیتر بگیرند.
توجه به زندانیان گمنام جنبش اعتراضی به خانه کاندیداهای ریاست جمهوری پارسال هم رسیده است: به گزارش سایت کلمه، زهرا رهنورد اخیرا گفته است که «زندانیان گمنام و بی نام و نشان بدنه ملت هستند. آنها نه خاکریز اولند و نه سنگری که فتح آن موجب خوشحالی شده باشد و نه سنگری که سیاسیون پشت آن پنهان شده باشند. خواسته آنها مشتی از خروارها مطالبات مردمند.
دکتر محمد ملکی، فعال ملی مذهبی و نخستین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب در گفتگو با زمانه میگوید: «زیرا من نگران بچهها هستم. الان تعداد زیادی از دانشجویان ناشناس و گمنام در زندان هستند و هیچکس به فکر آنها نیست. فکر نمیکنند که آنها نیز فرزندان این مملکت هستند. آخر گناهشان چیست، باید روزی به این مسئله رسیدگی شود. حالا حکومت که متاسفانه به فکر نیست ولی من کمتر دیدهام این دوستان جنبش سبز دفاع جانانهای از آنان کرده باشند. تکلیف اینها را مشخص کنید، اینها درس و زندگی دارند. خانوادهها مرتب جلوی زندان اوین، دربهدر و چشم به راه هستند. این چیزها بیشتر از خود بیماری به من رنج و عذاب میدهد.»
خانوادههای بسیاری از این زندانیان توان تامین وثیقه درخواستی از سوی دادگاه برای آزادی موقت را نیز ندارند. به نظر میرسد میزان توجه به کسانی که هیچ ارتباط حزبی یا سازمانی ندارند تا کنون بسیار کم بوده است و تاکید روی آزادی افراد بنام جنبش، نگاهها را از روی زندانیان سیاسی گمنام برداشته شود.
دکتر ملکی در همین ارتباط میگوید: «در آنجا(زندان) اطلاعاتی کسب کردم ولی پس از بیرون آمدن از زندان، دیدم همان مسائل گذشته وجود دارد. این خودی و غیر خودی؛ و اینکه تنها به فکر افراد سرشناس هستند تا آزاد شوند و به مرخصی بیایند وجود دارد. کسی به فکر این بچهها نیست. آنچه در روحیهی کسانی که طرفدار جنبش سبز یا اصلاحطلب هستند، دیدم این بود که در برخورد آنان با دیگران تغییر چندانی به وجود نیامده است. روحیهی آنها همان خودی و غیرخودی است. رفتارشان اینگونه است که چون این فرد از خودم است رعایت حال او را میکنم و با آغوش باز او را میپذیرم ولی آن که از ما نیست، خودی نیست.»
حال با توجهی که فعالان حقوق بشر فضای وبلاگ فارسی به این مساله نشان میدهند، باید دید آیا احزاب و یا گروههای مرجع حمایت از «گمنام»ها را افزایش خواهند داد؟ و آیا این کار مقطعی است یا مداوم؟
لینکهای مرتبط:
دکتر ملکی: در این مدت ندیدم کسی از زندانیان گمنام دفاع جانانه ای بکند
- فراخوان وبلاگ نویسی برای زندانیان گمنام حوادث پس از انتخابات
بالاترین - موضوع داغ: حمایت وبلاگ نویسان از زندانیان گمنام
شاهین فضلی یکی از زندانیان گمنام جنبش سبز
Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):
به عقیده من می توان با ایجاد یک وبلاگ از تمامی کسانی که فکر می کنند اقوام، دوستان، آشنایان و همکاران و همسایگان خود را در زندان دارند به این وبلاگ مراجعه کنند و نام آنها را ثبت کنند. پس از ثبت این نام ها می توان طی نامه ای به سازمان های بین المللی حقوق بشر موضوع را پیگیری کرد و یا دولت ایران را تحت فشار قرار داد.
این موضوع را هم دلم می خواهد با بدجنسی بنویسم! در یکی از مصاحبه های شاه ایران با یکی از شبکه های خارجی (به خاطر ندارم بی بی سی بود و یا سی ان ان) او به این موضوع اشاره کرد که "رادیوی بی بی سی"!!!!!! اعلام کرده بود که در ایران ۲۰۰۰۰ و یا شاید بیشتر زندانی سیاسی وجود دارد و یک بار هم این عدد را ۱۰۰۰۰۰ اعلام کردند.
پس از این ماجرا ایران به عنوان ناقض حقوق بشر شناخته شد و نتیجه اش ۳۰ سال جلوی چشمان ماست.
ظاهراً هنوز بی بی سی به نتیجه نرسیده است که تعداد زندانیان سیاسی را اعلام کند!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید