درخواست هزاران روزنامهنگار دنیا برای آزادی امویی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
شبکهای از هزاران زن و مرد از رسانههای سراسر دنیا ازمقامات ايرانی خواستارآزادی بي قيدو شرط بهمن احمدي امويی، روزنامه نگار دربند شدند. احمدي امویي در خرداد ماه ۸۸ به دنبال اعتراض هاي پس از انتخابات در ایران دستگیر شد و در ماه گذشته به هفت سال و چهار ماه زندان و سی و دو ضربه شلاق محکوم شد. اتهامات وی تبانی به قصد به هم زدن امنيت ملی و تبليغ علیه نظام و توهین به رييس جمهور عنوان شد.
بنیاد بین المللی زنان در رسانه ( ای .دبلیو.ام .اف ) در نامهای به مقامات جمهوری اسلامی ضمن اعلام این موضوع نوشته است:
ما به نمايندگي از یک بنیاد بین المللی رسانه (International Women's Media Foundation) نگراني خود را نسبت به وضعیت روزنامه نگار ایرانی بهمن احمدی امويی, که به شلاق و حبس محکوم شده است اعلام می داريم.
احمدی امویی که همسرش، ژيلا بني یعقوب، جایزه شجاعت در خبرنگاری این بنیاد را در سال ۲۰۰۹ از ان خود کرده بود از اعضای سردبيری روزنامه اقتصادی سرمايه بود، روزنامهای که در در ماه نوامبر توسط مقامات مسئول توقيف شد.
احمدي امویي در خرداد ماه ۸۸ به دنبال اعتراض هاي پس از انتخابات در ایران دستگیر شد و در ماه گذشته به هفت سال و چهار ماه زندان و سی و دو ضربه شلاق محکوم شد . اتهامات وی تبانی به قصد به هم زدن امنيت ملی و تبليغ علیه نظام و توهین به رييس جمهور عنوان شد.
امويی پس از آن نسبت به حکم صادره در خواست تجديد نظر کرده است، و ما از شما میخواهيم که شرایط آزادي فوري و بی قيد و شرط او را فراهم کنید به گونهای که بتواند به حرفه روزنامه نگاری خود ادامه دهد. ما نگران هستیم که حکم ناعادلانه صادر شده برای امويی نشانههایي از ایجاد محدودیت بیشتر بر آزادي بیان و رسانهها در ایران باشد و بر این عقیده هستیم که تمام ايدهها و نظرات گوناگون باید اجازه مطرح شدن در رسانهها را داشته باشند بدون اینکه مورد سرکوب و یا تحت فشار قرار گيرند و روزنامهنگاران باید به خاطر حرفهشان مورد حمایت مقامات دولتی قرار گيرند.
.به عنوان شبکهای از هزاران زن و مرد از رسانههای سراسر دنیا که از آزادی رسانهها در سطح جهان حمايت میکند با نهایت احترام از شما خواهش میکنیم که در اقدامی موثر، اطمینان حاصل شود که امویی نه مورد شکنجه قراربگیرد و نه در زندان بماند.با استفاده از قدرت خود برای اجراي عدالت در این مورد قدم بسيار مهمی در جهت نیل به رسانه ای ازاد و مستقل در ایران برداشتهاید.
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
زندانی کردن امویی اوج رذالت هست
پس چرا مردم قیام کردند ؟ بخش شهری و تحصیل کرده تحت نفوز تبلیغات لابی روسها شاه را آمریکایی و نفت را تمام شده در ۳۰ سال و صنعت را مونتاژ و نظام شاهنشاهی را نظام استبدادی میدانست . فقط این آخری درست بود !
بخش سنتی مذهبی شهری و روستایی تحت تبلیغ روحانیت و دین سالاران شاه را بیدین و مروج فساد و فرهنگ فاسد غربی و مسول کشتار مذهبیون میدانست . یک اتحاد بین این دو نیرو لازم بود تا شاه را پایین بکشد . دکتر شریعتی با استفاده از تعالیم مارکسیستی نگرش جدیدی از اسلام را عرضه کرد که هنوز در رقم زدن سرنوشت سیاسی کشور جزو تعیین کننده ترین پشتوانه های ذهنی و ایدیو لوژیک است . چون هم ظاهر روشنفکرانه دارد و هم از پشتیبانی بی دریغ چپ روسی برخوردار است . داریم از خط امام و موسوی ها و ملی مذهبی ها و دیگر چپهای مذهبی صحبت میکنیم . البته لیبرالهای مذهبی هم هنوز برای شریعتی حق استادی قائلند ولی اگر عمیق اثآ ر و رویکرد سیاسی آنها را مطآ لعه کنیم چرخش های اساسی نسبت به نظریات اینها میبینیم .اینگونه بود که بین دانشگاه و حوزه ، دانشجو و بیسواد ، شهری و روستایی یک اعتلاف نا نوشته به وجود آمد و خمینی با شخصیت کاریزماتیک و آشتی ناپذیرش در راس یک خواست مشترک ملی قرار گرفت که همه اختلاف نظرها و سلیقه ها را به حاشیه راند !
ملیون که از شکست نهضت ملی به رهبری مصدق و کودتای آمریکایی -انگلیسی در خشم بودند ، مجاهدین که بدن رهبرانشان روی تخت شکنجه سوخته بود ، فدائیان که در ماتم آعدآم و شکنجه سران خود بودند ، توده ایها که هر فرصتی را برای نزدیک تر کردن ایران به روسیه غنیمت میشمردند ، .... همه دست در دست هم و هم صدا با فریاد خشم آلود مردی که دستانش و بیان
عامیانه و با صلابت و تغییر ناپذیر او تخت شاهی را به لرزه در آورده بود بدون کوچکترین توجهی به آنچه که قرا ر بود بیاید فقط یک خواست مشترک را فریاد میزدند
شاه باید برود
انقلاب ۵۷ یک انقلاب گریز ناپذیر بود . در حقیقت تنها انقلاب گریز ناپذیر تاریخ . حتا امریکا و انگلیس و امیران ارتش و بختیار ( سیاستمدار ملی عمل گرا ) و بازرگان ( ملی گرای مذهبی که تا آخرین روزها در روزنامه اطلاعات نوشت شاه بماند و سلطنت کند ) و هیچ کس یا نیروی دیگری قادر نبود این قطار به حرکت درآمده و بدون ترمز را تا کوبیدن به دیوار تمدن و مدرنیته متوقف کند .
اما جنبش سبز
این جنبش که هر کسی از روی توهم خود را عضوی از ان میپندارد و یا آنرا تحت کنترل خود فرض میکند از یک جهت شبیه انقلاب ۵۷ است .
همه دارند اشتباه میکنند !
اما یک تفاوت اساسی با جنبش ۵۷ دارد
همه میدانند که دارند اشتباه میکنند !
موسوی اصول گرای خط امامی است که میخواهد ارزشهای انقلاب و امام را زنده کند ! انگار اینها مرده اند ؟ ۳۱ سال است ما داریم با این ارزش ها هر روز و هر شب زندگی میکنیم . چه کسی گفته موسوی بهتر از خامنه ای امام را درک میکند ؟ مگر امام بنی صدر منتخب ملت را بیرون نیانداخت ؟ مگر نگفت اگر ۳۰ ملیون بگویند آری من میگویم نه !
چپهای کمونیست سابق که حالا در سایه زندگی در غرب خود را سکولار مینامند ( فرخ نگهدار و تابان و بهزاد کریمی و کشتگر و کاخ ساز و ...) با همان علاقه ( کما بیش ) به کمونیسم و دیکتاتوری پرولتاریا و چپ روی تنها امیدشان به این موسوی است که بیاید و ارزشهای اسلام را زنده کند فقط به سمت امریکا و سرمایه داری و لیبرالیسم غربی نرود ! اینها هنوز دشمن لیبرال ها و ملی ها و حتا روشنفکران دینی هستند نه به خاطر ناسیونالیست بودن یا مذهبی بودن آنها بلکه به خاطر هوادار غرب و امریکا بودن آنها !
سلطنت طلبان که ۳۱ سال است هیچ حرکتی عمومی در کشور علیه نظام ندیده اند و دلشان برای آمدن هزاران نفر در خیابان و تکرار همان قصه تاریخ لک زده در سیمای موسوی پرویز ثابتی و اردشیر زاهدی میبینند .
مجاهدین که در آتش کینه و انتقام از دولت و ملت به خاطر ۴۸ سال شکنجه و کشتار و دربدری و نا امیدی حاضرند با امریکا و صدام و اسرائیل که هیچ با خود شیطان هم بستر شوند تا ققنوسی به دنیا بیاید از دل این خاکستر که بسوزاند هر انچه را که اینها را به این روز سیاه نشانده در موسوی موسا خیابانی میبینند !
پیکار و راه کارگر و کمونیست کارگری و بقیه کلوپ های ۱۰ تا ۲۰ نفره کمونیستی هم که منتظرند عده ای بیان بیرون و آتش بزنند و شیشه بشکنند تا اینها اندیشه ورشکسته مارکسیسم را که خریداری حتا در ویتنام و چین و روسیه و کوبا و ... ندارد با سر و صدا به خورد ملت بدهند هم موسوی را یک وسیله برای ایجاد فرصت عرض اندام و راه پیمایی در پاریس و لندن و نیویورک و تورنتو و ... و بحث های روشنفکری و عقده گشایی نسبت به چپ های رقیب میدانند .
لیبرال ها و لیبرال های مذهبی و روشنفکران دینی هم که میدانند از موسوی همان طرا ود که در اوست از روی ناچاری و از ترس دیکتاتوری مذهبی خامنه ای و سپاه با حفظ فاصله و ارشاد موسوی را حد اقل شانس موجود حساب میکنند . بیانیه او را کمی تند تر میکنند یا به سمتی که خودشان میخواهند میکشانند . این گروه بیشترین زندانی سیاسی در داخل را دارد و بیشترین ضربه را خورده . در صدر انها شرف اهل قلم زید آبادی و سرباز شجاع بازرگان مجید توکلی و مومنی و بهاره هدایت و ۱۳ نفر از سران نهضت آزادی و ملکی و کیوان صمیمی و لیلاز و .... قرار دارند .
مشارکت و خاتمی خواهان نیز با اینکه میدانند موسوی یک پایش در آنطرف گیر است بعد از بازی موسوی با خاتمی و انصراف خاتمی عملا شانس و انتخاب دیگری ندارند . چون کروبی بیش از حد لیبرال و ضمنا غیر قابل کنترل توسط آنهاست .
مجاهدین انقلاب اسلامی گروه کوچک پر نفوذی است که هرگز تماما از رژیم بیرون گذاشته نشده . این گروه نفوذی بازوی حزب توده در حاکمیت است و در تمام بده بستانهای رژیم حتا با طرف آمریکایی ( گروگانها و قطعنامه الجزایر ) حضور داشته ( نبوی ) و مواظب حد نزدیک شدن به امریکا بوده . اشغال سفارت امریکا در ایران که فونداسیون سیاست خارجی در ایران را بر پایه استراتژی روسی و ضد آمریکایی ریخت تا حدی که تمام سیاست های داخلی و اقتصادی رژیم هنوز متا ثر از ان است ساخته و پرداخته این گروه و موسوی خوئینیها است .
حزب توده با کمک گرفتن از عوامل نفوذی در تمام ارگانها و رسانه ها و تشکیلات مردمی ( کانون نویسندگان، هنرمندان ، جنبش زنان ، انجمن روزنامه نگاران، وب سایت های زنجیره ای روسی ، حتا رادیو فردا ، سندیکای کارگران ، خانه کارگر ، ...) و نهاد های امنیتی رژیم ( عبدلله شهبازی و کبیری فقط نمونه های لو رفته اند ) و نفوذی در احزاب و گروه های سیاسی و حتا میلینگ لیست های ایرانیها سعی در تامین دو نکته استراتژیک دارد
۱) احمدی نژاد نتواند به امریکا نزدیک شود
۲)هیچ لیبرالی (مذهبی یا غیر مذهبی ) قدرت را به دست نگیرد. چون منافع ملی ایران حکم میکند که ایران از مدار روسیه و چین خارج و با امریکا مناسبات سیاسی و اقتصادی داشته باشد . حتا روسیه و چین و ویتنام و جدیدا سوریه و کره شمالی به این سو متمایل شده اند ! بنا برین هر لیبرال یا ملی گرایی مطرح شود کشور را از مدار روسیه و چین خارج میکند و به سیاست تشنج زایی خاتمه میدهد . موسوی بهترین فرد برای حفظ ایران در مدار شرق است . چون احمدی قابل پیش بینی نیست و ممکن است معامله کند .
جنبش سبز اگر از چاله گروه بازی های فعلی بیرون نیاید محکوم به شکست است مثل نهضت ملی کردن نفت و جنبش جنگل و قیام خیابانی و .....
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید