چرا زندانیان سیاسی دیروز از زندانیان سیاسی امروز دفاع نمیکنند؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
از آغاز جنبش سبز بسیاری از قربانیان خشونتهای رژیم در دهه اول و دوم ابراز میکردند که موسوی و کروبی در حکومت اسلامی صاحب منصب بودهاند و ما از جنبش مقامات ایران حمایت نمیکنیم. حالا آقایان موسوی و کروبی زندانی سیاسی و احتمالا زیر فشار و بدرفتاری هستند. امروز چرا از این دو زندانی سیاسی حمایت نمیکنید؟
یکی از دوستانم در زمان انتخابات میگفت: «هربار که آهنگ آفتاب کاران یا "سر اومد زمستون" را تلویزیون پخش میکند پدرم و عمه ها گریه میکنند و میگویند بیشرمها جوانهای ما را اعدام کردید حالا از غصب سرود و خاطره ما هم دست بر نمیدارید؟» عموی دوستم که در جوانی هوادار سازمان چریکهای فدایی خلق بود در سالهای اول دهه شصت اعدام شده بود.
من به پدر دوستم کاملا حق میدادم، اما حضور موسوی و کروبی تنها فرصتی بود که نصیب ما شده بود و ما توانستیم تا خوستههای خود را به شکل مدنی در فضای سیاسی ایران مطرح کنیم. اختلاف نظرها شاید طبیعی بود بخشی از جامعه قصد نداشت به افرادی که در این نظام مسئولیت داشتهاند اعتماد کند. خانواده قربانیان دهه شصت کاملا حق دارند تا دادگاه حقیقت یاب تشکیل دهند و کسانی که در اعدام عزیزانشان نقش داشتهاند را محاکمه کنند.
اما این روزها اتفاق مهمی افتاده. دو تن از رهبران ناراضی به همراه همسرانشان ناپدید شدهاند. مقامات دولتی خبردستگیری آنها را تکذیب میکنند. پدیده ناپدید شدن مخالفان سیاسی بر طبق اساسنامه دیوان بین المللی کیفری مصداق جنایت بر علیه بشریت است. این افراد به وکیل دسترسی ندارند. اتهامشان مشخص نیست و امکان دارد مورد شکنجه واقع شده باشند.
امروز باید از دوستان منتقد جنبش سبز پرسید چرا سکوت کردهاید و در برابر نقض حقوق جدیدترین زندانیان سیاسی نظام جمهوری اسلامی سکوت کردهاید؟ سکوت شما همانقدر محکوم است که سکوت موسوی و کروبی در دهه شصت محکوم است. یک بار برای همیشه جامعه ایرانیان باید یاد بگیرد که در برابر نقض حقوق بشر هرکسی و از جمله دشمنان هم نباید سکوت کرد.
Subscribe to comments feed نظرات (5 نوشته شد):
در اینکه علایق انسانی چیز خوبی است شکی نیست ولی خواستار سمپاتی کردن با نوچههای خمینی از کسانی که دست اول رحمت اسلامی را تجربه کردهاند کمال بی انصافی است.
موسوی و کروبی اگر خطری محسوب نمیشدند زندانی نمیشدند اینرا که دیگر نمیتوانید بگوئید ساختگی است! آنها واقعا در زندان هستند و واقعا ماهها تحت فشار بوده اند.
برای این ایستادگی و جرقه ای که برای شروع جنبش سبز زدند که میتوان از آنها ممنون بود هرچند که تمام عقایدشان را نپذیرفت.
هر فرد یا گروهی که با رفتارهای این رژیم مخالف است چه موافق براندازی باشد و چه موافق اصلاحات باید برای کنار زدن گروه حاکم تلاش کند و اختلافات بین این دو گروه با صندوق رای حل میشود.
مواظب شعارهای زیبائی که بوی تفرقه میدهند باشید و در دام تفرقه افکنی حکومت نیفتید! تفرقه، موریانه جنبش سبز است.
هر ایرانی آزاده ای باید از زندانیان سیاسی دفاع کند با هر عقیده ای که داشته باشند.
اینها اولا زندانیان سیاسی به معنای عقیدتی نیستند. اینها رقیبان ولایتمداران حاکمند و خواهان تقسیم قدرت و ثروت با جناح حاکم و گر نه از لحاظ اعتقاد به حق حاکمیت مردم خیالتان را باید راحت کنم که اینان همگی به ولایت فقیه معتقدند.
اما این "زندانیان سیاسی" که شما انتظار حمایت آزادی خواهان از آنان را دارید خود هدفشان را " بازگشت به عصر طلایی خمینی" عنوان کرده اند. بنا بر این نه میتوان آنها را در زمره آزادی خواهان به حساب آورد و نه پشیمان از گذشته.
اما تا آنجا که به آزادی خواهان مربوط میشود، آزادی خواهان همیشه از زندانی شدن اصلاح طلبان کذایی ابراز ناراحتی و مخالفت کرده و خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی بوده اند، که با هزار اغماض و چشمپوشی، اصلاح طلبان زندانی را هم شامل میشود. اما سوال اینست که چرا این اصلاح طلبان و از جمله موسوی و کروبی هیچگونه اعتراضی به کشتار پادگان اشرف در عراق نکرده اند؟ نه تنها اعتراضی نکرده اند بلکه بعضا مثل شیخ شارلاتان اصلاح طلب، شیخ کدیور با ادبیات کثیف جمهوری اسلامی از بقول خودش "به درک واصل شدن منافقین" هم بطور تلویحی ابراز رضایت رذیلانه ای کرده است.
آقایان موسوی و کروبی چرا هیچگونه روشنگری در مورد قتل عام های دهه ۶۰ و بالاخص قتل عام سال ۶۷ نکرده اند؟، محکومیت پیشکش. از ان گذشته اینان خودشان بدست خود بند ارتباط بین خود و نیروهای آزادی خواه را بریده اند. آیا آقای موسوی نگفت که ما سبزها (سبزهایی از قماش خودشان را میگویند) با مجاهدین مرز بندی داریم؟ آیا اصلاح طلبان همواره هدف خود را گردش قدرت بین "خودیهای نظام" عنوان نکرده اند؟ آیا منظورشان از خودیها، باورمندان به قانون اساسی ولایی با محوریت ولایت فقیه نیست؟
تصور میکنم که شما سوراخ دعا را اشتباه گرفته اید؟ شما بجای آزادی خواهان و زندانیان سیاسی دیروز، باید به اصلاح طلبان حکومتی یاداوری کنید که فرهنگ قبیلگی خودی و غیر خودی و برخوردهای تبعیض آمیز نه شایسته قرن ۲۱ است و نه شایسته کسانی است که میخواهند ژست آزادی خواهی و تسامح و تساهل بگیرند.
جنابلی هم که خودی بودن را به شیوه خودت یدک میکشی !
منظورت از این ... چیست ،مگر زندانی سیاسی شاخ و دم هم دارد ،که کینه جویانه به ان میپردازی ،زندانی سیاسی شامل هر دیگر اندیشی میشود .درویش باشد ،صوفی باشد ،بهای باشد ،هر انسانی که دیدگاه او بر خلاف حاکمان قدرت طلب .تنها خوشنت گران از این قاعده مستثنی هستند ،آنها که به جای استدلال چماق ،و به جای قلم تفنگ و نارنجک .اینها خط قرمز سیاسی ،و غیر سیاسی میباشد .متاسفانه به خاطر اینکه هنوز به منش ازاد منشی سعود نمودی تبیض سیاسی قایل میشوی ،مگر ،مومنی ،بهاره هدایت ،زیدآبادی ،سحرخیز ،و طبرزدی ،و صدها زندانیان بی نام نشان سیاسی نیستند ؟؟؟؟؟؟
اینکه آقای مزروعی به تازگی بذر یاس را قاره سبز پاشنده است دلیل نیست ،که جناابلی هر چه دل تنگت خواست بگوید!!!!!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید