با بازداشتیهای ۲۵ بهمن چه کردند؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
این، روایت یکی از بازداشتیهای ۲۵ بهمن است. نزدیک به یقین میدانم چنین روایاتی کم نیستند، امّا هراس از خطرهای گوناگون مانع از افشای آنها میشود. نام او نزد من محفوظ است.
او اگرچه یکی از فعّالان دانشجویی یکی از دانشگاههای برجستهی کشور است، امّا در سال جاری فعّالیت سیاسی چندانی نداشته است، با این حال سال گذشته را با عضویت در انجمن اسلامی این دانشگاه و همچنین یک ترم تعلیق از تحصیل همراه با درج در پرونده، گذراند و البته هیچگاه بازداشت نشد.
روز ۲۵ بهمن قصد ورود به دانشگاه را داشت که توسّط نیروهای یگان ویژه بازداشت شد. نکتهی جالب اینجاست که او پس از ماجراهای سال گذشته قصد کنارهگیری از فعّالیتهای سیاسی را داشته و روز ۲۵ بهمن برای تحویل پروژهای دانشجویی قصد ورود به دانشگاه را داشته است. او پس از بازداشت و آگاهی از بازرسی گوشیها، گوشیاش را به دیوار میکوبد. میگوید نام افرادی را که در دفترچهی تلهفون گوشیاش بوده ممکن بوده دستآویزی برای بازداشت آنان شود. بنا به گفتهی او، او و چند تن دیگر را تا پایان شلوغیها در مدرسهای نزدیک دانشگاه نگه داشتهاند و در ادامه به ونی با شیشههای سیاه انتقال میدهند که به بازداشتگاه منتقل شوند.
او میگوید به چند محل سرزدهاند، از جمله مقرّ فرماندهی راهنمایی و رانندهگی تهران -در تقاطع خیابانهای آزادی و رودکی که وجود ۷۰۰ نفر بازداشتی اجازهی پذیرش تعداد بیشتر را نمیداده و با اعتراض مسئولان آنجا و اعلام این آمار، مجبور به انتقال بازداشتیها به مکان دیگری شدهاند- امّا همهجا پُر بوده و در نهایت خانمهای بازداشتی را به مدرسهای که او نمیداند کجا بوده منتقل میکنند و آنها شب را در این مدرسه سپری میکنند.
در اینجاست که فاجعه رخ میدهد. او تعریف میکند از اینجا به بعد، مسئولیت نگهداری آنها به عهدهی مأموران لباسشخصی گذاشته میشود، هرچند سربازانی هم در میان مراقبان حاضر بودهاند. لباسشخصیها در آنجا علاوه بر اینکه برای گشتن بازداشتیها [...] لباسهای زیرشان را نیز از ایشان گرفتهاند، در مواردی برای «گشتن» دختران، [...].
در این میان گویا مادر شهیدی نیز در میان بازداشتشدهگان حضور داشته که با مشاهدهی این صحنه فریاد میکشد که: «خون فرزندانش را حلال این نظام نمیکند». او میگوید فرمانده این گروه پس از اینکه با فریاد و اعتراض بازداشتشدهگان متوجّه نارضایتی و مقاومت آنان میشود به مأمورانش دستور میدهد بقیه را «رد کنند». هرچند در مدّتی که در آن مدرسه حاضر بودهاند به بازداشتشدهگان هیچ غذایی داده نشده امّا بدرفتاری دیگری با آنها صورت نگرفته است و او وقتی از سرباز وظیفهی حاضر در محل خواسته که به خانوادهاش خبر دهد بازداشت شده است، او این کار را انجام داده است. او همچنین تعریف میکند در میان بازداشتیها افرادی که اصلا ربطی به مسائل سیاسی نداشتهاند هم زیاد بودهاند؛ میگوید زنی هم در میان بازداشتیها بوده که با چادر رنگی برای خرید تخممرغ به خیابان آمده و اثر رندههای سیبزمینی هنوز در دستانش معلوم بوده است. زن بیتاب بوده که فرزند شیرخوارهاش در خانه تنهاست و همسرش به دلیل شغلش شاید شب به منزل بازنگردد. همان سرباز وظیفه خانوادهی این زن را نیز باخبر میکند.
صبح روز بعد آنها به زندان اوین منتقل میشوند. بنا به گفتهی او در بدو ورود به زندان اوین تمام مشخّصات وی را ثبت کرده و حتّا مواردی آسیب جسمی را که پیشتر وجود داشته نیز ثبت کردهاند. او میگوید بند بانوان ۳ طبقه دارد، طبقهی زیرزمین ویژهی زندانیان گلدکوئستیست که آنطور که او تعریف میکند وضعیت نگهداری زندانیان در آن بسیار اسفبار است. او را در طبقهی همکف حبس کردهاند، در حالی که تهدید میکردهاند طبقهی بالا مخصوص نگهداری زنان روسپی و معتاد است که مأموران زندان هیچ نظارتی بر آن ندارند.
او میگوید در مدّتی که در زندان اوین بوده وضعیت نامناسبی نداشته و در مجموع ۴ روز بازداشت و بازجویی را از سر گذرانده که چندان نامناسب نبوده است، هرچند اقوام وی که برای ملاقاتش به زندان آمده بودند با ضرب و شتم مأموران زندان اوین روبهرو میشوند.
وی در نهایت با وثیقهی نسبتن سنگین یک میلیارد ریالی آزاد میشود. نخستین اتّهامی که به وی تفهیم شده، «شرکت در راهپیمایی» بوده امّا در نهایت فهرستی از اتّهامات را به دلیل تهدید به عدم پذیرش وثیقه، خوانده و امضا کرده است. اتّهامات او آشنا هستند: تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملّی؛ هرچند مدرکی وجود ندارد که بر مبنای آن بتوان این اتّهامات را وارد ساخت.
* برخی بخشها بهدلیل حساسیت بسیار زیاد و عدم امکان بررسی از سوی منابع غیر رسمی یا مستقل حذف شدهاند
او اکنون در انتظار تشکیل دادگاه است تا میزان محکومیتش مشخّص شود. میگوید هنگام تعیین زمان دادگاه او را تهدید کردهاند به هیچ وجه حکمش کمتر از ۸ سال نخواهد بود.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید