دل خوش سیری چند؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
روزنامهنگاری مانند هر حرفه و یا شغل دیگری لاجرم باید به قاعده ی « عرضه و تقاضا» پای بند باشد. و البته این پای بندی به حکم « روز- نامهنگار بودن» هم به مخاطب بر میگردد و هم به موضوعاتِ روز . یعنی روزنامه نگار، هم باید به «موضوعات روز» توجه داشته باشد و آن را به روش خود به جامعه عرضه کند و هم باید «دغدغه های روزمرهی جامعه» را بیابد و به فراخور آن به موضوعات مورد نیاز بپردازد.
از آنجا که صلاحیت چندانی در خصوص گفتگو درباره ی صنف روزنامهنگار و آئین روزنامهنگاری ندارم، ترجیح میدهم به آنچه این روزها در «سایت خودنویس» باب است و از این باب بر روزنامهنگاری سیاسی و روزنامهنگاری حرفهای میرود و در خودنویس بازتاب مییابد، به «نوعی دیگر» وارد شوم .
روزنامهنگاری مانند هر حرفه و یا شغل دیگری لاجرم باید به قاعده ی « عرضه و تقاضا» پای بند باشد. و البته این پای بندی به حکم « روز- نامهنگار بودن» هم به مخاطب بر میگردد و هم به موضوعاتِ روز.
یعنی روزنامهنگار، هم باید به «موضوعات روز» توجه داشته باشد و آن را به روش خود به جامعه عرضه کند و هم باید «دغدغه های روزمرهی جامعه» را بیابد و به فراخور آن به موضوعات مورد نیاز بپردازد.
با این مقدمه ی ساده – و ظاهراً غیر قابل انکار! - به اصل موضوع بر میگردم و از طرفین دعوا میپرسم : آیا آنچه در این باره، در سایت خودنویس و میان ِ نیکان و مسیح میرود، موضوع روز است؟ آیا دغدغهی جامعه است؟ و مهمتر از آن، آیا دغدغهی روزنامهنگاری ایرانی است ؟ و بنیادیتر از همه: آیا روزنامهنگاری است؟
طبیعی است که هر کس به فراخور خود جوابی برای این سوال داشته باشد. مثلا مسیح علی نژاد آن را به استثنائات روزنامهنگاری ایرانی و روزنامهنگاران در بند بکشاند و نیک آهنگ کوثر آن را با سوالهای دیگری جایگزین کند و بپرسد پس کی باید به این موضوع پرداخت؟ و یا نفر سومی جواب دهد: دل خوش سیری چند؟
معلوم است که جواب این سوال ها را باید از بطن «جامعه ی هدف» گرفت و به یکی دو جواب بسنده نکرد، اما به زعم نگارنده هم میشود به آن جواب داد.
نگارنده ، مدتی است - تنها - خوانندهی خودنویس شده است و علیرغم فضای آزاد تحسین برانگیز آن و علیرغم اشتیاق به نوشتنِ در خودنویس، دغدغههای خود را در آن نمییابد و معلوم است آنچه را که دراین میان میرود دغدغه ی جامعه نمیداند و موضوع روز نمیپندارد و اگر چه گاهی به آن «سرگرم» میشود، اما از اظهار نظر در خصوص آن عاجز است.
Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):
اما در اکنون ایران و به دور از فضای گرم واقعا "مجازی"- مثل حرکات انقلابی رهبران فتنه گر و رشادتهای محیر العقول بزرگانی مانند صادق لاریجانی- بفرمایید واقعا فکر مردم با چه مشکلی مشغول است؟
مشکلات طرح هدفمندی؟ یا به قول آقای خامنهای دشمن شناسی، و یا میکرب و ویروس شناسی و واکسن درمانی؟ و یا مشکلات ناشی از کم بود بصیرت و بصیرت شناسی؟ و یا مشکلات ناشی از سیاستهای ویرانگر دولت فعلی؟ و یا ویرانیهای ناشی از دروغ که سکه ی رایج حکومتی شده؟
بفرمایید مردم "با دلی خوش" نسبت به کدامیک از دسته مشکلات یاد شده "دغدغه" دارند؟
کوتاه سخن این که اصولاً در ایران امروز "فعل مکروه فکر کردن"- به هر معنا- آیا محتاج یک جو دل خوش نیست؟
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید