طرح جدید خودنویس مبارک است
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
آزادی عقیده این نیست که هرکس هرچه دلش خواست بگوید، این هرج و مرج است ؛ آزادی عقیده نیز در چهارچوب مشخصی معنی دارد، نمیتوان طرفدار برده داری بود و عقاید خود را در همه جا منتشر کرد، امروز برده داری یک فاجعه به حساب میآید...
تغییر خوب است و از آن مهمتر تغییر پذیری است که نشان از درک واقعیتهاست، در طبیعت موجوداتی هستند که دانشمندان آنان را یاد گیرنده مینامند، این یاد گیرندهها همواره رفتار بهتری دارند تا جانورانی که شخصیت تغییر ناپذیری دارند، تغییر ناپذیرها در طبیعت با تغییر طبیعی زیستگاهشان ، به سوی نابودی میروند ، ولی یاد گیرنده ها عادات غذائی خود را تغییر داده باقی میمانند .
واقعیت اینست که همانطور که دوستی گفت، سطحی نگری در خودنویس داشت رواج پیدا میکرد و این برای یک روزنامه اینترنتی بد ترین حالت است، مقالات زیادی در خودنویس چاپ میشد و به صفحه اول میرفت، درحالی که هم در شکل و هم در محتوی مشکل داشت، مثلا کسی که دائی جان ناپلئون جدید است، همه چیز را به حزب توده نسبت میداد و اسلام تند رو مانند اصولگرایان و حتی اصلاحطلبان را نیز حاصل حزب توده میدانست، البته هر عقیدهای میتواند مطرح شود ولی در کجا، آیا قرار دادن چنین نوشتههائی در صفحه اول سوء تفاهم ایجاد نمیکند؟ و یا دوستی با خواندن کتاب «چنین گفت زرتشت» و کشف رابطه فرد با جامعه در آن به این نتیجه رسیده بود که مبارزه سیاسی با مبارزه حقوق بشری با هم فرق دارند و فعالان سیاسی وقتی از ایران خارج میشوند به فعالان حقوق بشری تبدیل میشوند. البته تازه این یکی از مقالات دارای کمی علم و دانش بود که در خودنویس چاپ شد.
میتوان مثال های دیگری هم آورد ولی همه اینها نوعی ضعف را نشان میدادند که هم در اندیشه بود و هم در درک واقعیت، منظور این نیست که همه باید دانای کامل باشند بلکه فرق بسیار وجود دارد بین روشنفکر و نخبه، روشنفکر دانای کامل نیست بلکه چیز هائی میداند که به دیگران هم میآموزد، اما وجود چهارچوب برای هر امری لازم و ضروری است؛ فرق است بین هرج و مرج (آنارشیسم ) و دمکراسی.
جهان تغییر کرده و تک قطبی شده است، چیزی که حکومت جمهوری اسلامی آنرا نمیپذیرد و با آن در ستیز است، در سیستم سرمایهداری نظم شرط اول است و معیارها و ملاکها بر اساس روابط و ضوابط این سیستم تعیین میشوند؛ کسی که خواهان بازگشت فئودالیسم است نمیتواند در این سیستم جا بگیرد و عقایدش هم البته مرتجعانه و مردود است.
آزادی عقیده به معنی هرکس هر چه که دلش خواست بگوید نیست، عقاید در چهارچوب مشخصی که سیستم سرمایهداری است معنی دارد، در این دوران نمیتوان مردم را به بردگی کشید، این یک فاجعه محسوب میشود و با آن برخورد خواهد شد، عدم پذیرش جمهوری اسلامی در جهان نیز بخاطر عدم پذیرش نظم جهانی از طرف حکومت ایران است. چین با اینکه عقاید کمونیستی دارد و درواقع دیکتاتوری است، اما چون نظم جهانی را پذیرفته، در دهکده جهانی جای دارد، کوبا هم دارد به این سمت میرود .
اگر دوستان خارج از کشور بیشتر با داخل در ارتباط بودند متوجه میشدند که در زمان خاتمی مردم میگفتند ما دمکراسی میخواهیم، اگر این حکومت هم حقوق بشر را رعایت کند، ما آنرا قبول داریم. در واقع مساله مردم ایران اجرای قانون حقوق بشر است و هرگز در فکر نابودی این حکومت و بوجود آوردن حکومت دیگری نیستند و البته این همان چیزی است که اصلاحطلبان از آن سوء استفاده کرده، ریا کارانه میگویند مردم خواهان اجرای همین قانون اساسی هستند.
مسائل بسیار زیادی وجود دارد ولی همین اندازه نشان میدهد که هر فعال سیاسی در واقع یک فعال حقوق بشری است و این راهی است که ایرانیان امروز میروند، بنا براین چهار چوب یک روزنامه اینترنتی منتقد نیز معلوم است.
این راستای اصلی است و در این راستا میتوان به کمیت و کیفیت مقالات توجه کرد.
درواقع اگر کسی به بقایای فئودالیسم علاقه دارد نمیتواند در اینجا بنویسد، و تمسک به آزادی عقیده برای چنین کسانی یک نوع ریا کاری و سوء استفاده است.
از طرف دیگر مقالاتی که حدودا خط فکری درستی دارند هم باید دارای ارزش علمی باشد و یا گوشهای از واقعیت را بیان کند.
کسی نمیتواند در انزوا باشد و افکار انتزاعی خود را بعنوان آزادی عقیده در روزنامه چاپ کند، اینگونه افراد میتوانند وبلاگ شخصی خود را راه بیندازند و یک روزنامه جای اطلاع رسانی درست و تا حد ممکن واقعی است، زیرا با مخاطب عام سرو کار دارد و بنا بر ضرورت روشنفکری باید چیزی برای گفتن داشته باشد، و درواقع مردم را آگاه کند .
کنترل سردبیر امر مسلمی است و باید از دچار شدن روزنامه به هرج و مرج جلوگیری کند.
چنانچه دوستانی این مسئله را بر نمیتابند ، یا به سردبیر اعتماد ندارند و یا عقایدشان را فقط در شرایط بدون کنترل میتوانند بیان کنند، در این صورت این گام تازهای که خودنویس برداشته میتواند بسیار مثبت باشد و به نظم بیانجامد.
صفحه اول هم هرگز در هیچ روزنامهای جای همگانی نیست و فقط منتخبها به آن راه دارند و همین مسئله میتواند باعث تشویق دوستان به بهتر نوشتن و مطالعه کردن شود، رفتن به صفحه اول یک امر مهم است و نشانه وزن و توان مقالات است.
امیداست خودنویس که نشان داده است از یاد گیری بسیار استقبال میکند در این راه موفق باشد که همه یاد گیرنده ها موفق هستند.
Subscribe to comments feed نظرات (12 نوشته شد):
در یک رسانه خصوصی انتخاب مطلب برای نشر با صاحبان رسانه است، و رد شدن یک مطلب مخالف آزادی بیان نیست. البته نشریهها هم سعی میکنند طوری رفتار کنند تا متهم به «تنگنظری» یا «عدم ارائه فرصت به نظریههای مختلف» نشوند.
اما یک نفر ممکن است الان با هزینهی خودش یک کتاب در طرفداری از بردهداری چاپ کند.
در مورد مقاله شما، شما و آن دوستی که ازش یاد کردی جزو همان سطحی نگران، از خود متشکر با کلمات بازی کن، کهنه فکر هستید که نوشتههای شما هم از نظر محتوا و هم از نظر اندازه مشکل دارد.و مشکلی که هر دو به آن گرفتارید ۱. فکر میکنید تئوریسین هستید و قانون گذار ۲. فکر میکنید که این نویسنده است که باید خواننده رو انتخاب کند ۳. بسیار خسته کننده هستید به نظر ۱۰۰ ساله میاید .۴، بسیار به خود مطمئن هستید که جزو بهترینها هستید و سبک نگارش شما کاملا شبیه انگار خواهر و برادر باشید
........
این یک فاجعه محسوب میشود و با آن برخورد خواهد شد
....
در واقع مساله مردم ایران اجرای قانون حقوق بشر است و هرگز در فکر نابودی این حکومت و بوجود آوردن حکومت دیگری نیستند
......
کنترل سردبیر امر مسلمی است.
.......
اگر کسی به بقایای فئودالیسم علاقه دارد نمیتواند در اینجا بنویسد
....
در طبیعت موجوداتی هستند که دانشمندان آنان را یاد گیرنده مینامند، این یاد گیرندهها همواره رفتار بهتری دارند تا جانورانی که شخصیت تغییر ناپذیری دارند، تغییر ناپذیرها در طبیعت با تغییر طبیعی زیستگاهشان ، به سوی نابودی میروند ، ولی یاد گیرنده ها عادات غذائی خود را تغییر داده باقی میمانند .
............
آنچه در خودنویس باید ممنوع شود این قبیل اهانت هاست.تفاوت "اینهمانی نطری" و "اینهمانی ساده و مستقیم"در تفکر هگل روشن و واضح است و اگر جنابعالی آنرا تشخیص نمی دهید ایراد از سطحی نگری وبی سوادی وچاله میدانی اندیشی شماست.
با این جمله که«چین با اینکه عقاید کمونیستی دارد و درواقع دیکتاتوری است، اما چون نظم جهانی را پذیرفته، در دهکده جهانی جای دارد، کوبا هم دارد به این سمت میرود»آیا شما دنبال دموکراسی هستید؟
یا این عبارت«کسی که خواهان بازگشت فئودالیسم است نمیتواند در این سیستم جا بگیرد و عقایدش هم البته مرتجعانه و مردود است.»آیا یادآور برچسب زنی های سی ساله نیست؟
نویسنده ای که هنوز با مفاهیم آزادی بیان،آزادی عقیده، دموکراسی ، لیبرالیسم، جهان تک قطبی و ...بیگانه و عاجز است و خودخواهانه خود را در جایگاه روشنفکر و نخبگانی قرار داده که قرار است به ما بیاموزد و ارشاد نماید.
آقای رضائی نمی داند که این امر بدیهی است که فردی می تواند در هر دو شاخه ی سیاسی و حقوق بشری فعال باشد ولی در مقام مدافع حقوق بشر و در ذیل سازمانهای مربوطه، در امور سیاسی کشورها ورود نمی کنند که مثلا فلان کشور باید سیستم سیاسی اش تغییر کند و صرفا حقوق انسانها را در جامعه ی بین المللی دیده بانی و رصد می نمایند.
و باز نمی داند که ایشان نمی تواند از طرف مردم ایران صحبت کند که چه می خواهند و چه نمی خواهند و حق ندارد بین هموطنان خارج از کشور و داخل مرز کشی نماید.
-------------------
نیک آهنگ عزیز
مخاطب من در اینجا شما هستید چرا که می دانم با نویسنده به نتیجه ای نخواهم رسید.
سوال من از شما این است که:
-آیا ایشان مسئولیتی در خودنویس دارند یا خیر؟
- چنانچه ایشان مسئولیتی ندارند، لازم بود مقاله برای اصلاح به ایشان عودت داده می شد تا لحن گفتار خود را به عنوان تائید کننده یا حامی موضع جدید خودنویس به رشته ی تحریر درآورتد و نه به صورتی که خواننده فکر کند ایشان تصمیم گیرنده بودند و خواهند بود.
به گزاره های زیر نوجه فرمایید:
- درواقع اگر کسی به بقایای فئودالیسم علاقه دارد نمیتواند در اینجا بنویسد.
-کسی نمیتواند در انزوا باشد و افکار انتزاعی خود را بعنوان آزادی عقیده در روزنامه چاپ کند
ضمنا نگاشته اند:
"کنترل سردبیر امر مسلمی است و باید از دچار شدن روزنامه به هرج و مرج جلوگیری کند"
آیا قرار است کسی سردبیر را کنترل کند یا سردبیر مقالات را. من از این جمله اولی را مستفاد می کنم.
ودر خانمه نویسنده عنایت داشته باشد که در همان جهان تک قطبی و سرمایه داری مورد اشاره ایشان، آزادی بیان و عقیده تا بدانجایی است که یک کشیش کلیسا مراسم قرآن سوزان را تبلیغ می کند و دولت آمریکا علیرغم مخالفت و محکوم کردن آن، قدرت و اجازه ی برخورد با توجه به قوانین را ندارد.
ضمنا توصیه می نمایم سعی نمایند از مبتدای " فکر می کنم..." یا " نصور می کنم..." به جای صدور این گونه احکام قطعی استفاده کنند.
ما سطحی بازم قبول! بالاخره حق نفس کشیدن و حداقل مامنت گذاری به ما میدید یا نه؟
ما حرفمون اینه که بریزیم تو خیابون ها و کار رژیم کلاش را تمام کنیم ام شما انگار دلتون میخاد همه چی همینجوری پا در هوا بماند
راستی شما چند سالتونه؟؟؟؟ چقدر دلبسته قدرت هستید؟؟؟؟....به نظر من شما از لحاظ شخصیتی کم آورده اید و اگر هم خودنویس روی خوش بهتون نشون نده این مطالبتون را نمی دونید کجا بگید من شغلم اینه که روزی ده نفر را مثل شما به راه میارم....هر چی باشم امثال شما را خوب می شناسم حتی چهره ات را می شود در ذهن تصور کرد
کچل با دماغ بزرگ و ته ریش حالا اگه روت بشه یقه آخوندی هم می پوشی
دست بردارید از خراب کردن خودنویس ازاد
نیک آهنگ عزیز ما بیشتر از این چیزا سرش میشه که شما بتونید گولش بزنید
اول از هر چیز من شما را آدم زیرک و باهوشی میدانم و این بازی که شروع کردی نشان از این دارد که شما نه تنها مقالات را میخوانی بلکه همه کمنتها را هم خواندی، ولی کار شما اگر قرار باشد از جنبه شوخی خارج شود و به اسم دیگران کامنت بگذارید و توهین کنید و یا...بنویسید دیگه شوخی به حساب نمیاد اینو میگن اختشاش و سعی در خراب کردن فضا و محیط. من کلا برای خندیدن و شاد بودن جنبه بسیار بالایی دارم ولی ترجیح میدم با هم بخندیم نه به دیگران. امیدوارم در کار خود تجدید نظر کنید و اگر حرفی برای گفتن دارید به نام خود بگویید که به نظر نمیاد که آدم بی عقیده ایی باشید، قدرت نگارش هم که دارید از آشنایی با شما خوشحال میشم.
فریده واقعی
و اما واقعا این کامنت های ...و توهین آمیز کار شما نبوده؟ تکذیب می کنید؟
از کجا بدونیم که شما واقعی هستید
این خودش یه سواله
اون اولی که به نظر من بیشتر به فریده همیشگی میاد
راستی به قول اون کارمند معروف ثبت احوال نکنه فقط یک فریده در ایران ثبت شده!!!
اگر بالایی قدرت نگارش دارد و زیرک و باهوش است و به نظر آدم بی عقیده ای نیست و لطف می کند که با نام فریده برای خودنویس و ما کامنت می نویسد مسئله جالب تر میشه!
روی هویت اول دعواست یا روی هویت نظردهنده دوم
وای که چقدر گیج کننده شد!!
دونستن شما برای من زیاد اهمیت نداره که همان کسی هستی که به نام دیگران کامنت میگذارید
مطمئن باش حتا شما هم که سعی میکنی به شیوه دیگران بنیویسی خود شیوه نوشتن دارید که مختص خودتان است، من فکر میکنم شما نهایتان در پی خراب کردن خودنویس هستید، من هم یک شخص مثل شما ناشناخته برای همه فقط یک اسم هستم من یا امثال من که اینجا کامنت میگذرند که این مسأل اثر خاصی هم بر ما ندارد و چیزی را از ما کم یا زیاد نمیکند ولی شما با بهم ریختن فضای خودنویس در حقیقت هدف و نیت اصلی شما خودنویس است و آشفته کردن جو خودنویس .
------------
شما نگران نباش فریده خانم. ما ایستادهایم! همچین!
در ضمن با سواد ما هم اختشاش داریم و هم اغتشاش که هردو لغات را میشه برای حرکت شما استفاده کرد, هرچند که شما با اغتشاش آشنایی بیشتری دارید.
خودنویس: واقعا فکر میکنید مشکل این است که من نگران هستم؟؟؟؟؟ ایستادن و یا نایستدن شما توجیه ایجاد کردن بی اعتمادی، و به در ریختن جو به قول شما روزنامه شهروندی را میکند؟؟؟؟
اینکه کلمه ... در کامنت بالا سانسور نمی شود اما در پاسخ آن کامنت سانسور می شود یعنی چی؟
یه بام و دو هوا؟
------------
گاهی از دست در میرود شرلوک جان. در ضمن همیشه از خوانندگان میخواهیم که اگر چیزی جا افتاده تذکر دهند. ممنون از تذکرتان
پیشنهاد میکنم برای جلوگیری از سؤ استفاده از اسامی کامنت گذار دادن میل آدرس الزامی شود البته بدون اینکه نمایش داده شود تا شما کنترل را از دست ندهید، همانطور که در سایت خسن آقا شاهد این هستیم که این حرکت که آغازش با شوخی است در ادامه به کجا میرسد. من البته نمیخوام در مقام خود بزرگ بینی این دوست عزیز را به چیزی متهم کنم که شاید نباشد، ولی میخواهم اگر کامنتی میگذارم که ... است خود جوابگوی آن باشمو مسئولیت حرفهایم را خود به گردن بگیرم. امیدوارم این مساله را هم شامل اهمیت بدانید.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید