بنبست کوچه علی چپ در خودنویس؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
پیش از اینها هشدارهایی از سوی کاربران پیرامون عدم توجه به حقوق افراد و همچنین خطر غلطیدن خودنویس به سطحینگری بصورت کامنت یا مقاله در خودنویس منتشر شده و این خطر آنچنان واقعی بوده که جناب نیک آهنگ به آن واکنش نشان داده و درصدد حرکت به سوی تغییراتی تحت عنوان فاز دوم خودنویس بر آمد.
جالب است که از ابتدا که نیک آهنگ از فاز دوم خودنویس میگفت به نظر واکنشی میآمد نسبت به سواستفاده های برخی از آزادی نیازمند مسئولیت پذیری در خودنویس اما اینک به نظر میرسد ایشان خود پیشگام حمایت از این حرکت خودنویس شده اند! این را باید یادآور بود که آزادی مطلق از ویژگی های جنگل و یا جوامع بیقانون میباشد و امتیازی است که برخی از آن برخوردار بوده و بواسطه آن حقوق دیگران را پایمال میکنند. قانون آمد تا مرز آزادی را به خط قرمزی محدود کند که ان خط قرمز همان حقوق دیگران میباشد. به عبارتی آزادی در حدی که به حقوق دیگران تعدی نشود معقول و مقبول است. حق دیگران را در این فضای مجازی هرکس بنابر مسئولیتی که در رسانه دارد و با ارجاع به تعاریف و دانشش مشخص میکند و این فعل پسندیده و لازم است. پیش از اینها هشدارهایی از سوی کاربران پیرامون عدم توجه به حقوق افراد و همچنین خطر غلطیدن خودنویس به سطحی نگری بصورت کامنت یا مقاله در خودنویس منتشر شده و این خطر آنچنان واقعی بوده که جناب نیک آهنگ به آن واکنش نشان داده و درصدد حرکت به سوی تغییراتی تحت عنوان فاز دوم خودنویس بر آمد. اینک هر چند که به نظر میرسد اعلام سختگیریهای بیشتر و وضع پاره ای مقررات در خودنویس از همین حالا چهره قابل قبولتری از خودنویس ارائه داده اما برخی آزرده از این اقدام، خودنویس را متهم به سانسور میکنند. من معتقدم که برای شکلدهی خودنویس به رسانه ای معتبر همچنان نیاز به تکاپو و مسئولیت پذیری بیشتر است. خودنویس رسانه نسبتا محبوبی است که تقلای اعتبار اندوزی را آغاز کرده و با گذشت همین مختصر زمان از تولدش نشانههای بهبود را میتوان در محتوا و همچنین ساختار نظارت سردبیر دید. ( انصافا باید در نظر داشت که چندین سایت نیز نوپا بوده و تولدشان پس از خرداد ۸۸ میباشد اما به سرعت مخاطبان را جلب نمودهاند) در این میانه برخی که پیش از اینها خود را بیرق دار آزادیخواهی میخواندند و کوششان را متصل به اندیشه تقابل با انحصار طلبی میکردند و البته فعلشان با ادعایشان تناسبی نداشت هرچند در ابتدا موضعی منتقد فاز دوم داشتند اما ناگاه به تمجید از آن قلمفرسایی را آغاز نمودهاند. شاید ایشان مترصد فراهم نمودن مجالی دیگر باشند که همچنان نیات خود را برآورده نمایند. توقع آن است که خودنویس فارغ از تمجیدها و یا انتقاد اشخاص مصالح رسانهای خود را مد نظر داشته و پیگیری نماید. بیم آن میرود که یارکشیها مانع جزمیت عزم اصلاح خودنویس شود هرچند که نیک آهنگ انصافا تاکنون استقلال و منش روزنامهنگاری خود را ثابت کرده است. باید اما به هوش بود و سیمای مدعیان مخالفت با انحصار را شناخت. مدعیانی که خودنویس را منحصرا رسانهای برای خود میخواهند تا گفتار تاریخ مصرف گذشته خود را در آن منعکس کنند. گفتار بیخریداری که سالها برخی خارج نشینان سیاست باز در تعقیب آن بودند اما همواره افکار عمومی ایرانیان از ایشان روی گردان میباشد. گفتاری که از آن هخا و یا منجیان دیگری بیرون آمدند و اگر نگوییم اعتبار اپوزیسیون خارج نشین را مخدوش کرده اما حتما اسباب خنده و انبساط خاطر بودهاند! گفتار متوهمی که همه آرمانهای خود را در تقابل و نفی نظام اکنون ایران تعریف میکند و سیاست براندازانه را به شکلی پیگیر است که چشم بستن از واقعیت ها و ویژگیهای جامعه ایران الزاما عدم اقبال بدانها را سبب شده و البته باید گفت امکان عملگرایی و یاکنشگری در مسیرش نیز مسدود است. مسدود به این اعتبار که نه تنها اقبال عمومی را ندارد بلکه برنامه عملی نیز از سوی متولیانش قابل ارائه نیست و یا حداقل تاکنون برنامهای عملی به افکار عمومی عرضه نشده است. نفی خیالپردازی انحلالطلبان از موضع حمایت از اصلاحطلبی نیست. امروزه و در این موقعیت زمان عملگرایی است و این خود منحصرا بر هر خیالبافی ارجحیت دارد. خوشبینانه اگر مواضع نا متعارف ایشان را مرور کنیم شاید این خیالبافیها را متصل به عدم شناخت از شرایط اکنون ایران بدانیم و در بینشی بدبینانه نیز میتوان این اقدامات و گرد و خاکها را مانعی بر راه کنشگری فعالین دید که اگر چه به گمان من توان چندانی در انحراف انگیزههای کنشگری مردم ندارند اما اعتبار رسانههای متوجه این اوهامات قربانی محتوم آن میباشد. خودنویس راهی را پیش گرفته که در آن مجال ابراز هر اندیشهای میتواند باشد اما برداشت و یا امید من این است که شاید به یمن بصیرت لزوم اصلاح در خودنویس دری بروی اوهامات و خیال پردازی ها گشوده نمیشود. این که اندیشهای خواست و یا لزوم انحلال را مطرح نماید حوزهای متفاوت با آن خیالپردازیهای مورد اشاره میباشد. مقصود از خیالپردازی طرح مطالباتی آرمانخواهانه در فراغت از زمینههای پیگیری آنها میباشد. مطالباتی که از سویی قابل پیگیری نیستند و از سوی دیگر گاهی با مطالبات و اهداف کنشگران مقطعی تنافر دارند. به عبارتی با خواستههایی آنچنان انتزاعی مواجهایم که شاخص ارزشگذاری کنشگری در واقعیت شدهاند و دستاویز کسانی شده تا با قیاس مطالبه واقع بینانه کنشگران با ایدهآلها بهانه تخریب کنشگران را بدست آورند. کنشگرانی که برآمده از خواست عمومی پشتیبانی مردم ستمدیده را دارند. بدیهی است که هیچ واقعیتی منطبق با تصورات آرمانی نمیشود. به عبارتی اندیشه ورزی مقولهای سوا از خیالپردازی و توهم است. لزوم ارجاع به مدارک و انطباق بر واقعیت بودن در مقالات که از سوی نیک آهنگ اعلام شده نیز این امیدواری را بیشتر میکند. امیدی که بدان دلبستهام و سیر پیشرفت خودنویس را جستجو میکنم. هرچند که شاید تدوین و ارائه مقررات نوشته شده و در دسترس از سوی خودنویس تا حدود زیادی میتواند راهگشا باشد و مانع اتهام سانسورگری سردبیران شود.
Subscribe to comments feed نظرات (6 نوشته شد):
اگر واقعا قصد داری که به سبک مدرن رسانه اداره کنی باید نقاب اینها را برداری . بسیار آسان است . اگر بختیاریست هستند باید با مشروطه و سلطنت و مصدق بسازند . اگر سکولار هستند باید با دخالت کمونیسم در حکومت به اندازه مذهب در حکومت مخالف باشند و از شوروی و کوبا و کره شمالی و استالین تعریف و تمجید نکنند . سکولاریسم به غرب نزدیک است نه شرق . اگر با مذهب و لیبرال مذهبی و روشنفکر دینی مخالفند باید با موسوی و خط امام و نبوی بیش از بازرگان و یزدی و بنی صدر و سروش و گنجی مخالف باشند . هر وقت متضاد تبلیغ میکنند بدان که نقابدارند ، یک کامنت بگزارید که مجبور شوند نسبت به خط امام ، موسوی ، استالین ، کاسترو ، چه گوارا ، ... موضع بگیرند تا دستشان رو شود .
سواد سیاسی نداری مشکل خود جناابلی میباشد ،اخبار روز سایتی هست ،که نقطه نظرات طیف ناهمگونی از چپهای پیشین را انتشار میدهد ،کسی که پز نیروی مقاومت ملی را میدهد ،به تنها باید دین ستیز نباشد ،بلکه ،چپ ستیز ،و کومنیست ستیز هم نباشد ،حداقل از منش و پندار و کردار دمکراتی بر خوردار باشد ،مطالبی را که جناابلی در کامنتهای خودنویس منتشر میکنی ،بسیار چند اش آورند ،چون ،بسیار عوامانه ،و غیر مصداقی هستند ،جرات و شهامت داری در پشت بی نام نشانی ،نظرات ملوکانه خود را بیان کن ،و دانه به دانه نظرات چپهای استالینیست را که خود میدانی نقد کن .
نه اینکه با پنج جمله بی سر ته ،ده خط مش فکری پنجاه ساله را نقد کنی .
چرا به خود گرفتید؟!
از اینکه این کلام را حقیقت نمی دانید و یا از اینکه متکلم آن سوسن سیروسی است؟
شما در کدام موضع به مخالفت و نق پرداخته اید؟
هر چند که در خود مقاله آمده اما دوباره:
مخالفت با ابراز هیچ اندیشه ورزی نداشته و ندارم ولو آنکه توافقی بر نتیجه اش نداشته باشم.
خیالپردازی را از اندیشه ورزی سوا کرده ام.
من نه ادعایش را دارم ونه دانشش را که هر استدلالی را نقد کنم.
منطق تنها مرجع حاکم و ناظر میان ماست.
خودنویس نیز اعلام کرده به دنبال فضای مساعد اندیشه ورزی است و نه خیالبافی
من تنها همین را یادآوری کرده ام!
من نیز مطالبه ای چون شما دارم
شما از آزادی اندیشه می گویید و من نیز آن را می جویم!
اما شاید اشاره شما باعث می شود که به تعریف اندیشه و نسبتش با واقعیت پرداخت.
به راستی اندیشه چه نسبتی با واقعیت دارد و انگیزه اندیشه ورزی چیست؟
پرسش هایی برای فتح باب اندیشیدن به مفهوم اندیشه ورزی!!!
بیخودی خردادمان را به خاطر "خردادهای پر حادثه" تان حرام کردیم در حالیکه در خرداد ماه خواب واقعا لازم است .
ما مسئول روياهاي شما آقا/خانم سوسنی و دگر اصلاح طلبان نيستيم و شما هم مسئول هدایت ما.
راستش رو بگم تازه دوزاری من افتاد که شما از چه رو در خودنویس همسایه ما شدی، یاد جریانی افتادم توی شهر ما چند وقت پیش حد اقل هفته ای یک آتش سوزی میشد جای شما خالی بازار اداره آتش نشانی گرم و این افراد برای شهر شده بودند نقطه مرکزیت و همه جا این افراد آتشنشانی این ناجیان نقل مجلس، جانم براتون بگه که در زمان واحد پلیس هم دنبال پیدا کردن مسبب این آتش سوزیها بود که بعد از مدتی اعلام کردند که این آتش سوزیها از پیش طرح ریزی شده بوده و حادثه نبوده و دنبال مجرم یعنی کسی که آتش را راه میاندازه شدند اسمش هم آتش ساز گذاشتند خلاصه.......... (میدونم طولانی شد ولی من داستان شما را تحمل کردم شما هم داستان منو تحمل کن) خلاصه بعد از یک مدت و ضرر های فراوان مجرم رو در حالی که داشت جایی آتش میکاشت دستگیر کردند و معلوم شد ایشون آدم بسیار تنها، بدون دوست ، بدون هیچ گونه توانایی که وی را منحصر به فرد کنه بدون محبویت خاصی و کار خاصی فقط بطور آزاد خودش را به عنوان کمک به آتشنشانی معرفی کرده بود و دوره کوتاهی دیده بود که در لیست رزرو برای کمک گذشته شده بود و به این فکر رسیده بود که اگر به عنوان آتش نشان ناجی مردم بشه آدم مطرحی خواهد شد، حالا کو آتیش ؟؟؟ ایشون خودش این کار را به عهده گرفت از یک طرف آتش به پاپا میکرد از طرفی به شکل ناجی مطرح میشد بعد از یک مدتی هم که یادش رفت برای چه این کار رو به چه دلیل اصلا شروع کرده بود و فقط از آتیش به پا کردن به وجد میآمد وکیف میکرد ، بالاخره طرف دستگیر شد و قصه ما تموم شد، بالا رفتیم دوغ بود پایین امدیم ماست بود قصه ما راست بود و کلاغه به خونش نرسید............
و حالا چرا من وقت شما رابا این داستان گرفتم؟؟؟ من وقتی این جمله شما را که در جواب به یک کامنت نوشتی خواندم:
اعتراض شما از چیست؟
چرا به خود گرفتید؟!
از اینکه این کلام را حقیقت نمی دانید و یا از اینکه متکلم آن سوسن سیروسی است؟
به خودم گفتم ای دل غافل بازم یکی میخواد معروف و مطرح بشه................
در ضمن در کامنتی که به جواب یک کامنت بی نام نوشتید همان که تا به حال ۸ منفی گرفتید این جمله را نوشتید:
از اینکه این کلام را حقیقت نمی دانید و یا از اینکه متکلم آن سوسن سیروسی است؟
شما در کدام موضع به مخالفت و نق پرداخته اید؟
میشه بفرمایید منظورتون از نق چی هست؟؟؟ البته من چون غلط املایی زیاد دارم میتونم حدس بزنم که غلط نوشتید و منظورتون نقد بوده ولی بعد یادم آامد که شما تا به حال معلم دیکته ما بودید و مراتب در حال غلط گیری اینکه فکر کردم نه، سوسن خانم؟ امکان نداره ایشون غلط بنیویسه حتا آنجا که من و شهرام را آقایان فریده و شهرام خطاب میکند خاسته به فریده بگه خیلی مردی، ولی راستش اینجا زیاد نتونستم نق را توجیه کنم چون نق را پرداخت نمیکنند بلکه میزنند خلاصه اگر این سوال من را توهین حساب نمیکنید ممنون میشم جواب مرا بدید.
با تاکید روی پرداخت!!!
تقلایی هم برای شناخت شخصیتتان ندارم حالا چه آقا باشید و یا خانم مهم نیست مهم اینست که کوششی دارید که بعنوان مخالف من خود را معرفی کنید اما اندیشه مخالفی از شما ابراز نمی شود تا در باره یک اندیشه مخالف نظرم را بگویم.
با این وجود احترام شما همچنان نزد من محفوظ است هموطن عزیزم!
باور بفرمایید شخص شما هم برای من هیچ تمایلی در نوشتن ایجاد نمیکند، من نه شما را میشناسم نه علاقه به شناخت مسائل شخصی شما دارم، پس لطفا این ´´من ´´ را کوتاه بیایید من با شخص شما کاری ندارم، شما میتنوستید هر شخص دیگر باشید، خانم شما مقاله ایی مینویسید به و به نمایش میگذارید خود به مقالات خود توجه کنید که در تمام آنها با در نظر گرفتن خود در مقام بالاتر مراتب در حال تحکیم و تنبیه و تحلیل دیگران هستید و مراتب در حال گوشزد کردن، و قانون گذاری و استلال خود، خانم عزیز سطح نوشته های شما متأسفانه جایی برای بحث سیاسی یا اجتماعی باقی نمیگذرد، وقتی شما در مقام برتر در تمام مقالات خود سعی در ایجاد طبقه بندی در خودنویس هستید( طبقه روشن فکر، طبقه نا آگاه، طبقه پایینتر طبقه بالاتر، طبقه تحصیل کرده طبقه بیسواد، طبقه نویسنده طبقه خواننده ، طبقه سخن ور طبقه گوش دهنده) نتیجه این میشود که خواننده در جستجوی طبقه خود شما باشد.
شما فکر میکنید با نوشتن مقاله در جرگه نویسندگان قرار دادن خود به درجه تعلیم و تربیتی هم رسیدهاید، شما فکر میکنید با نوشتن چند مقاله به درجه تصمیم گیرنده رسیده اید، شما در نوشتههای خود کار تحقیقی یا تحلیل نمیکنید، شما تحکیم و تفکیم و تهدید میکنید و بعد انتظار دارید آفرین هم بشنوید، سوالات را با سفسطه و مغلطه بی جواب میگذارید و توهین را با ادبیات فارسی دکور و تزیین میکنید طوری که ظاهرش نرم ولی داخلش پر از تیغ است ، به نظر میاد که تحصیلات خود را در رشته ادبیات داشته باشید ولی این شما را که به ادبیات فارسی مسلط هستید حتما نویسنده نمیکند و با تخصص شما در ادبیات شما آگاهتر از کسی که مثلا تخصص برق یا علوم اجتماعی دارد نیستید، همه کسانی که برای شما کامنت گذاشتند به طریقی این برداشت را از شما داشتند، فکر نمیکنید بهتر باشد بیشتر به خود بپردازید؟؟؟ اینکه خواهر و هموطن و عزیزی به دیگران بگویید ولی آنها را حاوی ارزش اجتماعی و داشتن نظر بدانید روشی سطحی و سبک است که مدت طولانی تحمل نخواهد شد
اینکه به جای نقد نظرات شروع به کشف تمایلات و خصوصیات شخصی افراد می کنند البته می تواند نشان از ناتوانی در پاسخ منطقی به نظرات آن شخص باشد.
یکی که صبح تا شب از سوسن سیروسی نقل قول با تمسخر می کنه و یه کس دیگه هم مطلبی می نویسه تا به سو.. سیر... کنایه بزنه با این وجود حالا خود سوسن سیروسی را هم متهم کردند به شهرت طلبی!
حالا نمی دونم چرا به جای گیر دادن به شخصیت افراد یه کم تلاش نمی کنند که یه مطلب منطقی در نقد نظرات سوسن سیروسی بنویسن!؟
عجب حکایتی دارن این آزادی خاهان به قول همین مطلب متوهم!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید