بن‌بست کوچه علی چپ در خودنویس؟ | رسانه‌های خودمانی | جامعه | صفحه اصلی
نظرات (16)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

بن‌بست کوچه علی چپ در خودنویس؟

۱۷ شهریور ۱۳۸۹ سوسن سیروسی

پیش از اینها هشدارهایی از سوی کاربران پیرامون عدم توجه به حقوق افراد و همچنین خطر غلطیدن خودنویس به سطحی‌نگری بصورت کامنت یا مقاله در خودنویس منتشر شده و این خطر آنچنان واقعی بوده که جناب نیک آهنگ به آن واکنش نشان داده و درصدد حرکت به سوی تغییراتی تحت عنوان فاز دوم خودنویس بر آمد.

جالب است که از ابتدا که نیک آهنگ از فاز دوم خودنویس می‌گفت به نظر واکنشی می‌آمد نسبت به سواستفاده های برخی از آزادی نیازمند مسئولیت پذیری در خودنویس اما اینک به نظر می‌رسد ایشان خود پیشگام حمایت از این حرکت خودنویس شده اند!

این را باید یادآور بود که آزادی مطلق از ویژگی های جنگل و یا جوامع بی‌قانون می‌باشد و امتیازی است که برخی از آن برخوردار بوده و بواسطه آن حقوق دیگران را پایمال می‌کنند. قانون آمد تا مرز آزادی را به خط قرمزی محدود کند که ان خط قرمز همان حقوق دیگران می‌باشد. به عبارتی آزادی در حدی که به حقوق دیگران تعدی نشود معقول و مقبول است.


 حق دیگران را در این فضای مجازی هرکس بنابر مسئولیتی که در رسانه دارد و با ارجاع به تعاریف و دانشش مشخص می‌کند و این فعل پسندیده و لازم است.


پیش از اینها هشدارهایی از سوی کاربران پیرامون عدم توجه به حقوق افراد و همچنین خطر غلطیدن خودنویس به سطحی نگری بصورت کامنت یا مقاله در خودنویس منتشر شده و این خطر آنچنان واقعی بوده که جناب نیک آهنگ به آن واکنش نشان داده و درصدد حرکت به سوی تغییراتی تحت عنوان فاز دوم خودنویس بر آمد.


اینک هر چند که به نظر می‌رسد اعلام سخت‌گیری‌های بیشتر و وضع پاره ای مقررات در خودنویس از همین حالا چهره قابل قبول‌تری از خودنویس ارائه داده اما برخی آزرده از این اقدام، خودنویس را متهم به سانسور می‌کنند.


من معتقدم که برای شکلدهی خودنویس به رسانه ای معتبر همچنان نیاز به تکاپو و مسئولیت پذیری بیشتر است. 


خودنویس رسانه نسبتا محبوبی است که تقلای اعتبار اندوزی را آغاز کرده و با گذشت همین مختصر زمان از تولدش نشانه‌های بهبود را می‌توان در محتوا و همچنین ساختار نظارت سردبیر دید. ( انصافا باید در نظر داشت که چندین سایت نیز نوپا بوده و تولدشان پس از خرداد ۸۸ می‌باشد اما به سرعت مخاطبان را جلب نموده‌اند)


در این میانه برخی که پیش از اینها خود را بیرق دار آزادی‌خواهی می‌خواندند و کوششان را متصل به اندیشه تقابل با انحصار طلبی می‌کردند و البته فعلشان با ادعایشان تناسبی نداشت هرچند در ابتدا موضعی منتقد فاز دوم داشتند اما ناگاه به تمجید از آن قلمفرسایی را آغاز نموده‌اند.


شاید ایشان مترصد فراهم نمودن مجالی دیگر باشند که همچنان نیات خود را برآورده نمایند.


توقع آن است که خودنویس فارغ از تمجیدها و یا انتقاد اشخاص مصالح رسانه‌ای خود را مد نظر داشته و پیگیری نماید. بیم آن می‌رود که یارکشی‌ها مانع جزمیت عزم اصلاح خودنویس شود هرچند که نیک آهنگ انصافا تاکنون استقلال و منش روزنامه‌نگاری خود را ثابت کرده است.


باید اما به هوش بود و سیمای مدعیان مخالفت با انحصار را شناخت. مدعیانی که خودنویس را منحصرا رسانه‌ای برای خود می‌خواهند تا گفتار تاریخ مصرف گذشته خود را در آن منعکس کنند. گفتار بی‌خریداری که سال‌ها برخی خارج نشینان سیاست باز در تعقیب آن بودند اما همواره افکار عمومی ایرانیان از ایشان روی گردان می‌باشد. گفتاری که از آن هخا  و یا منجیان دیگری بیرون آمدند و اگر نگوییم اعتبار اپوزیسیون خارج نشین را مخدوش کرده اما حتما اسباب خنده و انبساط خاطر بوده‌اند!


گفتار متوهمی که همه آرمان‌های خود را در تقابل و نفی نظام اکنون ایران تعریف می‌کند و سیاست براندازانه را به شکلی پیگیر است که چشم بستن از واقعیت ها و ویژگی‌های جامعه ایران الزاما عدم اقبال بدانها را سبب شده و البته باید گفت امکان عمل‌گرایی و یاکنش‌گری در مسیرش نیز مسدود است.


مسدود به این اعتبار که نه تنها اقبال عمومی را ندارد بلکه برنامه عملی نیز از سوی متولیانش قابل ارائه نیست و یا حداقل تاکنون برنامه‌ای عملی به افکار عمومی عرضه نشده است.


نفی خیال‌پردازی انحلال‌طلبان از موضع حمایت از اصلاح‌طلبی نیست. امروزه و در این موقعیت زمان عملگرایی است و این خود منحصرا بر هر خیالبافی ارجحیت دارد.


خوشبینانه اگر مواضع نا متعارف ایشان را مرور کنیم شاید این خیالبافی‌ها را متصل به عدم شناخت از شرایط اکنون ایران بدانیم و در بینشی بدبینانه نیز می‌توان این اقدامات و گرد و خاک‌ها را مانعی بر راه کنش‌گری فعالین دید که اگر چه به گمان من توان چندانی در انحراف انگیزه‌های کنش‌گری مردم ندارند اما اعتبار رسانه‌های متوجه این اوهامات قربانی محتوم آن می‌باشد.


خودنویس راهی را پیش گرفته که در آن مجال ابراز هر اندیشه‌ای می‌تواند باشد اما برداشت و یا امید من این است که شاید به یمن بصیرت لزوم اصلاح در خودنویس دری بروی اوهامات و خیال پردازی ها گشوده نمی‌شود. 


این که اندیشه‌ای خواست و یا لزوم انحلال را مطرح نماید حوزه‌ای متفاوت با آن خیال‌پردازی‌های مورد اشاره می‌باشد. مقصود از خیال‌پردازی طرح مطالباتی آرمان‌خواهانه در فراغت از زمینه‌های پیگیری آنها می‌باشد. مطالباتی که از سویی قابل پیگیری نیستند و از سوی دیگر گاهی با مطالبات و اهداف کنش‌گران مقطعی تنافر دارند. به عبارتی با خواسته‌هایی آنچنان انتزاعی مواجه‌ایم که شاخص ارزش‌گذاری کنش‌گری در واقعیت شده‌اند و دستاویز کسانی شده تا با قیاس مطالبه واقع بینانه کنش‌گران با ایده‌آل‌ها بهانه تخریب کنش‌گران را بدست آورند. کنش‌گرانی که برآمده از خواست عمومی پشتیبانی مردم ستمدیده را دارند. بدیهی است که هیچ واقعیتی منطبق با تصورات آرمانی نمی‌شود.


به عبارتی اندیشه ورزی مقوله‌ای سوا از خیال‌پردازی و توهم است.


لزوم ارجاع به مدارک و انطباق بر واقعیت بودن در مقالات که از سوی نیک آهنگ اعلام شده نیز این امیدواری را بیشتر می‌کند.


امیدی که بدان دلبسته‌ام و سیر پیشرفت خودنویس را جستجو می‌کنم.


هرچند که شاید تدوین و ارائه مقررات نوشته شده و در دسترس از سوی خودنویس تا حدود زیادی می‌تواند راهگشا باشد و مانع اتهام سانسورگری سردبیران شود.

ارزیابی این خبر:

2.80

Subscribe to comments feed نظرات (6 نوشته شد):

در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
تیتر و دو پاراگراف اول را یک بار دیگر بخوانید، نه به عنوان کسی که مقاله را نوشته و میداند در انتها قرار است به چه نتیجه ایی برسد، بلکه به عنوان کسی که هیچ چیزی از محتوای مقاله نمی داند. کاملاً مخالف نتیجه گیری شماست.
در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
11
این رفقای مارکسیست روسی با نقاب در همه وبسایت ها به عنوان نظر دهنده حاضر میشوند و به دگر اندیشان حمله میکنند تا وب سایت را کاملا از مسیر اصلی خودش خارج کنند . وقتی موفق شدند آنوقت شروع میکنند به کار اصلی که همان تبلیغات برای موسوی و خط امام است و بستن هر گونه راه مصا لحه با غرب و امریکا به خصو ص. در وب سایت اخبار روز که متعلق به دانشجوی پیشگام سابق ( ف تابان ) است با ماسک ملی بختیاریستی ! و دفاع از حقوق اقوام (شوونیسم تجزیه طلبانه آشکار آذربایجان ) آمدند جلو و لیبرال ها و اصلاح طلبان و روشنفکران دینی و ملیون و ملی مذهبی ها و سلطنت طلبان را کوبیدند . شعار فروپاشی دادند و هر وقت خواستند جنبش سبزی ها را بکوبند درکامنت ها به کروبی حمله میکردند ولی موسوی را زیر سبیلی در میکردند . نوک حمله آنها متوجه بازرگان و بنی صدر و ادیب برومند بود . وقتی با هیاهو جو وب سایت را مسموم کردند و جنبش سبز هم در داخل خوابید ( به همت آقایان زر افشان ، ریس دانا ، خویی ، عمویی ، و اعلامیه شماره ۱۷ موسوی ) یک باره علنا هوادار موسوی شدند ( لابد دیگر نه خلق آذربایجان مشکل زبان دارد نه خانم های فمینیست مشکلی دارند ). عناصر نقابدار چپ دو آتیشه و چپ لگال آنها هم که صبح تا شب علیه لیبرالیسم و دموکراسی لجن پراکنی میکردند یک دفعه مثل برف آب شدند . حالا اخبار روز با سایت کلمه برابری میکنند ( البته اگر ان حاجی فیروز نجومی را حذف کنید ). در پیک ایران با نقاب مجاهد و حزب کمونیست کارگری آمدند جلو ولی باز نوک حمله شان متوجه لیبرال ها و اصلاح طلبان بود و کروبی و سلطنت طلبان . انقدر لجن پراکنی کردند که خود وب سایت نظر دهی را برداشت . حالا آمده اند خودنویس جار و جنجال میکنند چون خودنویس نظر لیبرال ها و ملیون و سلطنت طلبان و حتا توده ایها و نو سکولار ها و چپ لگال و چپ سنتی را هم مینویسد . باز نوک حمله متوجه بازرگان و مصدق است اینبار با نقاب سلطنت طلبی ! آقای نیک آهنگ اگر مچ اینها را باز نکنی با همین نقاب این وب سایت را هم به گند میکشند زیر نام سکولاریسم نو و سلطنت طلبی ضد مصدق ( نه ضد ارتجاع سرخ و سیاه که شاه میگفت و حق داشت ) . هدفشان هم نه تمجید از شاه است چون اینها دشمن خونی مشروطه خواهان ( همایون ) و سلطنت طلبان ( رضا پهلوی ) هستند . بنابر این زیر نقاب سلطنت طلبی حمله میکنند به مصدق (او را همدست نواب صفوی اعلام میکنند و تروریست ، لابد چون لنین و مارکس ترور را ابزار انقلابی میدانستند طبق مدارک وبسایت چوبین از اظهارات خود آنها )و حمله میکنند به داریوش همایون (سومکا ) و داریوش فروهر (حزب ملت ایران ). چون به نام توده ای نمیتوانند به مصدق حمله کنند . غر ضشان هم اختلاف انداختن بین سلطنت طلبان و لیبرال ها و ملیون است چون میدانند اگر اینها متحد شوند ( به لحاظ نزدیکی نظام مورد نظرشان ، مشروطه دموکرات یا جمهوری دموکرات ) دکان مارکسیسم روسی که پشت کول مذهب خط امامی یا کاشانی همواره سوار بوده تخته میشود . میدانند مردم نظام نزدیک به غرب میخواهند و ملی . شعار نه غزه و نه لبنان و مرگ بر روسیه و جانم فدای ایران آتش زیر آنها انداخته . خویی خودش گفت مو بر تنش راست میشود از این شعار جمهوری ایرانی ! زر افشان جنبش دانشجویی امثال توکلی و بها ره هدایت را مسخره کرد در رادیو امریکا ، دولت آبادی و عمویی به سروش پریدند که چرا موسوی اصول گرا انتخاب نکرده و به کروبی رای داده ، پیک نت به زید آبادی شرف اهل قلم پرید چون نوری را میخواست و بعد کروبی .
اگر واقعا قصد داری که به سبک مدرن رسانه اداره کنی باید نقاب اینها را برداری . بسیار آسان است . اگر بختیاریست هستند باید با مشروطه و سلطنت و مصدق بسازند . اگر سکولار هستند باید با دخالت کمونیسم در حکومت به اندازه مذهب در حکومت مخالف باشند و از شوروی و کوبا و کره شمالی و استالین تعریف و تمجید نکنند . سکولاریسم به غرب نزدیک است نه شرق . اگر با مذهب و لیبرال مذهبی و روشنفکر دینی مخالفند باید با موسوی و خط امام و نبوی بیش از بازرگان و یزدی و بنی صدر و سروش و گنجی مخالف باشند . هر وقت متضاد تبلیغ میکنند بدان که نقابدارند ، یک کامنت بگزارید که مجبور شوند نسبت به خط امام ، موسوی ، استالین ، کاسترو ، چه گوارا ، ... موضع بگیرند تا دستشان رو شود .
aa در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
-5
آقای بی نام نشان خواشمندم ،که دست از این گونه... بی سر ته بردار ،مثل اینکه جنابعالی برای خودت یک میز شورای نگهبان را درست نمودی،بس کن این... را ،در دیزی باز است ،حیا گربه کجاست ؟؟
سواد سیاسی نداری مشکل خود جناابلی میباشد ،اخبار روز سایتی هست ،که نقطه نظرات طیف ناهمگونی از چپهای پیشین را انتشار میدهد ،کسی که پز نیروی مقاومت ملی را میدهد ،به تنها باید دین ستیز نباشد ،بلکه ،چپ ستیز ،و کومنیست ستیز هم نباشد ،حداقل از منش و پندار و کردار دمکراتی بر خوردار باشد ،مطالبی را که جناابلی در کامنتهای خودنویس منتشر میکنی ،بسیار چند اش آورند ،چون ،بسیار عوامانه ،و غیر مصداقی هستند ،جرات و شهامت داری در پشت بی نام نشانی ،نظرات ملوکانه خود را بیان کن ،و دانه به دانه نظرات چپهای استالینیست را که خود میدانی نقد کن .
نه اینکه با پنج جمله بی سر ته ،ده خط مش فکری پنجاه ساله را نقد کنی .
در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
سوسن خانم ممکن است شما مسئولیت ممیزی مقالات را برعهده بگیرید....بر سر جامعه ای که فیلسوف اش ممیزی شود حالا توسط یک آدم ... سواد مثل شما یا توسط یک فیلسوف دیگر.آیا اینکه شما نمی توانید استدلال های برخی مقالات را نقد و نفی کنید این حق را به شما می دهد که خواست سانسور آنها را مطرح کنید؟
سوسن سیروسی در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
-5
اعتراض شما از چیست؟
چرا به خود گرفتید؟!

از اینکه این کلام را حقیقت نمی دانید و یا از اینکه متکلم آن سوسن سیروسی است؟
شما در کدام موضع به مخالفت و نق پرداخته اید؟
هر چند که در خود مقاله آمده اما دوباره:
مخالفت با ابراز هیچ اندیشه ورزی نداشته و ندارم ولو آنکه توافقی بر نتیجه اش نداشته باشم.
خیالپردازی را از اندیشه ورزی سوا کرده ام.
من نه ادعایش را دارم ونه دانشش را که هر استدلالی را نقد کنم.
منطق تنها مرجع حاکم و ناظر میان ماست.
خودنویس نیز اعلام کرده به دنبال فضای مساعد اندیشه ورزی است و نه خیالبافی
من تنها همین را یادآوری کرده ام!
ممنون از نوشته‌تان. فاز دوم خودنویس به معنی خاموش کردن هیچ کسی نیست. بر عکس، می‌خواهیم همه در فضایی سالم و غیر حذفی نفس بکشند و مخاطب آزادانه در میان نوشته‌ها گردش کند. ارزش‌گذاری عقیدتی روی مطالب خلاف رویه ماست. چرا یک گروه را متوهم بنامیم و دیگری را بر حق؟ معیار چیست؟ این کامنت‌ها و نوشته‌ها اهانت آمیز نباشند به معنی فیلتر ایدئولوژیک مطالب رسیده نیست. اگر نوشتاری طرفدار نقض حقوق انسان‌ها باشد، منتشرش نمی‌کنیم، اما رسانه باید محل انتشار عجیب‌ترین و پرمساله‌ترین ایده‌ها هم باشد، چون نباید مردم را از دانستن محروم کرد. رجوع کنید به استانداردهای اخلاق رسانه در غرب.
سوسن سیروسی در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
-3
کاملا حق با شماست
من نیز مطالبه ای چون شما دارم
شما از آزادی اندیشه می گویید و من نیز آن را می جویم!
اما شاید اشاره شما باعث می شود که به تعریف اندیشه و نسبتش با واقعیت پرداخت.
به راستی اندیشه چه نسبتی با واقعیت دارد و انگیزه اندیشه ورزی چیست؟
پرسش هایی برای فتح باب اندیشیدن به مفهوم اندیشه ورزی!!!
در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
-1
خدا رحمت کنه عبید زاکانی را .
بیخودی خردادمان را به خاطر "خردادهای پر حادثه" تان حرام کردیم در حالیکه در خرداد ماه خواب واقعا لازم است .
ما مسئول روياهاي شما آقا/خانم سوسنی و دگر اصلاح طلبان نيستيم و شما هم مسئول هدایت ما.
farideh در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
-3
سوسن خانم سلام عرض میکنم با اجازه شما من کامنت میگذارم..........
راستش رو بگم تازه دوزاری من افتاد که شما از چه رو در خودنویس همسایه ما شدی، یاد جریانی افتادم توی شهر ما چند وقت پیش حد اقل هفته ای یک آتش سوزی میشد جای شما خالی بازار اداره آتش نشانی گرم و این افراد برای شهر شده بودند نقطه مرکزیت و همه جا این افراد آتشنشانی این ناجیان نقل مجلس، جانم براتون بگه که در زمان واحد پلیس هم دنبال پیدا کردن مسبب این آتش سوزیها بود که بعد از مدتی اعلام کردند که این آتش سوزیها از پیش طرح ریزی شده بوده و حادثه نبوده و دنبال مجرم یعنی کسی که آتش را راه میاندازه شدند اسمش هم آتش ساز گذاشتند خلاصه.......... (میدونم طولانی شد ولی من داستان شما را تحمل کردم شما هم داستان منو تحمل کن) خلاصه بعد از یک مدت و ضرر های فراوان مجرم رو در حالی که داشت جایی آتش میکاشت دستگیر کردند و معلوم شد ایشون آدم بسیار تنها، بدون دوست ، بدون هیچ گونه توانایی که وی را منحصر به فرد کنه بدون محبویت خاصی و کار خاصی فقط بطور آزاد خودش را به عنوان کمک به آتشنشانی معرفی کرده بود و دوره کوتاهی دیده بود که در لیست رزرو برای کمک گذشته شده بود و به این فکر رسیده بود که اگر به عنوان آتش نشان ناجی مردم بشه آدم مطرحی خواهد شد، حالا کو آتیش ؟؟؟ ایشون خودش این کار را به عهده گرفت از یک طرف آتش به پاپا میکرد از طرفی به شکل ناجی مطرح میشد بعد از یک مدتی هم که یادش رفت برای چه این کار رو به چه دلیل اصلا شروع کرده بود و فقط از آتیش به پا کردن به وجد میآمد وکیف میکرد ، بالاخره طرف دستگیر شد و قصه ما تموم شد، بالا رفتیم دوغ بود پایین امدیم ماست بود قصه ما راست بود و کلاغه به خونش نرسید............
و حالا چرا من وقت شما رابا این داستان گرفتم؟؟؟ من وقتی‌ این جمله شما را که در جواب به یک کامنت نوشتی خواندم:

اعتراض شما از چیست؟
چرا به خود گرفتید؟!

از اینکه این کلام را حقیقت نمی دانید و یا از اینکه متکلم آن سوسن سیروسی است؟

به خودم گفتم ‌ ای دل غافل ‌ بازم یکی می‌خواد معروف و مطرح بشه................
سوسن سیروسی در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
ضمن عرض ادب و احترام برای شخصیت شما!
farideh در ۱۸ شهریور ۱۳۸۹
-2
چی‌ شد سوسن خانم باز توهین شد؟؟؟؟ بنده از شما و همه خوانندگان بابت استفاده از لغات: دوزاری، شهر ما، پلیس، آتش سوزی، آتش ساز، بدون محبوبیت، بسیار تنها، ناتوان ،، ماست، دوغ، کلاغ، قصه، معروف، مطرح، عذر خواهی‌ می‌کنم باشد که رستگار شوم

در ضمن در کامنتی که به جواب یک کامنت بی‌ نام نوشتید همان که تا به حال ۸ منفی‌ گرفتید این جمله را نوشتید:

از اینکه این کلام را حقیقت نمی دانید و یا از اینکه متکلم آن سوسن سیروسی است؟

شما در کدام موضع به مخالفت و نق پرداخته اید؟

می‌شه بفرمایید منظورتون از نق چی‌ هست؟؟؟ البته من چون غلط املایی زیاد دارم می‌تونم حدس بزنم که غلط نوشتید و منظورتون نقد بوده ولی‌ بعد یادم آامد که شما تا به حال معلم دیکته ما بودید و مراتب در حال غلط گیری اینکه فکر کردم نه، سوسن خانم؟ امکان نداره ایشون غلط بنیویسه حتا آنجا که من و شهرام را آقایان فریده و شهرام خطاب می‌کند خاسته به فریده بگه خیلی‌ مردی، ولی‌ راستش اینجا زیاد نتونستم نق را توجیه کنم چون نق را پرداخت نمیکنند بلکه میزنند خلاصه اگر این سوال من را توهین حساب نمیکنید ممنون میشم جواب مرا بدید.
سوسن سیروسی در ۱۹ شهریور ۱۳۸۹
مطمئن باشید در پاسخ به شما هیچگاه به تحلیل شخصیتی تان نخواهم پرداخت.
با تاکید روی پرداخت!!!
تقلایی هم برای شناخت شخصیتتان ندارم حالا چه آقا باشید و یا خانم مهم نیست مهم اینست که کوششی دارید که بعنوان مخالف من خود را معرفی کنید اما اندیشه مخالفی از شما ابراز نمی شود تا در باره یک اندیشه مخالف نظرم را بگویم.
با این وجود احترام شما همچنان نزد من محفوظ است هموطن عزیزم!
farideh در ۲۰ شهریور ۱۳۸۹
-3
خانم سیروسی

باور بفرمایید شخص شما هم برای من هیچ تمایلی در نوشتن ایجاد نمیکند، من نه شما را میشناسم نه علاقه‌ به شناخت مسائل شخصی‌ شما دارم، پس لطفا این ´´من ´´ را کوتاه بیایید من با شخص شما کاری ندارم، شما میتنوستید هر شخص دیگر باشید، خانم شما مقاله ایی مینویسید به و به نمایش میگذارید خود به مقالات خود توجه کنید که در تمام آنها با در نظر گرفتن خود در مقام بالاتر مراتب در حال تحکیم و تنبیه و تحلیل دیگران هستید و مراتب در حال گوشزد کردن، و قانون گذاری و استلال خود، خانم عزیز سطح نوشته های شما متأسفانه جایی‌ برای بحث سیاسی یا اجتماعی باقی‌ نمیگذرد، وقتی‌ شما در مقام برتر در تمام مقالات خود سعی‌ در ایجاد طبقه بندی در خودنویس هستید( طبقه روشن فکر، طبقه نا‌ آگاه، طبقه پایینتر طبقه بالاتر، طبقه تحصیل کرده طبقه بیسواد، طبقه نویسنده طبقه خواننده ، طبقه سخن ور طبقه گوش دهنده) نتیجه این میشود که خواننده در جستجوی طبقه خود شما باشد.

شما فکر می‌کنید با نوشتن مقاله در جرگه نویسندگان قرار دادن خود به درجه تعلیم و تربیتی‌ هم رسیده‌اید، شما فکر می‌کنید با نوشتن چند مقاله به درجه تصمیم گیرنده رسیده اید، شما در نوشته‌های خود کار تحقیقی یا تحلیل نمیکنید، شما تحکیم و تفکیم و تهدید می‌کنید و بعد انتظار دارید آفرین هم بشنوید، سوالات را با سفسطه و مغلطه بی‌ جواب میگذارید و توهین را با ادبیات فارسی دکور و تزیین می‌کنید طوری که ظاهرش نرم ولی‌ داخلش پر از تیغ است ، به نظر میاد که تحصیلات خود را در رشته ادبیات داشته باشید ولی‌ این شما را که به ادبیات فارسی مسلط هستید حتما نویسنده نمیکند و با تخصص شما در ادبیات شما آگاهتر از کسی‌ که مثلا تخصص برق یا علوم اجتماعی دارد نیستید، همه کسانی‌ که برای شما کامنت گذاشتند به طریقی این برداشت را از شما داشتند، فکر نمیکنید بهتر باشد بیشتر به خود بپردازید؟؟؟ اینکه خواهر و هموطن و عزیزی به دیگران بگویید ولی‌ آنها را حاوی ارزش اجتماعی و داشتن نظر بدانید‌ روشی سطحی و سبک است که مدت طولانی تحمل نخواهد شد
در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
از همه چیز که بگذریم این حساسیت به نام سوسن سیروسی از طرف عده ای که پیش از اینها به این اندازه مودب کامنت نمی گذاشتند جالب توجه شده!
اینکه به جای نقد نظرات شروع به کشف تمایلات و خصوصیات شخصی افراد می کنند البته می تواند نشان از ناتوانی در پاسخ منطقی به نظرات آن شخص باشد.
یکی که صبح تا شب از سوسن سیروسی نقل قول با تمسخر می کنه و یه کس دیگه هم مطلبی می نویسه تا به سو.. سیر... کنایه بزنه با این وجود حالا خود سوسن سیروسی را هم متهم کردند به شهرت طلبی!
حالا نمی دونم چرا به جای گیر دادن به شخصیت افراد یه کم تلاش نمی کنند که یه مطلب منطقی در نقد نظرات سوسن سیروسی بنویسن!؟
عجب حکایتی دارن این آزادی خاهان به قول همین مطلب متوهم!
Frideh در ۱۸ شهریور ۱۳۸۹
-4
آقای سیروسی ؟؟؟؟ شما آقای سیروسی نیستید؟؟؟
سوسن سیروسی در ۱۹ شهریور ۱۳۸۹
شاید مهمتر از این پاسخ شما به این ابهام باشد
مجموعه نتایج: 6 | نمایش: 1 - 6

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

جمهوری اسلامی می‌خواهد شیرین عبادی و سروش را ترور کند

جمهوری اسلامی می‌خواهد شیرین عبادی و سروش را ترور کند
براساس گزارش وب‌سایت جرس عوامل جمهوری اسلامی برای ترور شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳ و دکتر عبدالکریم سروش برنامه‌ریزی کرده‌اند....
سیاست | سروش جعفری

از آزادی‌های به دست آمده در مصر: اذان گفتن در صحن علنی مجلس!

از آزادی‌های به دست آمده در مصر: اذان گفتن در صحن علنی مجلس!
اذان گفتن یک نماینده سلفی (از فرقه‌های تندروی اسلامی) در جلسه علنی مجلس مصر، وقتی نمایندگان مشغول بحث و بررسی درباره بی‌ثباتی و ناامنی‌های این کشور بودند، همکارانش را غافلگیر کرد و اعتراض رییس مجلس مصر را برانگیخت....
سیاست | سهند خوانساری

مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است

مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است
درست یک سال بعد از درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای شرکت مردم در راهپیمایی ۲۵ بهمن، خانواده‌های موسوی و کروبی امروز در نامه‌ای از مردم ایران خواسته‌اند صدای‌شان را به گوش جهانیان برسانند. مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی می‌گوید: «شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است»....
سیاست | نیک آهنگ کوثر

ناگفته‌های دستیار عالی خامنه‌ای از ۱۸ تیر؛ بین و من وزیر کشور برخورد پیش آمد

ناگفته‌های دستیار عالی خامنه‌ای از ۱۸ تیر؛ بین و من وزیر کشور برخورد پیش آمد
یحیی رحیم صفوی با بیان اینکه در ماجراهای مربوط به ۱۸ تیر سال ۷۸ نیروی انتظامی درمانده شده بود و می‌گفت «کار دیگری نمی‌توانیم بکنیم» گفت آن حوادث هنگامی حل شد که سپاه و بسیج وارد عمل شدند....
سیاست | سروش جعفری

حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد

حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد
در حالی که روز گذشته اکثر رسانه‌های خارج از کشور، اظهاراتی کم‌سابقه و حملات منسوب به غلامعلی حدادعادل به هاشمی رفسنجانی را منتشر کردند که در آن آقای حداد، خمینی را به‌دلیل «پیر و زود باور بودن» دارای یاران آلوده‌ای معرفی می‌کرد؛ وی سخنان نقل شده را تکذیب کرد....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید