کنکور و سراب کار بعد از فارغالتحصیلی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
کمتر از ۶۰ درصد از فارغ التحصیلان دانشگاهی ایران جذب بازار کار می شوند. بیش از ۷۰ درصد از فارغ التحصیلان هم در رشتههای غیر مرتبط با رشتهی تحصیل دانشگاهی، ورود خود به بازار کار را اعلام میکنند. اما همچنان تعداد زیادی از جوانان هنگام انتخاب رشته دانشگاهی ترجیح میدهند رشتههایی را انتخاب کنند که اصطلاحا بازار کار مطمئن تری در ایران داشته باشند.
نحوهی گرینش دانشجو در رشتههای پرطرفدار کنکور در رشته های علوم پزشکی، علوم ریاضی و علوم انسانی در سالهای اخیر به صورت ۶۰ درصد بومی و ۴۰ درصد آزاد بوده است.
پرطرفدارترین رشته های کنکور طی سالهای اخیر در گروه آزمایشی ریاضی و فنی شامل رشته های مهندسی برق، مهندسی مکانیک، مهندسی کامپیوتر، مهندسی عمران، مهندسی معماری و مهندسی صنایع بوده است.
رشته هایی که معمولا از سوی داوطلبان دارای رتبه های تا ۳ رقمی برگزیده میشود.
در مراحل اول هم ترجیح اکثر داوطلبان دانشگاه تهران و در مرحلهی بعدی دانشگاههای کلانشهرهای دیگر است.
در گروه علوم تجربی نیز پزشکی، دندانپزشکی و دامپزشکی بیشترین داوطلب را دارند گه رقابت اصلی برای پذیرش در رشتهی پزشکی است.
دانش اموزان رشتههای علوم انسانی نیز عموما ترجیح میدهند در بهترین رشتهی این گروه یعنی حقوق، قبول شوند. روانشناسی و حسابداری هم در ردیفهای بعدی قرار دارد.
اما شرایط پذیرش در این رشتهها به جز علاقه و رتبهی داوطلب شرایط دیگری هم دارد که رییس سازمان سنجش اینگونه تشریحش میکند: «در این رشتهها پذیرش پس از کسر سهمیه ۴۰ درصد رزمندگان به صورت ۶۰ درصد بومی و۴۰ درصد آزاد صورت میگیرد. که در صورت عدم تکمیل ظرفیت اختصاصی به سهمیه رزمندگان، باقیمانده ظرفیت به صورت ۵۰ درصد بومی و ۵۰ درصد آزاد به داوطلبان اختصاص مییابد.»
این در حالی است که در سایر رشتههای کنکور، تخصیص ظرفیت پس از کسر سهمیه ۴۰ درصد رزمندگان به صورت ۸۰ درصد بومی و۲۰ درصد آزاد انجام میشود و در صورتی که ظرفیت اختصاصی به سهمیه رزمندگان تکمیل نشود، باقیمانده ظرفیت به داوطلبان بومی اختصاص مییابد.
همانطور که پیش از این ذکرش رفت شرایط بازار کار ایران و هجوم بیش از ۲ میلیون فارغ التحصیل بیکار به بازار کار ایران نشان میدهد که در حال حاضر ارتباط مستقیمی بین رشتههای اصطلاحا خوب با بازار کار مناسب وجود ندارد. چون بازار کار پویایی وجود ندارد که فارغ التحصیلان دانشگاهی را جذب کند.
به طور مثال معاون اشتغال وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، گفته است که: «سالانه حدود ۳۰ هزار پزشك بيكار به جمعيت پزشكان افزوده ميشود.»
همچنین طبق تحقيقات صورت گرفته جمعيت زنان بيكار در حوزه پزشكي سه برابر پزشكان مرد است. یعنی حتی «پزشکی» - رشتهای که قبولی در آن آرزوی بسیاری از داوطلبان و خانواده هایشان است- هم تضمین کنندهی اینده ی شغلی افراد نیست.
طبق اخبار رسمی در ایران حدود ۱۰۰ هزار فارغ التحصیل رشته پزشکی وجود دارند که بر اساس آمارهای موجود بین ۷ تا ۸ هزار نفر از آنان بیکارند یا به شغلهای غیر مرتبط با حرفه پزشکی اشتغال دارند. با این وجود به علل مختلف از جمله توزیع نامناسب پزشکان در ایران در بسیاری از روستاهای کشور و حتی برخی شهرهای کوچک با کمبود شدید و گاه فقدان پزشک مواجه هستیم.
و همین ماجرا به نوعی دیگر برای رشتههای پر اسم و رسمی مانند مهندسی، حقوق و غیره هم صدق میکند.
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
از همان سالهای اول انقلاب، نابودی ماهیت و هدف و قربانی کردن کیفیت یک رشته به قیمت کمیت و حفظ ظاهر سستم آموزشی، منجر به نابودی فرهنگ انتخاب رشته تحصیلی "به صرف علاقه و توانایی واقعی در آن رشته" و نه به خاطر "مدرک گرایی و برتری جویی " شد. به عبارتی علم را نابود کردند و مدرک گرایی کاذب را به جای آن نشاندند . فلاکتی که جمهوری اسلامی در فرهنگ آموزشی مملکت ایجاد کرده، توام با عدم وجود رفاه و بازار کار یکسان برای رشته های مختلف مورد نیاز یک جامعه خودساخته، حالا حالا درمانش ممکن نیست.
-----------
ممنون.آرش بهمنی پاسخ این سوال را خواهد داد.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید