تقابل اسلام و بهائیت، بخش اول - تاریخچه و مبانی | رسانه‌های خودمانی | جامعه | صفحه اصلی
نظرات (6)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

تقابل اسلام و بهائیت، بخش اول - تاریخچه و مبانی

۱۰ شهریور ۱۳۸۹ امید کشتکار
image آرامگاه محمد در مدینه و باب در حیفا

پس از هجمه ها و اقدامات جدید جمهوری اسلامی نسبت به بهائیان، از جمله تخریب قبرستان و محکومیت ۷ تن از چهره‌های شاخص آنان به ۱۴۰ سال زندان، باز هم توجه جهانی نسبت به نقض حقوق بشر در مورد این دین و پیروانش فزونی یافته است. منابع بسیاری درباره تاریخ این دین وجود دارد، با این حال چیزی که کمتر مورد بررسی قرار می گیرد، اندیشه‌ها و مبانی آئین بهائیت است. در این نوشتار و بخش های بعدی سعی خواهم کرد گذری داشته باشم به این اندیشه‌ها و تقابل آن با اندیشه‌های اسلامی، با نگاهی حتی الامکان بی‌طرف.

 

 

هنگامی که در ۹ جولای ۱۸۵۰ میلادی، به فرمان امیر کبیر و با شلیک ۷۵۰ گلوله سید علی محمد شیرازی ملقب به باب تیرباران شد، کمتر کسی فکر می‌کرد اندیشه و آئین بهائیت که او مبشرش بود و توسط میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله در سال ۱۸۶۳ میلادی پایه گذاری شد، تا ۱۵۰ سال بعد ادامه یابد و به جایگاهی برسد که بیش از هفت میلیون پیرو از نژاد های گوناگون در ۲۱۸ کشور جهان داشته باشد. اهمیت این گسترش از آنجاست که پیروان این آئین از بدو تاسیس مورد بدترین حمله‌ها توسط روحانیون و حکومت‌های ایران قرار گرفته اند. تا آنجا که بنا به آمار نهادهای بهائیان از روز اول اظهار امر باب تا پیش از حکومت محمد رضا شاه متجاوز از بیست هزار بابی و بهائی در ایران کشته شده‌اند. این در حالی است که پس از انقلاب اسلامی با قدرت گرفتن روحانیون شیعه در ایران، کلیه حقوق اولیه و انسانی پیروان بهائیت نقض شده و با ایشان مانند فرقه‌های متعارض رفتار شده است. ولی به راستی آئین بهائی چه می‌گوید که روحانیان شیعه اینگونه با آن مخالفت می‌کنند؟

 

بهائیت از جایی آغاز می‌شود که شیعه به پایان می‌رسد، یعنی ظهور مهدی. مهدویت اصلی‌ترین تفاوت این شاخه از اسلام با اکثریت سنی است و به منزله رکن اساسی ساختار شیعه گری است. در چنین فضایی و در حالی که روحانیان خود را نماینده امام زمان می دانستند، باب ادعا می‌کند که مهدی موعود است. این خود می‌تواند سر آغاز حمله باشد. هر چند در ابتدا این ادعا چندان جدی گرفته نشد چنان که تا یکسال کمتر کسی به مخالفت با ادعای باب برخاست. ولی پس از آن، هنگامی که گسترش مکتب بابیت رشد روز افزون گرفت، روحانیون بلندمرتبه شروع به مخالفت با این ادعا کردند و آنچنان پیش رفتند که توانستند حکومت را مجاب کنند که باب را به زندان بیاندازد و سپس تبعید کند. این سرآغاز مخالفت ها با آئین نو ظهور بود. پس از مدتی دومین دلیل مخالفت نیز پیدا شد. باب اعلام کرد که پس از او پیامبری ظهور خواهد کرد که او را  مَن یُظهِرُهُ الله مینامید. شیعیان و مسلمانان حالا با مشکلی دوگانه طرف شده بودند، زیرا اعتقاد آنان که دیگر پیامبری پس از محمد ظهور نخواهد کرد زیر سوال رفته بود. همین هم موجب شد که مخالفت‌ها و آزار و اذیت پیروان باب گسترده تر شود. اما با تمام مخالفتها آئین باب به شدت در حال رشد بود تا جایی که سرانجام امیرکبیر برای سرکوب این جریان نوظهور فرمان تیرباران باب را صادر کرد. پیرو اعدام او حکومت سخت‌ترین فشارها را بر پیروان باب وارد کرد، بسیاری از آنان را به سیاه‌چاله ها انداخت و به دم تیغ سپرد. حرکتی که البته تاثیر چندانی در نفوذ آئین باب نگذاشت. در میان بابیان اما یکی از اصلی‌ترین و بانفوذ ترین چهره‌ها به واسطه جایگاه خانوادگی‌اش زنده ماند. بهاء‌الله کسی که در اولین سال ادعای باب به او پیوسته بود.

 

و همو در سال ۱۸۶۳ میلادی در حالی که در بغداد در تبعید بود ادعا کرد من یُظهِرُهُ الله و پیامبر جدید است، بابیان بنا به وصیت باب گروه گروه به او پیوستند و آئین بهائیت پا گرفت. حتی تبعید دوباره بهاء الله به استامبول، ادرنه و سرانجام بندر عکا واقع در فلسطین امروزی نیز نتوانست تاثیری در این دین نوپا بگذارد. بهائیت به سرعت گسترش یافت و توانست در بسیاری از نقاط جهان برای خود پیروانی دست و پا کند. به خصوص در دوران دو جانشینش عبدالبهاء و شوقی افندی سرعت گسترش این دین فزونی یافت و تا کشورهای دوردست آفریقایی و امریکایی نیز کشیده شد. بهاءالله سرانجام در بهجی در شمال عکا به سال ۱۸۹۲ میلادی درگذشت. آرامگاه او در شهر عکا به نام روضه مبارکه قبله بهائیان است. این شهر در حال حاضر جزو اراضی اسرائیل قرار دارد.

 

روحانیون شیعه که از ابتدا با آئین نوظهور باب به مخالفت برخاسته بودند، طبیعتا ظهور این پیامبر جدید را نیز بر نتابیدند. مخالفت‌ها از همان ابتدا شروع شد و کار به کشتارهای بسیاری کشید. هر چند پس از گذشت زمان و به خصوص در دوران پهلوی اول و با کاهش نفوذ روحانیون، بهائیان توانستند موقعیت اجتماعی خود را سر و سامان دهند و در کنار مسلمانان به راحتی زندگی کنند. به مرور زمان هنگامی که فشارها تاثیری در گرایش مردم به بهائیت نگذاشت، روحانیون قم و نجف به فکر جدال نظری با این آئین افتادند. اوج این حرکت تشکیل انجمن ضد بهائیت یا آنچنان که بعدها نامیده شد انجمن حجتیه توسط شیخ محمود حلبی بود.

 

دین بهائیت معتقد به اصل نیاز بشر به پیامبران جدید در هر دوران زمانی بنا به نیازهای خاص آن زمان است. در واقع بهاء‌الله خود را ادامه طبیعی پیامبران پیشین مانند ابراهیم، زرتشت، موسی، عیسی و محمد می‌داند و معتقد است نیاز زمان به پیامبر جدید هیچ گاه از بین نخواهد رفت. پس به نوعی هر دین جدید وامدار ادیان پیش از خود است. با اینحال بهائیت تفاوت‌های چشمگیری در شیوه نگاه با دین اسلام به عنوان آخرین دین بزرگ پیش از خود دارد. تفاوت‌هایی که خود یکی دیگر از دلایل مخالفت روحانیون شیعه با این دین است. البته مانند همه ادیان توحیدی شباهتهایی نیز میان این دو دین وجود دارد.

 

تعدادی از مبانی مهم دین بهائیت را میتوان موارد زیر ذکر کرد:

 

-          پرستش خدای یگانه. اعتقاد بر اصول یگانه ادیان الهی و احترام کامل به ادیان گذشته.

 

-     اعتقاد به بقای روح و اینکه روح انسان بعد از جدائی از بدن به سیر خود بطرف خالق ادامه می‌دهد. بهائیت به معاد جسمانی معتقد نیست و روح را امری الهی می‌داند.

 

-          ترک تعصبات مذهبی، ملی، نژادی، سیاسی ، و بطور کلی هر نوع تعصبی که موجب نفاق و ایجاد کینه ورزی میان انسان‌ها شود.

 

-     صلح عمومی و وحدت و یگانگی میان تمامی افراد بشر تحت تعالیم روحانی و اجتماعی و اقتصادی دین بهائی در جهان. ایجاد یک زبان بین المللی و یا فراگیری یکی از زبانهای رایج در راستای وحدت تمامی افراد بشر.

 

-          ابطال حکم جهاد. به این معنی که حکم جهاد در این دین وجود ندارد.

 

-          تساوی حقوق زن و مرد.

 

-          حل مشکلات اقتصادی و از میان بردن فاصله طبقاتی.

 

-          مطابقت دین با علم و عقل و پرهیز از خرافات.

 

-     ترک تقلید مذهبی از دیگران و  جستجوی حقیقت توسط هر شخص. در دیانت بهائی تقلید از علما وجود ندارد و مقامی مانند کشیش، خاخام، آیت الله  شیخ و مفتی وجود ندارد که رهبری دینی کسی را بعهده بگیرد.

 

-          حق انتخاب آزادانه دین پس از رسیدن به بلوغ.

 

-          تعلیم و تربیت اجباری برای همه افراد و ضرورت دین در جامعه.

 

-     نفی تعدد زوجات. حق انتخاب در ازدواج با موافقت دختر و پسر، آزادی ازدواج با سایر ادیان و حق برابر طلاق برای زن و مرد. همچنین در دین بهائی ازدواج با محارم ممنوع است.

 

-          ابطال حکم نجاست و اعتقاد به پاک بودن پیروان دیگر ادیان.

 

-     عدم مداخله در سیاست. به معنی عدم دخالت در زد و بندهای سیاسی که تولید نفاق، تفرقه و جدایی می‌کند و مانع اتحاد بین المللی می‌شود.

 

-          ابطال حکم نهی از منکر  و امر بمعروف.

 

-     آزادی پوشش برای مردان و زنان (نفی حجاب). بر این اساس هیچکس نمی‌تواند در نوع آرایش و لباس افراد تصمیم بگیرد و نظر خود را به دیگران تحمیل کند.

 

دیده می‌شود که تقریبا تمامی ارکان قدرت گیری قشر روحانی در این مبانی نادیده گرفته شده است. مبانی بهائیت به خصوص درباره مساوات زن و مرد، حق طلاق، مخالفت با حجاب اجباری، ترک جهاد و ... در مخالفت صریح با آموزه های قرآن است. و البته برای بسیاری از پیروان آئین بهائیت همین نکات است که جالب و در عین حال جذاب است. آموزه های بهائی آشکارا به واسطه اختلاف زمانی کم با دوران معاصر، با نیاز های جامعه جدید هماهنگ‌تر است و در بسیاری موارد با مبانی اسلام در تضاد قرار دارد. اسلام شیعه به طور خاص خود را دینی حکومتی و سیاسی می‌داند و معتقد به تقلید است. همچنین بر موروثی بودن دین تاکید دارد و بر اختلاف حقوق زن و مرد صراحت دارد. همچنین در زمینه جهانی شدن و ساختار حکومتی اختلافات جدی با بهائیت دارد (که در بخش بعد به آن پرداخته می‌شود).

 

پس از انقلاب اسلامی و پس از انحلال انجمن حجتیه، جمهوری اسلامی روشی جدید را برای مقابله با بهائیان در پیش گرفت. این روش جدید چیزی نبود به جز حذف فیزیکی، فشار بر سران بهائیان و اعدام‌های گسترده. در سال‌های اول انقلاب بسیاری از اماکن مقدس بهائیان مانند منازل باب و بهاء الله تخریب شد و حتی در شیراز تعدادی از معلمان بهائی اعدام شدند. مقامات ایران به صراحت از بهائیان بازداشت شده به عنوان فرقه ای جاسوس و مخالف حکومت ایران یاد می‌کنند. این حمله‌ها به مرور کاهش یافت تا اینکه در چند سال اخیر مجددا افزایش یافته است. فرزندان بهائی در صورت اعلام بهائی بودن اجازه تحصیلات عالیه و استخدام در موسسات دولتی و نیمه دولتی را ندارند. در چند مورد قبرستان‌های آنان تخریب شده و حتی در یکی از روستاهای مازندران خانه‌های آنان با خاک یکسان شد. همچنین تعدادی از چهره های شاخص بهائی در ایران به اتهام جاسوسی به زندانهای طولانی مدت محکوم شدند.

 

تجربه تاریخی ثابت کرده است که فشار بر پیروان ادیان الهی، نتیجه‌ای عکس در بر خواهد داشت. همواره جواب منطق و استدلال، علم و دانش بوده است و مخالفت با بهائیت نیز از این قاعده مستثنا نیست.

 


در بخش بعد این گفتار به ساختار اداری و حکومتی و نسبت این ادیان با حقوق بشر و اندیشه های جهانی شدن خواهیم پرداخت.


 


 

منابع:

 

·          کتاب ایقان

 

·          کتاب اقدس

 

·          مجموعه الواح مبارکه

 

·          تاریخ نبیل تالیف محمد علی زرندی

 

·          بهائیگری تالیف احمد کسروی

 

·          بهاءالله شمس حقیقت تالیف حسن بالیوزی

 

·          وب سایت رسمی دین بهائی

 

·          در شناسائی آئین بهائی تالیف هوشمند فتح اعظم

 

·          گفتاری کوتاه درباره دیانت بهائی تالیف موژان مومن

 

 

ارزیابی این خبر:

2.24

Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):

Fatemeh در ۱۰ شهریور ۱۳۸۹
بسیارآموزنده بود.مختصرومفید.فقط چندسوال برای من پیش آمد:
١.چندسال پیش به وبلاگ یک بهایی برخوردم که برای آشنایی با این آیین بسیارمفیدبود.مطلب جالبی درموردشورش بابیان علیه حکومت وقت داشت که موجب شدروحانیون برای دربار،حجت کافی بیاورندکه بابیها قصدجان شاه رادارند.همین امردست آویزسرکوب آنها شد.ازچندتن ازاقوام تنکابنی هم مطالبی درموردشورش ودرواقع اعلام جنگ آنهابه حکومت مرکزی شنیده ام.چرا با این جریانات ازجنبه سیاسی برخوردنمی شود؟
٢.چرابهاییان عموما اصراردارندطبق دستورات دینشان،درسیاست دخالت نمی کنند؟چنین ادعایی درایران -که نفس کشیدن هم سیاسیست!-بیشتربه دورویی شبیه است.این امرسوءظن عامه مردم اعم ازشیعه وسنی رابرمی انگیزد.
٣.اکثرمطالبی که ازجانب بزرگان این آیین نقل شده اند،همان حرفهاییست که طبقه روشنفکراجتماع هم می زدند.چه اصراریست که این حرفهارانشانه یک آیین جدیدبدانیم؟درحالیکه می توانندبه عنوان« آموزه های مصلحین اجتماعی» مطرح شوند.
٤. اصولاپیامبری این پیامبران نوظهورچگونه اثبات می شود؟
یک بهایی در ۱۳ شهریور ۱۳۸۹
خانم فاطمه گرامی‌،

۱- بابیها شورش نکردند، بلکه این دولت بود که با تحریک روحانیون به قتل و آزار مومنین به آئین جدید کمر بسته بود. آنچه که رخ داد فقط دفاع بود و هیچگاه بابی‌ها علاقه برای به دست گرفتن قدرت نداشتند. بعد از آن بهالله نه تنها دفاع بلکه حتا حمل اسلحه را برای بهائیان ممنوع کرد. البته می‌توان تاثیرات سیاسی وقایع را بررسی کرد ولی‌ اینکه کسی‌ بگوید بابی‌ها یا بهایی‌ها مقاصد سیاسی داشتند بر خلاف تمام شواهد است.

۲- من که بهایی هستم هم این پرسش را داشتم، چرا که در ایران همه چیز جنبه سیاسی پیدا کرده. با شیوه این حکومت به هر حرکت حقوق بشری ، اجتماعی و حتا مدل پوشش افراد رنگ سیاسی که هیچ، میشود برچسب محاربه و جاسوسی هم زد. اینکه بهایی‌ها در سیاست دخالت نمیکند مربوط به سیاست حزبی هست، نه اینکه در تشکیل جامعه مدنی دخالت نکنند، بلکه وظیفه دارند در کنار دیگر شهروندان به شکوفایی و پیشرفت جامعه کمک کنند به خصوص در مواردی چون تعلیم و تربیت و حقوق شهروندی که در دیانت بهایی بسیار مهم هستند. نکته دیگر اینکه این عدم مداخله در سیاست (حزبی) به معنی نفی احزاب نیست، بلکه چون بهاییان وظیفه اصلی‌ خود را ایجاد وحدت در جامعه میدانند، وارد شدن به دسته بندی حزبی و رقابت برای کسب قدرت را مغایر وظیفه اصلی‌ خود میبینند .

۳- کاملا درست هست که بسیاری از عقاید بهایی توسط دیگر روشنفکران هم مطرح شده، هرچند که به باور من، بهاالله بیش از ۱۵۰ سال پیش، تمامی‌ این اصول را یکجا و در کنار تعلیمات اخلاقی‌ به شیوه نوینی برای حل مشکلات جهانی‌ بنا نهاد. حرف شما از دیدگاهی‌ کاملا صحیح است: می‌توان بهاالله را متفّکر و مصلح اجتمایی‌ هم نامید، چون خود او در بسیاری از آثارش مقصد خود را "اصلاح عالم و راحت امم" بیان می‌کند، و ادامه میدهد که "اصلاح و راحت ظاهر نشود مگر به اتحاد و اتفاق". در جائی‌ دیگر، خطاب به "اهل ثروت و قدرت" میگوید که حال که مانع شناسایی حق شده اند، اقلا وصیت او را "در اموری که سبب نظم مملکت و آسایش رعیت است" اجرا کنند.

۴- اعتقاد به هر دینی یک مسالهٔ قلبی است، چه دین قدیمی‌ و چه دین نو ظهور. اعتقاد فرمول خاصی‌ ندارد، و نمی‌شود از مردم انتظار داشت که همه یک جور احساس روحانی و دینی داشته باشند. اما میتوان منصفانه آثار بهاالله را خواند و از نظرات او حداقل به عنوان یک متفّکر و "مصلح اجتمایی‌" بهره گرفت.
omi*********@gmail.com در ۱۱ شهریور ۱۳۸۹
بابیان در سال ۱۸۴۷ در پی کشتارهای وسیع هم مسلکانشان علیه حکومت وقت و ناصرالدین شاه جوان در چند شهر از جمله تبریز و زنجان شورش کردند، که با وجود اینکه باب در آنزمان در چهریق در تبعید بود و ظاهرا دخالتی در ماجرا نداشت، از طرف امیرکبیر عامل شورشها شناخته شد. و این بهانه ای برای اعدام او شد.
در مورد عدم دخالت در سیاست بیشتر از آنکه منظور عدم فعالیت سیاسی باشد، در واقع عدم شرکت در بازیهای سیاسی و زد و بند های سیاسی است. بسیاری از بهائیان در کشورهایی مانند فرانسه سمت های سیاسی مانند نمایندگی شورا یا مجلس دارند.
در مورد چگونگی اثبات وجود پیامبری هم نظری ندارم. به هر حال این ادعایی است که در همه ادیان مطرح می شود.
Green در ۱۱ شهریور ۱۳۸۹
سوال اینجاست که اصولا، ادعای تمامی‌ این پیامبرن پیشین و تازه را چطور میشود اثبات کرد - همهٔ این خرافات از زمانهای قدیم حتا فرعون‌ها که تمام چیزهای با ارزش را با خود دفن میکردند که به دنیای بعد بروند آغاز شد یعنی‌ اینکه هیچ کس نمیداند که چطور آغاز شد و معنای زندگی‌ چیست و چه اتفاقی‌ بعد از مرگ می‌افتد، تمام اینها زاده ذهن بشریست - هر که گفت همه جوابها را دارد بدان که دروغ میگوید.
سبحانی در ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
اولین باری است که یک تاریخچه واقعا بی طرف و قابل اعتماد از دیانت بهائی میخوانم. از نویسنده کمال تشکر را دارم.
omi*********@gmail.com در ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
ممنونم. امیدوارم توانسته باشم کار کوچکی بکنم.
مجموعه نتایج: 2 | نمایش: 1 - 2

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

از آزادی‌های به دست آمده در مصر: اذان گفتن در صحن علنی مجلس!

از آزادی‌های به دست آمده در مصر: اذان گفتن در صحن علنی مجلس!
اذان گفتن یک نماینده سلفی (از فرقه‌های تندروی اسلامی) در جلسه علنی مجلس مصر، وقتی نمایندگان مشغول بحث و بررسی درباره بی‌ثباتی و ناامنی‌های این کشور بودند، همکارانش را غافلگیر کرد و اعتراض رییس مجلس مصر را برانگیخت....
سیاست | سهند خوانساری

مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است

مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است
درست یک سال بعد از درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای شرکت مردم در راهپیمایی ۲۵ بهمن، خانواده‌های موسوی و کروبی امروز در نامه‌ای از مردم ایران خواسته‌اند صدای‌شان را به گوش جهانیان برسانند. مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی می‌گوید: «شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است»....
سیاست | نیک آهنگ کوثر

ناگفته‌های دستیار عالی خامنه‌ای از ۱۸ تیر؛ بین و من وزیر کشور برخورد پیش آمد

ناگفته‌های دستیار عالی خامنه‌ای از ۱۸ تیر؛ بین و من وزیر کشور برخورد پیش آمد
یحیی رحیم صفوی با بیان اینکه در ماجراهای مربوط به ۱۸ تیر سال ۷۸ نیروی انتظامی درمانده شده بود و می‌گفت «کار دیگری نمی‌توانیم بکنیم» گفت آن حوادث هنگامی حل شد که سپاه و بسیج وارد عمل شدند....
سیاست | سروش جعفری

حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد

حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد
در حالی که روز گذشته اکثر رسانه‌های خارج از کشور، اظهاراتی کم‌سابقه و حملات منسوب به غلامعلی حدادعادل به هاشمی رفسنجانی را منتشر کردند که در آن آقای حداد، خمینی را به‌دلیل «پیر و زود باور بودن» دارای یاران آلوده‌ای معرفی می‌کرد؛ وی سخنان نقل شده را تکذیب کرد....
سیاست | سروش جعفری

رییس دفتر رهبری: همه از هوش و توانایی خامنه‌ای متحیر هستند

رییس دفتر رهبری: همه از هوش و توانایی خامنه‌ای متحیر هستند
محمد محمدی گلپایگانی، رییس دفتر رهبر جمهوری اسلامی در سخنانی گفت هرگاه فردی با خامنه‌ای دیدار می‌کند، از هوش و توانایی‌های وی متحیر می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید