عذرخواهی بابت یک اشتباه از آقای ابراهیم نبوی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
در ساعاتی که نبودم، مطلبی از آقای امین موحدی منتشر شد که واقعیت نداشت. این نمونه همان چیزی است که باید مانعش بشویم. از آقای ابراهیم نبوی بابت این اشتباه و از همه خوانندگان خودنویس عذرخواهی میکنم.
ماجرا بسیار ساده است، بسیاری خیال میکنند عکس یکی از افرادی که کنار اسدالله لاجوردی نشسته، ابراهیم نبوی جوان است. خیر! نیست! بنده به عنوان کسی که از سال ۱۳۷۰ ایشان را شناخته میگویم که نیست!
حالا در نبود من، همکارم که متوجه این نکته نبوده مطلب آقای موحدی را بدون بررسی منتشر کرده است. چون چند جای دیگر همین عکس را منتشر کردهاند و بدون مشورت دکمه انتشار را زده است.
امروز بعد از ظهر درگیر تهیه گزارش از موزه «تیت» لندن و دیدار با همکاران و دوستان «بیبیسی» بودم و الان هم که نیمهشب به وقت لندن است آمدهام بالای سر سایت. باورم نمیشد که در بازگشت با چنین چیزی روبرو بشوم.
بدون هیچ تعارفی، این یک بیدقتی و اشتباه بوده است. متاسفم.
نیک آهنگ کوثر، لندن
Subscribe to comments feed نظرات (24 نوشته شد):
--------------------
آقای موحدی عزیز. یا شما ایشان را نمیشناسید، یا اگر میشناسید مشکلی در درک شباهتها دارید. به عنوان کسی که دهها کاریکاتور از نبوی کشیده و سالها همکارش بوده و او را بارها و بارها دیده، میگویم که این عکس، عکس نبوی نیست. اگر میخواهید درستی عکسی نامعلوم را به طریقهای غیر حرفهای معلوم کنید، لطفا جایی انجام دهید که طرف را نشناسد. من به عنوان سردبیر خودنویس که میگویم که نیست. و به عنوان سردبیر حق دارم در باره یک عکس نامعلوم تصمیم بگیرم.
شما میتوانید با ایشان تماس بگیرید و مطمئن شوید که هست یا نیست.
وقتی یک مرد جاافتاده وبه اصطلاح تحصیلکرده این چنین حقیرانه عقده گشایی می کند،برجوانترها حرجی نیست.
نبوی وشخصی دیگربه نام سعیدبشیرتاش،ازچندی پیش ستونی در رادیوزمانه داشتندبه نام «روزشمارانقلاب».منبع اصلیشان هم آرشیوروزنامه «ایرانشهر»بودووقایع دهه ٥٠ وکلا اول انقلاب رامرورمی کردند.یک مرتبه ازقول شکوه میرزادگی -همسرآقای نوری علا-به عنوان عضوحزب رستاخیزمطلبی چاپ کردندویک بارهم بخشی ازنامه نوری علا رادرتأییدآیت الله خمینی گذاشته بودند.
الم شنگه ای راه افتادکه بیاوببین! نوری علا نه ازموی سپیدش شرم کردونه ازموقعیت اجتماعیش.آن عکس کذایی رامنتشرکردوادعاکردکه یک نفرازطریق ایمیل آنرابرایش فرستاده.آنهم تصادفادرآن برهه زمانی! افشاگری یک مرد٦٠ ساله به روش بچه ٦ساله!
نبوی در دروبلاگش درپاسخ به کامنتی نوشت که نه هرگزبا لاجوردی ملاقاتی داشته،نه سن وسال صاحب عکس به سن اومی خورد.
اخیراهم درجواب کامنتی دروبسایتش نوشته که این عکس متعلق به محسن مخملباف ومربوط به پشت صحنه فیلم سینمایی «بایکوت»-با بازی مجیدمجیدی-است.بچه های دهه شصتی احتمالا این فیلم رابه خاطرمی آورند.مانیفیست چپهای مذهبی علیه کمونیستهابود.بخش زیادی ازفیلم درزندان اوین می گذردکه قاعدتابایدبامسئولین وقت هماهنگ می شده.وقایع فیلم مربوط به زمان شاه بوده و مخملباف ادعاکرده که فیلمنامه رابا الهام از خاطرات زندان خودش نوشته.
من تردیدی ندارم که نبوی ازاول هم ماجرای این عکس را می دانسته ولی به خاطردوستیش با مخملباف تاحالاچیزی نگفته بود.احتمالا دیگرذله شده که بالاخره زبان بازکرده.
لذا ازعقده گشایان وجاماندگان و واماندگان عزیزتقاضا می شودفحش وفضیحتهای خودرابجای بروکسل،به پاریس گسیل فرمایند.
----------
به نظرم چون بر اساس احساسات سخن میگویید، و نمیدانید که کامنتتان ثبت شده یا نه، وارد فاز تهمت شدهاید. در ضمن لطفا پای کامنتها اسم بگذارید تو حداقل هویت لازم را داشته باشند.
شما نامسلمان ها چه کار دارید به این برادر مسلمان رحمانی خوب ما که در نامه به لاجوردی خود را "اخوي كوچك شما محسن مخملباف" میخواند؟
مگر "رئيس گروه گشت بلال حبشي" بودن و دستگیر کردن فردی که "بر افكار كفرآميز و ضلالتهاي خود محكم و استوار بوده" و از "سردمداران مبارزه عليه دين، مذهب، و روحانيت بوده" جرم است؟ پس عدل علی کجا رفته؟
بازی کردن تروریست سیاه پوست قاتل دکترطباطبایی درآمریکادرفیلم سفربه قندهار مخملباف که مبارزه با ساواک بوده. چه عیبی دارد؟ برادر مخملباف درمصاحبه ای گفت :"طباطبایی یک ساواکی بوده این ساواکیهاهم تروریستند". مگر شاه دشمن مشترک همه ما نیست؟ دوستی ما سر این دشمنی بوده و هست.
اینکه "این جناب در زمانیکه در حوزه هنری کار می کرد اگر جنبنده ای با چهره خلاف شرع مورد نظرش می دید با سرو کله به طرفش هجوم می آورد" نشانه ایمان مخملباف است. این جرم است؟
زندانيان زندان عادل آباد که مخملباف آنان را عليرغم ميلشان به بازی در فيلم بايکوت کشاند و عليه وی به سازمان ملل متحد شکايت کرده اند حرف مفت زده اند. از خدا هم بخواهند که مخملباف هنرپیشه شان کرد.
...
نامسلمان ها دست بردارید از سر این برادر رحمانی.
تاوان آنچه مخملباف کرده را ایشان با دوری از وطن و سانسور آثار ارزشمند هنری خود پس داده اند
فراموش نکنید که این چهره از ایران در نظر فعالین فرهنگی جهان مرهون زحمات محسن مخملباف در قامت هنرمند پر آوازه ایران زمین نیز است.
خانواده مخملباف از مفاخر ایرانیان اند
به گذشته ای بر گشته اید که در آن انسانها را به درختان بلند چنار در خیابان های تهران دار می زدند و برای هر سخن آیت الله همین مردم تکبیر ها می گفتند
هر چه که بوده گذشته اما باید دانست که نه فقط مخملباف بلکه تک تک افراد جامعه ایرانی مسئول فجایع آن زمان می باشند.
می گذریم و چشم به آینده داریم.
چرا در براوردن مقاصد سیاسی خود باید هر وسیله ای را تطهیر کرده و به هیات کاذب منطق برونریزی کرد؟!!
اگر حرفی برای گفتن دارید با ادب و احترام بیان کنید. اینکه به روش لمپن ها دیگرانی را عقده ای و وامانده و جامانده بمانید، بیشتر تداعی کننده وجود این صفات در خود شماست تا آن دیگران.
اگریک ژورنالیست،طنزنویس یا کارتونیست چنین کاری انجام دهد،چندان عجیب نیست. اگر مثلا دکتر جهانبگلو هم همچین کاری بکند،باز هم عجیب نیست؟!
روشنفکرمملکت نبایدپرستیژ خودراحفظ کند؟
حالامگرسابقه حکومتی نبوی برکسی پوشیده است که عده ای به فکر«افشا»ی اوبیفتند؟
۱- جهت اصلاح اطلاعات تاریخی شما، شکوه میرزادگی نه تنها عضو حزب رستاخیز نبود بلکه اتفاقا از مخالفین بود و یکی از متهمین در پرونده عملیات آدم ربایی بود که گلسرخی قصد انجام آن را داشت.
۲- اینکه این عکس خاص متعلق به نبوی نبوده و به رفیق شفیقش (و البته سفیر جنبش سبز و نماینده موسوی در خارج به ادعای خودش) بوده، خیلی اعتباری برای او نمیخرد. به هر حل پرونده ایشان در زنجیر کوبندن به صورت دختران در اوایل انقلاب و فالانژ گری در دانشگاه شیراز و پس از آنهم پستهای وزارت کشوری و صدا و سیمایی (که حتما همه در راستای آزادیخواهی و گسترش دمکراسی بوده البته!) را همه حتا خود آقای نیکآهنگ کوثر هم دیگر میدانند. و اینکه بالاخره برای برای ما جماعت فضول معلوم نشد که ایشان در دوران خوش و طلایی اصلاحات (که امروز دل همه اصلاح طلبان برای آن غش و ضعف میرود) چرا یک دفعه جلای وطن فرمودند و به دیار کفر هجرت کردند؟ آن زمان که هنوز احمدینژاد لوی لویی نبود! یا شاید اصلاحات فقط برای"عوام" بوده و خواص باید به عنوان سفیران "گفت و گوی تمدنها" به دیار کفر میرفند!
http://www.youtube.com/watch?v=O-ySv8-vTrM
این خود می تواند نقطه عطفی در حرکت بسوی واقع بینی و طرد کسانی باشد که ارزش رسانه ای بنام خودنویس را درک نکرده و با ساده انگاری ها خودنویس را به عرصه سطحی نگری کشانده بودند.
در این فضا که خودنویس بدون سانسور و کم و زیاد کردن مطالب را منتشر می کند خود ارسال کنندگان مطالب به عنوان شهروند آیا نباید مسئولیت پذیری خود را اثبات کنند؟
خواهرم باید کمی آرامش خود را حفظ کنی و تحمل خودت را برای شنیدن نظر مخالف بالاتر ببری
من چون برخی دگم اندیش نیستم که خوبی و بدی های یک سازمان را با یک حکم قضاوت کنم
چون واقعا از لحن پرخاشگرت می ترسم همینجا دستانم را بالا می برم و اعلام تسلیم می کنم
شاید کسی بتواند پاسخ شما را در رینگ بوکس بدهد چون احساس می کنم آنکار را شما بهتر بلدید و در آن شاید ادعایی هم دارید!
در این کامنت ها مطمئنم اگر پیگیر فحاشیهای شما شوم به بیراهه رفته ام و پا به پای شما نمی توانم پاسخ دهم!
این واکنش هم نتیجه فحاشی های همیشه شما به من است و رسما اعلام می کنم که این زبان شما را بلد نیستم.
آستانه تحمل نظر مخالف از سوی شما بسیار پایین است
البته بگویم که تعقیب نوشته هایم توسط شما و فراغت تان از زندگی شگفت زده ام کرده است!
فراغت از زندگی ؟؟؟ این شما هستید که کار دیگری به جز نوشتن ( قبلا از نویسندگان عذر خواهی میکنم ) و چرخیدن در سایت نداری ، شما حتا قادر نیستید یک روز در کنار من فقط همراه باشید و پا به پای من در فعالیتهایم طاقت بیاورید ، لازم به گفتن نمیدانم که شغلم چیست، فقط این را میگویم که در روز حده اقل ۲۰ نفر آدم مثل شما و این مهرداد مظلوم نما به من روجوع میکنند که باید آنها را جمع و جور کنم و راه رفتن و زندگی کردن را برای آنها ترویج کنم، اینکه قربون چیزی که به نظر شما عصبانی میاید همان تجربه هست، بله من بچه محصل ۱۸ ساله نیستم که با دیدن ۴ تا لغات دهان پر کن و کپی شده دهانم باز بماند و فکر کنم اینا از ما بهترون هستند و من حق نظر دادن به این نوابغ را را ندارم،
تحمّل من برای نظر مخالف بسیار بالاست، وجود افرادی مثل شما را اینجا ضروری میدانم، ولی این دلیل نمیشود که جواب شما را ندم، من اتفاقا وجود افرادی مثل شما و فاطی را اینجا بسیار مفید میدانم چرا که همان بهتر که خود دهان باز کنید تا دیگران به عمق شما و پوچی افکارتان آشنایی پیدا کنند من فقط جواب میده ام که فکر نکنید اگر تحمّل میشوید حق هم دارید، اگر تحمّل میشوید بخاطر این است که دیگران هالو هستند، همین .
شما ادعا میکنید که در برابر من دستها را بالا برده چرا که جواب فحاشیهای من را نمیتوانید بدهید..... میشه لطف کنید و برای نمونه فقط برای نمونه یک فحش از نوشته من نشان بدید، خانم عزیز این مظلوم نمائی را برای شوهر عزیزتان بکنید،
کدام فحاشی کدام توهین؟ اینکه گفتم پشتو رو زدید توهین به حساب میاد ؟؟ ولی اینکه شما به یک چهره شناخته شده که سعی خود را آنچه در توان دارد برای روشنگری میکند بگید کیهان جمهوری اسلامی توهین نیست؟؟؟ شما از کجا میاید و به کجا میروید که هنوز نیامده شیره به دست گرفته و میخواهید به سرو روی ما بمالید فکر میکنید اگر توهین را در کلمات قلمبه سلمبه کادو پیچی کنید تشخیص داده نمیشود؟؟؟
در آخر من را هیچ وقت خواهر خود خطاب نکنید، این مرثیه جمهوری اسلامی را پیشکش خودتون و هم پالیکیهای شما میکنم
با نوشتن مقاله ی "خودنویس و پیمان ناگزیر با کیهان حکومتی" ظاهرا دارید به هدف تون می رسید و گردو می شکنید. مثل اینکه آب و هوای لندن آفتابی است.
فرق بین من و شما در این است که من خواننده، حلقه به گوش هیچ رسانه ای حتی خودنویس نیستم و اگر از آن اهدافی که مدعی است خارج گردد ، برایم می شود همان کیهان، جرس،بالاترین،کلمه و....
حتی سعی هم نخواهم کرد که نقطه نظر خود را به آقای نیک آهنگ تحمیل کنم و بگویم چکار کند و یا نکند.
ولی لازم است ناکید کنم که در این مورد خاص اقدام آقای نیک آهنگ پس از انتشار مقاله اشتباه و حق با آقای امین موحدی است .
امیدوارم این بار غلط املائی نداشته باشم خانم سوسن سیروسی .
شاید بهتر باشد به جای املا دنبال یاد گرفتن انشا بری شاید اونطوری بشه یه کارایی کرد!!!
بی خیال داداش شوخی کردم
اما باید بگم دم نیک آهنگ گرم
حالا داره معلوم میشه اونایی که بقیه را متهم می کردن که طاقت چهار کلمه حرف خلاف میلشون را ندارن خودشون بد جور از این مچگیری نیک آهنگ شاکی شدن
نیک آهنگ عزیز خیلی مردی به خدا
من که فکر میکردم چشماتو بستی و با این جماعت هرچه گو راه افتادی تا فقط یه سازی مخالف اکثریت را بزنی
ثابت کردی که هوشیاری
راستی چرا این حضرات بابت حذف یک مطلب کذب اینطور توپ و تانک و مسلسل میکشن؟
وای به روزی که اینا یه کاره ای توی این مملکت بشن
نمی دونم تو این خودنویس قراره چی بشه اما همینقدر که بساط هخا بازی ها و داور مرامی ها برچیده بشه خودش کلی کاره
بازم بگم که کلی باهات حال می کنم نیکی جون
اگه راه داد یه کاریکاتوری کارتونی چیزی درباره این جماعت مدعی آزاد فکری بکش
خداوکیل می طلبه الان
زمانی که رفیق استالین مخالفین خود را سر به نیست میکرد ،درست کاری که هم فکران ایشان هم اکنون در تهران انجام میدهند ،هر مخالفی جاسوس آلمان بود ،از رو دروغ به این بزرگی هم ،جای شرم دارد ،براستی که در دیزی بازه ،حیای گربه کجاست ،اینکه خودنویس پاتوقی شده ،برای برخی بی رسانه ،آیا من و تو حق داریم ،دست به هر دروغ بی در پیکری بزنیم ،من نمیدانم زمانی که این عکس را اسکن نمودی ،کور بودی ،این بینی عقابی با بینی بوکسری نبوی را میشود به هم ربط داد ،نکند توجیهی بهتر از این نداری ،که عمل جراحی در ایران رایج است .
وقتی با شخصیت واقعی خودتان نمی نویسید این اشکالات پیش می آید که فراموش کنید تاکنون در مورد این شخصیت انتزاعی چه نوشته و چگونه تشریحش کرده اید!!
من این عکس را دیده بودم ولی قبل از ماجرایی که شما شرح دادید و بهتر بود خود ایشان اگر لازم می دانستند در رسانه های نوشتاری، رادیوئی و تصویری که در اختیار دارند پاسخ آقای امین موحدی را داده و شبهه زدایی کنند و نه آنکه شما کاسه ی داغتر از آش برای دفاع و انکار به اشخاص دیگر توهین نمایید.
البته بعضی موقع ها همکار بودن در یک رسانه ، این احساس وظیفه را ایجاد می کند که به نحو ممکن از همکار دفاع شود اگر چه به قیمت منهم کردن دیگران بینجامد.
ابراهیم نبوی خودشان به تنهایی جواب یک لشگر را می دهند و کار شما بسیار غیر اخلاقی است که برای دفاع از وی، سمت و سوی پیکان را بسوی محسن مخملباف بچرخانید؟
ببخشید شما خبر دارید که آیا بین بروکسل و لندن خواهر خواندگی وجود دارد یا نه؟
-------------------
جناب آقای نیک آهنگ
من فکر می کنم در این مورد خاص، حق با نویسنده یعنی آقای امین موحدی باشد چرا که هر گونه نصمیم باید قبل از چاپ صورت می گرفت و درست است که شما نبودید ولی حتما آقای نبوی آن را خوانده بودند و می توانستند بلافاصله جوابیه ای را برای خودنویس بفرستند تا چاپ شود. ضمنا از نظر من صرف وجود یک عکس با حضور این دو نفر که نمی تواند مشکلی باشد. بهتر بود شما همانند بسیاری از مقاله ها که نظری می دهید در ذیل مقاله اشتباه در چاپ را ذکر می کردید و از حذف مقاله خودداری می شد. و یا آن مقاله باقی می ماند و توضیح امروزتان را هم.
فراموش نکنید که قرار است بی طرف باشید و موضع گیری تان به خاطر دوستی ها نمی تواند شکل بگیرد حتی برای دوست نزدیک تان.
به هر حال این مطلب شاهد ادب و حسن نیت نیک آهنگ است .
کسانی که خود را به خواب زده اند و در پناه اسامی مستعار توهین به شعور عمومی می کنند دیگر لازم است از این خواب بیدار شوند و بخود بیایند
البته اسم مستعار برگزیدن بنا بر رسم خفقان حاکم لازم و معمول است اما جدا افترا و توهین دیگر روا نیست.
خودنویس هم گویا دیگر جای این حرفها نخواهد بود
این خود شروعی است
خوشحالم و به خودنویس تبریک می گویم
اما سخنی با ابراهیم نبوی: مطمئن باش تو و جنایتکارانی امثال تو هر کجای جهان که بروید،به آسمان بروید،به زیر زمین بروید،به زیر دریاها بروید، در یک چیز اصلا شک نکنید:مردم ایران به هر قیمتی شما را پیدا میکند و به هر قیمتی که شده شما را به ایران برمیگردانند،محاکمه و مجازات میکنند.
اما سخنی با نیک آهنگ: بی بی سی و عوامل پنهان و پیدای رژیم برای شما دام میگذارند تا شما را هم به دام خودشان بیاندازند و از شما سواستفاده کنند و شرف و انسانیت و ایرانیت شما را لجن مال کنند و پس از استفاده مانند دستمال کثیف به زباله میاندازند.
آقای نیک آهنگ خودتان را به رژیم و عواملش نفروشید و ایرانی و انسان باقی بمانید.
-------------------
آرش عزیز. چرا برای اثبات حرفهایتان دروغ را جایگزین واقعیت میکنید؟
۱- ابراهیم نبوی تا سال ۱۳۶۱ پست نداشت، و آن سال هم مدیر دفتر سیاسی وزارت کشور شد. هیچوقت هم معاون وزارتخانه نبوده است.
۲- ایشان بعد از خروج از وزارت کشور به صدا و سیما رفته است و بعد از ن هم به «سروش».
۳- بعد از خروج از سروش هم نشریه «گزارش فیلم» را منتشر کرد و بعد در سال ۱۳۶۹ به گل آقا رفت.
ایشان البته در محدوده زمانی انقلاب فرهنگی در دانشگاه شیراز هم فعال بوده است.
اما اشتباه بزرگ دوستان این است که نمیدانند جناب آقای نبوی و بنده سالهاست با هم حرف هم نمیزنیم و هیچ رابطهای نداریم و علاقهای هم نداریم که رابطه مجددی داشته باشیم. اما اینکه عکسی که مربوط به نبوی نباشد و به زور و بازیهای خطای تبلیغاتی بخواهیم نبوی جا بزنیم کار درستی نیست و امیدوارم تکرار نشود.
. با احترام.
--------------
لطفا اسنادتان را برای ما بفرستید. روایت کافی نیست. این تفسیر شماست، تفسیر با واقعیت چقدر منطبق است؟
----------
آرش عزیز. مدرک لطفا
اسنادم را برای شما بفرستم؟ مگر شما قاضی هستید؟ اسناد جنایات این جنایتکاران پس از سرنگونی این رژیم و روی کار آمدن یک دولت ملی، در دادگاه ارائه خواهد شد و شاهدان جنایات آنها هم شهادت خواهند داد.
آقای نیک آهنگ کوثر،
و بسیار متاسفم که رژیم خامنه ایی موفق شد تا با استفاده از عواملش از جمله نوریزاده و بی بی سی و ... و وعده و وعید هایش شما را هم بخرد و به اردوی فاسد و ضد ایرانی خود ببرد. تا دیر نشده از این راه برگرد و به اردوی ایران و مردم ایران و آزادیخواهان بازگرد.
پول این رژیم و خدمات مستقیم و غیر مستقیمش،پول خون جوانان ومردم ایران است که سالهاست شکنجه میشوند،به آنها تجاوز میشود و کشته میشوند. این پول از گلوی شما و هیچکس دیگری پایین نخواهدرفت.
---------------
دوست عزیز. آقای نبوی دوست من نیستند که بر فرض برای رفیق بازی کاری برای ایشان انجام دهم یا ندهم. انتشار مطلب همراه با عکس مذکور مطابق قواعد «اخلاق» رسانهای، اشتباه بود. اگر عکس ابراهیم نبوی بود، و مونتاژ نبودنش هم قابل اثبات بود، آن وقت سخن جنابعالی قابل تامل بود. روشهای شانتاژی رسانهای را میتوان در سایتهای دیگر دنبال کرد. از شما می خواهم اگر مطابق قواعد و تئوریهای رسانهای دلیلی برای غلط بودن کار من دارید بفرمایید.
و اما اگرکسی به مادر خواهر و برادر شما تجاوزکند آنها را شکنجه و اعدام کند و خانه و کاشانه شما را اشغال و ویران کند و شما را به اسارت بگیرد و همان بلاها را سر خود شما هم بیاورد،آیا شما در پاسخ به آنها جایزه میدهید و یا اینکه در دادگاهی عادلانه آنها را محاکمه و مجازات میکنید.
ولی شما مطمئن باش دادگاه شما و دوستانتان عادلانه و با حضور وکیل و هیئت منصفه و ناظران بین المللی برگزار خواهد شد و دادگاه از تلویزیون هم مستقیم پخش خواهد شد تا جای هیچ شبهه ایی برای شما باقی نماند،دقیقا شبیه دادگاه نورنبرگ برای محاکمه سران نازی. و پس از شهادت شاهدان،ارائه مدارک و ثابت شدن جرم، به دار مجازات آویخته خواهید شد (و یا به اردوگاههای کار اجباری برای ساختن خرابی هایی که به بارآورده ایید فرستاده خواهید شد)،البته اگر شانس بیاورید و گیر مردم ستمدیده و به جان آمده نیافتید که در آنصورت جهنم شما از آن دنیا به این دنیا نقل مکان می کند.
کسانیهمکهدراوایلانقلابنفرتازایرانوایرانیدروجودشانموجمیزدازدارودستهخمینیواشغالگرانایرانبودندکهدربرابردولتبختیارکهخواهانمشارکتهمهوساختنایرانبوددستبهاعداموکشتارزدندواینجنایاتراتاالانادامهدادهاند.
لطفآ این کمانت رو سر سری نگیر
من به شرافت و پاکی تو ایمان دارم و اطمینان دارم که دلیله محکمی برای حذف داشتی
اما جدا از مورد فعلی ، لطفآ قوانین رو مکتوب بنویس .
اینکه نمیشه شما به صرف صاحب سایت بودن و حق سر دبیری مطلبی رو پاک کنی !
هدف از این سیاهه رسوندن این بود که دلیلی که برای حذف آوردی جالب نبود ، در ضمن میتونستی در متن عذرخواهی از نویسنده هم عذر خواهی کنی که مطلب رو حذف کردی . به هر حال باید به کسی که وقت گذاشته و چیزی نوشته و همه دیدن هم احترام گذاشت.
ارادتمند همیشگیت
----------------
بابک عزیز. اگر چیزی "کذب" باشد و "کذب" بودنش عیان باشد، امکان حذف آن بر اساس مباحث اخلاق رسانهای وجود دارد.
اگر عکس "کذبی" برای لکه دار کردن کسی به کار برود، در حالیکه قبلا از سوی افراد دیگر هم منتشر شده باشد و طرف هم پاسخ داده باشد، اصرار بر انتشار آن خلاق قاعده است.
من علاقهای به حذف هیچ مطلبی ندارم. میتوانی تعداد مطالب اعتراضی و بعضا بر اساس استاندارد خیلیها، "هتاکانه" به من را در خودنویس بخوانی. اما اگر کاری جاعلانه باشد، از نظر من جایی در سایت ندارد.
حتی مواردی که کسی سوالی را طرح کرده برای طرف مقابلش فرستادهام تا اگر میتواند پاسخ بدهد تا هر دو را همزمان منتشر کنم.
اما در روز جمعه که دسترسی به اینترنت نداشتم، این عکس به خاطر عدم آشنایی دبیر دیگر سایت با مساله منتشر شد که او نیز بر این باور بود که عکس، عکس ابراهیم نبوی است.
ما در ساختار جدید، قوانین را می نویسیم تا به هیچ عنوان سو تفاهمی از این دست رخ ندهد.
سپاس
آقای گرامی چرا نمیخواهی بپذیری که کار اشتباه و غیر اخلاقی ایی کردی و به خودت حق میدهی مطلب دیگران را به روش کیهانی پاک کنی. شما و سردبیران رژیم چه فرقی با هم دارید؟ وقتی رفتارتان با هم هیچ فرقی نمیکند.
چه شده است و چرا شما از ابراهیم نبوی که جرمش جنایت علیه بشریت است دفاع میکنید در حالیکه هزاران شاهد و مدرک در اثبات جرمش وجود دارد . دفاع از جنایتکاران رژیم به چه قیمتی؟در لندن چه اتفاقاتی افتاده است؟ چه وعده و وعیدهایی بی بی سی و نوریزاده به شما داده اند که اینچنین رفتار می کنید ؟حالا باید منتظر شاهکارهای جدید شما هم باشیم. کسیکه از نوریزاده جاسوس رژیم مشورت میگیرد خدا باید خدا آخر عاقبش را ختم به خیر کند.
نوریزاده کیست؟ (گوشه ایی بسیار کوچک از پیشینه نوریزاده)
...در دورهٌ فلاحيان نوريزاده بهيكي از مجريان خطوط سعيد امامي در خارج كشور تبديل شد. اين همان موضوعي است كه اخيراً آخوند روحالله حسينيا ن رئيس مركز اسناد و معاون سابق وزارت اطلاعات، ضمن تصفيهحساب مبسوط با باند خاتمي در جريان جنگ قدرت دروني، كه در آستانهٌ انتخابات رياستجمهوري مشتعل شده است، بهطور سربسته بهآن اشاره كرد و گفت:
«يكي از كارهايي كه خدا رحمت كند سعيد امامي انجام داد با ايشان (نوريزاده) هم ارتباط برقرار كرد و يواش يواش شروع كرد بهنفع جمهوري اسلامي كار كردن منتها بعد از اين ماجراهايي كه پيش آمد و ارتباط قطع شد، مجدد آقاي نوريزاده بهآن طرف غلتيد و شروع كرد عليه جمهوري اسلامي بههتاكي و توهين بهانقلاب و اسلام. يعني يكمقداري هم آقاي نوريزاده راست ميگويد، با سعيد امامي يك ارتباطي داشت، پولهايي هم گرفت از جمهوري اسلامي منتها نمكنشناسي كرد»(7آبان 79).
عمادالدين باقي هم در فروردين79 در روزنامهٌ فتح نوشته بود:
«بخش رسانهيي محفل سعيد امامي، ارسال نامهٌ نوريزاده به يك شهروند ايراني يا سفر چند شخصيت اصلاح طلب بهيككنفرانس خارجي را كه در همهٌ جهان معمول و متداول است، مصداق جاسوسي و ضدانقلابي ميخواند، اما درخواست ملاقات يكي ازمقامهاي كيهان با نوريزاده در لندن پيش از انتخابات رياست جمهوري خرداد سال 76 كه پس از مقداري مشاجره بهرستوران حافظ اين شهر رفته و با هم چلوكباب ميخورند را عادي ميداند وخبر آنرا بهطور كامل سري نگهداشته و انتشارنمي دهند…»
واقعيت اين است كه نوريزاده با سليمينمين (سردبير كنوني تهران تايمز و سردبير پيشين كيهان هوايي و معاون رسانهيي سعيد امامي) نيز در ارتباط بوده است و بههمين خاطر شتابان بهرفع و رجوع اين مسأله پرداخت و در كيهان لندن نوشت:
«طبيعتاً كارمن وهمكارانم حكم ميكند كه با هر نوع آدمي سخن بگوييم، همين عباس آقاي سليمينمين سردبير سابق كيهان هوايي و سردبير فعلي تهران تايمز چند ماه پيش از انتخابات رياست جمهوري در سفري بهلندن، دوستي سليمالنفس و آزاده را واسطه كرده بود كه مرا ببيند، قرار را در چلوكبابي حافظ گذاشتيم… »
ـ پليس و ارگانهاي امنيتي در كشورهاي اروپايي بهروشني از ارتباطات نوريزاده با اطلاعات آخوندي مطلعند. يك مأمور اطلاعات (كريم حقي)كه در بهمن 1378 براي سؤال و جواب توسط پليس هلند احضار شده بود، در اينباره نوشت: نفر دوم ليست مأموران رژيم عليرضا نوريزاده بود و مأمور امنيتي هلند گفت « ما اطلاعات كافي داريم كه شما با رژيم در ارتباط هستيد و هزينهٌ نشريهٌ شما توسط رژيم تأمين ميشود...".
نوریزاده هم اکنون باپولهای پسر رفسنجانی در لندن در حال تبلیغ برای این جنایتکار رژیم و خانواده اش و دیگر سران رژیم بویژه در صدای آمریکا میباشد.
-----------
دوست عزیز. من مطابق قوانین رسانهای حرفی را میپذیرم نه تعدد کامنت و رگهای گردن به حجت قوی شده. اگر دلیلی دارید که کاری که اساسش غیر واقعی است را باید ارج نهاد، بفرمایید. اگر نه، بحثی نداریم. من از طرفدار هیچکسی نیستم، اما واقعیت برایم مهمتر است. شما که هنوز سندی برای مجرم خواندن کسی نمیتوانید ارائه دهید، به چه حقی متهم می کنید؟ اگر با اسم و رسم واقعی خودتان می توانید، بدون مدرک در سایت خودتان ایشان را متهم کنید، بحثی هم نداریم. اینجا، معذورم چنین فضایی در اختیارتان بگذارم. شرمندهام. انتقاد ما از کیهان این است که بدون مدرک متهم میکند. روش کیهانی این است نه حذف دروغ و کار جعلی.
شما خوب میدانید که بکار بردن چند واژه نامفهوم بیگانه برای کسی سواد نمیآورد،پس طوری بنویسید که برای همه مفهوم باشد و خدای ناکرده کسی به شما نخندد و بگوید عجب این طرف عقده سواد دارد و میخواهد جلب توجه کند
به هر حال خود دانید و از ما پند دوستانه بود.
آرش ۸ شهریور ۱۳۸۹ :
کسانیهمکهدراوایلانقلابنفرتازایرانوایرانیدروجودشانموجمیزدازدارودستهخمینیواشغالگرانایرانبودندکهدربرا
-------
دوستان. لطفا از این به بعد محترمانهتر کامنت بگذارید
با امید به ادامه راهی که شروع کردید و استقلال شما
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.


نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید