دین اگر قداست دارد، محکوم به کنارهگیری از سیاست است
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
سیاست یعنی دروغ، جبهه گیری، کلک زدن، باند بازی، جاسوسی و نفوذ درکشورهای دیگر و ... ( که البته باید در راستای منافع مردم باشد). از این رو وقتی دین حکومت میکند، مجبور است مبانی اخلاقی خود را زیر پا گذاشته و از قواعد بازی در دنیای سیاست پیروی کند. اما چون مشروعیت حکومتی خود را از مبانی اخلاقیاش به دست آورده، ناگزیر به اضافه کردن تبصره و مادههایی بر دین ( برای توجیح اعمالش ) میشود ...
شاید تنها دینی که از همان ابتدا به سیاست آلوده شد اسلام باشد. چون پیامبرش به قدرت حکومتی رسید و اگر میخواست منافع ملتش را حفظ کند باید همان تبصرهها را به دین اضافه میکرد. مثلآ باید در قالب آیه یا حدیثی جاسوسی را مستحب بر میشمرد یا حمله به دیگر کشورها برای گسترش دین را جایز میکرد. اینکه این دین از مبدا روشهای حکومت را بر خود اضافه کرد، باعث شد تا بسیاری از این انحرافات که قداست هر دینی را از بین میبرد، به صورت قوانین وحی شده درآید و راه را هموار کند تا بعد از ۱۴۰۰ سال، هنوز ملتی در سایه حکومت دینی زندگی کند. حال آنکه در بسیاری از جوامع مدتهاست دین از حکومت جدا شده.
حال پرسش این است که چرا دین نباید سیاسی باشد؟
در خوشبینانه ترین حالت وقتی ملتی دین را در حال دروغ گفتن میبیند (حتی اگر آن دروغ بیشترین منافع را برای کشورشان داشته باشد)، قداست دین را از بین رفته مییابد و آن آرامشی که باید با رفتن در آغوش دین بدست میآورد را از دست میدهد.
ولی بدبینانهترین حالت از حکومت دینی که بر جامعه ما نیز سایه افکنده، دیکتاتوری دینی است. که در آن دین عاملی برای سوء استفاده و سرکوب است و چون عدهای متعصبانه از دین حمایت میکنند، مقابله با آن از هر نوع دیکتاتوری دیگری دشوارتر است. در این مورد به دلیل ظلمی که از طرف حکومت دینی بر مردم میشود، نه تنها قداست دین از بین میرود، بلکه مردم از دین متنفر میشوند و حتی احکام غیرقابل فهم، سادهانگارانه، تبعیض آمیز و بعضآ خندهدار آن که در هر دینی موجود است را مورد تهاجم قرار میدهند. به طور مثال ما از دین زرتشت «گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک» را به خاطر داریم نه احکام سادهانگارانه آن را، ولی با شنیدن اسم اسلام یاد بدبختیهای ۱۴۰۰ ساله، عایشه ۹ ساله و یا با پای چپ به دستشویی رفتن میافتیم.
حال برای برون رفت از این دیکتاتوری میتوانیم راه راحتتر را انتخاب کنیم و اسلام رحمانی که گفته میشود تا حدی پاستوریزهتر است را انتخاب کنیم (که تضمین محکمی برای تبدیل نشدنش به یک دیکتاتوری دیگر نیست) یا راه دشوارتر را که سکولاریسم هست (که تضمینش برای یک جامعه ایده آل بیشتر است، ولی سختتر و نیاز به آگاهی جامعه در دراز مدت دارد).
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید