آهنگ ِنیک انتقاد
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
کیست که نداند، روزنامه نگاران مستقل، چشم بیدار ملتند و آنهایند که میتوانند افسار قدرت را به دست بگیرند و لجام قدرت را مهار کنند. کیست که فراموش کرده باشد، انحرافِ قدرت از روزی آغاز شد که چشم بیدار ملت به بر روی صاحبان قدرت بسته شد و دهان منتقدان قدرت، به تمجید دولت گشوده شد. کیست که نشنیده باشد حکایت روباه و زاغ را! و... کیست که می خواهد « روزنامه نگاران مستقل » چشمها را بسته و دهان به آواز بگشایند تا « روبه سیاست » بجهد و طعمه را برباید؟
جایی خواندهام «شریعتی هم اگر زنده میماند، یا در آزمون قدرت مردود میشد و یا مانند مهندس بازرگان توسط قدرت مداران خانه نشین میشد». این روزها که که از برگزاری مراسم برای دکتر شریعتی جلوگیری میشود، میتوان به تمامی، به درستی این گفته پیبرد. بدنهی انقلابی قدرت ، بیش از هر کس! مدیون ِ گفتمان ِ دکتر شریعتی است و کیست که نداند، حذف دکتر شریعتی هم با توسل به قدرت و توسط همین کارگزاران قدرت انجام میشود.
چند صباحی از انقلاب نگذشته بود که علامه مفتی زاده به آقای خامنهای، مرید و شاگرد دکتر شریعتی نهیب زد که سوار «خر شیطان » شده است و بهتر است پیاده شود. سالیانی بعد سروش هم یادآوری کرد که «قدرت بر آدمی سوار میشود، نه آدمی بر قدرت ». گویی نامکرر است از هر زبان که بشنوی «قدرت فساد میآورد»..
اما؛ «تمایل قدرت» به فساد، نه به پشتوانهی اخلاق فرو میریزد، نه به ایمان دینی تسلیم میشود و نه به استدلال فلسفی مهار میشود؛ بلکه قدرت، خود داعی ِ اخلاق است و او را با یک استثنا دور میزند و بانی بهشت و دوزخ است و دین و آئین را با یک پیامبر جدید نو میکند و حاکم ِ دلیل است و استدلال را با یک اگر و اما ، مشروط میکند .*
کیست که نداند ، روزنامه نگاران مستقل ، چشم بیدار ملت اند و آنهایند که میتواند افسار قدرت را به دست بگیرند و لجام قدرت را مهار کنند .کیست که فراموش کرده باشد ، انحرافِ قدرت از روزی آغاز شد که چشم بیدار ملت به بر روی صاحبان قدرت بسته شد و دهان منتقدان قدرت ، به تمجید دولت گشوده شد .کیست که نشنیده باشد حکایت روباه و زاغ را! و... کیست که میخواهد « روزنامه نگاران مستقل » چشم ها را بسته و دهان به آواز بگشایند تا « روبه سیاست » بجهد و طعمه را برباید ؟
این روزها، به بهانهی همخوانی ِ کیهان با نیک آهنگ کوثر، خود اسیر و هم آئینِ کیهان شدهایم ! شریعتمداری را به سخره میگیریم که از شعور خوانندگان خود بیخبر است و خود بیخبرانه به شعور خوانندگان خود توهین میکنیم که آنچه ما دیدهایم روا نیست که شما ببینید، مبادا از مدار شریعت منحرف شوید! ضرغامی را به ریشخند میگیریم که به تیغ سانسور ریشهی شعور ملت را میزند و زن را در شب با لباس روز نشان میدهد و آن وقت به ریش خود میخندیم که آنچه را در شب دیدهاید، مبادا در « روز» ببینید!
باری ؛ اگر توهین به موسوی روا نیست، که نیست ؛ تمجید قدرت نه رواست، که توهین و تحقیر به شعور وخواستهی ملتی است که چشم به میر حسین دارد. اگر کشتن ندا و شکستن حرمت ِ میر حسین و خرد کردن ایمان ِملت، نه شرط آدمیت و اخلاق و انصاف است، که نیست؛ کشتن ندای مطبوعات و شکستن قلم روزنامه نگاران و خرد کردن آئین انتقاد نه شرط خرد است و نه آئین مدنیت است و نه رمز بقای انسانیت..
پی نوشت : مشی نیک اهنگ را در پرداختن به آنچه دغدغه ی جامعه نیست و یا برای جامعه بی بهاست نمیپسندم و آن را دوری از آئینِ حرفهاش میدانم. غرض در این یاد داشت نه دفاع از« نیکان» است - که از آن بینیازند - بلکه یادآوری «نیکیهای روزنامه نگاری مستقل» و «آهنگ ِ نیک ِِ انتقاد» است.
* چند روز بعد ، که خوف ناشی از کشت و کشتارها فروکش کرد بود، نص صریح فرمان ششم به یاد بعضی از حیوانات آمد – یا خیال کردن یادشان آمده - « هیچ حیوانی نباید حیوان دیگری را بکشد » . کلوور از بنجامین خواست آن را برایش بخواند و بنجامین هم مثل همیشه گفت در این جور مسائل دخالت نمیکنم. کلور رفت و موریل را آورد. موریل فرمان را برایش خواند. «هیچ حیوانی نباید بی دلیل حیوان دیگری را بکشد» . معلوم نبود چگونه کلمهی « بی دلیل» از ذهن حیوانات رفته بود. حالا میدیدند که کسی فرمان را زیر پا نگذاشته است. چون روشن بود کشتن خائنهایی که همدست اسنوبال بودهاند ، بی دلیل نبوده است.
Subscribe to comments feed نظرات (5 نوشته شد):
البته سبزها که حتما جز این گروه نیستند. بسیار مدرن و متمدنند، برای "دموکراسی و آزادی بیان" تلاش میکند، از فیس بوک و تویتر و... استفاده میکنند، با موبایل دوربین دار فیلم میگیرند و روی یوتیوب میگذراند،...پس خیلی هم مدرنند!
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید