رهبری در جنبشهای اجتماعی: ویژگیها، دشواریها
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
جنبشهای اجتماعی، دارای نوع خاصی از رهبریاند .. یک رهبر موفق در جنبشهای اجتماعی، اگر چه یک رهبر کاریزماتیک است، اما نقش او مانند رهبران کاریزماتیک نیست و تواناییهای او در تصرف ذهن مردم در خدمت جنبش قرار میگیرد ....رهبران جنبش، در راه خود با مشکلات متفاوتی روبرو هستند ...
جنبشهای اجتماعی، دارای نوع خاصی از رهبریاند. رهبری کاریزماتیک، که بتواند نمادی برای تجسم جنبش باشد و به هویت جمعی کمک کند. رهبری که چهرهای برای قیام نمادین بشود و از جانب قیام کنندگان سخن بگوید. رهبری که تریبونِ معترضان بی صدا باشد.
یک رهبر موفق در جنبشهای اجتماعی، اگر چه یک رهبر کاریزماتیک است، اما نقش او مانند رهبران کاریزماتیک نیست و تواناییهای او در تصرف ذهن مردم در خدمت جنبش قرار میگیرد. رهبران موفق در یک جنبش اجتماعی، باید:
- علائم و نشانه هایی برای جنبش معرفی کنند و آیین جنبش را فراهم کنند .
- راه جنبش را روشن و ارزش های آن را تحکیم کنند.
- توان بسیج نمادها را، حول خواسته های مشترک داشته باشند .
- با تفاسیر جدید، فرایند شکل گیریِ اتحاد چارچوب را تقویت و تسهیل کنند.
- به منافع هویت بی طرف توجه می کند، تا امکان جذب آنها را به حداکثر برسانند.
- نمادی برای مبارزههای نمادین شوند و خود جزئی از پیام هایش باشند.
- شروع بسیج را تسهیل کنند
- به وقایع و رفتارها و افراد و گروهها توجه داشته باشند و به آنها معنایی را نسبت دهند که بسیج منابع را تسهیل کنند .
- مفصل بندی سازمان را انجام دهند .
- استراتژی های جنبش را رهبری کنند
- و ...از مدیریت سازمانی بپرهیزد .
رهبران جنبش، در راه خود با مشکلات متفاوتی روبرو هستند. در عمل، تضادهای درونی جنبش، در مخالفان ِ جنبش قرار میگیرند و رهبران جنبش را با دشواریهایی در همبستگی میان نیروها مواجهه میکنند. نمونههایی از تضادهای درونی در جنبش که رهبران با آن مواجه اندخواندنی است :
- هر گونه تعامل با هویت های مخالف و بی طرف، توسط لایههای تند رو جنبش به سازش تعبیر میشود و تلاش برای جذب هویت بیطرف، توسط نیروهای تند رو خنثی میشود، هر گونه تند روی در رفتار و هویت جنبش به ریزش نیروها و افزایش هزینه ها منجر میشود و امکان تعامل را از رهبران میگیرد .
- هویتهای انحصاری می توانند جنبش را تضعیف کنند و بسیج منابع را کاهش دهند اما در برانگیختن مشارکت مستقیم موثرترند و از طرفی دیگر، هویتهای فراگیر، مشارکت مستقیم را کاهش میدهند اما در بسیج منابع مالی مطلوبترند .
- رجوع به گذشته میتواند مانع باشد و فاصله میان فرهنگ فعالان و همفکران یک جنبش و بقیه جامعه را زیاد کند و از طرفی عدم رجوع به تاریخ و گذشته خطرناک است و ممکن است خواسته جدید در تضاد با تاریخ و ارزشهایمان به نظر برسد و فاقد مشروعیتِ لازم باشد .
- پیوند نهادهای رسمی به عنوان بازیگران تثبیت شده و موثر در جامعه اگرچه برای جنبشها مفید است؛ اما، ارزشهایِ تولید شده توسط جنبشها، ممکن است در بازتعریف و بازنمایی، جذبِ گفتمان بازیگران نهادینه شوند و این نهادینه شدن، فضا را برای وجود جنبشها کاهش دهد .
مانوئل کاستلز، یکی از متفکرین بزرگ، در سال ۲۰۰۰ و در پایان قرن بیستم گفته است: رهبران جنبشها، پیامبران جدیدند. بروز این همه ویژگی در رهبری جنبشها، هویت سازی و امت پروری در کنار مخالفتهای دشمنهای بیرون و درون، این تعبیر را بسیار « قابل تامل » میکند.

کاریکاتور: بزرگمهر حسینپور
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
۲. گمان نمیکنم اساسا جنبشی با مشخصات بالا در ایران امروز- و آن هم در میان طبقه ی متوسط شهری- ممکن باشد. و اصولاً- حتا در صورت ممکن بودن- مفید باشد.
۳. تا به حال هیچ نمونه عینی غیر دیکتاتور از رهبری کاریزماتیک در دنیا به وجود نیامده (و یا آمده و ما نمیشناسیم). دلیلی وجود ندارد اولین استثنای تاریخ در این مورد بشویم.
۴. در سر تا سر این متن چیزی که با آن همدلی دارم، دغدغه ی خانم زرتشت است در این که: ادامه جنبش چگونه ممکن است؟
۲. ممکن بودن و مفید بودنش یک ترجیح نیست یا یک پیشنهاد نیست . اصولاً جنبش ها یک خیزش طبیعی و غیر ترجیحی دارند .
۳. یک رهبر موفق در جنبشهای اجتماعی، اگر چه یک رهبر کاریزماتیک است، اما نقش او مانند رهبران کاریزماتیک نیست
۴. آره . من هم همین طور . شاید هم کمی « خوش بین تر »
ممنون
البته من هم تصویر گاندی را آن پایین دیدم، به یاد داریم که گاندی به دست یکی از هواداران تندروی خودش به ضرب گلوله از پای در آمد.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید