روز زبان مادری
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
روز بیست و یک فوریه مطابق با دوم اسفند، یازدهمین سالگرد روز جهانی زمان مادری بود. یازده سال پیش در چنین روزی سازمان یونسکو با پیشنهاد کشور بنگلادش بیست و یک فوریه را به روز زبان مادری نامگذاری کرد. دلیل این نامگذاری حادثه ای است که در روز بیست و یک فوریه سال ۱۹۵۲ اتفاق افتاد. در چنین روزی پنج دانشجو در مبارزه برای تبدیل کردن زبان مادری خود یعنی زبان بنگالی به زبان رسمی، در کشوری که آن زمان پاکستان شرقی نام داشت و بعدها به بنگلادش تبدیل شد، جان خود را از دست دادند. یونسکو در زمینه زبان مادری تعریف زیر را ترویج میکند: "یک فرهنگ صلح جویانه، تنها در فضائی میتواند بنیاد گیرد که در آن همه حق داشته باشند، زبان مادریشان را آزادانه و بطور کامل در همه عرصههای ضروری زندگی خود بکار گیرند."
جمهوری اسلامی هیچ گاه زبان مادری و آموزش به زبان مادری را مورد توجه جدی قرار نداده است. در اوان انقلاب خمینی رهبر جمهوری اسلامی تا زمانی که در فرانسه بود برای جلب حمایتهای ملی، همه مردم ایران، آزاد بودن آموزش به زبان مادری را در آینده ایران وعده داده بود. همچنین "هیات حسن نیت" یا نمایندگان دولت موقت که با نمایندگان مردم کرد* در سال ۵۸ در طرحی به اسم طرح خودگردانی، بندی گنجانده بودند که بر اساس آن آموزش زبان مادری طبق شرایطی و با اما و اگر و بسیار محدود مورد اشاره قرار گرفته بود. در اصل ۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز آمده است که: "استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است". اما بخش آموزش تدریس ادبیات در مدارس اصل ۱۵ از زمان تصویب تا بحال هیچگاه اجرا نشد. در انتخابات اخیر کاندیداهای مختلف وعدههایی در اجرای کامل این بند و حتی فراتر از آن را نیز مطرح کردند. لازم به تذکر است که آقای منتظری در ماههای آخر حیات خویش حق تحصیل به زبان مادری را از حقوق شرعی دانستند. هر چند این گفته ایشان طی فتوایی فقهی مطرح شد، و علیرغم اینکه در میان پاره ای از متخصصین دینی نیز بحثهایی در این باره و تائید آن انجام گرفت رسانه های دولتی آنرا بکلی مسکوت گذاشته و از انعکاس آن خودداری نمودند.
محرومیت از تحصیل و تکلم به زبان مادری در ایران پدیده ای تازه و محصول دوران معاصر
زبان مادری در دوران حکمرانان سابق در ایران
آنچه از تاریخ میتوان استنباط کرد، در ازمنه قدیم زبان در ایران کاربردی بوده است نه ابزاری سیاسی و ایدئولوژیک. میتوان به طور عمومی گفت در دوران بعد از اسلام در ایران زبان اداری و حقوقی عربی و زبان ادبی فارسی، ترکی، کردی و... بوده (شاه اسماعیل صفوی، بابا طاهر عریان، خانی جزیری و فقی ته یران به زبان مادری خود شعر میگفتند) و زبانهای محلی و فرهنگهای مردمان ساکن در ایران کنونی از آزادی برخوردار بودهاند. در ورقهای نوشته شده تاریخ جای پای اجبار و قانون برای این منظور دیده نمیشود. حکومتهای محلی هیچ محدودیتی در آموزش و تولیدات ادبی زبانهای محلی ایجاد نکرده و به دلخواه اگر به زبانی کتابت میشده بر حسب ضرورت بوده است. آموزش تا دوران رضا شاه بیشتر از طریق مکتبخانهها و مراکز دینی انجام میگرفت. به طور مثال در کردستان تا آنجاییکه میتوان ردپای آموزش را دنبال کرد، آموزشهای ابتدایی به زبان کردی بوده و تا این اواخر هم به همین شیوه در مدارس غیر رسمی زبان تدریس زبان کردی بود. برای آموختن زبان فارسی از متون قدیمی مانند گلستان و بوستان و کلیله و دمنه استفاده میشد. کتابهای عربی و فارسی همراه کردی در مکتبها تدریس میشد. در مدارس علوم دینی مسلمانان که اصطلاحن در کردستان "حجره" نامیده میشد، قرآن و دیگر کتب دینی بزبان کردی ترجمه و تفسیر میشد. در میان یارسان که یکی از ادیان بسیار قدیمی بجا مانده در کردستان است، هنوز هم متون و گاتاهای آن به زبان گورانی (که اینک یکی از شاخه های زبان کردی است) آموزش داده میشود.
گذشته از اینکه حق طبیعی هر انسانی است که بزبان مادری خود تحصیل کند، تحقیقات و آموزشهای قرن حاضر در رابطه با این مقوله نیز همگی بر این نکته تاکید دارند که آموزش بزبان مادری سرعت در آموختن و یادگیری را باعث شده و حتی پارهای از محققین این موضوع معتقد هستند که آموزش به زبانی که اطرافیان یک کودک با آن صحبت میکنند باعث رشد روانی و سلامت روحی شده و عکس آن میتواند مشکلات روانی برای کودک ایجاد کند. کودکی که اولین کلمات را برای تعریف و تفهیم اطراف خود از زبان مادر یاد میگیرد، در تغییر انها به کلمات و آواهای دیگر مشکل خوهد داشت. تلاش برای پاک کردن ذهن کودک از آموزههای پایهای و اولیه میتواند بشدت مخرب و نابود کننده باشد. کودک برای تفکر و اندیشه احتیاج به مفاهیم دارد، این مفاهیم زمانی که در دوران رشد دو و یا بیشتر شوند برای یک کودک ایجاد اختلال در اندیشه خواهد شد.
زمینه های شکوفائی زبانهای گوناگون مردم ایران
قطعا زمینههای شکوفائی زبانهای گوناگون مردم ایران باید فراهم شود. زبان وسیله و ابزار ارتباط، شناختن و اگاهی است. در کشوری که مردمانی با تنوع فرهنگی و زبانی در آن زندگی مشترک دارند، نیاز به شناخت همدیگر دارند. خانواده بدون آگاهی از همدیگر دچار بلبشو و هرج و مرج خواهد شد. مردم ساکن یک کشور خانوادهی بزرگتر هستند که با قرارداد نا نوشتهای با هم زندگی میکنند. همانگونه که تبعیض و بالادستی در یک خانواده پایداری نظام خانواده را بطور جدی تهدید میکند، تبعیض و نابرابری میتواند باعث از هم پاشیدن یک خانواده بزرگتر نیز گردد. مردمان غیر فارس ساکن ایران گاهی از فارسها نیز زبان فارسی را بهتر یاد گرفتهاند. نمونههای فراوانی در این مورد را میتوان به عنوان شاهد این ادعا مطرح کرد. محمد قاضی مترجم صاحب نام ایرانی یک کرد زبان بود. هه ژار مکریانی که قانون ابن سینا را بفارسی ترجمه کرده یک کرد زبان بود. نویسندگان ترک زبان، عرب و بلوچ که در زبان فارسی شاهکارهایی خلق کردهاند کم نیستند. انسان مدرن و متمدن از خود سوال میکند که چرا برعکس آن ممکن نیست؟ چرا شهروند فارس زبان نباید نوشتهای به زبان کردی یا ترکی داشته باشد؟ سیر پیشرفت در زمینه حقوق فردی و جمعی انسان در قرن حاضر و گفتمانهای مدرن باید به میان مرزهای ایران نیز نفوذ کند. دمکراسی یک پاکت و مجموعه است که شامل اجزایی بهم پیوسته است. عدم اجرای یکی باعث فاسد شدن دیگر اجزا میشود. اصل اول و دوم میثاق جهانی حقو بشر** بر عدم تبعیض و احترام متقابل تاکید دارد و بند دو و سه از اصل ۲۶ همین میثاق*** بر آموزش و حقوق اولیا برای نحوه تربیت و آموزش فرزندان تصریح میکند.
همانطوریکه نمیتوان از حقوق انسان سخن گفت بدون اینکه رسمیت مذهبی را که باعث تمایز و تفوق فردی و گروهی خواهد شد، ملغی کرد، همانطوریکه تفوق جنسی مرد بر زن را نمیتوان با اصول مورد وثوق انسان در جهان آزاد همخوان دانست. همانطور نیز نمیتوان از آزادی و حقوق انسان سخن راند و فردی و گروهی از مردم ساکن ایران را بهصرف اقلیت بودن از برخوردای حقوق مساوی با اکثریت و گروهی که تا بحال بالادستی را در قوانین و حکومت داشته است، محروم کرد.
همه کنشگران سیاسی و اجتماعی ایرانی و رسانه ها باید به این موضوع بهشکلی جدی فکر کنند و بطور شفاف به تبلیغ و تشویق بدون اما و اگر آن همت گمارند. شهروند کرد، ترک، لر، ترکمن، بلوچ وعرب را با تبعیض نمیتوان شهروند درجه یک خواند.
۲۰-۲-۲۰۱۰، رحمان****
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*هیئت نمایندگی خلق کرد نیز طرحی مشتمل بر ۸ ماده آماده کرده بود که در بند ششم آن به مساله زبان و آموزش آن پرداخته است:
محو تمام اشكال و مظاهر ستم فرهنگي كه متضمن آزادي و احترام به مذهب و زبان و آداب و رسوم و عقايد كليه ملتهاي ايران است.به رسميت شناختن زبان كردي به عنوان زبان رسمي در تمام موسسات اجتماعي و اداري و آموزشي سرزمين كردستان با توجه به تاكيد بر اين نكته كه زبان فارسي كماكان زبان رسمي سرتاسر ايران است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
** ماده ۱ منشور جهانی حقوق بشر: کلیه ملل دارای حق خودمختاری هستند. به موجب حق مزبور، ملل وضع سیاسی خود را آزادانه تعیین و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را آزادانه تأمین می کنند
ماده ٢ منشور جهانی حقوق بشر: برخورداری از کلیه حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را برای تمام افراد صرف نظر از جنس، رنگ، نژاد، ملیت، مذهب، ثروت و یا هر موقعیت دیگری به رسمیت می شناسد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
***بند دوم از ماده ۲۶ منشور جهانی حقوق بشر: هدف آموزش و پرورش باید شکوفایی همه جانبهء شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری و دوستی میان تمام ملتها و تمام گروههای نژادی یا دینی و نیز به گسترش فعالیتهای ملل متحد در راه حفظ صلح یاری رساند.
بند سوم از ماده ۲۶ منشور جهانی حقوق بشر: پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود، بردیگران حق تقدم دارند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
****این متن بر اساس سئوالهای کاوه قریشی در مصاحبه ای برای روز آنلاین تنظیم شده
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید