استقلال، غیر ممکن؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
راستش ماجرای برنامه تلویویزیونی بعد از ۱۶ آذر که به آتش زدم عکس آیت الله خمینی را نشان میداد، باعث ایجاد سوتفاهمهای زیادی شده است. انگار جماعتی خواستهاند با این روش، با یک تیر چند هدف را بزنند. میتوان حدس زد که تلاش جماعت، ایجاد اختلاف میان معترضین هم هست. علاوه بر ایجاد مشکل برای رهبران جنبش سبز، با این روش میتوان بسیاری از مخالفان «خمینیایسم» را از صف سبزها جدا کرد. بررسی احکام دادگاه ۱۰۰ نفر از منتقدان نتیجه انتخابات هم نشان میدهد که نوعی تفکیک میان خودیهای سابق و غیرخودیها وجود دارد. زدن برچسب عضویت در انجمن شاهی شاید برای این بود که رسانههای جنبش سبز آنها را تنها بگذارند و اعتراضی به حکم دادگاه نکنند. مساله جالب اینجاست که رهبران جنبش هم از همه مردم انتظار دارند مطابق قواعد بازی نظام رفتار کنند. این بازی پیچیده تبلیغاتی احتمالا هوشمندی زیادی را برای ضد حمله میطلبد. اگر حاکمان پشت سر نمایش تلویزیونی بودهاند، میتوان حدس زد که انتظار داشتهاند که افرادی چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی و دیگر افراد متنفذ نزدیک به جنبش، با بری دانستن خود از کسانی که 'محبتی به آیتالله خمینی ندارند'، همان «خط امام» سنتی را پی بگیرند.
نگاه به بسیاری از وبلاگها و اعلامیههای فردی روی فیسبوک، نشان از این دارد که بخشی از شهروندان، ناخودآگاه تابع هستند. این تابعیت البته معنی خود را دارد. در یک حرکت سیاسی و یک جنبش، بخش بزرگی از جامعه رهبری یک فرد یا یک شورا را میپذیرد. سوال آنجاست که آیا جنبش سبز، واقعا جنبشی کلاسیک هست یا نیست؟ میزان استقلال شهروندان در ارائه تحلیل چقدر است؟ آیا مستقل بودن به معنای مخالفت دائمی است یا فرد مستقل میتواند موقتا همراه این یا آن جریان باشد؟
به عقیده من جواب هر چه باشد، شهروندروزنامهنگاران بهترین کسانی هستند که فارغ از بازیهای سیاسی میتوانند فضا را با دیدی کاملا آزاد و باز تشریح کنند، بیآنکه نگران تفسیرهای بر آمده از تقسیمبندیهای سیاسی باشند.
دیشب در باره جنبش روسری مردانه با همکاری حرف میزدم که شدیدا به خاطر مواضعش در حمایت از روسری به سر کردن مردان در حمایت از مجید توکلی، مورد انتقاد همکاران روزنامهنگار حزبی قرار گرفته بود. از او پرسیدم آیا به عقد حزب درآمده؟ گفت نه! پرسیدم آیا وظیفه دارد دنیا را از دریچه چشم همکاران روزنامهنگار حزبی ببیند؟ گفت نه! بعدش خودش گفت که نگرانیاش این است که به او چگونه نگاه میکنند و آیا به همین خاطر آرام آرام از دایره دوستان حذف میشود یا نه. یعنی به خاطر تفسیر دیگران، مجبور میشود یا ریا پیشه کند یا ساکت بماند.
آیا شهروندانروزنامهنگار که قواعد را رعایت میکند، باید به خاطر تفسیر دیگران، نگاه فردیاش را پایمال کند؟
اینجاست که گمانم میتوانیم با هم بحث کنیم.
Subscribe to comments feed نظرات (11 نوشته شد):
آقای نیک اهنگ از تغییرات بوجود اومده راضی هستیم ! یعنی سایت روی روال طبیعی داره حرکت می کنه.بخش اماری که برای مطالب گذاشتید فوق العادس.خیلی خوب طراحی شده.
فقط یک سوالی داشتم.اونم اینکه آیا در آینده امکان ارسال نظر برای تماممیه مطالب خواهد بود؟و اینکه تایید نظرات توسط ارسال کننده ی مطلب انجام خواهد شد؟
در ضمن اگر مشکلی برای حساب کاربری من بوجود اومده و اطلاعاتی لازمه من در خدمتم.اون روزم ای یملتون رو دیدم و جوابش رو ارسال کردم.
با تشکر وِِیژه از شما که بسیار زحمت می کشید.
حقیقتا خسته نباشید.
سامی امانپور
اینکه نفهمیده اید که این ماجرا برای مردم، بازی نیست که رفتارهای کودکانه در آن جای داشته باشد و اینکه نمی فهمید در نبرد واقعی قرار دارید باعث می شود که رفتارهایتان مانند رفتارهای کمونیستهای کارگری در کنفرانس برلین باشد.
آنها هم نظرات خودشان را گفتند و در مقابل اطلاح طلبان، پرچم خودشان را بر افراشتند اما همین بچه بازی، لااقل برای اکبر گنجی به قیمت 6 سال زندان و برای چنبش اصلاح به قیمت رفتن به تعطیلی طولانی بود.
بحث روشنفکرانه و استقلال رای یک چیز است، بازی کردن برای ساخت جبهه مقاومت چیز دیگری است.
آیا نهضت مقاومت فرانسه هم در دوران مقاومت، همچنان به بحث مابین ارزشهای کمونیستها و ناسیونالیستها مشغول بود یا آنکه با کنار گذاشتن آن تضادهای واقعی و موکول کردن آن بحث به آینده ، بر روی حدااقلهای مشترک متمرکز شده بود.
خواندن مطالب شما و سایر دوستانی که در خارج می نویسند، ما را که در داخل هستیم و در هر مناسبتی با خطر زندان و بباتوم و گلوله مواجهیم، از رسیدن به پیروزی مایوس می کند.
ما درباره نقش مخرب حزب توده در سال 32 خوانده بودیم. الان متاسفانه روشنفکران ما دوباره همان قصه را تکرار می کنند.
----------------
ممنون از نقدتان: شاید ذکر یک نکته واجب باشد؛ اینجا رسانهای شهروندی است، مستقل و فارغ از گرایش سیاسی. شهروند روزنامهنگار با آنکه میتواند نگاه فردی خود را داشته باشد، اما روزنامهنگاری شهروندی، کاری حزبی نیست.
الان منتظر کوچکترین خبطی از سوی بزرگان جنبش سبز (نمیگنم رهبران، چون به وضوح از مردم عقب افتادند) هستند تا ببرنشون اونجایی که عرب نی اندازد، و فکر میکنم حرکت مردم و واکنشهای مردم کاملا سنجیده و معقول بوده.
هنوز هم متصورم که ممکنه این سناریوی پوستر پاره در حقیقت خیلی پیچیدهتر از اینا باشه و شاید حتی طرحی برای دستگیری موسوی و کروبی باشه.
در شرایط عادی جنبش نیازمند حفظ استقلاله، بدترین شرایط ممکن اینه که خمینیستها با بقیه بدنه جنبش درگیر بشند، اونوقت کودتاچیها فقط کافیه بشینند تا جنبش سبز راحت خودش خودشو از بین ببره.
عاقلان دانند!!
در ضمن من خوب متوجه نشدم؛ آیا به نظر شما وقتی جنبش دانشجویی به وضوح چنین کاری نکرده است، بیاید بگوید کردیم خوب کردیم!!! کمی بیشتر در این زمینه توضیح دهید ...
من هم با نظر جک موافقم. جنبش سبز احتیاجی به پاره کردن این عکس نداره. این اتفاق ساختگیه که بتونن آقای موسوی کروبی و احتمالا خاتمی رو بازداشت کنن.
اما من فک نمیکنم این تو دراز مدت جواب بده. اینجا شاید بعضی ها اهمیت بدن اما برای خیلی ها پارهشدن این عکس به نسبت بلایی که سر مردم آوردن نیست.
من یه سوال هم داشتم.
من فارغ التحصیل نقاشیم. یسری طرح و اتود دارم که همه به همین مسائل جامعه بر می گرده اما اینجا نمیشه حرفی زد یا نمایشگاهی برپا کرد.کسی هست که بتونه برای پذیرش دانشجویی در کانادا منو راهنمایی کنه چون میگن این پذیرش راحترین نوع پذیرشه.
در ضمن آقای نیک آهنگ آیا اجازه میدین از روی یکی دو تا از کاریکاتوراتون من چند تا تابلوی نقاشی بسازم. البته با ذکر منبعش.
متشکرم.
-----------
حتما! از دوستانی که در حوزه آموزش عالی کار کردهاند سوال خواهم کرد
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید