به افتخار ژیلا و روزنامهنگاران دربند
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
دیشب، در غیاب ژیلا بنییعقوب، جایزه بینالمللی و معتبر آزادی بیان سازمان روزنامهنگاران مدافع آزادی بیان کانادا را از طرف او دریافت کردم. دقایقی پیش از آن بود که ژیلا در نیمهشب تهران برایم نوشت که چقدر خوشحال است...من چقدر خوشحال بودم که کار مهم ژیلا و روزنامهنگاران زن اینقدر مورد توجه قرار گرفته...
ژیلا را سالهاست میشناسم. همسرش بهمن را نیز. بلایی که ژیلا سر میرسلیم آورد، در اردیبهشت ۱۳۷۶ را کمتر روزنامهنگاری است بتواند فراموش کند.
آن روزها، بهمن در سرویسهای مختلف همشهری مینوشت، میدیدم با چه پشتکاری دنبال ریزترین جزئیات میگردد تا خبرش سفارشی از آب در نیاید.
آن روزها بهمن و ژیلا شاید فکر نمیکردند زمانی تبدیل به یک تیم واقعی خبری شوند.
امروز، اما بهمن در سرمای روزهای آخر پاییز در زندان است، به خاطر آنکه کارش را درست انجام داده بود. ژیلا ۶۰ روز در بند بود، به خاطر اینکه مسائل زنان و حق انتخاب مردم ایران برایش اهمیت داشت.
هرگاه ژیلا یکی از آن نامههای عاشقانهاش برای بهمن را منتشر میکند، من تا مدتها اشک میریزم. چندی پیش، جولی پین، یکی از مدیران سازمان روزنامهنگاران مدافع آزادی بیان کانادا، نامه ترجمه شدهای از ژیلا را برایم فرستاد. با آنکه ترجمه این متن شاید اثرش را کم کرده بود، باعث شد کشیدن یک کارتون را کنار بگذارم و با چشمانی اشکبار، ساعتها راه بروم.
ژیلا امروز تنها نیست. امروز بیش از یک سوم روزنامهنگاران ایرانی زن هستند. شاید روزگاری در بعضی تحریریهها، زنان برای اثبات وجود خود با سختیهای زیادی روبرو بودند. تحقیر میشدند...
امروز روزنامهنگار زن گاه بیتوجه به جنسیت، به واسطه کیفیت بالای کارش شناخته میشود. روزی روزگاری، روزنامهنگار زن را در ترکیب سرویس روزنامه میگذاشتند تا فضا تلطیف شود. من در شورای تحریریه تعدادی از روزنامهها بودهام و این مساله را لمس کردهام. اما امروز میتوان با جرات گفت که با وجود عقبماندگی ذهنی بعضی مدیران رسانه، زنان اندک اندک، آن نگاه ابزاری را به کناری انداختهاند.
دیشب در سخنرانیام از طرف ژیلا، تاکید کردم که امروز نقش زنان در رسانههای ایرانی چقدر متفاوت از پیش است. این مساله مورد توجه کسانی قرار گرفته بود که بعد از آمدن پایین از تریبون در این باره سوالپیچم کرده بودند.
امروز شاید بعضی از همان زنان، مثل مسیح علینژاد مجبور شدهاند ایران را ترک کنند، یا مثل فرناز قاضیزاده تبدیل به وزنهای در تلویزیون بیبیسی شدهاند...اما کارشان نشان داده که نگاه جنسگونه بسیاری از ما مردان در گذشته، چقدر اشتباه و حقیرانه بوده است.
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
درود بر این زنان و مردانِ ایران.
درود بر کسانیکه اعتقاد دارند : برای باور سیاسی خود باید پرداخت کرد، ونه عفونامه نوشت.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید