فرهنگ سیاسی یا سیاسی فرهنگی؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
اگر بپذیریم که جامعه در هر صورت و با وجود تمام محدودیتها راه خود را باز میکند و بسمت اهدافش پیش میرود، زمانی فرا میرسد که بازخوردهایِ منفیِ این مطالبات بشدت هزینه بردار میشود و هزینه دادنِ زیاد رخوتی فراگیر را در عموم مردم در پی خواهد داشت و درست در همین نقطه است که مسوولیت نخبگان چشمگیر میشود. ذهنِ نخبه که برایندِ اذهان عمومی و مستورِ جامعه است، دست به کار میشود و کاری میکند کارستان...
مردم کشور من، مردمانی صلح جو هستند
اصغر فرهادی
...... پس از دریافت جایزهی بهترین فیلمِ غیر انگلیسی زبان توسط اصغر فرهادی و درست زمانی که سکهی یک میلیونی و دلار دوهزار تومانی بازار ایران را ملتهب و پریشان کرده بود؛ «جدایی»، از طرف آکادمی اسکار در دو رشتهی «بهترین فیلمنامهی غیر اقتباسی» و «بهترین فیلم» کاندید دریافت معتبر ترین جایزهی سینمایی جهان شد.
این خبر به اندازهای بزرگ و دلچسب بود که بارها و بارها در شبکه های اجتماعی و در میان فارسی زبانان به اشتراک گذاشته شد و ذهنِ مخاطبِ ایرانی - که سالها زخم خوردهی عقب ماندگی و تحمیل هویت ارزشی دستگاهِ حاکم بر امورات فرهنگی کشور بود - را درگیر خود کرد.
این موضوع که همه چیز در ایران سیاسی است؛ چه قبول کنیم چه نه، واقعیتی است انکار ناپذیر. در این کشور پیش پا افتادهترین موضوعات هم به سرعت سر زبانها میافتد و «سیاسی» تعبیرمیشود! از صحبت کوچکی از عادل فردوسیپور در مورد فوتبال گرفته تا گران شدنِ نان سنگک. پس باید پذیرفت که خوشحالی مردم از این اتفاقِ کاملاً سینمایی، نشأت گرفته از تمایلاتِ اکثراً سرکوب شدهی سیاسی - اجتماعیشان است. مردمی که فضا را بسته میبینند؛ موفقیت «سینما»یی را که متولیان فرهنگی کشور، تمام قد روبرویش ایستادهاند و تا حد تعطیل کردن «خانه»اش پیش رفتهاند بهترین خبر خوش برای آنهاست!
به بیانی دیگر در جوامعی با حکومتهای توتالیتر که فضای سیاسی در آنها بشدت کنترل شده و عموماً یکدست است، مردم به مرور یاد میگیرند که اعتراض و مطالباتشان را در قالب «هنر» پیگیری کنند.
اگر بپذیریم که جامعه در هر صورت و با وجود تمام محدودیتها راه خود را باز میکند و بسمت اهدافش پیش میرود، زمانی فرا میرسد که بازخوردهایِ منفیِ این مطالبات بشدت هزینه بردارمیشود و هزینه دادنِ زیاد رخوتی فراگیر را در عموم مردم در پی خواهد داشت و درست در همین نقطه است که مسوولیت نخبگان چشمگیر میشود. ذهنِ نخبه که برایندِ اذهان عمومی و مستورِ جامعه است دست به کارمیشود و کاری میکند کارستان!
به جرات میتوان گفت اکثریت مردمی که از این خبر - کاندیداتوری فیلم جدایی در اسکار - خوشحال شدند، نه از سینما سر در میآورند و نه از شخصیت پردازیهای بکرِ فرهادی! البته این زیاد هم بد نیست چون شاید اتفاقاتی از این دست باعث شود مخاطب عام جذب سینمایی شود که تابحال خاص شمرده میشده، دست کم در این چند سال. سینمایی که با وجود تمام محدودیتها؛ آنقدر فیلم خوب ساخت و بر استقلالش تاکید کرد که تاوان آن را با تعطیل شدن خانهاش داد، «خانه سینما».
این که جایزهی اسکار چقدر سیاسی است و این موضوع که آیا فیلنامهی خوب اصغر فرهادی قابلیت تنه زدن به بزرگی چون «وودی آلن» را دارد یا نه در این مقال نمیگنجد! در روزهای آینده، «فرهادی» از سینمایی دفاع میکند که چشم و چراغ مدیرانش، با لقب فاحشهخانه از آن یاد میبرد. نبرد بین سینمای باصطلاح ارزشی با سینمایی با معیارهای جهانشمول، سالهاست آغاز شده. باید منتظر ماند و دید...
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید