چنین گفت؛ زرتشت
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
برای دست یابی به این پله های والای انسانی و خدایی، که بر گرفته و تکاملی از باورهای مهر آیینی پیش از زرتشت گرامی بوده است؛ نیازی به روزه و صوفی بازی و طواف و عید قربان و بت پرستی و سنگ پرستی و دعا خوانی و ورود و جمبل و جادو، و پوشیدن لباسهای گله گشاد و دژداشه های بیابانگردان تازی، دستار، عمامه و کلاه، و تسبیح و سفر مشهد و مکه و حتا، عود و شب بو نیست.....
اندیشه پاک اشو زرتشت، و فلسفه ناب مهر آیینی از هر نوع خرافه و نماز و روزه و طواف و لباسهای عجیب و غریب، دعا و جنبل و حیوان کشی بیگانه است. اهورا مزدای توانا، که خود خرد توانمند و آفریننده و هوشیار است، نیازی به نماز و روزه و خیمه شب بازی آفریده هایش ندارد. مراسم و شریعت غارنشینان یهودی و ادیان سامی از قبیل، بریدن قسمتی از آلت مردان و یا ختنه زنان، حرام و حلال بودن غذاها و حیوانات، وضو و غسل و سنگسار، قصاص و دعاهای کمیل و شباط.... همه و همه، خرافات و پندارهای انسان علیل و ذلیل سامی برای تمسک به پدیدهای بنام «خدا» ست. در باور و اندیشه و بینش آریایی و ایرانی، همه اینها مردود و ناستوده است. ایرانی، هیچگاه، بت و سنگ و خورشید و ماه و خدای ساخته ذهن بشر را نپرستیده است، و بدین آزاده گی، افتخار میکند.
اشو زرتشت میفرماید؛ برای رسیدن و دست یابی به «خرد جاودانی»، هر کسی میتواند با پیروی از دستور زیر، به کمال و فرزانگی همچون خود او دست یابد و راهنمای زندگی بهتر و شایسته تری برای همگان باشد:
یک: اشا=اردیبهشت= راستی و کردار پاک
دو: وهومن= بهمن= وجدان و دین پاک
سه: خشترا=شهریور= فرمانروایی و چیرگی پاک
چهار: آرمی ئی تی=اسفند= آرامش و آسایش پاک
پنج: هئو او رو تات= خرداد= رسایی و تکامل پاک
شش: امرتات=امرداد= جاودانگی و زندگی جاوید پاک
هفت: اهورا مزدا= خداوند جان و خرد= هستی بخش هوشمند پاک
برای دست یابی به این پلههای والای انسانی و خدایی، که بر گرفته و تکاملی از باورهای مهر آیینی پیش از زرتشت گرامی بوده است؛ نیازی به روزه و صوفی بازی و طواف و عید قربان و بت پرستی و سنگ پرستی و دعا خوانی و ورود و جمبل و جادو، و پوشیدن لباسهای گله گشاد و دژداشههای بیابانگردان تازی، دستار، عمامه و کلاه، و تسبیح و سفر مشهد و مکه و حتا، عود و شب بو نیست.....
روی به هر سو آورم
به هر کسی نظر کنم
در همه چیز بنگرم
جاه و جلال تو، مرا،
آفتاب رویت است
من چه خجل شدم،
نور تو را بدیده و،
سنگ و بتان ستوده ام
گاه سوی «خدا» روم،
گاه سوی بتان روم
گاه، لباس عافیت،
گاه دعای معصیت
گاه بسوی کعبه و،
گاه، به خانقاه شدم
گاه به تو ننگ زدم،
گاه به خود انگ زدم
در همه حال،
تو با منی،
من به دگر چنگ زدم
خودشناسی، ریشه فرهنگ آریایی و ایرانی است، نه بیگانه شناسی و تعمق در پوشاک و عادتها و مراسم دست و پاگیر و چشم و هم چشمی و ریا و تظاهر و ریش و تسبیح و زیارت و هر چیز دیگری که نمود و ظهور مادی و خاکی دارد، از اهورای بزرگ و پاک بدور است..... اندیشه زرتشت، مینوی و جاودانه است، نه خاکی و فناپذیر
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
کاش کمی هم میزاشتن به اصل خویش بازگردیم وکمی اطلاعات مثل نوشته زیبا شما تو رسانه هاش منتشر میشد نه 24 ساعت با زبون که هیچکس نمیفهمه برن تو مخمون
بی احترامی نباشه از نادانی من وخیلی ها همین بس که نانسی اجمم هم برامون تلاوت میکرد ببخشید خوب نمیفهمم عربی چیمیگن موسی به دینش ما هم بی شمشیر به دینمون برای رسیدن به خدا از عربستان رد نشیم
در این که زرتشت مرد بزرگ و اندرز های او نیز بر اصالت عقل بشری وساخت انسان به عنوان ابرمرد بوده شکی نیست.
بهتر آنست که تبلیغ هر ایده ومسلکی بر نفی وتوهین دگر اندیشان نباشد.
باآرزوی آن روزی که دوست داشته های خودرابدون اینکه به دیگران توهینی شود بازگو کنیم.
هم عقیده شما
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید