رنسانس و ارزش‌های انقلاب | رسانه‌های خودمانی | جامعه | صفحه اصلی
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

رنسانس و ارزش‌های انقلاب

۱۹ مهر ۱۳۹۰ فریبرز سروش
image

گاهی در زندگی روزمره و در جاهایی که اصلا انتظار آن را ندارید حرف‌هایی رد و بدل می‌شود که انسان را به فکر وا می‌دارد، یکی از این جاها تاکسی است، چهار مسافر و یک راننده که می‌شود از آن دنیایی تجربه آموخت و چیز تازه یاد گرفت.

تاکسی نوشت:

صندلی عقب من نشسته‌ام، خانمی که با گذاشتن کیفش سعی دارد تفکیک جنسیتی را در تاکسی هم رعایت کند! صندلی جلو هم در تصرف جوانی است که بی خیال دارد با ضرب آهنگ ترانه و هدفونی که در گوش دارد کله می‌جنباند. راننده با فرو کردن پنبه و دستمال کاغذی در درزهای داشبورد و دریچه های کولر ماشینش، منظره‎ی خنده داری درست کرده است. خنده دار تر از همه کاغذی است که روی آن نوشته است «ونک-تجریش 1500» و آنقدر هم بد خط است که اگر در مسیر نبودیم سخت می‌شد تجریش را تشخیص داد.

طبق معمول همه‌ی عصرهای پاییزی ترافیک سنگین است و حرکت ماشین ها آرام و کند. هنوز چند متری حرکت نکرده‌ایم که تاکسی برای مردی که داد زد ونک نگه می‌دارد. سر و لباس ساده‌ای دارد با دو دست پر، یک دستش کیفی است که ظاهرا سابق بر این چرمی بوده و دست دیگرش یک عالمه پوشه و برگه امتحانی. به محض سوار شدن سلام می‌کند و سعی می‌کند در را هم به آرامی هر چه تمام‌تر ببندد. راننده که حواسش به نحوه بستن در توسط مسافران است، با رضایت کامل می‌گوید؛ دست شما درد نکنه، کاش همه مسافرها مثل شما اعصاب آرام داشتند. و بعد بی آنکه منتظر پاسخی باشد ادامه می‌دهد؛ بدبختی ما یکی و دوتا نیست که، از یک طرف باید با هزار جور آدم سر و کله بزنیم، از یک طرف دنده صدتا یه غاز عوض کنیم و پدر صفحه کلاچ این زبون بسته رو در بیارم، از یک طرف دیگه هم باید تاوان عصبانیت‎های مردم را ما بدیم که هرکس از هر کجا عصبانی باشه میاد و سر در ماشین ما خالی می‌کنه!

یک ریز و بدون نفس گرفتن حرف می‌زند، انگار که همه را حفظ کرده باشد، درست مثل دانش آموزی که بخواهد درس پس بده واژه‌ها را پشت هم ردیف می‌کند. مرد بغل دستی من که در حال جاگیر کردن کیف و پوشه‌هایش است، لبخندی می‌زند و می‌گوید:

زمانه‌ی بدی شده، همه حق دارند، هر کس را که ببینی تحت فشار است و می‎خواهد به نوعی این فشار را به دیگران منتقل کند.

شوخی نیست آقا، گوشت کیلویی بیست هزار تومن، سنگک دونه‌ای پونصد تومن، مگه شوخیه؟ تخم مرغ شده شونه‌ای ده هزار تومن...

پسر بی‌خیال جلویی که یکی از گوشی ها را از گوشش بیرون آورده، بی‌مقدمه می‌گوید؛ چند روز دیگه هوا که سردتر بشه، گوجه هم گرون میشه، با این حساب اگر رفتین خونه‌ی کسی براتون املت درست کرد، بدونید که خیلی خاطرتون عزیز بوده..

بعد خودش می‌خندد. مرد اما نمی‌خندد، می‌گوید؛ خنده دار نیست جوان؛ من معلمم، تاریخ درس میدم، تاریخ رو هم خوب می‌شناسم. زمونه‌ای که ما درش زندگی می کنیم شباهت‌های عجیبی به قبل از رنسانس در اروپا داره، چند ده سال دیگه که تاریخ امروز مملکت ما نوشته بشه، میشه خط به خطش رو با پیش از رنسانس مطابقت کرد. (آقای معلم پشت سر هم مثال می‌زند، اقتصاد، فرهنگ، اوضاع اجتماعی و سیاسی را هم گواه می‌گیرد.)

خانم تفکیک جنسیتی با لحنی معترض می‌گوید؛ شما هیچ وقت نمیتونید شرایط اروپا و رنسانس رو با شرایط جمهوری اسلامی مقایسه کنید. اصلا نقطه مشترکی وجود نداره که بخواد مطابقت داده بشه.

آقای معلم که با دقت در حال گوش دادن به حرفهای خانم است حرف او را قطع می کند و می گوید؛ شما یا تاریخ رو نمی‌شناسید یا اینکه دقیق مطالعه نکردید. مشخص‌ترین شباهت امروز کشور ما با اروپای قبل از انقلاب رنسانس تسلط کلیسا بر همه امور جامعه، تفتیش عقاید، دخالت دین در سیاست و خیلی چیزهای دیگه است. آقای معلم که گویی دچار هیجان تدریس شده باشد، ادامه می‌دهد؛ من همیشه به دانش آموزام میگم کتاب‌های تاریخی رو مطالعه کنند، تاریخ چراغ راه آینده است.

تنها خانم حاضر در تاکسی که از ظاهرش ذوب شدگی در ولایت فوران می‌کند، با ابروانی در هم کشیده از ناراحتی سر می‌چرخاند و وانمود می‌کند که حرفهای آقای معلم ارزش گوش کردن ندارد و تماشای خیابان و آدمها و ماشین‌هایی که در هم می‌لولند را ترجیح می‌دهد. گوش کردن ندارد و تماشای خیابان و آدمها و ماشین هایی که در هم می‌لولند را ترجیح می‌دهد. راننده دوباره به حرف می‌آید و می‌گوید؛ آقا حق با شماست، این گذشته است که آینده را می‌سازد، با این وجود من هر چی زیر و رو می‌کنم می‌بینم توی این چندین ساله، چیز دندون گیری نبوده که بخوایم باهاش آیده رو بسازیم.

- آقا شما دارید به همه ارزش‌های انقلاب توهین می‌کنید، نگه دارید من پیاده می‌شم.

راننده بدون هیچ بحثی آرام آرام کنار می زند، زن با عصبانیت از تاکسی پیاده می شود و چنان در را به هم می‌کوبد که گویی ضربه‌اش مشت محکمی است بر دهان استکبار جهانی، توهین کنندگان به ارزش‌های والای انقلاب اسلامی، مخالفان ولایت مطلقه فقیه و غیره...  راننده هم نامردی نمی کند و با صدای بلندی که به فریاد شبیه است داد می‌زند؛

- بر اون پدرت لعنت.... مالِ بی صاحب نیست که!

جوان جلویی باز هم با لودگی می‌گوید؛ همینجوری از ارزشهای انقلاب اگر بخوان دفاع کنند که فاتحه‎ی همه خونده است. خدا خودش رخم به پروردگار کنه.

تاکسی نارنجی به نرمی دوباره به راه می افتد، چشمانم را می‌بندم و سعی میکنم حداقل تا میدان ونک به چیزی فکر نکنم. هجوم واژه ها آرامشی باقی نمی‌گذارد. تاریخ، رنسانس، ارزش‌های انقلاب، تکرار تاریخ، حقوق معلمی که لابد در همان ده روز اول ماه نابود می شود و آقای معلم با کتاب تاریخ سر زن و بچه اش را گرم می کند. نسل جوانِ غالبا هدفون داری که به همه چیز بی تفاوت نشان می‌دهد و آینده ای برای مردم که چندان روشن نیست.

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

پرونده هسته‌ای: جام زهری که بی‌سر و صدا نوشیده شد

پرونده هسته‌ای: جام زهری که بی‌سر و صدا نوشیده شد
دو روز پیش که خبر توافق محرمانه‌ی آمریکا و ایران در وب‌سایتی منتشر شد و با نگاهی به بندهای این توافق‌نامه، دو نکته کاملا عیان بود. اول عقب‌نشینی کامل ایران و دوم، انتظار خبر «مسرت‌بخش» امروز آقای یوکیو آمانو که اعلام کرد: «در مذاکره بر سر برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی با تهران به توافق رسیدیم.»...
سیاست | سروش جعفری

کنایه هاشمی به مصباح‌یزدی: زمان شاه که مبارزه خوب نبود

کنایه هاشمی به مصباح‌یزدی: زمان شاه که مبارزه خوب نبود
اکبر هاشمی رفسنجانی در سخنانی با کنایه‌ای آشکار به مصباح یزدی، به «افراطی‌ها» حمله کرد و گفت افراطیون هیچ‌گاه به کشور خدمت نکرده‌اند و ایران نیز در مواردی از افراط ضربه خورده است....
سیاست | سروش جعفری

خشم منتقدان از فیلم «بی‌سر و ته» کیارستمی

خشم منتقدان از فیلم «بی‌سر و ته» کیارستمی
امروز در حالی «مثل یک عاشق» در جشنواره کن به نمایش درآمد که یک منتقد ایرانی حاضر در جشنواره، از واکنش سرد منتقدان و نارضایتی آنها از فیلم عباس کیارستمی سخن گفته است؛ همزمان کیارستمی درباره این فیلم گفت: «فيلم نه شروع دارد و نه پايان». ...
هنرستان | سهند خوانساری

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

ما را دنبال کنید