نگاهي ديگر به مهر و ميتراييسم مهرگان؛ نماد باور ایرانیان به پیمان و مهر
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
اسطورههای ایرانی چگونه توانستهاند از دورهای دور تاریخ بیایند، از سینه به سینه و کوی و برزن بگذرند و به نوشتارها برسند. به باور من راز ماندگاری آنها و اینکه توانستهاند در راستای تاریخ به یک نظام خردپپذیر برسند این است که به پالایش خود تن دادهاند؛ یعنی اسطوره یا میتوس در برابر لوگوس یا خرد قد علم نکرد، تا بتواند با آدمی بزید!
به مناسبت شانزدهم مهر ماه، جشن مهرگان
دکتر تورج پارسی
www.savepasargad.com
پیش گفتار: امروز آهنگ آن دارم از این منظری که مینگرم کمی بیشتر واشکافم تا برسم به اینکه اسطورههای ایرانی چگونه توانستهاند از دورهای دور تاریخ بیایند، از سینه به سینه و کوی و برزن بگذرند و به نوشتارها برسند.
به باور من راز ماندگاری آنها و این که توانستهاند در راستای تاریخ به یک نظام خردپپذیر برسد این است که به پالایش خود تن دادهاند؛ یعنی اسطوره یا میتوس در برابر لوگوس یا خرد قد علم نکرد، تا بتواند با آدمی بزید! نیک میدانیم که زندگی آدمی و اسطورهها همانندی زیادی داشته و دارند و آدمی در اسطوره زیسته است، به ویژه در سرزمین ما که شعرش درختی سالمندست و شاعرانش جهتی همیشگی در قلمرو اسطورهها داشتهاند.
نکته بس بزرگ دربارهی اسطورهها این است که قداست نمایی درونی وبرونیشان نیاز به قربانی داشت، برگهای بی شماری از تاریخ، از خون قربانیان چه حیوان و چه انسان رنگین است. جشنها که هم پیمان اسطورهها هستند نمودار درستی میدهند از قربانی و آَیینهای خونین. از این منظر میتوان جشنها را در گذشتههای دور برآیند دو گانهی دین و اسطوره هم دانست. یشتها آگاهمان میسازد از قربانیها که انجام میشده است.
***
ابتدا نگاهی میاندازم به جشنهای فصلی سوئد که سرزمینی هند و اروپایی است:
«درسالشمار سوئدی ازسه جشن فصلى نام برده شده است: نخستين جشن Höst blot يا جشن قربانى پاييزى نام دارد كه در آغاز زمستان برگزار مىشد.
دومين جشن Midvinter blot يا جشن قربانى ميانه زمستان.
هر دو جشن به نيت پربارى فراورده هاى كشاورزى سالى كه در پيش است برگزار مىشده است.
سومين جشن vår blot است كه يك جشن قربانى بهارى است و به نيت پيروزى وايكينگ ها در آغاز تابستان برگزار مىشده است.
در هر سه جشن از حيوانها و انسان به عنوان قربانى در پيش خدايانى چون: Oden و Tor و Freja استفاده مىشده است «از مقالهی از یلدا تو یول سوئدی از همین قلم».
در واقع دین و استوره یک حالت مماس دارند؛ اما لوگوس یا خرد این قداست را از اسطوره میگیرد یا بیرنگ میکند! و رخت زمینی قابل دسترس به آن میپوشاند ما این را در آیینهای ایرانی/هندی آشکار میبینیم. اندیشهی زرتشت در زدودن و پیراَیش و آرایش خدامداریهای اسطورهای هندیان و ایرانیان و....نقش بسیار شایستهای داشته است. انسان و خویشکاری وی را زرتشت مطرح ساخت. او بينش و خرد و آزادى گزينش و خويشكارى را پايهى كار خود قرار داد و مثلث نيكى سه گانه را پیش کشید، او گفت که مزدا از آنچه دارد موجودات را هستى مىبخشد يعنى بنا.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.