القاب و افراد
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
هرچه فاصله حاکمان از مردم بیشتر میشود، القاب هم بزرگتر میشود. از خدایگان بزرگ ارتش داران شاهنشاه آریامهر گرفته تا امروز که صحبت از سید خراسانی و یا علی گفتن در هنگام تولد است. فرق امروز با دیروز اینست که اکنون کل دین اسلام است که زیر سئوال میرود و مردم به همه آنچه در مورد ائمه گفته شده شک خواهند کرد.
در زمان قاجار القاب زیادی وجود داشت و هر فردی که در دستگاه حکومتی کار میکرد با توجه به شغلی که داشت دارای لقب و عنوان میشد، مانند نقاش السلطنه که دارای شغل نقاشی در دربار بود و اگر در اینکار به استادی میرسید و یا حتی بی نظیر میشد لقب کمال الملک را میگرفت.
از سوی دیگر ثروتمندان هم تمایل زیادی داشتند که دارای عنوان و لقب شوند و بهمین دلیل با دادن پول به شاه و یا وزرا برای خود لقبی دست و پا میکردند.
امروزه نیز لقب در ایران بسیار مورد توجه است و القابی مانند مهندس و یا دکتر برای افراد احترام میآورد و جایگاه بر تری به آنها میدهد، هر چند که نشانه نوع شغل افراد هم هست.
اما بعد از قاجار اتفاق دیگری هم افتاد و آن دارای لقب شدن حاکمانی بود که پیش از آن نه خانواده مهمی داشتند و نه جایگاهی در جامعه، مانند افرادی که همراه با رضا شاه به حکومت رسیدند، که همه آنها نامهایشان را عوض کردند و اسامی جدیدی بر گزیدند که در واقع به نوعی لقب هم شد؛ مثلا رضا آلاشتی که بعدها شد رضا خان میر پنج و بعد از رسیدن به پادشاهی شد رضا شاه پهلوی.
در زمان محمد رضا شاه، وضع کمی بیشتر تغییر کرد. بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ که همراه بود با دور شدن هر چه بیشتر مردم از شاه و حکومت پهلوی، القاب پادشاه باز هم بیشتر شد. از بزرگ ارتش داران، به آریا مهر و با گسستگی بیشتر مردم، به خدایگان شاهنشاه آریا مهر بزرگ ارتش داران.
این ازدیاد القاب همراه بود با فاصله گرفتن هرچه بیشتر مردم از حکومت پهلوی و در واقع تنفر بیشتر مردم.
امروز هم همان روند در ایران در جریان است ولی به شکل جدید تری. هرچه بیشتر مردم از حکومت اسلامی دورتر میشوند، داستانها در باره مقام رهبری بیشتر میشود، از سید خراسانی گرفته تا یا علی گفتن در هنگام تولد.
گویندگان این مزخرفات هرگز توجه هم نمیکنند که مثلا قابلهای که آقای خامنهای را گرفت لااقل باید صد ساله باشد و اصلا در قید حیات نیست و سالها قبل مرده است.
از سوی دیگر بنا به رسمی که شاه عباس صفوی پایه گذاری کرد. ملایان بر اساس شنیدههای خود که از افراد موثق و مطلع نقل شده، به داستان گویی میپردازند. همانطور که علامه مجلسی در کتابهای خود نقل میکند که مثلا پدرش از پدر بزرگش و او از فلان شخص و همینطور تا هزار سال قبل را بازگو میکند که مثلا امام محمد باقر از تره تیزک بدش میآمد و امام جعفر صادق ولی از آن خوشش میآمد، و تمام روایات که بخش مهمی از شیعه را تشکیل میدهد. بر همین اساس نقل شده است.
روحانیان شیعه میگویند، احادیث و روایات، و این دو، اساس اندیشه شیعه را میسازد.
حال این چاپلوسان دربار ولایت فقیه هرگز فکر نمیکنند که با چنین داستان سرائیهایی، اساس اندیشه شیعه با خطر مواجه میشود. مردم خواهند اندیشید که در گذشته هم چنین وضعی جاری بوده و تمام آنچه به ائمه نسبت داده شده است زیر سئوال خواهد رفت.
اگر اطرافیان محمد رضا شاه او را تا حد خدا بالا میبردند و خدایگان مینامیدند، اتفاقی بود که برای یک شخص رخ میداد و مردم هم فقط به ریش آنها میخندیدند. ولی اکنون کل دین در معرض خطر قرار گرفته است.
حکومت ولایت فقیه در واقع دارد از کل دین برای خود هزینه میکند و این هزینه ایست که دین اسلام و مذهب شیعه دارد میپردازد. درچنین وضعی روحانیون سنتی و مجتهدین واقعی باید کاری کنند تا دین را از این ورطه نجات دهند.
نمیشود بخاطر یک فرد و گروهی که وابسته به او هستند، کل دین اسلام و مذهب شیعه را بخطر انداخت. اگر چنین وضعی ادامه یابد که متاسفانه با تضاد ایجاد شده بین مردم و حکومت، هر روز بیشتر هم میشود، این روحانیون شیعه هستند که باید بپا خیزند و اسلام را نجات دهند.
در مدیریت کلان جامعه بهر حال دین لازم است و نمیتوان دین را بازیچه عدهای قدرت طلب کرد.
اگر این روند تمسخر دین از طرف روحانیون درباری ادامه یابد، شرایط بسیارد بدی بوجود خواهد آمد.
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
برخی از روحانیون دین را برای خیر بشر دانسته اند و این تعریف با تعریف مسیحیان از دین نزدیک تر است .
لزوم وجود دین در مدیریت کلان جامعه را نمیتوان نادیدیه گرفت , هر چند که ما به دین اعتقاد داشته باشیم یا نه , دین بیشتر از قانون میتواند باعث ایجاد امنیت در جامعه شود و البته در جوامع غربی نیز بهمین دلایل دین را هنوز حفظ کرده , حتی این نوع از دین را گسترش هم میدهند . بهر حال با تشکر از توجه شما , این هم نوعی نظر است که شاید بیانش اشکالی نداشته باشد
اندیشیدن به جامعه البته برای همه کس لازم نیست , ولی دین هم با پنیر و ماست و سبزی فرق دارد و نمیشود اگراز این دین خوشمان نیامد به مردم بگوئیم حالا برویم یک دین دیگر بخریم .
آن مقدس بازی بزرگترین اشتباه محمد رضا شاه بود هرچند که انگار واقعا اعتقاد قلبی داشت و تحت تاثیر مادرش که اعتقادات خرافی داشت قرار گرفته بود.حتا یکبار رضا شاه به او نهی میکند که اینحرفها چیست که میگوییی این حرفا مال زنان است (خوشبختانه بسیاری از زنان ایرانی به ماهیت کثیف این دین امروزه پی بردهاند).انصاری مثل نصر و نراقی هم در دفتر شهبانو کار را از بد ،بدتر کرده بودند.متأسفانه مسابقه مقدس بازی با آخوند غیر از شکست فاجعه بار هیچ نتیجهای ندارد.
من هم مثل شما اعتقاد دارم که همه ادیان افین تودهها هستند ولی فرق ما اینجا است که شما القاب الدوله و سلطنه و آریامهر را میبیینی و القاب امیر المؤمنین صل الله و بحمده ده ولم ده و سید شهدا و از این قبیل را نمی بینی که چگونه ممکن است شخصی که از کودکی اینها را شنیده قادر به تفکر آزاد باشد،.
حالا که این دین و مذهب شیعه در وضعیت دفاعی قرار گرفته بعضی ها مثل شما سعی در دمیدن جان در بدن پر از شپش آن دارند.در پایان به گفته داوکینز دین بزرگترین عمل بی قانونی و بی اخلاقی است.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید