سن باتوم به دستان کاهش مییابد
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
حسین پسر بچه چهارده سالهایست که با این باتومها تعداد زیادی را کتک زدهاست. مادر این پسر بچه که زنی تقریبا بیسواد و از اهالی جنوب شهر تهران است به خبرنگار خودنویس گفت:« با دیدن صورت خسته و عرق کرده حسین و باطومی که با خود به خانه آورد شوکه شدم. پرسید این دیگر چیست؟ گفت ابزاری جدید برای کسب درآمد بدون دردسر.»
« از حدود خرداد ماه گذشته و بعد از شلوغیهایی که بعد از انتخابات در تهران و شهرهای دیگر به وجود آمد فروش باتوم و وسایلی از این دست زیاد شده و بیشتر مشتری ها به دنبال خرید این باتوم های پلاستیکی و فنری هستند.» اینها را منصور یکی از فروشندگان لباسهای سربازی در خیابان سپه میگوید.
فرزانه که خبرنگار یکی از روزنامههای اصلاح طلب بوده از مشاهداتش در خیابان امام خمینی و فروش باتوم میگوید:« چند ماه پیش بود که برای خرید یک پرچم روی میزی به فروشگاههای نظامی منظقه خیابان سپه رفتم و با دیدن باتومهایی که جوانان خریداری میکردند و از سه هزار تومان تا هفت هزار تومان قیمت داشت شوکه شدم.»
اینها را فیروزه میگوید زنی پنجاه و اندی ساله که دیگر از باتوم نمیترسد.«وقتی کمرم تیر کشید برگشتم تا صورت کسی که باتوم را به کمرم کوبید ببینم. پسری دوازده ساله بود که نگاهش هیچ حسی نداشت. نه غضب را میتوانستم در آن ببینم نه نفرت را. انگار در بازی حیاط مدرسهاش گرفتار شدهبود.»
مریم میگوید:« به چشم خودم دیدم که چطور بچههای دبیرستانی باتومهایشان را در هوا میچرخاندند و فریاد یا حسین سر میدادند و بر تن مردم میکوبیدند.انگار در یک رقابت باهم شرکت داشتند. چهرههایشان متفاوت بود، بعضی فقیر بودند ، بعضی به نظر میآمد برای سرگرمی هم شده آمدهاند. کلا نمیشد فهمید این جماعت از چه قشری و از چه مرامی هستند.»
حسین پسر بچه چهارده سالهایست که با این باتومها تعداد زیادی را کتک زدهاست. مادر این پسر بچه که زنی تقریبا بیسواد و از اهالی جنوب شهر تهران است به خبرنگار خودنویس گفت:« با دیدن صورت خسته و عرق کرده حسین و باتومی که با خود به خانه آورد شوکه شدم. پرسید این دیگر چیست؟ گفت ابزاری جدید برای کسب درآمد بدون دردسر.»
مادر حسین میگوید:« حسین به هیچ چیزی باور ندارد و به هیچ مسالهای در زندگیاش اهمیت نمیدهد او فقط میگوید پول میدهند میروم. خسته ام بسکه دستم به دهان مردم بوده.»
حمله به معترضین این روزها شدت بیشتری به خود گرفتهاست و باطوم به دستان دیگر سرباز وظیفهها نیستند. در کنار آنها بچههایی هستند که برای دریافت امکانات و کمکهای مالی از سوی رژیم حاضرند باطومهای خود را در هوا بچرخانند و بر تن نحیف مادران و زنانی فرود بیاوردند که میتواند مادر یا خواهر خود این بچهها باشند. حکومت با چیدمان جدید خود تلاش میکند وجه جدیدی به ماجرا بدهد تا بر مبنای آن جامعه را با بحرانهای جدید اختلاف و درگیری همراهی کند.
مرضیه میگوید:« فقط میخواهم به این بچهها بگویم بجای تخم کینه و خشونت جوانی کنند. دلم میخواهد دست همه این کودکان وطنم بگیرم و ملتمسانه برایشان تعریف کنم که زندگی چیز دیگری است. گول این قصهها را نخورند که فردا قصه چیز دیگری خواهد بود.»
Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):
بل بلی گوش
همت کنیم و یک ماهه این رژیم رفته فقط به خیابان بیایم و بمانیم و در خیابانها زندگی کنیم.
ما را چه شده ؟ داریم سوژه خنده دنیا میشیم . میدانم خیلی ها ناراحت میشوند ولی حقیقت را باید گفت .
به نظر من با این راهپیمایی های سوسولی ما به هیچ جا نخواهیم رسید.
مردم تظاهرات و مقاومت را با راهپیمایی اشتباه گرفتن و هنوز نفهمیدن چرا مردم مصر، تونس ، بحرین ، دارند پیروز میشوند و ما در جا میزنیم.
گل ریختن و بادکنک سبز هوا کردن و اسمه ان را مبارزه گذاشتن فقط بائس خندی جهانیان میشود نه بیشتر.
رمز پیروزی مقاومت و ماندن در خیابانها است تا پیروزی.
وقتی طرف مقابل داره ما رو تیکه پاره میکنه و ما در مقابلش چسب سبز بزنیم به دهنمون خوب خیلی معذرت می خوام این اسمش مبارزه بی خشونت نیست این اسمش مبارزه بی غیرت هست.
امتحانش مجانی هست، همین چهارشنبه سوری نفری یکدونه نارنجک صوتی بزنید زیر پای بسیجیها ببینید چه اتفاقی میفته.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید