و اما بحث شیرین کامنت! | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (52)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

و اما بحث شیرین کامنت!

۱۱ شهریور ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

در روزهای اخیر با داغ شدن بحث رفتن به فاز دوم خودنویس، بسیاری از اعضا نگرانی‌های خود را بابت سانسور و کنترل نظرها و نوشته‌های‌شان ابراز کرده‌اند. طبیعتا اگر بر اساس منطق ایرانی رسانه به مساله نگاه کنیم، می‌توانم حق را به این دوستان بدهم. یکی از اشکال‌های کلی کار بسیاری از ما این است که وقتی رسانه‌ای را با آداب غربی راه می‌اندازیم، می‌خواهیم با روش مدیریتی «هیاتی» اداره‌اش کنیم و قواعد ناکارآمد سنتی خودمان را به آن تحمیل کنیم. تعارف که نداریم، شهروند روزنامه‌نگاری پدیده‌ای نو است و کاملا غربی، اما این امکان را داریم که برای کار رسانه‌ای فارسی زبان از آن استفاده لازم را ببریم. کامنت گذاری طبیعتا برای بسیاری از ما پدیده‌ای جدید است. لطفا تعداد رسانه‌های بزرگ آنلاین فارسی زبان که امکان کامنت‌گذاری را به مخاطبین می‌دهند را برشمارید. و از آن مهم‌تر، رسانه‌هایی که کامنت‌های انتقادی را منتشر می‌کنند. طبیعتا با مرور کامنت‌های رسانه‌های سیاسی، به تعداد کمتری از آنها برخواهید خورد که تحمل مخالفت را داشته باشند. اما چرا کامنت و نظر اهمیت دارد؟ رسانه‌های امروزی، ابزارهای حرف زدن یک‌طرفه نیستند و نویسنده و رسانه، با مخاطبانش وارد گفتگویی دوطرفه می‌شود. با این حال، شما این حق را دارید که با کسی حرف بزنید که آداب قابل قبول گفتگو را بپذیرد. شما با کسی که به شما دشنام می‌دهد نمی‌توانید گفتگویی سالم داشته باشید. شما از فلسفه بگویید و طرف هم رسما بدون توجه به حرف‌های شما، بخواهد اعضا خانواده‌تان را «آباد» کند. در بررسی ساز و کارهای منطقی کردن رابطه سایت و نویسنده با مخاطب، می‌توان الگوی مناسبی پیدا کرد. یکی از منطقی‌ترین الگوها، «شیوه‌نامه» (۱) سایت روزنامه گاردین انگلستان است. سایتی که روزانه میلیون‌ها نفر بازدید کننده دارد و هزاران کامنت می‌گیرد. دست اندرکاران گاردین توضیح می‌دهند که دریافت نظر مخالف و انتقادی برای‌شان اهمیت زیادی دارد. اما اینکه بتوان اهانت و حمله شخصی به نویسنده را تحمل کرد، حرف دیگری است و از آداب گفتگو به دور است.

 کامنت‌های تبلیغاتی، کامنت‌هایی که ناقض کپی‌رایت باشد، کامنت‌هایی که تهمت و اهانت به دیگران محسوب شود نباید جایی برای انتشار پیدا کند.

بر اساس همین نگاه، کامنت‌های نژادپرستانه، تبعیض‌آمیز و نفرت پراکن را نمی‌توان منتشر کرد.

اگر کامنتی به مطلب ربطی نداشت، نباید منتشرش کرد. به عبارت دیگر، از خوانندگان درخواست می‌شود که بر اساس مطلبی که خوانده‌اند کامنت بگذارند. حمله شخصی به نویسنده مطلب هم خارج از قاعده است.

از سوی دیگر، از کامنت‌گذاران خواسته می‌شود که با لحنی مناسب پیام بگذارند چون ممکن است طنز آمیز کردن بیش از حد کامنت، پیام مخاطب را دچار خدشه کند.

اما چرا گذاشتن قاعده برای کامنت اهمیت دارد؟  گذاشتن محلی برای ثبت نظر خوانندگان به این دلیل است که هر مطلب می‌تواند محل برخورد نظرها باشد و در طی همین درگیری دوستانه، می‌توان ایده‌ها را کامل‌تر کرد و نقاط ضعف مطلب یا حتی کامنت را بهتر درک کرد. اگر فضای سالم گفتگو تبدیل به محل زد و خورد غیر مسوولانه شود، نهایتش هرج و مرجی است که تندترین مخالفان هم تحملش را ندارند.

حفظ سلامت این فضا به نظر من بسیار واجب است.

اما، حفظ سلامت به معنی سانسور نیست. به هیچ وجه چنین اشتباهی نکنید. اگر بر فرض با نگاه من مشکل دارید، انتقادتان را بنویسید، نه اینکه مرا متهم کنید که از اینتلجنس سرویس و نوری‌زاده و رضا پهلوی و سارا پیلین و جان مک‌کین و نیلکلاس سارکوزی و کارلا برونی پول گرفته‌ام تا تفرقه بیاندازم! دوستی به عنوان مثال نویسنده‌ای را متهم به دست داشتن در جنایت‌های بیشماری کرده بود. این دوست که با هویتی پنهان شده، بدون ارائه سند چنین کرده بود، چقدر قابل اطمینان است؟ فکر می‌کنم می‌توانیم کمی منطقی‌تر هم باشیم.

 

چرا فاز دوم؟

 این سوال را گروهی از دوستان طرح کرده‌اند که چرا سایت وارد فاز دوم می‌شود؟ ساده‌ترن جواب این است که نمی‌خواهیم درجا بزنیم. فضای بهتری باید برای اعضا فراهم کرد. اگر امکان مشارکت بهتر و بیشتر اعضا فراهم شود، می‌توان در آینده امور سایت را به اعضا سپرد. به نظر من اداره محتوای سایت نهایتا باید بر عهده اعضای فعال باشد نه دو سه نفر بنیان‌گذار سایت. موسسین سایت نهایتا مسوول حفظ آن خواهند بود و نقش نظارتی خواهند داشت.

خودنویس سایتی مشارکتی است که آزادی بیان بر پایه قواعد رسانه‌ای را دنبال می‌کند. در مسیر رشد حتما اشتباهاتی داشته و خواهد داشت، اما ترجیح می‌دهیم با نگاهی مسوولانه این رسانه را پیش ببریم.

حالا که خودنویس ۹ ماهه می‌شود، ممنون می‌شویم نظرهای‌تان را برای‌مان بنویسید تا در فاز دوم، سایت را مشارکتی‌تر کنیم و مناسب‌تر برای اعضا. البته مشکلات فنی‌مان را داریم آرام آرام حل می‌کنیم...

-----------

 

۱-10 guidelines which we expect all participants in guardian.co.uk's community areas to abide by

ارزیابی این خبر:

2.82

Subscribe to comments feed نظرات (22 نوشته شد):

آرش در ۱۲ شهریور ۱۳۸۹
-6
" اما بحث شیرین کامنت" شما من را یاد " و اما بحث شیرین لواط "در حوزه علمیه در میان آخوندها میاندازد .آیا این دو با هم ارتباط دارند؟
تقی عبدالحسینی در ۱۲ شهریور ۱۳۸۹
نیکان گرامی ، مقدمتا یک پیشنهاد دارم ، و ان اینکه از کاربرد لغات انگلیسی ، فارگلیسی ، در سایت خودداری شود ، لذا برای کامنت کلمه پانوشت را پیشنهاد میکنم .

در ارتباط با پانوشت ها هم متوجه شدم خود نویسنده پانوشت میتواند به خودش نمره مثبت دهد ، که چیز خوبی نیست ، اگر ان فرد از سجایای اخلاقی درستی برخوردار نباشد .

بعلاوه ، لازمست که افراد دارای مشخصات کاربری و رمز باشند ، و قبلا جهت ورود به سایت آنرا استفده کنند . برای آندسته از افراد هم که نمیخواهند شناسایی شوند ، شماره ای اختصاص یابد تا همواره با ان شماره امکان درج نوشته یا پانوشت باشند ، تا از سوء استفاده جلوگیری شود
در ۱۲ شهریور ۱۳۸۹
یک فکری هم برای " ســجایا " می کردید بد نبود. کاربر انگلیسی خوب نیست ولی عربی چطور؟!!!
تقی عبدالحسینی در ۱۳ شهریور ۱۳۸۹
دوست عزیز ، منظور بدی نداشتم ، فقط هنگام نوشتن کلمه مناسب به یادم نیامد که به نویسم و ناچارا این کلمه را بکار بردم .

اگر خودنویس لطف نماید میتواند آنرا با کلمه پایبندی اخلاقی ( درستی نداشته باشد ) عوض کند
omi*********@gmail.com در ۱۲ شهریور ۱۳۸۹
-4
نیک آهنگ عزیز به نظر من باید فکری هم به حال بخش "ارزیابی خبر" کرد. چون این رای دهی هم ابزاری است با همان کارکرد کامنت تخریبی.
----------
درست است. البته باید ببینیم چه گزینه‌های دیگری وجود دارد؟
در ۱۵ شهریور ۱۳۸۹
بنده کاملا با امیدجان کشتکار موافقم. اصلا دلیلی ندارد خواننده ی بیسوادی چون من (بلا نسبت دیگران) چنین امکانی داشته باشد که مقالات و اندیشه ی سیاسی "اکویناس"، "ماکیاول"، "برن"، "هابز"، "لاک"، "منتسکیو" و ......های اسلامی و بویژه سـبـــــز را ارزیابی کند چه رسد به اینکه بخواهد از طریق کامنت با این بزرگان چون و چرا نماید و به قول ایشان آن را تخریب کرد.!

برادر من، اگر درخواست دیگری دارید، همین حالا و قبل از استارت فاز دویّــم بفرمایید و تعارف نداشته باشید.
درخواست شما، حکایت مهمان ملا نصرالدین را برایم تداعی کرد:
روزي شخصي به خانه ملا آمد و مھمان وي شد. ملا برايش غذا آورد و آن مرد بعد از خوردن غذا گفت:
در شھر ما رسم است كه پس از خوردن غذا مقداري ھم ميوه ميخورند. ملا به تندي سرش را جنباند و گفت:
برعكس در شھر ما اين كار بسيار بد و ناپسند است.
جناب آقای کشتکار
دریــای فــراوان نشــود تیــره به سنــگ
عارف که برنجد، تنگ آب است سر رفت
Fatemeh در ۱۲ شهریور ۱۳۸۹
-2
خداراشکرکه به سلامتی شماهم به جمع مزدوران وزارت اطلاعات ایران مثل نوریزاده ونبوی وعلینژادومخملباف وسازگارا وبهنود(این یکی دوجانبه است.هم برای صهیونیستهاکارمی کند،هم رژیم ایران!)پیوستید.ازآنجا که بنگاه سخن پراکنی بی بی سی هم قول بودجه داده حتما قراراست بافراماسونها هم همکاری کنید!

...........ببخشید، آدم اصولا کامنتهای خودنویس را که بخواند،دریچه ای جدیدبه سویش گشوده می شود!

حالا از شوخی گذشته،من درموردنحوه خبررسانی خودنویس سؤالی داشتم.آیا تمرکزشما فقط روی اخبارایران است یا خبرهای مهم جهان راهم پوشش می دهید؟مثلا خاطرم است درموردتظاهرات سران کشورهای صنعتی درتورنتو ویدئویی داشتید ولی درموردتظاهرات مهم اخیردرآمریکا مطلب خاصی درخودنویس ندیدم.وقایعی که هم اکنون درآمریکا اتفاق می افتدوهمصدایی جمهوریخواهان وبه موازات آن کمپین جنگ طلبان تأثیری مستقیم برمملکت فلک زده مادارد.متأسفانه فعالیت واطلاع رسانی فعالان ضدجنگ غربی به مراتب چشمگیرترازخودما ایرانیهاست.آنقدربه مسائل داخلی سرگرم شده ایم که انگاربرایمان مهم نیست یک مشت هفت تیرکش ورشکسته دوباره چه خوابی برایمان می بینند.
--------------
فاطمه عزیز. اخبار را همراهان خودنویس ارسال می‌کنند. ممکن است سروش و آرش که در روزهای معینی به کار خبر می‌پردازند، روی خبرهای ایران متمرکز باشند، اما مثلا هنگام اجلاس جی-۲۰، دارا اخبار تورنتو را پوشش داد و یا "بالاتر فکر کنیم"خبرهای ورزشی را پوشش می دهد. در این ساختار شما می‌توانید اخبار حوزه‌هایی که به آنها علاقه بیشتری را دارید منتشر کنید.
Fatemeh در ۱۳ شهریور ۱۳۸۹
-1
ببخشید،مثل اینکه من منظورم رادرست نرساندم.
آیا شمادرنظرداریدکارگروههایی برای تمرکزروی موضوعات مختلف درست کنید؟مثل سیاست،علمی،فرهنگی-هنری،جامعه و... .یعنی اعضا بتوانندطبق علایق ومعلوماتشان مطلب رادربخش موردنظرانتشاردهند.همین موردآمریکا یک مثال بود.فرضاکسی که درآمریکا زندگی می کندامکانات بیشتری برای تهیه مطلب ازاوضاع سیاسی آنجادارد.
دیگراینکه آیاخط مشی خودنویس بویژه دربخش خبررسانی انتشاراخبارداخل ایران است یا «اوضاع داخلی وسیاست خارجی »دیگرکشورها-بویژه آمریکا-هم جزواولویتهامحسوب می شود؟
بدیهیست که ارسال کننده مطلب بایدعضوخودنویس باشد.منظورمن فقط دانستن «اولویتها»بود.
در ۱۲ شهریور ۱۳۸۹
-3
عجب ، با آشتی اصلاح طلبان و رژیم، طبیعی است که دغدغه ها هم تغییر کند.
دشمن در خانه و ما گرد جهان می گردیم!!
به قول شما آنها هفت تیر کش ورشکسته هستند، پس نگرانی شما از این ورشکسته گان چیست؟!
شیخ‌ اجل در گلستان نگاشته است :
منجمی به خانه در آمد. یک مرد بیگانه را دید که با زن او بهم نشسته. دشنام و سقط گفت. فتنه و آشوب برخاست.
صاحبدلی که برین امر واقف بود گفت: تو بر اوج فلک چه دانی چیست که ندانی که در سرایت کیست؟
کنجکاو در ۱۲ شهریور ۱۳۸۹
-7
نیک آهنگ گرامی

خیلی دوست دارم مرامنامه خودنویس درباره پرچم ایران و گرایش مذهبی داشتن یا نداشتن این سایت را بدونم.
- با توجه به طرح "اون ممه رو لو لو برد" از مهران که از پرچم بی نشان استفاده شده.
- انتشار چند باره عکسهای مکه و مدینه در قسمت عکاسخانه که گرایشات اسلامی سایت را نشان میده.
سپیده در ۱۳ شهریور ۱۳۸۹
-15
نیک اهنگ خوب برای خودت معرکه گرفتی پولی که از ایران میرسه کافی نیست که می خواهی تبلیغ هم بگیری
زن روشنفکر ترین همسر روشن ضمیر ایران در ۱۳ شهریور ۱۳۸۹
12
این کامنت گذاری را حذف نکنید وگرنه من و بل بلی گوش و فریده وبیچاره و بقیه چه خاکی باید سرمون کنیم . که ۹۰ درصد کامنتها را ما میذاریم
در ۱۳ شهریور ۱۳۸۹
منظورتون اینه که ۹۰ درصد فحش ها رو شما میدید؟ کاروبار فریده جان بدجوری کساد می شه!
در ۱۵ شهریور ۱۳۸۹
ایهاالاخوۀ والاخوات، فکر می کنم فحش و توهین فقط زمانی معنی پیدا میکنه که شخصیت فردی - و نه شخصیت حقوقی - مد نظر منتقد باشد.
با این توصیف اگه از حرف ما 2 تا برداشت می کنین و یکیش شما رو عصبانی یا غمگین می کنه، پس منظور ما این یکی نبود، اون یکی بود.

ضمنا فریده خانم عزیز ، سرور هر چی جر زنه که هر موقع کم میارن، منتقدین را به توهین و فحاشی خود متهم می کنند.

الرب معكم دائما والله يسترنا من النفوس الضعيفة
در ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
-7
معلوم هست اصلآ چی گفتی ؟چی میخواهی بگی ؟ از بس عربی فکر کردی فارسی نوشتن هم یادت رفته، فکر میکنی افتخار داره معلومات عربی به رخ میکشی این که دبستان اجباری تدریس میشه............
در ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
-3
عزیز دل برادر!
سبزاللهی ها زبان عربی را بهتر می فهمند و شما هم کمی بخند و اینقدر ترشرو و عصبانی نباش! زندگی ارزش این حرفها رو نداره قربونت برم!
ای تلخ ترین بهانه خندیدن
از من همه گفتن و ز تو نشنیدن
خوش باش، که جاهلان قلدر مسلک
در هر صورت به روی دنیا ........*
-------------------------------
*ادب هم خوب چیزی است
farideh در ۱۵ شهریور ۱۳۸۹
منظورش اینه که ایشون همسر روشنفکر ............. نیست از اسم ایشون استفاده کرده که به جواب شما بخنده و امکانی به من بده که به شما جواب بدم
faridah در ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
فاطی خانم یا سوسن خانم ؟؟؟؟ من که هیچ وقت فحش به کسی ندادم ولی اگر شماها حرفی را که دردتان آورده را فحش تلقی کردید دلیلش این است که خود برای خود درجه ارزش تعیین کردید و بنا به فرهنگ و سطح فکری خود حرف را برداشت کردید، به هر جهت به جایی که باید اثر میکرد اثر کرد، من که راضی هستم
kia در ۱۳ شهریور ۱۳۸۹
سپیده تو با جنتی چه فرقی داری که میگوید سران فتنه پول گرفتند بدون اینکه یک مدرک نشان داده باشد تو هم داری عین همان روش را انجام میدهی اخر یکم خجالت بکش مگر خودت را [...] نمیدهی که باید ایران دموکرات بشود توی دموکراسی بدون مدرک که کسی را محکوم به کاری نمیکنند تو اگر مدرک داری رو کن اگر نداری پس لطفأ دهانتو بدهند و کورکورانه راه جنتی را دنبال نکن تا کی اخلاق جهان سومی و اخلاق مسلمونی [...]
خدمت برادر سانسور چی عرض کنم که پاسخ طولانی می شد و جایش در پیام کوتاه نبود. درضمن ترسیدم که چاقوی سانسورتان را از همین امروز فعال کرده اید و ممکن است مطلب را سانسور کنید در نتیجه در وبلاگ خودم منعکس کردم اگر قدم رنجه فرمودید و آنرا خوانید خوشحال می شوم پاسختان را به اطلاع ام برسانید.
------------
برادر جان، لطف کردی انتقاد کردی، اما من به هیچ وجه انتقاد محترمانه‌ای را سانسور نکرده‌ام. چون سایت شما کامنت‌ها را به هر اسمی منتشر می‌کند، دیدم فردی به اسم من مطلبی نوشته و اهانتی کرده. آن کامنت اولی از من نیست. همین مشکلی که نمی‌خواهیم در اینجا تکرار شود.
خسن آقا در ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
برادر نیک آهنگ مالک و صاحب سایت خودنویس

رادر مکتبی! نیک آهنگ عزیز! برای یک بار هم که شده سرنا را از سر تنگ اش بزن ببین چقدر خوش صدا میشه!
برادر جان! شما به من توضیح بده که چه زمان ملت از حرف مفت ضرر کرده که حالا مرتبه دوم اش باشد و برعکس کی ملت از سانسور منفعت برده که حالا مرتبه دوم اش باشد!؟ برادر جان می‌دانی این واژه "توهین" چه فلاکت‌ها و بلاها به منافع ملت وارد کرده!؟ نگاه کن به اوضاع دوران شاه! هر کس را که می‌خواستند از خایه آویزان کنند، اول به او مهر توهین به اعلیحضرت همایونی می‌زدند و بعد هم طرف را می‌فرستادند آنجا که عرب نی انداخت.
زمان این یکی دیکتاتور که اوضاع صد برابر بدتر هم شده و به اینجا رسیدیم که اگر به دسته بیل باغبان رهبر هم گفتیم دسته کلنگ! به جرم "توهین" به مقدسات، آدم را راست راست از خایه آویزان می‌کنند.
حالا با این توصیفات شما زحمت بکشید و تعیین کنید ملت ایران از کدام سوراخ مار بارها گزیده شده!؟ از آزادی بیان یا از "توهین" به این یا آن دسته بیل!؟
سانسورچی‌های رژیم هم یک مرتبه که همه چیز را سانسور نمی‌کنند که برادر! اول رهبر عظیم الشان خمینی ملعون می‌گوید من روزنامه آیندگان نمی‌خوانم، بعد تهدید به شکستن قلم ها می کند و عاقبت هم یواش یواش مخالفین را می‌گیرند و از خایه آویزان می‌کنند. خلاصه اینکه اگر می‌خواهید سانسور برپا کنید رودربایستی را کنار بگذارید که ما خسته شدیم از این همه قایم موشک بازی‌ها! صاف و پوست کنده بگویید می‌خواهید سانسور کنید!
چند مقطع از نوشته شما را اینجا منعکس می‌کنم و چند سوال مطرح می‌کنم اگر قلم رنجه فرمودید و پاسخی دادید بسیار سپاسگزار می‌شوم و اگر هم به[...] مبارکتان فرض کردید که بی خیال!
می‌فرمایید: "طنز آمیز کردن بیش از حد کامنت، پیام مخاطب را دچار خدشه کند."
چطور شد!؟ حالا طنز آمیز کردن هم خدشه ایجاد می‌کند!؟ پس من هم می‌توانم مدعی شوم که کاریکاتورهای شما هم به ساحت مبارک قاعد اعظم خدشه وارد می‌کند!! چطور بود خوشتان آمد!؟ برادر جان وقتی کسی زحمت می‌کشد و کسی را نقد می‌کند، معمولا هدف اش خدشه دار کردن (زیر سوال بردن) آن نوشته یا نظر است، برای تفنن که کسی نقد نمی‌کند که برادر جان! این چه منطق‌ای است که شما دارید!؟

می‌فرمایید: اگر فضای سالم گفتگو تبدیل به محل زد و خورد غیر مسوولانه شود، نهایتش هرج و مرجی است که تندترین مخالفان هم تحملش را ندارند.

زد و خورد قلم به دستان!؟ ای بابا مگر قرار است کلاشنیکف بدست بنویسند!؟ اصولا نوشتن باعث هیچ هرج و مرجی نمی‌شود این تئوری را شما را از کدام دکان عطاری پیدا کردید!؟


می‌فرمایید: ... به عنوان مثال نویسنده‌ای را متهم به دست داشتن در جنایت‌های بیشماری کرده بود. این دوست که با هویتی پنهان شده، بدون ارائه سند چنین کرده بود، چقدر قابل اطمینان است؟ فکر می‌کنم می‌توانیم کمی منطقی‌تر هم باشیم.

ای بابا مگر قرار نیست خوانندگان مطلب خودشان قضاوت کنند!؟ نکند شما خودتان را برتر از خوانندگان تان خیال می‌کنید و خوانندگانتان را انسانهای نادان و بی شعوری فرض کرده اید! که باید هدایت شان کرد!؟
راستی نگفتید ممیزی سایت را چه کسی قرار است به عهده بگیرد!؟ نکند خدای ناکرده حاج آقا سعید مرتضوی را قرار است به خدمت بگیرید!؟

یک توضیح: اگر از واژه‌هایی استفاده کردم که شما را رنجاند به فلان اسب حضرت عباس! منظور همین بود! شاید تلنگری باشد برای اینکه بعضی را بیدار کنیم. گاهی اوقات برای بیدار کردن بعضی باید از ابزار پرقدرت استفاده کرد وگرنه طرف از خواب بیدار نمی‌شود. یادتان هست بچه که بودیم صبح ها برای بیدار کردن گاهی اوقات پدر یا مادر تهدید می‌کردند که اگر از خواب بیدار نشویم با پارچ آب به سراغ ما خواهند آمد!؟ استفاده از واژگان که شما آنرا مصداق توهین می‌دانید هم بعضی مواقع برای بیدار کردن است نه برای توهین!
-----------------
برادر حسن آقا، دامت نروژاته!
مطلب اشاره‌ای بود به آداب مورد نظر "گاردین" و هنوز آیین‌نامه ما تدوین نشده!
بخشی از کامنت‌ها که "تهمت" است و مستندی ندارد مشمول حذف خواهد شد. اهانت در خودنویس تعریفی حداقلی دارد و بنا نیست سانسور سیاسی بکنیم.
اگر کسی را می‌خواهید بیدار کنید، حتما با فحش باید باشد؟
الان ببین برادر جان فضا در بالاترین چگونه است؟ راضی‌ات می‌کند؟ اینکه گروهی بر سر کامنت‌گذار منتقد یک دیدگاه می‌ریزند و تهمت می‌زنند و منفی ارزشی می دهند؟ آیا باید گذاشت خوانندگان اسیر جنگ روانی آنلاین برخی از دوستان شوند؟
طبیعتا خودنویس در دوره ۹ ماهه‌اش پستی و بلندی داشته، اما هدفش به هیچ وجه حذف "محتوا" نیست. می‌خواهیم از دوستان خواهش کنیم "فرم" را بهتر کنند، همین!
خودنویس سانسور نمی‌کند. از دوستانی که بدون سند و دلیل واقعی تهمت می‌زنند و اهانت را تنها راه بیان نظر می‌دانند می‌خواهد راه بهتری پیدا کنند. همین
زن روشنفکرترین آواره بیچاره فریده بل بلی گوش سوسن کیا تقی ارش در ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
نیکان جان این بخش نظرات را حذف کنید یا فکری اساسی بکنید این چه بساطی که راه افتاده هر کی از هر جا میمونه و جایی نداره از راه می رسه میتونه نظر بذاره .
نظمی به این بی نظمی بدید . فکر کنم هر کی می خواد نظر بده باید به اصول خودنویس قسم بخوره و بعد اظهار فضل کنه .

مرامنامه خودنویس در بخش نظرات :

«« من متعهدمی شوم به عنوان خواننده خودنویس نظرات خوب و شایسته ای بگذاریم که نیکان انها را حذف نکند و تمام مطالب اموزشی بلاگستان را خوانده و التزام عملی به کنواسیون نظر دهی گاردین دارم اعتقاد راسخ دارم که کسی از نظر من نمی رنجد و سعی می کنم هر روز نظر بهتری در خودنویس بگذارم . »»

نیکان نظرت درباره مرامنامه نظر خودنویسی که گذاشتم چیه ؟
در ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
-2
نیک اهنگ شما که همیشه صدای مخالف را منتشر می کنی پست اخر سایت خسن اقا را هم در خودنویس منتشر کن که د رباره سانسور شما در خودنویس است

-----------------
۱- اگر مطلب را برای خودنویس فرستاده بودند و جایی دیگر منتشر نشده بود، حتما
۲- ایشان همین مطلب را در کامنتی آورده‌اند
۳- ما ممنون ایشان به خاطر توجه به مسائله سانسور هستیم. خودنویس سانسورچی نیست، اما از دوستانی که تهمت می‌زنند و اهانت می‌کنند می خواهد که روش بهتری برگزینند.
نیک اهنگ با شما هم عقیده هستم . اگر بررسی نظرات برداشته بشه هرکی از راه برسه اینجا را با فیضه اشتباه می گیره .
farideh در ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
نیکآهنگ عزیز و تمام دوستان دست اندر کار خودنویس با سلام و خسته نباشد
من به عنوان خوانده ثابت و دوستدار خودنویس و مستاجر سایت جالب شما خودم را محق میدانم که نظرم را در این مورد مطرح کنم امید که جیغهای بنفش عده ای از خواهر و برادران طرفدارانم گوش مهمانان را کر نکند .
همنطور که خود مطرح کردید و ما قبول داریم خودنویس قدمی در راهی نوین برداشته، در این کار جرات به خرج دادید که امیدواریم استحکام داشته باشید . مسئله کامنت البته مسئله با اهمیتی بوده و هست و اتفاقن تا به حال یکی از ویژهگیهای خودنویس بوده که بالانس و هم وزنی را بین خواننده و نویسنده ایجاد کرده، دیگر ویژگی خودنویس تریبون آزاد برای نویسندگان است از این رو هجوم جناح خاصی را چه به شکل نویسنده و چه به صورت کامنت گذار به خودنویس را شاهد هستیم حالا اگر برای خواننده آزادی بیان در کامنت گذاری نباشد ( چیزی که این نویسندگان محترم بارها خواستار آن بودند ) نتیجه این میشود که آنها مینویسند یک عده هم هورا میگویند مخالفین هم یا سانسور میشوند و یا حذف و طولی‌ نخواهد کشید که بالاترین دیگری خواهیم داشت، همانطور که می‌دانید بالاترین هم اینجور که امروز است قبلان نبود، و شما کوثر عزیز خود یکی‌ از فعالین بالاترین بودید که امروز فکر نمیکنم حتا سری آنجا بزنید.

سوال اینجاست که چه کسی‌ کامنتها را کنترل می‌کند و چه کسی‌ این کنترل گر را کنترل می‌کند؟ معیار این کنترل چیست؟ توهین از کجا شروع میشود؟مگر نه این است که هر شخص هم برداشت شخصی‌ خودش را دارد؟ چه کسی‌ تعیین می‌کند کدام حرف توهین است؟؟؟ اینکه به خسرو گلسرخی اتهام تروریست زده بشه توهین است یا اینکه به اتهام زنده گفت بشه بسیجی‌؟ برای یکی‌ استفاده کردن از مجاهد یا کمونیست فحش محسوب میشود برای دیگری بسیجی‌ یا حزب الله اینجا کی‌ تعیین می‌کنه که اگر یکی‌ نوشت شما در جهت کمک به رژیم هستید توهین است یا آنکه جواب میده سبزلله؟؟؟؟

ببینید آقای کوثر وقتی‌ شما یک مقاله را منتشر می‌کنید که از طرف جناح سیاسی خاصی‌ نوشته شده که تعداد آنها روز به روز بیشتر می‌شه من خواننده که این مقاله را که چیز تازه یی به همراه ندارد و پر از خالی‌ است به امید این میخوانم که کامنت بلبلی.... را که با طنز دردناکی مو شکافی کرده در ادامه بخوانم، کامنت بیچاره که با سادهترین جمله بندی حرف دل را میزند، همسر .... که حضورش پر از فاکت است، شهرام که حرف آخر میزند دوست بی‌ نام عزیزی که تاریخ را ورق میزند،سروش که ادبیات اصیل ایرنیش، حاضر جوابیش خواننده را به وجد میاورد ......... همهٔ این افراد فرهنگ و روش خاص خود را در نگارش دارند که آنها را بخصوص می‌کند و ما را مسرور از آشنایی با آنها و البته عده یی هم این دیدار برایشان دردناک است که این دو طرفه هست و بهائی است که ما باید برای آزادی بیان پرداخت کنیم، کی‌ گفت که آزادی باید همیشه شیرین باشد؟؟؟ اینکه یک نویسنده با نام مستعار این امکان را دارد از آزادی خودنویس استفاده کند و خودنویس را پوچ و کمتر از کیهان خطاب کند شیرین است ولی‌ اگر جواب بگیرد که مقاله پوچ و بی‌ سرو ته نوشته توهین به حساب میاد؟؟

شما خود بهتر می‌دانید بقول معروف ریش دست شماست، قیچی هم هم دست شما کمااینکه تا به حال بهترین روش که همان نقطه چین حرفهای توهین آمیز و دادن امتیاز منفی‌ و مثبت است داشتید که خیلی‌ هم موفق عمل کرده، حالا اگر بخواهید بنا به برداشت شخصی خود حرف توهین آمیز را درجه بندی کنید برمی‌گردیم به همان قدرت شخصی‌ یک فرد یا گروه تعیین کننده، همین اخیرا کامنتی از طرف شما داشتم که : لطفا دوستانه تر کامنت بگذارید...... که پر واضح است که اگر توهین نوشته شده بود انتظار نقطه چین داشتم ولی‌ این فقط کامنتی بود برای تذکری نه برای توهین بلکه برای برای کنترل متن دوستانه یا رسمی‌ که مرا به کاری تاکید می‌کنه که ممکن است قلبا و منطقاً به آن اعتقادی نداشته باشم ولی‌ برای خوشامد سلیقه یک نفر باید انجام بدم، ارشاد یا تعلیم و تربیت ؟؟

در آخر نیک‌آهنگ عزیز قدمی‌ برداشتی نوین، خود را از عادت و رسوم کهنه جدا کردی، بذری کاشتی نهالی سر زد امید که این نهال را در فصل تابستان هرس نکنی‌ که مرگ این نهال خواهد بود، نگاهی‌ به معترضان کامنت تحت عنوان توهین‌امیز بودن بیندازی آنها و نیت آنها را خواهی‌ شناخت.
------------
فریده عزیز. کار در میان دبیران خودنویس تقسیم شده است. ممکن است میزان تساهل ما متفاوت باشد! اما اساس را از این به بعد این می‌گذاریم که اگر لحن و بیان اهانت آمیز باشد، کامنت را منتشر نکنیم. کامنت نباید تهمت بزند. اما مساله دیگر این است که میزان تحمل ما در برابر اعتراض‌ها متفاوت است، ممکن است من چون پوستم کلفت است یک کامنت برایم عادی باشد و برای دوستی دیگر بسیار اهانت آمیز. سعی می‌کنم حد وسط را بگیرم.
درست کردن این بخش حتما زمان می‌برد اما امیدوارم بتوانیم بر اساس یک قاعده کلی کار کنیم.
اینکه یک دیدگاه مطلبش بیشتر است را باید در تنبلی طرفداران دیدگاه مقابل جستجو کرد.
من و دوستانم می‌خواهیم خودنویس به سرنوشت دیگر سایت‌های اشتراکی مبتلا نشود، از این رو ساختار را داریم تغییر می دهیم. من اتفاقا به بالاترین هم سر می‌زنم، اما بازی‌های گروهی از کاربران را نادیده می‌گیرم که فضا سازی و جوسازی بیشتر از واقعیت برای‌شان اهمیت دارد.
ممنون از شما و انتقادتان. مطمئن باشید تمام تلاش ما برای این است که هم آزاد باشیم، هم ازادانه حرف بزنیم و هم با آزادی‌مان به دیگر قربانیان لطمه‌ای وارد نکنیم.
نیکان جان آن بیسوادی که به نام من یپام گذاشته و یادش رفته ُ بالای خ را بگذارد من نیستم. لطفا آی پی طرف را منتشر کن تا دیگر دست به دزدی هویت دیگران نزند!

پاسخ به آن نادانی که دزدی هویت می کند:
خسن آقا نیست نادان! نام مستعار من خُسن آقا است
در ۱۵ شهریور ۱۳۸۹
حالا این اسم مستعار یعنی چه؟
farideh در ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
خسن جان سخت نگیر، کسی‌ که این کار را می‌کنه بیشک نادان نیست.
ashkan در ۱۴ شهریور ۱۳۸۹
درود
اقای نیک اهنگ کوثر از انجا که در وبلاگتان بارها ابراز علاقه تان را به مصدق دیده ام خواستم به نکته ای بسیار اشکار اشاره کنم که خود شما نیز مطمئنا به ان اگاه هستید.
هر چند که دنیای مجازی در این روزها پیشرفت زیادی کرده و بسیاری از حوزه های اجتماعی و فراتر از ان را اشغال نموده و حتی در سیاستهای دولتی و جهانی نیز تاثیر مستقیم و گسترده ای داشته و دارد.اما تا پنجاه شصت سال پیش که چنین داستانی نبود.با این حال در ان زمان مصدق به رئیس شهربانی اش دستور داد:مطبوعات در ابراز هرگونه توهین و دروغ و تهمتی به شخص اینجانب و دولت مجازند.نتیجه انکه با انبوه مقالات توهین امیز و سرتیترهای دروغین علیه خود و حتی خانواده اش مواجه شد.حال پرسش من از شما این است ایا سایت وزین شما که بازدید بالایی نیز دارد از جایگاه دولت مصدق با ان همه مشکلاتی که همین ازادی بیان میتوانست برایش فراهم کند(که کرد) بالاتر و تشکیلاتتان از بنیاد سیاسی تحت ریاست او پیچیده تر است؟حال شاید بگویید هدف ما هم جلوگیری از نتایج مشابه سیاسی است که مصدق با انها رو به رو شد ولی دسته کم مصدق خود هیچ گاه ازادی بیان موجود در زمان نخست وزیری اش را تخطئه نکرده و در خاطراتش ان را افتخار خود نیز دانست. نتیجه گیری های خود را در همین حد خلاصه میکنم بقیه اش دیگر با خودتان است.اما رسم اطلاع رسانی و مبارزه مجازی این نیست عزیز من.
-----------
دوست عزیز، در وبلاه حسن آقا هم در پاسختان نوشتم که ما که بر اساس معیارهای مصدق و روزگار او که رسانه را اداره نمی‌کنیم. هر چیزی قواعدی دارد و می‌توان بر پایه تجربه رسانه‌های موفق به شیوه‌ای منطقی رسید. بحث ما این است که اتهام بدون سند نگذاریم، اهانت را پاس نداریم و بتوانیم به شکلی منطقی و با احترام با هم حرف بزنیم. باور کنید که می‌شود بدون فحش دادن با هم مخالفت کرد.
tar*********@gmail.com در ۱۵ شهریور ۱۳۸۹
... و درست به همین دلیل من چند بار برای خودنویس ایمیل فرستادم که اگر خواننده ای در مورد مطلب منتشر شده از من نقد یا نظری داشته باشد با کمال میل می شنوم و پاسخ میدهم اما اگر آدم بیکاری بخواهد در مورد مسائل شخصی و خصوصی زندگی من حرف بزند آنهم نه حرف موثق و درست، بلکه شایعات و مزخرفات باب دندان کیهان و جمهوری اسلامی، خواهش من اینست که چنین کامنتهایی اصلا منتشر نشود. اما سایت خودنویس اهمیتی به این درخواست من نداد.
در ۱۵ شهریور ۱۳۸۹
tar*********@gmail.com@
به عنوان خواننده ي مطالب و مقالات خودنويس، تاکنون شاهد آن نبوده ام که در کامنت ها ، به مسائل شخصي و خصوصي نويسنده اشاره شده باشد و اگر چنانچه منظورنان وقوع آن بين شما و ديگر کاربران به عنوان مخالف و موافق ذيل مقالات بوده، که قرار است اين رويه اصلاح شود.

عليهذا و صد البته واضح و مبرهن است که در همين راستا، بعضي از نويسندگان بايد حرمت قلم را پاس داشته و از نگارش مقالاتي مانند " آتش اصلاح طلبي آن جاي (....) مخالفين را سوزانده است" پرهيز نمايند و چنانچه در مقاله ي ديگري مدعي مي شوند که شادي و جشن هاي خياباتي ايرانيان در جام ملت هاي آسيا پس از پيروزي تيم ملي ايران بر اسرائيل، بدليل ضديت آنان با قوم يهود و صهيونيست ها بوده و خواننده از وي درخواست منبع و مأخذ مي نمايد، پاسخگو باشد .
tar*********@gmail.com در ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
لطفا لینک زیر را ملاحظه بفرمایید تا دقیقا متوجه شوید از چی دارم حرف می زنم:
http://www.khodnevis.org/index.php?news=8018
در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
نیک آهنگ عزیز
پس از مطالعه ی لینک سرکار خانم نیازی و گشتی در اینترنت و شبکه های اجتماعی دیگر، شخص خودم را که با اعتماد به نفس و صرفا بنا بر مشاهدات شخصی در مقام دفاع از خودنویس برآمدم ، ملامت کردم و خجل هستم.
همین طور جدا شرمنده ی این خانم می باشم.
اطمینان دارم که شما بر این نکته ی بدیهی باور دارید که خودنویس، محلی برای حمله به شخصیت حقیقی افراد و زندگی خصوصی شان نمی تواند باشد واین امر تفاوتی ندارد که در فاز ابتدائی قرار داشته باشد و یا دوم . این که فرد یا افرادی با اسامی مختلف هر جا که مطلبی از خانم نیازی منتشر می شود با بی شرمانه ترین الفاظ و ناجوانمردانه ترین شکل ممکن، شخصیت حقیقی ایشان را مورد هجمه قرار داده و متاسفانه در خودنویسی هم که دوستش داریم منتشر شود، برای مسئولین سایت و برای ما به عنوان خواننده ی آن نمی تواند قابل قبول و پذیرش باشد.
امیدوارم ترتیبی اتخاذ فرمائید که دیگر شاهد بروز این گونه بی اخلاقی ها برای هر کس بویژه نویسندگان خودنویس نباشیم و دغدغه های ایشان نیز مرتفع گردد.
tar*********@gmail.com در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
ممنونم دوست عزیز . لطف دارید. من چند بار در این مورد به مسئول سایت ایمیل فرستادم ولی همچنان....
------
ممکن است به این نشانی ایمیل بفرستید؟
editor@khodnevis.org
من در آرشیوم چیزی پیدا نمی‌کنم
tar*********@gmail.com در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
ممنون از توجه شما. عین متن ایمیل را براتون فوروارد کردم. بازم سپاس
nikou در ۱۵ شهریور ۱۳۸۹
اون قدیمها وقتی انشا مینوشتیم همیشه حقیقت یکی بود نوشته ها و سبک نوشتارها فرق میکرد اما همیشه همه به حقیقت وفادار میماندند . همیشه علم بهتر از ثروت بود . وقتی زنگ تاریخ مینوشتیم نادر که بود و چه کرد ؟ کما بیش همه از اینکه او یک اصطبل دار ساده بود که با کوشش و رشادت ارتشی آماده کرد و همه را متحد کرد و دولتی قوی ایجاد کرد بر ویرانه صفویه میگفتیم ، حمله به هندوستان و نهایتا همه از کور شدن دل او به توهم توطعه میگفتیم و کور کردن پسر و کشته شدن به دست نزدیکترین یاران خود از ترس خشم بی پایان او . هیچ کس نمیگفت او دست نشانده روس ها بود یا عثمانی ، یا او به هند نرفت ، یا الماس ها را از هند آورد ایران و فروخت به فلان و بهمان، .... حتا رژیم شاه که از مصدق نخست وزیر ملی خود دل خوشی نداشت هیچ وقت سعی نکرد امیر کبیر یا قائم مقام فراهانی را که نخست وزیران مغضوب شاهان بودند را بد نام کند یا نسبت به ملی بودن آنها تردید ایجاد کند و جانب شاهن را بگیرد . اما تصور کنید ۵۰۰ سال دیگر در مورد امروز ایران بخواهند مطلب بنویسند :
۱)توده ایها میگفتنند احمدی نژاد یهودی بود نفوذی امریکا بود (سایت پیک نت )
۲) یهودی ها میگفتنند او دشمن یهود بود میخواست اسرائیل را از نقشه پاک کند
۳)چپ های غیر توده ای و مجاهدین میگفتنند او مهره امریکا بود ، امریکا خودش ج ا را آورده بود و با احمدی بازی موش و گربه میکرد هدف اصلی مخالفت با کمونیسم و ایجاد هلال سبز بود .
۴)مذهبی ها ی سنتی و اصول گرایان میگفتند او و مشایی میخواستند نظام ولایی را به انحراف بکشند ، ایرانیت را وارد اسلام کنند با توطعه .
۵ ) موسوی یادش می آمد که آنها در شمارش رای یک اختلافاتی داشتند که حل نشد. اما هر دو روی امام و بازگشت به او ۱۰۰ در ۱۰۰ هم کلام بودند
۶) اپوزیسیون خارج کشور یادشان می آمد که با او و هر چه او میکرد مخالف بودند حتا اگر از مکتب ایران میگفت حقه بازی بود ، مهمانی میداد زن و مرد قاطی میشدند حقه بود ، شراب سرو میشد تقلب بود ، با امریکا مخالفت میکرد آتش افروزی بود ، میخواست صلح کند به او ایراد سازشکاری میگرفتیم ، با حجاب مخالفت میکرد او را هم صدا با سنتی ها میکوبیدم ، به نظر ما لاریجانی و توکلی و مطهری زیاد اشکال نداشتند چون ما اصلا در مورد آنها چیزی نمینوشتیم فقط مخالفت آنها را با احمدی بزرگ نمایی میکردیم . وزیر زن میگذاشت مخالفت میکردیم مثل متحجرین . اما موسوی میگفت وزیر زن گذاشتن در اختیار ریس جمهور تنها نیست و مجلس باید تایید کند صوت میزدیم ، کف میزدیم ، میگفتیم بیچاره نمیتواند ، نمیگذارند . (سایت اخبار روز و ......)
۷ )آمریکائیها میگفتند او با وسائل خطرناک زیاد بازی میکرد ، ممکن بود دنیا را به آتش بکشد .
۸ )بعضی عرب ها میگفتند او زیادی در مسائل عرب ها فضولی میکرد ، عربهای دیگری هم میگفتند او تنها کسی بود که دوست واقعی اعراب و ضد اسرائیل و امریکا بود .
۹ )روس ها میگفتند او خیلی به ما حال داد تا همین اواخر کلی سود بردیم تا اینکه شریک بهتری پیدا کردیم ان سوی اقیانوس اطلس ، هنوز با او مراوده داشتیم ولی برخی حرفهای او ما را ناراحت میکرد .
۸)چینی ها میگفتند : کی ؟ احمدی نژاد ؟ ما قبل از او و بعد از او از تسبیح و سنگ قبر تا موشک و کامیون و کفش و بنزین می دادیم به او و بقیه . هر چی بود سود ما هرگز خللی ندید .
۹)ونزوئلایی ها پروژه خانه سازی ارزان او را به یاد میاوردند و میهمانی افطار در جوار حرام ، برزیلی ها سود کلان گوشت فروختن تا صنایع خرد و ریز دیگر را .
۱۰ ) مردم کشور های غیر قابل دید روی نقشه او را بزرگترین کمک کننده بدون چشم داشت به یاد می آوردند
۱۱ ) کاسترو اگر زنده بود یادش می آمد که همش تقصیر امریکا و ارتش او بود و احمدی گناهی نداشت اما جنگ اتمی ممکن بود اتفاق بیفتد !!!؟؟؟ ( مگر احمدی اتمی بود ؟)
12 س )مسلمانان رادیکال او را سپر خود در مقابل امریکا به یاد می آوردند. چون بقره حکومت ها ی اسلامی دوست امریکا بودند .

هوا سنگین است اینجا ، کسی پنجره ای باز کند. پنجره ای به سوی حقیقت ، در های مصلحت را کسی ببندد . کسی ان پرده را بیاندازد
دلم هوای انشا ها ی گذشته را دارد . ان زمان که هنوز از همسایه شمالی یاد نگرفته بودیم که تاریخ را وارونه کنیم ، دوباره همه چیز را تعریف کنیم ، همه چیز را از پشت عینک مارکسیسم لنینیسم ببینیم ، از فیلتر دیالکتیک و استالین سنج عبور دهیم . آزادی را به مسلخ عدالت ببریم . عدالتی که هرگز وجود نداشت .
دلم هوای امیر کبیر و قائم مقام و ستار خان و باقر خان و مصدق را دارد . کسی پنجره ای روشن به گذشته باز کند . کسی چون بازرگان که خلاف رسمیت و باورهای غلط افراطی که تا مغز و اعصاب توده ها نفوز کرده با شجاعت و با بیان ساده از سیاست گام به گام بگوید . در عصر اسلام گرایی افراطی و کشتار از رحمت صحبت کند . وقتی همه جا را عمامه بسر ها پر کرده اند و سه تا سه تا صلوات میفرستند تا بتی بسازند سهمگین برای شکستن همه چیز و همه کس ، کراوات بزند و دست زدن را از مردم طلب کند . وقتی همه فریاد خشم و خون خواهی و امپریالیسم ستیزی را دیوانه وار فریاد میکنند او با امریکا مذاکره کند .
وقتی ماشین انقلاب پر قدرت به پیش میتازد و خرد و عقل را زیر پا خورد میکند او از ماندن شاه و سلطنت کردن او بگوید . با اعدام بدون دادگاه و وکیل و هیات منصفه سران رژیم پیش در واپسین روز های انقلاب خون و آتش مخالفت کند . کسی که وقتی زیر چرخ بلاهت انقلابی و بولدوزر حماقت ضد آمریکایی و جنون ولایت و خلافت از پا در آمد شجاعت داشته باشد استعفا دهد ، بگوید سه سه بار به ۹ بار غلط کردیم به جمهوری اسلامی رای دادیم . نه آنکه ۲۳ سال بعد به زور سند مشکوک بسازند برایش که در اعتراض به چیزی استعفای یواشکی کرده که اصلا با ان موافق بوده .
حالم دارد از آرمان گرایی ، شهید پروری ، جنجال و هیاهو های سیاسی بر سر جزئیات برای فدا کردن اصول ، جنگ بر سر چسباندن شهدا و یا زندانیان سیاسی به باند خود ، بازی با کلمات ملی و ملت و قوم ها و زبان مادری به منظور بهره برداری سیاسی و تحریف بهم می خورد . کسی پنجره ای باز کند قبل از اینکه خیلی دیر شده باشد . پنجره ای به سوی حقیقت .
aa در ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
نیکو جان این مطلب یک کیلومتری را به خاطر چی نوشتی ،هدفت چی بوده ؟؟چه چیزی را میخواستی ثابت کنی ،بیشتر شبیه زیارت عاشورا میماند !!
اگر هدف نهای جناابلی مبنی بر یک درد کهنه ملی بوده ،به باور من به بدترین شکل از یک دیدگاه ملی دفاع نمودی ،امید که اگر توانی در قلمت بود ،تلاش کن ساده بنویس ،و هدفمند ،،حتمن آگاهید ،از نادر شاه ،با امیرکبیر ،و پراکنده گوی در مورد چپهای ایران ،و داستان دردناک شادروان محمد مصدق ،و مبارزات بیش از نیم قرن جامعه ایران ،به این سادگی دردی ،و کمکی به ماه نخوهد کرد .
امين در ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
-6
فاز سوم طرحتون چيه ؟ بعد از لجن مال كردن رهبران جنبش سبز حتما فاز سومتون تبليغ رسمي سازمان مجهدين بايد باشه ! درسته ؟ هر چند مي دونم اين پيام رو چاپ نمي كنين
--------------
طرح سوال‌هایی از کسانی که مدعی پاسخگویی هستند و انتقاد، لجن‌مال کردن نیست.
کار رسانه‌ای اینقدر تک بعدی نیست که اگر منتقد یک طرف باشی به طرف دیگر تعلق داری. ما تابع کار رسانه‌های تب لیغاتی نیستیم که به این طرف یا آن طرف تعلق داشته باشیم.
farideh در ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
اطمینان داری که پیام شما چاپ نمیشه برادر امین؟؟؟ انتظارشو نداشتی نه ؟؟؟ انتظار نداشتی که همه جملات قصار شما را بخوانند و به وسعت سبز بودن شما پی ببرند مگه نه ؟ اتفاقن به همین دلیل نباید هیچ کامنتی سانسور بشه که ما هم سوال شما را ببینیم و هم جوابی که به شما داده شده که بتونیم تشخص بدیم سطح فکرها، بینش سیاسی و اجتماعی افراد کجاست و دمکراسی کجا
همه جور اتهام به نیکآهنگ رو دیده بودم بغیر از این یکی که مجاهد هم هست، برادر امین میشه بگی با کدام مدرک و از کجا شما فهمیدی که نیکآهنگ از سازمان مجاهدین است ؟؟؟ بعد هم توضیح بدی که یک فرد در آن واحد به چند گروه میشه وابسته باشه؟؟؟ حداقل شما سبزالله ها بشینید با هم مشورت کنید و تصمیم بگیرید که به کی چه اتهامی میخواهید بزنید که ما هم سر در گم نشیم .
در ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
-1
ببین چجوری از نیک آهنگ حمایت می کنه و سنگش را به سینه می زنه
چطور یهو اومدی زیر این بیرق؟
فریده... مفتش حامی نیک آهنگ مد ظله العالی علی الخودنویس برای کامنت گذاری!
سروش در ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
با اجازه ی فریده خانم عزیز
___________________
آقای محترم / خانم محترمه
نیک آهنگ یک هنرمند و روز نامه نگار است و نه سیاستمدار طالب قدرت، فلذا طبیعی است که نه ایشان نیازمند حمایت است و نه کاربران و خوانندگان سایت خودنویس حامی شخص ایشان، بلکه ما حامی و طرفدار ایشان به عنوان موسس و صاحب این رسانه هسنیم که برای پاسداری از حق آزادی بیان تا آنجایی همت گماشته است که وقتی جنابعالی و دوستانتان ایشان را به طرفداری از سازمان مجاهدین خلق و صدها اتهام دیگر متهم می نمایید، این اتهامات بدون سانسور و دفاعیه ای، چاپ و قضاوت را به عهده ی خوانندگان می گذارد.
ما طرفدار منش و روش این سایت هسنیم که معتقد است تمام کسانی که در طول این ۳۱ سال مسئولیت داشته اند باید در خصوص جنایات ج.ا.ا در مقابل ملت پاسخگو باشند چرا که این جنایتها مشمول مرور زمان نمی گردد.

ما طرفدار این باور هستیم که معتقد است که این سیاستمداران و جویندگان قدرت هستند که باید دنبال مردم بدوند و نه برعکس.

و بالاخره ما طرفدار آزادی بیانی هستیم که ایشان از طریق این سایت فراهم نموده که حتی شما خانم و آقای عزیز، به عنوان مدعیان جنبش سبز - که آن را مصادره به مطلوب تمودید- می توانید مطالب، دیدگاهها و نقطه نظرات خود را منتشر نمایید.

نکته ای که برای ما ایرانیان همیشه عجیب می نماید این نکنه ی مهم است که چگونه کسان و یا طرفداران جبهه ای که ادعای آزادی خواهی دارند، اینگونه نسبت به دیدگاههای منفاوت دیگران ناشکیبا و و با هجمه و غوغاسالاری در پی خفه نمودن و حذف هستند. ظاهرا استدلال ذهنی این تفکر برای شما باید این باشد که آزادی خوب است ولی برای شما که بخواهید صرفا به قدرت برگردید و دمار از روزگار دیگران در بیاورید.! در این صورت باید عرض کنیم که ، این سیستم همین الآن موجود است و عده ای همین کار را انجام می دهند و "خوبش" را هم انجام می دهند. این چه کاری است که آنان را با شما عوض کنیم؟

دوستان!
ما سنگ کسی به سینه نمی زنیم و زیر بیرق کسی هم نمی رویم ولی با نیک آهنگ و این رسانه، تا زمانی که بر این اشتراکات اتفاق نظر داریم، همراه و هم سنگریم و از هیچ گونه تلاشی برای موفقیتش دریغ نخواهیم کرد.

در پایان برای اینکه یادآوری نمایم که چه کسانی از الگوی مرید و مرادی بهره می گیرند و با احساسات پاک و بی آلایش مردم با حماسه سرایی در پی جلب مرید هستند، ذکر قطعاتی از اشعارتان خالی از لطف نیست:
۱.
مرا شمسی شبیه مولوی بود
دلارایی که آرایش قوی بود
یکی پرسید شمست کیست گفتم
همانا میرحسین موسوی بود
۲.
گویند امام ما هوادارش بود
ما نیز هوای موسوی را داریم
۳ .
ای مومنین: یک یا حسین تا میرحسین
۴.
مردم ز سر صمیمیت می خوانند
همواره به نام کوچکت میرحسین
۵.
هرچند که 20 سال دیر آمده است
در بیشه ی انتخاب شیر آمده است
گر سید ما برفت از عرصه برون
برخیز برادرم که میر آمده است
۶.
دلسوخته مردی ، ازلی می خواهیم
از جنس عدالت علی می خواهیم
حرف دل هر چه عاشق این است آری
ما میرحسین موسوی می خواهیم
۷.
هموطن برخیز و عزم کار کن
دوم خرداد را تکرار کن
سیدی دیگر به میدان آمده
موسم تغییر ایران آمده
موسوی از ماست همراهش شویم
۸.
ما به آن سید و این میر ارادت داریم
ما به لبخند گل سرخ شباهت داریم
رای هر پیر و جوان موسوی است
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
۹.
بیا چون کوه دالاهو قوی باش
سرود مثنوی معنوی باش
بیا حالا که دیگر خاتمی نیست
رفیق میر حسین موسوی باش
۱۰.
صد شکر به بزم مهر، "میر" آمده است!
امروز به همراهی "پیر" آمده است!
برخیز به یاری اش شتابیم/ که باز
در معرکه، یک شیر دلیر آمده است
۱۱.
دلا اکنون زمان کاهلی نیست
و اصلاحات امری سرسری نیست
اگر خواهان تغییری برادر
بدان مردش به غیر از موسوی نیست
۱۲.
تقویم چه بیقرار است امسال
یک معجزه ای در انتظار است امسال
از یمن حضور سبز سید بی شک
خرداد سر آغاز بهار است امسال
۱۳.
وطن سرشار از درد است برخیز
وطن محتاج یک مرد است برخیز
در این خیزش بیا با موسوی باش
چرا چون بی هماورد است برخیز
۱۴.
در زمره مردان قوي باشد بس
از نسل شريف نبوي باشد و بس
يكمرد اگر به داد ما ها برسد
او مير حسين موسوي باشد و بس
۱۵.
سيدي از نسل پاك مصطفي
با صداقت باز مي خواند تورا
_________________
به قول شاعر:
ره ندارد جلوه ی آزادگی، در کوی عشق
سَـرو اگر کارند آنجا، بید مجنون می دمد
farideh در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
-1
ممنون سروش عزیز ، دست گل شما درد نکنه
سروش در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
سپاسگزارم فریده جان، شما لطف دارید.
farideh در ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
ال امین ، من از نیکآهنگ دفاع نمیکنم من مسخره بودن حرف شما را مطرح کردم که خوب از بس تو نا حقی نیک آهنگ محق میشه، حالا میتونست هر نام دیگری جای نیکآهنگ باشه سوال من از شما همینی بود که کردم من سنگ کسی را به سینه نمیزنم ولی اگر لازم بشه اون سنگ رو به شما پرت میکنم فرق من و شما هم اینه که من زیر بیرق شخصی نمیرم ولی تا زمانی که شما و افرادی مثل شما و فاطی خانم اینجا باشید من هم هستم به شما نمیگم اینجا جای شما نیست از خودنویس برو بیرون ولی انتظار نداشته باشید بیایید اینجا را هم تسخیر کنید و ما حرف نزنیم، وقتی به خودتون اجازه میدید جایی برید که آزادی بیان هست حد اقل تحمل حرف شنیدن هم داشته باشید واگر نه تو همون جرس و کیهان بمونید، اقو الله سکنالله تووالاکلله ماکلله سسدقاتولله والا ضالین فهمیدی ؟؟؟؟
----------
دوستان، لطفا از حمله به یکدیگر بپرهیزید.
AA در ۱۶ شهریور ۱۳۸۹
فریده خانم ،من هم ان بخش عربی اش را نفهمیدم ،اگر ممکن است ،دنباله داستان را هم به فارسی مینوشتید !!
دوم از نظر دیدگاه شما کیهان و جرس فرقی ندارند ؟؟
اگر ممکن است ،وجه تشابه ان دو رسانه را توضییح دهید .
farideh در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
همان قدر که من عربی برادر شما امین را نفهمیدم شما هم عربی منو نفهمیدی ، در ضمن عربی نیست واگر نه شما حتمن میفهمیدید من فقط از چند لغات به هم چسبیده استفاده کردم که برای شما مفهومی ندارد میخواستم به برادر شما امین بگم چیزی که ایشان برای من به عربی نوشته همین اثر را برای من دارد . شما منت بگذارید و همان فارسی که مینویسیم بفهمید بقیه جانبیست . نخیر جرس و کیهان کاملا یکی نیست، یکی کیهان است ان یکی کیهان سبز است حالا شما فرق را پیدا کن. جرس همان نشریه ای است که خامنه ای را رهبر جمهوری اسلامی مینامد، یعنی هم جمهوری اسلامی هم رهبری خامنه ای تاید شده، فقط اخبار مشخص را در مورد افراد مشخص منتشر میکند، کاملا در دست جناح خاصی قرار دارد و اگر نظری نمایش داده شود فقط نظرات طرفداران است حالا میشه شما فرق بین جرس و کیهان را برای من بگید؟؟؟
در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
-6
جرس همان نشریه ای است که خامنه ای را رهبر جمهوری.
بسیار خوب پس به نظر شما رهبر جمهوری اسلامی چه کسی میباشد ؟؟
مسوولیت این همه جنایت به عهده چه کست میباش ؟
farideh در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
-2
این را به من نگید که نه جمهوری اسلامی شما را میخواهم نه رهبرش را، تکلیفتان را با رهبران اصلاح طلب خود روشن کنید که رهبری که قاتل هست چرا رهبریت این قاتل را باطل اعلام نمیکنند، رهبر سبزینه شما که همان اول گفت جمهوری اسلامی نه یک کلام بیشتر نه کمتر، حالا هم که میگه رهبر جمهوری اسلامی ......خوب میشه شما بفرمایید دعوا سر چی بود؟؟؟ اصلان میدانید معنی رهبر یعنی چه ؟؟؟؟ میشه بفرماید شما که قبول دارید جمهوری اسلامی جنایات کرده و رهبرش جانیست چرا این سوال رو از من میکنی چرا از رهبرت موسوی یا کروبی نمیخواهی بهت جواب بده که جواب جنایات را از سال ۵۹ تا به حال چه کسی باید بده ؟؟؟ مسولیت این جنایات با کیست ؟؟؟ والا به خدا به پیر به پیغمبر اگر شما این سوالها را رهبران جنبش سبز بکنید ما به قول برادر شما امین هوادار شما میشویم و باز به قول ایشان سنگ شما را به سینه میزنیم چرا که سوالات حقه و ما هم تا به حال چیزی دیگری از آنها نخواستیم به غیر از جواب به همین سوالات .
در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
فریده خانم پیشنهاد میکنم ،چند روزی برا سرگرمی هم شده ،جدول حل کن .
عزیز جان مثل اینکه بنده با جناابلی باید در مورد بدیهیات بنویسیم .رهبر حزب سوسیال ناسیولایزم آلمان چه کسی بود ؟؟؟حتمن باید با این ادبیات بنویسم ،که جناابلی کیف کنی ،هیتلر ،،فلان فلان شده ،فاشیست ،
مگر مقام گنده رهبری ،رهبر جمهوری اسلامی نیست ؟؟؟زمانی که شما مینویسد ،کهریزک با همت مقام رهبری بسته شد ؟؟جای هیچ گونه معادله ای چند مجهولی نیست ،بلکه میپرسید ،سعید مرتضوی ،قاتل زهرا کاظمی ،منویات مقام رهبری را بدرستی انجام داد .و مسول تمامی جنایات کهریزک است ،اختلاف دوستان جرس با برخی از دوستان از سنخ ادبیات کاربردی اشان است .نه عزیز جان من هر گز در زندگی سنگ کسی را به سینه نزدم ،و پیشنهاد میکنم که دیگر دوستان هم، هر گز سنگ ،هیچ کس و ناکسی را به سینه نزنند ،چون عصر اش سپری شده ،مگر اینکه انسان تنها برده ، و اسیر افکار خود باشد .
farideh در ۱۷ شهریور ۱۳۸۹
-3
منو بگو با کی وارد گفتوگو شدم درست گفتی جدول حل کردن سود بیشتری داشت
1 2 next مجموعه نتایج: 22 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

از آزادی‌های به دست آمده در مصر: اذان گفتن در صحن علنی مجلس!

از آزادی‌های به دست آمده در مصر: اذان گفتن در صحن علنی مجلس!
اذان گفتن یک نماینده سلفی (از فرقه‌های تندروی اسلامی) در جلسه علنی مجلس مصر، وقتی نمایندگان مشغول بحث و بررسی درباره بی‌ثباتی و ناامنی‌های این کشور بودند، همکارانش را غافلگیر کرد و اعتراض رییس مجلس مصر را برانگیخت....
سیاست | سهند خوانساری

مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است

مجتبی واحدی: شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است
درست یک سال بعد از درخواست میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای شرکت مردم در راهپیمایی ۲۵ بهمن، خانواده‌های موسوی و کروبی امروز در نامه‌ای از مردم ایران خواسته‌اند صدای‌شان را به گوش جهانیان برسانند. مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی می‌گوید: «شرکت در راهپیمایی ۲۵ بهمن، اجابت درخواست خانواده‌های کروبی و موسوی است»....
سیاست | نیک آهنگ کوثر

ناگفته‌های دستیار عالی خامنه‌ای از ۱۸ تیر؛ بین و من وزیر کشور برخورد پیش آمد

ناگفته‌های دستیار عالی خامنه‌ای از ۱۸ تیر؛ بین و من وزیر کشور برخورد پیش آمد
یحیی رحیم صفوی با بیان اینکه در ماجراهای مربوط به ۱۸ تیر سال ۷۸ نیروی انتظامی درمانده شده بود و می‌گفت «کار دیگری نمی‌توانیم بکنیم» گفت آن حوادث هنگامی حل شد که سپاه و بسیج وارد عمل شدند....
سیاست | سروش جعفری

حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد

حدادعادل سخنان منسوب به خودش را تکذیب کرد
در حالی که روز گذشته اکثر رسانه‌های خارج از کشور، اظهاراتی کم‌سابقه و حملات منسوب به غلامعلی حدادعادل به هاشمی رفسنجانی را منتشر کردند که در آن آقای حداد، خمینی را به‌دلیل «پیر و زود باور بودن» دارای یاران آلوده‌ای معرفی می‌کرد؛ وی سخنان نقل شده را تکذیب کرد....
سیاست | سروش جعفری

رییس دفتر رهبری: همه از هوش و توانایی خامنه‌ای متحیر هستند

رییس دفتر رهبری: همه از هوش و توانایی خامنه‌ای متحیر هستند
محمد محمدی گلپایگانی، رییس دفتر رهبر جمهوری اسلامی در سخنانی گفت هرگاه فردی با خامنه‌ای دیدار می‌کند، از هوش و توانایی‌های وی متحیر می‌شود....
سیاست | سروش جعفری

ما را دنبال کنید