همراهی با «اعتصاب غذا» کنندگان، و یک درخواست: جانتان را عزیز بدارید
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
من نمیتوانم از رهبران جنبش بخواهم که اعتصاب غذای «تر» بکنند، یا روزه سیاسی بگیرند، اما خودم چیزی بخورم. من هم با دوستان همراه شدهام.
همین چند روز پیش بود که همسر یکی از همین دوستان به من گفت که چرا برای همدلی با این گروه، من هم دست به اعتصاب غذا نمیزنم. به عبارت بهتر، همسر از اعتصاب غذای شوهرش راضی بود.
اما دیدهام چه برسر کسانی میآید که به مدتی طولانی اعتصاب غذا کردهاند.
من تا حد توانم، تا روزی که دوستانم اعتصاب غذایشان را نشکستهاند، غذا نخواهم خورد. این را هم میدانم که بعد از سکته سال پیش، چنین کاری بیدردسر نخواهد بود.
امیدوارم همسر این دوست عزیز که به هرطریقی با شوهرش در تماس است، از او بخواهد خودش را زجر ندهد، اما اگر میخواهد راهش را ادامه بدهد تا به نتیجهای برسد، تا روزی که غذا نخورد، همراهش هستم. من حق ندارم از دوستم بخواهم که جانش را از دست بدهد! این چه درخواستی است؟ اما به تصمیمش احترام میگذارم، ولی امیدوارم که هم او و هم دیگران اعتصابشان را بشکنند.
اما دوست دارم برای همدلی با زندانیان، دیگران هم به احترامشان تا آن زمان که اعتصابشان را میشکنند، همراهشان شوند.
Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):
زندانی سیاسی:
وقتی که شنیدم که یکی از زندانیان سیاسی بنام علی صارمی به جرم شرکت در مراسم سالگرد جنایات رژیم بر قبرستان خاوران ( سال ۱۳۸۶ خورشیدی) به مجازات مرگ محکوم گردیده از غیبت خویش در آن مراسم که به دلیل حضور در زندان بود، شرمسار و متاثر شدم .
بر همۀ ما ثابت شد که رژیم جمهوری اسلامی دیگر قادر نیست نقاب دروغین اسلامی و انسانی خوش را حفظ نماید و مجبور به این گردیده که چهرۀ پلید و خوی وحشی گری خویش را به همۀ جهانیان ثابت کند .این ماهیت رژیم از ابتدا هم از نظر هیچ انسان آزاده و فهیمی دور نبود.
اینجانب که خود یک زندانی سیاسی در زندان گوهردشت کرج می باشم . ضمن اعلام اینکه راه و طریق زندانیان همانند علی صارمی و تمام اسیران روز عاشورا راه و طریق بنده نیز می باشد. از جلادان آخوندی می خواهم که در مجازات این برادران و خواهرانم شریک باشم .
چه افتخاری از این بالاتر که در راه آزادی و وطن در کنار یاران کشته شوم . اگر خون بهای آزادی است من هم برای پرداختنش اعلام آمادگی می کنم. ما اولین شهدای این راه نیستیم و آخرین آن هم نخواهیم بود
زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی
زندان گوهردشت کرج (رجائی شهر) بند ۱ سالن ۱
۱۷ دی ماه ۱۳۸۸
این زندانی سیاسیست که احتیاجی به قیم ندارد با آگاهی و استواری ایستاده است و میداند چکار میکند که فقط پشتیبانی میخواهد. دست شما دارد نکنه نیکآهنگ عزیز، با آرزوی قوت برای شما
http://23khordaad.blogspot.com/2010/08/blog-post_09.html
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید