آقاي نوري علا، ايران جمعه‌ها تعطيل است | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (53)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

آقاي نوري علا، ايران جمعه‌ها تعطيل است

۰۹ مرداد ۱۳۸۹ سارا زرتشت
image

آخرين جمعه‌گردي آقاي نوري علا را كه مي‌خواني، خوشحال مي‌شوي ديگران هم «جدی» شده‌اند و«ترازنامه‌ي سكولار» بر خلاف بسياري از نوشته‌هاي نوري علا، از كنش‌گري خبر مي‌دهد نه از خرده‌گيري. من هم – بي تعارف – به وجد آمده‌ام و اگر نبود اين جديت در متن، اين گونه دكتر اسماعيل نوري علا را مخاطب قرار نمي‌دادم .

 

سالهاست جمعه گردي‌هاي آقاي نوري علا را مي‌خوانم. نه از سر علاقه و نه از سر جذابيت؛ بلكه از سر عادت! همان طور كه كيهان و تابناك و امروز مي‌خوانم. حاشا نمي‌كنم كه مدتي است  نوشته‌هاي آقاي نوري علا برايم جدي شده‌اند  و البته اين هم نه  به خاطر جدي شدن آقاي نوري علا و تاسيس انجمن سكولارهاست، كه  از خير سر  «جنبش سبز»  است. باور بفرمائيد هيچگاه فكر نمي‌كردم  كه روزي  بخواهم نوشته‌هاي اسماعيل نوري علا را نقد كنم، همان طور كه هيچ گاه فكر نمي‌كردم اندر مزاياي شركت در راهپيمايي روز قدس و بيست و دو بهمن  بنويسم .

 

بگذريم. آخرين جمعه گردي آقاي نوري علا را كه مي‌خواني، خوشحال مي‌شوي  كه ديگران هم  «جدي» شده‌اند و «ترازنامه‌ي سكولار»  بر خلاف  بسياري از نوشته‌هاي نوري علا،  از كنش‌گري خبر مي‌دهد نه از خرده‌گيري. من هم – بي تعارف – به وجد آمده‌ام  و اگر نبود اين جديت در متن،  اين گونه  دكتر اسماعيل نوري علا را مخاطب قرار نمي‌دادم. 

 

جناب نوري علا، قبل از همه مي‌پرسم: « اين مهم ترين و ـ اگر بشود گفت ـ مقدس ترين سند تاريخ بشريت » منظورتان كدام متن است؟ نكند اعلاميه‌ي جهاني حقوق بشر را مي‌گوئيد كه  سه سال پس از تاسيس نهاد سازمان ملل و در مجمع عمومي آن تصويب شد؟! شما كه قرار نيست  از دل يك نهاد عرفي و بر مبناي مناسبات عرفي انسان‌ها، يك «متن مقدس جديد»  را براي ما علم كنيد؟ البته  آن شرط – اگر بشود گفت – را هم جدي نگرفتم‌، معذورم بداريد. مدت‌هاست كه اين «اگر و مگر » مقدس مآب‌ها را كسي جدي نمي‌گيرد. 

 

اسماعيل خان! چه نيك گفته‌ايد خودتان كه  تا كنون كسي نتوانسته است به سكولاريزم «يک پسوند اسلامی چسبانده و آنها را ختنه و خودی کند» و هيچ حكومت اسلامي «هنوز موفق نشده است تا حکومت سکولار مذهبی را، همچون يک گزينهء ممکن سياسی، در اذهان مردم ما جا بياندازد» و چه درست استدلال كرده‌ايد  «همانقدر که احضار روز در دل تيرگی شب ناممکن است استقرار سکولاريسم نيز در بودن حکومت مذهبی و ايدئولوژيک غير قابل تصور بشمار می‌آيد».

 

 اما جناب نوري علا! اين از سركشي سكولاريزم است كه هيچ سوار نابلد و تازه كاري نمي‌تواند بر پشت آن بنشيند نه از ناتواني اصلاح طلبي! چرا دور برويم. در  همين متن خودتان نه «سكولاريزم راستين»  به دل می‌نشيند نه «سكولار واقعي» به مقصد رسيده است. چرا  كه سكولاريزم نه افسارش را به دين مي‌دهد و نه ايدئولو‍ژي بردار است، كه هر «راستي و كجي، هر اصيل و  بدلي»  نحيف تر از آن است كه بر سكولاريم بنشيند  و افسارش را در دست بگيرد. همان بهتر كه اين واژگان راستين و واقعي  بر اين اسب سركش سوار نشوند.  

 

آقاي نوري علا، من نمی‌دانم و واقعاً بي‌خبرم كه چه كساني درصدد «مطرح کردن خويش بعنوان رهبر اردوگاه سکولاريسم»اند،  از «کوششی که قصد منتفی ساختن گوهر سکولار يک حرکت را دارد» و  يا «تلاشی که برای ايجاد تفاوت‌های مصنوعی صورت می‌گيرد» كمترين اطلاعي ندارم. اما متن شما باخبرم می‌كند از  ستيزها و نگراني‌هاي زودهنگامي كه در ميان  سكولارهاست. متن شما از ترازنامه‌اي مطلعم مي‌كند  كه  دغدغه‌ي « مركزيت و اهميت سياسي فكر سكولاريسم و دكان‌ها و دريدن‌ها و تكه پاره شدن‌هاي آن است» و متن  مي‌ترساندم  از اينكه در ترازنامه‌ي سكولار، حكومت سكولار  را « حکومت مستقل از مذاهب» مي‌نامد، و از لزوم پاي بندي سكولارها به آن مي‌گويد و ناگهان پرده بر مي‌اندازد و چهره مي‌نمايد تا  «لبان خون چكان حكومت مذهبي فرقه‌ي اماميه»  را نشان دهد. غافل از آن كه صاحب اين ترازنامه‌ي  سكولار، نه هم‌نشيني با مذهب كه مرگ آن را نشانه رفته است. صميمي‌تر بگويم آقاي نوري علا! اين «فرقه اماميه» خواندن بيش از يكصد ميليون شيعه، قبل از هر چيز مرا به ياد فرقه خواندنِ  «جنبش سبز» توسط  همان حكومت «شبه مذهبي»  و «خود مذهبي خوانده» مي‌اندازد. ببخشيد، دست خودم نيست كه از اين واژه‌هاي فرقه و فتنه و خون و خون چكان  بسيار هراسانم و باز هم  ببخشيد كه از واژه‌هاي نامربوط و راهزن «شبه مذهبي» و «خود مذهبي خوانده» استفاده كردم،  كه آن هم از هيبت همان واژه‌هاي « شبه سكولار» و  «خود سكولارخوانده»ي شما بود كه بر خامه‌ام نشست.

 

واقع بين باشم، جناب نوري علا!  هم مبارزه‌ي اصلاح‌طلبانه، به سود سكولارها خواهد بود  و هم پيروز شدن آنها. اما نه مبارزه و نه پيروزي آنها به نفع «سكولاريزم»  نخواهد بود. مي‌دانيد چرا؟ چون سكولاريزم يك خواسته‌ي اصلاح‌طلبانه نيست. يك خواسته براندازانه است و حتي بالاتر از آن خواسته‌اي است فراتر از آنچه در خانه‌ها و كوچه‌ها و خيابان‌هاي ايران مي‌گذرد. آقاي نوري علا، لازم است بدانيد كه در ايران هنوز يك انگ «كمونيسم» در بسياري از خانه‌هاي ايران كافي است تا پدر، پسر را از خانه بيرون كند و باور كنيد در خاطر همين پدران  شباهت  سكولاريسم  به كمونيسم، بيشتر ازشباهت  ولايت فقيه به فاشيسم  است. آقاي نوري علا: « باور كنيد اينجا ايران است و هنوز هم جمعه ها تعطيل است».

 

خلاصه اينكه، جناب نوري علا! اگر خود را سبز مي‌دانيد و اصرار نداريد كه شما را «خود سبز خوانده» بنامند، حتي براي «مشاهده و نظاره»  هم كه شده، لازم است كمي جلوتر بيائيد، آن هم  در همين شرايط كنوني كشور! به تاكيد خودتان «در همين شرايط كنوني كشور، كه اصلاح‌طلبان قادر به برانداختن سپاه پاسداران و بسيج اسلامي نيستند».

با احترام

 

سارا زرتشت

 


ارزیابی این خبر:

1.88

Subscribe to comments feed نظرات (24 نوشته شد):

پویا در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
چرند گفتن که مالیات نمی خواد آدم میتونه بگه
سارا خانوم فرقه نامی است که پیامبر این فرقه به آن داده"بعد از مرگم امتم هفتاد و دو فرقه میشوند که ...."
حالا اگه سبزاللهیا میخوان این قضیه رو به هاله سبزی که دور سر یک مترسک دیده اند نسبت دهند باید به سواد تاریخیشون شک کرد
پويا جان ، فعلا كه دولت اصلا ماليت نمي خواد و با پول نفت خوشه . تا اون وقت يك كاريش مي كنيم . :)

اما : كلمه ي « فرقه » يك اصطلاح مشخص « جامعه شناسي » است كه قطعا استادي چون نوري علا آن را آگاهانه به كار مي برد .همان طوري كه در ايران سعي كردنتعبير جنبش سبز رو به جريان سبز ، فرقه ي سبز و فتنه ي سبز تقليل بدن .
و البته توهين كردن تنها چيزي است كه ماليات نداره اما جريمه داره بر خلاف چرند گفتن :((
امید سهراب در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
خانم زرتشت
۱-از روسری ای که سر" ندا" کرده ای پیداست که چقدر "واقع بین" تشریف دارید
۲-شما "واقع پوشان" دقیقا از واژه کمونیزم به عنوان یک فحش استفاده می کنید .اگر هنوز در خانه اصلاح طلبان دولتی این واژه فحش است تراز اصلاح طلبی شان کاملا مشخص است و حتما فردای پبروزی آنها وضع کمونیست ها چندان تغییر نخواهد کرد و ایضا بقیه جریانات لائیک
3-فرموده اید"« باور كنيد اينجا ايران است و هنوز هم جمعه ها تعطيل است»" و البته از رنگ سبز این عبارت بسیاری چیزها دستگیر آدم می شود
4-اگر زمانی اصلاح طالبان از سکولاریزم ستیزه جو سخن می گفتند اکنون شما سکولاریزم را مطلقا ستیزه جو می دانید
۵- این ره که تو می روی(اصلاح طلبی)به ایرانستان است
اميد خان :
۱. « واقع بيني » بعني «ديدن همين روسري » و مخالفت يا موافقت با آن ،نه نديدن آن و نسبت دادن آن به ديگري .
۲. كمونيسم فعلا براي خيلي از پدران ما يك فوشه . اگر چه من با آن مخالفم اما اين را مي بينم . اين واقع بيني است . اصلاح طلباني هم كه من مي بينم اگر خاتمي و رمضان زاده و تاج زاده شاخص آنها باشند ، قطعا وضعيت كمونيست ها با وجود آنها بهتر خواهد شد . اگرچه اين فقط يك پيش بيني ضمني است .
۳. خوب معلومه كه اين جا ايرانه و جمعه ها هم تعطيله و البته اغلب مردمش هم سبزن!
۴. نه . من معتقدم كه سكولاريم صد درصد « رام » شدني نيست . اين به معناي ستيزه جو بودن سكولاريزم نيست . اسب وحشي ستيزه جو نيست . ضمناً به تمامي به سكولار حكومت علاقه مندم و اساساً راه ديگري را هم پيش رو نمي بينم . يعني سرانجام حكومت سكولار خواهد شد ( به قول زيد ابادي عزيز ) اما با تفاسير اين چنين دو آتشه و آرماني و تخيلي از سكولاريزم مخالفم . ضمنا آقاي نوري علا سكولاريم و سكولارها را به دو دسته سكولار واقعي و سكولار خود خوانده تقسيم كردن . با اين هم مخالفت كردم و دليل ها رو هم آوردم . اين يك نوع سكولاريم ختنه شده س :))
۵. اين كه شما چوري تشخيص دادين نمي دونم ولي من مشكلي با ايرانستان هم ندارم . به شرطي كه خون و خون ريزي نباشد . اصولا جغرافيا و مرزهاي جغرافيايي نشانه هاي جا ماندن در قرن بيستم اند . من ترجيح مي دهم به خليج فارس بگويد خليج اما همه ي ساكنان چهار دور خليج ارامش داشته باشند . به نظر من تمام عقايدي كه من و ما داريم ارزش كشته شدن يك انسان را ندارند . همين .
ف. در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
شما البته بسیار واقع بین هستید منتها تنها در برابر واقعیت ساخته و پرداخته ذهن خودتان و نه در برابر واقعیت ابژکتیو.
در میان این همه عکس بی حجاب ندا گشته اید و عکس با حجاب او را انتخاب کرده اید تا بر اساس واقعیت ذهنی خودتان او را هم در راستای اهداف مقاله عضوی از صد میلیون شیعه به حساب آورید. در حقیقت نوعی استفاده ابزاری از این عکس کرده اید.
حال آنکه حقیقت ابژکتیو این است که ندا از حجاب متنفر بود، همانگونه که مادرش در فیلم برای ندا بازگو میکند و همانگونه که ندا هرگز در دنیای آزاد حجاب بر سر نداشت. شما البته آزادید در حقیقت خودتان زندگی کنید ولی فکر نمیکنم استفاده ابزاری از عکس چنین شخصی کار درستی باشد حتی اگر مصلحت اصلاح طلبانه شما این سو استفاده را مجاز بداند!
در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
شما که اینقدر افکار مدرن قرن بیست ویکمی دارید و بسیار هم روشنفکر هستید، میتوانید چند کشوردیگر دنیا را نام ببرید (ترجیحا از کشور‌هایی‌ باشند که بتوان به آنها گفت پیشرفته) مرز‌هایشان را بی‌ خیال شده اند و مناقشات مرزی را (حتا در حد همان نام خلیج فارس) به خاطر قرن بیست و یکمی بودن به دیگران واگذار کرده اند؟!

امان از این به اصطلاح روشنفکران ما! یک چیزی میشنوند بدون اینکه در مورد آن مطالعه کافی‌ داشته باشند یا کامل بفهمند همین طوری نصفه و نیمه میفهمند و به عنوان یک موضعٔ بسیار مدرن و اوانگارد! تحویل دیگران میدهند. جامعه ایران ۵۰ سال است که به همین مصیبت گرفتار است.
امید سهراب در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
۱-واقع بینی را من به دو شق تقسیم می کنم:واقع پرستی و واقع ستیزی. منظور شریعتی از فلاسف پفیوزان تاریخ اند دسته اول است یعنی فلاسفه رئالیست واقع پرست.من اگر فیلسوف باشم فیلسوف رئالیست واقع ستیزم.
۲-خانم آقاسلطان و بسیاری از دخترای امروز مثل دوست دختر سابق خود من از روسری متنفر بود و همونطوری که می دونید دخترای امروزی فقط توی خیابان روسری سرشون می کنن دلیلشو هم احتمالا می دونی
۳-شما مرزگذاری کرده اید بین داخل و خارج. اساسا اگر این مرزگذاری رو از مقاله تون حذف کنید کلا فرو میریزه
4-گفتی زیدآبادی من یاد تنها برخوردم باهاش افتادم.زیدآبادی مسیح اصلاح طلبان است.لطفا با بقیه مقایسه شون نکنید.من زیدآّادی رو می پرستم
5-خودتونو به اون در نزنید.جمعه ها برای همه مردم داخل ایران روز انتظار برای ظهور امام زمان نیست یه روز تعطیل برای خوش گذرونیه البته اگه مثل من از همون هم محروم نباشن
۶-مساله ابراز عقاید نیست.مساله ما ریاکاری و انکار عقایده به خاطر "مصلحت".ندای واقعی اونی نیست که تو عکس شو ضمیمه کردی
۱.
۲. من ترجيح مي دم در اين خصوص قضاوت نكنم . هر كسي ممكنه از روسري خوشش بياد يا نياد . كاملاً شخصيه . مهم اينه كه اون رو بر سر مردم تحمل كنيم و يا مردم بدون روسري رو تحمل كنيم
۳. آره . من در مورد كشور ايران و مردم ساكن كشور صحبت كردم و جمعه هاي ايران :)
۴. زيد آبادي آدم كم نظيريه . اما نه مسيحه و نه قابل پرستش
۵.جمعه ها روز خواندن نماز جماعت است و بر همين اساس براي مردمي كه به نماز اهميت مي دن يك روز تعطيله . فكرش رو بكنين كسي بگه چهار شنبه سوري بشه دو شنبه سوري ! يا سبزده بدر بشه ۱۷ بدر :) مهم روزش نيست . مهم « قاعده ي تغييره »
۶. همين واقعي دانستن و ندانستن ، همين مرز بندي ، همين اين و آن يعني ايدئولوژي . اين نداست . عكس هاي ديگري هم از ندا هست كه بدون پوشش رايج ايران يا همون حجاب هستش . هر دو ندان . هر كدوم رو انكار كنيم بخشي از جامعه رو انكار كرديم .
امید سهراب در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
۱.تکرار نمی کنم
۲.شما کل مقاله تون "قضاوت"درباره همین به قول مرتضی مطهری"مساله حجاب "است اونوقت میگی من قضاوت نمی کنم؟
۳.جنبش سبز تا اون وقت که زنده بود دقیقا برداشتن مرز داخال و خارج بود. این تفکیک فاشیستی داخل و خارج پایان کار جنبش سبز بود.
۴.موسوی چی؟اون قابل پرستش نیست؟در عمل باید بی بت باشید نه در حرف
۵.جمعه ها روز" فتیله جمعه تعطلیله"ست نه شنیدن اراجیف امامان عادل جمعه
۶.بله یکی ندای "یا روسری یا توسری" ست یکی ندای"آزاد" و این اصلا ایدئولوژی نیست
ابراهیم سالک در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
۶. مساله خیلی‌ ساده این است که ندا آقا سلطان- و نه یک نماد، و این خیلی‌ مهم است- آن کسی‌ نیست که شما در این مقاله معرفی‌ کردید. شخصیت حقیقی‌ ندا یکی‌ از آن واقعیت هاست که نباید انکار و یا نادیده گرفته شود- حتا در مقام یک نماد برای ایران متکثر، و این خیلی‌ مهم تر است-.
احسان در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
خانم زرتشت در خانه برخی ها "دموکرات"هنوز هم یک انگ است استدلال خوبی نکردی
احسان در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
10
با عرض معذرت، ولی تشبیه بی ربطی است! در اروپا و آمریکا هم یکشنبه تعطیل است، آیا حکومت های اروپا و آمریکا به این دلیل غیر سکولار هستند؟
می گویید "سکولاریسم ... خواسته ای است فراتر از آنچه در خانه ها و کوچه ها و خیابان های ایران می گذرد". آیا شما نظرسنجی قابل استنادی در این مورد دارید؟ می دانم یک نظرسنجی در زمان خاتمی از سوی عباس عبدی و یارانش انجام شد که این ادعای شما را تایید نمی کند.
برفرض هم شما راست می گویید: آیا "اقلیت" سکولار باید در "اکثریت" حل شود؟ آیا این است درک شما از دمکراسی؟
احسان عزيز
۱. اگر حكومت سكولار به اين نتيجه رسيد كه بخاطر ملاحظات اقتصاديبايد شنبه و يكشنبه را به جاي جمعه تعطيل كرد چه بايد كرد ؟ به نظر شما مردم ايران مي پذيرند ؟
۲. البته اين تعطيل بودن جمعه در ايران به تناسب جمعه گردي هاي آقاي نوري علا هم آمده است ::))
۳.خير هيچ اقليتي نبايد حل شود . اساس دموكراسي الگويي براي رعايت حقوق اقليت است .
۴. نظر سنجي قابل استناد ندارم اما انتخابات ۸۴ نمونه ي بدي نيست . اگرچه شهور اين قضيه معتبر تر هستش
۵. بلي . درك من از دموكراسي همينه .
۴. بلي
احسان در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
انگیزه ی انتخاب تیتر را متوجه شدم و خیلی هم نمی خواهم سر مسئله ی تعطیلی بحث کنم. فقط در پاسخ به سوال اول: اگر حکومت به این نتیجه برسد که جابجایی روز تعطیل منافع اقتصادی دارد و مردم را هم بتواند متقاعد کند که این سود به جیب آنها هم خواهد رسید، شاید مردم پذیرفتند، به هر حال در نظام دموکراتیک نظر اکثریت مردم اجرا خواهد شد.
انتخابات درون نظام را من ملاک خوبی برای نظرسنجی نمی دانم، چون انتخاب واقعی نیست و مردم بین چند گزینه ی عرضه شده از سوی حکومت یکی را انتخاب می کنند. بعد هم تفاسیر متفاوتی از نتایج انتخابات می شود. مثلا آقای رحیم مشایی چندی بعد از دهمین انتخابات ریاست جمهوری گفت از رای 24 میلیونی به احمدی نژاد 4 میلیون رای ایجابی خود احمدی نژاد بود و 20 میلیون دیگر رای سلبی (منفی) به نظام، به این معنی که از نظر این 20 میلیون موسوی، کروبی و رضایی بیشتر کلیت این نظام را نمایندگی می کنند تا احمدی نژاد (نقل به مضمون).
۱. اونجايي كه حكومت و مردم تعطيلي روز يكشنبه رو بخوان ، همون جاييه كه به هم مي رسيم . تا اون وقت لازمه حكومت تابع آئين مردم باشه يا مردم تابع حكومت ؟ اين حكومت از جه سازو كار دموكراتيكي برخواسته كه نظرش با مردم يكي نيست ؟ مي بينيد كه سكولاريزم يك پروسه هستش نه پروژه . لازمه مردم سكولار بشن تا حكومت سكولار بشه .
در مورد اون آمار و ارقام نظرمون زياد مهم نيست . مهم اينه كه هر كدوم براي خود يك شهودي داريم . بهتر بود من هم به هيچ آماري اشاره نمي كردم تا محل مناقشه نشه .
درود
Arvand در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
-1
از اینکه سارا خانم ،خط شکن شد ،و این گفتگو را در خودنویس ،جاری نمود سپاسگزارم ،پیش از این هم چند مورد بود ،که گفتهای آقای نوری علا مورد نقد قرار گرفت ،که بی پاسخ ماندیم ،امید که آقای نوری علا ،از جمعه گردیهای یک طرفه ،در سایت گویا ،راهی دو سویه باز کند ،که برخی از ،سکولارهای آواره هم ،نظرات ایشان را نقد ،کنند ،و اما پرسشی از خود سارا خانم ،عزیز جان ممکن هست توضییح دهید ،که اصلاح طلبان چه چیزی را میخواهند اصلاح کنند ؟؟؟؟
امید در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
اصلاح طلبان چه چیزی را میخواهند اصلاح کنند ؟؟؟؟
.............
اصلا اصلاح طلبان می خواهند چیکار کنند؟دنبال نخود سیاه بگردیم
اروند جان ، خودشان را مي خواهند اصلاح كنند ::)))
راضي شدي ؟
راستش اروند جان ، من به اون معناي رايج كلمه اصلاح طلب نيستم و در همين سايت خودنويس هم حداقل ۵ مطلب در نقد اصلاح طلب هاي دولتي نوشتم . اما اون اصلاح طلبي كه شاخص آن محمد خاتمي باشد به نظر من ابتدا به تنفيذ « گفتمان قانون » نظر دارد بعد اصلاح رويكرد نظام به قانون را مي خواهد . سپس تقويت جامعه ي مدني از بالا يعني استقرار نهادهاي مدني غير دولتي و در نهايت اصلاحات لازم در قانون
---------------------------------
من در اين گفتار صرفا به نظرگاه آقاي نوري علا در خصوص سكولاريزم صد در صدي انتقاد كردم و سعي كرده ام بگويم كه سكولاريزم صد در صدي در ايران نه ممكن است و نه مطلوب . دفاعي هم از اصلاح طلبان نكرده ام اگر چه به نظر من بسيار واقع گرا ، متمركز و جسورانه تر از امثال آقاي نوري علا به پاي روش و مرام خود ايستاده اند .
------------------------------
من فعال جنبش سبز ام و با اون همراه مي شم . اين جنبش فعلا انقلابي نيست و اگر روزي مجبور شد انقلابي بشه ، من هم خواهم شد .
كلا ً به « تقويت حوزه ي عمومي » فكر مي كنم . راهي طولاني و ماندگار
در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
-10
آنطور که روند مقالات نوری علا نشان میدهد، ایشان دنبال ساختن یک "دین" از سکولاریزم است. نمی توان جدی اش گرفت
ف. در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
چه خوب است که شما از آنچه در خانه ها و کوچه ها و خیابانهای ایران میگذرد اطلاعات کاملا دقیق و موثقی دارید! نکند این بار هم مثل حکایت آن شعار "نه غزه نه لبنان" دهها سند و مدرک را ول کرده و با استناد به شهادت دو تا و نصفی از اقوام خود به علاوه آقای کدیور که خواهان اصلاح طلبی هستند به جای همه به این نتیجه رسیده اید که سقف خواسته مردم همان اصلاح طلبی ست و نه بیشتر!؟
احیانا نشنیدید که مردم در تظاهرات میگفتند " مرگ بر اصل ولایت فقیه"؟ فکر نمیکنید با توجه به اینکه ولایت فقیه اساسی ترین اصل نظام اسلامی کنونی ست، نابودی آن اساسی تر از آن باشد که بتوان آن را اصلاح نامید؟
آنگونه که از شواهد برمی آید مردم خواهان تغییر اساسی هستندو نه بزک شرایط کنونی و در این تغییرات اساسی بدون حضور فاشیسم ولایت فقیه ، کمونیست هم مثل بقیه حق و حقوق خواهد داشت حتی اگر آل عطا و وابستگانش نخواهند.
:

تجزیه و تحلیل شما از مقاله اسماعیل خان نوري علا دقیقا درست است! نوشته های او خرده نارضایتی و معمولا خالی از هر گونه تجزیه و تحلیل واقع بینانه سیاسی و فلسفی که قادر به کمک به جنبش مردم در ایران است. اسماعیل نوري علا طرفدار سخت پرزیدنت بوش و دیک چنی و حمایت از جنگ در عراق ، افغانستان ، و در حال حاضر ایران است! اما ، او و دیگران مانند او تقریبا هر هفته در حال نوشتن مقاله تحت پوشش "سکولاریسم نو" یا "سکولاریسم" هستند!

تشکر از سارا عزیز برای یک مقاله خوب و کمک به جنبش دموکراسی (جنبش سبز) در ایران!

با بهترین آرزوها ،
تورج iAndikae
:

تجزیه و تحلیل شما از مقاله اسماعیل خان نوري علا دقیقا درست است! نوشته های او خرده نارضایتی و معمولا خالی از هر گونه تجزیه و تحلیل واقع بینانه سیاسی و فلسفی که قادر به کمک به جنبش مردم در ایران است. اسماعیل نوري علا طرفدار سخت پرزیدنت بوش و دیک چنی و حمایت از جنگ در عراق ، افغانستان ، و در حال حاضر ایران است! اما ، او و دیگران مانند او تقریبا هر هفته در حال نوشتن مقاله تحت پوشش "سکولاریسم نو" یا "سکولاریسم" هستند!

تشکر از سارا عزیز برای یک مقاله خوب و کمک به جنبش دموکراسی (جنبش سبز) در ایران!

با بهترین آرزوها ،
تورج Andikaei
در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
-7
این نشر نظرات پس از باز بینی از سوی سردبیر هم حکایت جالبی شده!
از یک طرف این کد امنیتی پدر ما را در آورده و از طرف دیگر گویا این آقای سردبیر اصلا زحمت مرور نظرات را به خود نمی دهند و همینطور هر چیز دیدن منتشرش می کنن!
حالا جدا از کامنت بالا که دوبار منتشر شده احتمالا بدلیل اینکه دوبار ارسال شده بعضی کامنت ها هم که پر از ناسزاهای آشکار مثل نفهم و بیشعور است اجازه انتشار دارند و منتشر شده اند! در کمال تعجب!
البته دوست ندارم بگویم ناسزاها معمولا از یک نام کابری مشخص ارسال می شوند!
سردبیر گرامی
لطفا یا ما را از شر این کد امنیتی و تاخیر در انتشار نظرات راحت بفرما یا در انتشار نظرات بیشتر دقت کن
نمی دانم البته این از حقوق ماست که مطالبه کرده ام یا زیاده خواهی ست!
در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
-6
این نشر نظرات پس از باز بینی از سوی سردبیر هم حکایت جالبی شده!
از یک طرف این کد امنیتی پدر ما را در آورده و از طرف دیگر گویا این آقای سردبیر اصلا زحمت مرور نظرات را به خود نمی دهند و همینطور هر چیز دیدن منتشرش می کنن!
حالا جدا از کامنت بالا که دوبار منتشر شده احتمالا بدلیل اینکه دوبار ارسال شده بعضی کامنت ها هم که پر از ناسزاهای آشکار مثل نفهم و بیشعور است اجازه انتشار دارند و منتشر شده اند! در کمال تعجب!
البته دوست ندارم بگویم ناسزاها معمولا از یک نام کابری مشخص ارسال می شوند!
سردبیر گرامی
لطفا یا ما را از شر این کد امنیتی و تاخیر در انتشار نظرات راحت بفرما یا در انتشار نظرات بیشتر دقت کن
نمی دانم البته این از حقوق ماست که مطالبه کرده ام یا زیاده خواهی ست!
در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
-7
سردبیر قاطی فرموده اند!!!
beh***********@yahoo.com در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
آنچه که مهم است این است که خرده گیری های آقای نوری علا درست است. کلاً من که شخصاً ندیده ام کسی به ویژه از این روشنفکران مذهبی پاسخی به آقاب نوری علا داده باشد.
آقای توری علا در یک کلام می گوید اصلاح حکومت دینی امکان پذیر نیست و ایران به حکومت سکولارنیاز دارد و اگر جنبش سبز می خواهد دنبال اصلاح طلبان داخلی و خارجی برود به جایی نمی رسد.
خانم زرتشت اشاره شما بسیار بجاست
پیش از اینها نیز این مطلب آقای نوری علا را دیده بودم و البته در بند چهارم که روی وحدت نیروهای سکولار تاکید کرده اند مورد توجه من بود.
شما بنگرید که چگونه ایشان وحدت در سکولارها را تعقیب می کنند اما از وحدت در جنبش سبز فارغند!
اصلا اگر اساسا جنبش سبز بر اثر نادیده گرفتن الزامات انسجام تشکیلاتی وجودش مخدوش شود چه بستری برای طرح این مسائل می توانند داشته باشند؟
به نظر حفظ انسجام سکولارها در نظرگاه جناب نوری علا با انسجام در جنبش سبز متعارض است و البته از دید ایشان شاید مقدم باشد!!!
پس از این نیز بصراحت می توان نفی اتحاد با دیگران را دید و البته حمله ایشان به اصلاح خواهان مشی مداومشان است.
جدا به نظر من جالب است
beh***********@yahoo.com در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
۱- بر خلاف شما من فکر نمی کنم مردم ایران با سکولاریسم مخالفتی داشته باشند. دلیل آن هم بسیار روشن و ساده است:
به نظر شما چند در صد مردم ایران با حکومت کردن به شیوه دوران شاه موافقند؟ آن نوع حکومتی که دین در بخش خصوصی مردم حاکم بود و نقشش در اداره کشور و امور عمومی نه صفر بلکه اندک بود. این همان سکولاریسم است دیگر. لازم نیست در حیطه عمل الزاماً تمامی مختصات سکولاریزم یا مثلاً سکولاریزم ستیزه گری مانند سکولاریسم فرانسه پیاده شود. از آن گذشته به نظر شما چند درصد از جوانان با سکولاریسم موافق هستند. باز هم می گویم مسأله را در عمل پیچیده نباید کرد. اگر از مردم در باره نوع حکومت مورد نظرشان را بپرسی بیشتر به مختصات سکولاریسم اشاره می کنند.
۲- نقدها آقای نوری علا به نظر من از طلا ارزشش بیشتر است. اصولاً آنچه که جنبش سبز در ایران نیاز دارد تا حد بسیاری همین نق زدن و نقد است. چون سکولاریسم چیز شناخته شده ای است و هر کسی بخواهد به راحتی می تواند در حیطه نظر و عمل آن را ببیندو بررسی کند. اما معجون روشنفکران مذهبی چیزی است که هرگز حاضر به توضیح آن نیستند. دلایل آن هم واضح است:
آنها خود هم دقیقاً نمی دانند چه می گویند. یعنی راهی برای رفع تناقضات روش خود ندارند. هنوز که هنوز است هیچ کدام از این روشنفکران چنین کاری نکرده اند. هنوز سروش پاسخی به دکتر خویی نداده است. هنوز کدیور پاسخی به نوری علا نداده است. هرگز هم نخواهند داد چون پاسخ یا مغلطه خواهد بود یا به همان حکومت اسلامی منجر خواهد شد که آبروریزیش بیشتر است.
۳- در ضمن سکولاریسم سرکش نیست. د رنصف دنیا سالهاست که حکومت سکولار بر قرار است و جزء مرفه ترین کشورهای دنیا هم هستند و همان اهداف ادعایی دینداران را تحقق بخشیده اند. البته این سخن شما را من بیشتر به قصد زیبا سازی و با بار ادبی می دانم تا منطقی. سکولاریسم به طور خیلی ساده یعنی حکومتی که بر اساس ایدئولوژی نباشد و طبیعتاً هیچ نوع نگرش ایدئولوژیکی مثل این دار و دسته روشنفکران مذهبی مانمی تواند بر آن سورا شوند. این که ایرادنیست!
۱.
۲. نوشته هاي آقاي نوري علا ، اغلب نقد نيستند . به قول خودتان نق هستند و از قضا من در خصوص ارزش اغلب آنها با شما بسي مخالفم .
۳.سكولاريزم سركش است يعني تاب دين و ايدئولوژي را ندارد .نه اينكه خطرناك است .

سپاس
حمید محمدیان در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
خانم زرتشت
با توجه به وسواس شما روی کلمه قانون یک سوال من در نوشته قبل تر شما بی پاسخ ماند که فکر کنم به علت طولانی شدن کامنت ها آن را ملاحظه نکردید. سوال را اینجا تکرار می کنم جون دوباره از آقاي خاتمي و قانونمندي صحبت کرديد:
تا جایی که می دانم قانون مجموعه ای از قراردادهای اجتماعی است که به نوعی برای زندگی بهتر اجتماعی وضع می شوند و ابزار هستند برای خوبی بزرگتری برای اجتماع نه هدف. از این رو اگر خوبی بزرگتر در معرض نابودی باشد، زیرپا گذاشتن قانون نه تنها ممکن که الزامی است این مورد شامل همه قوانین حتی قانون اساسی می شود چرا که ساخته دست بشر، ناقص و متناقض و از این رو قابل تعویض یا بهبود اند. اما با توجه به آنکه شما به علم منطق علاقه مندید یکبار دیگر شما را به خواندن بخشی از اصل یکصدوهفتادوهفت قانون اساسی درباره بازنگری قانون اساسی جلب می کنم و عاجزانه می خواهم راهی به من نشان دهید که در صورت وجود خواست عمومی بتوان بدون زیرپا گذاشتن آن و انجام عمل غیرقانونی ( آن هم نه بر علیه قوانین موضوعه بلکه قانون اساسی) بتوان ولایت فقیه یا بنای حکومت بر مذهب شیعه دوازده امامی را از آن حذف نمود:

"...
محتوای اصل مربوط به اسلامی‌بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین ومقررات براساس موازین اسلامی و پایه‌های ایمانی و اهداف‌جمهوری اسلامی ایران ... و ولایت امر وامامت امت و ... دین ومذهب رسمی ایران تغییرناپذیر است‌."
در ضمن درباره این موضوع تعطیلی هفتگی را هم که می فرمایید دوست دارم به شما یادآوری کنم از بین کشورهای با اکثریت مسلمان: مالزی، اندونزی ترکیه مراکش هفته کاری شان از دوشنبه شروع می شود. پاکستان هم نزدیک به 15 سال قبل شروع هفته کاری خود را به دوشنبه منتقل کرد(بسيار کم در اینباره مقاومت شد). برخی دیگر از کشورهای با اکثریت مسلمان مانند امارات متحده عربی و بحرین هم برای آنکه پنج شنبه را از دست ندهند، جمعه و شنبه را تعطیل کرده اند. می دانید احتمالا شما هم مثل بنده فرصت زندگی در ایران زیر حکومت دیگری غیر از جمهوری اسلامی نداشته اید و تصویرتان از واقعیت و مردم ایران به مانند من به آرزوهای خیالی جمهوری اسلامی آغشته است. وگرنه فکر نمی کنم مردم ایران از پاکستانی ها مذهبی تر باشند یا در مسایل فرهنگی عقب افتاده تر، اگر تردید دارید در ساعات اذان ظهر یا مغرب در هر یک از شهرهای با جمعیت بیش از 100 هزار نفر در کشورمان قدم بزنید و با نگاهی به مغازه ها در این باره فکر کنید.
حميد عزيز
جسارتا : بلي همان طور كه شما گفته ايد ماهيت قانون با « حقوق طبيعي » انسان ها در تضاد است . انسان ها حق دارند از قانون پيروي نكنند و باصطلاح نافرماني مدني داشته باشند . اما لازم است مسئوليت پذير باشند .
----------------
در خصوص قانون اساسي و تناقضات آن با شما موافقم . اما اين تناقضات اغلب « صوري » هستند . صوري نه به معناي بي اهميت به معناي « صورت منطقي» . تناقضات سوري در همه ي قانون ها !!! بلي در همه ي قانون ها ي اجتماعي وجود دارد . حتي در قوانين رياضي هم وجود و حتي در خود منطق !
در اين حالت به جاي برطرف كردن تناقضات صوري ، به دنبال نقاط تعادلي بايد گشت كه امكان اصلاح قانون را بدون انقلاب ممكن سازد . يعني چي : يعني با استفاده از يك گروه از اصل ها، اصل هاي ديگر را منحل كرد . اين گونه تناقض ها حل نمي شوند بايد در عمل منحل شوند .
مثلا : با استناد به اصل ۲۷ مي شود ان قدر اعتراض و نافرماني كرد كه تا حكومت مجبور به پذيرش خواسته هايي چون رفراندوم يا تغيير قانون اساسي شد و...
در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
10
تا می توانید مغلطه کنید، ملت ما آگاهتر می شود.

نویسنده گرامی مطلبت از همون تیتر تا انتها سرشار از مغطله است.اگر نتونستی مغالطات را پیدا کنی همینجا بگو تا برات بنویسم!
اين كه نهايت لطف شماست . قلبا خواهش مي كنم بنويسيد
حمید محمدیان در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
ممنون از پاسخ شما.
ايکاش مي توانستم به اندازه شما خوشبين باشم يا بعضي از واقعيت ها را پر رنگتر نبينم. ضرب المثلي در ميان نظاميان رايج است: " هيچ وقت نبرد را از روي کتاب ها طراحي نکن، از آنها درس بگير ولي به دنبال پيروي از آنها نباش". اين چيزي است که الان کاملا توسط تقريبا همه آزاديخواهان ( با هر سقف و کف مطالباتي از رضا پهلوی تا عبدالعلی بازرگان) در حال اجرا است و متاسفانه وضع ما را به اینجا رسانده است. از آن بدتر تمایل بسیاری ( شما را هم به آن متهم می کنم) است به داستانی با پایان خودش که همه در آن خوشحال باشند از قصاب تهران سردار عراقی گرفته تا ندا آقاسلطان و این نقطه تعادلی است که شما از آن صحبت می کنید و با گذشت بیش از 13 سال از شروع اصلاحات- که به قول خانم الهه بقراط تا به حال به اندازه یکی دو انقلاب روی دست ما کشته و زندانی و فلاکت به جا گذاشته است- به دنبال آن می گردید و راه های مختلف را برای امکان اصلاح قانون بدون انقلاب امتحان می کنید ولی پیدایش نمی کنید، چون در واقعیت وجود ندارد هر چند که روی کاغذ خیلی قشنگ و زیبا و عملی به نظر می رسد. علت هم ساده است: همان برخورد کتابی با مسایل دنیای واقعی. می دانید تناقضات صوری و استدلال های منطقی تا وقتی که در کتاب ها باشند می توان سالها درباره آنها بحث کرد اما وقتی عواقب ترسناک اجتماعی به بار می آورند، آن وقت دیگر صوری نیستند چون بهایشان با جان انسان ها پرداخته می شود و آن وقت باید کتاب ها را بست با نيم نگاهي به تجربه بقيه مردم دنيا در شرايط مشابه برای آنها به هر روشی فکری کرد: مانند 280 هزار نفری که در ده سال گذشته بر اثر حوادث رانندگی جان سپرده اند و اگر در یک سیستم مسوول تر یا با کفایت تر ( نه به اندازه آلمان بلکه به اندازه ترکیه، اندونزی، ویتنام و کره جنوبی) که با انقلابی با ده هزار کشته پدید آمده بود فکری برای آن می شد شاید 140 هزار نفر از آنها زنده می ماندند. بحث بر سر این نیست که ده هزار نفر کمتر از 140 هزار نفر است، جان هر انسانی با ارزش است ولی ما فعلا در حال پرداخت تلفات هستیم بدون آنکه چیزی را بدست بیاوریم. تازه این نافرمانی و اعتراض بنا بر اصل 27 هم اولا مشروط به آن است که مخل مبانی اسلام نباشد که هر جور حساب بکنید فعلا مسوول تشخیص مغایرتش با اسلام بنده و شما نیستیم و احتمالا هرگز نخواهیم بود. می دانید نافرمانی مدنی لوازمی دارد و در جاهایی موفق شده است که دستگاه قضایی اش تا حدودی مستقل یا حتی فقط غیر تبهکار باشد نه در جایی که دستگاه قضایی به سبک مافیا اقدام به گروگانگیری رسمی و علنی اعضای خانواده افراد می کند و هیچ تلاشی هم برای پنهان کردن آن ندارد.
سارا زرتشت در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-9
حميد بزرگوار
كاش به هزينه هاي كشورهاي اطراف براي استقرار دموكراسي نگاه كنيم . عراق . افغانستان . تركيه . عراق . كشورهاي تازه استقلال يافته و حتي پاكستان .
كمتر روزي است كه خبري از انفجار و كشتن و كشته در اين كشورها نشنويم . حتي به استقرار ۳۰۰ ساله ي دموكراسي در غرب ، جنگ هاي اول و دوم جهاني ، هيروشيما ، جنگ هاي شمال و جنوب در آمريكا و....
دموكرات شدن ، دموكراسي و استقرار آن هزينه مي خواهد .
به نظرم در اين مورد خاص من واقع بين تر از شما هستم . چرا ؟ من به انقلاب فكر نمي كنم مانند الهه بقراط چون تا كنون هيچ انقلابي را موفق نديده ام . فرض كنيد همين حكومت همين امروز كنار كشيد . فردا كه بخواهيم پارلمان و رئيس جمهور و قانون اساسي بنويسيم ، چه تضميني دارد كه بد تر از اين نشود . من واقع بينانه مي گويم كه بهتر نمي شود چون « از كوزه همان برون تراود كه در اوست » چون دوباره فردي مانند خميني يا خامنه اي را نشانه مي كنيم و دو هزار پيشوند و پسوند اعيحضرت و مقام معظم برايش مي سازيم تا احساس خدايي كند . چون دوباره قدرت را بدون مهار در اختيار اين و آن مي گذاريم . من هيچگاه قانع نشده ام كه خميني خيانت كرد ، مي گويم خميني اشتباه كرد و سهم ما در اين اشتباه بسيار بود .
قدرت فساد مي آورد . لازم نيست دوباره اين گزاره را تجربه كنيم . تا نياموزيم كه قدرت را مهار كنيم ، همين است كه هست . نامش علي باشد يا رضا فرقي نمي كند .
تا حوزه ي عمومي ما تقويت نشود . تا اكثريت مردم ايران نپذيرند كه ديكتاتور نباشند . تا اكثريت مردم ايران ندانند كه دموكراسي چيست و چگونه بايد اجرا شود و مهم تر از همه : تا اكثر مردم ايران به حقوق طبيعي و مدني خود آشنا نشوند و به دفاع از آن بر نخيزند هر گونه اميد و هر گونه آلترناتيو براي حكومت ما را به سرجاي اول بر مي گرداند .
سياستمداران براي رسيدن به قدرت مي كوشند . مظلومان براي انتقام از ظالمان . فقير ها براي پول دار شدن . روزنامه نگار ها براي آزاد شدن و... تا ياد نگيريم كه همه با هم از قواعد دموكراتيك براي رسيدن به اين خواسته ها بهره نگيريم ، از ماست كه بر ماست

ببخشيد طولاني شد ...
اصلاح طلب ولايي در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
فقط نمي فهمم با همين استدلال ها چرا نبايد تلاش بكنيم در جهت اصلاح خامنه اي و احمدي نژاد؟!
چرا بايد تلاشمان اين باشد كه اول با روشي مجهول و نامعلوم (اما غير انقلابي!) اصلاح طلبان را از زندان هاي
طويل المدت آزاد كرده و ثانيا خامنه اي را راضي كنيم اصلاح طلبانمان را در بازي قدرتشان دوباره راه دهند و ثالثا به قدرت برسانيم شان و رابعا و در نهايت بنشينيم و ببينيم چگونه برايمان اصلاح خواهند كرد...

به جاي همه اين كارهاي محيرالعقول، ما كه اينقدر ماماني و اصلاح طلبيم به اين هم فكر كنيم كه شايد امام خامنه اي هم نيت خير دارد، حالا كمي هم اشتباه كرده (مثل امام خميني)... اين كه خيلي منطقي تر است - در مدل اصلاح طلبي-.
Arvand در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-8
سارا جان من باز خرسندم ،که خط شکن شدی .
از اینکه تحلیلهای من در آوردی برخی را در اینجا میخوانم ،همان طوری رفسنجانی که خدای دارد از دست سید الی به او پناه میبرد ،من آری از خدا نمیدانم ،که به چه کسی پناه ببرم از گفتهای الکن ،و آرزوهای آرمانی برخی . !!!!!!!!!
۱.متاسفانه برخی در چنته خود آذوقه ای ندارند ،بلکه همان طور که میبینید سیاه و سفید را بهم میمالند !!
این آقایان نق زن ،هر گز توجه نکردن ،که جبه ای کنونی اصلاح طلبان پیشرو ،تنها ،حزب مشارکت ،و سازمان ابقلاب اسلامی ،و حزب آقای کروبی ،که بدرستی خودش پنج حزب میباشد .بجای که لبه تیز انتقاء دات خود را سوی فرست طلبان اصلاح سنگر نمایند ،باز هم سوراخ دوعا را گم کرده اند ،در صورتی که میدانیم ،که مجمع روحانیون مبارز ،که خود آقای خاتمی در راس ان میباشد ،چند سال پیش به خاطر همین دغل بازی ،و نون را به نرخ روز خوردن ،کروبی را وادشت ،که با این تشکل بی بو و خاصیت خدا حافظی کند ،در سروتیکه آگاه هستیم روحانیونی در این تشکل وجود دارند ،که اینقدر گردن آنها کلفت شده ،اگر امام زمان فردا بخواهد نیام را بکشد ،با یکی دو ضربه نمیتواند کارش را به سرانجام رساند ،منتهی این دوستان نقاد ما خوب بلدند ،که روحانیون دینداری ،از گونه کدیور و اشکروی ،bnaalnd .
در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
اروندجان(به قول خانم سارا که برخی را به "خان" ملقب می فرمایند)

من متوجه نشدم این وسط چه اتفاقی افتاد؟ شما ابتدا از خانم سارا سوال کردید:

"عزیز جان ممکن هست توضییح دهید ،که اصلاح طلبان چه چیزی را میخواهند اصلاح کنند ؟؟؟؟"

شما که این همه از اصلاح طلبان میدانید و تحلیل های دیگران را "من در آوردی"، "گفته های الکن"، "کسانی که در چنته خود آذوقه ای نداشته" و "سفید و سیاه را به هم می بافند"(می مالند دیگه از کجا اومد؟) پس چرا سوال کردید؟
آیا سوال کردید که ایشان علیرغم شیفتگی خود به اصلاح طلبان - که در تمامی چند مقاله اش مشهود است - ابتدا به طعنه پاسخ دهند که "اصلاح طلبان می خواهند خودشان را اصلاح کنند" و سپس مدعی شوند که طرفدار اصلاح طلبان نیستندو.....
و من مانده ام که شما چگونه از پاسخ نیافته ی خود، این بار از طرف دیگر بام می افتید و در ناآگاهی دیگران با ایشان همراه می شوید؟!!!
ضمنا به زبانی که بر آن مسلط هستید بنویس که ما هم از این همه دریای کمالات استفاده ی بیشتری ببریم.
Arvand در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-1
دوست گرامی بی نام من .
من هرگز اینطور فکر نمیکنم ،که برخی از دوستانی که در خودنویس نظری مخالف برخی دیگر داشته باشند ،حتمن باید در اصلاح طلبان ذوب شده باشند .بدون شک شاید اختلاف این دوستان با هم سنخاان جناابلی .مبنی بر استدللال دیگری باشد .
شاید من هم بسان سارا فکر کنم ،یعنی رویدادها ،و رخدادهای ایران را همان طور هست ،که ببینم ،نه ان چه که خود میخواهم ببینم .بدون شک خود بهتر میدانی ،که اختلاف فاحشی در این دیدگاه نهفه است ،با پوزش از بکار بردن دریای کمالات
Arvand در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-1
دوست عزیز بدون نام من .
اتفاقان سآراء خانم ،به نکته جالبی اشاره نموده ،که تا کنون کمتر به ان میپرداختیم ،چرا ؟؟؟
۱.جبهه به اصطلاح اصلاحات پیشین ،تشکلی بود از بیست ،چند جریان ،هم اکنون این جبهه بطور ناخاسته وارد دور جدیدی شده است ،تنها پیامد پس از انتخابات که منجر به بیرنگ شدن جبهه ای نیروهای ملی مذهبی با آنها بود ،و شما حتمن نظرات نیروهای ملی مذهبی را میدانید ، توجه به اینکه بخش عمده انتقادات در خودنویس بی سر ته میباشد ،بجای که از دیدگاهی را نقد کند ،بسنده به افراد مشخص میکند این عیبیست در خور خودنویس نیست ،تصور کن که روزانه چند بار این واژه تکرار میشود ،موسوی از امام راحل اش میگوید ،و و .
در صورتی که اگر به درستی جریانات اصلاح طلبی ،چه پیشرو ،و چه عقب مانده نقد شوند ،و یا اینکه تلاش شود برخی که هم اکنون سکوت نموده اند ،به سخن واداریم ،برای مثال میگویم ،آقای مهدی کروبی ،روزی نیست ،که آب به خانه مگسهای ولیت نپاشد ،در صورتی که جانشین حزب عتماد آقای کروبی ،جناب آقای منتجب نیا ،چند ماه متوالی خفه شده ؟؟و یا خود مجمع روحانیت ،در مورد اراجیف احمد جنتی سکوت نموده! ،دوستان خودنویس باید دقت کنند ،که شرایط استبداد در کشور در بالترین محور مختااصات میباشد ،این روند نمیتواند هم چنان در اوج بماند ،دیر و یا زود منحنی سقوط شرو خواهد شد ،پس چه بهتر بجای سایدین و اصطکاک در جنبش به استراتژی ان سمت سو دهیم .
حمید محمدیان در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
ظاهرا من بايد چندين بار عذرخواهي کنم چون طولاني تر و ديرتر از شما پاسخ مي دهم. مي دانيد به مزاح اندک اندک دارم به اين نتيجه مي رسم که روزي بنده و شما متوجه مي شويم که اصل اين جمله :" هيچ انقلابي را تاکنون موفق نديده ام" جايي توسط دستگاه امنيتي اختراع شده و با اين وضع که پيش مي رويم تا ميليون ها سال از ج.ا حفاظت کرده است. مي گويند براي رد يک نظر کلي آوردن يک مثال نقض کافي است:" انقلاب مردم روماني موفق بود". اين مثال نزديکش است و مثال دورش انقلاب آمريکاست که بسياري از مفاهيم مرتبط با دموکراسي را مديون آن هستيم. مي دانيد اين حرف شما که مي گوييد دموکراسي هزينه دارد و هر روز خبر انفجار را در آن مي شنويد از يک جهت درست است: هزينه دارد و بايد هزينه آن را پرداخت، اين همان چيزي که من بوسيله آن شما را به جستجوي براي پايان خوش متهم کردم. البته من خبر انفجار در ترکيه را کمتر از ايران مي شنوم و فکر مي کنم از ايران امن تر باشد. قصه افغانستان و پاکستان را هم از ترکيه جدا کنيد و عراق هم قصه ديگري دارد که البته مثال نقضي است از نظر من بر ادعاي امکان ناپذير بودن صدور دموکراسي هر چند که این نسخه را برای ایران دوست ندارم. تازه هزینه ای که مردم عراق می پردازند ناشی از دموکراسی در کشورشان نیست: بیشتر به دلیل نبود دمکراسی در ایران و عربستان در همسایگی آنهاست. اين هم که مي فرماييد چه تضميني وجود دارد من تنها يک چيز را مي توانم براي شما ضمانت کنم: " با اين اصلاحات و اين اصلاح طلبان هرگز ما به دموکراسي نزديک هم نخواهيم شد و هر روز هم از آن دورتر مي شويم، اثبات آن هم ۱۲+۱ سال گذشته". مي دانيد گاهي فکر مي کنم روشنفکران و گروه هاي مرجع جامعه گناه انقلاب ۵۷ را سعي مي کنند به گردن مردم بياندازند و از زير بار آن شانه خالي کنند. اين هيولايي هم که ما از مردم در ذهن خود مي سازيم را باور ندارم: من به مردم سال ۸۸ افتخار مي کنم نه به خاطر يکسال جنبش سبزشان بلکه به خاطر تجمعات قبل از انتخابات رياست جمهوري که نشان دادند مي توانند در کمال تضاد عقيده حداکثر با دست انداختن هم در کنار هم باشند، هر چند که به انتخاب بين بد و بدتر هيچ وقت اعتقاد نداشتم و در جمهوري اسلامي راي نداده ام. حتي فارغ از اين صحبت ها مردم حق دارند اشتباه بکنند به شرط آنکه هر گاه متوجه شدند بتوانند آن را تصحيح کنند و این وظیفه من و شماست که از حق تصحیح اشتباهشان محافظت کنیم و با داشتن خطوط قرمز روشن و شفاف مانع ازبین رفتن این حق شویم. این قانون اساسی را هم ما نباید مثل چرخ از ابتدا اختراع کنیم، یعنی اصلا نباید اختراع کنیم چون آخرین اختراعمان ولایت وفقیه بود: این همه مدل قانون اساسی در دنیا هست که می توان یکی از آنها را با اندک تغییری برای دوره گذار مثلا برای مدت 5 یا 10 سال تصویب کرد و سپس با رفع عیوب آن به آن شکل نسبتا ثابتی داد.
سروش در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
بله جمعه ها در ایران تعطیل است ولی نه برای نماز جمعه ها که امام جمعه ی این هفته اش حضرت ایت الله سارا بودند آن هم نه با اسلحه ی ژ.س یا کلاشینکف بلکه با تیربار!!!!!
Arvand در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-5
آقای نوری علا باید توضیح دهد ،که سکولاریزم ،ایشان با سکولاریزم استالینی چه اختلافی دارد ؟؟
در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
عجب پس استالين هم سكولار بوده!
خیر! ایشان اصلاح طلب بودند.
حميد محمديان در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
اروند عزيز، ايکاش متن اصلي نوشته آقاي نوري علا را با دقت بيشتري مي خوانديد: ايشان به وضوح سکولاريزم را به اعلاميه حقوق بشر مقيد مي کند و تازه آن را کافي هم نمي داند. به علاوه سکولاريزم مورد بحث ايشان ايدئولوژي را بر نمي تابد و بر عرفي گرايي تاکيد دارد که اين هم خود پاسخ ديگري به پرسش شماست.
همايون طالعی در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
اروند خان. همهء مقالات و مصاحبه های نوری علا به کنار، لااقل مقدمه ای را که سه سال پيش به عنوان سردبير سکولاريسم نو نوشت بخوان:
http://www.newsecularism.com/Nooriala/introduction.htm
Arvand در ۱۷ مرداد ۱۳۸۹
همایون جان .
یک مشکل اساسی در گفتهای آقای نوری علا باید واکاوی شود ،چه گون دین را از سیاست میشود جدا کرد ؟؟نه دولت !
1 2 next مجموعه نتایج: 24 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید