در ستایش بدفهمی | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (39)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

در ستایش بدفهمی

۰۷ مرداد ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر
image

جانب‌داران معتقدند که استفاده ابزاری از «امام» از سوی میرحسین موسوی برای زدن حکومت فعلی مجاز است، و نباید خمینی را زیر سوال برد چون همان خمینی مرده هم عصای دست موسوی است. از نظر اینان، انتقاد به خمینی و حامیان او جایز نیست. از نظر دوستان، سوال در مورد فرمان ۲۲ سال پیش خمینی موجب تفرقه می‌شود. از نظر دوستان، نباید از میرحسین موسوی بابت سخنانش در ارتباط با اعدام‌ها (رجوع به گزارش بنیاد برومند) حرفی زد.

کارتونی پریروز در خودنویس از من منتشر شد که طبیعتا با واکنش‌های تند و تیزی روبرو شد. واکنش‌ها زمانی رنگ دیگری به خود گرفت روزنامه ایران با دزدیدن طرح، آنرا بدون اجازه منتشر کرد.

طبیعتا بخش عمده‌ای از ایرادها به این بود که چرا کاری کشیده‌ام که باعث شده روزنامه دولتی ذوق کند و به این بهانه به موسوی بتازد. بارها تاکید کرده‌ام که بنا به تعریف رایج، «سبز» نیستم. این اعلام پیشاپیش اندک فایده‌ای که دارد این است که نمی‌توانند بگویند یک «کارتونیست سبز» از میرحسین موسوی انتقاد کرده است. اما نکته‌ای که برایم جالب است، نگرش ویژه  طرفداران دو آتشه میرحسین موسوی و روزنامه‌نگاران همکار رسانه‌های سبز بود. به نظر می‌رسد برخی از دوستان، دوست دارند گیرهای من را ببینند، اما عدم پاسخ‌گویی میرحسین را نبینند. به عبارت بهتر، کارتونیست از نظر اینان بهتر است میرحسین را بابت سکوتش و تهدید به افشای واکنش‌گونه‌اش زیر سوال نبرد، اما از آن سو، میرحسین موسوی بعد از ۲۲ سال سکوت حق دارد هر وقت دلش خواست و مناسب دانست، بخشی از واقعیت را عیان کند نه همه واقعیت را.

البته برای من قابل درک است که جانب‌داران جناب موسوی، بالاتر بردن انتظار از رهبر جنبش سبز را دوست نداشته باشند. از من هم سوال می‌کنند که تو که به موسوی رای نداده‌ای، به چه حقی از او انتظار داری و می‌خواهی انتظارها را بالا ببری؟

من البته از دوستان روزنامه‌نگار که جانب‌دارند می‌پرسم چرا حد انتظار از میرحسین موسوی را پایین می‌آورند؟ یعنی تنها باید تبلیغش کنند و نگذارند کسی چیزی بپرسد؟

----

 

بسیاری از سوال‌هایی که امروز می‌پرسیم، وابسته به سکوت مسوولان نظام در قبال اتفاقی است که ۲۲ سال پیش در چنین روزهایی افتاد. کسانی که در جنایت‌ها دست نداشتند اما مطلع بوده‌اند. ممکن است دستان‌شان به خون کسی آلوده نباشد، اما لک خون خشک شده را بر جامه‌شان می‌بینی. جانب‌داران می‌گویند این لک خون را نبین، و بگو جامه رهبرمان سفید و نورانی است. با جان جدتان من سفیدی نمی‌بینم! خونی شدن جامه به خاطر نزدیک بودن این آدم‌ها به آمران بوده، و هیچگاه هم نخواهیم گفت که دستی در جنایت داشته‌اند، اما می‌توان سوال کرد که تا کی می‌خواهند یا می‌توانند سکوت کنند؟

جانب‌داران معتقدند که استفاده ابزاری از «امام» از سوی میرحسین موسوی برای زدن حکومت فعلی مجاز است، و نباید خمینی را زیر سوال برد چون همان خمینی مرده هم عصای دست موسوی است.

از نظر اینان، انتقاد به خمینی و حامیان او جایز نیست. از نظر دوستان، سوال در مورد فرمان ۲۲ سال پیش خمینی موجب تفرقه می‌شود. از نظر دوستان، نباید از میرحسین موسوی بابت سخنانش در ارتباط با اعدام‌ها (رجوع به گزارش بنیاد برومند) حرفی زد.

من مانده‌ام که دوستان محترم بیشتر دل‌نگران رسیدن جامعه‌مان به دموکراسی هستند یا تنها ریاست جمهوری میرحسین موسوی تحت رهبری خامنه‌ای راضی‌شان می‌کند؟

----

هر وقت کاری از من بدون اجازه و با هدفی ابزاری در رسانه‌ای منتشر می‌شود، بیشتر از اینکه بابت دزدی با چراغ راستی‌ها ناراحت شوم، از تاثیرپذیری بخشی از هوادارن جنبش سبز غمگین می‌شوم که حاکمیت با ضربه به دیاپازون، ذهن آنها را مرتعش می‌کند. امیدوارم طول موج‌شان عوض شود!

ارزیابی این خبر:

4.50

Subscribe to comments feed نظرات (24 نوشته شد):

ن. خودپران در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
11
"حقیقت، تمام حقیقت و هیچ چیز بجز حقیقت" قبائیست که نه اندازه الفنونه، نه موسوی میخواهد به تن کند. هر دو با حقیقت و مردم قایم موشك بازی میکنند. اگر موسوی صداقت ندارد، محمود سبز قبائی بیش نیست. دروغگویی الفنون را همه مستند داریم، اما سبزها نمیخواهند قبول کنند که موسوی هم شاخه ای از این نظام است و برای حفظ آبرویش همه را "ساکت!" امر میکنند. وقتی جعبه خمینی باز شد، قوطی موسوی و یاران را پیدا میکنیم.
رهام شریف در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
10
این تنگ نظری ها و به سادگی تحت تاثیر قرار گرفتن های "سبز" را که می بینی شاید ناشی از این عوامل باشد:
۱) مدعیان جنبش مدنی مردم افرادی مذهبی هستند و صرف مذهبی بودن البته که محدودیت های ذهنی هم به همراه می آورد.
۲) ساده سازی خطرناک اول: دستگاه فعلی دشمن است و هر کس که خود را دشمن این دستگاه نشان دهد خیلی ساده می شود "سبز". این ساده سازی فوق العاده خطرناک ما را در نهایت به همین نقطه ای که فعلا در آنیم خواهد رسانید.
۳) ساده سازی خطرناک دوم: جنبش مدنی مردم = میر حسین موسوی.
۴) توجیه دیکتاتوری "سبز": "سبز واقعی" هرگز کاری نخواهد کرد که باعث بهره برداری دشمن شود. (این حرف چقدر آشنا است!)

مدعیان "سبز" فراموش کرده اند که حقوق مدنی مردم است که اصل است نه هیچ چیز دیگر. هر کس که به این حقوق معتقد نباشد حق ندارد خود را جزیی از جنبش مدنی مردم بداند، حتی اگر این فرد میر حسین موسوی باشد.
احمد در ۱۷ مرداد ۱۳۸۹
-2
شما شعور ذهنی افراد مذهبی رو قبول نداری و اونارو دارای "محدودیت ذهنی" میدونی. اگه در ایران زندگی کرده باشی باید فهمیده باشی که این "افراد" درصد بالایی از مردم هستند که فهمیده ترین و باسوادترین افراد جامعه رو هم شامل میشن .از جمله کسانی که وقتی من و شما پشت کیبورد بودیم تو خیابون از مامورا کتک میخوردن(البته مسلما غیرمذهبی ها هم بودن کسی منکرش نمیشه) و ما های و هوی را مینداختیم که وای مردم رو زدن.
برام جالبه که به تضاد حرفهات با ادعای حقوق مدنی!! توجه نمیکنی.
این حرف که "حقوق مدنی مردم است که اصل است نه هیچ چیز دیگر" حرف کاملا درستی است. اما مسئله اصلی نحوه رسیدن به هدف است.
در روزهای اخیر دعوای دولت آمریکا با موسسه ویکی لیکز به علت انتشار بیش از ۹۰ هزار صفحه اسناد محرمانه، نقل محافل است. سوال مهم اینجاست که آیا اقدام ویکی لیکز در نشر این اسناد محرمانه، ولو با نیت خیر و تلاش برای دفاع از حقوق بشر و کرامت انسانی (همانطور که ادعا شده) به، به خطر انداختن مبارزه چندین ساله با طالبان و تروریسم افسار گسیخته در پاکستان می ارزد؟ آیا به جان خریدن شکست در برابر طالبان ارزش این کار را دارد؟
در مورد جنبش سبز هم همین داستان است. آیا انتقاد از رهبران جنبش سبز به هر قیمت و هر بهایی صحیح است. انتقاد کاری پسندیده است، خصوصا از طرف انسانی خیر خواه، اما تضعیف موقعیت جبهه ای تحت فشار که از هر گونه ابزار دفاعی بی بهره است، آیا قابل توجیه است؟ از دیگر سو آیا کتمان حقیقت به بهانه حفظ جنبش ارزشی دارد و آیا ایجاد فرهنگ راست گویی و انتقاد پذیری و درک متقابل در برابر تضعیف احتمالی جنبش سبز، ارزش بالاتری ندارد؟
پاسخ نهایی را هر فرد به تنهایی خواهد دارد و این قیاس ارزشی را هر فرد با وجدان خود و اعتقاداتش عملی خواهد کرد. اینکه کدام یک بیشتر برای این کشور مفید خواهد بود. آیا این یک "دوستی خاله خرسه" است یا "دشمن دانایی که از دوست نادان بهتر است"؟
پاسخ با شماست!
:-)
در ۰۹ مرداد ۱۳۸۹
قیاس انتشار مطالب محرمانه توسط ویکی لیکس با سوال از موسوی بابت دهه ۶۰، قیاسی مع الفارق است. بالاخص، قتل عام ۶۷، مساله محرمانه ای نیست و نباید هم باشد. این مساله پایه تمامی جنایات جمهوری اسلامی است و جنایتی است که در حق یک نسل از جوانان ایرانی انجام شده، نه در یک کشور خارجی، در حالیکه ویکی لیکس جنایات آمریکا را در یک کشور خارجی بر ملا کرده. گر چه، هم ایجاد تضییقات برای سایت ویکی لیکس توسط دولت آمریکا، بجهت افشای جنایاتش محکوم است و هم فرار موسوی و دیگر دولتمردان "دوران طلایی !!!! امام خمینی" از پاسخگویی در مورد قتل عام ۶۷.
با افشاگری در مورد نقش موسوی در قتل وامها این جنبش مردم نیست که تضعیف میشود، بلکه شیادانی که میخواهند از جنبش مردم سوء استفاده کنند تا بقدرت برسند تضعیف میشوند.
من فکر نمیکنم که با فرار از دست افعی حجتی به سمت مار غاشیه اصلاح طلبان چیزی به نفع مردم و حاکمیت ملی تغییر کند. اینجا انتخاب بین بد و بدتر نداریم، اصلا بد و بدتری نداریم، بلکه رژیمی را داریم که هم بد دارد هم بدتر و هم بدترین را.
کبرا کبریتچی در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
‎"اولین قربانی جنگ، حقیقت است"
خطا در تصمیم گیری اولیه مسئولین هزینه‌اش بسیار بیشتر از افشاگری ثانوی ویکی لیکز است.
‎"گذشته چراغ راه آینده است‎"
موسوی با چراغ خاموش حرکت میکند، روشنش کنید.
viv******@yahoo.com در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
-23
نیک اهنگ! امیدورام به شما اثبات شده باشد که رویه نا ثوابی که در پیش گرفته اید "آب به آسیاب دشمن ریختن" است.
حرفهایی که می زنید بوی نم و ماندگی فسیل های سیاسی ان ور آب گرفته است.
امروز فقط و فقط اراده ی جمعی همه ی مردم ایران با هر گرایشی رسیدن به فضای باز و آزادی سیاسی و اجتماعی است تا در آن شرایط بتوان در انتخاباتی آزاد بهترین گزینه را برگزید.
-------------------
ممنون. سوال از میرحسین موسوی در باب سکوت ۲۲ ساله‌اش آب به آسیاب دشمن ریختن است؟ مگر دانستن حق مردم نیست؟ لابد منافع سیاسی تعیین می‌کند که واقعیت را دور بیاندازیم و به مصلحت بیاندیشیم...
در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
10
چقدر پرت و پلا می بافید . باز یکی را مقدس کرده اید و کسی نمیتواند به اسبش بگوید یابو !! بروید پی کارتان د موکراسی شما بدرد لای جرز هم نمی خورد با این تفکرات فعلا بهتر است بروید خانه هایتان و همچنان امام خمینی امام خمینی و حزب فقط حزب الله کنید تا یک عده آدم درست و حسابی دموکرات پیدا شود و بازمردم از یک چاه مستراح به یک چاله مستراح دیگر نیفتند. یک کاریکاتور اینقدر شما را سوزانده که نزدیک است از درخت های سفارت کانادا بالا بروید . بروید خجالت بکشید و یک مقدار حداقل مطالعه کنید و بفهمید که دموکراسی اصلا خوردنی است یا نوشیدنی و بعد دنبال موسوی نخست وزیر امام دجالان راه بیفتید.
خودکار آبی در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
"رسیدن به فضای باز و آزادی سیاسی و اجتماعی"
شما با تردستی فراوان این عبارت را جا زدید وسط یك مشت توجیهات برای ممیزی توحیدی!
kazem در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
-25
نیکان جان سلام

کارتونهای تو ورژن بصری از انتقادهای دکتر سعید سکویی است (شبکه آریامهر).
دی کانستراکش نیست در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
نظر آن شبکه در مورد تاج شاهنشاهی روی سر خامنه‌ای چه بود؟ تمام قد تعظیم عرض کردند یا تکفیر؟
در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
-15
"صرف مذهبی بودن البته که محدودیت های ذهنی هم به همراه می آورد"
فاشیزم
روشنفکر دینی در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
14
تقیه بوی فاشیزم نمیدهد؟ ۳۱ سال رایحه خوشش به دماغتان نخورده؟!
آقا ما بگیم؟ در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
10
در زمان انقلاب و بعد از انقلاب، خمینی کرور کرور سخنان ضد و نقیض گفت و هر روز هر چه را میخواست به صورتی دیگر عرضه میکرد مثل مسئله آزادیهای مدنی، حجاب و غیره. رسانه ها و مردم منقد به سرعت سرکوب شدند ونهایتا به اینجا رسیدیم. موسوی فراوان عملکرد و تصمیم گیریهای در گذشته‌اش دارد که مبهم هستند، ایشان مرید خمینی قصاب هم که هستند!
اگر از همین الان اجازه دهیم که موسوی هم مانند خمینی، سواری مجانی، اما با بلیط سبز از ما بگیرد، و نقد افکار و گفتارش را ممیزی سبز کنند، تعجب نکنید که ایشان به جای گفتن حقیقت، وقتش که شد، رساله امام راحل و سخنان دست چین شده ایشان را برایمان قرقره کنند.
جنبش مدنی مردم = میر حسین و رفقا، کلاه بسیار بزرگیست همتای خمینی، که به سر ما نمیرود.
پوریا در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
-22
با سلام،
آقای نیک آهنگ،ظاهرا جنابعالی دچار توهم سیاسی شده اید!
شما آنقدر هم که خودتان می پندارید،فرد مهم و تاثیر گذاری نیستید.
--------------
خدا نکند چنین فکری کنم! من همین کارم را انجام بدهم و شما را به فکر وادارم که باعث شود به من چیزی را ثابت کنید و کامنت بگذارید، برایم کافی است.
darab در ۰۸ مرداد ۱۳۸۹
آقای پوریا اساسا سوال جنابعالی که مدعی هستید،، آقای نیک آهنک فرد مهمی نیست کاملا غیر منطقی ست. اگر ایشان مهم نمی بود روزنامه ایران کاریکاتورش را بر علیه موسوی چاب نمی کرد. شما هم در موقعیتی نیستی که در این رابطه حکم بدهی. نظر یا اما محکوم کردن نه. از این گذشته بر خی از اقایان در اینجا که به نیک آهنک حمله می نمایند، یا شعور سیاسی ندارند یا اینکه
مفهوم دمکراسی را درک نکرده اند.
مهدی کریمی در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
10
روتونو برم !!!!
الان یک هفته میشه یه کاریکاتور این آقا نقل هر محفلتون شده...باز هم میگی فرد تاثیر گذاری نیست؟
تاثیر گذاری از نظر شما جوانان سبزالله چیه؟ کاندید شدن در یک انتخابات مهندسی شده و چهار تا سخنرانی هل هلی کردن واسه شناسوندن خودت به نسلی که ۲۰ ساله نمیدونه کی هستی و چی میگی؟
بابا دمتون گرم !!!

متوهمین کسانی هستند که هنوز خیال میکنند ۳ میلیون نفر تهرانی که ریختند تو خیابون از دم طرفدار ایشون بودند.
بیچاره! در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
10
نیکان عزیز، قربونت برم، آخه چرا مثل بچه های خوب حرفهای بابا میر حسین رو طوطی وار تکرار نمی کنی؟ اصلا کی بهت گفته حق داری از مغزت استفاده کنی؟ مگه نمیدونی وحدت در جنبش سبز مثل امنیت نظام آ سید علی خیلی راحت به خطر میفته؟ شانس آوردی که ما سبزها بر سر قدرت نیستیم، اگر بودیم میدونستیم چیکارکنیم با تو و امثال تو که به جای اینکه رنگ سبز به خودشون بزنند عقلشون را به کار میگیرند. یا حسین میر حسین!
ناگفته پیداست در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
یك نمونه توهم سیاسی این است که موسوی فکر میکند ۱۳۸۹ همان ۱۳۵۷ است و خمینی سکه رایج مملکت. البته بعضی ممکن است فکر کنند که چون موسوی زمان را عقب برده پس شاید امام زمان باشد؟ :)
reza در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
-17
نیک‌ جان مشکل شما دقیقا بدفهمی و بد گفتن هست، همینی که در تیتر بهش اشاره کردی، البته گوشزد کردن و بحث هم با شما بیفایده، کسی‌ که نتواند یکبار به مخاطبش و منتقدش بگوید حق با تو است و همیشه طلبکار باشد . مطمئن باش مثل تویی اگر نخست وزیر امام بود الان هرکس ازش سوال میکرد چرا سکوت کردی چشم طرف را با توجیه و آسمون ریسمون بافتن در میاورد.
-------------
ممنون. اما من نه مسوول بودم، نه خواهم بود. اما نخست وزیر امام مسوولیت داشت و باید پاسخگو باشد. درست است؟
سکوت مصلحتی در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
10
چه توجیهی؟! نخست وزیر امام یعنی دو قدم فاصله با خدا! این مقام معظم "توجیه ساکت" همه چیز است. موسوی جواب یاران قدیم ولایتی را میدهد، بقیه باید نوبت بگیرند بعد از اجرای بدون تنازل قانون اساسی ولایتی، که معنایش میشود تقیه برای حفظ نظام و معظمین نظام، چرخه بی انتها.
این که حکومت حقایق را مخفی میکند قبول، اما موسوی مدنی مخفیکار مقوله‌ایست همچون "دیکتاتور دمکرات".
هاله در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
دوستان چرا با دلیل حرف نمی​​زنید؟ خوب بگید چرا این انتقادات مردود هستند به جای این​​که طرف (یعنی نیک​​​​آهنگ) رو تخطیه بکنید. جواب بدید که چرا به نظر شما این انتقادات مردود هستند. قانع کنید طرف رو که چرا آقای موسوی مبری هستند؟ خودشون که جواب نمی​​دهند، شما هم که می​​آیید نامربوط می​​گویید. ببینید یک حساب سر انگشتی​​ست ... منتقد رو فقط پاسخ قانع​​کننده خفه می​​کنه وگرنه روز به روز به شدت انتقادش اضافه می​​شود.
در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
12
عالی بود
دست شما درد نکند. واقعا که باید سئوال کردن را ادامه داد.
بردیا در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
12
نیک آهنگ هیچ وقت خودتو وفکرتو سانسور نکن و حرفهایی کسانی که با واژه آزادی مخالف هستند و دنبال مقدس کردن امثال موسوی روی تو تاثیر نذاره چون اینها واقعا انتقاد رو به هیچ وجه ی درک نمیکنند آقا تابناک زده که زده به خودش مربوطه و مقصر نیک آهنگ نیست
رضا در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
-19
نیک آهنگ چقدر پول می ده جمهوری اسلامی بهت واسه تخریب جنبش سبز؟
--------------
از کسانی بپرس که گفته می شود دست اندرکار رسانه های سبز هستند و گویا ماهی چند هزار یورو از داخل ایران دریافت می کنند. علیرضا رضایی اطلاعات جذابی در این باره دارد
darab در ۰۸ مرداد ۱۳۸۹
دوست عزیز . شما از کدام جنبش سبز صحبت مینمایی؟ جنبش سبز نه به موسوی، نه کروبی و نه به گروه یا دسته خاصی تعلق دارد. از این گذشته شعور سیاسی شما با همه احترامات از حزب الله ایها هم عقب مانده تر است. این امر را در عصر دمکراسی و اتباطات، فقر فرهنگی می نامند. در فرهنگ سنتی ما فرست طلب یا مزدور .
کوچیك شما در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
11
اگر با نقد تخریب میشود، اساسش لق است.
لطفا از مصالح مندرس ولایتی استفاده نکنید.
سکوت در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
-11
من در پست قبلی شما هم نظرم رو گفتم و بر این اعتقادم که نقد روشهای متفاوت داره . مهمترین مساله در نقد اینه که نباید اصل رو به حاشیه بکشونه . در حال حاضر اصل پیروزی مردم هست . در حال حاضر نقد از نوع تفکر و روشهای حاکم بر مسیر موفقیت مردم ، می تونه سازنده باشه. مثلا آقای مهاجرانی یه حرفی می زنن که با اون حرف در مسیر مردم و اتحاد مردم ، خدشه ایجاد می کنه . پس باید نقد بشه . یا اصلا در جایگاهی نظر داده که می تونسته بگه نظر شخصی من هست ولی یا اشتباه سهوی و یا عمدی کرده و طوری حرف زده که انگار نماینده جنبش مردمی هست.
حتی در قانون سختگیری مثل قوانین جمهوری اسلامی ، "قانون عطف به ما سبق نمی شود" نمی دونم در حال حاضر محاکمه موسوی برای اعمالی که بیش از20 سال پیش انجام داده ، چه دستآوردی داره؟! می خوام بگم که آیا اصلا مردم اون زمان ظرفیت شنیدن و یا درخواست دونستن رو داشتن؟ برای کی و چی باید می گفت؟ برای مردمانی که امکان داشت فقط بعضی هاشون خبر زندانی شدن ایشون رو می شنیدن و بعد برای همیشه موسوی از یادها می رفت! نمی دونم چرا ما فرهنگ انتحاری رو دوست داریم و چرا هر که نارنجک به خود ببنده رو رهبر خودمون می دونیم . چرا موسوی اونوقت حرف نزد که اعدام شه یا در قتلهای زنجیره نیست شه؟ چند درصد از مردم ما ماجرای قتلهای زنجیره ای رو پی گیری کرده بودن. بیش از نیمی هم که الان باخبرن به دلیل رو شدن مسائل بعد از انتخابات بوده.چرا فراموش کردیم که در اکثر مواقع تصمیم گیرنده اصلی امام بود . این رو حتی لاریجانی در یکی از مصاحبه هاش در مورد انرژی هسته ای گفته!!! یعنی سوتی داده! گفته "از اونجایی که تصمیم گیرنده اصلی مقام معظم رهبری هستن " .موسوی یک نخست وزیر بود و باید در مورد عملکردش به عنوان نخست وزیر اون هم در یک جامعه دیکتاتوری قضاوت کرد. دوستی دارم که هرگز حاضر نیست که مدیر بشه و با اینکه فرصتش رو داره تلاش کرده که در حد کارشناس باقی بمونه . نظرش اینه که میدونه در کسوت مدیر وارد "کثافتکاری"(ببخشید که این لفظ رو استفاده کردم ، نظر دوستم رو منتقل کردم) می شه . بهش گفتم به این فکر نکن که در کسوت مدیر چندتا کار خلاف رو مجبوری انجام بدی و راهی و گریزی نداری! به این فکر کن که در اون کسون نسبت به نفر دیگری چند تا کار خلاف کمتر انجام خواهی داد . این لطفی است به دیگران که تو مدیر بشی نه فلانی ! من هم مثل شما با ذات خلاف مخالفم ولی یادمون نره که هیچ چیزی یک شیه به دست نمی آد و ما در یک جامعه ایده ال زندگی نمی کنیم . راستی شما از ۲۰ سال پیش به اینور چقدر تغییر کردی؟! من که کلی تغییر کردم . اون هم در اعتقاداتم! می شه گفت به معنای واقعی کلمه ۱۸۰ درجه! این حق رو برای دیگران هم قائل باشیم. موسوی امروز رو نقد کردن اشکالی نداره . اون هم در راستای مسیری که در پیش گرفته
انتقاد اصولی ، ظرف زمان و مکان رو می سنجنه درست مثل انتقادی که مسیح علینژاد از همین کارتون شما داشت.
ولی متاسفانه من احساس می کنم که شما تحمل انتقاد از یک اثر هنری خودتون رو نداشتین و تا به حال در حال دفاع از اون هستین . همینطور خیلی های دیگه از اینکه دیگران از شما انتقاد کردن ، داعیه روشنفکری کردن و منتقدین شما رو زیر سوال بردن که چرا از نیک آهنگ انتقاد می کنید. چرا نمی فهمید که باید انتقاد بشه! ولی نمیدونم چرا اونها خودشون این مساله رو نمی فهمن. عجب دور تسلسلی . خانه از پای بست ویران است .
نخست وزیر زمان جنگ با اون همه گرفتاری های داخلی ، خارجی ،تامین معشیت و هزینه زندگی، دشمنان مختلف و حتی خائنین موجود در سیستم و فرصت طلبها و حسادتها و زیرآب زنی ها و ... که خاص جامعه ماست باید خودش رو در مقابل تصمیمات دیگران مسوول بدونه و جوابگو باشه .ولی شما هم به عنوان یک هنرمند مسوول هستی . مسوول هستی که چه میکاری .
کارتون شما تفاوتی در فکر من ایجاد نکرد . من هرگز هیچ بتی توی زندگی ام نداشتم و سالها پیش بزگترین بت رو هم شکستم . من به موسوی رای دادم چون در جهان سوم زندگی می کنم . من جایگاه خودم و ظرفیتهای جامعه ام رو درک می کنم و بین بد و بدتر به تلخی بد رو انتخاب می کنم . این سرنوشت شوم من هست . ولی ،کارتون شما باعث شد که من ناامید بشم . ناامید از ملتی بشم که فکر می کردم رشد کرده است . سرپرسی سایکس در مورد ایرانی می گه " خودخواه بی حد" انگار جامعه شناسهای اونها بی دلیل در مورد ما از 150 سال پیش به اینور تحقیق نکردن و کتاب ننوشتن ! ناامید شدم دیدم که همه داعیه داران انتقاد حق انتقاد را برای دیگران محفوظ نمی دونن . ایران ما با این تفکر آباد نخواهد شد و هر که پیروز بشه دیگران رو به بردگی می کشه و ما هم با فرهنگ دیکتاتور پذیرمون دوباره تن به بردگی می دیم. من ناامید شدم .
سکوت در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
-8
ببخشید که باز هم اومدم . ولی نکته ای دیدم که نتونستم سکوت کنم . چرا نقدهای ما اینقدر توهین امیز هست؟ چرا پر از تکفیر هست ؟ حالا چه اینوری ، چه انوری!
دوست عزیزی که نوشته :نیک آهنگ چقدر پول می ده جمهوری اسلامی بهت واسه تخریب جنبش سبز؟
روش درستی رو برای نقد کردن در نظر نگرفته .
ولی شما هم جواب به جایی ندادید.
من اگر جای شما بودم به جای جواب مشابه و تخریب دیگران برای تطهیر چهره خودم ، با زبان دیگری پاسخ میدادم.
مثلا می گفتم : نوع تفکر من و هنر من پولی نیست . ولی شما در برداشت از عملکرد من آزادید.
یا من مجبور نیستم که بگم چه تفکر جناحی و وابستگی دارم ، ولی شما اگر خواستید می تونید اتهام من رو ثابت کنید و بعد ها روزی که پیروز شدید با مدرک به صلابه بکشید!!!
یا هر چیز دیگری غیر از تخریب دیگران! یاد بچه گی هامون افتادم که یکی به یکی می گفت : خیکی . اون یکی می گفت : مامان خودت از مامان من خیکی تره.
arash در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
درود بر تو نیک‌ آهنگ، بسیار زیبا بود
RS232 در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
13
چقدر دوباره بع بع سیاسی زیاد شده است. باز هم داستانهای تکراری که همه با هم سوار ماشین جهل می شویم و در رسیدن به نکبت از یکدیگر پیشی می گیریم.
اگر قبل از انقلاب حرفی زده می شد همه با هم می گفتند که بع بع الآن وقت این حرف ها نیست بگذار انقلاب پیروز شود بعد!
بعد از انقلاب اگر حرفی زده می شد همه با هم می گفتند که بع بع الآن جنگ است و اجازه بده جنگ تمام شود بعد!
بعد از جنگ هم با هم گفتند بع بع رفسنجانی مملکت را آباد می کند.
بعد از رفسنجانی همه با هم گفتند بع بع خاتمی بیاید که ناطق رئیس جمهور نشود. گفتیم بابا ایشان هم روحانی است گفتند فعلا خفه شو تا بعد!
دور دوم خاتمی گفتیم بابا خاتمی خیلی کارهای خوبی کرد همه با هم گفتند بع بع باید انتخابات را تحریم کنیم.
بعدش همه گفتند بع بع به احمدی نژاد رای بدهید که رفسنجانی رئیس جمهور نشود. گفتیم آخه بابا یک نگاهی هم به سوابق ایشان بکنید گفتند الآن وقت این حرفها نیست فقط باید کاری بکنیم که رفسنجانی نیاید.
دور دوم که همه دیدند چه بلایی سرشان آمد گفتند بع بع به هر کس دیگری رای بدهید که احمدی نژاد دوباره نیاید. گفتیم بابا خانه از پایبست ویران است موسوی هم اگر به قدرت برسد التزام عملی دارد. همه گفتند بع بع رای دادن به موسوی یعنی نع نع به احمدی نژاد.
وقتی که مردم دیدند رایشان پایمال شد عصبانی شدند و تظاهرات کردند ولی اصلا به موسوی و کروبی هیچ ربطی نداشت اگر به صدام حسین هم رای داده بودند و تقلب می شد باز مردم عصبانی می شدند.
اگر متن استعفا نامه آقای موسوی را بخوانید میبینید که ایشان فقط ناراحت بوده است که چرا فلان بمب گذاری بدون اطلاع ایشان بوده است اگرنه با اصل صدور انقلاب و موازین جمهوری اسلامی هیچ مشکلی نداشته است.
حالا اگر هرکسی بگوید که بالای چشم موسوی ابرو است همه می گویند بع بع فعلا وقت این حرفها نیست و وقتی پیروز شدیم و ال شدیم و بل شدیم آنوقت حرف بزن.
آن زمان هم اگر کسی حرف بزند چپقش را چاق خواهند کرد طوری که بگوید صد رحمت به احمدی نژاد!
لااقل یک مقداری از تاریخ عبرت بگیرید.
ارش در ۰۷ مرداد ۱۳۸۹
آخرشی ! کاریکاتور دومی دیگه میخ رو زد . با کاریکاتور بگم ... بگم دیگه جائی برای حرف نذاشتی . بعضیها ظاهرا نمیخواهند که بفهمند . مرسی مثل همیشه عالی بود . در مورد اون عزیزان روزنامه نگار ، خبرنگار و مقاله نویس باید بگویم که ... به هر حال کار حزبی کردن ، استقلال فکری را از آدم میگیرد . کنار بیا و خودت را ناراحت نکن . کاش میفهمیدند که اشتباه میکنند . من آنان را نیز ، مانند تو نیک آهنگ عزیز ، میستایم اما آرزو میکنم که روزی همگی شما بتوانید در کنار هم باشید تا ما داخل نشینان اینگونه از اظهار نظرهای بعضی از شما عزیزان ، لرزه به انداممان نیافتد و در فیس بوک و سایتهایتان به عنوان میانجی وارد مهلکه نشویم . نیک آهنگ عزیز تا حدودی میدانم چه خبر است و ... به هر حال شما به خلق و خوی بعضی از همکارانت آشنائی . خصوصا اگر خانم باشند . به هر حال از اینکه امشب این صفحه را دیدم (خصوصا) کاریکاتور بگم بگم ... خیلی حال کردم . مثل همیشه عالی بود . مرسی
Amir در ۰۸ مرداد ۱۳۸۹
اين حرف که موسوي با استفاده ابزاری از «امام» برای زدن حکومت فعلی مجاز است، و نباید خمینی را زیر سوال برد چون همان خمینی مرده هم عصای دست موسوی است حرفيست احمقانه. من فرزند انقلابم و با جمهوري إسلامي متاسفانه بزرگ شدم و تو اين همه سال يكبار كسي رو نديدم كه طرفدار يا دوستدار خميني باشه (بجز بسيج و ماموراي نظام) و إز مردم بجز نفرين و لعنت به خميني من جيري نشنيدم.
اقاي موسوي نقششون اروم كردن و جلوگيري إز اتحاد و قيام مردم بر عليه نظام هست بنا براين إز هر طريقي سعي در بهم زدن جنبش مردمي و تفرقه اندازي در ميان جنبش هست . ميپرسين چطور؟ با ربط دادن جنبش سبز به اسلام دوستان و عدل علوي ! با طرفداري نكردن إز جوانان سكولار كه ميشه گفت ٧٠-٨٠٪ نسل انقلاب هستن
(٢٠-٣٠٪ كه نيستن بسيجين شايد ١٠٪ واقعا اعتقاد داشته باشن و بسيجي نباشن) ، با صحبت نكردن در مورد حجاب اجباري و چشمپوشي بروي زنان و حقوق انها ، با توجه نكردن كافي به حقوق اغليتها و در اخر با طرفداري إز خميني كه مردم ازش متنفرند چون همرو فريب داد و خفگان را او به ايران اورد (بازم هست ولي إينا فعلا بسه)
بسياري بعد إز طرفداري موسوي إز قانون خونين اساسي ، ولايت قبيح فقيه و خميني نازي خود را إز جنبش كنار كشيدن و واژه سبز إز اون حالت ابري كه همه گروه هارو در بر گرفته بود خارج شد و فقط شد مال خميني دوستان و مسلمانان!!!
اقاي موسوي قصد براندازي ندارند و نخواهند داشت :) ايشون بدنبال قدرتند نه استقلال ازادي جمهوري إيراني .... واسه همين تا مردم گفتن مرگ بر خامنه اي اومد گفت شعار ساختارشككنانه ندين

خوشبحال ما كه انقدر ساده هستيم ، ملتي كه چشم اميدش به سران قبلي اين نظام فاشيستيه ، عاقبتش بدترم خواهد شد.
مورخ در ۰۸ مرداد ۱۳۸۹
و یادمان نرود که موسوی را خامنه‌ای شخصا برای نامزدی در انتخابات دعوت کرد، رهبر سبز منتخب ولایت، پیرو قانون اساسی ولایت، دست نزنید به ولایت!
Amir در ۰۸ مرداد ۱۳۸۹
موسوي فقط نگران فنا رفتن اقتصاد ايران و سرمايه هاي اقايون امثال رفسنجانيه و فقط ميخواد جايگزين احمدينژاد بشه و همين سيستم جمهوري إسلامي با ولايت فقيه رو نگه داره!! ، چرا ايشون به خانواده هاي كرد كه فرزندانشون اعدام شدند سر نميزنه ؟ چرا نظرشو راجع به حجاب اجباري نميده؟ اين سكوت علامت خيانت ايشون به كسانيست كه هي اومدن تو خيابون و اسمشو فرياد زدن و إز ايشون خبري نشد كه نشد.
مشكل اين جنبش نداشتن رهبري انقلابيه و اين حرف كه هركسي رهبر اين جنبش احمقانه است !
مثل اين ميمونه كه شما تير بخوري ببرنت دكتر ولي دكتر بگه همه اينجا دكترهستن هركاري ميخواهيد بكنيد !!
رژيم انتظار اومدن مليوني مردم به خيابونارو نداشت واسه همين موسوي رو فرستادن تا إز قيام و خارج شدن كنترل مردم جلوگيري كنه تا رژيم همه نيروهاشو جم كنه و سركوب شروع شه كه شد !!
موسوي فقط يك يا دوروز خرداد ٨٨ اومد كه به مردم گفت سكوت كنيد و اروم باشيد و بعد إز اون جيم شد بطور كلي.
ولي من إز مردم خودمون هم گله دارم! من اونجا بودم و هروقت ميخواستم شعار بدم يكي ميگفت شششششششش...
اخه مردم زيباي من شما چطور فكر كرديد با سكوت و راه رفتن تغييري ايجاد ميشه؟ يعني هنوز بعد إز ٣١ سال سركوب هنوز نميدونيد كه بايد با اينها مثل عاشورا جنگيد؟ :( عجب ....... حيف دوستا و همكلاسيام كه كشته شدن ... حيف 
به پسر و دختر و مادر و پدر و برادر و خواهرامون تو زندان تجاوز جنسي ميشه اونوقت ما راهپيمايي كنسل ميكنيم ها؟ سكوت ميكنيم ها؟
جالبه نه؟  
1 2 next مجموعه نتایج: 24 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

هفته‌ای که بانک جمکران، شعب استانی زد...

هفته‌ای که بانک جمکران، شعب استانی زد...
معاون فرهنگی مسجد جمکران «با اعلام شماره حساب دفتر نذورات مسجد جمکران» گفته که «شهروندان تهرانی می‌توانند هدایا و نذورات خود را تنها از طریق دفتر نمایندگی مسجد مقدس جمکران که در خیابان پیروزی ایستگاه صد دستگاه واقع شده است، ارائه دهند و هر مرکز یا محلی جز این دفتر مجاز به دریافت نذورات و هدایا نیست»... ملت راه می‌افتند و می‌روند جمکران و در چاه نامه می‌اندازند! و تازه هر ماه هم تولیت آستان مسجد جمکران باید زنگ بزند به تخیله چاه و کلی هزینه کند تا این کاغذها را از داخل چاه خارج کند!...
سیاست | آقای هفته زاده

خامنه‌ای: بر سر موسوی و کروبی کلاه رفت

خامنه‌ای: بر سر موسوی و کروبی کلاه رفت
رهبر جمهوری اسلامی با تأکید بر «سلامت انتخابات در جمهوری اسلامی» و بیان این‌که «باید از شورای نگهبان تبعیت كرد» گفته است: «آن‌ها كه رای نمی‌آورند نیز مراقب باشند كلاهی كه بر سر رای نیاوردگان در سال ۸۸ رفت، بر سر آن‌ها نرود.»...
سیاست | سهند خوانساری

ترجمه فارسی یک کلیپ تبلیغاتی جنجالی؛ داستان جاسوس موساد در ایران

ترجمه فارسی یک کلیپ تبلیغاتی جنجالی؛ داستان جاسوس موساد در ایران
پس از آنکه یک کلیپ تبلیغاتی ضدجمهوری اسلامی که گفته می‌شد درباره تبلت (لوح الکترونیکی) سامسونگ است، جنجال آفرید و کار را به آنجا رساند که رئیس‌ کمیسیون اقتصادی مجلس طرح دوفوریتی برای قطع خرید از شرکت سامسونگ سخن گفت، این شرکت در بیانیه‌ای گفته که از ساخت چنین کلیپی اطلاع نداشته است....
سیاست | سهند خوانساری

شریعتمداری: مهدوی کنی ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت

شریعتمداری: مهدوی کنی ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت
مدیر مسوول روزنامه کیهان در تمجید از شخصیت رییس مجلس خبرگان، گفت که آیت‌الله مهدوی کنی «در زمین هاشمی بازی نمی‌کند» بلکه وی همواره در «صراط مستقیم» بوده و «به‌خاطر اصول‌گرایی» ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت....
سیاست | سروش جعفری

بیانیه فعالان سیاسی و مدنی در خصوص تحریم فعال انتخابات نمایشی مجلس نهم

بیانیه فعالان سیاسی و مدنی در خصوص تحریم فعال انتخابات نمایشی مجلس نهم
نزدیک به ۳۰۰ نفر از فعالان سیاسی خواهان تحریم فعال انتخابات مجلس نهم شده‌اند. در این بیانیه آمده است: «ما از نیروهای سیاسی آزادی خواه، احزاب سیاسی منتقد، فعالان جامعه مدنی و اعضای شبکه‌های اجتماعی منتقد حکومت دعوت می‌کنیم تا با آگاهی بخشی پیرامون مشکلات کشور، افشای ماهیت فرمایشی-نمایشی انتخابات و مشروعیت‌ستانی از سیاست‌های ولایت استبداد و توسعه و تقویت شبکه‌های مجازی، با انجام اقداماتی در حد توان برای شکست مانور تبلیغاتی حکومت و تحریم فعال انتخابات بکوشند.»...
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید