آزادیخواهان مستبد
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
اغلب ما، آزادیخواهانِ مستبدیم به این معنا که آزادی را تنها برای خود میخواهیم و آزادیِ دیگران را بر نمیتابیم. "من" باید آزاد باشم تا هر چه میخواهم بگویم؛ "من" باید آزاد باشم تا هر چه میخواهم بنویسم؛ "من" باید آزاد باشم تا از هر که میخواهم انتقاد کنم؛ "من" باید آزاد باشم تا نظرم را آنگونه که میخواهم بیان کنم؛ اخبارِ مربوط به "من" باید تمام و کمال منعکس شود... اما به محض اینکه "من" تبدیل به "او" میشود شرط و شروطها یکبهیک قد عَلَم میکند: "او" آزاد است بگوید، امـــا.... "او" آزاد است بنویسد، بــه شــرط اینکــه.... "او" آزاد است انتقاد کند، اگــــر.... "او" آزاد است نظرش را بیان کند، به ایـن شکل کــه.... خبرِ مربوط به "او" میتواند بهطور کامل منعکس شود، در صورتی کـــه.... تمام این شرط و شروطها –اگر فقط برای "او" باشد- مقدمهی استبداد است؛ استبدادی که از کم شروع میشود و به زیاد ختم میگردد؛ استبدادی که "من" را آزادِ مطلق و "او" را محدود و مقیّد میخواهد. حال اگر مانند فیلم "سلام سینما"ی محسن مخملباف جای "من" را با "او" عوض کنیم باز آزادیخواهی تمام و کمال خواهیم شد و بلافاصله اگر "من" را جای "او" بگذاریم باز آتشِ استبداد از درونمان زبانه خواهد کشید. سوالی که در اینجا پیش میآید این است که آیا اصولاً محدودیّتی برای گفتن و نوشتن و انتقاد کردن وجود ندارد؟ این سوالیست که حاکمان مستبد، از طرف آزادیخواهان، به آن پاسخ منفی میدهند و آزادی را از زبانِ آزادیخواهان، بی حدّ و مرز –آنقدر که به حقوق دیگران و اجتماع لطمه وارد شود- میخوانند. بازیِ حاکمانِ مستبد با کلمهی آزادی و گذاشتن آن به جای هرجومرجطلبی و بیقانونی و بیاخلاقی، چیزی جز تعریف غلط به قصد گمراه کردن مردم و تخریبِ وجههی آزادیخواهان نیست. محدودیّت در این زمینه همان است که در پیشرفتهترین کشورهای اروپایی بهطور قانونی و عرفی اِعمال میشود.
نکتهی ظریف اینجاست که ما باید این محدودیّتِ حسابشده و امتحانپسداده را، هم برای "من"، و هم برای "او" بخواهیم و "هیچیک" از ما، از مرزهای این محدودیّت که بقای آزادی بسته به آن است عبور نکنیم. خواستنِ آزادی برای "من" خارج از این محدوده به همان اندازه نادرست است که محدود کردن آزادی برای "او" در خارج از این محدوده.
مثال روشنی که این روزها با آن بسیار روبهرو میشویم استبداد سبز است؛ استبدادی که اگر در موضعِ بیقدرتی و سرکوبشدگی، خُرد و جزئی به نظر میرسد اما به راحتی میتواند ابعاد وسیع پیدا کند. برخی از دوستان سبزِ متعصب که به سبزاللهی مشهور شدهاند، آزادیخواهانِ مستبدی هستند که آزادی را برای خود و محدودیّت را برای او می خواهند.
خودنویس باید جایگاهی باشد برای آزادیخواهانِ واقعاً "آزادی" خواه، تا زشتیِ عملِ آزادیخواهانِ مستبد را با نوشتههای خود نشان دهند. هر نوشتهای که در خودنویس منتشر میشود میتواند سدّی شود بر سر راه جوی باریک استبداد، که اغلب در کشور ما خیلی زود تبدیل به رود خروشان و ویرانگر میشود.
Subscribe to comments feed نظرات (8 نوشته شد):
-------------
شما چرا خوانندگان خودنویس را از متون در خور خود محروم کردهاید؟
---------------------
من این حرف را به حساب عدم شناخت شما از کارکرد خودنویس میگذارم. کسی شما را از تولید محتوا در خودنویس منع کرده است؟ نه. هر کسی اینجا مختار است نظرش را بنویسد. اگر شما طرفدار سبزها هستید. چرا نمینویسید؟ اینجا بر خلاف سایتهای سبز، نظر کسی سانسور نمیشود. به نظرم به دلیل پایین بودن آستانه تحمل بعضی طرفداران ، وجود نقد، معادل کیهانی عمل کردن ارزیابی میشود.
آیا ما در برابر یک طبقه حاکم که بواسطه تجاوز به حقوق مدنی بد تلقی می شود بپا نخواسته ایم؟
آیا ما به واسطه پرچم داری پاسداشت حقوق مدنی خود را در جبهه خوب نمی دانیم؟
این یک مبارزه است که ما را در مقام قضاوت و ارزش گزاری می طلبد.
لطفا قضاوت را در این موقعیت نفی نکنید!
این ارزش های مد نظر شما که ارجاع به فضای ایده آل قانونمند زندگانی روزمره دارد را نمی شود و نمی توان به هر موقعیتی تسری داد.
شما دچار یک مغالطه منطقی شده اید.
همه چیز را که نمی توان دموکراتیزه کرد!
مختصات مبارزه ایجاب کننده الزاماتی است که آنهایی که از سوی شما متهم به اعمال استبداد سبزند صرفا تفاوتشان با شما این است که الزامات را درک کرده و مسئولیت پذیر می باشند.
آنها معنی هویت طبقاتی را می فهمند.
آنها در پی انسجام تشکیلاتی اند.
آنها به تک صدایی و پافشاری روی اشتراکات جهت فراغت از پراکندگی احتمالی جبهه مبارزه ایمان دارند.
یاد خون شهیدان خونشان را به جوش می آورد و در پی اینند که ثمره این خونها را شکوفا کنند.
فارغ از منیت و خودخواهی جنبش را عرصه خود نمایی نمی دانند.
درک کرده اند که در این مقطع تنها باید به ساقط کردن دیکتاتور بیاندیشند و دنبال کردن اهداف دیگرشان را به مقطع مناسب پس از سقوط دیکتاتور موکول کرده اند.
واقع بینانه می دانند که باید سنگر به سنگر پیش رفت.
عافیت طلبی را به کناری زده اند و برای احقاق حقوق مدنی پا در مسیری همیشگی گذاشته اند و می دانند که به آنی نمی توان رژیمی را کنار زد و بسته آماده ای را بر جایش گذاشت.
و البته خطر مزدوران رژیم و دوستان عجول را نیز دست کم نمی گیرند تا جبهه را از افتراق حفظ کنند.
شما می توانید خود را سبز ندانید و بی طرف هر چه می خواهد دل تنگتان بگویید.
اما نمی دانم که در صورت برقراری جامعه ای دموکراتیک بهره مندی شما و امثالهم از آن تا چه اندازه اخلاقی است؟
جدا نمی دانم منظور کنایه نیست!
البته با همه این تفاصیل ما که بخیل نیستیم!
یعنی انسجام تشکیلاتی چون ""انسجام"" است و باید ""انسجام مادام العمر "" بماند نباید نقد پذیر باشد ؟؟؟؟
-گفتید " آنها به تک صدایی و پافشاری روی اشتراکات جهت فراغت از پراکندگی احتمالی جبهه مبارزه ایمان دارند"
چه تضمینی وجود دارد که "" تک صدایی و پافشاری روی اشتراکات""" اعمال شده به وسیله سبزهای طالب انسجام، منجر به حذف کامل صداهای مخالف یا رقیب، بعد از گرفتن قدرت نشود. فقط یک نمونه را مثال بزنید که تک صدایی، پس از استفاده از همه صداها برای غصب قدرت تحمیل نشده.
- گفتید "یاد خون شهیدان خونشان را به جوش می آورد و در پی اینند که ثمره این خونها را شکوفا کنند"
کدام خون به جوش آمده ایی از این تبار مورد نظر جنابعا لی، در این سی سال خونش به جوش آمد و ثمره خون شهیدان انقلاب ۵۷ را شکوفا کرد ؟؟؟؟مگر اینکه سکوت در مقابل ریختن خونهای بیشتر و بیشتر از بانیان اصلی انقلاب در سالهای بعد از ۵۷ را شکوفایی خون شهیدان ۵۷ بنامیم .
- گفتید "فارغ از منیت و خودخواهی جنبش را عرصه خود نمایی نمی دانند"
تحمیل عقیده و نظر شخصی و گروهی مثل تحمیل حجاب و سایر الزامات و غیر الزامات اسلام و قوانین بعضا ضد بشری اسلام و انتظار کسب مدارج و اولویتهای های شغلی و اجتماعی به دنبال تظاهر به داشتن این الزامات ، اگر از نظر شما منیت و خودخواهی نام ندارد چه دارد ؟؟؟ نگویید اصلاح طلبان معروف به خواص پروری نیستند که اکثرا بوده اند و ثابت هم کرده اند.
-ساقط کردن دیکتاتور؟؟؟ دیکتاتور از نظر شما یعنی کی ؟؟؟؟ احمدی نژاد که به یک پشه بیشتر شباهت دارد تا اینکه لیاقت عنوان دیکتاتور داشته باشد. خامنه ایی هم که شاید کنار منقل برای لحظاتی حس دیکتاتوری بهش دست دهد،ولی حتما خودتان قبول دارید که اولا فقط موجودی برای دیکته کردن فرامین سپاه و حجتیه است، و دوما از نقطه صفر به وسیله جناب رفسنجانی (شیخ اصلی اصلاحات و رهبر جرس ) انتخاب شد. این دیگر چه جور دیکتاتوری است . اگر مبارزین کنونی اصلاح طلب زمانی انتخابش کردند و حالا دیکتاتور شده، این زنگ خطری برای شما نیست که دیکتاتور پروری جزیی از مرام آقایان رفسنجانی و خاتمی و امثالهم است؟؟
- پس قبول دارید که دیکتاتور اینجا شخص نیست مثل هیتلر، صدام، ناپلون، فیدل کاسترو یا پینوشه. ما اینجا با یک ماهیت دیکتاتورزا که زمینه را برای سو استفاده فراهم می آورد، به نام "دین و خروج آن از وادی قلبها" مواجهیم. پیش روان این جنبش "ضد استبدادی" اسطوره ایی شما، هنوز تکلیف خود و مردم را با این مقوله روشن نکرده اند . حرفی نیست که آقایان کروبی و موسوی بسیار شفافتر از مابقی رفتار کرده اند و به نظر پشیمان شده گان ناتوان از اقرار می رسند , ولی ظاهرا هیچ امیدی نیست که کدیور با حکم ولایت فقیهی ده ساله اش یا مهاجرانی با ملتزم به اسلام خواندن آزادی خواهانی که به خیابان ریختند، الفبای """"آزادی"""" را حتی گرفته باشند، چه رسد به اینکه ضمانت اجرایی بدهند که حزبی که به اسلام پای بند نیست بعد از نابودی آن "" دیکتاتور بزرگ """ با مدد اتحاد، حتی اجازه حیات داشته باشد چه رسد به فعالیت. این آقایان حتی نیم نگاهی به همان جماعت شهدای پس از انتخابات که شما سنگ آنها را به سینه میزنید ، نمی اندازند، که ببینند کدامشان حتی ظاهرش اسلامی بود یا نحوه زندگیش رنگ و بوی یک شخص بزرگ شده در چنین خانواده ی را داشت، با این وجود حکم میدهند که جنبش سبز فقط از نوع ماست . ندا آقا سلطان ازآن تیپی به میرسید که شعار هم غزه، هم لبنان جانم فدای ایران سر دهد یا امیر جوادیفر؟؟؟؟ این آقایان حتی آمار پایه ی نمیدآنند که یک زیر جمعیت نشانه ی از کل جمعیت است.
- و بالاخره فرمودید که ""در صورت برقراری جامعه ای دموکراتیک بهره مندی شما و امثالهم از آن تا چه اندازه اخلاقی است؟""
مطمئن باشید که دنباله روان جنبشی که اعتقاد دارند "بهره مندی مخالفان آن حرکت از مواهب ایجاد شده در جامعه توسط موفقیت اجتماعی آن حرکت عادلانه نیست "" هیچوقت قادر به ایجاد چنان مدینه فاضله ایی نخواهند بود که نگران بهره وری افراد باشند ، چون این طرز فکر با آن مدینه مغایرت کامل دارد.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید