آزادی‌خواهان مستبد | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (15)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

آزادی‌خواهان مستبد

۱۸ تیر ۱۳۸۹ ف.م. سخن

اغلب ما، آزادی‌خواهانِ مستبدیم به این معنا که آزادی را تنها برای خود می‌خواهیم و آزادیِ دیگران را بر نمی‌تابیم. "من" باید آزاد باشم تا هر چه می‌خواهم بگویم؛ "من" باید آزاد باشم تا هر چه می‌خواهم بنویسم؛ "من" باید آزاد باشم تا از هر که می‌خواهم انتقاد کنم؛ "من" باید آزاد باشم تا نظرم را آن‌گونه که می‌خواهم بیان کنم؛ اخبارِ مربوط به "من" باید تمام و کمال منعکس شود... اما به محض این‌که "من" تبدیل به "او" می‌شود شرط و شروط‌ها یک‌به‌یک قد عَلَم می‌کند: "او" آزاد است بگوید، امـــا.... "او" آزاد است بنویسد، بــه شــرط این‌کــه.... "او" آزاد است انتقاد کند، اگــــر.... "او" آزاد است نظرش را بیان کند، به ایـن شکل کــه.... خبرِ مربوط به "او" می‌تواند به‌طور کامل منعکس شود، در صورتی کـــه.... تمام این شرط و شروط‌ها –اگر فقط برای "او" باشد- مقدمه‌ی استبداد است؛ استبدادی که از کم شروع می‌شود و به زیاد ختم می‌گردد؛ استبدادی که "من" را آزادِ مطلق و "او" را محدود و مقیّد می‌خواهد. حال اگر مانند فیلم "سلام سینما"ی محسن مخملباف جای "من" را با "او" عوض کنیم باز آزادی‌خواهی تمام و کمال خواهیم شد و بلافاصله اگر "من" را جای "او" بگذاریم باز آتشِ استبداد از درون‌مان زبانه خواهد کشید. سوالی که در این‌جا پیش می‌آید این است که آیا اصولاً محدودیّتی برای گفتن و نوشتن و انتقاد کردن وجود ندارد؟ این سوالی‌ست که حاکمان مستبد، از طرف آزادی‌خواهان، به آن پاسخ منفی می‌دهند و آزادی را از زبانِ آزادی‌خواهان، بی حدّ و مرز –آن‌قدر که به حقوق دیگران و اجتماع لطمه وارد شود- می‌خوانند. بازیِ حاکمانِ مستبد با کلمه‌ی آزادی و گذاشتن آن به جای هرج‌ومرج‌طلبی و بی‌قانونی و بی‌اخلاقی، چیزی جز تعریف غلط به قصد گمراه کردن مردم و تخریبِ وجهه‌ی آزادی‌خواهان نیست. محدودیّت در این زمینه همان است که در پیش‌رفته‌ترین کشورهای اروپایی به‌طور قانونی و عرفی اِعمال می‌شود.


نکته‌ی ظریف این‌جاست که ما باید این محدودیّتِ حساب‌شده و امتحان‌پس‌داده را، هم برای "من"، و هم برای "او" بخواهیم و "هیچ‌یک" از ما، از مرزهای این محدودیّت که بقای آزادی بسته به آن است عبور نکنیم. خواستنِ آزادی برای "من" خارج از این محدوده به همان اندازه نادرست است که محدود کردن آزادی برای "او" در خارج از این محدوده.

مثال روشنی که این روزها با آن بسیار رو‌به‌رو می‌شویم استبداد سبز است؛ استبدادی که اگر در موضعِ بی‌قدرتی و سرکوب‌شدگی، خُرد و جزئی به نظر می‌رسد اما به راحتی می‌تواند ابعاد وسیع پیدا کند. برخی از دوستان سبزِ متعصب که به سبزاللهی مشهور شده‌اند، آزادی‌خواهانِ مستبدی هستند که آزادی را برای خود و محدودیّت را برای او می خواهند.

خودنویس باید جایگاهی باشد برای آزادی‌خواهانِ واقعاً "آزادی" خواه، تا زشتیِ عملِ آزادی‌خواهانِ مستبد را با نوشته‌های خود نشان دهند. هر نوشته‌ای که در خودنویس منتشر می‌شود می‌تواند سدّی شود بر سر راه جوی باریک استبداد، که اغلب در کشور ما خیلی زود تبدیل به رود خروشان و ویرانگر می‌شود.

ارزیابی این خبر:

3.67

Subscribe to comments feed نظرات (8 نوشته شد):

میدونی که انگ زدن به هر گروهی یک رفتار دموکراتیک نیست . و عملا به انحراف کشیدن موضوع هستش. منظورم سبزللهی است.
اتل متل در ۱۹ تیر ۱۳۸۹
-8
برای شما همین حکومت اسلامی به اندازه کافی دمکراتیك است، کیهان را بخوان که اصلا کاری با سبزالهی ها نداره.
bi-neshan در ۲۱ تیر ۱۳۸۹
اتفاقا چون کیهان میخونم میدونم که شیوشون انگ زدن هستش - و البته نو آوری خودشون نیست - قبل از اونها هم بوده- چپ ها بیشترین استفاده رو از این روش کردن -ا در دوری مصدق حزب توده بیشترین مروج این روش بوده - و احتمالا قبل از اون هم بوده - بهتره به نوشته نظر کنیم نه در مورد نویسنده نظر بدیم -
ممنون. بعد از مدتها یک متن درخور در خودنویس پیدا شد
-------------
شما چرا خوانندگان خودنویس را از متون در خور خود محروم کرده‌اید؟
در ۱۹ تیر ۱۳۸۹
-11
برای من جالبه که سایت خودنویس دقیقاً داره اهداف روزنامه کیهان را دنبال می کنه فقط برای آنکه نشان اسبش گم شود نعل را وارونه می زند و گرنه این قدر که با سبزها دشمنی داره و سعی می کنه از سعه صدر جنبش استفاده کنه تا ذهنیت منفی علیه جنبش سبز پخش کنه به کودتا نمی پردازد...
---------------------
من این حرف را به حساب عدم شناخت شما از کارکرد خودنویس می‌گذارم. کسی شما را از تولید محتوا در خودنویس منع کرده است؟ نه. هر کسی اینجا مختار است نظرش را بنویسد. اگر شما طرفدار سبزها هستید. چرا نمی‌نویسید؟ اینجا بر خلاف سایت‌های سبز، نظر کسی سانسور نمی‌شود. به نظرم به دلیل پایین بودن آستانه تحمل بعضی طرفداران ، وجود نقد، معادل کیهانی عمل کردن ارزیابی می‌شود.
بیچاره! در ۱۹ تیر ۱۳۸۹
-10
تو بی شعور تر از اونی که لیاقت استفاده از محیط آزادی که خودنویس به وجود آورده رو داشته باشی. کور هم که هستی به خاطر اینکه نمی بینی این سایت مزخرفات تهی مغزهایی مثل تو رو هم منعکس می کنه. به خدا قسم، ابلهانی مثل تو آمپر آدم خونسردی مثل من رو هم می پرانند. تف به اون جنبش سبزی که عضوی مثل تو داره!
bi-neshan در ۲۱ تیر ۱۳۸۹
لا اقل از جوابی که خود سایت به کامنت وارده داده یاد بگیر - میبینی که هیچ توهینی در آن نیست و احرف طرف رو هم رد کرده- به ادبیات خودت نگاه کن :بی شعور- لیاقت نداشتن - کور - مزخرفات - تهی مغز - ابلهانی - تف به اون ... - شما که ادای آزادی خواهی درمیاری توی ۳.۵ خط نوشته ۷ مورد کلمه زشت به کار بردی - وقتی پشت کومپوتر آرام نشستی و اینطور مینویسی توی شرایط ساخت چطور برخورد میکنی. فکر نمیکنی باید از خودمون شروع کنیم که حد اقل حرفمون رو بدونه توهین بزنیم و حرف طرف مقابل رو با آرامش گوش کنیم - میتونیم قبول نکنیم والی لزومی به توهم نیست. اگر واقعن به آزادی علاقهمندیم -
dar*******@hotmail.com در ۲۰ تیر ۱۳۸۹
چرا این قدر عصبانی ؟همین که در هم مطلبش مطرح شد و نظرش را گفت یک قدم به جلو است. اگر در بالاترین بود که تا به حال اتوماتیک حذف شده بود/
بیچاره! در ۲۲ تیر ۱۳۸۹
حق با شماست و تقصیر از من بود. نباید اصلا آن نظر را ارسال می کردم. عذر میخوام از دوستان. گفتم که من آدم خونسردی هستم. اما وقتی کسی بیاد یک حرف مفتی بزنه و بعد هم هی تکرارش بکنه بدون اینکه به جواب هایی که بهش دادند دقت کنه آن موقع تکلیف چیه؟ شاید البته بهتر باشه که کلا بی خیال جواب دادن بشیم.
Shiva در ۲۰ تیر ۱۳۸۹
ردّ پای استبداد ۳۰ ساله کاملا در برخی از طرفدارن اصلاح طلبان میشود دید. در دنیایی که آزادی حق مسلم همه است آنها تاب نقدهای خودنویس و سایر سایت‌های را که موسوی و غیره را به نقد میکشند همپای کیهان رژیم تلقی‌ میکنند. البته از کسانی‌ دهه سیاه ۶۰ را عصر طلائ میدانند بیش از این نمی‌توان انتظار داشت. اما واقعیت این است که علیرغم استبداد ۳۰ ساله زمان به جلو رفته است و اکثریت مردم ایران را جوانان تشکیل میدهند. بدا به حال همه جاهلان
ریشه این حق طلبی های حق به جانبانه! از سوی شما ناشی از عدم درک مختصات مبارزه است.
آیا ما در برابر یک طبقه حاکم که بواسطه تجاوز به حقوق مدنی بد تلقی می شود بپا نخواسته ایم؟
آیا ما به واسطه پرچم داری پاسداشت حقوق مدنی خود را در جبهه خوب نمی دانیم؟
این یک مبارزه است که ما را در مقام قضاوت و ارزش گزاری می طلبد.
لطفا قضاوت را در این موقعیت نفی نکنید!
این ارزش های مد نظر شما که ارجاع به فضای ایده آل قانونمند زندگانی روزمره دارد را نمی شود و نمی توان به هر موقعیتی تسری داد.
شما دچار یک مغالطه منطقی شده اید.
همه چیز را که نمی توان دموکراتیزه کرد!
مختصات مبارزه ایجاب کننده الزاماتی است که آنهایی که از سوی شما متهم به اعمال استبداد سبزند صرفا تفاوتشان با شما این است که الزامات را درک کرده و مسئولیت پذیر می باشند.
آنها معنی هویت طبقاتی را می فهمند.
آنها در پی انسجام تشکیلاتی اند.
آنها به تک صدایی و پافشاری روی اشتراکات جهت فراغت از پراکندگی احتمالی جبهه مبارزه ایمان دارند.
یاد خون شهیدان خونشان را به جوش می آورد و در پی اینند که ثمره این خونها را شکوفا کنند.
فارغ از منیت و خودخواهی جنبش را عرصه خود نمایی نمی دانند.
درک کرده اند که در این مقطع تنها باید به ساقط کردن دیکتاتور بیاندیشند و دنبال کردن اهداف دیگرشان را به مقطع مناسب پس از سقوط دیکتاتور موکول کرده اند.
واقع بینانه می دانند که باید سنگر به سنگر پیش رفت.
عافیت طلبی را به کناری زده اند و برای احقاق حقوق مدنی پا در مسیری همیشگی گذاشته اند و می دانند که به آنی نمی توان رژیمی را کنار زد و بسته آماده ای را بر جایش گذاشت.
و البته خطر مزدوران رژیم و دوستان عجول را نیز دست کم نمی گیرند تا جبهه را از افتراق حفظ کنند.
شما می توانید خود را سبز ندانید و بی طرف هر چه می خواهد دل تنگتان بگویید.
اما نمی دانم که در صورت برقراری جامعه ای دموکراتیک بهره مندی شما و امثالهم از آن تا چه اندازه اخلاقی است؟
جدا نمی دانم منظور کنایه نیست!
البته با همه این تفاصیل ما که بخیل نیستیم!
دنا در ۲۵ تیر ۱۳۸۹
- گفتید "آنها در پی انسجام تشکیلاتی اند"
یعنی انسجام تشکیلاتی چون ""انسجام"" است و باید ""انسجام مادام العمر "" بماند نباید نقد پذیر باشد ؟؟؟؟
-گفتید " آنها به تک صدایی و پافشاری روی اشتراکات جهت فراغت از پراکندگی احتمالی جبهه مبارزه ایمان دارند"
چه تضمینی وجود دارد که "" تک صدایی و پافشاری روی اشتراکات""" اعمال شده به وسیله سبزهای طالب انسجام، منجر به حذف کامل صداهای مخالف یا رقیب، بعد از گرفتن قدرت نشود. فقط یک نمونه را مثال بزنید که تک صدایی، پس از استفاده از همه صداها برای غصب قدرت تحمیل نشده.
- گفتید "یاد خون شهیدان خونشان را به جوش می آورد و در پی اینند که ثمره این خونها را شکوفا کنند"
کدام خون به جوش آمده ایی از این تبار مورد نظر جنابعا لی، در این سی سال خونش به جوش آمد و ثمره خون شهیدان انقلاب ۵۷ را شکوفا کرد ؟؟؟؟مگر اینکه سکوت در مقابل ریختن خونهای بیشتر و بیشتر از بانیان اصلی انقلاب در سالهای بعد از ۵۷ را شکوفایی خون شهیدان ۵۷ بنامیم .
- گفتید "فارغ از منیت و خودخواهی جنبش را عرصه خود نمایی نمی دانند"
تحمیل عقیده و نظر شخصی و گروهی مثل تحمیل حجاب و سایر الزامات و غیر الزامات اسلام و قوانین بعضا ضد بشری اسلام و انتظار کسب مدارج و اولویتهای های شغلی و اجتماعی به دنبال تظاهر به داشتن این الزامات ، اگر از نظر شما منیت و خودخواهی نام ندارد چه دارد ؟؟؟ نگویید اصلاح طلبان معروف به خواص پروری نیستند که اکثرا بوده اند و ثابت هم کرده اند.
-ساقط کردن دیکتاتور؟؟؟ دیکتاتور از نظر شما یعنی کی ؟؟؟؟ احمدی نژاد که به یک پشه بیشتر شباهت دارد تا اینکه لیاقت عنوان دیکتاتور داشته باشد. خامنه ایی هم که شاید کنار منقل برای لحظاتی حس دیکتاتوری بهش دست دهد،ولی حتما خودتان قبول دارید که اولا فقط موجودی برای دیکته کردن فرامین سپاه و حجتیه است، و دوما از نقطه صفر به وسیله جناب رفسنجانی (شیخ اصلی اصلاحات و رهبر جرس ) انتخاب شد. این دیگر چه جور دیکتاتوری است . اگر مبارزین کنونی اصلاح طلب زمانی انتخابش کردند و حالا دیکتاتور شده، این زنگ خطری برای شما نیست که دیکتاتور پروری جزیی از مرام آقایان رفسنجانی و خاتمی و امثالهم است؟؟
- پس قبول دارید که دیکتاتور اینجا شخص نیست مثل هیتلر، صدام، ناپلون، فیدل کاسترو یا پینوشه. ما اینجا با یک ماهیت دیکتاتورزا که زمینه را برای سو استفاده فراهم می آورد، به نام "دین و خروج آن از وادی قلبها" مواجهیم. پیش روان این جنبش "ضد استبدادی" اسطوره ایی شما، هنوز تکلیف خود و مردم را با این مقوله روشن نکرده اند . حرفی نیست که آقایان کروبی و موسوی بسیار شفافتر از مابقی رفتار کرده اند و به نظر پشیمان شده گان ناتوان از اقرار می رسند , ولی ظاهرا هیچ امیدی نیست که کدیور با حکم ولایت فقیهی ده ساله اش یا مهاجرانی با ملتزم به اسلام خواندن آزادی خواهانی که به خیابان ریختند، الفبای """"آزادی"""" را حتی گرفته باشند، چه رسد به اینکه ضمانت اجرایی بدهند که حزبی که به اسلام پای بند نیست بعد از نابودی آن "" دیکتاتور بزرگ """ با مدد اتحاد، حتی اجازه حیات داشته باشد چه رسد به فعالیت. این آقایان حتی نیم نگاهی به همان جماعت شهدای پس از انتخابات که شما سنگ آنها را به سینه میزنید ، نمی اندازند، که ببینند کدامشان حتی ظاهرش اسلامی بود یا نحوه زندگیش رنگ و بوی یک شخص بزرگ شده در چنین خانواده ی را داشت، با این وجود حکم میدهند که جنبش سبز فقط از نوع ماست . ندا آقا سلطان ازآن تیپی به میرسید که شعار هم غزه، هم لبنان جانم فدای ایران سر دهد یا امیر جوادیفر؟؟؟؟ این آقایان حتی آمار پایه ی نمیدآنند که یک زیر جمعیت نشانه ی از کل جمعیت است.
- و بالاخره فرمودید که ""در صورت برقراری جامعه ای دموکراتیک بهره مندی شما و امثالهم از آن تا چه اندازه اخلاقی است؟""
مطمئن باشید که دنباله روان جنبشی که اعتقاد دارند "بهره مندی مخالفان آن حرکت از مواهب ایجاد شده در جامعه توسط موفقیت اجتماعی آن حرکت عادلانه نیست "" هیچوقت قادر به ایجاد چنان مدینه فاضله ایی نخواهند بود که نگران بهره وری افراد باشند ، چون این طرز فکر با آن مدینه مغایرت کامل دارد.
این آقای بیچاره ،ادبیاتش ،درست شبیه ادبیات ،بخش فارسی حزب مرحوم صدام حسین میباشد.
aa در ۲۴ تیر ۱۳۸۹
وقتی بذری در دل خاک آنقدر صبر میکند تا آب سیرابش کندو جوانه میزند. اولین رنج او سر از پوسته خود در آوردن است.او به سفرش ادامه میدهد تا به سنگی برخورد میکند صبورانه سنگ را دور میزند خود را به زمین میرساند برای اولین بار که خورشید را میبیند رنج گذشته را فراموش میکند اما با دیدن درختان بزرگ وسر به آسمان غصه اش میگیرد چگونه میتواند به آنها برسد یا حتی از آنها بلندتر شود!این هم رنجی عظیم است.ریشه ها در دل خاک عمیق میشوند او ساقه دار میشود امید از راه میرسد حس بارور شدن وباور درخت شدن در او زنده میشود زمستان. شکستن شاخه ها. قحطی وبی آبی همه را تحمل میکند یقینن روزی همسایه آسمان خواهد بود وپناهی برای پرندگان و هم صحبت ستارگان در شب...
ممنونم آقای سخن عزیز. مثل همیشه خواندنی
مجموعه نتایج: 8 | نمایش: 1 - 8

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید