تلویزیون جنبش سبز، وپرهیز از صدا و سیمایی شدن - ۲
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
امروز در فضای آنلاین، بحثهای زیادی در باره رسانه تلویزیونی سبز مطرح شده است. بسیاری آنرا تلویزیون آقای مهاجرانی خواندهاند، که البته با توجه به پیشدستی آقای کدیور در اعلام راهاندازی چنین تلویزیونی، میتوان آنرا سیمای آقای کدیور هم خواند.
به هر روی، اگر چنین باشد و حامیان مالی جرس با همراهی گروههای دیگر چنین شبکهای راهاندازی کنند، میتوان امیدوار بود که تا ابد سوژه در اختیار دیگر رسانههای مستقل و نیمه مستقل خواهد بود!
اما برای من چند سوال وجود دارد؛
هفته پیش که در پاریس بودم، با برخی محدودیتهای این رسانه آشنا شدم که چون تکذیب نشد، احتمالا واقعیت هم داشته است، از جمله سخن نگفتن از وقایع دهه ۶۰ که بررسی مسوولیت افراد در آن دوران و میزان دخالت و اطلاعشان از وقایع را عملا «ماستمالی» میکند.
یا بر فرض، اگر کسی خود را عضو جنبش سبز بداند، اما توسط آقای مهاجرانی ردصلاحیت شود چون اعتقادی به آیتالله خمینی و روند جاری در کشور در دوران طلایی نداشته، حق حضور در برنامههای تلویزیونی «سبز» را دارد؟
یا مثلا چنین رسانهای در باره حقوق اقلیتهای دینی، اقلیتهای قومی و اقلیتهای جنسیتی چه خواهد گفت؟ فرض کنید یک همجنسخواه از رهبران سبز در باره نحوه برخورد با او بر اساس سوابق «دوران طلایی امام» بپرسد، و در ضمن بگوید که به خود به عنوان بیمار نگاه نمیکند و نمیخواهد برای حفظ جان، جنسیت جدیدی برگزیند.
طبیعتا چنین رسانهای با توجه به محدودیتهایی که گفته میشود بر سر راه خود گذاشته، با سوالهای بسیاری روبرو خواهد شد. یکی از راههای رفع این مشکل، تلاش برای از سر راه برداشتن منتقدین است که به نمونههای آن اشاره شود بهتر است!
اما راه دیگر طبیعتا اعلام خطوط قرمز چنین رسانهای است که مخاطب بداند رسما منتظر ورود برنامهسازان به چه حوزههایی نباشد.
اما این سوال در ذهن من شکل گرفت که طبیعتا چنین رسانهای حتما برنامههای اجتماعی خواهد داشت. اگر در خلال برنامهسازیها، یکی شیطنت کرد و در باره «تعدد همسر» برنامهای ساخت و از پرداخت نکردن حقوق کامل همسران سابق و فرزندان و ...آیا این برنامه از این تلویزیون پخش خواهد شد؟ و اگر برنامهای تکسویه ساخته شود که با اعتراض تعدادی از مخاطبان روبرو شد، آیا زمان برابر به معترضان و احیانا کسانی که اطلاعات ویژهای دارند داده خواهد شد؟
Subscribe to comments feed نظرات (17 نوشته شد):
پاسخ بقیه سوالات هم که بسیار ساده است: نه!
اگر کدیور و مهاجرانی با هم فامیل نبودند همدیگر را هم تحمل نمیکردند چه برسد به بقیه ...
لطفا روسریتون رو مرتب کنید در حین پخش برنامه!
البته پیشاپیش از شناعت این ضرب المثل پوزش میخواهم. سواد فارسی من اندک است و تمثیل دیگری به خاطرم نرسید ولی امید دارم که استاد مسلّم تاریخ و ادبیّات فارسی جناب آقای مهاجرانی و یا برادر همسر گرامیشان آیتالله العظمی دکتر محسن خان کدیور -که لااقل در یک مورد ثابت کردند ایشان نیز استاد مسلم جعل و خلق هستند ( اشتباه نفرمایید جعل در لسان عرب به همان معنای تقریبی خلق است!) در این مورد بخصوص به داد کم سوادی اینجانب برساند.
علی ایحال، حقیر به عنوان عضو کوچکی از این جنبش "سبز"( البته اگر آقای دکتر عطا خان کارت عضویت ما را امضا بفرمایند!) اضافه بر `"آن قلت"های که این آقای دکتر نیک آهنگ کوثر، آقا جان آورده است یکدانه سوال غیر مهم دارم....آقا جان مسلتً؟
این تلویزیون سبز برای راه اندازی دست کم به ۳-۴ میلیون یورو و برای ادامه کار ( تا به آگهی گرفتن بیفتد انشاالله) ماهی حدالاقل یک میلیون یورو بودجه لازم دارد. این پول ( با توجّه به اینکه دست اندرکاران سبز به ارواح خاک عزیزانشان قسم خوردهاند از هیچ دولت خارجی گرفته نشده است) از کجا آمده است؟
اما، ذهن بیمار بنده به کار افتاده و فکر میکند این " آقا مهدی ما" این جا کمی تا قسمتی قبول زحمت فرموده اند...حالا یا از کمیسین حلال دریافتی از "استت اویل نروژ" یا "توتال فرانسه" مستقیماً و یا توسط برادر "متعهد" جناب آقای عباس آقا یزدان پناه یزدی.
حالا شما بیا به این برادر "حسین طائب" همان "میثم سابق" ثابت کن آقا نروژ یا فرانسه که کشور بیگانه نیست بابا جان!
اصلا این آقای "کریستف دو مارش" از اقوام نزدیک آقای رفسنجانی است که "قبل از انقلاب" با کمکهای مالی خانواده محترم رفسانجانی - که بارها خودشان خاضعانه" اعلام کرده اند ثروتشان بعد از انقلاب نه تنها هیچ بیشتر نشده بلکه کمتر هم شده است -به فرانسه مهاجرت کرده و در اثر همان هوش خدادادی که "آقا مهدی از اینان بهرهمند است (و آقای رفسنجانی پدر نیز بارها در خاطراتشان به این اصل مهم اعتراف کرده اند ) در شرکت "توتال" به مقامات بسیار بالای رسیده اند...و الان وقت پس دادن این محبت هاست و بیخودی کسی ذهن منحرف اش را بین راه و آن راه نبرد...والسلام.
قصاص پیش از جنایت ،رسم ،شیوه آزادگان نمیباشد ،اجازه دهیم که رسانه سبز هم پا به میدان نهد ،و وارد گود شود ،و خودی نشان دهد !!!!من به نوبه خود بسیار خرسندم که سبزها هم رسانه دار شوند ،عصر نگرانی به پایان خود نزدیک میشود ،میانگین آگاهی مردم ایران بسیار قابل توجه میباشد ،مطمعن باشید ،که این نسلی را ،که ماها دیدیم ،نسلی نیست بار دیگر فریب بخورد ،اتفاق خجسته ای در پیش میباشد ،خطوط فکری ،روشن تر ،و شفاف تر میشود ،من یقین دارم ،برخی که امروز پز سبز بودن را یدک میکشند ،دست تقدیر آنها را به اینجا پرت نموده ،و مگر میشود هم اش ولایت را خورد ،و هم چوب ولایت بر فرقت فرود ایاد.پس چه بهتر ،و هر چه زودتر خطوط نهای این رستاخیز ملی ترسیم شود .
-------------
نه، من پیشداوری نمیکنم، اما سوالهایی بعد از گرفتن خط و خطوط جریان برایم وجود دارد که با توجه به شناخت از روند کاری دوستان، گمانم طرح سوال اشکالی نداشته باشد. پیشبینی البته با پیشداوری فرق دارد.
همانطور که امروز مردم از قاتلان ندا آقاسلطان ابراز انزجار و تنفر مي کنند آن زمان هم مردم از بعضي از محکومان دهه ۶۰ ابراز انزجار مي کردند.
واقعا در آن بحبوحه هرج و مرج ها و شلوغي ها چه انتظاري داشتيد؟
اينکه به امثال قاتل نداآقاسلطان و قاتلان افراد بي گناه در خيابان ها و کوچه ها اجازه تردد و زندگي داخل دايره جمهوري اسلامي ايران داده شود؟
اين افراد تندرو که هنوز هم با روسري هاي قرمز اسلحه هاي خود را زمين نگذاشته اند و درست مثل جنگ ۸ ساله ايران و عراق بر عليه مردم ايران اقدام مي کنند.
شما آقاي نيک آهنگ کوثر چه انتظاري داري؟
انتظار چه نوع برخوردي با اين افراد داريد؟
انتظار داريد هيچ برخوردي با اين افراد اسلحه به دست پوچ مغز نشود؟
اصلاحات معتقد است همه آن محکومين دهه ۶۰ واقعا همه آن ها نيازي نبود حکم اعدام برايشان صادر شود و بازداشت کافي بود.
نظر اصلاحات و سبزها و آقاي مهاجراني و کديور همان نظر آيت الله منتظري است.
حالا شما هي با گوشه و کنايه مسائل دهه ۶۰ رو تفسير کن.
هي بگو چرا اين اتفاقات در دهه ۶۰ رخ داد و چه و چه.
خود شما اگه آن زمان در مقام نخست وزير بودي مطمئنا موافق بودي که جلوي اين ناامنيتي هاي کساني که دست به اسلحه مي بردند گرفته شود و اينان بازداشت شوند که تا اينجاي کار با اصلاحات هم نظر هستي اما اينکه بايد اعدام مي شدند يا خير اصلاحات به مانند آيت الله منتظري معتقد است اعدام ها آن هم با آن حجم گسترده هيچ لزومي نداشت و بازداشت کافي بود.
در مورد اقليت هاي ديني : پيروان مسيح که به طور رسمي در ايران از آن ها هيچ يادي نمي شود و سعي در کم تعداد بودن آن ها شده و اکثرا به عنوان مردم اهل کشور ارمنستان و ارامنه در ايران نام برده مي شوند بيشتر طيف اقليت ديني هستند.
متاسفانه با مسيحيت به شدت در خاورميانه مبارزه مي شود.از کليساها فقط صليب ها بر فراز بام ساختمان هاي متروکه باقي مانده و دوربين ها رفت و آمد مردم به کليساها را به شدت کنترل مي کند و گاه در کنار هر کليسا يک پايگاه مقاومت بسيج قرار دارد.
اقليت يهود که به عنوان کليمي ياد مي شوند صرفا هيچ لزومي ندارد که با نگرش هاي سياسي دولت اسرائيل و بهره برداري دولت اسرائيل از دين يهود موافق باشند. اين افراد براي حفظ ظاهر در ايران اجازه زندگي کردن دارند اما حق تبليغات ندارند. همينطور صوفيان گنابادي و اهل تصوف که به دليل عدم اعتقاد به ولي فقيه به شدت مورد ظلم و بازداشت هستند. و اخيرا اين کنترل ها و فشارها به محدوده افراد اهل تسنن داخل ايران هم کشيده شده. با شما در مورد فشار شديد بر اين اقليت هاي ديني موافقم.
اما اصلاحات گروه موسوم به بهائي رو هيچ گاه به رسميت نخواهد شناخت ولي همانطور که آقاي منتظري هم گفتند اين افراد به هر حال حق زندگي کردن دارند.نبايد خانه هاي آن ها و قبرستان هاي آن ها تخريب شود و در زندان به اين خاطر که به اسلام معتقد نيستند مورد شکنجه قرار گيرند. همينطور پيروان آئين بودا و برهما در ايران. اين ها به رسميت شناخته نمي شوند اما حق زندگي کردن و حق شهروندي دارند.
در مورد اقليت هاي جنسي : واقعا آقاي نيک آهنگ چه انتظاري داري؟
واقعا معتقدي افرادي که هم جنس يکديگر هستند و به جهت عطش شديد جنسي راه خود را گم کرده و سعي در ارضاء شدن با همجنس خود و هم آغوشي با همجنس خود دارد و به اصلي ترين اصل اخلاقي پشت پا و لگد مي زند و حرمت هيچ چيز را نگاه نمي دارد انسان هاي سالمي هستند؟
واقعا فکر مي کني در فرهنگ خاورميانه اين افراد که راه خود را برعکس مي روند و به جاي تخليه نياز جنسي و عاطفي با يک همجنس خود هم آغوشي مي کند و در رختخواب ميخوابد فرد سالمي است؟
بايد اجازه داشته باشد که ديسکو و کاباره شبانه داشته باشد و به حالت مست و عريان شب ها در پياده روهاي تهران قدم بزند و فاحشگي کند؟
واقعا به نظر شما رابطه يک مرد با يک مرد رابطه جنسي عاطفي سالمي است که انسان رو به سمت سعادت و خوشبختي و رضايت و آرامش سوق مي دهد؟
اينجانب به عنوان يکي از طرفداران اصلاحات سبز ايران خواهان مردم سالاري ديني هستم که به حقوق شهروندان احترام گذاشته شود و مردم با باتوم و شيشه نوشابه مورد تعرض و تجاوز قرار نگيرند و تحت فشار اقتصادي نباشند اما هيچ گاه خواهان آزادي بي قيد و شرط و رفتارهاي احمقانه و زشت به دور از اصول اخلاقي نيستم.
از اين جهت اصلاحات و آرمان ها و انديشه هاي آقاي خاتمي و اصلاحات و جنبش سبز مورد تائيد من به عنوان يک شهروند ايران هست نه آزادي همجنسگرايانه مضحک احمقانه با کارناوال هاي غل و زنجير و چرم و جوراب زنانه و رفتارهاي زشت و نه عوام فريبي و دروغگويي ها و باتوم و شکنجه و کهريزک و تقلب و رکود شديد اقتصادي و حذف يارانه هاي دولتي بنزين و مواد اصلي مورد نياز زندگي و سياست صرفه جويي و فشار بر مردم و از طرفي واريز کردن پول بنزين و نفت به جيب نظامي هاي تندرو سپاهي.
خواهش مي کنم جامعه رو به سمت همجنسگرايي و بهائيت سوق ندهيد. واقعا هيچ جاي دفاع از اين افراد نيست.شما آرمان هاي جنبش سبز و آقاي خاتمي و موسوي رو به خاطر عدم تائيد اين مسائل و اين افراد و اين نوع زندگي سطح پائين به زبان کاريکاتور و نشريه و وب سايت و مطلب و مقاله مورد شماتت قرار مي دهيد.
کمي منصف باشيد.
حداقل شرايط فرهنگي ايران رو در نظر داشته باشيد و نخواهيد که دموکراسي غربي و آن نوع آزادي که همجنسگرايي را تائيد مي کند در ايران پياده شود.
همه افراد عضوي از جنبش اصلاح طلب آرام سبز هستند.بهتر نيست به جاي اعتراض و جبهه گيري و انتقام و خواستار ايجاد جامعه همجنسگرايانه با کارناوال هاي غل و زنجير و چرم و جوراب زنانه در خيابان هاي تهران، انتقاد درست و صحيح از افراد تاثيرگذار داشته باشيد؟
شما مفهوم خدای بخشنده مهربان را به درستی نمیشناسید.
اینکه یه عده تندرو به اسم اسلام و دین و مذهب و به اسم خدا اون فجایع رو در کهریزک انجام بدهند یا به اسم خدا سنگسار و شکنجه کنند و اعدام کنند باعث بشه که شما "خدای بخشنده و مهربان" را به طور کلی نادیده بگیرید واقعا در اشتباه هستید.
"خدای بخشنده و مهربان" آن خدایی نیست که این افراد معرفی کرده اند.
در نگاه تان به خدا و مفاهیم معنوی و فلسوی تجدید نظر کنید و اینقدر ضعیف و باج خواه نباشید که دروغگویان و کسانی که خود را به دروغ جانشین خدا معرفی می کنند باعث بشه شما مفهوم "خدای بخشنده و مهربان" را به کلی رد و نفی کنید.
یعنی چی که این خدا سی سال است که مرده و دفن شده زیر اجساد قربانیان رژیم اسلامی.
یعنی تا قبل از آن که انقلاب اسلامی سال ۵۷ در ایران به رسمیت شناخته شود زنده بوده و بعد از آن مرده؟
خدای بخشنده و مهربان شما با وقایع تاریخی محدود به مرزهای جغرافیایی مرده و زنده می شود؟
خدای ما اصلاح طلبان که زنده است و ما در این گرفتاری ها و مشکلات تنها آرامش دهنده دل ها است که به او پناه می بریم و آرام می شویم و برای احقاق حقوقمان استقامت می کنیم.
خدای شما اگه مرده برخواسته از ایدئولوژی و دیدگاه شما است که پیشنهاد می کنم این دیدگاه خودتون رو اصلاح کنید.
جرس از نظر اصلاح طلبان هیچ مشکلی ندارد.چرا جرس رو به خاطر اینکه از سلطنت پهلوی و ایدئولوژی مبارزه مسلحانه رجوی حمایت نمی کند محکوم می کنید؟
جرس چه هیزم تری به شما فروخته؟ در این شرایط که تلویزیون و رسانه خصوصی در ایران وجود ندارد و رسانه ها و تلویزیون های خارج از کشور هم هیچ کدام مورد تائید اصلاحات نیست، لذا رسانه جدیدی با هدف برقراری ارتباط با مردم و روشنگری ایجاد خواهد شد.
شما اگه طرفدار رسانه پارس یا NITV یا شهرام همایون یا تلویزیون مجاهدین یا آی تی ان حمید شبخیز یا تپش امیرقاسمی هستید خب کاملا طبیعی است که وجود یک رسانه سبز و محبوب شدن اش باعث کساد بازار شما می شود و نهایت تلاشتان رو برای تبلیغات منفی بر علیه این رسانه به کار میبرید.سعی کنید به جای این جبهه گیری های خصمانه به سبزها بپیوندید و اینقدر غرغر نکنید.
مردم سالاری دینی مورد تائید اصلاحات از سال ۵۷ تا به حال هنوز به تحقق نرسیده است.
پس شما چرا پیش داوری می کنید؟
۸ سال که جنگ بود. ۸ سال مورد تحریم بودیم و کالاهای چینی بازار ایران رو پر کرد.طی مدت ۸ سال اصلاحات آقای خاتمی، تندروها با انواع و اقسام جنایت ها و قتل های زنجیره ای سعی در ایجاد شکاف و مخدوش کردن دولت آقای خاتمی شدند و تا جایی که توانستند نیش زدند و سنگ اندازی کردند و سعی کردند رفتارهای ناشایستشان را به دولت آقای خاتمی ربط دهند و عملا آقای خاتمی و اصلاحات را در تنگنا قرار دادند و از زمین و زمان سنگ اندازی کردند و بدگویی کردند و نفاق کردند.حالا هم که احمدی نژاد و این اصلاحات است که در برابر عوام فریبی ها و تقلب های احمدی نژاد ایستادگی می کند.
قرار نیست با اسلحه و خونریزی به مقابله با عوام فریبی و دروغ و ریا و فریب برویم.
اسلحه اصلاحات قلم و اندیشه است.
شما خشمگین هستید از اینکه جمهوری اسلامی افکار و ایدئولوژی و خدایی که خودتان هم او را نمی شناسید تائید نمی کند.
خب واقعا به جای این خشم که سرتاسر وجودتان را از نفرت پر کرده، نگاهتان رو تغییر دهید و اصل خدای بخشنده و مهربان را با عملکرد یک سری افراد تندرو نفی نکنید.
شما هر چی که دوست دارید ،میتوانید در راه ان تلاش کنید ،ولی بنده از دینداری و مردم سالاری دینی شما که خواهان قبضه نمودن قدرت باشد منزجرم ،سی سال ان را با پوست و استخوانمان لمس کردیم ،آزموده را دوباره آزمودن خطاست ،ما به درستی دینتان را درک نمودیم ،نه تنها مردم را در آخرت به جهنم فرستادید ،بلکه ایران امروز را هم جهمنی نمودید ،اصلان این مردم سالاری دینی شما چی هست ؟؟؟ممکن هست که بیشتر توضییح دهید ،نکند همان مردم سالاری آقای خاتمی ،که هشت سال مردم را سر کار گذاشت،و نتایج گرانسنگش هم از دل سعید اسلامی و ید مقام رهبریتان به مردم ایران تحویل داده شد ،اصلان به من پاسخ بده که پس از فجایی که در کهریزک اتفاق افتاد ،جناابالی میتوانید از این دین مبین اسلام شرافتمندانه ،و سرفرازانه دفاع کنید ،بقول دوستان در خیابان .
تجاوز توی زندان آنهم بود توی قران ؟؟؟؟
نکته که اشاره نمودی ،در مورد بهای ها ،بنده این پرسش را از شما دارم ،کارنامه دین اسلام طی مدت سی سال برای من روشن شده ،تازه این بهای زبان بسته ،که از خود شما ها میباشند ،منتهی نسبت به شماه یک گام جلوتر میباشند ،در سانی خوشبختانه این طیف با چاه جمکران کاری ندارند ،
در مورد ترورهای مجاهدین ،به ماها ربطی ندارد ،در سانی ترور کار نیرهای مذهبی و مسلمان بوده و هست ،از فداایین اسلام گرفته ،تا فداییان رهبر ،فرق هم نمیکند ،که رهبر ملا عمر بوده ،یا ملا علی ، ویا ملا مسعود رجوی بی امامه ،آنچه که تجربه به ما تفهیم نموده ،دین دولتی ،اسلام دولتی ،و سازمان های مخوف مذهبی ،سر انجامی بهتر از جمهوری اسلامی ندارند .
مایل به تبادل نظرها هستم تا این سوتفاهم ها و سوء برداشت های نادرست ناشی از عملکرد اشتباه و تبلیغات منفی یک عده بر علیه یک مفهوم اعتقادی به اسم جمهوری اسلامی که باعث موضع گیری شدید و منفی عده ای از شما شده برطرف بشه.
اینکه مفاهیمی مثل همجنسگرایی رو که در حوزه تعاریف شما جزء "آزادی ها" قلمداد می کنید نفی می کنم و اصلاحات و عموم مردم جهان هم این روش زندگی غلط رو نفی می کنند براش دلیل روشن و واضحی دارم و این دلیل روشن و واضح بر همه روشن و واضح است و چیزی نیست که من بدانم شما ندانید. این نفی همجنسگرایی و نژادپرستی و برتری طلبی قومی اسرائیلی و قائل شدن حق برای یک شخص به اسم بهاءالله و طواف کردن و گرد مقبره او گشتن به سبک طواف کعبه مسلمانان در حیفاء اسرائیل و نفی مبارزه مسلحانه باور کنید که از روی خشم،کینه،قصد جان آدمیزاد مخلوق خداوند کردن،جبهه گیری خصمانه و انتقام گیری من و آرمان های اصلاحات و جنبش سبز نیست.
کسی قرار نیست قدرت رو قبضه کنه.
قدرت در اصلاحات و بین سبزها مجموعه اختیاراتی است که مردم و اکثریت مردم به منظور سامان دادن و اداره امور جامعه به افراد واجد صلاحیت و شایسته دارای سابقه نیک و شناخته شده و مورد اعتماد بدون هیچگونه تقلب و فریب و دستکاری مهندسی شده آراء قرار میگیرد.
امیدوارم تعریفی که شما از قدرت دارید اصلاح شده باشه.
در این دایره اختیارات که تعیین کننده اش مردم هستند، اعتقاد به اصل اخلاق و رعایت حقوق بشر تا جایی که خدشه و صدمه ای به اعتقادات دیگران و جان و مال دیگران نزند و از تهمت و افترا و تفهیم عقاید گروهی/شخصی با اسلحه و زور و باتوم و کتک و مواد منفجره پرهیز شود سرلوحه کارها قرار دارد.
آقای خاتمی و اصلاحات مردم رو به جهنم برده اند یا افراد فرصت طلب تندرو که با سوء برداشت از مفهوم خدا و افراد معتمد دست به هر زشتی و پلیدی زده اند یا ایران را تحریم کرده اند و مردم را از لحاظ اقتصادی تحت فشار قرار داده اند؟
فجایعی که در کهریزک رقم خورد از طرف اسلام مورد تائید آقای خاتمی و اصلاحات نبوده.شما واقعا این رو نمیدونی؟ چرا سعی داری کهریزک رو به اسلام ربط بدی؟ اسلام آقای خاتمی و اصلاحات سبز هیچ گاه اینطور فجایع رو در کهریزک تائید نمی کند. شما کهریزک رو دیدی حالا کلا دیگه خدا و همه چیز رو منکر شدی. این فجایع کهریزک واقعا چه ربطی به خدا و اسلامی مورد تائید آقای خاتمی و اصلاحات داره؟ شما مسائل رو بیشتر موشکافی و تحلیل کن و برای رد خدا و میل به جامعه ای که همجنسگرایی در آن آزاد باشد،کهریزک را بهانه نکن. مثل اینکه این آقای خاتمی و طرفداران آقای خاتمی و مردم و جوانان بودند که توی کهریزک این بلایا به سرشان آمده ها.طوری صحبت می کنید که انگار اسلام اصلاحات و آقای خاتمی عاملان و آمران کهریزک بوده اند.
در "سانی" هم که گفتید صحیح نیست.
دوم اینکه افکار و ایدئولوژی بهایی مورد تائید اصلاحات و آقای خاتمی نیست. شما شناختی از بهائیت که ریشه در اتفاقات سیاسی زمان قاجار دارد و شخص سیاسی موسوم به بهاءالله دارید؟ آیا هیچ میپذیرید یک گروه تندرو طرفدار یک شخص و یک مرجع که ایدئولوژی خود را برتر و درست تر از دیگران می دانند بعد از چند سال مرجع خود را پیغمبر معرفی کنند؟ میپذیرید گروهی به اسم انجمن حجتیه شخص مصباح یزدی را پیغمبر معرفی کند و او را در حد یک ولی فقیه بالا ببرد و گرد مقبره او طواف کند؟
فرمودید "در مورد ترورهای مجاهدین به ماها ربطی ندارد" منظورتون اینه که خواهر و برادرانی که در جبهه بر علیه زورگویی های دیکتاتورانه صدام ایستادگی کردند و شیمیایی شدند و جانباز شدند و شهید شدند به شما ربطی ندارد؟
منظورتون اینه که مسعود و مریم رجوی مردم رو در ایلام و خرمشهر و کردستان شیمیایی کنند به شما ربطی ندارد اما وقتی این شیمیایی به تهران و شما رسید آنگاه ربط پیدا می کند؟
ما هم مثل شما ترورهای سعید امامی و قتل های زنجیره ای و سعی در ایجاد ناآرامی ها در زمان آقای خاتمی رو فراموش نکرده و نمی کنیم.
گرفتن جان هر انسانی به خاطر نوع تفکر و ایدئولوژی و مرام و مسلک ترور هست و مطرود است.آقای خاتمی ترور کرده که اینطور به خونش تشنه اید؟
متوجه منظورتون هم از اینکه گفتید "تجاوز توی زندان آنهم توی قران" نشدم.
فکر می کنم اشاره به تجاوز و قضیه کهریزک داره که آقای کروبی همچنان بر سر حرفش برای رد اینگونه رفتارهای ضدبشری و احقاق حقوق کسانی که مورد ظلم و رفتارهای وحشیانه قرار گرفتند ایستاده.
امیدوارم نخواهید بگوئید که آقای کروبی و خاتمی و موسوی و مهاجرانی و کدیور بوده اند که در زندان تجاوز کردند و ایشان را محکوم کنید.
برادر تنها به قاضی رفته راضی برگشته ای؟! یک کمی یواش تر اخوی.
مردک! تو هم اسم خودت را گذشتهای آدم؟
به تو چه مربوط است که چه کسی میخواهد با چه کسی بخوابد و یا چه دین و آیینی را انتخاب کند. مگر ارث پدری ترا خورده است که مدعی تن و بدن آدمها و یا دین و ایمانشان هستی؟
متجاوز از ۶۰ سال پیش در دنیایی که تو و امثال تو هیچ چیز از آن نیاموخته اید ملتها به پیمانی مشترک رسیدند تا در پرتو آن پیمان انسانها فارغ از رنگ پوست، نژاد، جنسیت و اعتقادات شخصی و ایمان دینیشان در کنار هم مانند "انسان" و نه آنکه تو و امثال تو در جمهوری به اصطلاح اسلامی تان درست کردهاید زندگی کنند. نام آن پیمان نامه " اعلامیه جهانی حقوق بشر" است. یک نسخه از اینان پیمان نامه را تهیه کن ،بخوان و سعی کن از آن بیاموزی. شاید بقیه عمر به بطالت رفته ات را بتوانی مانند یک انسان زندگی کنی.
به من مربوط نیست یک آقا چه خانمی را یا یک خانم چه آقایی رو برای زندگی مشترک یا همبستر شدن در حریم خصوصی اش انتخاب می کنه و تا وقتی اون خانم در حریم خصوصی قلبا و عملا اعتراضی به نحوه عملکرد آن آقا ندارد و خوشنود و خوشحال هستند و شکایتی نکرده برای خودم حق فضولی، کنکاش، دخالت و سرک کشیدن در حریم شخصی دیگران قائل نمیشم.
تنها چیزی که روشن هست اینه که خوابیدن یک مرد با یک مرد دیگه بر خلاف اصول اخلاقی و طبیعت بشری است.
شما از روش زندگی ای که در آن مردی با مردی دیگر همبستر می شود دفاع می کنید و خواهان آن هستید؟
خواهان اینکه مردی با پسر شما بخوابد یا شما با یک پسر بخوابید؟
واقعا تائید می کنید این روش زندگی رو؟
من معتقد نیستم که باید این دو فرد رو اعدام کرد یا تیرباران کرد بلکه باید اصلاح شوند و به عنوان مخلوقات خداوند که راه را اشتباه می روند و برعکس می روند مورد مشاوره قرار بگیرند و روش های درست زندگی کردن را بیاموزند و هوای نفس و شهوت خود را کنترل کنند و نه هم اینکه میل جنسی که حق هر کسی است را کلا سرکوب کنند.
باور بر این دارم که روش زندگی را یاد نگرفته اند و به بیراهه میروند.
من هم به عنوان یک اصلاح طلب متعلق به جنبش سبز مثل شما آن بیانیه جهانی حقوق بشر رو خوانده و از محتویات آن اطلاع دارم.
در آن بیانیه اشاره ای به تائید و ترویج همجنسگرایی و خوابیدن و رابطه جنسی یک مرد با مردی دیگر نشده است.
پس لطفا از دیدگاه خودتون با دست آویز قرار دادن آن بیانیه سعی در منزه جلوه دادن این نحوه زندگی غلط همجنس خواهانه نکنید.
در این بیانیه اشاره شده که قومیت و برتری طلبی نژادی محکوم هست.
برای من عجیبه که چرا عده ای با شعار "هم غزه هم لبنان" که در حمایت از مردم فلسطین و رد و محکوم کردن سیاست های سرکوبگرایانه اسرائیل که ریشه در اعتقادات برتری طلبی نژادی قوم بنی اسرائیل و تصاحب زمین ها و اموال فلسطینی ها دارد به شدت موضع میگیرند؟
در آن بیانیه هر نوع نژادپرستی محکوم هست.
طبق همون بیانیه محبت کنید دیگه شعار "نه غزه نه لبنان" در حمایت از اسرائیل سر ندهید و رفتارهای خصمانه و سرکوبگر اسرائیل بر علیه مردم غزه و کشتی های امداد رسان صلح سازمان ملل متحد رو محکوم کنید.
فقط یک موردش را بگویم و بروم، چرا که بر سیاه دل چه سود خواندن وعظ ....نرود میخ آهنین در سنگ.
در جای فرموده اید: تنها چیزی که روشن است اینه که خوابیدن یک مرد با یک مرد دیگه بر خلاف اصول اخلاقی و طبیعت بشری است.
این اصول اخلاقی را حضرتعالی تعریف میکنید؟...طبیعت بشری را هم شما تبیین میفرماید؟ بابا یک باره بفرمایید که جای "خدا" نشسته اید و چپ و راست قانون وضع میفرمایید! نفهمیدید من چه گفتم چرا که فاقد شور لازم هستید...گوسفندی هستید که بدون چوپان نمیتواند حتا راه راا از چاه تشخیص دهد. عقل را به کلی تعطیل کردید اظهار فضله هم میفرمایید.
مردک! جمع شدن یک مرد با مردی دیگر یک روش زندگی است که شما نمیپسندید، چه ارتباطی با طبیعت بشری دارد؟ و یا اصول اخلاقی! چرا گوز را به شقیقه ربط میدهید. آیا بطور طبیعی برای همان مرد هم این حق را قائل هستید که از خوابیدن شما با یک زنّ احساس کراهت و اشمئزاز کند؟
برو دوست من کمی ذهنت را رها کن و بیشتر بخوان تا یاد بگیری و بیخودی آبروی "جنبش سبز " را هم نبر! وقتی سوادت کمی رفت بالا بیا اینجا کمی با هم حرف بزنیم شاید اثر کرد و آدم شدی.
صفحه صفحه خزعبلات نوشتن از عوارض ساندیس زیاد است . مال شما مثل اینکه تاریخ مصرفش هم گذشته بوده... بجای زیاده گویی قدری فکر کنید...
۲ حالت بیشتر متصور نخواهد بود: یا جناح حاکم اینقدر تندروی میکند که به جنگ منجر میشود، یا با غربیها کمی کنار میاید که خودشان را برای چند سال آینده تثبیت میکنند و انتخابات بعدی هم احمدینژاد را برمیدارند و کس دیگری را که کمتر بدنام است میگذرند.
فقط IRIB و لوسآنجلس .
عزیز جان .در نخستین مطلبت ،چنان به دیگراندیشان از گونه ماها تاختید،که این دوستان منتقد دین ،یا بهای هستند ،و یا مجاهد از گونه مسعود ،و یا سلطنت طلبند،به اضافه هم جنس بازان !!!!!!!!!
به نظر میرسد که جناابالی پیام روشن بیست پنج خرداد را بد فهمیدید .و گرنه این گونه از دین دفاع نمیکردید ،و متاسفانه باید عنوان کنم ،این گونه دفاع از شریعت ،کم کاستی از حسین شریعت مدارای ،و مصباح یزدی نمیباشد .
۱.نخست در مورد هم میهنان بهای ما ،گناه این اقلیت دینی و یا به قول شما غیر دینی در چه نکته ای میباشد ،ایا خبر دارید که طی تاریخ بیش از دویست سال اسلام شیعه به این مردم نگون بخت،چه جنایات و ظلمهای وارد آمده ؟؟
میدانید ،که طی سی سال حاکمیت جمهوری اسلامی چه تعداد از پسران و دختران بهای ،مورد تجاوز قرار گرفته اند ؟؟؟؟؟؟ من شناختی نسبت به افکار آنها ندارم ،ولی تنها این را میدانم ،که بهای ها ارادتی به مهدی موعود شما ندارند .
به همین دلیل هست ،که خزعلی و مصباح یزدی ،و جنتی ،و محمد یزدی ،احمد خاتمی ،و متولیان بنیادهای خراسان ،از روز نخست دست به تجاوز و کشتار ،این اقلیت دینی از دیدگاه من ،و اقلیت غیر دینی از دیدگاه جناابلی زدهاند .
پس بنظر میرسد ،خدای من ،و خدای تو ،و خدای مصباح ،جنتی ،احمد خاتمی با هم خیلی فرق میکند .تازه اینجا نتیجه میگیریم ،که خدای بهای ها هم با خدای من فرق دارد . ناسخ و منسوخ در اسلام به اندازه ای خود نمای میکند ،که هیچ یک از آنها پاسخ در خور خرد ندارند ،من یک نکته را در اینجا از جناابالی میپرسم ؟؟اقلیت دینی در کرمانشاه خودمان وجود دارد ،که حضرت علی را به عنوان خود خدا قلمداد میکنند ،حتی پیامبر اسلام را ان طوری که علی را میپذیرند قبول ندارند ،روحانیون فرست طلب هر کجا که میخواهد از سفره علی تغذیه کند از روایات این اقلیت دینی سو استفاده میکند ،که مولا علی این گونه هست ،شرکی به وسعت تاریخ تمامی ادیان ،پس چرا این اقلیت دینی به مانند بها هیها سرکوب نمیشود ؟؟؟شاید مخرج مشترک این اقلیت دینی با پیروان بهای در مورد مهدی موعود یکی باشد ۱!!!!!!البته من امیدوارم که دین سالاران فردا شبیخون به این اقلیت دینی دگراندیش نزنند .
ادامه دارد !
اما در مورد هم جنس گرایان !!جدا از شر ورهای دروغ و دغل اخلاقی که ایت الله ها بیان میکنند ،و به نظر من تنها جریانی که نه صلاحیت ان را دارد و نه شایستگی ان را در این مورد فتوا دهد خود همین اسلام سالاران میباسند ،چون این قوم بیسواد و کم خرد ،تمامی دانش خود را از حوزه های علمیه ،فرا گرفته ،که بر بنیاد نادانی بشر بنا شده است .تنها یک گروه صاحب نظر فکری و علمی میتوانند این گره اخلاقی را بگشایند ،پزشکان و روان پزشکان میباشند ،و گرنه مصباح تزدی و خسر خوبان خود باید به متخصصین مراجه نمایند !!!!1
عزیز من در این طیف نظرات بسیار متنوعی پیدا میشود ،به باور حقیر ،یک جهوری خواه صد در صد لاییک ،نظرات افراطی ترین آنها از نظرات برخی از کسانی که شال سبز به گردن میاندازند ،و تاریخ نفهمیده و نخوانده پنجاه سال سلطنت پهلوی را سیاه و سیاه قلمداد میکنند ،به من نزدیک ترند .از من به جناابالی نصیحت ،نظرات جناب آقای صادق زیبا کلام را ،اگر شده یکبار بخوانید،اواخر سال پنجاه و نه بنده و برخی از دوستان نه تنها درست مثل نظرات کنونی ایشان ،بلکه خیلی ساده تر قربانی انقلاب فرهنگی شدیم .باور کن این نکته خود تاریخ هست ،کسی هم در ان دست نبرده ،بنده شاهدش بودم .مردم عادی کوچه و بازار سالهای پنجاه تا پنجاه و هفت را تحت عنوان دوران طلای اقتصاد ایران بیاد دارند .عزیز جان قند کیلوی دو تومان بود ،برنج کیلوی سی پنج ریال بود ،دلار آمریکای هفت تومان بود ،گرسنه در ایران نبود ،آمار قتل و تجاوز سالیانه تمام ایران ،اندازه یک روز تهران کنونی نبود !راننده کامیون از کره جنوبی و فیلیپین وارد میشد ،و خیلی چیزهای دیگر ،که جای ان نیست ،به همین دلیل برخی سلطنت را میپسندند ،پس چه بهتر که من و تو هم به آنها احترام بگذاریم ،از حقوق تمامی شهروندان ایرانی ،بهای ،مجاهد ،سلطنت طلب ،به اضافه حزب الهی دفاع کنیم ،به رسمیت بشناسیم .
خوسنت های ده شصت ،که آغاز گرانش روحانیون تازه به قدرت رسیده بودند ،و دام مخوفی برای سازمان مجاهدین خلق تهییه نمودن ،و متاسفانه رهبری سازمان مجاهدین هم در این دام باتلاقی گیر افتاد ،شاید در تاریخ خونین این کشور بندرت میتوان گوشه ای از ان را پیدا نمود ،که خوشنت کور در قوانین مدنی و غیر مدنی ان طی مدت ده سال ساری و جاری بود .به باور من ،ترورهای سازمان مجاهدین آرزوهای روحانیت به قدرت رسیده را چند برابر افزایش داد ،ترورهای سازمان مجاهدین منجر به این شد ،که تصفیه حسابهای درونی روحانیت هم به حساب مجاهدین نوشته شد ،و از ان پس هر جنایاتی را با ترقه های ،ایزای مجاهدین توجیه نمودند ،به گواه تاریخ این برهه از زمان را شاید بتوان دردناکترین دوره تاریخ جوانآن ایران زمین دانست ،که فرهیخته ترین جوانان این کشور ،یا به قتلگاهای لاجوردی سپرده شدند ،یا به تبعید ،و اندکی هم به جوار دشمن شتافتند .
خوسنت های ده شصت ،که آغاز گرانش روحانیون تازه به قدرت رسیده بودند ،و دام مخوفی برای سازمان مجاهدین خلق تهییه نمودن ،و متاسفانه رهبری سازمان مجاهدین هم در این دام باتلاقی گیر افتاد ،شاید در تاریخ خونین این کشور بندرت میتوان گوشه ای از ان را پیدا نمود ،که خوشنت کور در قوانین مدنی و غیر مدنی ان طی مدت ده سال ساری و جاری بود .به باور من ،ترورهای سازمان مجاهدین آرزوهای روحانیت به قدرت رسیده را چند برابر افزایش داد ،ترورهای سازمان مجاهدین منجر به این شد ،که تصفیه حسابهای درونی روحانیت هم به حساب مجاهدین نوشته شد ،و از ان پس هر جنایاتی را با ترقه های ،ایزای مجاهدین توجیه نمودند ،به گواه تاریخ این برهه از زمان را شاید بتوان دردناکترین دوره تاریخ جوانآن ایران زمین دانست ،که فرهیخته ترین جوانان این کشور ،یا به قتلگاهای لاجوردی سپرده شدند ،یا به تبعید ،و اندکی هم به جوار دشمن شتافتند .
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید