گفتگوی صریح با خودم؟ | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (24)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

گفتگوی صریح با خودم؟

۱۱ خرداد ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

موسوی خود را دل‌بسته «امام» خوانده. آیا دل‌بسته می‌تواند «دل‌بر» را نقد کند؟

خواندن گفتگوی سایت متعلق با میرحسین موسوی با ایشان، گرچه جذابیت‌های زمانی خودش را دارد، اما نماد یک گفتگوی یک‌سویه بدون نقد است. گفتگو کننده اگر خود میرحسین موسوی نباشد، نگاهی مثبت و توجیه کننده با ایشان دارد. گفتگویی فاقد چالش و صرفا برای موجه نشان دادن موضع‌گیری‌های رهبر جنبش سبز در موقعیت زمانی فعلی. البته از رسانه‌ای که هدفش تبلیغ یک دیدگاه است، در چارچوب رسانه‌ای حزبی ایرانی نمی‌توان انتظار داشت که از موسوی سوال‌های سختی بپرسد.

اما معیار قرار گرفتن این گفتگو مشکلاتی به بار می‌آورد. از جمله اینکه آیا گفتگو کننده باید تحت تاثیر گفتگو شونده باشد؟ آیا هر دو باید تابع نعل به نعل یک دیدگاه باشند؟ آیا گفتگو کننده نباید از گفتگوی شونده در باره ادعاهایش سوال کند و مثلا به انتقادهایی که از آیت‌الله خمینی شده اشاره نماید؟ آنجا که میرحسین موسوی می‌گوید الان که دو طرف به سان دو تیغه قیچی می‌خواهند به «امام» حمله کنند، آیا نخست وزیر دوران امام بیشتر توجه‌اش متوجه «آوازه‌خوان» نیست تا آواز؟ موسوی می‌گوید که در این محدوده زمانه لزومی به پاسخ‌گویی به انتقادها نمی‌بیند و نقد امام را جایز نمی‌شمرد. سوال اینجاست که ایشان در طول ۲۹ سال گذشته که یا در قدرت بوده و یا در حاشیه، کی «امام» و اعمالش را نقد کرده است؟

بسیاری از طرفداران موسوی که من آنها را «سبزاللهی» می‌خوانم، معتقدند که در دهه ۶۰، میرحسین موسوی از وقایع انجام شده بی‌اطلاع بوده است، و حتی در صورت اطلاع، قدرت تغییر موضع آیت‌الله خمینی را نداشته. بر همین اساس پیش برویم؛ اگر آقای میرحسین موسوی که مستقیما تا سال ۶۱، مسوولیت کامل «اطلاعات نخست‌وزیری» با او بوده، از اتفاقات بی‌خبر بوده، باید سوال کرد که از چه چیزهایی مطلع بوده؟

اگر نخست‌وزیر که در دهه ۶۰ قدرتی بیشتر از رئیس جمهوری داشته، از وضع زندان‌ها و وقایع کشور بی‌اطلاع بوده باشد، پس چه کسی مطلع بوده؟ حضور وزرای سپاه، اطلاعات و دادگستری در کابینه و دسترسی به بولتن‌های «ویژه» نمی‌توانسته نخست وزیر را از دایره خارج نگاه دارد. به هرشکل، وزیر دادگستری که رابط دولت و قوه قضاییه بوده می‌توانسته هیات دولت و رئیسش را مطلع کند.

گیریم نخست وزیر دستی در وقایع نداشته. آیا می‌دانسته چه اتفاقاتی در کشور می‌افتد؟ اگر بخواهیم از میرحسین موسوی بپرسیم که چرا امام را پیش از این نقد نکرده، چه خواهد گفت؟ ۸ سال نخست وزیری را که نمی‌توانسته نقد کند. تصاویر موجود از آن سال‌ها نشان می‌دهد که «نخست‌وزیر امام» ارادتی ویژه به رهبر انقلاب داشته و حتی از او در برابر رئیس جمهوری قدرت می‌گرفته است.  بعد از آن هم که یا عضو مجمع بوده یا مشاور ارشد روسای جمهوری تا سال ۸۴، عملا نمی‌توانسته «امام» را نقد کند. چون لزومی به این کار نمی‌دیده است.

از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸ هم که نمی‌شد در شرایطی که دشمنان امام به قدرت رسیده بودند، از عملکرد امام در دوران حکومتش چیز بدی گفت.

با این حساب، نمی‌شود فهمید که چه موقع زمان نقد «امام» فرا می‌رسد؟ اگر میرحسین موسوی روزی به قدرت برسد، وقت کافی برای نقد امام از او گرفته می‌شود و دیگران هم عملا تابع رئیس دولت هستند و نمی‌توانند بررسی کنند که در سال‌های  نخست‌وزیری ایشان  چه رخ داده و نقش امام چه بوده. به هر شکل مصلحت نخواهد بود.

اما هدف از نقد قدرت را فراموش نکنیم. هدف، پاسخ‌گو کردن مسوولان است. دیکتاتوری در فضای نقد و واقع‌گرایی به راحتی شکل نمی‌گیرد.

اینکه من نوعی بیایم و در سایتی که گرداننده‌اش هستم، با خودم گفتگویی مهربانانه بکنم و اسمش را بگذارم گفتگوی صریح با خودم، حتما باید با اعتراض خواننده روبرو شود. اما من نه سر پیازم، نه ته پیاز و در چارچوب قدرت هیچگاه مسوولیتی نداشته‌ام، مدیر نبوده‌ام و ...اما اگر کسی مسوولیتی پذیرفته، و هنوز هم مدعی قدرت است، بهتر است واقعی‌تر باشد و برای فرار از سوال‌های سخت، با خودش گفتگو نکند و «صریح» بنمایدش.

ارزیابی این خبر:

3.65

Subscribe to comments feed نظرات (14 نوشته شد):

دمبریده در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
حیف که منتظری رفت، اگر موسوی صد سال عمر کند به گرد پای او نخواهد رسید. موسوی لنگ کفش کهنه باقیمانده از ولایت بیش نیست.
مهدی کریمی در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
جالبه که تو دنیای اسلام سیاسی امروزی همیشه مرده ها هستند که اسطوره میشوند.
کاشانی، طالقانی، رجایی، باکری، مطهری، بهجت...
در ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
عزیزم کاشانی ، مطهری ، بهجت هیچ کدام اسطوره نیستند
در ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
می گفتند که سرخ پوست خوب، سرخ پوست مرده است اما آخوند حتی مرده اش هم خوب نیست
مهدی کریمی در ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
برای مسلمانانی که سیاست و مذهب را قتی کرده اند هستند، چه حزب الهی، چه سبزاللهی.
در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
نیکان عزیز .
در لایهای پنهان خبرهای قابل تاملی در جریان میباشد ،موتلفه هم از افراط و تفریط سخن میگوید ،باید منتظر ماند چند روزی .
ارمیا در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
-2
نیک عزیز به نکته خوبی اشاره کردی
هدف از نقد آیت الله خمینی این نباید باشد که زخم های کهنه را زنده کنیم یا به قول معروف مرده ها رو از قبر بیرون بکشیم، بلکه باید سعی کنیم بت دیگری ساخته نشود. در عین حال باید سعی کنیم نا خواسته ابزار دست حکومت نشویم تا ما را بجان هم بیاندازد و جنبش را تضعیف کند. این جاست که نقد سازنده بدون هر غرض و مرضی اهمیت دو چندان پیدا می کند.
در ضمن باید بگویم نقد شما به سایت کلمه کاملا
بجاست. دوستان کلمه حتی بعضی مواقع کامنت ها را هم سانسور می کنند. که واقعا
جای تاسف دارد
مهدی کریمی در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
-3
فکر نمیکنید برای اینکه اطمینان حاصل کنیم که بت دیگری نمیسازم بهتر است کسانی که در شرف بت شدن هستند را مورد بازخواست قرار دهیم؟
بهتری کاری که به بت سازی می انجامد همان چشم بستن بر روی تمام اعمال و گفتار یک نفر به بهانه ی اتحاد است.
Alireza در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
نیک جان سلام، مشخصه کانادا بدان تاسر داشته. اما، به قلی اما من هم از همین بلاد باهات صحبت میکنم، درستکه در ایران مطبوعات جبهی عمل میکنن، اما فلان ان آقایون میخوان بسیجه همگانی داشته باشن، به قله خودشون از مسائل تفرقه برانگیز دوری میکنن. بعدشم ما که در ایران نیستیم، نمیدونم، ازا چطوره، باید بزاریم خودشون راهه خودشون پیدا کنان. همونطور که تو راهه خودتو پیدا میکنی.
ازت زیاد
مهدی کریمی در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
علیرضا، فکر نمیکنی وقتی اطلاعاتی که به مردم داخل میدن محدود هست نمیتونن درست انتخاب کنند؟
وقتی در داخل ایران هم چپ هم راست دارند امام امام میکنند، و تمام رسانه های فارسی زبان خارج کشور رو هم که فیلتر کردند، پس چطوری میتونن ملت انتخاب کنند؟ اصلا چی رو دارند انتخاب میکنند؟!!!!
Alireza در ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
مهدی جان با حرفت موافقم. اطلاعات باید در دست رس باشه. من فکر میکنم، تبادله رفت و آمد، اینترنت، ماهواره همه اینهارو ایجاد میکنه. اگه کسی دنباله حقیقت باشه پیدا میکنه. اطلات باید باشه، حقه انتخاب داخلی ها با داخلی ها، نه با من که انجا نشستم هی میگم لنگش کن. به قلی نسخه بپیچم.
مهدی کریمی در ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
اولا که شما رو نمیدونم ولی من که هیچ وقت نخواستم برای کسی تصمیم بگیرم، فکر نمیکنم نیک آهنگ هم چنین نظری داشته باشد، مهم همان نشان دادن روی دیگر قضیه به مردم است.

دوما، به نظر شما چند درصد مردم ایران به اینترنت و ماهواره دسترسی دارند؟
باید به فکر لایه های پاین جامعه هم بود یا نه؟
شما گویا برداشت غلطی از وضیت اقتصادی و اجتماعی مردم ایران امروز دارد، پس خواهش میکنم اگر گکر تصمیم گرفتن برای دیگران هم به سرتان زد لطفا بیخیال شوید !!!!
Alireza در ۱۳ خرداد ۱۳۸۹
به قولی تعجب خواهی کرد اگه بگم من در عسلويه برای مدتی کار میکردم. باورت نمیشه بگم درس رسی دهاتهها کوچیک چقدر به ماهواره و اینترنت جاهای حتا بیشتر از تهران بود.
کوثر در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
نیک آهنگ جان شک نکن که هدف این مصاحبه برای جواب دادن به سوالاتی بوده که خودت و منتقدان دیگر در این مورد مطرح کردید بوده.
به شما قول میدم الان چندین ماهه که دارند با خودشان کلنجار میروند تا یک جوری بند و بساط این انتقاد های داخل جنبش را جمع کنند، ما هم که منتظر پاسخ بودیم و از خدامون بود، ولی متاسفانه این اقدام کلمه خیلی ناشیانه بود و بدتر همه رو به خودشون مشکوک تر کرد.
بزنید که میخ را به جای خوبی دارد زده اید !!!

در جواب دوستانی هم که به آقای کوثر خورده میگیرند که چرا "رهبران جنبش" !!! را زیر سوال میبرد باید گفت که آقا جان شکم خودتون رو الکی صابون نزنید، با مطرح نکردن این سوال ها هیچ کدام از اهداف جنبش زودتر میسر نخواهند شد، ۲۲ خرداد امسال هم میاید و میرود بدون اینکه اتفاق خاصی بیافتد، مثل تمام مناسبت های قبلی شبش نه امید برمیگردید خونه، (کاش اینطوری نبود، ولی باید حقیقت رو بیان کرد)
پس به جای ارزش و جایگاه الکی دادن به اشخاص دنبال نقد کردن، پاسخگویی و شفافیت افراد داخل رژیم باشد، چه آنها که در قدرتند، و چه آنها که در طلب به دست آوردنش.....به این میگن تمرین دموکراسی !! نه به رای دادن به نامزد منتصب شورای نگهبان و پیروی به چون و چرا ازش !!!!! 
nik در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹
نیک آهنگ جان، با تمام احترام مجبورم با این نوشته مخالفت کنم. زیرا: نباید از این جنبش یا حتی از جریان اصلاح طلب این انتظار را داشت که یک شبه بیاد و بگه خمینی جنایتکار بوده و یا اینکه مثلا ولایت فقیه امر قابل قبولی نیست. ایران یک جامعه مذهبی‌ است و مردم به شخصیت‌های روحانی خصوصاً خمینی احترام زیادی قائل هستند. حتا آدم‌های زیادی که به جنبش سبز و به شخص موسوی اعتقاد دارند، شدیدا به خمینی احترام میذارند، نمی‌شود از موسوی انتظار داشت که بیاد و بگه که قتل‌های ۶۷ به دستور خمینی بوده است. این حرکت یک نو تند روی است و در اوضاع فعلی‌ جامعه ایران به نظر من یک خودکشی‌ سیاسی به حساب میاد. میدانم که در یک جامعه دمکرات، همه باید نقد شوند، ولی‌ آیا واقعا جامعه ایران آمادگی نقد خمینی را داره؟ دموکراسی یک مبارزه طولانی‌ است و اینطور نیست که یک شبه به دست بیاد، با همین اصلاحات در بطن حکومت و قدرت کم کم میشود به دموکراسی هم رسید. حتا وقتی‌ که جوامع غربی را مطالعه می‌کنید، می‌بینید که به منظور رسیدن به دموکراسی و آزادی سالها مبارزه کرده اند و اینطور نبوده که در مدت کوتاهی‌ بتوان دموکراسی را مستقر کرد. به نظر من همین که موسوی هنوز در صحنه است و در طول حضور مردم در خرداد سال گذشته در کنار مردم بود، باید مورد تحسین قرار بگیره ، ایشان خیلی‌ جلوتر از امثال خاتمی است.
دوست عزیز خوب ملت هم نمی‌تونن یک‌شبه بیان از خون عزیزان‌شون بگذرن. کدوم‌اش سخت‌تره؟ توقع این‌که یکی بیاد به این مادرهای داغ‌دیده که بچه‌های گل‌شون رو اون‌جور پر پر کردن یک کلام دلداری بده خیلی به جاست و انسانی. اصلا" گور پدر سیاست ... الان این آقایان باید درست برخلاف اونچه خودشون دارن مزمت می‌کنن رفتار کنن. به قول انگلیسی‌ها نمی‌توان هم کیک را داشت و هم خوردش.
ببینید اگر خودتون عزیز از دست بدید اون‌وقت متوجه می‌شید به این سادگی نمیشه آروم گرفت.
علي در ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
نقد آيت الله خميني يك نقد فوري و فوتي است و بايد اين نقد از موضعي سكولار صورت پذيرد. بااين همه اين نقد نمي تواند بدون نقد دو گروه ديگر به سرانجام رسد:
يكي ايرانيان خارج از كشوري كه از جنبش و قربانيان آن بهره مند شدندو به لطف جنبش توانستند تجارتي دست و پا كنند. بسيار ديديم كساني را كه تا ديروز در لس آنجلس فروشنده مواد غذايي بودند اما به لطف جنبش به كارشناس مسائل ايران و «فعال حقوق بشر» تبديل شدند. در نحوه صحبت بسياري از كارشناسان مدعو صداي آمريكا اين امر هويدا است.
دوم كساني كه مي خواهند مسئوليت گذشته را صرفاً بر دوش حكومت بياندازند.كارل ياسپرس زماني مي گفت كه كل مردم آلمان و حتا نسل هاي بعدي به خاطر هيتلر، سامي ستيزي و هولوكاست گناهكارند. نقد فقط زماني مي تواند ريشه اي باشد كه خود منتقد را نيز درگير كند و او را از آسيب نقد مصون نسازد. نقد گذشته ايران نقد فرد نيست. نقد شيوه زندگي ما در گذشته است. آقاي كوثر تا زماني كه پاي خود او نيز در اين نقد گير نيافتد نمي تواند خندان و پيروزمندانه با صداي آمريكا از «سبزاللهي» ها سخن بگويد
در ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
برای اون دوستانی که سنشون قد نمیده، اگه از من بپرسی که میخوای تو دوره ۶۰ زندگی کنی یا تو دوره احمدی نژاد، جواب من دومیه.
آقای موسوی بزرگترین شانسی که آورد این بود که رییس جمهور نشد. حالا راحت میتونه بگه "من انم که رستم بود پهلوان".
Reza
کارخدارو باش که بعد سي سال
دوباره برگشته همون حس وحال
دوباره اذهان پرتشويش شده!
اوضاع مملکت قاراشميش شده!
هرجاميري صحبت آزاديه
صحبت از اين حق خداداديه
قشراي مختلف فقير و پولدار
معلم و کارگر و پرستار
هرکيو ميبيني يه جور شاکيه
دليلشم همه ميدونن چيه!
بعد از اون انتصاب نحس خرداد
قشقرقي تو مملکت راه افتاد
پير و جوون گرفته از مرد و زن
به کوچه و خيابونا اومدن
به جرم اينکه رأيشونو خواستن
حنجره شونو به گلوله بستن
ادامه در
http://manzoomeenghelab.blog.com
محسن در ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
بهترین کار این است که همه مبازرین از جمله تاج زاده نبوی میردامادی ارمین وسیاستمداران ایران ازچمله موسوی کروبی وخاتمی طی نامه ای به اقای کوپثرورفقا اولا سی سال گذشته خودرا نقد کنند ثانیا چنانچه این جماعت اجازه فرمودند مبارزه راشروع کنندما که نفهمیدیم نمایندگی ایشان را چه کسی صادرکرده
در ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
نقد را فرموش نمودن به نسیه پرداختن .
بیش از نود پنج در صد قوه قضاییه ایران پیرو منویات خمین و خامنه ای بوده ،آقا خمینی بیش بیست سال پر کشیده .عوامل ،و اوامر ، و مجریان هم در این جنایت نقشه برجسته ای دارند .به آنها بپردازیم ،بگذاریم تاریخ نقد نماید تا دیگران .
مسعود در ۱۴ خرداد ۱۳۸۹
نه ۴ تا فحش هم به امام بده بعد به عنوان قرمان ملی مثل منتظری دستگیر یا حبس بشه؟!!!
اصولا اصلاح طلبها آزادی رو دوست دارند ولی تا جایی که روزنامه های خودشون فعال باشه ، دمکراسی رو دوست دارند ولی تا جایی که کاندیداهای خودشون مطرح باشه، تحقیق و تفحص رو دوست دارند ولی تا جایی که زیاد به گذشته برنگرده و فقط شامل همین چند سال اخیر باشه، خلاصه به تمام اصول دمکراتیک علاقه مند هستند ولی فقط تا اون مرزی که خودشون بهره مند از این آزادی بشن و اگر از اون بیشتر بشه خودشون میشن مخالف درجه یک آزادی چون فقط در یک جامعه مریض و ضعیف از نظر سیاسی هست که با چهارتا شعار زیبا بدون هیچ پشتوانه اجرایی میشه یک شبه ۲۲ ملیون رای جمع کرد.

مثال بارز شهر کورها و پادشاه یک لامپی همینه
مهدی در ۰۵ تیر ۱۳۸۹
حرف های شما منطقی است. اما من اگر جای شما بودم از رهبران جنبش در شرایط فعلی انتقاد نمی کردم. ایجاد فضای گفتگو و نقد خیلی ضروریست اما وقتی ما از حاکمان انتقاد نمی کنیم و به جایش از ادم هایی که در زندان هستند انتقاد می کنیم این یعنی اینکه معنی نقد را درست نفهمیده ایم و این هیچ چیزی را حل نمی کند.

باور کنید برای برخی انتقاد از رهبران جنبش خیلی مهم تر از انتقاد از حاکمیت است و این بیشتر لج بازیست تا نقد.

در مورد موسوی و امامش آقای موسوی دیدگاه هایی دارد که در ریشه های فکری او جا دارد. ریشه فکری موسوی اعتقاد بر استوار کردن هر حرکت جدید بر حرکت های قدیمی است و نفی هرگونه ساختار شکنی در مبانی عقیدتی جانعه است.
از طرفی طیف وسیعی از جامعه هنوز به آرمان های خمینی باور دارند. بنابراین علاوه بر نقد تمام عیار خمینی باید ویژگی های مثبت دیدگاه های او که اثری ژرف بر جامعه ایران داشته اند پابرجا بماند.

به یاد داشته باشید که اولین حاکمی در ایران که بارها و بارها بر حق رای مردم تاکید داشته و آن را به صورت یک گفتمان عمومی در آورده خمینی بوده. ویزگی های مثبت خمینی نباید به واسطه قتل های سال 67 زدوده شود و این خود خطر بزرگی است. سفید دیدن یا سیاه دیدن خمینی هر دو خطرناک است همانگونه که در مورد شاه کردیم و دودش به چشممان می رود.

آقای نیک آهنگ عزیز شما دوران انقلاب و دیدگاه های مردم و روشنفکران در مورد شاه را به یاد دارید و این عینک سیاه و سفید را شاید آن دوران خود شما هم داشته اید.
الان ببینید : چه بر سر روحانیون مخالف شاه و طرفدارانشان آمد. چه بر سر نیروهای چپ آمد. مخالفان امپریالیسم در کشورهای امپریالست هستند. انقلابیون سابق در زندان هستند. حتی خانواده خمینی هم در امان نیست.
اگر کسی این روزها را می دید آن حرف ها را در مورد شاه می زد؟ این نتیجه همان سیاه و سفید بینی ما بود. الان دوباره در مورد خمینی و هاشمی و موسوی اگر تکرار کنیم دوباره سرمان به سنگ می خورد. شک نکنید.
-----------------
دوست عزیز. انتقاد از طالب قدرت برای شما ناراحت کننده است؟ انتقاد از گفتمانی که به خشونت منتهی می‌شود مشکل‌ساز است؟
مجموعه نتایج: 14 | نمایش: 1 - 14

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد

دیپلمات «انگشت رسان» اخراج شد
دیپلمات ایرانی که چندی پیش در برزیل، دختران نوجوان را مورد آزار و اذیت قرار داده بود، اخراج شد. سفارت ایران در برزیل گزارش‌ مربوط به تخلف جنسی یک دیپلمات ایرانی را ناشی از «تفاوت های فرهنگی» دانسته و نادرست خوانده بود....
سیاست | خودنویس

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست

سید حسن از همه خوشتیپ‌تر است، بنابراین به دنبال ریاست جمهوری نیست
محمدعلی انصاری دبیر ستاد مرکزی مراسم بزرگداشت آیت‌الله خمینی، کاندیداتوری سیدحسن خمینی برای انتخابات ریاست جمهوری را تکذیب و همچنین طرح این که هرم‌های مقبره رهبر سابق ایران نماد شیطانی و یهودی است را یکی از القائات شیطانی عنوان کرد. ...
سیاست | امید کشتکار

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری

دورخیز موتلفه برای ریاست جمهوری
حبیب الله عسگر اولادی از اعضای شاخص تشکل محافظه کار موتلفه از احتمال شرکت یکی از اعضای برجسته این حزب وابسته به بازار در انتخابات ریاست جمهوری آینده خبر داد. ...
سیاست | امید کشتکار

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او

ژیلا بنی‌یعقوب: باز هم تولد بهمن، بی او
بهمن احمد امویی از نخستین روزنامه‌نگارانی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ به زندان افتاد. همسرش ژیلا بنی‌یعقوب تولدی دیگر را بی او گرامی می‌دارد. بنی یعقوب می‌نویسد: «چند هفته است که با مأموران زندان کلنجار می‌روم که بتوانم برایت در روز تولدت هدیه‌ای کوچک بیاورم، گلی یا کتابی یا ادوکلنی شاید... اما همچنان از من اصرار و از آن‌ها بهانه: نه! نمی‌شود.»...
حقوق بشر | خودنویس

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری

اعتراض منتشر کننده سخنان خاتمی به «عوام‌فریبی» حامیان رئیس سابق جمهوری
حامد صالح آبادی، روزنامه‌نگاری* که دیروز در دیدار با سید محمد خاتمی حاضر بود و سخنان خاتمی در باره پشیمانی تلویحی‌اش از شرکت در انتخابات را در فیسبوک منتشر کرده بود، از برخوردهای نیروهای نزدیک به خاتمی علیه خودش خبر می‌دهد. او می‌نویسد: «سخنانی بود که خودم درفاصله چند متری از آقای خاتمی شنیدم و حالا اگر دوستان عوام فریب می‌خواهند طور دیگری جلوه دهند مشکلی پیش نخواهد آمد، شما راحت باشید و تراوشات ذهنی خودتان را با جهت گیری حزب‌تان منتشر کنید»....
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید